|
|
|
|
|
گزارش
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رئيس سابق انرون اعلام «بى گناهى» كرد
كنت لى، رئيس سابق شركت انرون در مقابل ۱۱ مورد اتهام جنايى پيرامون فروپاشى اين شركت عظيم مبادله انرژى در آمريكا اعلام «بى گناهى» كرده است. كنت لى روز پنجشنبه با حضور در دادگاه تفهيم اتهام شد. اتهامات او از جمله شامل كلاهبردارى بانكى، كلاهبردارى در معامله سهام و ارائه اظهارنامه هاى كاذب است. مأموران دادستانى آقاى لى را پس از آنكه موافقت كرد خود را در شهر هوستون تسليم اف بى آى (دايره تحقيقات فدرال آمريكا) كند با دستان دستبند زده به دادگاه بردند. در صورتى كه آقاى لى در تمام اين موارد گناهكار شناخته شود، ممكن است با ۱۷۵ سال زندان و پرداخت ۵/۷۵ ميليون دلار جريمه روبرو شود. قاضى براى وى ۵۰۰هزار دلار وجه الضمان تعيين كرده است. دادستانها خواستار وثيقه اى ۶ميليون دلارى شده بودند چراكه استدلال مى كردند احتمال فرار آقاى لى هست. آقاى لى پس از حضور در دادگاه به دفاعى پرحرارت از خود پرداخت و گفت: ناكامى معادل ارتكاب جرم نيست. او اشاره كرد كه انرون يك شركت بسيار بزرگ با ۳۰ هزار كارمند در ۳۰ كشور جهان بود، به همين دليل امكان سردرآوردن از همه امور براى او ممكن نبود. او اندرو فاستو، رئيس سابق بخش مالى انرون را مقصر دانست. آقاى فاستو قبلاً به گناه خود در اين كلاهبردارى عظيم و بى سابقه اعتراف كرده اما گفته است كه كنت لى سردسته دزدها است. آقاى فاستو قرار است در دادگاه عليه آقاى لى به ارائه شواهد بپردازد. درمقابل، دادستان ها تعهد كرده اند خواستار حبسى سبك تر براى او شوند. شركت انرون سه سال قبل و پس از آنكه فاش شد پانزده ميليارد دلار بدهى دارد، فروپاشيد. مقامات شركت ورشكسته انرون اعتراف كرده اندكه بدهى هاى اين شركت را با ترتيب دادن معاملات پيچيده مالى از چشم بازرسان حسابرسى مخفى نگاه داشته بودند. در دسامبر ۲۰۰۱ ميلادى تخلف مالى بزرگى در شركت انرون فاش شد و اين شركت اعتراف كرد كه سود خود را بيشتر از مقدار واقعى نشان داده است.آقاى لى با اينكه رئيس هيأت مديره انرون در دوره منتهى به ورشكستگى آن در سال ۲۰۰۱ بوده، ادعا مى كند از اين ترفند اطلاعى نداشته است.آقاى لى سهام خود در انرون ـ به ارزش ۲۰۰ميليون دلار ـ را پيش از اعلام ورشكستگى اين شركت فروخت.محاكمه آقاى لى همچنين داراى پيامدهاى سياسى نيز خواهد بود. آقاى لى از دوستان نزديك جورج بوش، رئيس جمهورى آمريكا بوده است. او و شركت انرون با پرداخت وجوه نقدى و قرار دادن هواپيماهاى شركت در اختيار آقاى بوش به مبارزات انتخاباتى او در سال ۲۰۰۰ كمك كردند. همچنين گفته مى شود آقاى لى از مشاوران دولت جورج بوش در زمينه سياستهاى انرژى اين كشور بوده است. بسيارى از كارمندان انرون كل اندوخته مالى خود را در جريان سقوط ارزش سهام اين شركت و ورشكستگى آن از دست دادند. انرون ميليون ها دلار سرمايه سهامداران خود را كلاهبردارى كرد و با تقلب و فريفتن بازارها باعث افزايش قيمت برق در كاليفرنيا شد.
|
|
|
|
|
خطوط هوايى ارزان قيمت ، بازارها را تسخير مى كنند
|
|
|
مترجم: رضا شيرانى منبع: اكونوميست صنعت حمل و نقل هوايى از زمان ايجادش قريب به يك قرن پيش فراز و فرودهاى ناگهانى را تجربه كرده است. تغيير فناورى هواپيماها، سرمايه گذارى هاى كلان و تغيير اولويت هاى دولت ها، گردانندگان شركت هاى هواپيمايى را مكرراً ناگزير كرده كه براى ماندن در آسمان به تكاپو بيفتند. اما كمتر پيش آمده كه اين دوره هاى دگرگونى، مسافرت هوايى را به اندازه موج رقابت فزاينده،كاملاً زير و رو كند و حالا تازه واردان جديد و تخفيف هاى رقابت طلبانه كسب و كار شركت هاى هواپيمايى را در اروپا و آمريكا دستخوش دگرگونى كرده است. تعدادى شركت هواپيمايى ارزان قيمت تازه به شبكه بزرگ شركت هاى معظم حمله كرده و چه بسا برخى از آنها دوام نياورند. مشخص نيست پس از اين كشمكش، صنعت حمل و نقل هوايى چه شكلى به خود خواهد گرفت، ولى يك چيز قطعى است: مسافران با گزينه هاى بيشتر و قيمت هاى بهترى مواجه شده اند. هنگامى كه نخستين بار شركت هاى هواپيمايى ارزان قيمت پس از تكميل خصوصى سازى بازار داخلى اين صنعت در سال ۱۹۹۷ در اروپا راه اندازى شد، پيشگامان اين حوزه رايان اير و ايزى جت آشكارا وماهرانه از شركت هاى هواپيمايى كم هزينه آمريكا مانند «ساوث وست» و «وليوجت» (حالا «ايرتران» ناميده مى شود) تقليد كردند. عناصر اساسى اين الگوى تجارت عبارت بودند از: ناوگانى منفرد از هواپيماها، بازگشت سريع، استفاده از فرودگاه هاى ثانويه ارزان، بدون تجملات و قيمت هاى پايين وسوسه انگيز كه فقط با پر شدن صندلى هاى هواپيما افزايش مى يافت. اما امروزه بخش شركت هاى هواپيمايى ارزان قيمت در آمريكا و اروپا از همديگر متمايز شده اند كه تاحدودى نشانگر بلوغ نسبى اين مفهوم در ايالات متحده و جوانى اش در اروپاست. اما طرفه اين كه تفاوت ها عميق تر از اين است. شركت هاى هواپيمايى ارزان قيمت آمريكا شروع به بهبود كيفيت خدمات خود كرده و حال آن كه اروپاييان از هر حيث پسرفت مى كنند. آنها بر بليت هاى بسيار ارزان تأكيد كردند، ولى در عين حال به منظور فرونشاندن رقابت تازه كاران؛ خود را توسعه مى دهند. در عين حال، هر دو شركت پيشگام اروپا سادگى الگوى تجارى اوليه اى را كه از اسلاف آمريكايى خود تقليد كرده بودند، مخدوش نموده اند. يك نسل پس از مقررات زدايى از شركت هاى هواپيمايى آمريكا در ،۱۹۷۸ شركت هاى ارزان قيمت كنترل بازار داخلى را به دست گرفته اند. البته وضع همواره بدين روال نبوده است. از ۳۴ شركت تازه واردى كه پس از مقررات زدايى از راه رسيدند، ۳۲ شركت خيلى زود ورشكسته شدند. در آن ايام شركت هاى نيرومند و نامدارى همچون آمريكن ايرلاينز مى توانستند هر گاه تازه وارد ارزان فروشى كه به بازار يورش مى آورد، صرفاً بليت ها را ارزان تر بفروشند. پيش از آن كه كارى از دست مقامات ضدانحصار ساخته باشد، رقيب قلع و قمع شده بود. شايد اكنون شركت هاى هواپيمايى ارزان قيمت در آمريكا مفهوم جاافتاده اى باشند، اما اين بازار كماكان فراز و نشيب دارد. از يازده سپتامبر ،۲۰۰۱ شش شركت بزرگ شبكه اى به منظور حفظ بقاى مالى خود هزينه ها و ظرفيت را به ميزان يك پنجم كاسته اند. اما پيش از اين حملات تروريستى، شركت هاى هواپيمايى ارزان جولان مى دادند. آنها از سال ۲۰۰۰ ظرفيت خود را ۴۴ درصد افزايش داده اند. شركت هاى هواپيمايى ارزان اكنون ۴۰۰ سفارش براى خريد هواپيماهاى جديد داده اند. ولى سفارش شركت هاى بزرگ قديمى فقط ۱۵۰ فروند است. اكثر اين توسعه از جانب جت بلو، فرانتير و ايرتران بوده است. «ساوت وست» كه تقريباً نيمى از اين بخش را تحت سيطره دارد، به دليل ركود حمل و نقل هوايى ناگزير به مهار توسعه اش شده است، هر چند كه حالا به مسير سابق رشد ساليانه ۱۰ درصدى باز مى گردد. ساوت وست از نظر شمار مسافر چهارمين شركت بزرگ هواپيمايى آمريكاست، بنابراين بيشتر از شركت هاى ارزان جوان تر زيان ديد. در پشت اين بهبود اخير، واقعيت تلخى براى شركت هاى بزرگ نهفته است. اگرچه شمار مسافرانشان رو به افزايش است، درآمدها ثابت مانده، زيرا آنها نمى توانند قيمت ها را افزايش دهند. به موازات افزايش هزينه سوخت جت در بهار، برخى از شركت هاى بزرگ كوشيدند براى جبران هزينه ها قيمت بليت ها را افزايش دهند، اما بعد از چند روز منصرف شدند، چون شركت هاى هواپيمايى ارزان قيمت ها را در بازار كنترل مى كنند. برترى هاى اين شركت هاى كم هزينه حيرت انگيز است. نيروهاى كارى انعطاف پذير سبب مى شود كه شركت هاى هواپيمايى مانند ساوت وست براى به پرواز در آوردن و تعميرات هر فروند هواپيما فقط به ۸۰ كارگر نياز دارند، ولى اين رقم براى شركت هاى بزرگ ۱۱۵ نفر يا بيشتر است. براى مسافران، بارزترين نشانه ساختار رقابت بر سر هزينه، اقدام خدمه پروازى شركت هاى ارزان قيمت است كه قبل و بعد از هر فرود كيسه هاى زباله را از هواپيما خارج مى كنند، كارى كه شركت هاى بزرگ برايش نظافتچيان پرهزينه اى دارد. برخى از شركت هاى بزرگ كوشيده اند كه از الگوى تجارى اين شركت هاتقليد كنند. شركت هاى «سانگ» و «تد» به ترتيب متعلق به خطوط هوايى دلتا و يونايتدايرلاينز هستند، اما تا اين اواخر فقط يك شركت تازه وارد بسيار موفق وجود داشته است: جت بلو. اين وضعيت در حال تغيير است. ماه پيش شركت «اينديپندنس اير» پس از جدا شدن از «آتلانتيك كوست ايرلاينز» از نو راه اندازى شده است. همچنين ريچارد برانسون كارآفرين انگليسى رسماً اعلام كرده كه سال آينده شركت «ويرجين آمريكا» را افتتاح خواهد كرد.نيمى از مالكيت آن به گروه ويرجين تعلق خواهد داشت. سرمايه گذاران سهامدار خصوصى آمريكا مالك بقيه خواهند بود (قوانين فدرال خارجيان را به مالكيت ۴۹ درصد از سهام و ۲۴/۹ درصد حق رأى در هر شركت هواپيمايى آمريكا محدود مى سازد). الگوى تجارى شركت هاى ارزان به طور فزاينده تنوع مى يابد. در همين حين، دگرگونى شركتهاى هواپيمايى چارتر (كه فقط تورهاى سياحتى را جابه جا مى كنند)، به شركتهاى ارزان تفريحى نمايانگر تحول خطوط چارتر در اروپاست. بازار سنتى سفرهاى رزروى به خاطر گوناگونى مقاصد تحت پوشش شركتهاى ارزان و توانايى مسافران براى رزرو جا از طريق اينترنت كساد شده است. اكنون مردم مى توانند براى سفرشان برنامه ريزى كنند. در اروپا ۹۹ درصد رزرو پروازهاى ارزان از طريق اينترنت صورت مى گيرد، اين رقم در آمريكا ۷۵ درصد است. مقوله ديگر شركتهاى هواپيمايى ارزان در آمريكا، شركتهاى منطقه اى است كه علاوه بر افزايش برد، خود را متحول كرده اند. «فرانتير» و «امريكن وست» بهترين نمونه هستند. نتيجه اش اين شده كه كمتر بازار منطقه اى يا محلى وجود دارد كه از رقيب ارزان فروش خبرى نباشد. تخمين زده مى شود كه رقابت ارزان فروشها در ۷۰ درصد مسيرهاى آمريكا به چشم مى خورد. در همين حال، سهم شركتهاى ارزان قيمت از بازار آمريكا در ساليان اخير حدود ۳۰ درصد رشد كرده است. بنابراين رقابت بين شركتهاى كم هزينه نيز رو به افزايش است. از همين رو آنها وجهه خود را دگرگون كرده اند. «ساوت وست» و «جت بلو» اعتبار فراوانى كسب كرده اند و علاوه بر بليت ارزان، خدمات مرغوبى ارائه مى دهند. تأكيد جت بلو بر خدمات تر و تميز و نيز پرونده رشك برانگيز وقت شناسى است. اما هرچقدر اين شركتها رشد مى يابند و هرچه بيشتر چنين خدماتى را عرضه مى كنند، وجه تمايزشان از شركتهاى بزرگ كمرنگ تر مى شود. پوشش پروازى «ساوت وست» به قدرى تكميل شده است كه ۲۰ درصد مسافرانش بين پروازهاى آن جابه جا مى شوند. اين رقم براى جت بلو ۱۰ درصد است. نشانه ديگر تكامل شركتهاى هواپيمايى كم هزينه آمريكا، نقشى است كه فرودگاههاى «هاب» ايفا مى كنند. هاب ها كه زمانى از شركتهاى ارزان بيزار بودند، به صورت روزافزون به بخشى از الگوى تجارى آنها درآمده اند. تندروانه ترين رويكرد را شركت «اينديپندنس اير» اتخاذ كرده كه يك شركت ارزان قيمت جديد است كه از فرودگاه «دالس» در واشنگتن فعاليت مى كند و از سپتامبر، به ۳۵ مقصد ۳۰۰ پرواز روزانه خواهد داشت. اين شركت به جاى اتكا به مسيرهاى نقطه به نقطه در آمريكا، از يك هاب استفاده مى كند. به رغم بدبينى موجود در اين صنعت، برخى فكر مى كنند اين شركت هواپيمايى به قدرى مصمم است كه مى تواند موفق شود. با اين وجود، رشد چشمگير شركتهاى ارزان قيمت آمريكا بى ترديد با مشكل مواجه خواهد شد. ساوت وست مناسبات كارگرى عالى و يك فرهنگ نشاط انگيز خانوادگى دارد كه كثرت مناسبتهاى شركت آن را تقويت مى كند، اما اخيراً خدمه پروازى اش خواستار قراردادهاى جديدى شده اند كه در صورت اعطا، برخى از مفادش مانند قراردادهاى كاركنان شركتهاى هواپيمايى بزرگ خواهد بود. اگر اين كاركنان خواستار سهم بيشترى از سود شركت شوند، چه اتفاقى رخ خواهد داد. رشد شتابناك شركتهاى ارزان براى ايجاد سرگيجه كافى است. مثلاً رشد جت بلو در سال ۲۰۰۲ دو برابر و در سال پيش ۶۶ درصد بود و انتظار مى رود امسال حدود يك سوم باشد. «ايرتران» نيز چند سال متوالى بيش از ۲۰ درصد رشد داشته، ولى اين رويه پايدار نخواهد بود. بزرگترين تفاوت شركتهاى هواپيمايى ارزان در آمريكا و اروپا اين است كه طول عمرشان در اروپا كمتر از ۱۰ سال است، البته عجيب نيست. اروپا در مرحله دگرگونى قرار دارد. دهها شركت جديد رشد قارچ گونه داشته اند. اما بسيارى از اينها درست مانند شركتهاى آمريكايى به سرعت ناپديد شده اند. رقابت شديد نه تنها به تازه واردان محكوم به فنا، بلكه به پيشتازان صنعت نيز لطمه مى زند. ارزش سهام دو شركت برجسته اروپا، «رايان اير» و «ايزى جت» در ماههاى اخير، پس از هشدارشان در مورد كاهش سود، افت كرده است. مايكل اولئرى، رئيس فعال و خشن رايان اير نسبت به بروز «حمام خون» در بازار ارزان قيمتها هشدار داده است. هم او و هم رؤساى «ايزى جت» درباره قيمت گذارى جنون آميز شركتهاى تازه كار كه اميدى به بقا ندارند، گلايه كرده اند. مشكل اينجاست كه شركتهاى هواپيمايى كم هزينه در اروپا با چالشهاى جدى دست و پنجه نرم مى كنند. در حال حاضر جنگى تمام عيار بين شركتهاى هواپيمايى به طور عام در جريان است. اروپا حدود ۵۰ شركت هواپيمايى ارزان دارد، هرچند اين رقم هفته به هفته تغيير مى كند، زيرا شركتهاى جديد تأسيس و قديمى ها ورشكسته مى شوند. نرخهاى پايين بهره، كثرت هواپيماهاى دست دوم و موفقيت پيشتازان، سايرين را به سوى اين بازار فريفته است. عامل ديگر توسعه امسال اتحاديه اروپا براى دربر گرفتن ۱۰ كشور است. اين كشورها علاوه بر اتحاديه اروپا به بازار هوانوردى داخلى آن پيوسته اند. گاهى قيمت بليت پروازهاى رفت و برگشت از لندن به رم يا مالاگا كمتر از عوارض ۱۰ پوندى (۱۸ دلارى) فرودگاه لندن است. از سوى ديگر معضل مازاد ظرفيت وجود دارد. رايان اير حدود يكصد فروند بوئينگ ۷۲۷ سفارش داده و ايزى جت ۱۰۷ فروند ايرباس A319 خريده است. كيت مك مولان از شركت مشاوره اى «اقتصاد هوانوردى» محاسبه كرده است كه هر كدام از اين هواپيماها بايد ساليانه ۲۵۰ هزار مسافر حمل كنند تا هزينه خود را تأمين نمايند. ايزى جت در سال گذشته ميلادى ۲۱/۱ ميليون مسافر و رايان اير در سال منتهى به مارس ۲۰۰۴ حدود ۲۳/۱ ميليون مسافر حمل كرد. به منظور پر كردن همه هواپيماهاى جديد كه از حالا تا آخر سال ۲۰۰۸ هر دو هفته يك بار به ناوگانشان اضافه مى شوند، رايان اير و ايزى جت بايد مجموعاً ساليانه ۵۲ ميليون مسافر حمل كنند كه بيش از دو برابر رقم كنونى شان است.
|
|
|
|
|
گزارش
يك شبكه خبرى كه مى خواهد تنها غول جهانى باشد
از دسامبر گذشته، زمانى كه Newscorp روپرت مردوخ كنترل Directv ـ بزرگترين بسترساز تلويزيون ماهواره اى آمريكا ـ را در اختيار گرفت، رقباى او در اين فكر هستندكه مردوخ مى خواهد با آن چه كار كند. Directvبه Newxcorp يك نظام توزيعى ملى را مى دهد تا به شبكه هاى سخن پراكنى خود، استوديو، ايستگاههاى تلويزيون و شبكه هاى كابلى را اضافه كند. هيچ يك از شبكه هاى بزرگ رسانه اى صاحب چنين زرادخانه پرقدرتى نيستند. اما براى آقاى مردوخ مهمتر از همه چيز كه براى همه هم اجراى آن سخت است، رسيدن و دست يافتن به يك درجه از يكپارچگى عمودى است، چرا كه سياستمداران هر دوجناح سياسى آمريكا مخالف هم پيوستگى بيشتر در صفت رسانه اى هستند. خوب اين چه ارتباطى به آقاى مردوخ دارد؟ تاكنون، رئيسانDirectv چيس كرى و ميژ استرن، فعاليت خود را بر روى چرخش فرهنگى متن بر روى مهندسى شركت به مشترى محورى متمركز كرده اند، درست مانند اكثر شركتهاى رسانه اى. در ماه آوريل Directv شركت Pan Amsat را كه مالك ۲۴ماهواره است به ۴/۳ميليارددلار فروخت. استفان بلوم مشاور صنعت ماهواره مى گويد «يك عدالت مطمئن كه نشان داد گروه رسانه ها، مى خواهند راه خودشان را بروند زمانى بودكه آقاى استرن دفاتر را تخليه كرد زيرا اين دفاتر مظنون به داشتن شگون بودند. Directv درصدد رشد سريع است. در حال حاضر مشتريان اين شركت ۱۲/۶ميليون نفر هستند. به عبارت ديگر ۱۶درصد بازار كارتى تلويزيون را در اختيار دارد. آقاى مردوخ مى خواهد تا پايان اين دهه آن را به ۲۰ميليون برساند. درماه مه، اين شركت گفت كه در سه ماهه اول سال جارى ميلادى ۴۶۰هزار مشترك به مشتركان خود اضافه كرده است كه نسبت به دوره مشابه سال قبل ۶۷درصد افزايش يافته است. اين نشان مى دهد كه بسيارى از مردم از شبكه كابلى به بازار كارتى تلويزيون روى آورده اند. تاكنون شبكه هاى كابلى با چنين رقابت جدى مواجه نشده بودند. ولى آنها نسبت به تهديد ماهواره ها و بويژه از سوى Directv به سرعت از خواب بيدار شده اند. پيمانكاران كابلى چيزى نزديك به ۷۰ميليارد دلار جهت بهبود فن آورى اشان خرج كرده اند و برخى هم به مشتريان خودشان دستيابى به اينترنت با سرعت بالا همراه با برنامه هاى تلويزيونى و خدمات تلفنى پيشنهاد كرده اند. شركتهاى ماهواره اى نمى توانستند چنين پكيجى را ارائه دهند. شبكه هاى كابلى مى توانند خدمات ويژه ديگرى مانند تقاضاى تكى برنامه هاى ويديويى پيشنهاد دهند. Directv در جواب به برنامه هاى قدرتى كابلى ضبط شخصى ويدئو (PVR) را ارائه داده است. وسيله اى كه افراد را قادر مى سازد تا بسيارى از برنامه هاى دلخواه خود را ضبط كنند. آنها حتى مى توانند با اتصال به DIRECTR از پيامهاى بازرگانى عبوركنند و مجموعه بزرگى از برنامه هاى موردنظر خود كه شامل فيلمها، ورزش و نمايشهاى تلويزيونى است را ذخيره كنند. توانايى ضبط شخصى ويدئو (PVR) كه پيامهاى بازرگانى را حذف مى كند مى تواند درآمد بسيارى از شبكه هاى خبرى را به مخاطره اندازد. آقاى كرى با تأييد اين نكته چنين مى گويد: «شما نمى توانيد آنچه را كه مردم مى خواهند متوقف كنيد.» جدا از توانايى DIREC TV در شكست رقبايش، آوردن NEWS CORP به مسير ديگر است. چيزى كه «رهبر رسانه هاى رقيب به صحنه آورده است چماق بزرگى است كه مى تواند در جنگ عليه غولهاى رسانه اى آن را به كار گيرد. » زيرا اين چماق مى تواند در برنامه ريزى قراردادها قدرت مذاكره برترى را ايجاد كند. تنظيم كنندگان مقررات رسانه اى آمريكا يك شرطى را پيش روى آقاى مردوخ گذاشته اندو آن اين است كه NEWS CORP براى مدت شش سال بايد اختلافات قيمت را به هيأت داوران تسليم كند و برنامه ريزى براى حذف رقيبان شبكه كابلى به اجرا بگذارد. با همه اين احوال، News Corp هنوز راه بسيار زيادى براى كسب سود دارد. براى مثال مى تواند با برنامه ريزى براى FOX كه ملزم مى كند از Direc TV استفاده كند جنگ قيمت را براى بازار شبكه كابلى به وجود آورد. آقاى مردوخ اميدوار است كه Direc TV در آمريكاى لاتين راكه حدود ۱/۵ ميليون مشترك دارد و با ماهواره اسكاى (SKY) خود در منطقه كه ۱/۷ميليون مشترك دارد، ادغام تجارى كند. او منتظر تصويب آن از جانب تنظيم كنندگان مقررات است. بسيارى از او انتظار دارند كه Direc TV را با ماهواره BSKYB در بريتانيا و نهايتاً با ماهواره Star، پيمانكار آسيايى اش، متحد كندتا يك شبكه جهانى منحصر به فرد تلويزيونى ماهواره اى تشكيل دهد. يك مدير اجرايى News Corp مى گويد يكى كردن شركتهاى ماهواره اى بريتانيا و آمريكا كاملاً مطلوب است، اما هنوز هيچ گفت وگوى رسمى درباره اين كار صورت نگرفته و تا زمانى كه شركت مادر از استراليا تا آمريكا تشكيل نشود (كه البته قرار است تا پايان امسال تشكيل شود) هيچ اتفاقى روى نخواهد داد. سپس شبكه جهانى آقاى مردوخ مى تواند درست در اين گوشه جهان تحقق يابد.
|
|
|
|
|
انسداد حسابهاى بانكى يوكوس آغاز شد
در پى ناكامى عظيم نفتى يوكوس روسيه براى پرداخت ماليات ۳/۵ميليارددلارى به دولت، مأموران اجراى قانون ضبط رايانه ها ومسدودكردن حسابهاى بانكى مرتبط با اين شركت را آغاز كرده اند.به گزارش بى بى سى اين درحالى است كه وزير دارايى روسيه گفته است كه دليلى وجود ندارد كه فرصت بيشترى به اين شركت براى پرداخت ماليات هايش داده شود.يوكوس كه يكى از بزرگترين شركتهاى نفتى روسيه است اصرار مى ورزد كه دولت با انگيزه هاى سياسى اين شركت را هدف قرار داده است. با گذشت بيش از يك روز از ضرب الاجلى كه دولت براى يوكوس تعيين كرده بود، مأموران اجراى قانون با اتخاذ موضعى سازش ناپذير براى استيفاى ماليات سنگين از آن شركت دست به كار شده اند.آنها درمسكو يك سرور (Server) رايانه اى حاوى ركوردهاى ساختارهاى پيچيده مالكيت در يوكوس و ۴۵ شركت تابع آن را ضبط كردند. همچنين دوحساب بانكى يوكوس مرتبط با عمليات آن درغرب سيبرى مسدود شد.مجريان قانون گفتند نمى خواهند جريان نفت را كه براى اقتصاد روسيه حياتى است متوقف كنند، به همين دليل دارايى ها و چاه هاى نفت يوكوس در مقطع حاضر مسدود نخواهد شد. الكسى كردين، وزير دارايى روسيه گفت دليلى ندارد مهلت پرداخت بدهى ماليات ۳/۵ ميليارد دلارى يوكوس تمديد شود. انگيزه سياسى ؟ وى گفت اين شركت آنقدر دارايى دارد كه بتواند با فروش آنها ماليات را بپردازد. بسيارى معتقدند كه هدف قراردادن سودآورترين شركت نفتى روسيه به خاطر طفره رفتن از پرداخت ماليات تنها يك بهانه است . تصور مى شود كه كرملين مى خواهد ميخائيل خودور كوفسكى ، بزرگترين سهامدار يوكوس را كه با استفاده از ثروت هنگفت خود از اراده دولت سرپيچى كرده است نابود كند.گمان مى رود ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه، همچنين مى خواهد اطمينان حاصل كند كه ارزشمندترين دارايى هاى روسيه ، يعنى شركتهاى نفتى ومعدنى آن، تحت كنترل سفت وسخت كرملين باقى خواهد ماند. اما يوكوس ، كه صدهزار نفر رادراستخدام خود دارد، اخطار داده است كه ممكن است ورشكسته شود و بقاى آن درشكل فعلى به شدت به خطر افتاده است.
|
|
|
|
|
بانكهاى برتر جهان
ارزش سرمايه ۱۵ بانك برتر جهان بيش از ۵۰۰ ميليارد دلار است. ماهنامه «بانكر» در آخرين شماره خود به معرفى بانكهاى برتر جهان در سال ۲۰۰۳ پرداخت. براساس اين گزارش، سرمايه ۱۵ بانك برتر جهان ۵۷۶ ميليارد دلار است. ۳ بانك از ۵ بانك اول جهان متعلق به آمريكا است. نام بانك اول جهان سيتى گروپ است كه سرمايه آن بنابر نوشته ماهنامه بانكر حدود ۶۸ ميليارد دلار است. فاصله سرمايه بين بانك اول جهان و پانزدهمين بانك جهان كه رابو بانك گروپ نام دارد، بالغ بر ۴۳ميليارد دلار است.
|
|
|
|
|
رئيس سابق انرون اعلام «بى گناهى» كرد
كنت لى، رئيس سابق شركت انرون در مقابل ۱۱ مورد اتهام جنايى پيرامون فروپاشى اين شركت عظيم مبادله انرژى در آمريكا اعلام «بى گناهى» كرده است. كنت لى روز پنجشنبه با حضور در دادگاه تفهيم اتهام شد. اتهامات او از جمله شامل كلاهبردارى بانكى، كلاهبردارى در معامله سهام و ارائه اظهارنامه هاى كاذب است. مأموران دادستانى آقاى لى را پس از آنكه موافقت كرد خود را در شهر هوستون تسليم اف بى آى (دايره تحقيقات فدرال آمريكا) كند با دستان دستبند زده به دادگاه بردند. در صورتى كه آقاى لى در تمام اين موارد گناهكار شناخته شود، ممكن است با ۱۷۵ سال زندان و پرداخت ۵/۷۵ ميليون دلار جريمه روبرو شود. قاضى براى وى ۵۰۰هزار دلار وجه الضمان تعيين كرده است. دادستانها خواستار وثيقه اى ۶ميليون دلارى شده بودند چراكه استدلال مى كردند احتمال فرار آقاى لى هست. آقاى لى پس از حضور در دادگاه به دفاعى پرحرارت از خود پرداخت و گفت: ناكامى معادل ارتكاب جرم نيست. او اشاره كرد كه انرون يك شركت بسيار بزرگ با ۳۰ هزار كارمند در ۳۰ كشور جهان بود، به همين دليل امكان سردرآوردن از همه امور براى او ممكن نبود. او اندرو فاستو، رئيس سابق بخش مالى انرون را مقصر دانست. آقاى فاستو قبلاً به گناه خود در اين كلاهبردارى عظيم و بى سابقه اعتراف كرده اما گفته است كه كنت لى سردسته دزدها است. آقاى فاستو قرار است در دادگاه عليه آقاى لى به ارائه شواهد بپردازد. درمقابل، دادستان ها تعهد كرده اند خواستار حبسى سبك تر براى او شوند. شركت انرون سه سال قبل و پس از آنكه فاش شد پانزده ميليارد دلار بدهى دارد، فروپاشيد. مقامات شركت ورشكسته انرون اعتراف كرده اندكه بدهى هاى اين شركت را با ترتيب دادن معاملات پيچيده مالى از چشم بازرسان حسابرسى مخفى نگاه داشته بودند. در دسامبر ۲۰۰۱ ميلادى تخلف مالى بزرگى در شركت انرون فاش شد و اين شركت اعتراف كرد كه سود خود را بيشتر از مقدار واقعى نشان داده است.آقاى لى با اينكه رئيس هيأت مديره انرون در دوره منتهى به ورشكستگى آن در سال ۲۰۰۱ بوده، ادعا مى كند از اين ترفند اطلاعى نداشته است.آقاى لى سهام خود در انرون ـ به ارزش ۲۰۰ميليون دلار ـ را پيش از اعلام ورشكستگى اين شركت فروخت.محاكمه آقاى لى همچنين داراى پيامدهاى سياسى نيز خواهد بود. آقاى لى از دوستان نزديك جورج بوش، رئيس جمهورى آمريكا بوده است. او و شركت انرون با پرداخت وجوه نقدى و قرار دادن هواپيماهاى شركت در اختيار آقاى بوش به مبارزات انتخاباتى او در سال ۲۰۰۰ كمك كردند. همچنين گفته مى شود آقاى لى از مشاوران دولت جورج بوش در زمينه سياستهاى انرژى اين كشور بوده است. بسيارى از كارمندان انرون كل اندوخته مالى خود را در جريان سقوط ارزش سهام اين شركت و ورشكستگى آن از دست دادند. انرون ميليون ها دلار سرمايه سهامداران خود را كلاهبردارى كرد و با تقلب و فريفتن بازارها باعث افزايش قيمت برق در كاليفرنيا شد.
|
|
|
|