شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۳ - ۶ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Sat, Jul 24, 2004
افق
سال دهم - شماره ۲۸۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
درباره فريدون آدميت
وفاداربه متن تاريخ
174762.jpg
نماى مهر

| دكتر فريدون آدميت متولد تهران ـ ۱۲۹۹
ـ تحصيل در مدرسه دارالفنون
ـ فارغ التحصيل دانشكده حقوق و علوم سياسى ۱۳۲۱
ـ اخذ درجه دكتراى تاريخ و فلسفه سياسى از دانشگاه لندن ۱۹۴۱
كتابشناسى آثار:
* اين عناوين تنهاكتابها هستند و فهرست مقالات مجزاست.
۱ـ آشفتگى در فكرتاريخى. تهران، جهان انديشه، ۱۳۶۰ ، ۲۰۲ص.
۲ـ افكار اجتماعى و سياسى و اقتصادى در آثار منتشر نشده دوران قاجار ( با همكارى هما ناطق) تهران، آگاه، ،۱۳۵۶ ۵۸۲ص.
۳ـ اميركبير و ايران يا ورقى از تاريخ ايران ( با مقدمه محمود محمود). تهران، بنگاه آذر، ۱۳۲۳ ، ۲۷۱ص.
۴ـ اميركبير و ايران. تهران، خوارزمى، ،۱۳۴۸ ۷۷۶ص.
۵ـ انديشه ترقى و حكومت قانون عصر سپهسالار. تهران، خوارزمى، ،۱۳۵۱ ۵۱۴ص.
۶- انديشه هاى طالبوف تبريزى. تهران، دماوند، ۱۳۶۳ ، ۱۰۱ص.
۷ـ انديشه هاى ميرزاآقاخان كرمانى. تهران، طهورى ۱۳۴۶ ، ۲۰+۲۹۲ص.
۸ـ انديشه هاى ميرزا فتحعلى آخوندزاده. تهران، خوارزمى، ۱۳۴۹ ، ۲۸۹ص.
۹ـ ايدئولوژى نهضت مشروطيت (جلد اول). تهران، پيام، ۱۳۵۵ ، ۴۸۷ص.
۱۰ـ ايدئولوژى نهضت مشروطيت (جلد دوم): مجلس اول و بحران آزادى. تهران، روشنگران، ۱۳۷۰ ، ۴۱۰ص.
۱۱ـ تاريخ فكر (از سومر تا يونان و روم).تهران، روشنگران، ،۱۳۷۵ ۲۵۸ص.
۱۲ـ شورش بر امتياز نامه رژى تهران، پيام، ۱۳۶۰ ، ۱۵۱ص.
۱۳ـ فكر آزادى و مقدمه نهضت مشروطيت. تهران، سخن، ۱۳۶۰ ، ۳۳۹ص.
۱۴ـ فكر دمكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران. تهران، پيام، ،۱۳۶۳ ۲۹۱ص.
۱۵ـ مقالات تاريخى. تهران، شبگير ،۱۳۵۲ ۱۴۲ص.

فريدون آدميت را از جدى ترين چهره هاى تاريخ نگارى علمى در ايران مى شناسند. اما قدر ومقام او از اين بسى فراتر است. تاريخ نگارانى كه با اين رشته از حدعادى آشناتر هستند، او را فيلسوفى سياسى با انديشه هايى در خور اعتنا مى دانند و حتى مقام او در اين زمينه رااز مقام آدميت مورخ برتر مى شمرند. هر كتاب ومقاله اى كه از او منتشر شد، اعتبار يك مآخذ ثابت و خدشه ناپذير را داشته و مجموعه آثار او، فخرى است براى تاريخ معاصر، زبان فارسى و انديشه ترقى خواهى در ايران امروز.
مهرگان امروز به او اختصاص يافته است:
سيد عليرضا مير على نقى: تولد فريدون آدميت در خانواده اى فرهنگى ـ سياسى و معتقد به دانش اندوزى بوده است. در دوره دانش آموزى مدرسه دارالفنون ، كلاس پنجم متوسطه را گذراند و شش ماه بعد نيز از عهده امتحان نهايى مدرسه متوسطه برآمد. در آن زمان بسيار نادر بود كه در دوره دوم متوسطه، محصلى بتواند به اصطلاح يكساله دو كلاس برود، مگر اين كه حقيقتاً درخشان باشد. افرادمعدودى از سالخوردگان امروز كه صعوبت و جديت نظام هاى آموزشى قديم را به خاطر دارند، بر اين سخن گواهند. دو ماه پيش از امتحان نهايى متوسطه، پدرش درگذشت و چه بسا ممكن بود از خيال امتحانات نهايى منصرف گردد.
اما به ترغيب ابراهيم حكيمى (حكيم الملك) ، دوست ديرين پدرش كه به ادامه تحصيلات دانشگاهى فريدون آدميت جوان علاقه داشت، كارش را دنبال كرد و از پيش برد. بهترين استادش در دارالفنون، علامه جلال همايى بود كه از آموزش عالى او مايه اندوخت. از دبيرستان به دانشكده حقوق و علوم سياسى رفت و سه سال بعد فارغ التحصيل شد. پايان نامه دانشگاهى خود را درباره زندگى سياسى ميرزاتقى خان اميركبير نوشت كه دو سال بعد از فارغ التحصيلى، در ۱۳۲۳ ، با مقدمه استادش محمود محمود (۱۳۴۴ ـ ۱۲۶۰) به صورت كتاب معروف «اميركبير وايران» منتشر شد. فريدون آدميت، دانشجوى جوان و جدى سالهاى ايران بحران زده جنگ جهانى دوم، از سال ۱۳۱۹ به خدمت وزارت امور خارجه درآمد. هم كار مى كرد وهم درس مى خواند؛ با هدف تحصيلات عالى دانشگاهى در اروپا يا آمريكا، كه اين فرصت را خدمت رسمى در وزارتخانه برايش فراهم مى كرد. اولين مأموريت او در دى ۱۳۲۳ (ژانويه ۱۹۴۵) دبيرى ساده سفارت ايران در لندن بود.
دوران پنجساله مأموريت در سفارت ايران ، در لندن، براى تحصيل و تحقيق او بارآور بود. در دانشكده علوم سياسى و اقتصادلندن، تاريخ سياسى و فلسفه سياسى خواند؛ و به حرف يكى از دانشمندان كه توصيه كرده بود «براى ادامه تحصيلات به مدرسه السنه شرقيه برود» وقعى نگذاشت. شرق شناسى وتحقيقات خاورميانه اى و اوريانتاليسم را باب طبع خود نديد؛ و به تعبير كنايه آميز خودش «علوم غريبه غربيه »به مزاج او بهتر مى ساخت. از دانشگاه لندن درجه دكترى گرفت وگزارش رئيس آكادمى واستاد تاريخ روابط بين الملل، چارلز وبستر، گواه آينده درخشان او بود: «آقاى آدميت در تحقيق تاريخ روابط ديپلماسى تهران در دوره اوايل سده نوزدهم، علاوه بر پشتكار ومهارت فنى، نمودار بصيرت و تفكر تاريخى استثنايى است. همچنين در دوره هاى ديگر تاريخ ديپلماسى «آرشيوهاى وزارت امور خارجه انگلستان، وزارت هندوستان ومنابع خطى كتابخانه موزه بريتانيا تحقيق كرده است.بدان مراتب، آقاى آدميت در تاريخ روابط ديپلماسى ايران در سده نوزدهم دانش استثنايى كسب كرده است و يقين دارم كه مى تواند تأثير بزرگى در تحول تحقيقات تاريخى در ايران داشته باشد انتظار دارم در آينده آثار مهمى به وجود بياورد».
| رساله پايان نامه تحصيلى «آن جوان بسيار آراسته وجدى » [تعبير استاد: محمود محمود از فريدون آدميت] پايه كتابى بود كه بعدها، استاد محمود محمود بر آن مقدمه نوشت و با نام «اميركبير و ايرا» به چاپ رسيد. در برهوت فرهنگى ايران بحران زده سالهاى جنگ جهانى دوم، اين اثر حادثه اى بود و هنوز هم حادثه اى است كه پنجاه سال سالخوردگى از رونق و اعتبار آن نكاسته است.در آن دوران فريدون آدميت افسر نظام وظيفه بود و عصرها بعد از دانشكده افسرى ، به كافه فردوس مى رفت كه صادق هدايت ودوستانش در آنجا پاتوق داشتند. دو انديشمند مهم ايران آن عصر، هدايت و دكتر حسن شهيد نورايى (استاد تاريخ وعقايد اقتصادى در دانشكده حقوق ) آن كتاب را پسنديدند و آدميت را فراوان تشويق كردند. هدايت كه بسيار سخت پسند بود وهيچ اثرى را بدون گوشه وكنايه باقى نمى گذاشت، «امير كبير و ايران» را ستود وخواندنش را به همه دوستانش توصيه كرد؛
174756.jpg
وشهيد نورايى نيز ترجمه قطعه هايى ، اثر يكى از اقتصادشناسان نامدار آلمان (در مبحث انتقاد از اقتصاد استعمارى) به آدميت سپرد كه براى جلد دوم «امير كبير وايران» در مبحث اقتصاد، از آن بهره گيرد. آدميت، هميشه از هدايت وشهيد نورايى با احترام قلبى ياد مى كند؛ و ناطق ، مورخ شناخته شده ومعتبر ايرانى (ساكن پاريس و فعلاً بازنشسته) از قول او مى گويد: «هدايت بزرگوارترين انسانى بود كه درميان هموطنانم شناختم. درميان هرقوم وقبيله اى واز هر رده اى».
|بعداز بازگشت به تهران ، درسال ۱۳۲۸ معاون امور حقوقى شد وبعداز يك سال، به مأموريت در نمايندگى ايران در سازمان ملل متحد رفت . در همان روزهايى كه هدايت وشهيد نورايى به فاصله يك روز در پاريس درگذشتند. از آن تاريخ تا هشت سال بعد كه به مقام وزيرمختارى در همان نمايندگى رسيد، در كار سازمان ملل متحد بود؛ خواه در سمت رياست اداره سازمان هاى بين الملل ، خواه به نمايندگى در كميسيون هاى سياسى وحقوق مجمع عمومى ملل متحد. در سال ،۱۳۳۴ كتاب «جزايربحرين : تحقيق در تاريخ ديپلماسى وحقوق بين الملل» را به زبان انگليسى نوشت ودر نيويورك منتشر كرد. دركنفرانسهاى ديگر هم شركت داشت : ازجمله در كنفرانس كشورهاى آسيايى وآفريقايى در باندونگ . آدميت، به قول خود از «لحاظ ورزش فكرى» آن دوران هشت نه ساله را ارزشمندترين دوران خدمت رسمى خود مى خواند وحتى بدان دلبستگى عاطفى دارد. شايد بدين سبب كه كارنامه اش در سازمان ملل متحد، مى خواند با شيوه تفكر بلند جهانشمول او. در ضمن ، او كمابيش حدود بيست سال (۱۳۵۹ ـ ۱۳۳۸) مقام داور بين الملل را در ديوان دائمى حكميت « لاهه» داشت؛ يعنى حدود پانزده سال بعداز بازنشستگى . دكتر آدميت بعداز بازگشت از سازمان ملل متحد با سمت مديركل سياسى به مقام سفيركبيرى درسال ۱۳۳۹ رسيد وسال بعد به سفارت كبراى ايران در لاهه رفت. دوسال بعد (۱۳۴۲ ) به سمت سفيركبيرى به دهلى نو رفت. (زمان نخست وزيرى جواهر لعل نهرو) ودربازگشت از هندوستان، به عنوان مشاور عالى سياسى برگزيده شد. آدميت دراين هنگام ، چهل وپنج ساله و در اوج توانايى وكارآمدى وپختگى براى كار ادارى خويش بودكه دفتر خدمت ديوانى را «ناگاه و يك باره» بست. در يك نامه معروف سه كلمه اى «تقاضاى بازنشستگى دارم » و اگرچه اين تقاضا بدون مشاجره از طرف وزير وقت پذيرفته نشد ، صراحت و قاطعيت مورخ نامدار ايرانى كار خود را كرد و از آن پس، يك سره به خدمت نشر فكر ودرس عقل برآمد، تا به گاه رنجورى و بيمارى كه در رسيد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |