جمعه ۲۶ تير ۱۳۸۳ - ۲۷ جمادى الاول ۱۴۲۵
Fri, Jul 16, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۲۸۵۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
حقوق
اينترنت
گفت و گو
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گوناگون
افق
ماجراى زندگى
آرشيو
چشم انداز
ديدگاه
چشم انداز
نامه اى به مردم عراق
يك آمريكايى خطاب به مردم عراق مى نويسد: مردم ما همانند مردم شما خوبند، ولى دستگاه حكومتى بوش رفتار وحشتناكى با آنها دارد.
مردم خوب عراق
من يك آمريكايى هستم؛ يك شهروند ايالت متحده. من به اين شهروندى افتخار مى كنم. آمريكاييها، غالباً خوب و همانند شما سختكوش هستند. پدران و مادران آمريكاييها هر شب با شنيدن خبر كشته شدن دختران و پسران خود در جنگى كه در كشورتان به راه افتاده است، زانوى غم به بغل مى گيرند. هر روز همسران جوان در ايالات متحده مانند همسران جوان دركشور شما به صف بيوگان و كودكان به اردوگاه ايتام مى پيوندند.رنج و محنت براى ما و شما هر دو ادامه مى يابد.
در حقيقت، غالباً ما قادر به ديدن عمق اين رنج و محنت نيستيم. ما همان چيزهايى را مى خواهيم كه شما مى خواهيد: هر يك خواستار سرپناه و امنيت و شادى براى خانواده هايمان، حق نيايش به راه وروش خود و ازدواج با فردى كه خود انتخاب مى كنيم، هستيم. ما مايل به زندگى در كشورى كه اجازه رسيدن به سلامت وخوشبختى را بدهد، هستيم. ما همچنين از نيات و تمايلات مشابه شما براى خانواده هايتان آگاهى داريم.
همانگونه كه صدام حسين شما را در برابر جهانيان شرمنده و تحقير كرد، بسيارى از مردم ما نيز توسط جورج بوش و مقامات غيرانتخابى اش تحقير شدند. مقاماتى كه باعث شد تا آمريكا و عراق شما به نگون بختى و رنج و محنت رهنمون شود. غالب ما مى دانيم كه حمله وى به كشور شما با هدف خلاصى از صدام انجام نگرفت، بلكه باهدف مارش امپرياليستى در سراسر كشورهاى مجاور و در واقع براى كنترل نفت، سايتهاى استراتژيك نظامى و منابع طبيعى آنها صورت گرفت. آنچه من و ميليونها نفر آمريكايى ديگرمايليم شما آن را درك كنيد، اين است كه ما از تهاجم و اشغال كشور شما حمايت نمى كنيم. اين جنگ ما نيست. ما مايل به اشغال كشور شما وتصرف منابعتان نيستيم، اين جنگ براى ما انگيزه اى ايجاد نمى كند. لذا اميدوارم متوجه نكته اى شويدكه هم اكنون به دنبال طرح آن هستم. هم اكنون هزاران نفر از پسران ودختران آمريكايى در نيروهاى مسلح ايالات متحده، كشور شما را در اشغال خود دارند، هرگونه كوتاهى و يا دورى گزيدن آنها از خدمت نظامى، خود و خانواده هايشان را در معرض بى حرمتى و هتاكى قرار مى دهد. بوش به سربازان آمريكايى در عراق گفته است كه آنها براى آزادى شما مبارزه مى كنند و اينكه اين امكان را براى مردم عراق به وجود مى آورند كه بدون ديكتاتورى به زندگى خود ادامه دهند. من به شما اطمينان مى دهم كه آنها مى خواهند به اين باور برسند كه مرگ رفقايشان، فداكاريهاى بدون معنايى نيست. اين دفعه، آنها به اين موضوع نياز دارند كه باور كنند دور از خانه و كشور، جانها و اعضاى بدنشان به دليل موجهى از دست رفته است. ما اميدواريم كه حقيقت كوچكى در اين دليل نهفته باشد، ولى از اين امر نيز آگاهيم كه دليل بيشتر براى خسارات رسيده به آنها و شما براى دستاوردهاى اقتصادى و سياسى آقاى بوش و شركايش بوده و هست. ما تمام اينها را مى دانيم و مايل تصحيح آنها هستيم.
با اين وجود، ما به تمامى سربازهايمان كه در آنجا به سر مى برند، عشق مى ورزيم.
و از آنها مى خواهيم تا حمايت ما را درك كنند و همين پيچيدگى است كه بطور خطرناكى ما را كلافه كرده است. ما در صفحه تلويزيون، جمعيتى از شما را ديديم كه شعار «مرگ بر آمريكا» سر مى داديد و از اين صحنه، عصبانيت شما را درك كرديم، اما اگر شما از نيات ما آگاه بوديد، هيچ گاه عصبانيت خود را متوجه مردم آمريكا نمى كرديد، بلكه دستگاه حكومتى بوش را نشانه مى رفتيد. ما همانند شما از نقض حقوق بشر در زندان ابوغريب ترسيديم. ما مى دانيم كه آقاى بوش، سياست ناديده گرفتن ميثاق ژنو را برگزيده است. ما از مرگ مردان، زنان و كودكان شما يكه خورديم و حال، همچنان غمگينيم. ما خواستار صلح و سعادت و احترام براى ملت شما هستيم.
من و همه آمريكايى ها يك صدا فرياد مى زنيم. چرا كه هيچ صدايى به تنهايى نمى تواند اين چنين بر سياست خارجى آمريكا تأثير داشته باشد. ولى اجازه دهيد اين را به شما عرضه نمايم. قلب مردم آمريكا از اين بابت جريحه دار شده است. تاولهاى زمين ناشى از اعمال بوش در پديد آوردن جهنمى در كشور شما، خود را نمايان كرده است. غم سنگينى از تمامى مرگها وخرابيها به وجود آمده است. آقاى بوش قدرتمند و درصدد سركوب آزاديهاى مدنى است. قبل از آنكه وى بتواند به هدفش برسد، ما آمريكايى ها بايد درصدد يافتن راههايى باشيم تا صداهايمان را به طور هماهنگ به گوش جهانيان برسانيم: «اين جنگ ما نيست»، ما طالب صلح هستيم و هنگامى كه اين راه را پيدا كرديم، آنگاه شما خواهيد ديد كه آقاى بوش راه خروج از كاخ سفيد را برگزيده است و تمامى اين را درك خواهيد كرد كه مردم آمريكا سرانجام راهى براى سرنگونى و ديكتاتورى خود يافته اند.
به اميد نيل به صلح و آزادى كه ما و شما مستحق آنيم.
«الين كيچل» از آمريكا
ديدگاه
دروغهايى كه آمريكا را
به عراق پيوند مى دهد
يك بيمارى مهم در تاريخ بشر اين عقيده بوده است كه: هدف وسيله را توجيه مى كند. اين عقيده به شكلى مصيبت بار بر حركات چپ و راست مسلط بوده است. اين امر محورى، استفاده از وسايل غير اخلاقى، به طور اجتناب ناپذيرى، تحسين برانگيزترين اهداف را هم زير سؤال مى برد، همان طور كه در گذشته در مورد بسيارى از گروهها با آرمانهاى بزرگ شاهد بوده ايم و اكنون نيز نمونه هاى زيادى از آن را شاهديم، از جمله بمب گذاريهاى انتحارى.
ولى اين نگرش عميقاً غير اخلاقى « هدف وسيله را توجيه مى كند» را جورج بوش براى توجيه جنگ پيشگيرانه خود عليه عراق غنيمت شمرده است. حتى با وجود اين كه معلوم شده است تهديدات صدام حسين توخالى بوده و براى جلب نظر افكار عمومى عنوان شد، اين جنگ در بهترين حالت براساس جهلى غير قابل بخشش و در بدترين حالت، تقلبى قابل پيگرد بود. روش غير دموكراتيكى كه بوش مورد استفاده قرار داد ـ همچون اطلاع غلط دادن به مردم، كنگره و سازمان ملل متحد ـ اكنون با هدف «بناى دموكراسى» در عراق توجيه مى شود. اين ادعايى شگفت انگيز است كه مردم آمريكا هرگز آن را تصويب نكرده اند و به نظر مى رسد كه اين ادعا امروز هم به اندازه يك سال پيش مبهم است. يك بار ديگر به نظر مى رسد كه ما مايل نيستيم از موضوع ويتنام درس بگيريم.
كسانى كه خواستار يك بازآموزى در مورد جنگ پيشين (ويتنام) هستند كه هم كشور ما را خدشه دار كرد و هم چند كشور ديگر را به خرابى كشاند، لازم است مدارك جديدى را كه «رابرت مك نامارا» در كتاب «سردرگمى جنگ» آورده است، بررسى كنند. وى غمگنانه و اشك ريزان اعتراف مى كند كه آن جنگ اشتباهى بزرگ بوده است.
برخوردهاى آن دهه را اصولاً دموكراتها ايجاد كردند كه يكى از آنها «جان اف كندى» بود كه هنوز هم مورد تحسين جهان است. مك نامارا سعى دارد اين موضوع را بقبولاند كه كندى مى خواست از ويتنام بيرون بيايد، ولى پيش از اين كه هدف را عملى كند، به قتل رسيد، ولى من اين نظر را قبول ندارم. بيرون آمدن از كشور مورد تهاجم قرار گرفته، سخت ترين بخش است، بخصوص وقتى كه اين دروغ را مطرح كرده اى كه تهاجمت به آن كشور به خاطر نجات آن بوده است. ترك چنين جنگى با ادعاى آزادى بخشى، آن هم وقتى كه اينگونه به تلخى گراييده، يك خودكشى سياسى است.
شايد به همين دليل باشد كه امروز در عراق، ما باز هم استدلال مى كنيم كه غير مسؤولانه است، آنجا را ترك كنيم ـ حتى اكنون كه ثابت شده است ما ديگر در آنجا مورد علاقه نيستيم و كسى از ما خوشش نمى آيد. استدلال آنهايى كه جرأت به خرج مى دهند و مى گويند ادامه حضور ما به عنوان اشغالگر، در حقيقت، خود قسمتى از مشكل است، به عنوان غيرواقع بينانه به ريشخند گرفته مى شود.
تلاش براى تغيير تاريخ ديگران ـ درحالى كه اقتصاد خود ما و سياست خود ما نياز به تغيير دارد و سعى در ساختن حقايق آتى بر اساس دروغهاى گذشته، ما را ناگزير به باتلاق مى كشاند.
ما به عراق نرفته ايم تا آن را نجات دهيم، ولى اكنون مجبوريم آن را نجات دهيم براى اين كه عذرى براى رفتن مان به آنجا داشته باشيم.
باز كردن اين كلاف سردرگم كه به وسيله بوش و چنى تنيده شده است، كمتر از وقتى كه كندى و «ليندون جانسون» چنين كلافى را تنيدند، پر زحمت و شاق نيست و اكنون هم مانند آن زمان، تنها مخالفتهايى نه چندان جدى نخبگان سياسى و رسانه اى را در مراحل ابتدايى با روش دروغهاى بزرگى كه اغلب با جنگ همراه بوده است، شاهد بوده ايم، مثلاً بيشتر نامزدهاى مطرح حزب دموكرات براى رياست جمهورى با تهاجمى كه بايد قبل از وقوع به شدت با آن به مخالفت برمى خاستند، كنار آمده اند.
اكنون هم براى آنها دير نيست كه قبول كنند به وسيله بوش تحميق شده بودند، كارى كه بعضى از آنها شروع كرده اند. خوشبختانه مبارزات انتخاباتى سناتور «جو ليبرمن» (از حزب دموكرات) براى نامزدى رياست جمهورى پادرهواست. او به دفعات سوء استفاده خودخواهانه كاخ سفيد را از اطلاعات مورد حمايت قرار داده است. او گفته است كه تهاجم به عراق عادلانه بوده است، زيرا «صدام حسين، خود يك اسلحه كشتارجمعى بوده است» كه اين گفته تحريفى خطرناك و احمقانه از زبان است.
همين طور هم تكان دهنده است كه نظريه پردازهايى مانند «پل وولفوويتس» چه آسان از عهده تغيير استدلالهاى شان برمى آيند وقتى نظرات مهمى كه پيشتر ابراز كرده اند، با واقعيتهاى چشمگير و گسترده سست و بى پايه شده است.
وولفوويتس اظهار داشت: «ما وظيفه بسيار مهمترى در عراق داريم و آن هم كمك به مردم است تا كشورى آزاد و دموكراتيك بسازند.» اگر هدف در تمام مدت اين بوده است، پس چرا وولفوويتس و بوش به مردم آمريكا پيش از آن كه پسران و دختران خود را در اين جنگ از دست بدهند، اين موضوع را نگفتند؟ آن همه حرف درمورد خطر نزديك سلاحهاى كشتارجمعى عراق و ارتباط صدام حسين با رويداد ۱۱ سپتامبر چه بود؟ دروغ بود؟ اگر وولفوويتس هوشيارى و وجدان خود را باز يابد، آن طور كه مك نامارا ظاهراً آن را بازيافت، او هم روزى در آينده اشك ريزان در نوشته اى مستند درمورد اين حدس و گمانهاى احمقانه براى مردم توضيح خواهد داد، يعنى براى مردمى كه وقتى دموكراسى شكننده خود را به ضعف مى كشانيم، نه به آنها احترام مى گذاريم و نه آنها را درك مى كنيم.
منبع: لس آنجلس تايمز
برگردان: پوراندخت مجلسى
تابوت، گل سرخ و ايدز
173799.jpg
«سيبونگيل سامبو» كه لبخند زنان داروهاى دولتى ضد ايدز تازه را به دست گرفته، نماد پيشرفت آفريقا در زمينه مبارزه با اپيدمى ويرانگر ايدز است.
اين زن ۴۱ ساله اهل آفريقاى جنوبى يكى از بيمارانى است كه از برنامه هاى درمانى جديد دولتهاى «قاره سياه» و عرضه داروهايى كه تا اين اواخر براى اكثر ۳۰ ميليون آفريقايى مبتلا به «طاعون قرن» گران بود، بهره مند مى شوند. وى مى گويد: «مردم بسيارى كه استطاعت خريد اين قرصها را نداشتند، جان باختند. اما شايد حالا كه اين داروها رايگان شده، جان مردم بيشترى نجات يابد.»
شايد، ولى اين امر مستلزم زمان است. هنگامى كه داروهاى رايگان به سامبو داده مى شد، پزشكان در شهر ولكوم غريو شادى سردادند. اما او تنها بود، تنها بيمارى كه جرأت مى كرد در استانى كه ۴۰۰ هزار انسان آلوده به ويروس اچ آى وى دارد، آشكارا به آلودگى خود اذعان كند. اين شهامت يادآور چالشى است كه آفريقا در برخورد با بلاى ايدز با آن مواجه است.
اگرچه داروهاى ضد ايدز بطور فزاينده ارزان و متداول مى شوند، اما ننگ اجتماعى اين بيمارى پاسخگوى پرسشهاى ساده نيست و اين براى سياستگذارانى كه با فقر گسترده و زير ساختهاى بهداشتى فرسوده دست و پنجه نرم مى كنند، چالشى عظيم است.
كواكو آفرييه، وزير بهداشت غنا كه مقامات كشورش در راستاى برنامه ارائه داروى رايگان به ۳۰ هزار بيمار، تاكنون فقط از هزار نفر نام نويسى كرده اند، مى گويد: مردم مى ترسند انگشت نما شوند و براى همين در درمانگاه آفتابى نمى شوند. سايرين معتقدند زمانى به ايدز مبتلا مى شويد كه فردى شما را لعن و نفرين مى كند، براى همين جهت درمان معنوى نزد كشيش مى روند.
بحران ايدز آفريقا كه از ديرباز به داروهاى حيات بخش دسترسى نداشت، روبه تغيير است زيرا دولتها بخاطر فشارهاى بين المللى و افزايش توليد داروهاى ژنريك شروع به ارائه داروهاى ضد ايدز كرده اند. نيجريه، پرجميعت ترين كشور آفريقا، برنامه اش را در سال ۲۰۰۲ با ۱۰ هزار بيمار شروع كرد و اميدوار است آن را با داشتن ۲۵ مركز درمانى در سراسر اين كشور، توسعه دهد.
آفريقاى جنوبى كه ۵ ميليون نفر از جمعيتش آلوده به اچ آى وى هستند، امسال برنامه اى به راه انداخته كه هدفش معالجه ۱‎/۴ميليون نفر تا سال ۲۰۰۹ است. برنامه آفريقاى جنوبى، يكى از پيچيده ترين مداخلات بهداشتى تاريخ و الگويى احتمالى براى ساير كشورهاى درحال توسعه بخصوص آفريقاى زير بيابان صحراست كه ۷۰درصد كل آلودگان ايدز در جهان را اسكان داده است.
اما به موازات آنكه كشورهاى آفريقايى برنامه هاى درمانى را به جريان مى اندازند، آنها با مشكلات ارائه شيوه هاى پيشرفته درمان به جوامع فوق العاده بى بضاعت مواجه مى شوند كه زير ساختهاى بهداشتى بسيارى از آنها بخاطر اين اپيدمى تضعيف شده است.
رابرت ديمبا در «انجمن مبتلايان به ايدز» در كنيا مى گويد: خوب است شروع به عرضه داروهاى ارزان ايدز كرده ايم. ولى مشكل فقط دارو نيست. بيماران پيش از گرفتن اولين قرص، بايد چندين آزمايش بدهند كه بسيار پرهزينه تمام مى شود و دولت هنوز به ما پاسخ نداده كه چه كسى اين صورتحساب را خواهد پرداخت.
مقامات كنيا مى گويند اكنون قريب به ۲۰ هزار نفر داروهاى ضد ايدز مى گيرند كه هزينه ماهيانه اش ۶‎/۳ دلار است. حتى در آفريقاى جنوبى كه موتور اقتصادى اين قاره محسوب مى شود، برنامه هاى درمانى به بخشى از واقعيات زندگى مردم تبديل شده، ولى چون ۴۰درصد جمعيت بيكار است، بيماران پولى براى خريد داروى ارزان ندارند. ليندوى زينگيراى، فعال ايدز در ژوهانسبورگ گفت: مردم اين شهر بيكارند. اگر اين قرصها را بدون غذا بخوريد، باز ممكن است بميريد.
با اين وجود، مقامات محلى مى گويند عرضه داروهاى ضد ايدز در آفريقاى جنوبى دست كم اميد بخش است. كلوت ون وورن، پزشك ايدز در فرى استيت، يكى از ۴ استان توزيع رايگان اين داروها، گفت: ما كنار بيمارانى مى نشستيم كه در حال مرگ بودند و هيچ كارى از دست ما ساخته نبود. اين داروها خيلى خوب است.
در فردى استيت كه كمتر از هشت استان ديگر آفريقاى جنوبى لطمه خورده، ۲۸هزار نفر در حال حاضر به معالجه نياز دارند ولى در مرحله اول فقط ۹۰ نفر داروى ارزان دريافت خواهند كرد.
ران چپمن، رئيس برنامه درمانى اين استان، اعلام كرد يافتن اين داروها دشوار بود. زيرا استانها تقاضاى معدودى داده بودند. همچنين مقامات با كمبود پرسنل آموزش ديده مواجه اند و افراد بيكار را به عنوان پرستار استخدام مى كنند. چپمن گفت: ما راه درازى در پيش داريم، ولى ما داريم نظام خدمات بهداشتى ابتدايى را تقويت مى كنيم و زير ساختارى تعبيه مى كنيم كه قبلاً وجود نداشت.
اگر چه اين زير ساختارها سخت مورد نياز است، اما آنها نمى توانند به يكى از مرگبارترين اثرات جانبى بحران ايدز آفريقا غلبه كنند: ننگ اجتماعى. باوجود تبليغات شخصيتهايى همچون نلسون ماندلا، قهرمان مبارزه با آپارتايد، ايدز همچنان مخوف است كه بسيارى از مبتلايان جرأت نمى كنند در انظار عمومى حضور يابند. ستون ترحيم و تسليت روزنامه ها مملو از آگهى هاى افرادى ۳۰ و ۴۰ ساله است، ولى هرگز ايدز به عنوان عامل مرگشان ذكر نمى شود.
لاكى فيرى از انجمن ملى مبتلايان به ايدز آفريقاى جنوبى گفت: تابوت، گل سرخ و مردم محتضر! برداشت مردم از ايدز همين است. مردم هنوز مى ترسند.
اغلب اوقات فقدان رهبرى عامل سكوت آفريقا در باره ايدز قلمداد مى شود و معدود رهبران سياسى آماده اند صادقانه درباره مسائل جنسى و اجتماعى صحبت كنند كه اين قاره بدان نياز مبرم دارد.
سامبو مى گويد: پس از فاش كردن بيمارى اش در ۴ سال پيش مورد تمسخر قرار گرفته و منزوى شده است و همين ترس سبب مى شود بسيارى از قربانيان كمك نطلبند. وى گفت: خواهش مى كنم، از آنها تمنا دارم كه بيايند و آزمايش شوند. تنها ماندن با ايدز به مرگ مى انجامد.
خصومت غريزى
نو محافظه كاران واشنگتن با تهران
173772.jpg
نومحافظه كاران گرفتار نبرد تعيين افكار عمومى و مسير سياست خارجى آمريكادر زمانى هستندكه مسير برگزيده دولت بوش به خاطر واقعيات عراق منحرف شده است

پيوند ايران با جماعت شيعه عراق ديرينه و ژرف است و شهرهاى مقدس نجف وكربلا براى ايرانيان اهميت ويژه اى دارند.
هنگامى كه رژيم بعثى در سال ۱۹۶۸ قدرت رادرعراق قبضه كرد، هزاران روحانى وطلبه اين دو شهر به حريم امن قم ريختند در خلال اين دوره، ايران به اپوزيسيون شيعيان مبارز عراق پناه داد و از حملاتش به رژيم بعثى حمايت كرد. پيرو همين پيشينه ، مى توان انتظار داشت ايران به اعمال فشار براى تأمين منافع شيعيان عراق، خواه آنها چنين كمكى را بخواهند وخواه نخواهند، ادامه دهد.
عامل مهم ديگر علاقه ايران در سرنوشت شيعيان عراق در رقابت ژئوپلتيكى بين تهران و بغداد نهفته است. هر يك از اين دو قدرت كوشيده اند ديگرى را سرنگون كنند ودر موردادعاهاى ارضى حل نشده، اصرار بورزند. جنگ ۸۸ـ۱۹۸۰ كه صحنه استفاده از تسليحات شيميايى، حملات موشكى به مناطق غيرنظامى، بمبارانهاى دور برد وحمله به زيرساختهاى نفتى بود، جان صدها هزار نفر را گرفت (در مورد آمار دقيق، اختلاف نظر و جانبدارى هست) .
حالا فرماندهان ايرانى اين مناقشه در ميان طبقه نخبه تصميم گير ايران پراكنده شده اند.
در همين حال، كشتار شيعيان عراق كه پس از جنگ اول خليج فارس عليه صدام حسين قيام كرده بودند، برشانه دولت ايران كه خود را متعهد به تأمين امنيت ساير شيعيان مى داند، سنگينى مى كند.
فعاليت ايران در صحنه عراق به جنوب شيعه نشين محدود نيست. تهران با پناه دادن و ارائه پايگاه به يكى از دوجناح مهم كرد، اتحاديه ميهنى كردستان، به رهبرى جلال طالبانى، نقش مهمى درتكامل سياستهاى كردها ايفاكرد.
درحقيقت، حامى رقيب طالبانى، مصطفى بارزانى ازحزب دموكرات كردستان، در اواسط دهه ۱۹۹۰ كسى جز صدام حسين نبود.
ازهمين رو، همان اهداف ژئوپلتيكى و سياسى كه انگيزه بخش فعاليت گذشته ايران بود، چه بسا حالا تحت شرايط بسيار بى بندوبار نامش از اشغال خام عراق توسط آمريكا و دوره پرآشوب گذار به احياى حاكميت استمراريابد.
انگيزه ها...
ايران براى اعمال نفوذ به رويدادهاى عراق انگيزه ديگرى هم دارد كه فراتر از رقابت تاريخى نخبگان سنى بغداد و منافع شيعيان عراق است. تهران اكنون درموقعيتى قراردارد كه مى تواند اوضاع را به كام ايالات متحده تلخ كند.
آمريكا باوجود واگذارى حاكميت به دولت موقت تازمان برگزارى انتخابات ملى در ژانويه ۲۰۰۵ كماكان منافعى حياتى در تكوين سياست عراق دارد.
نتايج نظرسنجى ها درآمريكا حاكى است اكثر آمريكاييان فكرنمى كنند اهداف دولت بوش در عراق ارزش اين همه جان فشانى را داشته باشد.
همچنين اكثريت آنها معتقدند دولت وى كشورش را با بهانه هاى كاذب به جنگ كشانده و اكنون خطر يك حمله تروريستى درخاك آمريكا بيشتر از پيش از تجاوز است. با اين وجود، اكثرمردم همچنان براين باورند كه آمريكا نمى تواند ازاين پروژه دست بكشد. نتايج اين نظرخواهى ها دلالت براين واقعيت دارد كه اقبال جورج بوش براى انتخابات مجدد، تاميزان قابل ملاحظه اى ، در گرو رويدادهاى عراق از امروز تا رأى گيرى نوامبر است.
دولت بوش خود در قبال ايران موضعى تهاجمى اتخاذ كرده، ولى آن را به صورت سياستهاى قابل اجرا در نياورده است. خصومت غريزى واشنگتن با متهم كردن ايران به پناه دادن تروريستهاى ارشد القاعده و تلاش براى سرپوش نهادن بر برنامه توليد تسليحات هسته اى تشديد شده است. اما آمريكا در قبال ايران هيچ گزينه نظامى جذابى ندارد، هرچندنومحافظه كاران واشنگتن گفته اند اشغال بغداد مطلوب است اما «مردان واقعى مى خواهند به تهران بروند».
در عين حال ، به استثناى ديدارى بين نمايندگان ايران وآمريكا در عراق هنگام بالاگرفتن رويارويى مقتدى صدر وتشكيلات موقت ائتلاف، واشنگتن گفت وگو با ايران را رد كرده است.
با توجه به لفاظى هاى تقابل جويانه دولت بوش از يك سو وآسيب پذيرى اش در عراق از سوى ديگر، ايران قطعاً وسوسه مى شود. ازاين بن بست سياستگذارى بهره بردارى كند. سناتور جان كرى، نامزد دموكراتها براى انتخابات رياست جمهورى آمريكا اعلام كرد مايل به مذاكرات مستقيم با تهران است و از همين رو شايد تهران تصميم بگيرد به شيوه اى اقدام كند كه شانس انتخاب مجدد بوش را تضعيف كند. به هرحال صلاح ايران درناكامى واشنگتن در بغداد نهفته است . فكر ائتلاف نظامى عراق با آمريكا وايجاد پايگاههايى براى نيروهاى آمريكايى كه چه بسا از آنها براى ضربه زدن به ايران استفاده كنند، براى تهران حكم كابوس را دارد.
… و شيوه ها
اما صرف بيان منافع ايران در پيچيده كردن رويدادهاى عراق به اين پرسش پاسخ نمى دهد كه چگونه صورت مى گيرد. پاسخهاى واشنگتن به اين سؤال در بهترين حالت مبهم بوده است. تنها مقام رسمى كه در اين خصوص اظهارنظر علنى كرده، دونالد رامسفلد وزيردفاع آمريكا بوده است. او در يك مصاحبه مطبوعاتى در آوريل ۲۰۰۴ به ايران هشدار داد در عراق مداخله نكند، و گفت: ما مى دانيم ايرانيان دخالت مى كنند و مداخله كشورهاى همسايه در امور عراق اصلاً مفيد نيست اما او تبيين نكرد منظورش از «مداخله» چيست و ساير مقامات دولت آمريكا در پاسخ به اين سؤال كه ايران دقيقاً درعراق چه كار مى كند، پاسخ روشنى ندادند. مثلاً يك مقام وزارت خارجه فقط گفت دولت بوش مدارك محكمه پسندى درباره فعاليتهاى ثبات  شكن ايران در عراق ندارد. او حتى همين ارزيابى را به شرط افشانشدن نامش ارائه كرد.
سرتيپ مارك كيميت، سخنگوى فرماندهى آمريكا در عراق رويكرد متفاوتى اتخاذ كرد و گفت اشتباه است بگوييم شبه نظاميان مقتدى صدر از سوى ايران حمايت مى شوند.
در اواخر آوريل زندانهاى ائتلاف فقط ۱۵ زندانى ايرانى را در خود جا داده بودند. صرفنظر از اين احتمال كه بازداشت ساير ايرانيان به دستور سيا گزارش نشده، اين مسأله حاكى از آن است كه يا مداخله ايران به حدى استثنايى و موفقيت آميز ماهيت مخفى دارد، يا اينكه مداخله اى در كار نيست، هر چند گزارش شده است هزاران مأمور اطلاعاتى ايران تحت پوشش خبرنگار و ساير حرفه هاى مجاز وارد عراق شده اند.
حقيقت هر چه باشد، اتهامات مربوط به مداخله ايران ظن آمريكا را درباره وجود يك ستون پنجم در عراق برانگيخته است. اما اين اتهامات را نه مقامات دولت بوش (به جز رامسفلد)، روشنفكران وابسته به نومحافظه كاران از جمله ريچارد پرل، ويليام سفاير، مايلك لدين، مايكل روبين و دو روزنامه محافظه كار وال استريت ژورنال و واشنگتن تايمز نيز مطرح كرده اند.
نومحافظه كاران گرفتار نبرد تعيين افكار عمومى و مسير سياست خارجى آمريكادر زمانى هستندكه مسير برگزيده دولت بوش به خاطر واقعيات عراق منحرف شده است. به عقيده آنها، تنها عوامل اشغال نافرجام عراق، قضاوتهاى نادرست و سياستهاى اشتباه واشنگتن نيست. آنها مى خواهنداين دلايل را قدرى خارجى سازند و به عدم همكارى متحدان و شيطنت ايران نسبت دهند.
منبع: مؤسسه بين المللى مطالعات راهبردى

|   صفحه اول   |   سياسى   |   بين الملل   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   حقوق   | 
|   اينترنت   |   گفت و گو   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گوناگون   | 
|   افق   |   ماجراى زندگى   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |