|
|
|
تاجر فرش در بازجويى كوتاه پليس:
|
|
|
|
|
|
اظهارات ۲ شاهد عينى و بررسى صحنه حادثه روشن ساخت
|
|
|
|
|
|
|
دستگيرى قاتل ۲ كشاورز اهوازى
گروه حوادث ـ دزفول ـ خبرنگار «ايران»: عامل جنايت شبانه اراضى كشاورزى اطراف دزفول پس از دوروز دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما جعفر و صفر موحدنژاد دوبرادر ۲۳و ۲۲ساله وقتى شب هنگام در حال كار روى اراضى كشاورزى شان واقع در اطراف دزفول بودند، در برابر خود شخصى را با يك اسلحه كلاشينكف ديدند. لحظاتى بعد با شليك چندگلوله چندتن از افرادى كه از آن منطقه عبور مى كردند متوجه وقوع حادثه اى شدند. بدنهاى خون آلود و مجروح جعفر و صفر به سرعت توسط مردم به بيمارستان منتقل شد ولى جعفر بر اثر شدت جراحات وارده جان سپرد. مأموران اداره آگاهى اهواز پس از ۴۸ساعت تحقيق موفق به دستگيرى يكى از عاملان اين جنايت شدند.
|
|
|
|
|
تاجر فرش در بازجويى كوتاه پليس:
در حمله مسلحانه به ويلاى فشم به كسى شك ندارم
گروه حوادث ـ تاجر فرش در بازجويى كوتاهى كه از سوى پليس و در بيمارستان صورت گرفت، نتوانست سرنخى از مهاجمان نقابدار به ويلاى فشم در اختيار آنان قرار دهد. اين مرد ۵۱ ساله كه دختر جوانش را در اين حمله گروهى مسلح به ويلاى فشم از دست داده است روزنه هاى اميد را در برابر كارآگاهان بست. ساعت ۵ و ۳۰ دقيقه سحرگاه جمعه ۱۹ تيرماه سال جارى اعضاى خانواده يك تاجر سرشناس فرش در ويلاى ييلاقى آنان به گلوله بسته شدند كه در آن «نفيسه» ۲۵ ساله با اصابت يك گلوله به سر به قتل رسيد، پسر جوان خانواده از ناحيه پا مجروح شد و تاجر فرش با وجود اينكه سه گلوله به وى اصابت كرده بود با اقدامات پزشكى از مرگ حتمى نجات يافت. پرونده اين جنايت كه در آن سه مرد نقابدار با انگيزه نامعلومى دست به چنين تيراندازى هولناكى زده اند در اختيار شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفت و بازپرس اصغرزاده نظارت بر عمليات تحقيقى مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران را آغاز كرد. بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما؛ كارآگاهان تاكنون دوبار راه هاى ورودى مهاجمان به ويلاى فشم را با حضور در صحنه جنايت تحت بررسى قرار داده اند و به نكات تازه اى رسيده اند. از سوى ديگر، پليس در بيمارستان خاتم الانبيا تاجر فرش را تحت يك بازجويى كوتاه قرار داد و برخلاف تصورشان كه اين مرد مى تواند مهاجمان مسلح را شناسايى كند يا بگويد چه كسانى با او خصومت داشته اند و تاكنون به تهديد عليه او و خانواده اش پرداخته اند، از وى شنيدند كه به هيچ كس شك ندارد و با كسى خصومتى نداشته است.
|
|
|
|
|
نقشه فرار دختر دانشجواز چنگال سارق مسلح
|
|
|
گروه حوادث: دختر جوان سردى لوله تپانچه را روى شقيقه اش حس مى كرد، او مى دانست مأمور مسلح كسى نيست جز يك سارق كه او را به بيابان هاى خلوت و تاريك جنوب تهران كشانده است. ساعت از ۲۲ شب گذشته بود، ترس همه وجودش را فرا گرفته بود بايستى فرار مى كرد. از سرنوشتى كه در انتظارش بود وحشت داشت تا اينكه در نزديكى عوارضى تهران ـ ساوه شجاعت به خرج داد. يك چشم بر هم زدنى بيش نبود، در توقفى كوتاه با به جان خريدن مرگ و اصابت گلوله زورگير مسلح سوييچ پژواش را برداشت و خود را به بيرون از خودرو پرتاب كرد، او ديد كه مرد مسلح تعقيبش مى كند، در تاريكى شب جسارت بيشترى براى گرفتن دختر جوان داشت. «مونا» به يك خودروى رنو رسيد، سوييچ را داخل آن انداخت و در حالى كه آشفته بود از راننده رنو خواست حركت كند ومرتب تكرار كرد يك دزد مسلح در تعقيب او است. رنو هنوز حركت نكرده بود كه راننده آن تپانچه اى را در نزديكى صورتش ديد بدون هر گونه مقاومتى سوييچ در اختيار زورگير مسلح قرار گرفت اما «مونا» دست بردار نبود باز فرياد كشيد و كمك خواست تا اينكه مأموران پاسگاه انتظامى عوارضى فريادهاى او را شنيدند. به نظر مى رسيد براى هر كارى دير است، خودروى بنز الگانس پليس به تعقيب خودروى پژو پرداخت چند تير هوايى شليك كرد و وقتى بى اعتنايى مرد مسلح را ديد خودرو را هدف قرار داد، اما با وجود اصابت گلوله به بدنه پژو، سارق موفق به فرار و سرقت خودرو شده بود. «مونا» كه دانشجو است و پدرش جواهرفروشى دارد، همان شب روبروى پليس ايستاد و در حالى كه به سختى حرف مى زد گفت: «سارق يك مأمور بوده است و حتى كارت شناسايى او را با درجه ستوان يكمى ديده ام.» ماجراى اين سرقت مسلحانه با دستور بازپرس توكلى از شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران، در اختيار مأموران اداره يكم قرار گرفت و آنان در تحقيقات دريافتند شب ۲۰ فروردين ماه سال جارى ساعتى قبل از فرار «مونا» از دست سارق مسلح، او در ميدان آزادى توسط مرد فرارى متوقف شده و از او شنيده است به خاطر تصادف در روز سيزده به در تحت تعقيب است و بايستى همراه او به مقر پليس برود. وقتى سارق مسلح از موتوسيكلت پياده شده است با سوار شدن داخل خودروى پژو، اسلحه اى از غلاف چرمى درآورده است و خواسته به سمت جنوب تهران حركت كند. «مونا» تسليم خواسته او شده است تا اينكه در جاده ساوه با شنيدن دستور وى براى پيچيدن در فرعى كاملاً تاريك واكنش نشان داده است و خود را از پژو بيرون انداخته است. به جز خودروى پژو، تلفن همراه، مونيتور تلويزيون و وسايل شخصى گرانقيمت «مونا» نيز به سرقت رفته بود و همين اشياى مسروقه سرنخ اصلى براى رديابى سارق مسلح در نظر گرفته شد تا اينكه كارآگاهان پى بردند زورگير مسلح با سوءاستفاده از موقعيت شغلى اش دست به چنين سرقتى زده است. اين مرد در خانه اش تحت محاصره قرار گرفت و برخلاف تصور پليس بدون هيچگونه مقاومت مسلحانه اى دستگير شد. خودروى پژو از داخل خانه وى به دست آمد و كارآگاهان يك اسلحه فندكى و رولور قلابى با فشنگ هاى كاملاً شبيه به گلوله هاى واقعى را از خانه او كشف كردند. سارق مسلح همه جزئيات سرقت پژوى دختر دانشجو را پذيرفت و گفت: به خاطر مشكلات مالى دست به چنين كارى زده و پشيمان است. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، صبح ديروز، مأمور قلابى در برابر بازپرس توكلى حضور يافت و با اعتراف به سرقت گفت: همه اثاثيه زنانه متعلق به «مونا» را از ترس همسرش بيرون انداخته است و گوشى تلفن همراه و مونيتور تلويزيون را نيز فروخته است.
|
|
|
|
|
اظهارات ۲ شاهد عينى و بررسى صحنه حادثه روشن ساخت
سقوط مرگبار در فرار از كتك هاى شوهر
|
|
|
گروه حوادث: زن جوان وقتى با دربسته براى فرار از كتك هاى شوهرش روبرو شد، خود را از پنجره باز طبقه سوم فاز دو شهرك اكباتان به بيرون پرتاب كرد. اين جزئيات واقعى مرگ زن ۴۳ ساله اى است كه گفته مى شود به خاطر خشونت شوهرش مرگ را به جاى زندگى انتخاب كرده و پليس جنايى تهران به آن دست يافته است. آخرين ساعات شب ۱۶ تيرماه سال جارى ساكنان فاز دوم شهرك اكباتان فريادهاى كمك زنى در همسايگى خود را شنيدند كه به دست شوهرش كتك مى خورد، آنان وقتى در برابر خانه اين زوج تجمع كردند و ديدند كارى براى رهايى زن جوان پشت درهاى بسته خانه نمى توانند انجام دهند با پليس تماس گرفتند. همه صداى خشن مردى را مى شنيدند كه بدون اعتنا به گريه هاى دو كودك خود و التماس هاى همسرش او را كتك مى زد، پليس نيز پشت دربسته اين خانه بود تا اينكه صداى جيغ بلندى شنيده شد. زن جوان كه از پنجره طبقه سوم ساختمان بيرون پرتاب شده بود، هنوز نيمه جان بود، مأموران كلانترى ۱۳۵ ابتدا او را به بيمارستان اميرالمؤمنين انتقال دادند و سپس وقتى در خانه باز شد شوهر پريشان او را ديدند كه مرتب تكرار مى كرد: «زنم خودش را به بيرون پرتاب كرد.» باتوجه به اينكه تصور مى رفت زن جوان به قتل رسيده باشد دقايقى بعد بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امورجنايى تهران در محل حادثه سقوط حضور يافت و بعد از بررسى هاى دقيق نظر به بازداشت شوهر وى داد. اين مرد در همان شب پذيرفت كه با همسرش درگير شده است اما گفت: هيچ دخالتى در سقوط او نداشته است و سعى داشت همسر عصبانى اش را آرام كند. زن جوان پس از چهار روز دست و پنجه نرم كردن با مرگ روى تخت بيمارستان جان باخت و بازپرس اصغرزاده با احضار شوهر وى، او را با صدور قرار بازداشت موقت براى تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره ۱۰ قرارداد. در اين مرحله جديد، كارآگاهان جنايى با از سرگيرى تحقيقات دريافتند ادعاى اين مرد در عدم دخالتش براى سقوط همسرش نزديك به واقعيت است اما اينكه مى گويد اين زن در حال كتك زدن او بود، دروغى بيش نيست. حادثه سقوط دو شاهد عينى دارد كه هردو ديده اند مادرشان براى فرار از ضربات مشت و لگد پدر به سمت پنجره باز دويده است و از آن به بيرون پريده است البته اين ادعاها براى پليس كافى نبود. آنان در صحنه حادثه به دكوربندى خانه دقت كردند. دقيقاً در راستاى پنجره باز ميز تلويزيون و وسايل دكورى زيادى به چشم مى خورد كه اگر شوهر اين زن مى خواست او را به سمت پنجره هل دهد و از آن به بيرون پرتاب كند، حتماً با برخورد با اين دكوربندى باعث بى نظمى و به هم ريختگى آن مى شد اما از شب نخست وقتى مأموران كلانترى و بازپرس اصغرزاده در صحنه سقوط حاضر شدند آثارى از اين به هم ريختگى نديدند به گونه اى كه مشخص بود زن جوان با پاى خود به سمت پنجره دويده است و بدون برخورد با اين اثاثيه به بيرون پريده است. كارآگاهان جنايى نيز به اين نتيجه مشابه رسيدند، هيچ آثارى از مقاومت قربانى براى جلوگيرى كردن از اقدام شوهرش در پرتاب كردن او وجود نداشت. زن جوان تنها به خاطر بسته بودن در خروجى خانه و راههاى ديگر فرار وقتى خشم شوهر را ديده است در برابر ضربات او تحمل نداشته و به اين اقدام اجبارى دست زده است. شوهر اين زن هنوز اصرار دارد كه نه تنها همسرش را كتك نمى زد بلكه از او كتك مى خورد اما بچه هاى ۱۶ و ۶ساله اش مى گويند كه پدرشان مثل هميشه مادرشان را مى زد و تأكيد دارند مادرشان به سمت پنجره دويده و خود را به بيرون پرتاب كرده است. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ شوهر اين زن باوجود اثبات بى گناهى اش در اتهام قتل همسرش، به خاطر تسبيب در قتل كه به معناى سبب شدن وقوع قتل است به دستور بازپرس اصغرزاده در بازداشت به سر مى برد. بازپرس اصغرزاده در اين خصوص به خبرنگار ما گفت: شوهر اين زن او را از پنجره به بيرون پرتاب نكرده است اما با بستن در خروجى خانه و اجازه ندادن به همسرش كه مى خواست از دست كتك هاى او فرار كند، زن ناچار از پنجره به بيرون پريده است و در اين صورت شوهر وى چون باعث شده است همسرش چاره اى جز انتخاب پنجره باز براى فرار از خانه به دست نياورده است متهم به تسبيب در قتل است و تحت تحقيق قضايى قراردارد.
|
|
|
|
|
وقتى راز صندوقچه را فهميدم
پنجم مهرماه سال۱۳۴۶ مأموران كلانترى ۱۴تهران متوجه پسربچه اى شدند كه سر كوچه رزاقى در خيابان معتمد رها شده بود. پسرك هنوز يك سال نداشت و پيراهن و شلوارى به تن داشت. پسرك به شيرخوارگاه معرفى شد ودر آنجا تحت مراقبت قرار گرفت. چندماه بعد اين پسرك توسط يك زن و مرد به فرزندى پذيرفته شد. كلاس اول ابتدايى بودكه يك روز به سراغ صندوقچه مادرش رفت و در آنجا كاغذى را پيدا كرد كه در آن راز زندگى و هويت اش نوشته شده بود. پسرك از پدرش درمورد نامه پرسيد و پدرخوانده برايش حقيقت راگفته بود. سالها گذشت او بزرگ شد، تحصيلات اش را تمام كرد و به سر كار رفت. پدرخوانده اش وقتى جان سپرد، او به اين فكر افتاد كه به دنبال خانواده اش بگردد. يكسال پيش بود كه با مدارك خود پاى در دفتر روزنامه ايران گذاشت.او بايد هر طور شده خانواده اش را پيدا كند. دلش مى خواهد حرفهاى ناگفته اش را با آنان در ميان بگذارد و از راز خاموش تنهايى در كوچه رزاقى مطلع شود. كسانى كه در اين مورد اطلاعاتى دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
|
|
|
|