پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۱ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Thu, Jul 29, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۸۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
جويندگان عاطفه
سرقت خودرو براى گردش
گروه حوادث: پسرى كه براى گردش با دخترموردعلاقه اش، خودروهاى مدل بالا مى دزديد دستگيرشد.
اين جوان و دوستش بعد از سوارشدن به خودروهاى مسافركش با بستن دست و پاى راننده خودرو را سرقت مى كردند. بنا به اين گزارش، مأموران پاسگاه منجيل آباد رباط كريم پس از آن كه به خودرو پرايدى مظنون شدند آن را متوقف كرده و دراستعلام شماره پلاك آن پى به مسروقه بودن آن بردند. سرنشينان خودرو كه يك دختر و پسرجوان بودند به پاسگاه منتقل شدند و تحت بازجويى قرارگرفتند. پسرجوان در بازجويى ضمن اعتراف به سرقت خودرو پرايد گفت: امروز قصدداشتم تا با دخترموردعلاقه ام سوار بر خودرو به گردش برويم.
وى در ادامه بازجويى ها با اعتراف به ۸ فقره سرقت خودروهاى گرانقيمت با همدستى يكى از دوستانش گفت: با دوستم در شهرهاى مختلف و ميدان آزادى تهران خودروهاى گرانقيمت را به صورت دربستى كرايه مى كرديم و پس از آن كه به بيابانهاى اطراف رباط كريم مى رسيديم دوستم زنجيرى را به دورگردن راننده مى انداخت و من نيز با ضربات چاقو راننده را مجروح مى كردم و پس از بستن دست و پاى راننده خودرو را سرقت مى كرديم.
با اعترافات متهم به دستورقاضى رجبى رئيس شعبه دوم دادگسترى رباط كريم اكيپى ازمأموران اقدام به شناسايى همدست وى كرده و درجريان يك قرارملاقات او را دستگيركردند.
جزئيات شليك ۷ گلوله در شب تاريك فشم
گروه حوادث: زوج جوانى كه به اتهام قتل دو پسر جوان درمنطقه كوهستانى فشم بازداشت شده اند، درجريان بازجويى هاى قضايى جزئيات جنايت را بازگو كردند.
حادثه شليك ۷ گلوله براى مرگ دو دوست سحرگاه جمعه دوم مردادماه سال جارى در حوالى خانه هاى ويلايى جاده زايگان فشم رخ داد. با پيداشدن اجساد دو قربانى حادثه كه در فاصله ۱۵۰۰ مترى از هم كنار رودخانه افتاده بودند، پليس تجسس براى رديابى عاملان حادثه را دردستور كار خود قرارداد. به دنبال آغاز تحقيقات پليسى ردى از يك زن جوان كه از مدتها قبل با دوقربانى جنايت آشنايى پنهانى داشت به دست آمد.
اين احتمال كه اين زن و شوهرش با طراحى نقشه اى اقدام به قتل دو دوست جوان كرده باشند، به عنوان قويترين فرضيه پليسى مطرح شد و با دستور بازپرس اصغرزاده اين زوج جوان تحت تعقيب قرار گرفتند.
درحالى كه ۵ روز از وقوع جنايت ها مى گذشت مأموران اداره ۱۰ آگاهى تهران با شناسايى مخفيگاه متهمان، آن دو را بازداشت كردند.
> جلسه بازجويى
نخستين ساعات روز گذشته زوج جوان پس از انتقال به شعبه دوم بازپرسى از سوى «اصغرزاده» تحت بازجويى قرارگرفتند. «احمد» متهم رديف اول پرونده درباره چگونگى وقوع حادثه گفت: شب قبل از حادثه خودروى پرايد دامادمان را امانت گرفتم. از يك ماه قبل به رابطه پنهانى همسرم با دو پسر جوان پى برده بودم به همين خاطر با سفر به شهر مريوان اسلحه كمرى تهيه كرده بودم. وقتى دو هفته قبل از حادثه «الهه» ماجراى آشنايى با «مسعود و مجيد» را برايم تعريف كرد، در تصميم خود براى از سرراه برداشتن آنان جدى تر شدم.
آن شب «الهه» به مسعود تلفن زد و با ادعاى اينكه ويلاى دايى اش در فشم خالى است خواست تا به اتفاق هم به آنجا بروند. «مسعود» اول نپذيرفت ولى سرانجام در برابر خواهش هاى همسرم قبول كرد. او وقتى به محلى كه ما پرايد را پارك كرده بوديم آمد، درباره من پرسيد. «الهه» ادعا كرد از بستگانش هستم و قرار است براى ديدن دوستم به فشم بروم. مسعود با اينكه كمى مشكوك شده بود، برگشت و گفت من با خودروى پيكان خودم مى آيم.سپس به همراه «مجيد» پشت سر ما حركت كردند. ساعتى بعد به ويلا رسيديم خودروها را درآنجا پارك كرديم. وقتى وارد ويلا شديم چندتن از آشنايان آنجا بودند. بنابراين پس از خوردن چاى همگى سوار پرايد شده و به وطرف ويلاى ديگرى حركت كرديم. من در كنارى خودرو را متوقف كرده و از «مجيد» خواستم به اتفاق هم براى جمع  كردن چوب برويم. «مسعود» و «الهه» پياده شده و كنار رودخانه رفتند. وقتى خوب از خودرو دور شدند، اسلحه را از زير لباسهايم بيرون كشيدم و روى گردن «مجيد» گذاشتم. او با پوزخندى گفت  مال اين حرفها نيستى. خواست به سرعت لوله اسلحه را بگيرد يك گلوله شليك كردم. براى بار دوم اسلحه را به صورتش گرفتم و شليك كردم. جسدش را پشت تپه اى رها كرده و به طرفى كه «مسعود» و «الهه» رفته بودند حركت كردم. وقتى «مسعود» درباره دوستش از من پرسيد، ادعا كردم او چند تن از دوستانش را ديد و با آنها به يك خانه ويلايى رفت خواست تا دنبال شما بيايم و با هم به آنجا برويم آنها سوار شدند. چند دقيقه گذشت در نقطه خلوتى مقابل ويلايى خودرو را متوقف كردم از خودرو پياده شديم ، «مجيد» را صدا زديم. وقتى صدايى نيامد، «مسعود» گفت كارى برايم پيش آمده مى خواهم به تهران برگردم. به طرف سمت چپ جاده حركت كرد. اسلحه را درآوردم. ۴ گلوله پى در پى به طرفش شليك كردم. روى زمين افتاد، نزديكش رفتم، صورتش را نشانه گرفتم ويك گلوله ديگر هم شليك كردم. چندكيلومترى از محل قتل ها دور شده بوديم كه متوجه شدم تلفن همراهم نيست. برگشتم فكر كردم شايد «مسعود» برداشته است. جيب هاى او را بررسى كردم. تعدادى پول و يك تراول چك ۵۰ هزارتومانى همراهش بود، همه وسايل را برداشته ودور انداختم. حركت كرديم تا به تهران برگرديم. «الهه» گريه مى كرد. در منطقه «زربند» متوجه ايست و بازرسى پليس شدم.اسلحه را به كنارى پرت كردم وبه تهران رفتيم. «الهه» نيز در اين باره گفت: «مجيد » وقتى خواست از خودرو پياده شود«مسعود» گفت: «مجيد» ضبط خودرو و مداركم را بردار، او در ويلاى دايى ام متوجه شده بود كه «احمد» شوهرم است. زندگى مان داشت از هم مى پاشيد، من بايد بين دو طرف يكى را انتخاب مى كردم، نمى خواستم شوهرم را از دست بدهم. پس او را انتخاب كردم. نقشه كشاندن آنها به فشم را من طراحى كردم. من مقصر اصلى اين حادثه هستم. به گزارش خبرنگار ما، با توجه به مطرح شدن اين اظهارات، دو متهم پرونده با صدور قرار بازداشت موقت بازپرس «اصغرزاده» براى انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس قرار گرفتند.
جويندگان عاطفه
۲۵سال تنهايى و دورى ازمادر
سال۱۳۵۸ در حالى كه دو ماه بيشتر نداشتم پدرم امير از مادرم صغرى يوسفى جدا شد و مرا به عمه ام سپردند تا هفت سالگى دركنار عمه ام زندگى كردم، ولى بعد ازآن مرا به مادربزرگم دادند. تا ۱۲سالگى پيش او بودم تا اينكه قرار شد در كنار پدرم زندگى كنم. بعد از مدت كوتاهى پدرم ازدواج كرد و دوران سردرگمى و بى خانمانى من هم شروع شد. اين بار پاى به خانه عمويم گذاشتم .تا هفت سال پيش عمو و در خانه او بودم ولى از بخت من او هم فوت كرد و دوباره من به خانه پدر بازگشتم و در كنار او و همسرش زندگى را ادامه دادم. در تمام اين سالها به مادرم فكر مى كردم. در عالم كودكى ونوجوانى در لحظات تنهايى با خودم به اين مسأله فكر مى كردم كه اگر مادرم بود، دخترش تا اين اندازه آواره و تنها نمى ماند. به خاطر همين شروع به جست وجو براى يافتن مادرم كردم. بارها از پدرم در مورد مادرم سؤال كردم ولى او تنها با گفتن اينكه اگر مادرت به فكر تو بود تو را تنها نمى گذاشت و ما تو را بزرگ كرده ايم، مادرت فوت كرده و تو بى جهت دنبال او نباش. سه سال بعداز آن ازدواج كردم. پدرم تمام عكسهايى را كه بامادرم داشت از بين برد. هيچ وقت كتكى را كه به خاطر پيدا كردن نشانه اى از مادرم خوردم از ياد نمى برم. حالا من ازدواج كرده ام ولى در زندگى خودم با اينكه هيچ مشكلى ندارم، دلم مى خواهد مادرم را پيدا كنم و با او از اين همه سال تنهايى و دورى حرف بزنم. شايد دلم سبك تر شود. اى كاش مادرم مى دانست دخترش شراره طالبى چشم به راه لحظه ديدار است.
كسانى كه از اين شخص اطلاعى دارند از شنبه تا چهارشنبه با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ ـ بخش جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
حادثه ها
اعدام براى قاتل صاحب كله پزى
گروه حوادث ـ قزوين ـ خبرنگار «ايران»: مردى كه صاحب يك كله پزى را با ضربات چاقو در قزوين به قتل رسانده بود به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد. متهم به قتل كه جوان ۳۰ ساله اى است وقتى ازتهران به قزوين رسيد براى صرف صبحانه به يك مغازه كله پزى در فلكه تهران قديم رفت ولى به علت نبودن سرويس بهداشتى با فردوس صاحب كله پزى درگير شده و او را با ضربات چاقو از پاى درآورد.
قاتل، سارق گندم كشاورزان بود
گروه حوادث ـ قزوين ـ خبرنگار «ايران»: مردى كه براى سرقت گندم كشاورزان اقدام به قتل راننده وانت كرايه اى كرده بود، دستگير شد. عصر دوم مردادماه سال جارى وقتى كشاورزان جسد مثله شده مردى را دراطراف روستاى شريف آباد كشف كردند، تحقيقات پليس آغاز شد. جسد كه به علت گرما فاسد شده و قسمت هايى از بدن توسط حيوانات دريده شده بود به پزشكى قانونى انتقال يافت. درحالى كه كارآگاهان آگاهى قزوين در پى يافتن سرنخى از خودرو نيسان مقتول بودند، متوجه شدند پلاك نيسانى كه راننده اش با يك خودرو ديگر درگير شده دستكارى شده و اين نيسان مربوط به مقتول است. متهم پس از دستگيرى چنين اعتراف كرد: مقتول را براى سرقت گندم به زمين هاى شريف آباد بردم و وقتى كرايه اش را خواست با چاقو به او حمله كردم و خودرو اش را به سرقت بردم.
اعدام ۴قاچاقچى موادمخدر
گروه حوادث : قزوين ـ خبرنگار «ايران»: چهارتن از قاچاقچيان موادمخدر در قزوين به دار مجازات آويخته شدند. اين چهارتن كه محمدامين ، بهمن ، سعيد واحمد نام داشتند در يك معامله صورى با مأموران دستگير شده بودند. قاضى شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوين پس از پايان تحقيقات پرونده ، به استناد مواد ۸ ، ۱۹ ، ۱۶ و ۵ قانون اصلاح مبارزه با موادمخدر متهمان را به اعدام با چوبه دار ومصادره اموال به استثناى هزينه متعارف زندگى خانواده شان محكوم كرد. پس از تأييد حكم، چهار متهم در محوطه ندامتگاه مركزى قزوين به دار مجازات آويخته شدند.
پسرهندى، معشوقه ۱۵ ساله اش را كشت
يك پسر هندى به خاطر قتل يك دختر ۱۵ ساله كه ادعا مى كرد عاشق اوست، دستگير شد. «ريتكا كادهارى» به همراه برادر ۱۳ ساله اش سوار بر درشكه اى عازم مدرسه اش بود كه «مانگال سينگ» ۲۱ ساله به وى حمله ور شد. «سينگ » راه اين درشكه را با موتوسيكلتش مسدود كرده و سپس ۱۲ بار به ريتكا چاقو زد. پليس هند روز سه شنبه ۶ مردادماه اعلام كرد: «سينگ» با فرو كردن چاقو در شكم «برادر ريتكا» ، وى رانيز مصدوم كرده ؛ اماوى زنده است و در شرايط بحرانى به سر مى برد.
ابهام درسقوط دخترناشناس
گروه حوادث: سقوط اسرارآميز دخترجوانى از طبقه چهارم يك مجتمع مسكونى درتهران، پليس را دربرابر يك معماى جنايى قرارداد.
حادثه سقوط اين دخترناشناس ساعت ۱۵و۳۰دقيقه بعدازظهر روز ۶مردادماه سال جارى درمنطقه تهرانپارس رخ داد. پسرجوانى با مشاهده سقوط يك دختراز ارتفاع طبقه چهارم به سرعت همسايه ها را درجريان قرارداد. دقايقى بعد مأموران كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس درمحل حادثه حضوريافته و پيكربى هوش دخترناشناس را به بيمارستان انتقال دادند. در بازرسى از لباس هاى دخترجوان هيچ مدركى كه بتوان براساس آن هويت او را شناسايى كرد به دست نيامد تنها درداخل كيف مشكى رنگ او يك عدد كيف پول قرمز كه عكسى ازخودش درداخل آن بود، پيداشد. ازآنجايى كه اين دختر براثر شدت برخورد با زمين دچار مرگ مغزى شده است، به دستور بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران تحقيقات پليسى براى شناسايى هويت قربانى حادثه آغازشده است. به گزارش خبرنگارما، پسرجوانى كه راننده خودروى مسافركش است هم اكنون به عنوان مظنون به داشتن ارتباط پنهانى با دخترجوان بازداشت شده و ازسوى پليس تحت بازجويى قراردارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |