يكشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۳ - ۲۹ جمادى الاول ۱۴۲۵
Sun, Jul 18, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۲۸۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
يك تست روانشناسى
موزه خط ريش ها
173940.jpg
اصولاً يكى از مهمترين موارد درباه موهاى آقايان، خط ريش آنهاست و شما مردى را پيدا نخواهيد كرد كه به اين مسأله هيچ اهميتى ندهد. البته اين موضوع براى تعدادى جنبه حياتى ترى دارد و بنابراين، وقت بيشترى را صرف رسيدن به آن و مرتب و منظم كردنش مى كنند. شكل آن هم هر از چند گاهى به طور عمومى تغيير مى كند و اين موضوع بيشتر تابع يك نظر جمعى است و شايد هم بتوان آن را به مد نسبت داد. بخصوص اين روزها مى بينيم كه انواع و اقسام مختلف خط ريش ها وجود دارند و هركس مطابق ميل و سليقه شخصى اش آن را شكل مى دهد.
اين موضوع به هيچ وجه جديد نيست و در طول تاريخ هميشه كسانى بوده اند كه در اين زمينه پيشرو بوده و شكلهاى جديدى ايجاد كرده اند كه توسط ديگران نيز تقليد شده است. به هرحال اگر شما هم يكى از كسانى هستيد كه به اين موضوع علاقه مند هستيد و دلتان مى خواهد بدانيد اين موضوع در طول تاريخ به چه صورتى وجود داشته است، مى توانيد سرى به http://geocities.com/sentell2001/main.html بزنيد. در اين سايت علاوه بر تاريخچه اى از فرمها و مسائل مربوط به خط ريش، افراد سرشناسى كه خط ريشهاى متفاوتى داشته اند، معرفى شده اند و از هر يك از آنها عكسى در اين سايت وجود دارد. علاوه بر آن، به موضوع خط ريش در هنر و آثار هنرى هنرمندان معروف پرداخته شده است، اما جالب ترين بخش اين سايت، موزه اى است كه براى خط ريش ترتيب داده شده است. در اين بخش، افراد معمولى مى توانند عكسشان را بفرستند و چنانچه مورد تأييد گردانندگان سايت واقع شود، آنها نيز به موزه خط ريش خواهند پيوست. در اين موزه، بالاترين درجه بندى متعلق به زشت ترين و بدشكل ترين خط ريشهاست. بنابراين، مى توانيد شانس خود را براى دريافت بالاترين مقام اين سايت امتحان كنيد!
اسم تو هر اسمى كه هست
فرناز Farnaz
نيازى نيست شما فرناز را كاملاً بشناسيد تا به اين نتيجه برسيد كه او بسيار زيرك و باهوش است و با حساسيت فوق العاده اش نسبت به مسائل جارى، هميشه درك ظريفى از حقايق زندگى دارد كه مى تواند بسيار موشكافانه تر و عميق تر از نگاه اطرافيانش به همان مسائل باشد.
اين نگاه عميق تر به جريانات زندگى باعث مى شود فرناز در زمينه نقاشى، موسيقى، سرودن شعر و بازيگرى توانايى هاى درخشانى داشته باشد كه اگر پرورش داده نشود، براى هميشه به همان صورت بالقوه باقى خواهند ماند. او از حضور در مكانهايى كه اين جنبه هاى متعالى وجود بشر مورد توجه قرار گرفته باشند، بسيار لذت خواهد برد و به همين دليل است كه براى فرناز رفتن به گالريهاى نقاشى، كنسرت و موزه هاى مختلف هنرى يك تفريح ممتاز به حساب مى آيد. البته به جز جنبه تفريح و لذت، اين موضوعات براى فرناز نوعى آرامش ذهنى به بار مى آورند كه هيچ عامل ديگرى نمى تواند اثرى مشابه آنها داشته باشد.
شكى وجود ندارد كه حساسيت فرناز در ارتباطات اجتماعى اش نيز تأثيرگذار است. او به راحتى با ديگران ارتباط برقرار مى كند و بودن در متن جامعه و آشنا شدن با افراد تازه و شناختن ويژگيهاى منحصر به فرد هر كس برايش جالب است. به علاوه، در ارتباطات شخصى تر، به خوبى احساسات درونى اش را بيان مى كند و به همين دليل ديگران را كاملاً تحت تأثير قرار مى دهد. او بسيار مهربان و ملايم و در عين حال بسيار محتاط و باملاحظه است. فرناز به شدت علاقه مند است ديگران وشخصيت آنها را درك كند و مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. علاوه بر آن، چون به هيچ وجه دلش نمى خواهد كارهايى كه انجام مى دهد، باعث ناراحتى و رنجش ديگران شود و آنها را بيازارد، در بسيارى موارد سعى مى كند با درك موقعيت ديگران از خواستها و نيازهاى خودش چشم پوشى كند. اگر فرناز اين كار را به مدت طولانى انجام دهد، بدون اينكه به خواستهاى خودش توجه كند، ممكن است بدخلق و تندمزاج شود و روحياتش به شدت متلاطم گردد، چون حس مى كند كه در بسيارى از موارد ديگران به او هيچ توجهى نمى كنند.
همانطور كه گفتيم، حساسيت بيش از اندازه فرناز باعث مى شود بيش از اندازه نسبت به مسائل اطرافش آگاهى داشته باشد. آنچه فرناز مى شنود، به شدت ذهن و فكر او را به خود مشغول مى كند و در اين ميان مشكلات دوستان و اطرافيانش به طور خاص او را درگير مى كند. فرناز به آسانى تحت تأثير گفته هاى ديگران قرار مى گيرد و در اين شرايط متأسفانه كاملاً براساس احساساتش تصميم مى گيرد. وقتى احساسات فرناز برانگيخته شده باشند، او به سختى ممكن است بتواند براساس حسابهاى منطقى و دلايل عقلى صحيح در مورد شرايط و مسائل قضاوت كند و تصميم درستى بگيرد و اين درست زمانى است كه فرناز به كمك و همفكرى شما نياز دارد تا احساساتش در مسير درست هدايت شوند. فراموش نكنيد زمانى كه احساس مى كنيد فرناز در چنين وضعيتى قرار دارد، كمك كردن به او بايد اولين اولويت شما باشد.
و اما نكته آخر: طبيعى است كسانى كه احساسات عميق ترى دارند، در زمينه مسائل عاطفى نيز پررنگ تر عمل مى كنند. طبيعت رمانتيك و رؤيايى فرناز باعث مى شود او هميشه درگيريهاى عاطفى داشته باشد، اگرچه ظاهر آرام او ممكن است هيچ وقت خبر از آنچه در درونش مى گذرد، ندهد، اما شما گول اين ظاهر را نخوريد. يكى از دلايلى كه فرناز اين همه شلوغ و پر سر و صدا ظاهر مى شود، اين است كه نمى خواهد آنچه در درونش مى گذرد را به راحتى به ديگران نشان دهد و در نتيجه از اين نقاب براى پوشاندن چهره به شدت احساساتى اش استفاده مى كند.
يك تست روانشناسى
جايگاه واقعى شما كجاست؟
173937.jpg
آيا تا به حال پيش آمده فكر كنيد كه جايگاه فعلى شما در جامعه و خانواده با آنچه براى شما درنظر گرفته شده بود، هماهنگى ندارد؟ مثلاً قرار بوده شما يك دانشمند برجسته باشيد، اما چون حق تان را خورده اند، حالا يك دانشجوى بيچاره بيشتر نيستيد؟ و يا اينكه مثلاً شما قرار بوده جزو خانواده پرنس چارلز باشيد، اما اين اتفاق به دليل برخى مسائل نيفتاده؟ در هر صورت، تست امروز ما به شما مى گويد كه جايگاه واقعى تان چيست ... مطمئناً از نتايج آن تعجب خواهيدكرد!

اگر شما مى توانستيد رنگ و شكل موهايتان را به طور طبيعى انتخاب كنيد، چه تفاوتى ايجاد مى شد؟
ـ رنگ آن تغيير مى كرد. (۵)
ـ هميشه بلند بود تا نيازى به آرايشگاه وجود نداشته باشد. (۱۰)
ـ هميشه مطابق آخرين مدل هاى روز آراسته شده بود. (۱۵)

رؤياهاى غالب شما به كداميك از موارد زير مربوط مى شود؟
ـ به دست گرفتن كنترل جهان (۱)
ـ يك زندگى برتر از ديگران كه همه تحسين مى كنند. (۵)
ـ زندگى در يك زمان ديگر. (۱۰)

شما معمولاً چه لباس هايى  مى پوشيد؟
- لباسهاى تيره رنگ (۱)
ـ رنگ هاى پرمايه و هرچيزى كه به ظاهر من بخورد. (۵)
ـ لباسهايى كه توجه ديگران را جلب كند. (۱۵)

شما روز آخر هفته چه مى كنيد؟
ـ با كامپيوتر مشغول هستم. (۱)
ـ هركارى كه در آن لحظه دوست داشته باشم.(۵)
ـ مطالعه يا نقاشى يا چيزى شبيه به آن. (۱۰)
ـ مهمانى و بيرون رفتن با دوستان. (۱۵)

رنگ موردعلاقه شما چيست؟
ـ سياه (۱)
ـ صورتى، قرمز تيره، طلايى، سبز تيره و شبيه آنها. (۵)
ـ قهوه اى يا سفيد (۱۰)
ـ آبى يا صورتى روشن يا شبيه به آنها (۱۵)

اگر قرار بود شما يكى از اين وسايل را همراه خود به يك جزيره متروك ببريد، كدام را انتخاب مى كرديد؟
ـ كامپيوتر لپ تاپ كه با انرژى خورشيدى كار مى كند. (۱)
ـ خدمه و كسانى كه كارهايتان را انجام دهند. (۵)
ـ آب و غذا. (۱۰)
ـ تلفن همراه تان! (۱۵)

بهترين هديه براى شما كدام است؟
ـ يك تلفن همراه غيرقابل رديابى(۱)
ـ كلى لباس زيبا يا كتاب چاپ جديد. (۵)
ـ يك هديه كاربردى (۱۰)
ـ يك ماشين يا لباس مهيج! (۱۵)

زمانى كه ۲۵ ساله شديد (يا بوديد) دوست داريد چه شغلى داشته باشيد؟
ـ يك سرمايه دار پولدار و با نفوذ در رشته نرم افزار كامپيوتر(۱)
ـ رئيس يك شركت مهم بين المللى يا بهترين بازيكن يك تيم ورزشى مهم (۵)
ـ خيلى فرقى نمى كند. (۱۰)
ـ كار چيه؟ در ۲۵ سالگى پدر جان زحمت هزينه هاى اينجانب را خواهندكشيد! (۱۵)
(۱ تا ۳۰ امتياز): دوست من، شما قرار بوده يك نابغه شيطان باشيد، يا يك شيطان مجسم. فكر مى كنيد موقعيت فعلى شما با آنچه تقدير برايتان درنظر داشته چقدر فاصله دارد؟

(۳۱ تا ۸۵ امتياز): همانطور كه گفتيم، شما قرار بوده با پرنس چارلز و ملكه اليزابت فاميل باشيد، اما دست سرنوشت شما را به موقعيت فعلى تان كشانده است. اما به نظر مى رسد شما هنوز هم اخلاق بالقوه تان را حفظ كرده ايد. به هرحال شما عضو خانواده سلطنتى انگلستان نيستيد. بهتر است دست از اين بازيها برداريد و مطابق موقعيت فعلى تان رفتار كنيد...!

(۸۶ تا ۱۰۰ امتياز): به نظر مى رسد زمان هاى بسيار دور، مانند چند قرن پيش، هنوز هم جذابيت خود را براى شما از دست نداده است. شايد به همين دليل است كه نسبت به همسن و سالان خودتان بسيار مؤدب تر و باوقارتر هستيد. به هرحال شما قرار بوده در همان چند قرن پيش زندگى كنيد! حداقل اين چيزى است كه همسن و سالان شما مى انديشند...!

(۱۰۱ تا ۱۱۵ امتياز): اگرچه ممكن است شما به ظاهر يك جوان آرام و مطيع به نظر برسيد، اما بشدت علاقه داريد توجه ديگران را جلب كنيد. اينطور به نظر مى رسد كه شما قرار بوده يك هنرپيشه بسيار جذاب باشيد، اما به هرحال اكنون كه هنرپيشگى ميسر نشده، شما هنوز هم سعى مى كنيد به شكلى كه شخصاً مى پنداريد، جذابيت را براى خودتان فراهم كنيد...!
يخچال فرنگى
173949.jpg
اين هفته را اختصاص داده ايم به لطيفه هاى ارسالى شما. چون روى هم تلنبار شده بود. مصيبتى كشيديم تا اين فينگليش را بخوانيم. تازه مصيبت اصلى اين نبود كه، مصيبت اصلى انتخاب چهار تا و نصفى لطيفه به درد بخور از بين آن همه لطيفه بى مزه بود. به هر حال اگر اين هفته يخچال فرنگى ما بامزه يا بى مزه است، به گردن خودتان.
يك لطيفه اقتصادانه
يك روز به يك آقايى يك دسته هزار تومانى مى دهند بشمرد، ۲۵۰ تومن كم مى آورد.
mehraneh-B
يك لطيفه مادركشانه
يه روز يه آقايى دوستش رو مى بيند كه سياه پوشيده
ـ خدا بد نده، چى شده؟
ـ مادرم فوت كرده
ـ خدا بيامرزه، چرا فوت كرد؟
ـ مادرم رفته بود پشت بوم رخت پهن كنه. يه هو افتاد روى كولرمون. كولرمون روشكست، بعد ليز خورد افتاد روتراس، تراس رو هم خراب كرد. بعد افتاد توى حياط، تخت رو هم شكست، بعد قل خورد روى گلهاى باغچه، گلها رو هم شكست.
دوستش با ناراحتى فراوان گفت:
ـ پس بنده خدا اين جورى شد كه فوت كرد.
ـ نه، من ديدم داره تمام وسايل خونه رو خراب مى كنه، با تير زدمش!»
basavand-h
دو لطيفه يه روزانه
۱ـ يه روز يه يارو مهم مى شه زير خودش رو خط مى كشه، توى امتحان مياد
۲ـ يه روز يه يارو كلاس حركات موزون مى ذاره، ورشكست مى شه. چون به شاگرداش شاباش مى داده.
نيلوفر علوى
يك لطيفه قارچانه
يكى از فروشندگان محترم قارچ به بيرون شهر رفته بود تا قارچ بچيند و به خلايق بفروشد. داشت قارچ مى چيد كه يكى از برادران روستايى محلى آمد جلو و گفت:
ـ داداش، شما قارچ خوب نمى شناسى، اينا همه شون سمى  ين.
فروشنده گفت: «من كه نمى خوام بخورم، مى خوام بفروشم.»
گلناز مغربى ـ شيراز
يك لطيفه روان شناسانه
مثل اينكه لطيفه هاى پزشكى طرفدار زيادى دارد. چون يك لطيفه ديگر هم داريم:
يه روز يكى مى ره پيش روان شناس و مى گه:
ـ آقاى دكتر، نمى دونم رفتارم چه جورى شده كه زنم گذاشته رفته، فاميل زنم ديگه سراغم نميان و...
دكتر با هيجان مى پرسد:
ـ قربونت برم، زود بگو چى كار كردى، چى جورى موفق شدى؟
bavar-e-bahar
يك لطيفه بى آبانه
دو تا مگس روى سر مرد كچلى نشسته بودند ( خواهشمنديم كچل ها پاشنه در تلفنخانه روزنامه را از پاشنه در نياورند، به خدا اين ها همه اش شوخى است) خلاصه بچه مگسه به مادرش گفت: «مامان، مامان، من آب مى خوام.»
ما دره جواب داد: «آخه بچه جون من توى اين بيابون بى آب و علف، آب از كجا بيارم؟»
ليلا حسينى ـ تهران
يك لطيفه مؤدبانه
نمى دانيم امروز چرا خوانندگان ما زده اند توى كارحشرات. حالا اين يكى را بخوانيد: يك روز يك آقايى مى ره توى اتاق. با صدا و حركت باز شدن در همه پشه ها بلند مى شن. مرده فكر مى كنه به احترام اون بلند شده اند. مى گه: «بفرماييد خواهش مى كنم.»
شهروز مطهرى ـ بجنورد
يك لطيفه مارانه
حلا بشنويد از مارى كه لابد مار معروفى بوده و توى صفحه خانه دوست كجاست روزنامه مارها با اومصاحبه شده:
ـ تا حالا عاشق شده اى؟
ـ دست روى دلم نذاريد كه خونه
ـ چرا؟
ـ ده سال عاشقش بودم و پاش نشستم.
ـ خب، بهت خيانت كرد؟
ـ نه، آخرش فهميدم شلنگه.
هايدن گلبو
يك لطيفه صامتانه
جوانى رفت پيش يك دكتر متخصص و گفت:
ـ آقاى دكتر، من از وقتى كه نامزدم ولم كرده و رفته، صدام رو از دست دادم، به نظر شما علاج داره؟
دكتر گفت: ـ سلام آقا! بفرماييد، چه فرمايشى دارين؟
ابراهيم شكوهى
يك لطيفه منتظرانه
اين بالا رفتن سن ازدواج هم عجب ماجرايى شده. مخصوصاً بعضى دخترخانمهاى محترم كه نسبت به اين مسأله حساسيت زيادى دارند و همين مسأله باعث بروز اتفاقاتى نيز مى شود. از جمله اينكه همين چند روز پيش مريم خانوم دم در با قيافه نگران و مشوشى ايستاده بود. همسايه شان، دوشيزه قديمى فرى خانوم (اسم اصلى اش را نمى دانيم، ولى همه فرى خانوم صدايش مى كنند)، بعد از مدتى لاى درز در را باز كرد و نگرانى آشكار مريم خانوم را ديد.
ـ چى شده مريم خانوم!؟
ـ منتظر شوهرم هستم، دو ساعته نيومده.
فرى خانوم با پوزخند گفت:
ـ اى بابا! عجب نازك نارنجى هستى. من سى و پنج ساله منتظرم و هنوز نيومده.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   چشم انداز   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   | 
|   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |