|
گزارش «ايران»
از افزايش قتل هاى اخلاقى طى سه ماه نخست سال جارى تكيه برباد
|
|
|
در حالى كه طى سه ماهه نخست سال جارى جريان برگزارى دادگاه «شهلا جاهد» به اتهام قتل همسر ناصر محمدخانى و به دنبال آن صدور رأى قصاص براى متهم پرونده بيشترين توجه افكار عمومى به ويژه تهرانى ها را به خود مشغول كرده بود، قتل هايى به مراتب نگران كننده تر و فجيع تر از آن جنايت در گوشه و كنار كلان شهر تهران رخ داد كه اگر يكى از طرفين اين جنايت ها شهرتى همانند فوتباليست برجسته دهه ۶۰ ايران داشتند، شايد شاهد برگزارى ده ها دادگاه همانند محاكمه عامل قتل لاله سحرخيزان بوديم. ماجراى تكان دهنده حادثه شمال غربى تهران كه در جريان آن پدرى دختر ۹ ساله خود را به خاطر مظنونيت به ارتباط نامشروع به زيرزمين خانه اش برده و به طرز هولناكى به قتل رسانده بود، توطئه خونين يك زن كه با همدستى پسر جوانى نقشه قتل شوهرش را در خواب به اجرا در آورد. شليك ۸ گلوله از سوى يك خواستگار كينه جو به سوى ۲ زن و قتل عام سه عضو يك خانواده در جنوب تهران همچنين كشاندن آشناى قبلى يك دختر به قرارگاهى در شهرك غرب و شليگ ۵ گلوله به سر و سينه او از سوى نامزد جوانى از اين جمله هستند. آمارها نگران كننده است. اگرچه بر اساس گفته هاى مسؤولان نيروى انتظامى در مقايسه با بسيارى از پايتخت هاى بزرگ دنيا هنوز آمار قتل هاى تهران در رده پايين ترى قرار دارد ولى انگيزه هايى كه عاملان قتل هاى تهران در سال جارى براى ارتكاب به جنايت مطرح كرده اند نشان از تزلزل اخلاقيات دارد. در اصطلاح علوم جنايى توقف كامل و بدون بازگشت اعمال حياتى را مرگ مى گويند. اگر باعث و مسبب آن انسان باشد جرم قتل محقق مى شود. از نقطه نظر حقوقدانان قتل بر سه نوع عمد، شبه عمد (غير عمد) و خطاى محض تقسيم شده است. با بالا رفتن ضريب امنيت در جامعه قتل هايى كه امكان پيشگيرى پليسى در آن وجود دارد، كاهش پيدا مى كند. قتل به هنگام وقوع سرقت هاى مسلحانه از آن جمله اند. بيشتر قتل هايى كه طى سه ماهه اول سال ۸۳ در تهران بزرگ رخ داده اند، قتل هايى بودند كه عاملان ارتكاب به آن با قربانيان خود آشنايى داشته اند. طى سه ماهه نخست سال ۸۲ بر اساس آمارهاى ارائه شده از سوى پليس اغلب قتل ها در جريان نزاع هاى خيابانى رخ داده بود ولى متأسفانه در سال جارى نمودار قتلهاى ناموسى و فسادهاى اخلاقى روندى صعودى داشته است. وقتى معاون جنايى پليس آگاهى تهران از كشف ۸۲ درصدى پرونده هاى قتل در تهران خبر داد اين باور به قوت خود باقى ماند كه برخلاف گذشته ها، قاتلان افرادى حرفه اى و سابقه دار نبوده اند. در سال هاى قبل وقوع قتل هاى پيچيده كه رديابى عاملان ارتكاب به آن به معماهاى پليسى تبديل شده اند، نشان از طراحى نقشه هاى ماهرانه براى اين نيت پليد داشت ولى امروز مى بينيم كه درصد بالايى از مرتكبان به قتل افرادى هستند كه به دلايل قرار گرفتن و مواجه شدن با شرايط خودخواسته به طور ناگهانى تصميم به ارتكاب قتل مى گيرند. در بررسى فراوانى سنى عاملان جنايت هاى رخ داده در تهران، پليس به نتايج حيرت آورى دست يافته است. در سه ماهه نخست سال گذشته ۹۱ درصد عاملان قتل را افرادى با گروه سنى زير ۳۰ سال تشكيل مى دادند كه اين آمار در سه ماهه سال جارى با كاهش ۱۰درصدى به ۸۱ درصد رسيده است. ولى آن چيزى كه در هر دو سال مشترك بوده، پايين تر بودن سن قاتلان از قربانيان خود بوده است به طورى كه حدود ۵۲ درصد از مقتولان در اين مدت زمانى سنى بالاتر از ۴۰ سال داشته اند. به گفته سرهنگ كشفى، معاونت امور جنايى پليس آگاهى تهران بزرگ، بيش از ۵۵ درصد قربانيان جنايت هاى رخ داده در تهران بزرگ طى سه ماهه نخست سال جارى را مردان تشكيل مى دادند و تنها نزديك به ۱۸ درصد مقتولان از گروه زنان بوده اند. انتقام جويى و تصاحب اموال ديگران از عوامل اصلى وقوع قتل هايى بوده كه عاملان آن با شليك گلوله به زندگى قربانى خود مهر باطل زده اند. نزديك به ۲۰ درصد از جنايت هاى تهران را اينگونه حوادث تشكيل مى دهند. اين در حالى است كه ارتكاب به جنايت با سلاح سرد، ۸۰ درصد قتل را شامل مى شود. بررسى هاى آمارى در اين زمينه ها حكايت از آن دارد كه اختلافات خانوادگى، بروز مسائل اخلاقى بالاترين ميزان قتل ها را شامل شده و نزاع خيابانى كه زمينه هاى آن تحت تأثير احساسات جوانى، غرور، خودنمايى و سرخوردگى هاى اجتماعى و كم حوصلگى رخ نموده است، در رده دوم عوامل وقوع جنايت ها قرار گرفته است. با اينكه بر اساس آمارها درصد مقتولان زن جنايت هاى تهران تقريباً يك سوم مردان است ولى در اغلب اين قتل ها ردى از يك زن در پرونده مطرح شده است. اين متهمان وقتى از سوى بازپرسان جنايى تهران تحت بازجويى قرار گرفتند، تقريباً بيشترشان در جريان آشنايى خيابانى با فردى غريبه به او علاقه مند شده و پس از گذشت مدت زمان كوتاهى از اين آشنايى در جريان ترغيب يكديگر توطئه قتل مرد خانواده را طراحى كرده بودند. نكته قابل تأمل در اينگونه جنايت ها نفرت شديد دو متهم پرونده پس از دستگيرى از يكديگر است. تقريباً بيش از ۹۰ درصد از زنان و مردان وقتى براى بازجويى هاى قضايى به دادگاه و دادسرا انتقال داده شده اند ديگرى را عامل جنايت معرفى كرده و ادعا كرده اند كه در اين توطئه مورد فريب و نيرنگ طرف مقابل قرار گرفته اند. بالاترين درصد قتل هاى تهران در تاريكى شب و در منطقه شمال غربى تهران رخ داده است. مناطق شمال شرق تهران، منطقه مركزى، حوالى بازار، غرب و شمال تهران و جنوب غربى و جنوب شرقى تهران به ترتيب در رتبه هاى دوم تا پنجم نمودار قرار گرفته اند. در منطقه شمال غرب و شمال شرق تهران طى سال هاى اخير شاهد ساخت و سازهاى انبوه مسكن بوده ايم كه به دليل هجوم و امكان مهاجرت شهرهاى مختلف و ناهمگون بودن فرهنگ ها در اين مناطق، بالاترين آمار قتل هاى اخلاقى و خانوادگى رخ داده است. در حالى كه بررسى ها نشان مى دهد انگيزه قتل ها در مناطق جنوبى تهران بيشتر انگيزه مالى و وضعيت بد اقتصادى است. ابراهيمى ـ بازپرس ويژه قتل دادسراى شهررى ـ نيز آمار قتل هاى ناموسى را صعودى دانسته و مى گويد: آمار اين نوع جنايت ها به نظرم بى سابقه بوده است. طى سه ماهه گذشته فكر مى كنم درصد بالايى از جنايت ها با اين انگيزه رخ داده است. به نظر مى رسد در اختيار داشتن تكنولوژى هايى مثل ماهواره، سى دى و اينترنت... بدون آنكه متوليان فرهنگى كشور براى اين مهم زمينه سازى لازم را كرده باشند، تأثيرات خود را در افزايش افسارگسيخته جسارت و بى بندبارى دختران و زنان برجاى گذاشته است. از سوى ديگر امروزه تمامى حركت ها وتلاشها بر اين رويه متمركز شده كه جايگاه زنان بالابرود در حالى كه مردها همان مردان قديمى هستند. مرد جامعه امروز ما همان مرد جامعه ديروز يعنى با نگرش سنتى است. براساس قانون اين زنان چون معاونت در قتل دارند و به اين اتهام محاكمه مى شوند پس از صدور رأى به ۳ تا ۱۵ سال زندان محكوم مى شوند، در حالى كه بسيارى از آنان تنها ۲ يا ۳ سال در زندان مانده و عفوهاى مختلف شامل حالشان شده و آزاد مى شوند. خانم دكتر يوسفى استاد دانشگاه و جامعه شناس براين عقيده است كه درك نادرست از دوست داشتن، ابهامات زياد در ازدواج و نامناسب بودن وضعيت مالى و اقتصادى خانواده از عوامل بروز اين نوع جرم ها است. وى جامعه را به سه گروه و طبقه ضعيف، متوسط و قوى از نظر مالى تقسيم كرده و مى گويد: در جامعه ما طبقه متوسط كمتر به چشم مى آيد، بيشتر گروه اول و سوم هستند. كه در دو نقطه مقابل هم قرار گرفته اند. شكاف موجود بين اين طبقات هر چند بيشتر مى شود و به دنبال آن شاهد آسيب هاى اجتماعى بيشترى نيز هستيم. از طرف ديگر نگرش ها در خانواده ها هنوز نگرش هاى سنتى است. خانواده تمام تلاش خود را مى كند تا ناموس خود را تحت كنترل درآورد. او را محدود كند. بدون آنكه در دايره اين حصار شرايط پذيرش آن را فراهم كرده باشد. ناگهان دختر يا زن پشت پا به همه چيز زده و مى گريزند. وى با بيان اينكه در تعريف فرهنگ ايرانى براى خانواده ها دچار چالش شده ايم مى گويد: در گذشته هاى نه چندان دور در طول سال به ندرت شاهد قتل هايى ناموسى بوديم چون رابطه ها براى زن و مرد تعريف مشخص داشت. اكنون زن از روى اجبار براى فرار از محدوديت هاى خانواده اش تن به ازدواج با مردى مى دهد كه در وهله اول به او علاقه اى ندارد. او اميدوار است كه در جريان زندگى اين علاقه مندى به وجود بيايد. مرد كه در جريان ازدواج خود را درگير مشكلات مالى زيادى كرده فعاليت هاى خارج از خانه اش را افزايش مى دهد. زن بايد در خانه تنهايى را تحمل كند. زنها احساسى تر فكر مى كنند. آنها تصورشان اين است كه شوهرشان توجه بيشترى به آنها داشته باشد، ولى شوهر خسته از كار به خانه بازمى گردد. اگر در اين جريان بعضى بهانه گيرى ها هم صورت بگيرد، ديگر زن تمام آمال ها و آرزوهايش را برباد رفته مى بيند فكر مى كند احساساتش باز هم ناديده گرفته شده است و شوهرش او را نمى فهمد. در نخستين برخورد با مرد غريبه اى وقتى ابراز علاقه از طرف او را مى بيند، به او دل مى بندد تا اين مرد تكيه گاهش باشد. وقتى در جريان اين آشنايى زن ديد مرد تازه نقاط ضعف شوهر او را پركرده است مى خواهد به تملك او در آيد در حالى كه مانع بزرگى به نام شوهر وجود دارد. نقشه قتل او را مى كشد. ولى آمارها نشان مى دهد كه بيش از ۹۰ درصد اين زنها بلافاصله پس از ارتكاب به جنايت از كرده خود پشيمان مى شوند. چون تازه مى فهمند كه مدينه فاضله اى كه در ذهنشان بود فقط يك سراب است. آنها در حقيقت تكيه بر باد زده اند.
|