|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
|
|
|
|
۳۰سال پس از تأسيس
|
|
|
|
نگاهى به اجراى رافائل ميناسكانيان در تالار وحدت
|
|
|
|
نگاهى به عملكرد خانه موسيقى به بهانه انتخاب هيأت مديره جديد
|
|
|
|
|
دكه مطبوعات هنرى
ـ ماهنامه «نمايش»
هفتاد و چهارمين شماره ماهنامه «نمايش» ويژه فروردين ماه منتشر شد.اين نشريه با مديرمسؤولى مجيد شريف خدايى و سردبيرى لاله تقيان منتشر مى شود. در شماره۷۴ «نمايش» اخبار تئاتر تهران، شهرستان و اخبار كتابهاى تئاترى منتشر شده است.ديگر مطالب اين نشريه از اين قرارند: همراه با آدمهاى تنهاى روزگار ما، حرفهاى ناگفته ديگران، ارتباط با زبان تئاتر، تحليل محتوايى وزيرخان لنكران، تئاتر دانشجويى و انقلابى نو، ابزار صحنه و...نمايش به بهاى ۵۰۰تومان عرضه مى شود.
ـ ماهنامه «بايا»
ماهنامه ادبى، هنرى، فرهنگى و اجتماعى «بايا» منتشر شد. در شماره۱ و ۲سال اول (دوره سوم) كه با مديرمسؤولى و سردبيرى فرخنده حاجى زاده منتشر مى شود به جاى سرمقاله طنزى از عمران صلاحى به چاپ رسيده است. نامه سيدعلى صالحى به يدالله رؤيايى، تأملاتى در باب كتاب رباعيات خيام، آشوب در روشنگرى نوشته اى درباره مشروعيت وحقيقت، ما در تاريخ تشكيك و تقابل و... از جمله مطالب اين شماره بايا هستند.همچنين اشعارى از حميد احمدى، فاضل بوستان، عمران صلاحى، مرتضى پورحاجى و فريده خردمند در اين شماره بايا مى خوانيم.
ـ فصلنامه «شعر»
سى و ششمين شماره فصلنامه «شعر» ويژه بهار روى پيشخوان دكه ها قرار گرفت. در اين شماره از نشريه شعر ويژه نامه در خصوص على معلم دامغانى مى بينيم. در اين ويژه نامه گفت و گو با على معلم دامغانى، يادداشتهايى از محمد كاظم كاظمى، رضا اميرخانى، محمدرضا تقى دخت، دكتر صابر امامى، سيدابوطالب مظفرى و... به چاپ رسيده است.گزيده شعرهاى معلم دامغانى و بررسى اشعار اين شاعر بخشهاى ديگر اين شماره نشريه شعر را تشكيل مى دهند.صاحب امتياز اين نشريه حوزه هنرى و سردبير آن مصطفى محدثى خراسانى است.
و ديگر نشريات
شماره جديد فصلنامه تخصصى شعر «گوهران »منتشر شد. در شماره۴ (تابستان) اين فصلنامه كه ويژه م ـ آزاد است گفت وگوى اختصاصى با م.آزاد، زندگينامه م.آزاد به قلم خودش به همراه نوشته هايى از سيمين دانشور، منوچهر آتشى، مفتون امينى، محمد حقوقى، صفدر تقى زاده، محمدعلى سپانلو، مينا موحد، كاميار عابدى، شاپور جوركش، هيوا مسيح و... به چاپ رسيده است. اشعارى از منصور اوجى، سيدعلى صالحى، پوران فرخ زاد، مصطفى رحماندوست، خاطره حجازى، محمود معتقدى، غلامحسين سالمى به همراه مطالبى از محمود دولت آبادى، جواد مجابى، نادر نادرپور، يدالله رويايى و ترجمه اشعارى از لوركارا مى خوانيم.فصلنامه «هنر» نيز ويژه بهار امسال منتشر شد. در شماره ۹۵ «هنر» مطالبى در حوزه تئاتر، ادبيات، تجسمى، موسيقى، سينما، مطالعات كاربردى هنر، تازه هاى نشر و رويدادهاى جهان به چاپ رسيده است.جايگاه سنت در شعر معاصر عرب، جايگاه تئاتر جديد در ادبيات فرانسه، تأملى در شناخت شناسى تصوير عكاسى، موسيقى باروك ، بوم شناسى فرهنگى، بوم شناسى فرهنگى گاو مقدس هند و.. ديگر مطالب اين شماره از فصلنامه هنر هستند.ماهنامه «بيدار» ويژه تيرماه روانه بازار نشر شد. در شماره جديد بيدار مطالبى در حوزه ادبيات، موسيقى، تئاتر و سينما منتشر شده است. گرچه كيفيت گرافيكى اين نشريه چندان جالب توجه نيست اما مطالبى همچون گزارش اختصاصى از موزه چارلى چاپلين در سوئيس ، گزارشهايى از كن ۲۰۰۴ و فيلم «پنج» كيارستمى، بازى برمانژ، پرومته در زنجير و چندمطلب ديگر خواندنى را در بيدار مى توان جست وجو كرد. شماره۱۷۸ ماهنامه تخصصى «گلستان قرآن» هم منتشر شد. اين شماره كه ويژه تيرماه است مطالبى با سرفصلهاى سخن، موج قلم، بوستان قرآن، هم انديشى، ديدار، گزارش و خبر به چاپ رسيده است.آثار برگزيده فاطمى در پنجمين دوره كتاب سال ولايت، نقد و بررسى كتاب گرايشهاى تفسيرى در ميان مسلمانان، استنادهاى قرآنى حضرت زهرا(س) در خطبه فدكيه و... برخى از مطالب اين شماره گلستان قرآن است.
|
|
|
|
|
يك هفته با هنر
< تئاتر مجموعه تئاتر شهر هفته گذشته با نمايش «ليلى و مجنون» به كارگردانى امير دژاكام خداحافظى كرد. در اين تالار به زودى نمايش «سه خواهر» اثر آنتوان چخوف به كارگردانى اكبر زنجانپور و به مناسبت صدمين سالگرد تولد اين نويسنده بزرگ روسى به روى صحنه مى رود. تالار قشقايى، خانه خورشيد هم مراحل بازسازى را سر مى گذراند و در سالن شماره۲ نيز نمايش اجرا نمى شود. ديگر نمايشهاى روى صحنه اين مجموعه تئاترى عبارتند از: ـ تالار چهارسو: «دخمه شيرين» به كارگردانى دكترقطب الدين صادقى، ساعت۱۹/۳۰ ـ تالار سايه: «روزهاى زرد» به كارگردانى ايوب آقاخانى، ساعت۱۸/۴۵ ـ تالار نو: «مكبث» به كارگردانى حسين فرخى، ساعت۱۹/۳۰ ـ تئاتر مولوى تالاراصلى: «حكايت الكتريك عاشق» ، به كارگردانى روزبه حسينى، ساعت،۱۷/۳۰ «ساحره سوزان» از مه لقا باقرى، ساعت۱۹/۳۰ ـ تالار كوچك: «نقش زن» به كارگردانى زرى كريمى، ســـاعت۱۸/۳۰ ـ تالار سنگلج: «سيزده» به كارگردانى بنفشه توانايى، ساعت۱۹/۳۰ ـ تالار وحدت: «رابعه» به كارگردانى حسين سحرخيز، ساعت۱۹ ـ تالار هنر: «چشم چشم دوابرو» به كارگردانى على فروتن، ساعت۱۸/۳۰ < موسيقى با گرم شدن تابستان بازار كنسرتهاى موسيقى چندان داغ نيست اما به هر حال به طور پراكنده كنسرتهاى مختلفى در نقاطى از شهر تهران و بويژه در فرهنگسراها اجرا مى شود. كنسرتهايى كه اين هفته اجرا مى شوند بدين شرح اند: ـ فرهنگسراى هنر: «كنسرت فلامنگو» به سرپرستى وحيد بهروان، ۷ تا ۹مردادماه، ساعت اجرا،۲۰/۳۰ نشانى: پل سيدخندان، خيابان جلفا ـ بنياد آفرينشهاى نياوران: كنسرت گروه هم آوا به سرپرستى مهدى نامدار به همراه مجلس شاهنامه خوانى، ۱۵مردادماه، ساعت،۲۰/۳۰ انتهاى خيابان پاسداران، مقابل پارك نياوران، فرهنگسراى نياوران
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
هفته دينى
گروه فرهنگ و هنر ـ سايرمحمدى: ركود بر بازار كتاب همچنان حاكم است، بويژه در حوزه ادبيات (شعر، رمان، نقد ادبى و...) آثار انگشت شمارى چاپ و منتشر شده است كه حكايت از تداوم بحران كاغذ دارد. در حوزه دين اما هفته پربارى را سپرى كرده ايم و انتشارات بوستان كتاب قم فعالترين ناشر دراين زمينه با چاپ شانزده عنوان كتاب بود. مرورى بر آثار منتشر شده گوياى وضعيت بازار نشر است. | شعر «چهار پاره و چهار پاره سرايان» عنوان كتابى به قلم ضياء الدين ترابى است كه اشعار شاعران معاصر از نيما به اين سو را در بر مى گيرد. شاعرانى كه در حوزه شعر نو از جايگاه شايسته اى برخوردارند و قالب چهار پاره را به عنوان تفنن (شايد) برگزيده اند. ترابى در مقدمه اى مفصل شيوه كارش را در اين پژوهش توضيح داده است. ناشر اين كتاب دفتر شعر و داستان است. «رگهايم از روى بلوزم مى گذرند» جديدترين سروده هاى رويا تفتى است كه نشر ويستار آن را چاپ ومنتشر كرده است. «دهخدا، مرغ سحر در شب تار» مجموعه مقالاتى است كه از صاحب نظران عرصه ادب امروز ايران ، كه هر يك گوشه اى از زواياى زندگى مادى و معنوى دهخدا را تصوير كرده اند و به نقد و بررسى نشسته اند ، كسانى چون شفيعى كدكنى، يحيى آرين پور، انجوى شيرازى، زرين كوب، براهنى، سعيد نفيسى، محمدامين رياحى، رعدى آذرخش و... اين مجموعه به اهتمام ولى الله دروديان كه دو مقاله در اين كتاب دارد، فراهم آمده و نشر اختران آن را چاپ ومنتشر كرده است. | داستان ، رمان «عادت مى كنيم» جديدترين رمان زويا پيرزاد نويسنده موفق اين سال ها از سوى نشر مركز به بازار آمد. پيرزاد در اين رمان جهان داستانى اش را ايران امروز انتخاب كرده و رويدادها وشخصيت هايش براى مخاطبان آشنا هستند چون آنها را در پيرامون خودمى بينند. رمان«عادت مى كنيم» در هفته ها و ماه هاى آتى بحث و بررسى هاى بسيارى را برخواهد انگيخت. همچنان كه رمان« چراغ ها را من خاموش مى كنم» از اين نويسنده توسط نشر مركز در هفته جارى به چاپ چهاردهم رسيد. رمانى كه در سال ۸۰ به عنوان بهترين رمان سال از چهار نهاد فرهنگى دولتى و غيردولتى چهار جايزه نصيب نويسنده اش كرد. نشر مركز همچنين هفت داستان كوتاه از مرجان شيرمحمدى را با عنوان «يك جاى امن» چاپ و منتشر كرده است. شيرمحمدى پيش از اين با مجموعه داستان «بعد از آن شب» برنده جايزه بنياد گلشيرى شده بود. «افسانه توتل» جلد اول ازسه گانه« در دايره افسون» به قلم اميرمحمداعتمادى است كه نشر پيكان آن را چاپ ومنتشر كرده است. از ويژگى هاى اين اثر زبان حساب شده اى است كه اعتمادى روى آن كار كرده است و در آينده پيرامون نويسنده و اين اثر بسيار خواهيم شنيد. «سفر نجف» اثرى مصور به قلم كاظم رضا از سوى نشر پيكان به بازار آمد. «بازانديشى يك» مجموعه نقد ادبى به قلم فرخنده حاجى زاده است كه نشر ويستار آن را چاپ ومنتشر كرده است. حاجى زاده در اين كتاب نقدهايى بر رمان«آزاده خانم» براهنى و باورهاى خيس يك مرده از محمدعلى وخاطرات محرمانه خانوادگى قاسم زاده و... دارد كه از منظرى تازه اين آثار را كالبد شكافى مى كند.« زن عجم خوبه يا تى. ان.تى» گزارش قصه فرخنده حاجى زاده است كه نشر جامه دران در قطع جيبى آن را چاپ ومنتشر كرده است. همين ناشر از اين مجموعه، داستان «برخورد نزديك در نيويورك» از رضا براهنى و« انترى كه لوطيش مرده بود» از صادق چوبك را در دو كتاب مستقل چاپ ومنتشر كرده است. «توكلى قارداش» افسانه اى از آذربايجان است كه به اهتمام عباسقلى صادقى از سوى نشر ويستاربه بازار آمد. «الى عزيز» رمانى براى نوجوانان از مايكل مرپورگو نويسنده آمريكايى است كه با برگردان پروين عليپور از سوى نشر افق راهى كتابفروشى ها شد. عليپور پيش از اين، رمان «زنگبار» از اين نويسنده را ترجمه و منتشر كرده بود. «كورى» رمان معروف ژوزه ساراماگو با ترجمه اسدالله امرايى از سوى انتشارات مرواريد به چاپ ششم رسيد. «زنان ،پيام آوران صلح» رمانى به قلم دكتر وحيد زيبايى است كه درقالب نامه نوشته شده و شيرين رايكا آن را به فارسى برگردانده است. اين رمان توسط نشر البرز به بازار آمد. | دين، سياست، هنر «درآمدى براسلام و جهانى شدن» اثرى از سيدعبدالقيوم سجادى است كه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى و پژوهشكده انديشه سياسى اسلام آن را فراهم آورده اند و انتشارات بوستان كتاب قم آن را چاپ و منتشر كرده است. «ديپلماسى و رفتار سياسى در اسلام» اثر ديگر سيدعبدالقيوم سجادى را مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم فراهم آورده و بوستان كتاب قم ناشر آن است. «بازشناسى احكام صادره از معصومين (ع)» كه پژوهشى در مسائل حكومت اسلامى به قلم محمد رحمانى است توسط همين مؤسسه انتشاراتى به بازار آمد. «چيستى فلسفه سياسى در حوزه تمدن اسلامى» اثرى از محمد پزشكى است كه در مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى فراهم آمده و راهى كتابفروشى ها شده است. بوستان كتاب قم، كتاب «رشوه و احكام آن در فقه اسلامى» از حميدرضا دادوئى دريكنده را چاپ و منتشر كرده است. ضمن اين كه «هويت فلسفه اسلامى» اثردكتر سعيد رحيميان ازديگر كتابهاى بوستان كتاب قم در هفته گذشته به بازار آمد. «مشرق معنوى» كتابى به قلم محمدرضا روستاست پيرامون آداب و طريقت، زندگى معنوى و خداشناسى كه نشر علم آن را چاپ و منتشر كرده است. «بحران روانكاوى» اثر اريك فروم با ترجمه اكبر تبريزى از سوى نشر فيروزه به چاپ ششم رسيد. «شاخه زرين» پژوهشى در جادو و دين اثر جيمز جورج فريزر با برگردان كاظم فيروزمند از سوى نشر آگاه با همكارى مركز بين المللى گفت وگوى تمدن ها به بازار آمد. اين كتاب در زمان انتشار ستايشگران و نكوهش گران بسيارى داشت و نويسندگان و شاعرانى چون جويس و ييتس و اليوت آن را يكى از آثار برجسته و اوديسه فرهنگى بشر دانسته اند و سخت تحت تأثير آن بوده اند. «در دفاع از تاريخ و آگاهى طبقاتى» كتاب نويافته اى از گئورگ لوكاچ است كه با ترجمه حسن مرتضوى از سوى نشر آگه به بازار آمد. لوكاچ در اين اثر از شاهكار خود «تاريخ و آگاهى طبقاتى» در مقابل حملاتى دفاع مى كند كه در زمان انتشارش به آن شده بود. اين كتاب كه حوالى سال ۱۹۲۶ نوشته شده بود براى اولين بار در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسيد. چاپ سوم «تكامل موجودات زنده» اثر دكتر هنگامه على بيگ از سوى نشر فيروزه به بازار آمد. انتشارات سروش هفته گذشته چهار عنوان كتاب تازه چاپ و منتشر كرده است. «سفال زرين فام ايرانى» اثر اليور واتسون با ترجمه شكوه ذاكرى در دوازده فصل و سه پيوست به پيشينه سفال سازى و سبك كار، تاريخ ها و امضاها، ظروف دوره ايلخانى و كاشى هايش، تصويرها و كتيبه ها و كاربرد كاشى ها مى پردازد. «تاجيكان، آرياييها و فلات ايران» از ميرزا شكورزاده اثرتحقيقى است كه در دو فصل و چند بخش پيشينه تاريخى وفرهنگى تاجيكان در ارتباط با آريايى ها و فلات ايران مورد كندو كاو قرار مى دهد. از مجموعه مباحث طرحى براى فردا كه انتشارات سروش منتشر مى كند، جلد دوم با عنوان «حسين (ع) عقل سرخ» كه گفت وگويى با حسن رحيم پور ازغدى است به چاپ پنجم رسيد و جلد سوم اين مجموعه با عنوان «مهدى » (عج) ده انقلاب در يك انقلاب از حسن رحيم پور به چاپ چهارم رسيد.
|
|
|
|
|
۳۰سال پس از تأسيس
چالشهاى فراروى سازمان انتقال خون ايران
دكتر سيامك اسدى نهم مرداد ۳۰سالگى تأسيس «سازمان ملى انتقال خون» است كه بعد از انقلاب به «سازمان انتقال خون ايران» تغيير نام داد. در طول سه دهه گذشته بويژه در چندسال اخير تحولات عميق و ساختارى زيادى در اين مجموعه روى داده است. اگر منصفانه نگاه كنيم با وجود همه كاستى ها حركت كلى مجموعه اگرچه بطئى اما رو به جلو بوده است قطعاً در ديگر ساختارهاى بهداشتى ـ درمانى كشور ما نتوانسته ايم به اندازه انتقال خون خود را با تحولات علمى و روشهاى مديريتى نوين همگام و هماهنگ كنيم. براى نمونه درمورد الحاق آموزش پزشكى به وزارت بهداشت يا علوم به اتفاق نظر دست نيافته ايم. در مورد سطح بندى درمان و نظام ارجاع بيماران و تفكيك وظايف حوزه هاى گوناگون پزشكى و بهداشتى به نتيجه مشخصى نرسيده ايم، درمورد نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعى حرف و حديث ها فراوان است و... وظيفه سازمان انتقال خون را نبايد درگرفتن خون از اهدا كننده و تحويل آن به مراكز درمانى، خلاصه كرد. از طرف ديگر سازمان انتقال خون صرفاً مبلغ محبت و نوعدوستى ازنوع كليسايى هم نيست بلكه انتقال خون و طب انتقال خون يك پديده ريشه دار علمى ا ست كه با گسترش علوم و فنون توسعه پيدا كرده است وهر روز هم نيازمند بازانديشى در بينش ها، برداشت ها، روشها و همين طور نيازمند پژوهشهاى علمى بيشتر در اين زمينه هستيم.اگر نگاهى به اساسنامه انتقال خون بيندازيم وظيفه ذاتى و مأموريت سازمانى اين مجموعه رامى توان در جذب، آموزش و حفظ اهداكنندگان كم خطر، غربالگرى صحيح و دقيق در مراحل مصاحبه، معاينه، آزمايشگاه و همين طور تهيه فرآورده هاى متنوع خونى و نگهدارى درست آنها خلاصه كرد كه در اين زمينه به شاخصهاى مناسب و معقولى دست يافته است. اما وظايفى كه امروزه سازمان انتقال خون به عهده دارد برخى خارج از ظرفيت ادارى، امكانات مالى و منابع انسانى آن است كه در اين زمينه نكاتى چند قابل ذكر است: ۱ـ در برنامه هاى آموزش پزشكى كشورمان طب انتقال خون جايگاه واقعى خود را ندارد. لازم به گفتن نيست كه خون و فرآورده هاى خونى موردنياز بيماران تنها از منبع انسانى تأمين مى شود و هيچگونه منبع حيوانى، نباتى و يا جايگزين مناسب صناعى براى آن متصور نيست. امروزه چكه كردن شير آب به حق همه ما را نگران بى آبى مى كند اما در مراكز درمانى ما آنگونه كه بايد استفاده بجا و بهينه از خون مورد توجه قرار نمى گيرد. از اين رو لازم است با برنامه ريزى هاى اصولى نگرش پزشكان و كاركنان پزشكى به انتقال خون تغيير نمايد. در مواقعى كه ضرورت جدى وجود ندارد نبايد خون و فرآورده هاى خونى درخواست گردد. با پيشگيرى، تشخيص زودرس و درمان به موقع كم خونى و علل به وجود آورنده آن بايد نياز به تزريق خون را به حداقل رساند. در درمان خونريزيهاى حاد وقتى مى توان مشكل بيماران را با مايعات جايگزين وريدى حل كرد نبايد به استفاده از خون كامل، پلاسما و... روى بياوريم. در حال حاضر آموزش طب انتقال خون به گروههاى پزشكى را عمدتاً سازمان انتقال خون به عهده دارد كه در قالب برنامه هاى بازآموزى، انتشار كتب، جزوات، مجلات آموزشى و انجام پروژه هاى تحقيقاتى صورت مى گيرد. ۲ـ يكى از چالشهاى مهم سازمان انتقال خون، مسأله بيماريهاى قابل انتقال از طريق خون است. اين موضوع در سالهاى آينده نيز مهمترين دغدغه سياستگذاران اين سيستم خواهد بود. با افزايش فراوانى بيماريهاى ايدز و هپاتيت در جامعه اگرچه بعضاً انگشتهاى اتهام به سازمان انتقال خون اشاره كرده اند، اما خود اين اتهامات نيز باعث توجه بيشتر مردم به اهميت اهداى خون سالم گرديده است. در حالى كه افزايش فقر، بيكارى، طلاق و در رأس آنها شيوه هاى ناگزير زندگى بعد از جنگ كه زمينه هاى لازم را براى بحران هاى اجتماعى و اخلاقى از جمله اعتياد به موادمخدر تزريقى و بى بندوباريهاى اخلاقى فراهم كرده اند ناديده يا كم اهميت گرفته شده است. اما واقعيت اين است كه سازمان انتقال خون در شناساندن بيماريهايى مانند ايدز و هپاتيت به جامعه بيشتر از هر نهاد بهداشتى ـ درمانى ديگر تلاش كرده و در كشف موارد مبتلا نيز سهم بزرگى داشته است. ۳ـ نكته ديگرى كه در پايان اين نوشتار نياز به يادآورى دارد در مورد افراد و گروههايى است كه با تبليغ و ترويج پديده هاى شبه علمى مانند آب درمانى، انرژى درمانى و...، بنيادهاى بهداشتى ـ درمانى جامعه را به چالش مى كشند و عملا ًدر مقابل سياستهاى وزارت بهداشت و سازمان انتقال خون قرار مى گيرند ولى نه تنها مؤاخذه نمى شوند، بلكه از سوى برخى مراجع پشتيبانى هم مى شوند. پايگاه منطقه اى انتقال خون زنجان
|
|
|
|
|
نگاهى به اجراى رافائل ميناسكانيان در تالار وحدت
رسيتال پيانو رسيتالى براى بيماران
پس از ماهها انتظار تالار وحدت موفق شد ۲ شب را به اجراى رسيتال پيانو توسط استاد رافائل ميناسكانيان اختصاص دهد. يك سال از فقدان استاد امانوئل مليك اصلانيان گذشت و اين كنسرت به ياد اين هنرمند ارزنده كشورمان كه از پايه گذاران و پيشكسوتان واقعى موسيقى كلاسيك در ايران محسوب مى شود، به همت و با كوشش شاگردى قديمى و وفادار اجرا شد. برگزارى اين رسيتال از اهميت خاصى برخوردار بود، زيرا كه مجموعه پيانويى اصلانيان كه شامل سه قطعه بود، براى اولين بار در ايران يكجا اجرا شد. اجراى اين آثار توسط رافائل ميناسكانيان به خوبى نشانگر درك عالى و تكنيك قوى او بود و جامعه موسيقى ايران اين اجراى كم نظير را مديون هنرمندى و توانايى اين پيانيست فوق العاده كشورمان است. مراسم يادبود با همان سادگى و بى آلايشى استاد مليك اصلانيان با بيانات خاطره انگيز، شاعرانه و دلنشين سعيد عباسى ديگر شاگردى از استاد آغاز شد. انتخاب آثار در اين رسيتال از سليقه خاصى برخوردار بود و شنوندگان طى اين برنامه از ۴ مكتب باروك، كلاسيك، رمانتيك و بالاخره موسيقى معاصر بهره مند شدند. قطعه اول پارتيتا شماره ۴ از يوهان سباستيان باخ، هرچند تا حدى يك اثر سنگين و طولانى بود، اما نوازنده به زيباترين و جذاب ترين نحوى آن را به اجرا درآورد. قطعه دوم پولنز فانتزى (Polonaise Fantaisie) شوپن از مكتب رمانتيك بود. اين اثر بسيار پرمحتوا و درونى است و ميناسكانيان اجرايى بسيار با احساس و به راستى رمانتيك ارائه داد. سونات توفان از بتهوون يك اجراى موفق بود. اين سونات يكى از محبوب ترين سوناتهاى بتهوون به شمار مى آيد كه موومان اول آن همان توفانى است كه بتهوون در وجود خود طى تمام دوران زندگى اش احساس مى كرد. موومان دوم، آرامش پس از توفان است و اجراى ميناسكانيان اين آرامش را (با لطافت خاصى) به شنونده منتقل كرد. به آخرين بخش از برنامه رسيتال مى رسيم كه هدف و اوج برنامه بود. پروانه ـ استاد مليك اصلانيان در سال ۱۳۳۳ كه مصادف با جشن هاى هزاره ابن سينا بود اين قطعه پيانويى را به ياد مرد بزرگ تاريخ ايران خلق كرد. داستان پروانه بر اساس افسانه ايست كه از عشق و آتش و سوختن پروانه در شعله هاى آتش سخن مى گويد. قطعه پروانه كه نمايانگر روحيه و شخصيت استاد مليك اصلانيان مى باشد، براى پيانيست اثرى مشكل و پيچيده است و اجراى آن سهل نيست. حركت بال هاى پروانه را ميناسكانيان با سبكى و لطافت بى نظيرى به اجرا در آورد و سوختن پروانه در شعله هاى آتش را با همان درد و حرارت ارائه داد. وارياسيون رقص ـ اين اثر روى يك آواز محلى ارمنى ساخته شده و يكى از زيباترين آثار پيانويى آهنگساز مى باشد. آهنگساز درباره اين اثر خود گفته است: در اين قطعه موفق شدم موسيقى محلى ارمنى و موسيقى مدرن را در هم بياميزم. فانتزى روى تم محلى قفقازى اين قطعه به دليل ملودى آشنا و پرشورى كه داراست براى پايان دادن به برنامه، انتخاب بجايى بود. تم شرقى فانتزى براى اكثر شنوندگان نوايى آشنا و جذاب بود، گذشته از اينكه رافائل ميناسكانيان با تسلط و تكنيك قوى، اجرايى بسيار موفق ارائه داد. برنامه رسيتال به انتها رسيد، اما تشويق حاضران در تالار يك بار ديگر ميناسكانيان كه خستگى و در عين حال آرامش در چهره اش نمايان بود را به پشت پيانو كشانيد. نوكتورن شماره ۲۰ شوپن در فضا طنين انداخت و نفس ما در سينه حبس شد، گويى اين اثر براى اين نوازنده خلق شده باشد. با اين اجرا ثابت كرد كه او يك اجراكننده كم نظير آثار شوپن است. گذشته از موفقيت اجرايى اين رسيتال بايد به تواضع و فروتنى اين هنرمند اشاره شود كه حتى يك جمله كوتاه به عنوان بيوگرافى از او در دفترچه برنامه به چشم نمى خورد و فقط نامش در اهداى اين رسيتال به استادش آورده شده بود! با سپاس فراوان از استاد رافائل ميناسكانيان كه با حركت انسان دوستانه اى دو سازمان آلزايمر ايران و محك را با اين دو برنامه حمايت كرد. آرزو داريم باز هم بتوانيم از هنرش بهره مند شويم. كامليامسيح
|
|
|
|
|
نگاهى به عملكرد خانه موسيقى به بهانه انتخاب هيأت مديره جديد
ما مستقليم!
روز ۲۱ تيرماه، اعضاى منتخب كميته هاى هشت گانه خانه موسيقى گردهم آمدند تا هيأت مديره جديد انتخاب شود. در اين جلسه، اعضاى شوراى عالى موسيقى نيز معرفى شدند. مطلب ذيل به بهانه اين جلسه و انتصاب جديد، نگاهى به عملكرد خانه موسيقى ايران دارد: خانه موسيقى چيست؟ چگونه جايى است؟ عملكرد و كارآيى آن چيست؟ مكان آن در كجا واقع شده است؟ اعضاى آن چه كسانى هستند؟ هيأت مديره و مدير آن چگونه افرادى هستند و از چه كسانى با چه سوابقى تشكيل شده است؟ خانه موسيقى و خانه موسيقى و ... اين پرسش ها و دهها پرسش از اين دست، مجموعه سؤالهايى هستند كه هر علاقه مند به فرهنگ و هنر، هنگام برخورد با واژه اى تركيبى خانه موسيقى از خود يا ديگران مى پرسد. اين پرسش ها زمانى جذاب تر مى شود كه از سوى اهل موسيقى نيز مطرح شود! فعاليت گروهى و ايجاد تشكل در ايران، موضوعى نيست كه براى آن تاريخ و پيشينه طولانى اين امر به ويژه در جامعه هنرى روندى كندتر و منفعل تر داشته است. موسيقى نيز با موارد ديگرى روبرو بوده است. انزوا و گوشه نشينى بسيارى از بزرگان موسيقى در طول تاريخ، منع مذهبى و حرمت آن در جامعه، گرايش هاى مختلف موسيقى و عدم درك و قبول ديگرى، از جمله عوامل بازدارنده در حركت به سوى يك تشكل جمعى بوده اند. طى هشتاد سال اخير اغلب موقعيت هاى ايجاد اين فرايند يا سمت و سوى دولتى يا فقه و يافته بن بست رسيده است. در سال ،۱۳۰۷ تأسيس هنرستان موسيقى و حضور علينقى وزيرى حركتى پديد آورد. اما ماهيت آن كاملاً سمت و سويت دولتى داشته و در جهت يك تشكل مستقل و خودجوش گام برنمى داشت. شايد نخسين نمونه قابل استناد انجمن اخوت باشد. ظهيرالدوله هرچند منسوب به ناصرالدين شاه و دربار بود، اما در بطن تشكيلات خود، جنبه هايى از استقلال را پديد آورده بود. كنسرت هاى انجمن اخوت و حضور موسيقيدانانى نظير درويش خان، عارف قزوينى، طاهرزاده و عبدالله دوامى بر اين بستر قابل بررسى است. نمونه جالب توجه ديگر، تشكيل اركستر سمفونيك توسط پرويز محمود است. محمود، اقدامى بى سابقه و عجيب كرد. چه تشكيل اركستر سمفونيك آزاد و مستقل باتوجه به دوره تاريخى، شهامت و شجاعت مى خواهد. اين اركستر كه به هيچ تشكيلات رسمى وابستگى نداشت، در خانه محمود محمود ـ پدر پرويز محمود ـ تمرين مى كرد. نام آن را اركستر سمفونيك تهران گذاشتند و اين نام براى نخستين بار بود كه به كار مى رفت. قبل از آن نام اركستر، اركستر مدرسه موسيقى، اركستر سمفونيك بلديه و اركستر هنرستان موسيقى بود. در دورانى پرتلاطم و پرتنش از نظر سياسى و اجتماعى و پس از شهريور ،۲۰ اركستر سمفونيك تهران به رهبرى محمود در سال ۱۳۲۲ چند كنسرت در سينما كريستال و دانشگاه تهران اجرا كرد. اين اركستر تا سال ۱۳۲۵ كه محمود رئيس هنرستان شد، به فعاليت خود ادامه داد. طى سالهاى بعد با موارد ديگرى از قبيل بنياد وزيرى، مركز حفظ و اشاعه موسيقى، انجمن ژونس موزيكال و ... مواجهيم. اغلب اين تشكل ها يا مستقيماً وابسته دولت بوده و يا غيرمستقيم از طرف نهادهاى دولتى حمايت مى شدند. پس از انقلاب تا مدتها با موانع جدى در راه جريان موسيقى روبروييم. اما به تدريج فضا براى فعاليت فراهم مى شود. نخستين تشكل در اين زمينه، انجمن موسيقى ايران است. عنوان انجمن، حالتى مستقل و خودكفا به موضوع مى دهد. اما انجمن موسيقى ايران شايد تنها انجمنى باشد كه كاملاً دولتى است. البته از اين حيث مشابه ساير انجمن هاى وزارت فرهنگ و ارشاد است. انجمن نمايش، انجمن سينماى جوان و ... تشكيلات و ساختار انجمن دولتى است. اعضا و پرسنل آن كارمندهاى مركز موسيقى هستند و مدير آن در قاعده نامعلومى احتمالاً از سوى وزير يا معاون وزير تعيين مى شود. به واقع، مركز موسيقى وزارت ارشاد، وظيفه سياستگذارى و صدور مجوز و انجمن موسيقى، نقش اجرايى را برعهده دارد. خانه موسيقى يعنى موضوع مورد بحث ما، با داعيه نهادى مستقل طى سالهاى اخير پديد آمد. نخستين جرقه هاى تأسيس اين نهاد در سال ۱۳۷۸ به بار نشست. هنگامى كه گروهى متشكل از موسيقيدانان شناخته شده نظير حسين عليزاده، محمدرضا درويشى، كامبيز روشن روان، حسين دهلوى، مصطفى پورتراب و ... در نشستى مطبوعاتى، حضور اين تشكل را اعلام كردند. در ابتداى امر، خانه موسيقى، روندى جدى، مستحكم و پربار را نشانه رفته بود. موسيقيدانان برجسته و شناخته شده اغلب به عضويت آن درآمده و در كانونهاى هشت گانه هيأت مؤسس، هيأت مديره را تشكيل دادند. حسين عليزاده نيز مديرعامل شد تا اين روند، تثبيت شود. اما اين روند رو به رشد و فعال، ديرى نپاييد كه رو به نقصان گذاشت. عليزاده استعفا داد و پس از دو سال عضوگيرى، در انتخابات هيأت مديره كانونها، به تدريج بسيارى از موسيقيدانان مطرح آن كناره گيرى كردند. اين رويه در دومين دور انتخابات نيز ادامه يافت. خانه طى حدود چهار سال فعاليت از يك سو با رشد كمى مواجه بوده و بنا به اظهارنظر آنان، تاكنون حدود دو هزار نفر به عضويت درآمده اند؛ اما رشد كيفى آن موردى است كه نياز به بحث و تفصيل دارد. به عنوان نمونه، مسير حركت يك كميته از كانونهاى هشت گانه آن، يعنى كميته پژوهشگران، روشنگر موضوع خواهدبود. اين كميته در بدو تأسيس با حضور داريوش طلايى، محمدرضا درويشى، مجيد كيانى، ساسان فاطمى و هومان اسعدى تشكيل شد. پس از دو سال عضوگيرى، در خردادماه سال هشتاد، انتخابات، هيأت مديره اين كانون برگزار شد. در اين دوره، طلايى و درويشى و كيانى از نام نويسى براى انتخابات، حذر كردند و با كناره گيرى آنان، ساسان فاطمى و هومان اسعدى صاحب بيشترين آرا شدند. در طى اين سالها هر موسيقيدانى مى تواند روند فروكاهنده اين كميته را به قضاوت بنشيند. البته در ميان كانونهاى هشت گانه، كميته نوازندگان با بيشترين اعضا، صورت مسأله ديگرى داشته است. هرچند از عضويت نوازندگان برجسته اى چون محمدرضا لطفى و كيهان كلهر در آن خبرى نيست و هرچند موسيقيدان و نوازندگان برجسته اى چون عليزاده و طلايى در تركيب آن حضور ندارند، اما در دوره هاى متوالى از اعضاى تقريباً ثابتى در هيأت مديره خود بهره مى برد. داريوش پيرنياكان، هوشنگ ظريف و داود گنجه اى پاى ثابت اين هيأت و دو نفر متغير اين كميته را رهبرى مى كنند. ضمن آنكه اين سه نفر، پاى ثابت هيأت مديره خانه موسيقى نيز هستند. آنان به هر دليل يا منطقى حضور مستمر خود را در خانه جدى گرفته اند. گنجه اى معتقد است: «كميته نوازندگان در درجه نخست سعى دارد با تعيين سطح هريك از اعضاى خود كه از طريق بررسى سوابق و مدارك علمى انجام مى شود، نحوه حضور اعضا را در كميته و در نهايت در خانه موسيقى روشن كند. فراهم كردن شرايط بيمه اعضا از اهداف ضرورى اين كميته و خانه موسيقى است.» داريوش پيرنياكان، عضو فعال ديگر اين تشكل مى گويد: «اين كميته تشكيل شدتا امكان انجام انواع فعاليتهاى موسيقى را براى هنرمندان عضو فراهم كند. برگزارى سمينارهاى مختلف موسيقى با همكارى كميته پژوهش، بازبينى آموزش موسيقى، دخالت در سياستهاى كلان خانه موسيقى، تعيين بودجه براى حمايت از هنرمندان عضو، از جمله وظايفى است كه براى اين كميته متصور هستيم.» و هوشنگ ظريف نوازنده و مدرس قديمى تار چنين مى گويد: «آنچه امروز در كميته جريان دارد عبارت از عضوگيرى، تعيين سطح و اقدامات ادارى براى دفاع از حقوق مادى و معنوى اعضاست. قطعاً داشتن انتظاراتى از جمله فراهم كردن امكاناتى براى اجراى صحنه اى يا ضبط استوديويى برگزارى سمينارهاى تخصصى، ايجاد صندوق رفاه، اعطاى وام و ... از جمله انتظارات ديگرى است كه يك نوازنده از كميته موردنظر دارد.» در اين ميان كميته سازندگان ساز، به عنوان آرام ترين و محجوبترين كميته، حائز اهميت است. اگرچه هيچ يك از اعضا در تركيب هيأت مديره حضور ندارند و در تصميم گيريها نيز چندان به رسميت شناخته نمى شوند، اما تفاهم، دوستى و اطمينان در اين كميته، بيشتر از هر جا موج مى زند. حضور چهره هاى شاخصى نظير رامين جزايرى، امير عطايى و يوسف پوريا در تركيب هيأت مديره اين كانون، مسير مثبت ترى را در اين بخش از هنر موسيقى ترسيم مى كند. هرچند مشابه ساير كميته ها، اين كميته نيز فاقد قدرت اجرايى و عملكرد لازم است. در واقع عملكرد مشخص، زمينه اجرايى و مسير حركت خانه موسيقى هنوز گنگ و مبهم است. طى دو سال گذشته فريدون ناصرى مديرعامل خانه در گفت وگوها، عملكرد خانه را تشريح كرده است. در نخستين خبرنامه خانه، ۲۵ مورد توسط او به عنوان عملكرد خانه، ثبت شده است. برخى از اين موارد بدين قرار است: «تشكيل جلسات مستمر آسيب شناسى موسيقى، اعلام آمادگى براى مساعدت در جشنواره موسيقى معلولان، معرفى آقاى مجيد كيانى به عنوان نماينده در همايش راهكارهاى اشتغال هنر، اعتراض به اداره كل كار گيلان در خصوص استفاده نام خانه توسط يك انجمن، مذاكره و ملاقات با مسؤولين بيمه، برگزارى جشن خانه موسيقى، انجام مصاحبه هاى مطبوعاتى، برگزارى بزرگداشت و ...!» اكنون پس از گذشت حدود يك سال از انتشار خبرنامه، اگر از هر يك از اعضاى هيأت مديره درباره فعاليتهاى خانه پرسشى كنيم، همچنان موارد فوق را به عنوان گزارش عملكرد ارائه خواهدكرد! داريوش پيرنياكان، به عنوان سخنگوى خانه موسيقى، در نشست هاى مطبوعاتى و گفت وگوهاى خود به مواردى مشابه اشاره كرده و با طول و تفصيل بيشترى، فعاليتهاى خانه را تشريح مى كند. اما واقعيت چيست و كجاست؟ در اين مدت خانه، هنوز نتوانسته است، به جلب اعتماد اعضا نائل شود. عملكرد هيأت مديره طى سالهاى گذشته، به جلسات هفتگى بعدازظهرهاى يكشنبه و جمعه هاى دوستانه بدل شده است. شايد مهمترين دستاورد خانه نيز همين باشد. در فضايى كه اهل موسيقى چندان تمايل به نشست و گفت وگو ندارند، جمعيت ۷ تا ۸ نفره هيأت مديره هر هفته ساعاتى را گردهم آمده و سخن مى گويند. .. بيمه هنرمندان كه مهمترين موضوع براى مانور تبليغاتى بوده است، سابقه چندان درخشانى ندارد. اول آنكه در دوره اى كه همه اصناف در ايران بيمه مى شوند، به طور طبيعى موسيقيدانان هم بايد باشند. دوم آنكه هنرمندان سينما، تئاتر، نقاشى و ... سالهاست از مزاياى بيمه بهره مند هستند و ما تازه از بيمه موسيقيدانان سخن مى گوييم و منت هم مى گذاريم. (انجمن صنفى موسيقى، سالها قبل اعضاى خود را بيمه كرده است!) سوم آنكه موسيقيدانان تحت نام و عنوان خود بيمه نمى شوند. تأمين اجتماعى فاقد عنوان و سوابق موسيقى به عنوان يك شأن اجتماعى است. لذا در نامه معرفى موسيقيدانان، از عنوان «نويسندگان و پديدآورندگان كتاب» براى بيمه موسيقيدانان استفاده شده است! از ديگر اقدامات خانه موسيقى كه در سال جارى انجام داده و بر روى آن مانور خبرى مفصلى انجام داده، برگزارى جلسات آزمون مدرسان موسيقى است. آموزش و تدريس موسيقى در ايران با معضلات، چالش ها و نابسامانى هايى سر به گريبان است كه موضوع اين نوشتار نيست و نياز به تفصيل و توضيح گسترده اى دارد. آموزش موسيقى چه در دانشگاهها و مراكز رسمى و چه به صورت خصوصى و شخصى مسير ناهموار و نامعلومى را مى پيمايد. حال خانه موسيقى مى خواهد براى بخش خصوصى چاره اى بينديشد. اين مهم، قطعاً ضرورى و بسيار مفيد است. اما شيوه عملكرد خانه و مسير آن مشابه مسيرهاى پيشين است! برگزارى يك جلسه امتحان فرمايشى آن هم با تكيه بر نوازندگى، نمى تواند چندان راهگشا و صحيح باشد. هركس حدود سه، چهار سال ساز به دست گرفته باشد، در اين آزمون سربلند بيرون آمده و تنها با پرداخت دويست هزار ريال، مفتخر به دريافت كارت مدرسان مى شود. اين درحالى است كه بسيارى از دانش آموختگان و فارغ التحصيلان موسيقى، با يأس و نوميدى و سردرگمى دست به گريبان بوده و از بيكارى مفرط رنج مى برند. درست است كه هر دانش آموخته موسيقى متخصص نيست، اما گذراندن واحدهاى درسى موسيقى ولو آنكه چندان هم مفيد و كارآمد نباشد، يك فارغ التحصيل را در فضاى موسيقى قرار خواهد داد. آموزش موسيقى نيز به عنوان يك فعل تخصصى بر اين بستر قابل طرح است. همانگونه كه امور تخصصى كشور نظير كامپيوتر، داروسازى و دندانسازى و راه و ساختمان از متخصصان و فارغ التحصيلان مشاغل مربوطه بهره مى برد در اين مورد خانه موسيقى مهمترين و طبيعى ترين حق يك موسيقيدان تحصيلكرده را نديده گرفته و با انجام يك آزمون غيرحرفه اى، مسير نامشخصى طى مى كند. | و نكته آخر خانه موسيقى ايران داعيه استقلال دارد. آنگونه كه در بخش آغازين اين نوشتار آمد، اغلب تشكل ها سويه هاى دولتى مى يابند. خانه موسيقى نيز على رغم تلاش و ادعاى خود، با سويه وابستگى به مركز موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد پيش مى رود. اجاره ساختمان، هزينه جشنواره ها و همايش ها، حقوق پرسنل و كاركنان، حقوق مديرعامل و حق جلسه اعضاى هيأت مديره از سوى مركز موسيقى پرداخت مى شود. بله شعار اين است كه «ما از شما پول مى گيريم اما مستقل هستيم!» در جشنواره هاى مركز موسيقى نظير جشنواره فجر، جوان، بانوان، هيأت مديره خانه موسيقى حضور و مشاركت فعال دارند. تقريباً هيأت مديره تمامى درخواست ها و خواسته هاى خود را از طريق مركز موسيقى دنبال كرده و در مذاكرات خود نيز از مشاوره و دستورالعمل مديران مركز موسيقى بهره مى برد. نامه اعجاب انگيز هيأت مديره خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد، درخصوص مدير پيشين مركز موسيقى كارنامه درخشانى از عملكرد هيأت مديره را در دفتر تاريخ هنرمندان موسيقى ثبت كرده است!» خانه مى تواند مستقل باشد، مى تواند روى پاى خود بايستد، مى تواند موسيقيدانان را در فضايى مهربان گردهم آورد، مى تواند بر پتانسيل موسيقى تكيه كند. كنسرت، انتشار و كارگاه ساز از جمله مواردى است كه با رويكرد اقتصادى، خانه موسيقى را قدرتمند و مستقل مى كند. اما اين مهم، نياز به برنامه ريزى، موشكافى، دانش و آگاهى و زمان دارد. در جامعه كنونى فضاى مساعد براى اين عملكرد فراهم نيست، اما مى توان با صبر و حوصله شرايط شكل گيرى اين فضا را فراهم كرد.
|
|
|
|