|
گفت و گويى با «شكيل اونيل»، بهترين بسكتباليست فعلى دنيا
لحظه اى كه رئيس جمهور شدم
مترجم: وصال روحانى شكيل اونيل بى نياز از معرفى است، اما براى آنها كه نمى دانند و شايد هم خبر از انتقال اخير و پرسرو صداى او ندارند، لازم است يادآورى كنيم كه اين غول ۲/۱۹مترى و ۱۴۰كيلويى بسكتبال آمريكا كه شايد بهترين بسكتباليست فعلى دنيا هم باشد، پس از ۸سال بازى براى تيم لس آنجلس ليكرز به ميامى هيت ديگر تيم شاغل در ليگ بسكتبال حرفه اى آمريكا (N.B.A) كوچ كرده و آنجا نيز قول قهرمانى را داده است. همانطور كه ليكرز را ۳بار متوالى و در سالهاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ قهرمان اين ليگ كرد و فصل پيش به نايب قهرمانى آن نيز رساند. هيت براى جذب شكيل (كه لقب «شك» را يدك مى كشد) ۳بازيكن شاخص خود با نامهاى لامار اودوم، كارون باتلر و برايان گرنت را به ليكرز داد ولى نه تنها پشيمان نيست بلكه با انجام مراسم استقبال بزرگ و رسمى از وى در سطح شهر ميامى و باگردهم آوردن هزاران تن از هواداران هيت در يكى از ميدانهاى اصلى شهر به او خوشامد گفته است و ليكرز به رغم گرفتن ۳بازيكنى كه گفتيم و همچنين بازپس گيرى ولاد ديواك«سانتر» صربستانى سابقش و سپردن وظيفه جايگزينى شك به او نمى داند آيا واقعاً قادر به پركردن جاى خالى اونيل، مردى كه ابتدا در اورلاندو مژيك مى درخشيد و حالا بايد در ۳۳سالگى جنوب آمريكا و ايالت فلوريدا را با قهرمان كردن هيت در ليگ مذكور شادمان كند، خواهدبود يا خير. ببينيم خود اين غول بى شاخ و دم چه مى گويد.
\ آقاى اونيل. مثل اين كه واقعاً قول قهرمان شدن در ليگ بسكتبال حرفه اى آمريكا را به سران هيت داده ايد. > بله. چرا كه نه؟ حتى در مراسم خوشامدگويى كه ازسوى هواداران و سران باشگاه برپا شده بود، اين را به وضوح به آنها گفتم. اين را به آنها قول داده ام. \ و آيا واقعاً مى توانيد؟ > اگر نمى توانستم كه نمى گفتم. \ مراسم پرشكوهى بود، اين طور نيست؟ > بله. يك لحظه حس كردم يك رئيس جمهورى هستم. به همسرم گفتم: نگاه كن كه چطور شهر را به خاطر من آذين بسته و تعطيل كرده اند. \ عده اى مى گويند هيت از استخدام شما بيشتر مقاصد تجارى را دنبال و روى پول هنگفتى حساب مى كند كه جذب شما نصيبش مى نمايد. منظورمان به فروش رسيدن تقريباً تمام بليت هاى مسابقات باشگاه و كار و تجارت روى نام و شهرت شما است. > به هر حال هركسى از كارهايى كه مى كند اهدافى را تعقيب مى كند. چه ايرادى دارد اگر آنها به پيامدهاى مالى قضيه نيز انديشيده باشند؟ خود من نيز اهدافى داشته ام. \ اهداف شما چه بود؟ > در درجه اول فنى بود. پس از سالها بازى در لس آنجلس و تغيير شكل دادن آنجا من تيمى را مى طلبيدم كه محيطى كارى قوى تر و يكدست ترى را پيش روى من بگذارد و در آن، كار تيمى حرف اول را بزند و فكر مى كنم در ميامى بيشتر به آن برسم. \ انگار سران ليكرز از چندماه پيش موافق با رفتن شما بودند و براى اين قضيه طراحى مى كردند. > شايد ، اما من نيز در اين زمينه مشغول طراحى هايى بودم. از نظر من ماندن در ليكرز به صلاحم نبود. \ اما شما پيشتر مى گفتيد از كاركردن با كسانى كه بسكتبال را در لس آنجلس مى فهمند و متخصص آن هستند، لذت مى بريد. > آن حرف مال زمانش بود. اخيراً چنين احساسى را نداشتم. شرايط تيم در پايان فصل گذشته به كلى فرق كرد و همه به دنبال منافع خود رفتند. يعنى هركس به اين فكر كرد كه براى آينده اش چه بايد انجام بدهد و به دنبال همان قضيه رفت. من نيز همين طور. \ شما آشكارا از جداشدن فيل جكسون (مربى ۵سال گذشته ليكرز) ناراحت بوديد. > اين به خودشان مربوط مى شد. جكسون مى خواست يك سال استراحت كند و ميچ كوپچاك (مدير اجرايى ليكرز) هم يك خط متفاوت كارى را براى آينده در ذهنش طراحى كرده بود.اما هيچ آدم عاقلى جكسون را از دست نمى دهد. \ ولى شما هم در فصل آينده با جكسون كار نخواهيد كرد. > درست است اما لااقل در محيطى بازى خواهم كرد كه برايم تازه و توأم با بدعت ها و چيزهايى نو است. \ ظاهراً جرى باس (رئيس ليكرز) از شما خواسته بود با كاهش حقوق تان موافقت كنيد و در اين تيم بمانيد. > بله چنين چيزى را از من خواست و من نپذيرفتم. به نظر من مشكلات سوء مديريت در ليكرز از چند سال پيش و از زمانى شروع شد كه جرى وست از اين باشگاه رفت. از آن موقع ليكرز كسى را نداشت كه تيم را درست و منطقى رتق و فتق كند. \ همه مى گويند شما از اين كه ليكرز تمام هم و غم خود را روى حفظ كوبى برايانت گذاشت و رفتن شما را پذيرفت و با آن كنار آمد، ناراحت شده ايد و اين مسأله شما را بيشتر تشويق به رفتن كرده است. > شما مى توانيد برداشت خودتان را داشته باشيد، اما من عادات بد و ساده نگرى هايى را نزد سران ليكرز ديدم كه تمام شكست هاى اين تيم را در فصل گذشته پايه گذارى كرد. آنها چنان از بردهاى گذشته اشباع شده بودند كه ديگر با تمام وجود نمى جنگيدند و انگار دستاوردهاى حاصله را كافى مى دانستند. آنها حتى اين نياز را حس نكردند كه ما به تغيير و تبديل هايى در جمع پرسنل خود نياز منديم. \ آنها تقصير را به گردن شما انداخته و گفته اند مشكلات و نابسامانى هاى فصل گذشته را رفتار و عملكرد شما به وجود آورده است. >حرف بى ربطى است. موضوع من و انتقالم به هيت را نيز به مسائل مالى ربط داده اند اما هيچ ربطى به پول نداشته است. مسأله من و رفتنم فقط به صداقت كارى ام مربوط مى شود و به اين كه من حس مى كردم باشگاه پس از رفتن جرى وست ديگر صاحب چنين خصلتى نيست. \ حتى بعضى كارشناسان مى گويند شما به رغم بالا رفتن سن تان و داشتن نيازى بيشتر به حركات آمادگى جسمانى و تمرينات فيزيكى كمتر از گذشته به اين قضيه روى مى آوريد و نتيجه آن كم آوردن تان از نظر جسمانى در پيكارهاى رودر رو و تن به تن با مدافعان ديترويت پيستونز در سرى بازيهاى فينال فصل گذشته «N.B.A» بود. > من پيرتر شده ام. اين را قبول دارم. اما همه پيرتر مى شوند و اين قضيه مختص من نيست. هر كسى كه ادعا دارد، جلو بيايد و ببيند كه چطور او را در زمين بسكتبال منكوب مى كنم. من با كسى شوخى ندارم. من مثل كهنه بچه ها و ياخمير دندان هستم كه تحت هر شرايطى به درد مى خورند! \ آيا دعواهايتان با برايانت را در سالهاى حضورتان در ليكرز منكر هستيد؟ > نه. ولى از بحث ما خارج است، ما همكارى مثمرثمرى در ميدان مسابقات داشتيم و نتيجه آن را خودتان بهتر از هر كس مى دانيد. همين همكارى ما را به «قدرت» برتر «N.B.A» در سالهاى اخير بدل كرده بود. \ خيلى ها معتقدند اگر كوبى در ليكرز ماند، به خاطر حصول اطمينان از رفتن شما و جكسون بوده است. > خودش حرف ديگرى زده و گفته است تصميم گيرى اش در اين زمينه هيچ ربطى به مسأله من و جكسون نداشته است. براى دعوا كردن دوباره من و او قدرى دير شده است! \ نظرتان راجع به جف ون گاندى (مربى ميامى) چيست؟ > وقتى در لس آنجلس بودم و روبروى تيم او مى ايستادم دائماً لب خط فرياد مى زد: او را بگيريد، او را بگيريد. ولابد از اين پس يك ريز خطاب به داوران خواهد گفت آنها دارند روى او خطا مى كنند، آنها دارند خطا مى كنند. اگر فقط به يك دليل خاص از آمدن به هيت شاد شده باشم، آن دليل، بيشتر يون ون گاندى و نزديكتر شدن به وى است. \ معلوم است كه با پت رايلى هم رابطه خوبى داريد. > بگذاريد چيزى را به شما بگويم. يك شب ديدم يك نفر به پشت شيشه آپارتمانم مى كوبد، نگاه كردم. ديدم رايلى است. از من مى خواست به ميامى بيايم. فهميدم وارد مجتمع مسكونى ما شده و ماشين (پاترول) مرا يافته و شماره آپارتمان را يافته و وارد محوطه شده است. مى خواستم او را تحويل پليس بدهم اما دلم سوخت! \ خانه تازه اى در ساحل فلوريدا خريده ايد. چطور است؟ > عالى. (خطاب به خبرنگاران) اما خواهش مى كنم اين قدر مرا تعقيب نكنيد و عكس هاى ناجور از من نگيريد و اگر گرفتيد، لااقل سهم مرا هم بابت فروش آن بدهيد! \ شما در ابتداى صحبت تان ادعاى قهرمان كردن هيت را داديد. آيا واقعاً معترف نيستيد كه اين تيم در اين زمينه كم دارد؟ > حقيقتاً نه. اين تيم مى توانست فصل پيش نيز به فينال كنفرانس (منطقه) شرق ليگ برسد و الآن فقط دو سه قطعه در تيم خود كم دارند كه آنها را مى توان ابتياع كرد و تازه، بزرگترين قطعه (اشاره به خودش) را تصاحب كرده اند. يادتان باشد كه به رغم رفتن ۳ مهره مهم هنوز ادى جونز و دوواين ويد را دارند. \ آيا در اين سن و پس از ۳ بار قهرمان شدن با ليكرز انگيزه لازم را براى كار در ميامى داريد؟ > برعكس آن چه تصور مى كنيد، كاملاً دارم. جدايى تلخ از ليكرز و شكست مان در فينال سال پيش مرا مصرو تشويق به جبران آن رويداد كرده است و واقعاً مى خواهم به يك موفقيت تازه برسم. من عصبانى نيستم، اما به شدت تحريك شده ام. منبع: C.N.N
|