|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پاورقى
نوشته باب وود وارد ترجمه: كابك خبيرى
|
|
|
|
مخالفت اسرائيل با رأى دادگاه بين المللى لاهه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
هيولاى هسته اى در دست تروريست ها
تروريسم و تكثير سلاح هاى كشتار جمعى به يكى از حادترين مشكلات سياست بين المللى مبدل گشته است. اين مسأله مكرراً به عنوان مشكل مهمى مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته و البته جامعه جهانى به موفقيت هاى قابل توجه و چشمگيرى در زمينه مبارزه با تعدد سلاح هاى كشتار جمعى دست يافته است. تهديدات سلاح هسته اى در سطح جهان كاهش يافته و نيز در سطوح منطقه اى كاهش خطر اينگونه سلاح ها تا حد زيادى مديون روش هاى ديپلماتيك و نيز مذاكرات كاملاً محرمانه است.همچنين در اين امر رهبر ليبى، سرهنگ معمر قذافى، نقش عمده اى ايفا كرد. ليبى با كشف عناصر مخفى تكثير سلاح هاى كشتار جمعى به اين درك ارزشمند رسيد كه خود از اين روند و جريان دست بردارد. عمليات داوطلبانه وى و فرمانبردارانش باعث گرديد يك كشتى چينى توقيف و بازداشت گردد. اين كشتى حامل قطعاتى براى ساخت و توليد سانتريفيوژ غنى سازى اورانيوم بود. در اين ميان ارتباطات اساسى و دخالت پاكستان افشا شد و چشم پوشى دولت ليبى از تكثير سلاح هاى كشتار جمعى و افشاى اين راز شوك بزرگى براى شركايش محسوب گرديد. ولى در همان زمان بدون تأييد و حمايت سازمان ملل عمليات نظامى عليه عراق به راه افتاد. شروع اين عمليات توسط آمريكا اجماع اخلاقى و معنوى سياستمداران را جهت مواجهه با متخلفين برنامه هاى پيشرفته و خطرناك سلاح هاى كشتار جمعى ضعيف كرد. صدام حسين هزاران انسان بى گناه را از بين برده ولى تلاش جهت نشان دادن او به عنوان مجرى تروريسم با شكست مواجه شد. هيچگونه سلاح كشتار جمعى در عراق يافت نشد. زمامداران آمريكايى جهت تحت تأثير قرار دادن مردم حساس كشورشان سعى در پرده درى داشتند تا روى جو قبل از انتخابات رياست جمهورى تأثيربگذارند. به همين علت است كه جست وجوى سلاح هاى كشتار جمعى در عراق ادامه مى يابد. در همين حال فرمانده نيروهاى اشغالگر آمريكايى در عراق اين موضوع را پذيرفته و آمريكا را با اين عبارت كه «اينجا در عراق هيچگونه سلاح كشتار جمعى وجود ندارد.» شرمنده و ناراحت كرد. مسأله جست وجوى سلاح هاى كشتار جمعى در عراق توسط بازرسان نظامى متعدد آمريكايى تحت فرماندهى ديويدكى همچنان حل ناشده باقى مانده است. بدون حمايت گسترده مردم هر كشور، آمريكا با سرنگونى رژيم هاى مستبد بى ثبات خصوصاً در دنياى اسلام، مرتكب اشتباه بزرگى مى شود و تاوان آن را علاوه بر خود آمريكا، دنيا نيز خواهد پرداخت چرا كه اين شيوه در واقع باعث هموار كردن راه هاى تقويت مواضع تروريستى و گروه هاى راديكال در اين گونه كشورها مى شود. سياست هاى دوگانه آمريكا همچنين به مبارزه با تكثير سلاح هاى كشتار جمعى صدمه زد. گرايش شديد آمريكا به تسويه حساب با رهبرى القاعده جهت سر به نيست كردن بالاترين فردش، اسامه بن لادن؛ كه ادعا مى شود در كوه هاى شمال غربى پاكستان مخفى شده، باعث شده است كه واشنگتن چشمان خود را به روى سياست هاى بى پرواى تكثير سلاح هاى كشتار جمعى اسلام آباد ببندد. پاكستان همه چيز را فراموش كرده، بدين وسيله مى خواهد به تعهد خود جهت شتاب بخشيدن به مبارزه عليه تروريسم عمل كند. حتى زمانى كه پدر بمب هسته اى پاكستان عبدالقدير خان نيز به عنوان گرداننده بازار سياه جنگ افزارهاى اتمى شناخته شد، وى از بار مسؤوليت شانه خالى كرد و توسط رئيس جمهور پرويز مشرف بخشيده شد. علاوه بر اين، مشرف گفت كه تحت هيچ شرايطى به بازرسان بين المللى اجازه بازديد از تأسيسات ساخت سلاح هاى اتمى اين كشور را نخواهد داد. اين سخنان كمى پس از آزمايش يك فروند موشك ميان برد هسته اى توسط پاكستان اظهار شد. واشنگتن هيچگونه فشارى عليه زمامداران پاكستانى جهت جمع آورى سيستم ملى كنترل صادرات تكنولوژى هسته اى اعمال نكرد، هر چند كه به خوبى مى داند چگونه پاكستان را به منع گسترش سلاح هاى اتمى تشويق كند. داستان عبدالقدير خان و فرمانبردارانش هشدارى براى ماست چون وى عوامل تكان دهنده ديگرى هم دارد. وى براى تجارت اصلى خود يك شبكه داشت و البته دولت پاكستان رسماً ذى نفع است. به منظور افزايش درآمد، او در مالزى توليد قطعات كليدى اين دستگاه را تجارت مى كرد. وى همچنين فروشنده نقشه سانتريفيوژ غنى سازى اورانيوم به ليبى است. به عبارت ديگر، زمامداران پاكستانى فكر كرده اند با سپر بلا كردن عبدالقديرخان خود را در مقابل كنترل يا از دست دادن فناورى هسته اى، بيمه كرده اند. با اين حال، دنيا به اين پديده مهم، جديد و اساسى رسيده است: گسترش تجارت فناورى هسته اى و كاربرد آن تا حدى مديون اشخاصى است كه يك شبكه بين المللى مخفى تشكيل داده اند. اين شبكه داراى قابليت هاى تكثير و بسط، مهارت صنعتى جهت استفاده از اين تكنولوژى است. به علت ايدئولوژى خاص و مشخص و نيز وضعيت مذهبى عبدالقديرخان و فرمانبردارانش، ما هرگز امكان فاش كردن اين راز فناورى و كاربرد آن را به تروريست هاى گروهى و عناصر تندرو نمى دهيم. در طى دو سال گذشته گروه القاعده به طور مستمر سازماندهى خود را اساساً از دست داده و نمى تواند در جمع آورى تروريست ها هماهنگ عمل كند. ولى تروريست هاى بزرگى در اسپانيا، عراق، ازبكستان، مسكو و ديگر نقاط جهان فعال هستند و مى خواهند نشان دهند كه حتى بدون رهبرى هم به نقش تروريستى القاعده متمايل هستند و مى خواهند با انجام عمليات گسترده و وسيعى ادعا كنند درجهت نجات خيل زندگى بيگناهان تا حد ممكن مى كوشند. به روشنى ثابت شده كه تروريست ها شيفته تحت فشار سياسى و روانى قرار دادن دولت و افراد طراز اول قانونگذار هستند. فروپاشى رو به رشد جامعه تروريستى نكته مثبتى به شمار نمى آيد. ما مى توانيم پيش بينى كنيم كه در آينده نزديكى، دنيا از عمليات هاى غيرقانونى بيشترى رنج خواهد برد، عمليات هايى كه توسط گروه هاى تروريستى با راهنمايى مردان جوان و ثابت قدم انجام مى شود. نابغه هايى چون عبدالقديرخان مى توانند راه كشف راز اينگونه فعاليت هاى بى مسؤولانه و مغرضانه را هموار سازند. رهبران راديكال ها و افراطيون تمام خطه ها مى توانند داوطلبانى پيدا كنند ازميان هزاران متخصص، دانشمندان و شاگردانى كه با از خودگذشتگى و فداكارى فعاليت مى كنند. آنها داوطلبانه براى توليد اسلحه هاى جديد تروريسم و روش ها و اهداف جنايتكارانه وارد عمليات مى شوند. وظيفه ارجح جامعه جهانى بسيج نيروها جهت جلوگيرى از همزيستى خطرناك گروه هاى تروريستى با يكديگر است، گروه هاى تروريستى كه خودشان مى توانند سلاح هاى كشتار جمعى نوظهورى تهيه كنند و آگاهند چگونه مبارزات تروريستى را به سطح جديد و بسياربسيار خطرناكى ارتقا دهند. * * * * ژنرال گنادى يوستافيف، متولد ،۱۹۳۸ متخصص مبارزه با تكثير تسليحات كشتار جمعى است كه براى وزارت امور خارجه روسيه كار مى كند. منبع: خبرگزارى ريانووستى
|
|
|
|
|
درگيرى نيروهاى گرجى و اوستياى جنوبى
گروه بين الملل ـ بر اثر درگيرى هاى تازه در منطقه اوستياى جنوبى، ۴ مأمور امنيتى گرجستان مجروح شدند كه حال دو نفرشان وخيم است. به گزارش خبرگزارى فرانسه، يك مقام دفتر رياست جمهورى گرجستان گفت كه تيراندازى ديروز بين ساكنان روستاى «پريستى» و مأموران امنيتى اتفاق افتاده است. او گفت كه مجروحان سه سرباز و يك مأمور پليس بودند.
|
|
|
|
|
فازسياسى نابودسازى هويت فلسطينى ها
|
|
|
دردسرهاى سياسى آريل شارون در واقع از يك سال و نيم پيش وهمزمان با پا گرفتن جنبش خودجوشى كه خواهان ديواركشى به دور مراكز بزرگ شهرى بود آغاز شد. طرفداران اين پروژه اميدوار بودند كه چنين ديوارى مانع رسوخ انتحارگران فلسطينى به داخل اسرائيل گردد. از سوى ديگر خوش نشين ها و اكثريت جناح راست اسرائيل به سرعت مخالفت خود را با ساختن چنين ديوارى نشان دادند چرا كه به عقيده آنان اين عمل تلويحاً مرزهاى اسرائيل را مشخص كرده و تجزيه اينچنينى فلسطين بسيارى از كلنى ها و اقامتگاههاى خوش نشينان يهودى را در خارج اين ديوار واقع مى ساخت. به علاوه، اين كار از نظر بسيارى نشانه مرگ ايدئولوژى «اسرائيل بزرگ» محسوب مى شد و به همين دليل اكثريت اعضاى پارلمان و كابينه شارون و همچنين كميته مركزى حزب ليكود قوياً با اين برنامه مخالفت ورزيدند. انگيزه طرفداران طرح ديوار كشى (كه ساختمان آن از بهار ۲۰۰۲) آغاز شده كمتر خصلت ايدئولوژيك داشت و عمدتاً از اضطرابات و وحشت آنان از انتحارگران فلسطينى و تلفاتى كه در نتيجه به مردم غيرنظامى وارد مى شد و نيز از ناتوانى آشكار ارتش اسرائيل در جلوگيرى از عمليات بمب گذارى انتحارى برمى خاست. شارون اما همان طور كه به زودى روشن خواهد شد مزاياى جدايى و يا اصطلاحاً «متاركه» را به خوبى درك كرده و تا مرحله برنامه ريزى جزييات دقيق اين پروژه (به منزله يكى از فازها و جزيى از هدف نهايى خود يعنى منكوب ساختن هويت فلسطينى ها) پيش رفته بود. او به منظور دور زدن مخالفين خود به يكى از بى سابقه ترين قمارهاى فرهنگ سياسى رايج اسرائيل دست زد واعضاى حزب ليكود را به رفراندوم مستقيم دعوت كرد. شارون در اين رابطه روى محبوبيت خود در ميان مردم حساب مى كرد و به خوداطمينان داشت كه آراى موافق آنان را به دست خواهد آورد. اما در رفراندومى كه در روز دوم ماه مه برگزار شد او توانست تنها ۴۰درصد آراى موافق را به دست آورد و بدين ترتيب شكست او ثابت شد. تحليلگران سياسى على رغم اين شكست استعفاى شارون را بعيد مى دانند. شكاف اخيرى كه ميان شارون و هسته اصلى تشكيل دهنده حوزه انتخاباتى او ايجاد شده نه تعجب برانگيز است و نه غيرمترقبه تلقى مى شود. مكتب صهيونيسم كارگرى يعنى صهيونيسم اعتقادى شارون در واقع رقيب تاريخى «صهيونيسم رويزيونيستى رمانتيك»يعنى مكتب پايه گذاران حزب ليكود محسوب مى شود. اساس بينش صهيونيسم رويزيونيستى بر تأسيس كشور يهود در محدوده مرزهاى اسرائيل بزرگ ( كه اردن هاشمى را نيز شامل مى شد) استوار بود بى آنكه راههاى دستيابى به اين هدف و چگونگى مقابله با عكس العملهاى ساكنين عرب اين كشورها و يا ساير ملتهاى منطقه روشن شده باشد. اساس اين مكتب بر اين ذهنيت استوار است كه ملت يهود اخلاقاً و تاريخاً بر سرزمينهاى اجدادى خود در تماميت آن، حقوق بلامنازع دارد و اين حقوق ابتدا به ساكن به وى تعلق گرفته و به اقتضاى طبيعت عملى خواهد شد. در سه دهه اخير اين جنبش بشارتى ـ غيرمذهبى (secular messianic) (كه هنوز كه هنوز است از واقعيات سياسى و اجتماعى روز به دور است) متحدين طبيعى ديگرى ميان ملى ـ مذهبيون و متعاقباً ميان مسيحا بشارتيون و يهوديان بنيادگراى وابسته به آن پيدا كرد. برخورد صهيونيسم كارگرى نسبت به برقرارى كشور يهود در سرزمين فلسطين اما به كلى با آن صهيونيسم رويزيونيستى متفاوت است. اينان كمتر به «حقوق مسلم» و بيشتر به پيشرويهاى تدريجى و مرحله اى قابل لمس معتقد بودند در همان حالى كه تغيير معادله قوا را بين اعراب و يهوديان در مقياس منطقه اى و جهانى مدنظر مى گرفتند. تاكتيك عمده آنان بر به چنگ آوردن اراضى هر چه بيشتر (از راه خريد زمين و متعاقباً به زور اسلحه) در مناطقى كه سكنه عرب كمتر داشت متكى بود. صهيونيسم كارگرى به مرزهاى مقدس و ثابت از پيش مقدر شده معتقد نيست و تنها به سرحدات مى انديشد. براين اساس مرزها وحدود تحت كنترل ملت يهود انعطاف پذير بوده و هميشه تابع شرايط پيچيده خارجى، توانايى دولت در حفظ اراضى، معادلات سياسى و ديگر ملاحظات مربوط به ساختارهاى طبقاتى و اجتماعى و آمارى مى باشد. همين برخورد پيچيده پراگماتيستى و عملگرايانه نسبت به استعمار فلسطين از دلايل اصلى موفقيت هاى خارق العاده پروژه صهيونيسم و على رغم تمام عوامل نامساعد خارجى (كه از همان ابتداى امر با آن روبرو بوده است) محسوب مى شود. اين دوطرز برخورد در طول چهاردهه گذشته على رغم آنكه در مقاطعى مرزهاى ميان آنها كمرنگ شده همچنان از هم متمايز باقى مانده اند. اين شكوفايى اقتصادى اما مشروط به «حفظ نزاكت» از سوى مردم فلسطين و همراهى تمام عيار ساكنين نوار غزه و ساحل غربى با اسرائيل و تن دادن آنان به سياستهاى آن مبنى بر ادغام خود در سيستم اقتصادى اسرائيل اما در همان حال مستثنى بودن كامل از ساير جوانب و مدارات كشور اسرائيل مى بود. در واقع مردم فلسطين تا حدود يك نسل نيز به اين ضوابط استعمارى تن داده (هر چند از سال۱۹۷۳ با آن به مبارزه برخاستند) و از اوضاع شكوفاى اقتصادى موجود بهره مند شدند بى آنكه از بيشتر حقوق مردمى و اجتماعى برخوردار بوده باشند و يا از اقناع روحى اى كه معمولاً با حق خودمختارى و ابراز و عملكرد به هر چه هويت ملى و قومى را نشان مى دهد ذره اى برخوردار بوده باشند. در حقيقت هر دو جامعه فلسطين و اسرائيل به اين وضعيت عميقاً نامتقارن خو گرفته و بطور درونى به يكديگر وابسته و متكى شده بودند تا جايى كه امروز بيشتر اسرائيلى ها و فلسطينيانى كه در اين شرايط غيرطبيعى رشد كرده بوده اند آن را طبيعى تلقى كرده و از تصور نوع ديگرى از رابطه متقابل عاجز مى نمايند. اين سيستم با شروع انتفاضه اول در روز ۹دسامبر۱۹۸۷ ترك خورد و آغاز انتفاضه دوم انهدام كامل آن را به دنبال آورد. در اينجا جالب است به اين نكته توجه كنيم كه قرار داد اسلو در واقع شالوده تداوم همين وضعيت اقتصادى را براى آينده ها مى ريخت در همان حالى كه دهان مردم فلسطين را با دلخوش كردن آنان به يك خودمختارى اعطايى بسته نگاه مى داشت. نظام سياسى اقتصادى اسرائيل پس از آغاز انتفاضه اول به وارد كردن كارگر مهاجر متوسل شد و خود را بدينگونه با وضعيت جديد انطباق بخشيد. جامعه اسرائيل پس از جنگ ۶۷ در يك تحول ديگر و كاملاً سوا از دنبال كردن منافع اقتصادى در مناطق اشغالى، گرفتار معضل ديگرى شده بود و آن اين بود كه از جناح راست آن گرفته تا چپ خواهان انضمام سرزمين تاريخى ملت يهود در ساحل غربى، البته منهاى ساكنين عرب آن، به كشور اسرائيل بود. الحاق رسمى اين مناطق اما به معنى از دست رفتن اكثريت يهودى در اسرائيل بودو تغييرات آمارى ـ اجتماعى اى كه با خود مى آورد نابودى هويت يهودى كشور را، حتى اگر هم حقوق كامل شهروندى به مردم فلسطين اعطا نمى شد بدنبال مى آورد. اين تضاد به نوبه خود مولد بحران ذاتى همراه با آن بود و جامعه و دولت اسرائيل را از دست زدن به تصميم گيرى هاى سياسى حياتى كه نه تنها براى حل منازعه بلكه براى رويارويى با معضلات سياسى درونى ديگر نظير بازسازى اقتصادى، آموزش و رفاه همگانى، روابط متقابل دولت ـ كنيسه، دموكراتيزه كردن ونظامى زدايى جامعه بود، عاجز ساخت. اين بحران بتدريج بارزتر و بارزتر شد و منافع متضاد دسته هاى مردم با احزاب مختلف همسو و به جزيى از هويت و جدان فردى و جمعى آنان مبدل شد. در سال ۱۹۷۷ زمانى كه بلوك ناسيونال دست راستى اسرائيل به رهبرى حزب ليكود (بقاياى حزب رويزيونيست) به قدرت رسيد، انتظار مى رفت كه اولين اقدام آن الحاق ساحل غربى و نوار غزه (كه به نوبه خود بخشى از «سرزمين اسرائيل» محسوب مى شد) در تماميت آن به كشور باشد. هر چه بودهمين رؤيا ستون اصلى بناى حزب محسوب شده و شعارى بود كه از دهان مناخيم بگين رهبر حزب (زمانى كه در موضع اپوزيسيون بود) در مى آمد. الحاق مناطق اشغالى انگيزه اصلى آريل شارون (بلافاصله پس از خروج از ارتش در سال ۱۹۷۳) در بسيج احزاب كوچك ومتوسط دست راستى و ميانه رو پشت سر همان رويزيونيست با سابقه محسوب مى شد. با اين حال به استثناى ارتفاعات جولان (متعلق به سوريه) هيچ منطقه ديگرى، على رغم آنكه همه بخشى از سرزمين مادرى ملت يهودتلقى مى شدند، به اسرائيل منضم نشد. دليل اين خود نگهدارى جمعيت دائماً روبه رشد عرب فلسطينى سرزمين هاى اشغالى بود. تركيب اين جمعيت تازه وساير شهروندان عرب اسرائيل اين كشور را آنى به يك پديده دو مليتى مبدل مى ساخت حتى اگر هم حقوق كامل شهروندى و آزادى ها و برنامه هاى رفاه عمومى شامل حال آن مردم نمى شد. در حال حاضر و على رغم مهاجرت بى سابقه بيش از يك ميليون غير عرب (يهودى و غير يهودى) از شوروى سابق، هنوز كه هنوز است جمعيت منطقه ميان درياى مديترانه و رود اردن به حدود تنها ۵ ميليون يهودى و ۴/۵ ميليون فلسطينى (اعم از شهروندان و محرومين از حقوق شهروندى) بالغ مى شود . پيش بينى هاى فعلى نشان مى دهد كه تا سال ۲۰۲۰ جمعيت سرزمين تاريخى فلسطينى به حدود ۱۵/۱ ميليون نفر خواهد رسيد كه در آن سكنه ۶/۵ ميليونى يهودى دراقليت قرار خواهدگرفت. در فرهنگ سياسى اسرائيل هميشه دو نگرانى وجودى عميقاً ريشه دار در حال عمل است: يكى نابودى فيزيكى كشور يعنى نگرانى اى كه غالباً توسط سياستمداران و روشنفكران مورداستفاده و سوءاستفاده قرار مى گيرد و با آن عواطف مردم به بازى گرفته مى شود و ديگرى از دست رفتن اكثريت لرزان جمعيت يهودى سرزمين (اصلى كه تفوق و هويت كشور بر آن استوار است) مى باشد. از دست رفتن اكثريت يهودى درواقع پيش درآمد حذف فيزيكى كشور يهود تلقى مى شود و به اين ترتيب بود كه اسرائيل خود را با يك معضل غيرقابل حل روبرو مى ديد: الزام ميهنى حفظ سرزمين مقدس با الزام وطن پرستانه ديگر يعنى تضمين اكثريت يهودى در كشور در تضاد مى افتاد. بخش عمده مردمى كه دوبار آريل شارون را با رأى خود به سر كار آورده بودند (از هر دو مكتب صهيونيسم) انتظار داشتند كه او «راه حل مناسب» اين دو تضاد درونى و نيز معضل مقاومت مسلحانه نوظهور فلسطينى ها عليه اشغالگران اسرائيلى را پيدا كند. شارون درواقع ايده خاص خود (مضمونى كه سابقه آن به جنگ سال ۱۹۴۸ بازمى گردد) را براى «حل مسأله فلسطين» در سر داشت و آن ارتكاب «پوليتى سيده» عليه ملت فلسطين بود. «پوليتى سيده» يك پروسه نظامى، سياسى، ديپلماتيك و روانى است كه هدف غايى آن امحا مردم فلسطين به عنوان يك وجود مسلم و برحق اجتماعى سياسى و اقتصادى مستقل مى باشد. اين پروسه، هر چند نه لزوماً، مى تواند به صورت تدريجى شامل پاكسازى نژادى كامل و يا جزيى مردم فلسطين از خاك اسرائيل و يا به عبارتى فلسطين باستانى باشد. اسحاق رابين و اردوى به اصطلاح صلح طلب سعى كردند اين مسأله را با دست شستن از بيشتر مناطق اشغالى و سكنه عرب آن حل كنند. ترور رابين عكس العملى نسبت به همين سياست تلقى مى شد و در انتخابات بعدى اكثريت مردم يهودى آن راه حل را كه عدول از مشى صهيونيسم كارگرى تلقى مى شد يا به يكباره رد كردند و يا به آن به ديده ترديد نگريستند. دولت شارون تقريباً با صراحت به معكوس سياست اسلوتمايل نشان داد. فاز نخست «پوليتى سيده» با حمله نظامى اسرائيل با نام «عمليات سپر دفاعى» در ۲۹ ماه مارس سال ۲۰۰۲ به اجرا درآمد و هدف آن نه تنها از هم دراندن كليه سازمانهاى انتظامى فلسطينى در تماميت آن بلكه عمدتاً منكوب ساختن زيربناى رژيم ادارى عرفات بود. اسرائيل در همان حال و در خدمت همان اهداف به طور سيستماتيك بيشتر نهادها و بنيادهاى اجتماعى ملى و عمومى فلسطينى ها را مورد حمله قرار داد و حتى داده هاى الكترونيكى اداره آمار و انفورماتيك فلسطين را نيز نابود ساخت. از ديگر مقاصد حملات مكرر ارتش اسرائيل به اعماق شهرها و شهرك ها و دهات و اردوگاههاى فلسطينى و اعدام هاى غيرقانونى رهبران سياسى و مبارزان فلسطينى از هر سازمان، قدرت نمايى براى مردم فلسطين و نشان دادن بازو و قدرت نظامى و ابراز آمادگى و نفوذ و قدرت سياسى خود در استفاده از آن بود و هدف از آن اثبات بى دفاعى و ضربه پذيرى فلسطينى ها در مقابل حملات گستاخانه اسرائيل بود. در اين ميان كشورهاى عربى و جامعه جهانى در دفاع از مردم فلسطين و بيشتر به خاطر بستن دهان ملت هاى ناآرام خود، تنها به تعارفات لفظى بسنده كردند چرا كه اكثراً براين ظن بودند كه دولت فعلى اسرائيل مترصد دامن زدن به يك جنگ منطقه اى مى باشد. امروزه اسرائيل زير چتر حمايتى دولت بوش ( كه از جهت تمايلات مذهبى به تندروهاى مسيحى نزديك است) به شكل بى سابقه اى تداوم و دنبالچه اخلاقى ايالات متحده تلقى مى شود و در همين راستا است كه در حال حاضر از حمايت هاى سياسى و نظامى بى قيد و شرط تنها «فوق قدرت» جهان برخوردار است. شارون در جريان فاز نظامى «پوليتى سيده» محبوبيت عظيمى ميان بسيارى از يهوديان اسرائيلى كسب كرد. او پس از نابود ساختن كل توانايى هاى نظام يافته فلسطينى ها براى مقابله، به فاز سياسى كار خوديعنى «متاركه» رسيد. شارون از روى پراگماتيسم وواقع گرايى خود كاملاً آگاه است كه معيارها وهنجارهاى نوين جهانى نه پاكسازى نژادى او را خواهد پذيرفت و نه مبدل ساختن اردن هاشمى به كشور فلسطين براساس طرح اوليه خودمبنى بر «اردن بايدكشور فلسطينى ها باشد». او بنابراين، مبادرت به ساختن ديوار و برچيدن دهكده هاى خوش نشينان نوار غزه و چهار اقامتگاه دور افتاده ديگر در ساحل غربى كرد و در مقابل خارج ساختن ۷۵۰۰ خوش نشين از اين دهات، حمايت دولت بوش و حزب ليكود را در كار حفظ ۹۵۰۰۰ خوش نشين ديگر واقامتگاه هاى آنان در نقاط ديگر ساحل غربى طلب مى كرد. شارون بينش خود را براى كنترل منازعه صريحاً ابراز كرده بود.او اعلام كرده بود كه همراه با اجراى «نقشه راه» پيشنهاد بوش، اسرائيل يك منطقه يكپارچه در ساحل غربى ايجاد خواهد كرد كه در آن فلسطينى ها خواهند توانست به آزادى و بدون نياز به گذشتن از پست هاى بازرسى اسرائيل از جنين تا حبرون سفر كننداما اين منطقه با ديوار و سيم خاردار از اسرائيل و حدود شهرك هاى يهودى نشين مجزا خواهد شد. هدف اين كارمشخص بود. كشور فلسطين از چهار تا پنج محدوده حفاظت شده وغير همجوار اطراف شهرهاى غزه و جنين ونابلوس وحبرون متشكل خواهد بود. طرح و صل كردن اين محدوده هاى فلسطينى از طريق تونلها وپلها به معنى حضور مسلط اسرائيل در بيشتر نقاط ساحل غربى خواهد بود. حضور اينچنينى اسرائيل به موقعيت او در نوار غزه شباهت خواهد داشت كه در آن اسرائيل حتى پس از عملى شدن متاركه اخير الذكر هنوز نيز كنترل خود را بر راههاى ارتباط زمينى وهوايى و دريايى آن حفظ خواهد كرد. در عالم مقايسه، ساكنين اين «بانتوستان» ها (شهرك هاى سياه پوست نشين دوره آپارتايد در آفريقاى جنوبى) البته مى توانند نشان ها و سمبل هاى آزادى و استقلال و خودگردانى را گرامى بدارند. تحميل اين شرايط بر مردم فلسطين تماماً با هدف پايين آوردن سطح توقع آنان وخرد كردن مقاومت و منزوى ساختن و نرم كردن آنان در مقابل ترتيبات پيشنهادى اسرائيل و در نهايت وادار ساختن آنان به ترك داوطلبانه آن سرزمين ها است. با همه اين اوصاف طرح شارون باوجود اينكه با فلسفه پراگماتيستى صهيونيسم كارگرى همخوانى دارد اما با بينش رويزيونيستى و مذهبى ـ بشارتى اسرائيل بزرگ كه بايد منحصراً از يهوديان متشكل باشد در تناقض است. از سوى ديگر براساس نظر خواهى هاى اخير اكثريت مردم اسرائيل از اين طرح شارون حمايت مى كنند و بسيارى در خارج از اسرائيل آغاز گشايش مسأله فلسطين را در آن مى يابند. روند« پوليتى سيده» هنوز ادامه دارد. منبع: لوموند ديپلماتيك
|
|
|
|
|
قانون اساسى اتحاديه اروپا در رم امضا مى شود
قانون اساسى اتحاديه اروپا، پس از موافقت سران ۲۵ كشور عضو، هشتم آبان ماه در شهر «رم» (پايتخت ايتاليا) امضا خواهد شد. به گزارش ايرنا به نقل از مطبوعات ايتاليا، پس از رايزنيهاى هلند رييس دوره اى اتحاديه اروپا با سران كشورهاى عضو، تصميم گرفته شد امضاى اين قانون ۲۲ روز زودتر انجام شود. پس از حدود دو سال اختلاف نظرهاى گسترده در مورد قانون اساسى اتحاديه اروپا از جمله در زمينه هاى نظام رأى گيرى و جايگاه مسيحيت، سران كشورهاى عضو چندى قبل موافقت خود را با امضاى آن اعلام كردند.
|
|
|
|
|
افغان ها ۹ اكتبر پاى صندوق هاى رأى مى روند
گروه بين الملل ـ كميسيون انتخاباتى افغانستان اعلام كرد كه انتخابات رياست جمهورى اين كشور در ۹ اكتبر سال جارى ميلادى برگزار خواهد شد. اين انتخابات ابتدا قرار بود در ماه ژوئن برگزار شود، اما تاريخ آن به تعويق افتاد و براى ماه سپتامبر تعيين شد و اكنون بار ديگر به تعويق افتاده است. همچنين گزارش شده است كه انتخابات پارلمانى كه قرار بود همزمان با انتخابات رياست جمهورى در كشور برگزار شود، تا آوريل سال آينده ميلادى (۲۰۰۵) به تعويق افتاده است. نگرانى هاى امنيتى از دلايل اصلى به تعويق افتادن اين انتخابات است. پيشتر، احتمال تأخيردر برگزارى انتخابات از طرف سازمان ملل متحد نيز مطرح شده بود و يك سخنگوى اين سازمان در كابل، علاوه بر نگرانى هاى امنيتى از كمبود بودجه كميسيون انتخابات به عنوان دليل تأخير احتمالى نام برد. شبه نظاميان وابسته به طالبان گفته اند كه در برگزارى انتخابات مشكل ايجاد خواهند كرد و تاكنون حملاتى را به مقامات انتخاباتى كشور و همچنين افرادى كه داراى كارت ثبت نام انتخاباتى بوده اند، انجام داده اند.
|
|
|
|
|
نماينده آيت الله سيستانى خواستار آماده كردن فضاى مناسب براى برگزارى انتخابات محلى در عراق شد
نماينده آيت الله «سيد على سيستانى» در كربلا، خواهان آماده كردن فضاى مناسب براى برگزارى انتخابات محلى در استانهاى عراق شد. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه «الايام» (چاپ بحرين) شيخ «عبدالهدى كربلايى» نماينده آيت الله سيستانى در گفت و گو با خبرگزارى آلمان (دى. پى. اى) گفت: دولت عراق اختيارات كاملى را به شوراهاى شهر داده است تا بتوانند بدون تكيه بر وعده هاى دروغين، در بازسازى تمام مناطق عراق به ايفاى نقش بپردازند. وى در ادامه از مردم عراق خواست تا از اختلافات و خشونتهاى كوركورانه اى كه شهروندان بى دفاع را مورد هدف قرار داده است، خوددارى كنند و براى تحقق يك توافق سياسى، تشكيل دولت ملى فراگير و افزايش امنيت تلاش نمايند.
|
|
|
|
|
«ملامحمد عمر» از دست مأموران افغان گريخت
مقامات اطلاعات افغانستان مى گويند: شواهدى به دست آورده اند كه نشان مى دهد «ملامحمد عمر» سركرده گروه طالبان در جنوب اين كشور مخفى شده است. فرمانده امنيتى ولايت زابل در گفت و گو با خبرنگاران با تأييد اين خبر گفت: در پى دستگيرى يكى از فرماندهان بلند پايه شبه نظاميان طالبان كه شماره تلفن عده زيادى از رهبران طالبان را در اختيار داشت، با ملامحمد عمر تماس گرفته شد. به گزارش ايرنا، ظرف سه روز گذشته، شايعاتى مبنى بر دستگيرى ملامحمد عمر در كابل منتشر شده بود. مقامات دولت مركزى افغانستان از هرگونه اظهار نظر در اين مورد خوددارى مى كنند. «عبدالله لغمانى» با تكذيب خبر دستگيرى ملامحمد عمر افزود: فرمانده دستگير شده شبه نظاميان در حضور مقامات اطلاعاتى ولايت زابل با ملامحمد عمر تماس گرفته و با رهبر طالبان گفت و گوى مختصرى كرده است. وى اضافه كرد: دراين تماس تلفنى، رهبر طالبان بسيار سريع و مختصر مطالبى عنوان و سريعاً مكالمه را قطع كرده است. لغمانى گفت: شماره تلفن هاى به دست آمده از اين فرمانده شبه نظاميان طالبان نشان مى دهد كه ملامحمد عمر زنده است ودر جنوب افغانستان به زندگى مخفيانه خود ادامه مى دهد. اين منبع اضافه كرد: با رديابى شماره تلفن مذكور، مأموران اطلاعاتى افغانستان به مخفيگاه احتمالى ملامحمد عمر هجوم بردند، ولى موفق به دستگيرى رهبر طالبان نشدند. وى به نقل از فرمانده دستگير شده شبه نظاميان طالبان افزود: ملامحمد عمر دائماً مخفيگاه خود را تغيير مى دهد و مكان ثابتى ندارد. از پاييز سال ۱۳۸۰ كه حكومت طالبان به وسيله نيروهاى آمريكايى در افغانستان ساقط شد، ملامحمد عمر و «اسامه بن لادن» رهبر گروه القاعده متوارى شدند و تاكنون نيروهاى خارجى موفق به دستگيرى آنان نشده اند.
|
|
|
|
|
پاورقى
طرح حمله
نوشته باب وود وارد ترجمه: كابك خبيرى
بخش ششم از آغاز سال ميلادى ۲۰۰۲ ، ارتباطات جورج تنت، رئيس سازمان سيا، با جورج بوش افزايش يافت. اقدام مخفيانه براى اعزام تيم هاى شبه نظامى به درون افغانستان، باعث شكل گيرى ارتباطات اوليه واستراتژى براى سقوط طالبان شده بود. آنچه باعث موفقيت اين اقدام شد، بهبود وضعيت اطلاعات انسانى و بالا بردن سطح آموزش افسران بود. تنت ۴۸ ساله ، تنها شخصيت بلندپايه دولت كلينتون در تيم امنيت ملى بوش بود.او اولين بار به عنوان كارمند كميته اطلاعاتى سنا، پا به عرصه دنياى اطلاعات امنيتى گذارد، سپس كارمند محاسباتى اطلاعاتى شوراى امنيت ملى كلينتون شد و پس از آن در سال ۱۹۹۵ ، كلينتون او را به سمت معاون رئيس سازمان سيا معرفى كرد و در سال ۱۹۹۷ نيز به سمت رياست سازمان مركزى اطلاعات آمريكا منصوب شد. او كه فرزند يك مهاجر يونانى است، از قدرت بسيار بالايى در تشريح و بيان مسائل برخوردار است. او به خوبى از اهميت ارتباطات خارجى آگاه بوده و معتقد است يكى از مهم ترين مسائل درزندگى حرفه اى و شخصى، وقت گذاشتن براى مردم است. تنت مى گويد: «زندگى يعنى دست به دست هم دادن، و همه چيز در اين خلاصه مى شود». او با پيش زمينه وخانواده هاى رؤساى سرويس هاى اطلاعاتى خارجى آشناست ، و اغلب در باره آنان پرس و جو مى كند. تنت گه گاه صبحانه را با «كارل روو» مشاور سياسى ارشد بوش در كاخ سفيد صرف مى كند، ومعروف است كه او مواردى را به روو مى گويد، كه حتى رايس نيز اجازه دانستن آن را ندارد. از همه مهم تر آ نكه او با رئيس جمهور كاملاً هماهنگ است. بوش در تعريف او گفته است: «من به او علاقه دارم و او مورد اعتماد من است واين از همه چيز مهم تر مى باشد». تنت نيز همواره معتقد است كه او براى دو نفر كار مى كند:«اول شخص رئيس جمهور و دوم ۱۷ هزار كارمندسيا». تنت مى دانست كه حتى پيش از ۱۱ سپتامبر، عراق يك موضوع مهم وجدى براى دولت بوش بوده است. يكى از سمت هاى كليدى پشت پرده سيا، رئيس گروه عملياتى عراق، يعنى شخصى بود كه عمليات مخفيانه عليه صدام را پيش مى برد. تنت، اين مسأله را براى تمامى مديران مشخص كرد كه او براى اين سمت، نياز به يك آدم كاملاً حرفه اى دارد. «سائول» يك ستاره واقعى در سيامحسوب مى شود (اين اسم مستعار اوست) . او مدير عملياتى است و عمليات هاى مخفيانه و پوششى را هدايت مى كند. ۴۳ ساله، با سرى طاس و ريش كوتاه و مرتب، سابقه بسيار طولانى در ايفاى سمت هاى حساس مخفيانه در سيا را دارد. او در نمايندگى هاى سيا در سراسر جهان، هم به عنوان افسر پرونده و هم به عنوان افسر عملياتى ارشد، خدمت كرده است. او در يكى از شهرهاى كوچك كوبا به دنيا آمده، و پدرش در يكى از مهم ترين شكست هاى سيا، يعنى قضيه خليج خوك ها در سال ۱۹۶۱ ، حضور داشته است. در اين قضيه، افسران سيا ۱۲۰۰فرارى كوبايى را كه خود عامل فرار آنان بودند، در ساحل رها كردند. او به همكاران خود گفته است: حضور من دراين جا به دليل شكست عمليات مخفى سيا است. در سال هاى پايانى دهه ،۱۹۹۰ تنت تصميم گرفت تا افسران كارآزموده و سخت گير را براى آموزش بيشتر افسران پرونده، در تشكيلات آموزشى محرمانه سيا در «ويليامزبرگ» در ايالت ويرجينيا، كه به نام «مزرعه» شناخته مى شد، منصوب كند. سائول به عنوان رئيس انتخاب و مسؤول آموزش ۲۵۰ افسر شد. در طول سال هاى ۲۰۰۰ و ،۲۰۰۱ او به عنوان دستيار اجرايى معاون تنت، يعنى «جان مك لاولين» انتخاب گرديد. پس از يك سال كار سبك دراين سمت، سائول در اداره مركزى در لانگلى به دنبال كار مى گشت. او به دلايل خانوادگى، نظير دبيرستان فرزندانش، ناچار بود كه درواشنگتن بماند. در اداره خاور نزديك سيا، كه به كاركشورهاى خاورميانه، اسرائيل، افغانستان، عراق و ايران ـ دشوارترين و پرهياهوترين منطقه ـ سمت رئيس گروه عملياتى عراق خالى بود. اين پست طرفدار زيادى نداشت و اغلب به آن به عنوان يك حرفه مرگبار نگاه مى كردند. در اداره، گروه عملياتى عراق به عنوان «خانه مهره هاى ازكارافتاده» نگاه مى شد. منظور، حضور افسران عملياتى و افسران مديريت بحران پير دراين گروه و كسانى بود كه منتظر بازنشستگى بودند. از سائول خواسته شد تا اين سمت را برعهده گيرد. تصور او اين بود كه ممكن است دولت بوش درمورد عراق جدى شود. چيزهايى هم دراين باره شنيده بود. بنابراين، او از ۴آگوست ۲۰۰۱ در سمت رئيس گروه عملياتى عراق شروع به كاركرد. شوراى امنيت ملى از سيا خواست تا هرآنچه كه مى تواند درمورد عراق انجام دهد. خواسته شورا اين نبود كه آيا مى توان صدام را سرنگون كرد؟ و يا آيا از اقدام نظامى حمايت مى كنيد؟ بلكه خواسته آنان اين بود: وضعيت عراق را چگونه مى بينيد؟ چه كارمى توانيد انجام دهيد؟ عمليات مخفيانه و پوششى داخل عراق را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ بنابراين، رائول شروع به بازنگرى و بررسى گذشته كرد. او يكى از مدرسين ارشد «مزرعه» را كه از سال ۱۹۹۱ و جنگ خليج فارس سابقه كار برروى مسائل عراق در اداره عمليات را داشت، به عنوان معاون خود انتخاب كرد.
|
|
|
|
|
مخالفت اسرائيل با رأى دادگاه بين المللى لاهه
عرفات: عدالت پيروز شد
|
|
|
گروه بين الملل ـ فلسطينيان پس از كسب پيروزى در عالى ترين دادگاه سازمان ملل متحد، اين هفته از مجمع عمومى خواهند خواست كه رژيم صهيونيستى را مجاب به تخريب ديوار حايل در كرانه باخترى كند. به گزارش آسوشيتدپرس، پس از رأى دادگاه بين المللى لاهه مبنى براين كه ديوار مذكور ناقض قوانين بين المللى است، فلسطينيان و حاميان شان اعلام كردند كه خواستار قطعنامه اى براى اجراى اين تصميم خواهندشد. اين دادگاه در حكمى شديد اللحن اعلام كرده كه اسرائيل بايد ديوار حايل را منهدم كند، به فلسطينيان متضرر غرامت بپردازد و املاك غصبى را به صاحبانشان بازگرداند. دادگاه مذكور از مجمع عمومى و شوراى امنيت سازمان ملل متحد خواست اقدام مقتضى براى پايان دادن به اين وضعيت غيرقانونى را مدنظر بگيرند. اين دادگاه همچنين خواستار صلح و استقرار هرچه سريعتر كشور فلسطين شد. «ياسرعرفات» اين حكم را يك «پيروزى براى عدالت» خواند و گفت: ما از اين تصميم احساس مباهات مى كنيم. ما به مجمع عمومى سازمان ملل متحد متوسل خواهيم شد. اما «دان گيلرمن» نماينده رژيم صهيونيستى در سازمان ملل متحد اعلام كرد مادامى كه بمب گذاريها عليه اسرائيل ادامه مى يابد، اين ديوار پابرجا خواهدماند. تامى لپيد، وزير دادگسترى اسرائيل، اعلام كرد: ما نمى توانيم وقتى در بيت المقدس اتوبوسها منفجر شدند، تصميمات اتخاذ شده در لاهه را قبول كنيم. ما بايداز خودمان دفاع كنيم. قرار است فردا كشورهاى عربى نامه اى به مجمع عمومى بفرستند و خواستار اجراى حكم دادگاه بين المللى لاهه شوند. اين نهاد مى تواند توصيه كند كه اين ديوار برچيده شود و اگر اسرائيل سرپيچى كند، مى تواند تحريمهايى را توصيه نمايد. ديپلماتهاى سازمان ملل متحد نيز اعلام كردند كه انتظار مى رود فلسطينيان و اعراب قطعنامه اى را به جريان بيندازند كه خواستار برچيده شدن اين ديوار غيرقانونى مى شود. در اين حال، «ناصر القدوه»، نماينده فلسطين در سازمان ملل متحد و رئيس هيأت فلسطينى در دادگاه بين المللى لاهه گفت: فلسطينيان از شوراى امنيت مى خواهند به اسرائيل براى رعايت قوانين بين المللى، بيشتر فشار بياورد. به گزارش ايرنا به نقل از شبكه تلويزيونى «العربيه»، وى درگفت وگو با اين شبكه خبرى افزود: آمريكا بايدبه قوانين بين المللى احترام بگذارد درغير اين صورت، طرح خاورميانه بزرگ كه به گفته واشنگتن براساس دموكراسى وآزادى پايه ريزى شده است، طرحى بيهوده خواهد بود. القدوه گفت: به هر حال، اولين گامى كه ازسوى ما برداشته خواهد شد، اين است كه با نظريه مشورتى دادگاه لاهه به مجمع عمومى برويم. گام بعدى اين است كه از شوراى امنيت بخواهيم اقدامات مشخصى رانسبت به نظريه مشورتى در صورت مخالفت اسرائيل با احكامى كه از اين جلسه صادر شده است، اتخاذ كند. بااحداث ديوارحائل ازسوى اسرائيل و واگذارى حاصلخيزترين اراضى كشاورزى متعلق به فلسطينيان به ساكنين شهرك هاى يهودى نشين، صدهاهزارپناهنده برتعداد پناهندگان كنونى فلسطين افزوده خواهد شد. اين شبكه خبرى در پايان گفت: حكم دادگاه بين المللى لاهه لازم الاجرا نيست. در همين ارتباط «سيلوان شالوم»، وزير خارجه رژيم صهيونيستى بر ادامه ساخت بناى ديوار حائل تأكيد كرد. وى ادعا كرد: ادامه بناى ديوار به منظور حمايت از امنيت شهروندان اسرائيلى است. وزير خارجه رژيم صهيونيستى تصريح كرد: ما ساخت ديوار امنيتى را ادامه خواهيم داد، زيرا بناى اين ديوار باعث امنيت اسرائيليان مى شود. ديوار حائل ۷۰۰ كيلومترى ميان فلسطينى ها واسرائيلى ها كه توسط رژيم صهيونيستى در حال ساخته شدن است، لطمه بزرگى به اقتصاد و تأسيسات فلسطينى وارد كرده است. به گزارش العربيه، احداث اين ديوار جلوى بروز هرگونه تلاشى براى توسعه و رشد اقتصاد فلسطين را مى گيرد. در همين راستا، شبكه العربيه بااشاره به عمليات تخريب در جاده اصلى ممتد ميان شهرهاى «رام الله» و «قدس» تأكيد كرد كه بر اثر اين عمليات، به داد وستد در صدها مغازه و فروشگاه واقع در اين جاده لطمه بزرگى وارد شده است. يكى از مغازه داران اين جاده بااشاره به كاهش ۶۰ درصدى در ميزان فروش گفت، اين مسأله يك مصيبت بزرگ است كه به نابودى اقتصاد وتجارت منطقه منجر خواهد شد. اين گزارش بااشاره به تخريب ۱۵ هزار هكتار از زمين هاى كشاورزى فلسطينى ها كه ديوار حائل در مناطق آنها ايجاد شده است، تأكيد مى كند كه ميزان فروش در تأسيسات صنعتى وبازرگانى در چنين مناطقى تا ۶۰ درصد كاهش يافته است. در چنين تأسيساتى علاوه بر بيكار شدن بيش از ۴۵ درصد از كاركنان آنها به روند نقل وانتقال مواد خام به اين تأسيسات و نيز صدور توليدات آنها به ميزان ۴۰ درصد كاهش يافت. در اين ميان، «عبدالرحمن العطيه» دبيركل شوراى همكارى خليج فارس، رأى دادگاه بين المللى لاهه را مهم و تاريخى ارزيابى كرد. وى با انتشار اطلاعيه اى افزود: اهميت اين رأى درآن است كه از سوى مهمترين مرجع قضايى سازمان ملل متحد صادر شده است. دبيركل شوراى همكارى گفت: صدور اين رأى يك پيروزى براى حل عادلانه مسأله فلسطين به شمار مى رود. العطيه از نهادهاى سازمان ملل از جمله مجمع عمومى و شوراى امنيت خواست تدابير لازم براى اجراى رأى دادگاه لاهه را فراهم كنند. اما سيد «حسن نصرالله» دبيركل حزب الله لبنان گفت: حكم دادگاه بين المللى لاهه درباره غيرقانونى بودن ديوار حايل در كرانه باخترى و لزوم تخريب آن اقدامى مثبت و به لحاظ تبليغاتى مفيد است اما نمى توان به آن اميد بست. به گزارش روابط عمومى حزب الله، وى جمعه شب در آيين جشنى در جنوب بيروت افزود: مقاومت و مبارزه به تنهايى قادر است رژيم صهيونيستى را به برچيدن ديوار نژادپرستانه حايل و عقب نشينى از سرزمين فلسطين ناگزير كند. نصرالله افزود: قطعنامه ۴۲۵ سازمان ملل كه خواهان خروج اسرائيل از خاك لبنان شده بود موجب ترك اين خاك از سوى رژيم صهيونيستى نشد، بلكه در سايه مقاومت ملى و اسلامى بود كه اين رژيم (در سال ۱۳۷۹ خورشيدى) از جنوب لبنان فرار كرد. دبيركل حزب الله خوشحالى اعراب در پى صدور حكم ديوان لاهه را موقتى و كوتاه خواند واظهار داشت: اين حكم حكمى مشورتى براى ارائه به سازمان ملل متحد است كه قدرت اجرايى ندارد و در نهايت با وتوى آمريكا در آن سازمان مواجه خواهد شد. در همين حال، «جان كرى» نامزد حزب دموكرات آمريكا در انتخابات آتى رياست جمهورى اين كشور از حكم دادگاه «ديوان بين المللى دادگسترى لاهه» كه ساخت ديوار حايل توسط اسرائيل در كرانه باخترى رود اردن را غيرقانونى دانسته است، انتقاد و اظهار نااميدى كرد. به گزارش روز شنبه خبرگزارى فرانسه از واشنگتن، كرى در اقدامى به منظور جلب حمايت يهوديان آمريكا در بيانيه اى گفت: «اين ديوار پاسخى مشروع به تروريسم و يك ابزار مهم براى اسرائيل در مبارزه عليه تروريسم است». وى خاطرنشان كرد: اين موضوع به دادگاه لاهه ارتباطى ندارد.
|
|
|
|
|
كلينتون: جاده صلح خاورميانه از بغداد نمى گذرد
گروه بين الملل ـ «پل ولفوويتس» معاون وزير دفاع آمريكا و از معماران تجاوز به عراق تأكيد كرد كه به رغم گزارش انتقاد آميز سنا در باره كيفيت اطلاعات پيش از جنگ، عمليات سرنگونى صدام حسين قابل توجيه است. به گزارش خبرگزارى فرانسه، وى طى نطقى اعلام كرد كه امتناع ديكتاتور سابق عراق از تن دادن به قطعنامه هاى سازمان ملل درباره بازرسى هاى تسليحاتى، بى رحمى رژيمش و سابقه وى در توليد جنگ افزارهاى كشتار جمعى اين جنگ را توجيه مى كرد. تحقيق سنا چنين نتيجه مى گيرد كه سازمانهاى اطلاعاتى آمريكا ارزيابى نادرستى از برنامه تسليحاتى عراق ارائه داده بودند. اما ولفوويتس گفت كه جورج بوش صرفاً به خاطر برنامه تسليحاتى به عراق حمله نكرد. اما «بيل كلينتون» در مصاحبه با «سى.ان.ان» اعلام كرد كه جنگ عراق به صلح خاورميانه كمكى نكرده است. رئيس جمهور سابق آمريكا گفت: جاده صلح خاورميانه از بغداد نمى گذرد، بلكه از طريق حل اختلافات فلسطينيان و اعراب تحقق مى يابد. دولت بوش مى پنداشت كه اگر ما يك دولت مردم سالار در عراق داشته باشيم، مى تواند در ميان ساير حكومتهاى خودكامه خاورميانه تحول به راه اندازد و شايد به ما كمك كند كه ميان اسرائيلى ها و فلسطينيان صلح بر قرار كنيم. اما ميانجيگرى صلح ميان آنها منوط به اين است كه به اسرائيلى ها تضمين محكم درباره امنيت و روابط عادى با همسايگان بدهيم و بگذاريم فلسطينيان دركرانه باخترى به پايتختى بيت المقدس شرقى يك كشور تشكيل دهند.
|
|
|
|
|
مقتدى صدر: دولت جديد عراق ساخته دست غربى هاست
«مقتدى صدر» تأكيد كرد: به همگان و بويژه به كسانى كه تحت نفوذ اشغالگران هستند، تأكيد مى كنم كه آسيب رساندن به گروههاى مقاومت در عراق چه شيعه، چه سنى، چه مسلمان و چه غير مسلمان، بى حرمتى به حوزه علميه و نقض تمام قوانين بين المللى خواهد بود. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه «الايام» (چاپ بحرين) وى در خطبه هاى نماز جمعه مسجد كوفه كه از سوى شيخ «جابر الخفاجى» قرائت شد، گفت: غرب به مشروعيت مقاومت اعتراف كرده است، درحالى كه شما هنوز منكر آن هستيد. وى در ادامه از «اياد علاوى» نخست وزير موقت عراق انتقاد كرد و گفت: وى از هواداران غرب و ساخته دست آنها است. اين روزنامه نوشت: مقتدى صدر همچنين در خطبه هايش از «سيد محمد خاتمى» و «بشار اسد» رؤساى جمهورى ايران و سوريه به دليل مخالفت با حضور نيروهاى بيگانه در عراق تشكر كرد.
|
|
|
|