دوشنبه ۲۲ تير ۱۳۸۳ - ۲۳ جمادى الاول ۱۴۲۵
Mon, Jul 12, 2004
فرهنگ و انديشه
سال دهم - شماره ۲۸۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
افق
آرشيو
گفت وگو با حميدرضا شيرزاد بخش سوم ـ پايانى
كتاب انديشه
گفت وگو با حميدرضا شيرزاد بخش سوم ـ پايانى
دشمن انگارى
نومحافظه كاران
173043.jpg
| نقش نومحافظه كاران در ديدگاه نئوليبراليسم را باتوجه به دكترين «جنگ مداوم» كه متكى بردشمن تراشى مى باشد را بررسى نماييد.
< ديدگاه نوليبراليسم به دوبخش تقسيم مى شود. از آنجايى كه يك ديدگاه اقتصادى بدون يك سياست پشتيبان حاكم نمى گردد لذا همواره بايد با يك ديدگاه سياسى همراه باشد. بنابراين ما نئوليبراليسم را بدين گونه تقسيم بندى مى نماييم كه آنان اصولاً حاملان سياستهاى راست جديد هستند كه در غالب مفهوم ليبراليسم در اقتصاد جهانى آنان را مى شناسيم كه حاوى دو عنصر نيز مى باشند. اولين عنصر و ديدگاه نئوكانسرواتيسم يا تئورى نومحافظه كارى و ديدگاه بعدى آن «libertainism » يا ديدگاه آزادى طلب راديكال از ديدگاه اقتصادى است. پس يك ديدگاه ديد سياسى دارد ويك ديدگاه ديد اقتصادى كه اگر اين دو را از يكديگر جدا نماييم مى توانيم بگوييم كه از كدام حيطه مسأله دشمن انگارى مطرح مى شود، در ديدگاه كانسرواتيسم يا محافظه كارى، دشمن يكى از عناصر اصلى اين ديدگاه است كه معروف است مى گويند: «محافظه كاران بيشتر از آنكه خودشان را بشناسند، دشمنانشان را مى شناسند». بنابراين چنين مسأله اى كه عنصر اصلى نومحافظه كارى را تشكيل مى دهد در آمريكا و انگلستان در غالب دو پديده ريگانيسم و تاچريسم به وجود آمد. كه آنان در دهه ۱۹۸۰ سياستهاى پشتيبان قلمداد مى گرديدند. در رويكرد محافظه كاران به وضوح يك دشمن خارجى قابل مشاهده است.
در آن زمان دشمن خارجى، اتحاد جماهير شوروى بود كه به آن لقب امپراتورى اهريمن داده بودند. دشمن انگارى آنان سبب گرديد كه تمام كشورهاى سرمايه دارى را در غالب نهادينه كردن ترس ازاين دشمن به دور هم جمع نمايند. مى توان اجتماع آنان را در سازمان ناتو؛ همكارى اقتصادى، كمربندهاى امنيتى برشمرد. لذا مسأله دشمن انگارى يكى از مسائل اصلى ديدگاههاى مسلط پشتيبان مفهوم نئوليبرال است كه ما به آن نئومحافظه كارى مى گوييم. پس از فروپاشى شوروى، آمريكا دچار مشكل وخلل در پيرامون خود گرديد. زيرا دشمن آنان نابود گرديد بنابراين با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و جنگ اول خليج فارس تا زمانى كه نومحافظه كاران خودشان را (مجتمع نظامى ـ صنعتى ) احياى مجدد كنند ودشمن تازه اى بتراشند تا اقتصادشان را به حركت درآورده و رأى دهندگان را مجاب كند كرسى قدرت را از دست دادند و دموكرات ها با محور قرار دادن ضعف اقتصاد داخلى و صلح طلبى جهانى به قدرت رسيدند.
اگرچه دموكراتها هم در قالب سياستهاى نئوليبرال اقتصاد آمريكا را هدايت مى كردند اما تأكيد و پافشارى كه از سوى جمهورى خواهان در خصوص دشمن انگارى مى شود نزد دموكراتها قابل مشاهده نمى باشد.
|چگونه مى توان مطابق فرايند جهانى شدن و ظهور جامعه اطلاعاتى مطابق نظرات مانوئل كاستلز ؛ دلايلى چون كاربرد تكنولوژى سرمايه بر به جاى كاربر، افزايش قراردادهاى موقت و كاهش قراردادهاى مادام العمر ميان كارگران وكارفرمايان را از عوامل تضعيف جنبش هاى كارگرى برشمرد؟
< قبل از هرچيز بايد توضيح دهم كه اين سؤال قدرى فراتر از نئوليبراليسم مى باشد زيرا اشاره آن به فرايندهاى جهانى شدن مى باشد، همان گونه كه مشاهده مى شود، يك سلسله فرايندهايى وجود دارد كه باعث نزديك شدن زمان ومكان وازميان رفتن فاصله وهم چنين افزايش وابستگى ها و درك ما از زمان و از يكديگر خواهد شد. به عبارتى قادر خواهيم بود كه در يك زمان واحد به يك آگاهى جهانى دست يابيم و درك واحدى از جهان حاصل نماييم و بدين سبب ما به عنوان شهروند جهانى قلمداد مى شويم. شهروندانى كه محدود به يك موقعيت جغرافيايى خاص نمى باشند.
پاسخ به اين سؤال باز مى گردد به ديدگاهى كه طبق آن در جهانى شدن يك سلسله قوانين در برابر بشر قرار مى گيرد واما افرادى وجود دارند كه از توانايى امكان شكل گيرى و قاعده گذارى براين فرايندها برخوردارند و آنان از بيشترين سهم درتأثيرگذارى در اقتصادجهانى برخوردار مى باشند.
همچنين مثالهاى بسيارى مى توان برشمردكه شما مى توانيداز فرآيندجهانى شدن استفاده نماييد، اما اين فرايند به يك مسيرخاصى هدايت شده است.
پس بنابراين امكانات اطلاعاتى مى تواند به منسجم شدن كل نيروهاى مخالف سرمايه دارى هم منجر شود. همانطور كه شما اعتراضاتى را در كنفرانسهاى داووس و جنوا ملاحظه كرديد اما در عين حال مى توانيد تضعيف نيروهاى كارگرى هم را نيز مشاهده نماييد كه با پيش گرفتن وتسلط شيوه هاى توليد خاص كه ما به آن شيوع توليد منعطف مى گوييم، حاصل شده است. ظاهراً اين انعطاف نه تنها در شيوه توليد مى باشد بلكه حتى در برابر عناصر توليد وجود دارد كه در برابر شما نيزمقاومت مى كنند. براى مثال اگر در گذشته كارگران يك شركتى در انگلستان در برابر كاهش حقوق خود دست به اعتصاب مى زدند وصاحب كارخانه و سرمايه داران را با مشكلات عديده اى مواجه مى كردند، اينك امروزه مشاهده مى شود كه به راحتى در بعضى كشورها بويژه كشورهاى اروپايى پيچ كارخانه اى باز مى شود و كارخانه درجاى ديگر مجدداً نصب مى گردد و توليد در آنجا تداوم مى يابد، يا توليد فلان قطعه با پراكندگى دستگاههاى استاندارد توليد (مثل CNC) در تمام جهان به كارخانه اى در كشور ديگر در زنجيره تأمين سپرده مى شود.
بنابراين اين امر را كه بدان توليد منعطف مى گوييم نشان مى دهد كه شما قادر خواهيد بود كه هر يك از بخشهاى توليدى را به جاى ديگر انتقال دهيد.
اين امر مبين آن است كه توليد منعطف ، صاحبان صنايع را قادر به تضعيف اتحاديه هاى كارگرى كرده است و كلاً در اين شيوه هاى سرمايه بر نيروى كار(ساده) جايگاهى ندارد اما فضا براى چانه زنى نيروى كار ماهر وتحرك جهانى او باز است.
 | لطفاً انواع شيوه هاى توليد را در ديدگاه نئوليبراليسم برشماريد؟
< از نظر ديدگاه ليبراليسم شيوه هاى توليد در قالب فرديسم و پست فرديسم قابل تقسيم بندى مى باشد. ديدگاه توليد فرديسم براساس موج اول مديريت بنا شده كه براساس توليد انبوه است كه با انتقال نيروى كار از بخش كشاورزى به بخش صنعت و بخش توليد است و ما در اين ديدگاه؛ توليد انبوه را در خطوط توليد طبق ديدگاههاى مديريتى تايلور شاهد هستيم كه تسلط در ديدگاه فرديسم با سرمايه توليدى است. ديدگاه پست فرديسم يك تحولى در شيوه هاى توليد و سرمايه هاى غالب است؛ يعنى ما در اين ديدگاه مى بينيم كه تسلط به نفع سرمايه پولى مى شود. يعنى از سرمايه توليدى به سرمايه پولى ارتقاى منزلت مى يابد كه درغالب چند ديدگاه مثل ، توليد ناب، تويوتيسم Toyotism يا توليد منعطف Flexible مطرح مى شود. يعنى اينكه در اين شيوه توليد ما مشاهده مى كنيم كه تمامى عناصر توليد به صورت متحرك در مى آيد و در اينجا آن كارخانه هاى بسيار عظيم كه نيروى كار غير ورزيده در آن وجود دارد تبديل به كارخانه هايى مى شود كه هركدام بخشى از توليد را انجام مى دهند. آن هم سرموقع JITبا كيفيت جامع TQM و نقص صفر در اين ديدگاه در كشورهاى مختلف ما مشاهده مى كنيم كه به راحتى قدرت اتحاديه هاى كارگرى رو به كاهش مى نهند و ما قادر خواهيم بود به راحتى پيچ كارخانه را باز كنيم و آن را به كشور ديگر انتقال دهيم.
و همچنين به همين گونه ابزار توليدى به راحتى قابليت تحرك دارد و سرمايه اى كه به مدد سيستم هاى انتقال ديجيتال يعنى سيستم Swift كه درسال ۱۹۷۲ راه اندازى گرديد كه قادر است با فشار يك دگمه ميلياردها دلار را انتقال دهد. بنابراين كشورها ملزم هستند كه سياستهايى را وضع كنند كه سرمايه خارجى و شركتهاى فراملى مجبور به ماندن در كشورشان باشند.
| آيا با جايگزينى جنبش هاى فرهنگى به جاى جنبش هاى كارگرى كه رو به تضعيف هستند، مى توان موجبات تعديل پارادايم نئوليبرال را فراهم نمود؟
< مطابق آنچه پيرامون توليد منعطف بيان شد، آنگونه شيوه توليد موجب تضعيف جنبش هاى كارگرى مى گردد. لذا جنبش هاى سبز و فرهنگى با استفاده از ابزارهاى نظام سرمايه دارى مورد توجه منتقدين پارادايم نئوليبرال قرار گرفت. بنابراين شما اكنون مشاهده مى نماييد كه يكسرى جنبش هاى بسيار موفقى در برابر اجلاس هاى جهانى شدن برگزار شده است. آنان از ابزارهايى كه درمفهوم مسلط نئوليبرال و فرايندجهانى شدن وجود داشت، استفاده مى كنند. همچنين آنان درصدد هستند با توجه به ابزارهاى موجود با يكديگر ائتلاف براى تغيير ايجاد نمايند. همين مسأله مورد توجه ديدگاههاى سبز در جهان مى باشد.
درهر حال، ديدگاه سبز در جهان آنچنان پيش رفته است كه بطور مثال وزير امورخارجه آلمان از رؤساى حزب سبز آلمان مى باشد. اما اينك اين سؤال مطرح مى گردد كه بواسطه چه مكانيزمى مى توان پارادايم مسلط اقتصاد نئوليبرال را تغيير داد؟ بايد در پاسخ اين سؤال بگويم كه اگر شما درصدد تغيير مفهوم مسلط اقتصاد جهانى باشيد، نياز به يك قدرت اقتدار آميز در سطح جهانى ومفهوم توليد جايگزين مبتنى بر نظريات اقتصادى قابل اجرا داريد و الا با شعار و تحركات اجتماعى تنها مى توان سيستم موجود را اصلاح يا محدود نمود اما جريان اصلى همچنان باقى مى ماند.
كتاب انديشه
شين تو (راه كامى)
173034.jpg
سوكيوئونو
ترجمه: نسترن پاشايى
ويراسته: مصطفى ملكيان
نشر: نگاه معاصر
«شين تو» (shinto) يا راه خدايان، كه دين بومى مردم ژاپن است، در ميان دين هاى ديگر جهان نسبتاً ناشناخته است. اين دين كه در آغاز اهميت محلى داشت و تمركز آن بر نيازهاى يك فرهنگ كشاورزى بود، به تدريج اهميت كشورى و سياسى يافت و مى توان نقش آن را در يكپارچه ساختن كشور تحت دودمان امپراتورى ديد.
پرسته «شين تو»، كامى (kami) است. كامى ها يا موجودات فراطبيعى، ارواح ناديدنى هيبت آور و غالباً نيكوكار هستند كه در پديده هاى طبيعى زندگى مى كنند و به صورت خدايان و بانو خدايان مجسم مى شوند.جنبه هاى شخصى شين تو مستلزم ايمان به كامى و به جا آوردن آدابى است كه بنابر دل كامى صورت مى گيرد و نيز زندگى معنوى اى است كه از طريق پرستش كامى و در اتحاد با او يافته مى شود. اما در جنبه عمومى اش چيزى است فراتر از يك ايمان دينى. آميزه اى است از نگرش ها، انديشه ها و شيوه انجام كارها كه در طى بيش از دو هزاره جزو جدايى ناپذير راه مردم ژاپن شده است. از اين رو «شين تو» هم يك ايمان شخص به كامى و هم يك راه جمعى زندگى بر طبق دل كامى است؛ كه اين طى قرن ها پديد آمده، يعنى با آميختن تأثيرات گوناگون بومى و بيرونى قومى و فرهنگى و وحدتى كه كشور تحت دودمان امپراتورى به آن دست يافته است.
كتاب حاضر اولين كتاب به زبان فارسى در زمينه دين «شين تو» است. كتاب در دو بخش تنظيم و تدوين شده است. بخش نخست ترجمه اى است از كتاب «شين تو» راه كامى نوشته دكتر سوكيو ئونو و بخش دوم ترجمه اى است از مدخل «شين تو» از دانش نامه ژاپن كه سير تاريخى اين دين بومى مردم ژاپن، شكل گيرى، مكاتب، ابعاد و انديشه آيينى آن را نشان مى دهد.
ِ

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   | 
|   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |