|
|
|
ماكسيم رودنسون
|
|
|
|
|
|
مجلس اعلاى انقلاب اسلامى:
|
|
|
|
پزشكان بدون مرز
|
|
|
|
پاورقى
|
|
|
|
چشم انداز
|
|
|
|
|
|
عمليات انتحارى در بعقوبه
|
|
|
|
|
|
صدام
|
|
|
|
|
عراق سرزمينى زرخيز براى شركتهاى آمريكايى
منبع: لوموند ديپلماتيك ترجمه: فريد محقق قيام كنونى در عراق كه باعث وحدت سنى و شيعه عليه اشغالگرى شد، همبستگى مقاومت در فلوجه، بازگشت گرايش هاى ملى گرايى در ميان عراقى ها (و نخستين عقب نشينى نيروهاى ائتلاف)، از قدرت مانور ايالات متحده مى كاهد و اين كشور را وادار مى كند تا درپى كسب حمايت سازمان ملل متحد از نيروى نظامى اش در عراق باشد. شركتهاى آمريكايى كه ارتباط نزديكى با دولت «بوش» دارند، همچنان در پى سود زياد در عراق بوده و شرايط امنيتى مخاطره آميز، تنها اندكى در راه كسب سود توسط آنها مانع ايجاد كرده است. نويسنده: ابراهيم ورده اقتصاددانان، زيربناى قانونى و نهادى پى ريزى شده توسط حكومت موقت ائتلاف (CPA) را به مثابه« يك رؤياى سرمايه دارى…گونه اى از سلسله آرزوهاى سرمايه گذاران خارجى و سازمانهاى اعتباردهنده كه درارتباط با توسعه بازار، آنها را در رؤياهاى خود مى بينند» توصيف مى كنند. اين رؤياها با فرامينى كه به امضاى «پل برمر» حاكم (سابق) آمريكايى، رسيد به واقعيت تبديل شد. رقم درآمد و ماليات شركتها تا ۱۵ درصد رسيد؛ تعرفه هاى گمركى حذف شدند (اگرچه برروى واردات خاصى تا ۵ درصد ماليات اضافى بسته مى شود)؛ نظام پولى و مالى مورد بازبينى قرار گرفته است؛ و حدود ۲۰۰ شركت عمومى، خصوصى سازى شده اند. عراق بعد از ۴۰ سال تحت كنترل يك حكومت خشن بودن، حداقل برروى كاغذ، به يك منطقه آزاد تجارى تغيير شكل يافته است. شوكى كه براى درمان به عراق وارد شد، توسط «دونالد رامسفلد» وزير دفاع آمريكا كه دستگاه تحت امرش بر كار بازسازى نظارت دارد با تعابير مختلف توجيه شد: «نظام هاى بازار مطلوب خواهد بود، نه نظام هاى دستورى استالينستى.» موضوعى كه در رابطه با اصلاحات بيشتر مناقشه برانگيز است، بحث معمول داشتن يا نداشتن سرمايه گذارى خارجى مى باشد: طبق فرمان شماره ۳۹ روز ۱۹ سپتامبر، دروازه هايى كه به سختى در مقابل سرمايه هاى خارجى محافظت مى شدند، به يكباره گشوده شدند: اكنون خارجى ها مى توانند در هر بخشى از اقتصاد عراق، به استثناى منابع طبيعى، صاحب دارايى شوند و يا سرمايه گذارى كنند. اين فرمان هيچ مآل انديشى براى زمينه سازى هاى قبلى و يا ايجاد چارچوب براى سازوكارها را در نظر نمى گيرد. لازم نيست كه سرمايه گذاران خارجى شركاى محلى داشته باشند؛ هيچ الزامى جهت سرمايه گذارى بومى وجود ندارد. اين نظام سرمايه گذارى خارجى، ليبرال تر از آمريكا يا انگليس است، چرا كه در آنجا بخشهاى خاصى چون رسانه ها براى (سرمايه گذاران) خارجى كاملاً باز است. اين كشور (عراق) در ارتباط با نحوه برخورد با سرمايه گذارى مستقيم خارجى، بايد طبق دستورالعمل هاى بانك جهانى عمل كند. دستورالعمل هايى كه به صيانت از سازوكارهاى حاكم بر پذيرش سرمايه گذارى هاى خارجى رسميت مى بخشد و اجازه مى دهد تا در بازگرداندن درآمدها به كشور، محدوديت هاى قابل تأملى صورت گيرد. اصلاحاتى كه توسط «CPA» تحت عنوان «ايجاد شرايط بسيار دورانديشانه براى سرمايه گذارى در خاورميانه» مورد تحسين قرار مى گيرد، همه چيز را براى خشنودى سرمايه گذاران به خدمت مى گيرد، هر چند برخى هنوز اين اصلاحات را به اندازه كافى جسورانه نمى بينند. «روبرت بارو» اقتصاددان دانشگاه «هاروارد» هر چند تصديق مى كند كه «اصالت» اصلاحات موجب تثبيت «قانون و مالكيت خصوصى» مى شود، ولى در همان حال، اظهار تأسف مى كند كه شيوه (اقتصادى مبتنى بر ) صنعت نفع به گونه «مالكيت مشترك» بوده و براى سرمايه گذاران خارجى همچنان بسته مى ماند. يك مؤسسه بزرگ حقوقى نسبت به حقيقت «ثبت سابقه و نگهدارى سوابق پيشينيه حسابدارى به زبان عربى» اظهار تأسف مى كند. با وجود چنين شرايطى، جامعه تجارى بين المللى باز هم شادمان است. قراردادهاى بسيار بزرگ درحال شكل گرفتن است . عراق، به عنوان دومين توليدكننده بزرگ نفت جهان، امكانات بى انتهايى را پيشكش مى كند. صحبت از مقادير زياد و جست وجوى طلا و بهشت سرمايه گذارى آزاد است.بسيارى از مردم نگرانند كه آيا اين اصلاحات واقعاً باعث بازگشت حاكميت عراقى ها خواهد شد. قانونى بودن اين اصلاحات مورد سؤال است. طبق مقررات سال ۱۹۰۷ لاهه و طبق چهارمين كنوانسيون ژنو در سال ،۱۹۴۹ يك قدرت اشغالگر حق ندارد دست به اصلاحات ريشه اى بزند. بايد گفت كه به نظر نمى رسد چنين ملاحظاتى را «جورج بوش » در نظر گرفته باشد، چرا كه وقتى از وى درباره سازگار بودن تصميمات خاص آمريكا با قوانين بين المللى سؤال شد، پاسخ داد: «قوانين بين المللى؟ بهتر است كه من وكيلم را صدا بزنم.» موضوع نقض قوانين بين المللى از جانب كارشناسان حقوقى جدى گرفته شد. يادداشتى كه توسط «لرد گلداسميت» دادستان انگليس در مارس سال۲۰۰۳ به «تونى بلر» نخست وزير نوشته شد ـ و بعداً متن آن به «نيواستيسمن» درز كرد ـ در اين يادداشت هشدار داده مى شود كه «تحميل اصلاحات ساختارى عمده اقتصادى» ممكن است قوانين بين المللى را نقض كند، مگر اينكه شوراى امنيت سازمان ملل به صورت ويژه، اجازه آن را بدهد. لرد گلداسميت مشاور حقوقى رئيس دولت به ماده۴۳ مقررات لاهه اشاره كرد، ماده اى كه تصريح مى كند يك قدرت اشغالگر هرچه سريع تر كه ممكن است، بايد نظم عمومى و امنيت را دوباره برقرار و از آن محافظت كند و در همان حال، به قوانين جارى در كشور احترام بگذارد، مگر آنكه قهراً نتواند چنين كند.» از زمان سقوط «صدام حسين » به نظر مى رسد كه CPA در جهت مخالف عمل كرد. به جاى برقرارى مجدد نظم عمومى و امنيت (كه مى توان با مشاهده غارت گسترده و ناآرامى هاى جدى، در مورد آن قضاوت كرد)، CPA تمام تلاش خود را كرد تانظام را از ريشه بركند. البته، مسأله آينده اقتصادى عراق كه نطفه آن نادرست بسته شد و به اجرا درآمد، مدتها مورد بحث و جدل بود. طبق اظهارات «پل او.نيل»، وزير خزانه دارى سابق، از همان روزهاى نخست دولت بوش و خيلى پيش از حملات ۱۱سپتامبر سال،۲۰۰۱ در مورد بهترين راههاى دست يافتن به قراردادهاى نفتى سودآور عراق، طرح ريزى مى شد. اعضاى كليدى دولت (شامل رئيس جمهور، «ريچارد [ديك] چنى، معاون رئيس جمهور و «كاندوليسا رايس» ، مشاور امنيت ملى) تاحدودى در صنعت نفت تجربه دارند. عراق، كه بالقوه ثروتمند است و به وسيله عوامل مختلطى چون يك ديكتاتورى رعب آور، سه جنگ و ۱۲سال تحريم بين المللى، كاملاً ويران شد، يك هدف جذاب بود. البته، گمان مى رفت عراق به آزادكنندگانش با دسته گل خوشامد بگويد. ثابت شده است كه ايجاد آرامش پس از جنگ، بيش از آنچه كه پيش بينى مى شد، مشكل است و هم اكنون علايمى از تغيير احتمالى سياست ديده مى شود. در پاييز سال،۲۰۰۳ پس از گذشت دو سال از اجراى سياست «يكجانبه گرايى مغرضانه»، به نظر مى رسد كه ايالات متحده مشتاق است حصار ايجادشده دور جامعه بين المللى را بردارد؛ در ۱۶اكتبر سال۲۰۰۳ قطعنامه ۱۵۱۱ سازمان ملل متحد كه به حضور آمريكا در عراق مشروعيت مى بخشيد، به اتفاق آرا تصويب شد؛ در۲۳ اكتبر، كنفرانس كمك رسانى با حمايت سازمان ملل متحدو با شركت نمايندگان ۷۳كشور، ۲۰سازمان بين المللى و ۱۳ نهاد غيردولتى در مادريد برگزار شد. اين كنفرانس كه از طرف مقامات آمريكايى به عنوان موفقيت بزرگ توصيف شد، عملاً با تعهدات قول داده شده تا رقم ۳۳ميليارد دلار، مقادير زيادى وام و كمكهاى بلاعوض، كمك هاى مرتبط (اعطاى كمكهاى ضمن قرارداد به شركتهاى ملى) و اعانه هاى مشروط (كه تنها در موقع عادى شدن شرايط يا بازگشت حاكميت به عراقى ها عودت مى شود)، پايان يافت. اين مقادير بسياركمتر از پرداخت رقم ۵۹ ميليارد دلار طى چهار سالى بود كه بانك جهانى پرداخت آن را براى سرپا ايستادن عراق به مثل گذشته، ضرورى مى دانست. در هر صورت، آمريكا توانست سرانجام بر حمايتهايى از جامعه بين المللى بيفزايد. چند روز بعد، كنگره آمريكا براى اعطاى بودجه جنگى در عراق و افغانستان، رقم ۸۷ميليارد دلارى را تصويب كرد كه از اين رقم، ۱۸/۶ ميليارد دلار به ارتش عراق و قراردادهاى بازسازى مربوط مى شد. يك ماده الحاقى كه به مجازات كيفرى براى سودجويان از جنگ مربوط مى گرديد، رد شد. «ريچارد دوربين» سناتور دموكرات و يكى از زمينه سازان اين رأى گيرى گفت: «گزارش ناراحت كننده اى است، زيرا فكر مى كنم كه مردم آمريكا به مقدار همين ۸۷ميليارد دلار شوكى كه به آنها وارد شده، دچار دردسر شدند و حتى دردسر آنها بيش از آن مقدارى بود كه پيش بينى مى شد دولت به سمت شرايط دوستانه و ايجاد صميميت پيش مى رود، ولى بايد صادقانه گفت كه دولت به جاى اينكه براى آسايش مردم كشور هزينه كند، در بيابانهاى عراق اتلاف وقت مى كند.» در پنجم دسامبر سال،۲۰۰۳ بوش اطلاع داد كه «جيمز بيكر»، كسى كه وزير دفاع پدرش بود، از پايتختهاى اروپايى شامل پاريس، برلين و مسكو ديدن مى كند، تا آنها را براى كاهش بدهكاريهاى عراق كه معادل ۱۳۰ميليارد دلار مى شود متقاعد كند. از آنجا كه قراردادها با يك حكومت مستبد بسته شد، بايد اين قروض را به چشم «قروض نفرت انگيز» ديد كه بطورغيرمنصفانه اى بر مردم عراق تحميل شده اند. به اين كاهش بدهى، به منزله يك ضرورت در راستاى بازسازى نگريسته مى شود. انتخاب بيكر، كه فردى متعهد به چندجانبه گرايى است، به عنوان علامت ديگرى ازتضعيف محافظه كاران جديد در واشنگتن دانسته مى شود. اما، پاسخ جنگ طلبان تند وسريع بود. در همان روز، «پل وولفوويتس»، معاون وزير دفاع، با صدور بخشنامه اى، اعلام كرد: كشورهاى خاصى چون فرانسه، آلمان، روسيه و كانادا، شايسته اين نيستندكه طرف قراردادهاى عمده بازسازى تا رقمى معادل ۱۸/۶ ميليارد دلار قرار گيرند؛ ۲۶ قرارداد مرتبط با بازسازى، از آموزش و تجهيز ارتش جديد عراق گرفته تا تجديدبناى زيرساخت ها، مثل جاده ها، حوزه هاى نفتى، سيستم فاضلاب ، آب و تأسيسات برق، براى ۶۳ كشور عضوائتلاف ، كه حامى و مشارك جنگ بودند، در نظر گرفته خواهد شد. وولفوويتس تئوريسين جنبش محافظه كاران جديد و معماراصلى ماجراى عراق با قراردادن همدست هاى خود در مقابل ميانه روهاى دولت، دوباره حالت تهاجمى به خودگرفت. يكسال قبل از آن، «كالين پاول» وزير خارجه به مخالفان جنگ هشدار داده بود كه آنها با پيامدهاى نامشخص جنگ مواجه خواهند شد. اين همان زمان موعود بود. وولفوويتس در بخشنامه خود ادعا كردكه چنين اقداماتى «براى امنيت ملى وبراى اهداف دفاعى ملى الزامى هستند» و اينكه قصد آنها هم دادن جايزه و هم ايجاد انگيزه براى همكارى درآينده است. اعتراض كشورهايى كه حذف شده اند و حتى (برخى) در واشنگتن قابل پيش بينى بود. اتحاديه اروپا تصريح كرد كه چنين اقداماتى، مقررات سازمان تجارت جهانى را در مورد قراردادهاى عمومى نقض مى كند؛ مقرراتى كه اعمال تبعيض عليه شركت هاى خارجى به خاطر مليت را ممنوع مى كند. سناتور «جوزف بين» از «ايالت دلاور» ، عضو ارشد دموكرات كميته روابط خارجى سنا، با صدور بيانيه اى، حركت پنتاگون را به عنوان يك «توهين كاملاً بى دليل... كه هيچ كمكى به منافع ملى ما نمى كند و باعث دور شدن كشورهايى كه نياز داريم در عراق با ما باشند مى شود» را مورد انتقاد قرار داد. كاخ سفيد ، طرف جنگ طلبان را گرفت؛ «اسكات مك كلان» سخنگوى كاخ سفيد گفت: «من فكر مى كنم بجا و معقول باشد كه قراردادهاى مبنايى بازسازى عراق بايد توسط شركت هايى صورت گيرد كه با دلارهاى ماليات پردازان آمريكايى تزريق مالى شده اند و كشورهايى بايد شريك شوند كه با آمريكادر انجام وظيفه مشكل ايجاد يك عراق آزاد، دموكرات و رستگار همكارى كرده اند». وزارت امور خارجه استدلال كرد كه مقصود از سياست جديد، اين نيست كه كشورها را از امضاى قرارداد باز بداريم، بلكه مى خواهيم كه آنها داخل قراردادها شوند، همانطور كه دركنار آمريكا، ۶۲ كشور صلاحيت امضاى قرارداد را يافته اند، كه از جمله آنها مى توان از انگليس، ايتاليا، اسپانيا، لهستان، روآندا و تونگا نام برد. سپس پنتاگون اضافه كرد كه فهرست كشورهاى شركت كننده در ائتلاف همچنان باز است: هر كسى كه مى خواهد ملحق شود، به او خوشامد مى گوييم: «روبرت زليك» ، يك سخنگوى نمايندگان تجارى آمريكا، اتهامات وارده بر سياست حمايت گرايى را رد كرد. وى با به نمايش گذاشتن يك رهيافت انتخابى به حقوق بين الملل، گفت كه CPA مشمول مقررات سازمان تجارت جهانى نمى شود، و آزاد است تا در اعطاى قراردادها به گونه اى كه خود تشخيص مى دهد تبعيض قائل شود. اين سياست به صورت كاملاً صاف و پوست كنده از جانب رئيس جمهور بوش اظهار شد. وى اعلام كرد: آنچه مى خواهم بگويم ، اين است كه مردم آمريكا و ماليات دهندگان به خاطر هزينه اى كه متقبل شدند و پولى كه پرداختند، مى فهمند كه چرا بايد طرف كشورهايى را گرفت كه جان (سربازانشان) را به خاطر مشاركت در قراردادهاى عراق به خطر انداختند.اين خيلى ساده است. مردم ما جانشان را به خطر انداختند ، مردم كشورهاى ائتلافى دوست، جان خود را به خطر انداختند و لذا، بستن قرارداد بايدانعكاسى از اين همكارى باشد». تا آن موقع، دولت (بوش) در خصوص جوانب سودا گرانه جنگ عراق ساكت بود، و به جاى آن، به شرح جزئيات تهديد دائمى سلاح هاى كشتار جمعى و يا ضرورت ايجاد دموكراسى براى مردم عراق مى پرداخت. در آن موقع بود كه رئيس جمهور آمريكا چيزى را اعتراف كرد كه البته از مدت ها قبل آشكار بود: قراردادهاى بزرگى كه به خاطر جنگ از بين رفته و منقسم شده اند، بايد با ميزان تلاشى كه كشورهاى طرف اين قرادادها براى جنگ كرده اند، متناسب شوند. اين موضوع، بخش مبهم و تاريك بازسازى را به آسانى قابل درك مى كند. هر روز از برخورد منافع، دغل بازى، كلاه بردارى، خرابكارى ، زياده روى و سوء استفاده گزارش مى رسد. در رأس فهرست سوء استفاده كنندگان، چند شركت آمريكايى قراردارند كه ارتباطات نزديكى با دولت بوش دارند. تسلط شركت هاى آمريكايى بر نحوه بازسازى عراق، حتى متحدان خيلى صادق را هم به دردسر انداخته است.شركت هاى انگليسى، على رغم همه تلاش هايى كه كرده اند، كاملاً از قراردادهاى مربوط به بازسازى و مرمت بخش نفتى بازمانده اند.دولت انگليس در حالى كه تلاش مى كند به خاطر سياست هايش در داخل از شرم و خجالت زدگى رهايى يابد، اكنون در پشت صحنه تحولات عراق مشغول فعاليت بوده و ظاهراً سودمند به نظرنمى رسد، الآن نياز دارد كه محض حفظ آبروى خود، قراردادهاى اميدواركننده اى داشته باشد. طبق گزارش منتشرشده ازطرف «مركز همبستگى عمومى»، ۷۱شركت كه جهت انجام فعاليت درعراق يا افغانستان قرارداد امضاكرده اند، بيش از ۵۰۰هزاردلار به بوش در مبارزات انتخاباتى سال ۲۰۰۰ كمك كرده اند. وى از اين منابع، طى ۱۲سال گذشته، بيشتر از هر سياستمدار ديگرى كمك دريافت كرده است. طبق اين گزارش، «حدود ۶۰درصد اين شركت ها افرادى را استخدام و يا سهامدارخود كرده اند كه در دستگاه مجريه دولت هاى جمهورى خواهان و يا دموكرات ها خدمت كرده و يا با آنها پيوند نزديكى داشته اند، و يا اينكه جزو اعضاى كنگره از اين دو حزب و يا در سطوح عالى ارتش بوده اند.» به گفته «چارلز لوئيس» مدير مركز مذكور: «هيچ سازمانى به تنهايى بر روند امضاى قراردادهاى دولت نظارت ندارد. همين وضعيت به تنهايى نشان مى دهد كه چقدر سيستم امضاى قرارداد مستعد اتلاف منابع، كلاهبردارى و رفيق بازى است. على رغم قول هايى كه دررابطه با شفاف سازى داده مى شود، دربيشتر قراردادهاى سودآور به منافع عمومى توجه نمى شود. بزرگترين سود برندگان عبارتند از شركت خدمات نفتى «هاليبرتون»، و شركت غول پيكر بازسازى «بچل»، هردوشركت مذكور، ارتباطات نزديكى با جنگ طلبان واشنگتن دارند و هردوى آنها سابقاً در عراق تاحدودى تجربه داشته اند. بچل خط لوله بزرگى را در عراق احداث كرد، خط لوله اى كه در سال ،۱۹۹۳ يعنى زمانى كه مجريان سابق «بچل» پست هاى كليدى در دولت ريگان داشتند موردمذاكره «دونالد رامسفلد» (فرستاده ويژه به عراق) و صدام حسين قرارگرفت. از آنجا كه رئيس هاليبرتون ازسال ۱۹۹۵ تا سال ،۲۰۰۰ «ريچارد[ديك] چنى» معاون فعلى رئيس جمهورى آمريكا بود، اين شركت مى توانست حتى تا اين اواخر و با وجود تحميل و تحريم سفت و سخت هم در داخل عراق فعال باشد. يك جريان بى وقفه از افشاگرى ها باعث شده است كه هاليبرتون تبديل به يك سمبل سرمايه دارى به سبك آمريكايى و مبتنى بر رفاقت شود. «هنرى واكس من» عضو دموكرات مجلس نمايندگان از ايالت كاليفرنيا، در ارتباط با وجود مناسبات صميمى بين هاليبرتون و تصميم گيرندگان سياسى آمريكا، تحقيق كرده است. او فاش كرد كه در روزهاى نخست جنگ، يك قرارداد بدون مزايده اى توسط لشكر مهندسى ارتش آمريكا به عنوان يارانه و درظاهر، به اسم خاموش كردن آتش (لوله ها و چاه هاى) نفت، به آن شركت اعطاشد، قراردادى كه بسيارسنگين و پرهزينه بود. اين قرارداد، عمليات ايجاد تأسيسات نفتى و توزيع توليدات نفتى، از آغاز تا پايان را شامل مى شد، كه نتيجه آن، اعطاى امتياز بخش عظيمى از ذخاير نفتى عراق به اين شركت بود. طبق گزارش «واكس من»، اين قرارداد توسط سرمايه اى كه ازطريق برنامه نفت در برابر غذا (كه بعداً به «سرمايه توسعه» براى عراق تغييرنام داد)، حاصل مى شد، تأمين مالى مى شد. بسيارى از قوانين و مقررات مخصوصاً جهت حمايت از شركت هاى نفتى بزرگ نوشته شده اند: در بيست و دوم مه سال ۲۰۰۳ «بوش» فرمان اجرايى ۱۳۳۰۳ را امضانمود. فرمانى كه علناً به اين شركت ها مصونيت اعطامى كند. اين فرمان اشعارمى دارد كه «تهديد يا اقدام قضايى عليه «سرمايه گذارى توسعه براى عراق»، نفت عراق، توليدات نفتى و منافع مرتبط با آن، به مثابه يك تهديد غيرمعمول و فوق العاده عليه امنيت ملى و سياست خارجى ايالات متحده محسوب مى شود. طبق اظهارات «تام ديواين» مديررسمى «پروژه جوابگويى دولت»، «تفسيرقانونى آن فرمان يعنى ارائه مجوز به شركت ها تا عراق و شهروندانش را چپاول كنند.» او اضافه مى كند كه اين فرمان «مفهوم جوابگويى شركت ها را پوچ و بى معنى مى كند و حاكميت قوانين داخلى و بين المللى را ناديده مى گيرد.» «هاليبرتون» و شاخه هاى يارانه گيرنده آن، علاوه بر ريسك هاى قانونى، درمقابل ريسك هاى مالى نيز موردحمايت قرارمى گيرند؛ اين قراردادها برمبناى هزينه هاى اضافى يا «مقادير نامحدود/واگذارى نامحدود» موردمذاكره قرارگرفتند. اين شركت، درچارچوب روش مذكور، كه به بهانه شرايط اورژانسى يا ناآرام توجيه مى شود، همه هزينه هاى خود را بر دولت بارمى كند، كه نوعاً بين ۱تا۷ درصد بطور جنبى بدان سود مى رساند. واضح است چنين سيستمى، درهاى سوءاستفاده و برخورد منافع را مى گشايد. آشكارشده است كه شركت نامبرده، قيمت بنزين واردشده به عراق را تا بيش از ۶۰درصد افزايش داده است: هرگالن بنزين را ۷۰سنت دركويت مى خريد و آن را به ارتش آمريكا تا ۱/۵۹ دلار مى فروخت.بدين ترتيب، زيان دولت حدود ۶۱ميليون دلارمى شد. توضيحات شركت در ارتباط با موضوع فوق، اين بود كه مى خواست قيمت مزبور را بخاطر هزينه هاى حمل و نقل (هرچند كويت همسايه عراق است) و ريسك بالا توجيه كند.
|
|
|
|
|
ماكسيم رودنسون
اسلام شناس و شرق شناس
«ماكسيم رودنسون» اسلام شناس پر آوازه فرانسوى در اواخر ماه مه سال جارى ميلادى ديده بر هم گذاشت. رودنسون كه عمرى پر فراز و نشيب را از سر گذرانده بود، نقشى مهم در اسلام شناسى دهه هاى گذشته غرب و فرانسه ايفا كرد. اين شرق شناس بزرگ فرانسوى كه در لحظه مرگ ۸۹ سال داشت با "شارل هانرى ژولين" و "ژاك برك" مثلث اسلام شناسى چند نسل فرانسه عرب تبار را تشكيل مى داد و با مرگ وى به جرأت مى توان گفت كه نسلى از شرق شناسى در غرب، روى در نقاب خاك كشيده است. رودنسون كه در ايران با كتابهايش درباره پيامبر اسلام و «اسلام و سرمايه دارى» شناخته شده است از مجراى ماركسيسم عبور كرد و با پيشينه اى يهودى نگاهى به ارتباط دين، اقتصاد و جامعه شناسى انداخت. روشى كه به بررسى اسلام از منظر پديده هاى تاريخى و اجتماعى مى پرداخت بيشتر به وى منسوب بود و گرچه نگاه او به اسلام نوعى نگاه لاييك بود ولى نسلى از روشنفكران عرب را كه البته اغلب گرايشهاى ماركسيستى داشتند مفتون خود كرد. رودنسون فيلسوف، زبانشناس، جامعه شناس و مورخ در سال ۱۹۱۵ در خانواده اى تهيدست، يهودى و روسى تبار متولد شد. پدر وى كارگرى يهودى بود كه براى اقامت در پاريس به آن شهر مهاجرت كرد و سپس چنانكه نقل شده به همراه مادر ماكسيم به كوره هاى آدم سوزى نازى ها در «آشويتس» سپرده شد. دوران تحصيل رودنسون بسيار درخشان سپرى شد و وى توانست در ۱۷ سالگى با پذيرش در كنكور مدرسه زبانهاى شرقى (مدرسه السنه شرقيه سابق) وارد اين حوزه علمى شود. رودنسون ديپلم پايان تحصيلات اين مدرسه و دوره عملى مطالعات عاليه و دكتراى ادبيات را گرفت و در سال ۱۹۳۷ همزمان وارد مركز ملى تحقيقات علمى «ث. ان. ار. اس» و حزب كمونيست فرانسه شد. وى گرچه در سال ۱۹۵۸ از حزب كمونيست فرانسه اخراج شد ولى اين پيشينه بر روش علمى وى تا آخر عمر سايه افكند. خود وى در اين باره گفته است: انسان وقتى در مبارزه است با همان منطق مبارزه نيز پيش مى رود و وقتى انسان به عضويت سازمانى در مى آيد به مسيرى مى افتد كه همان منطق سازمانى بر آن حاكم است. رودنسون در سالهاى ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۷ به سوريه رفت تا به عنوان آموزگار مدرسه فرانسوى دمشق بكار بپردازد و در واقع سالهاى پر خطر يهود ستيزى نازيسم را در خارج از اروپا بسر برد. وى در سال ۱۹۴۸ با بازگشت به فرانسه وارد كتابخانه ملى شد. رودنسون در اين سالها زبان اتيوپيايى قديم را در كنار زبانهاى ديگر فرا گرفت و در سال ۱۹۵۵ با انتصاب به سمت مدير تحقيق در مدرسه عملى مطالعات عاليه پاريس به عنوان مدرس، كرسى ادبيات اتيوپيايى كلاسيك را در فاصله سالهاى ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۱ در اختيار گرفت. پس از آن ماكسيم رودنسون كتاب «اسلام و سرمايه دارى» خود را در سال ۱۹۶۶ در حالى منتشر كرد كه ناخود آگاه به دليل شرايط روز روشنفكرى اروپا عنوان آن يادآور كتاب «اخلاق پروتستان و روح سرمايه دارى» ماكس وبر انديشمند آلمانى بود. رودنسون كه از اين پس نماينده اسلامى با تركيب يهود و ماركسيسم بشمار مى رفت در اصل متفكرى لاييك به حساب مى آمد. در عين حال پيشينه يهودى وى مانع از اين نشد كه او مخالفت خود را با صهيونيزم علنى نسازد و در سال۱۹۶۸ در كنار «ژاك برك» اسلام شناس و مترجم فرانسوى قرآن، گروه «عمل و بررسى براى فلسطين» را بنياد نهاد. در همين سال انتشارات معروف «سوى» در پاريس تحقيق وى را با عنوان «اسراييل و جهان عرب، ۷۵ سال طرد» منتشر كرد. كتاب بعدى وى نيز در سال ۱۹۸۱ توسط انتشارات «ماسپرو» با عنوان «ملت يهود يا مسأله اى يهودى» منتشر شد كه حاوى نگاهى انتقادى به مسأله يهود بود. بيطرفى رودنسون در داورى نسبت به اسراييلى ها و قوم يهود نيز در آثارش مشهود بود، با وجود اينكه يهودى ها به مظلوم نمايى خود شهره اند و شيوه مرگ والدين رودنسون نيز مى توانست مورد بهره بردارى تبليغاتى قرار گيرد، ولى او سرنوشت يهوديان را همچون بسيارى ديگر از اقوام دانست و تمايزى تاريخى براى آنان قايل نشد. وى در جريان جنگ شش روزه اعراب و اسراييل در سال ۱۹۶۷ موضعى جديد نيز اتخاذ كرد و آن دفاع از حق اسراييل به عنوان يك ملت براى داشتن حاكميتى ملى از سويى و احترام به استقلال و تماميت ارضى فلسطينى ها از سوى ديگر بود. «ماركسيسم و جهان اسلام» كتاب انتشار يافته وى در سال ۱۹۷۲ و «عربها» اثر ديگر رودنسون توسط انتشارات دانشگاهى فرانسه به سال ۱۹۷۹ ميلادى است. كتاب «جذابيت اسلام» كه با عنوان «عظمت اسلام» نيز ترجمه عربى شده است در سال ۱۹۸۰ (باز نشر به سال ۱۹۹۹) منتشر شد، رودنسون در اين كتاب به تحقيقى مقايسه اى ميان اسلام و غرب و رقابت اين دو جبهه دست زده است بدون اينكه متعرض بحث معروف «برخورد تمدنها» شود كه قرنها افكار شرق و غرب را به خود مشغول داشته و پيروان دو دين مسيحيت و اسلام را روياروى هم قرار داده بود. كتاب «عظمت اسلام» رودنسون برداشت مسيحيت قرون وسطى از اسلام را روايت مى كند و اينكه مسيحيت تا چه حد بر اين برداشت هاى تاريخى از قرون وسطى تا امروز، مصر بوده است. رودنسون در كتاب «اسلام، سياست و اعتقاد» خود، منتشرشده در سال ۱۹۹۳ نيز تاكيد مى كند كه تا چه ميزان اسلام به عنوان يك دين و اعتقاد ملعبه ايدئولوژيك و دستاويز گروههاى بنياد گراى اسلامى است. تاثير نگاه رودنسون را بر بخش مهمى از انديشه هاى روشنفكران اصلاح طلب عربى و كشورهاى اسلامى دهه هاى گذشته نمى توان ناديده گرفت. تفاوت شيوه رودنسون با پيشينيان خود در اين بود كه او در آثارش به جاى بكارگيرى اسلام بيشتر به مسلمانان مى پرداخت. اين كار وى نشانه آشكار اين باور بود كه در بررسى امروز اسلام، به عناصر تاريخى و اجتماعى حيات مسلمانان بيش از عناصر متنى و قرآنى بايد توجه كرد. به همين جهت رودنسون بيش از اينكه روايتى جديد از قرآن و اصل اسلام بدست دهد، مفسر تعاملات مسلمانان و رويكردهاى تاريخى آنان به متون مقدس بود. رودنسون مى خواست نشان دهد كه نحوه برداشت، فهم، دريافت و تفسير ناشى از مسائل پيرامونى مسلمانان است كه گونه اى از اسلام را براى آنان رقم مى زند و اين الزاماً ربطى به متن مقدس ندارد. يكى ديگر از تمايزهاى آثار رودنسون اين بود كه او درعصرى كه به باور سياستمداران، ناسيوناليسم عامل خيزش هاى توده اى مردم قلمداد مى شد، دين را عامل خيزش هاى اجتماعى معرفى كرد. وى ميراث لاييك به جا مانده از ناپلئون در مصر را خاطر نشان مى ساخت كه چگونه مسلمانان مصرى با خيانتهاى كفار «مسيحى فرانسوى»مقابله مى كردند، در حاليكه همين مقابله با حاكميت تركهاى مسلمان در كشورهاى مسلمان شمال آفريقا از سوى مردم صورت نگرفت. ماكسيم رودنسون رفت و ميراثى از اسلام شناسى با ويژگيهاى خاص عصر او نيز در اروپا به محاق مى رود، ميراثى كه در رويارويى دو قطب سرمايه دارى و كمونيسم شكل گرفته بود. رويدادهاى نوين و معاصر با حوادث پيش آمده در سالهاى گذشته شكل خاصى گرفته است و تلاش مى شود تا هر چه بيشتر اسلام به عنوان يك خطر جدى فراروى غربيان قرار گيرد. عناصر و عوامل اين دوران خود زمينه اى است تا شكل و محتواى نوعى از اسلام شناسى در كشورهاى غربى شكل بگيرد، نوعى از اسلام شناسى كه بر تجربه گذشته استوار است ولى از دريچه تحولات امروز جهان و مقتضيات آن به اين دين حنيف مى نگرد. منبع : ايرنا
|
|
|
|
|
خانواده امام موسى صدر رسماً از قذافى ومقامات ليبى شكايت كرد
يكى از مقامات قضايى لبنان اظهار داشت: چندنفر از اعضاى خانواده امام موسى صدر عليه «معمرقذافى» و ۱۷ نفر از مقامات ليبيايى اقامه دعوى كردند. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه «الايام» (چاپ بحرين) ، خانواده امام موسى صدر از دادگاه لبنان خواستند تا يك بار ديگر مسأله ربوده شدن امام موسى صدر پيگيرى شود، چرا كه اسناد جديدى در اختيار دارند كه نشان مى دهد وى دراختيار مقامات ليبى است. اين مقام قضايى افزود:قاضى «عدنان عضوم» شكايت نامه اى را از «صدرالدين صدر» پسر امام موسى صدر و دو تن ديگر از بستگان صدر به عنوان شاكيان خصوصى اين پرونده عليه رهبر ليبى و ۱۷ نفر ديگر از مقامات طرابلس دريافت كرده است. وى ادامه داد: مدارك ارائه شده به همراه شكايت نامه شامل يك نوار صوتى، يك نوار ويديويى، بريده هايى از يك روزنامه ويك كپى از گزارش سازمان عفو بين الملل است. اين مقام قضايى گفت: قاضى عضوم طى دو روز آينده، رأى خود را در اين خصوص اعلام خواهد كرد. امام موسى صدر ۲۶ سال پيش درسفر به ليبى ربوده شد.
|
|
|
|
|
مجلس اعلاى انقلاب اسلامى:
موساد در تمام مناطق عراق حضور دارد
مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق ، درباره حضور نيروهاى رژيم صهيونيستى در اين كشور اعلام كرد: سازمان اطلاعات اسرائيل، تنها در مناطق شمالى عراق متمركز نيست، بلكه در تمام نقاط اين كشور حضور دارد. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه الرأى العام (چاپ كويت)، محمد الحيدرى، مسؤول دفتر اطلاع رسانى اين سازمان عراقى گفت: نه تنها اسرائيل، بلكه تمام سازمانهاى اطلاعاتى جهان در عراق حضور دارند؛ اما تا به حال چيزى درباره خريد زمين از سوى اسرائيلى ها ثابت نشده است. اين عضو مجلس اعلا ادامه داد: ايران و ديگر كشورهاى همجوار، مشوق ورود غيرقانونى افراد به عراق نيستند؛ البته برخى كشورها از اين مسأله چشم پوشى مى كنند كه علت اين مسأله اختلافات طايفه اى و سياستهاى طايفه اى نظام سابق است.
|
|
|
|
|
پزشكان بدون مرز
پس از ۲۴سال افغانستان را ترك مى كنند
گروه بين الملل : سازمان پزشكان بدون مرز ، از نهادهاى بين المللى امداد، اعلام كرد كه به دليل شرايط موجود درافغانستان به فعاليت خود دراين كشور پايان مى دهد وافغانستان را ترك مى كند. به گزارش بى بى سى ، سازمان پزشكان بدون مرز با صدور اطلاعيه اى گفت كه علت تصميم به ترك افغانستان، قتل پنج نفر از كاركنان اين سازمان درافغانستان در ماه ژوئن سال جارى وناخرسندى از نتايج تحقيقاتى است كه دولت افغانستان در مورد اين واقعه صورت داده است. در حمله به گروهى از كاركنان پزشكان بدون مرز در ولايت «بادغيس» واقع در شمال غرب افغانستان، سه كارمند اروپايى و دو كارمند افغان اين سازمان كشته شدند. هواداران رژيم طالبان كه كاركنان سازمان هاى خارجى و مأموران دولت مركزى را هدف هاى مشروع حملات خود دانسته اند، مسؤوليت اين كشتار را برعهده گرفتند. سازمان پزشكان بدون مرز، همچنين نيروهاى نظامى ائتلاف به رهبرى آمريكا را متهم كرده است كه از فعاليتهاى امدادرسانى براى «انگيزه هاى نظامى و سياسى خود بهره بردارى مى كنند» اما در اين مورد توضيح بيشترى نداده است. اين سازمان گفته است كه ازتصميم به خروج از افغانستان پس از ۲۴ سال خدمت در آن كشور متأسف است ، اما در شرايط كنونى، ارائه خدمات امدادى مستقل به مردم افغانستان كمابيش ناممكن شده است. اين سازمان با ۸۰كارمند خارجى و ۱۴۰۰ كارمند افغان، خدمات امدادرسانى را در اختيار مردم قرار مى داده است.
|
|
|
|
|
پاورقى
طرح حمله
نوشته باب وود وارد ترجمه: كابك خبيرى فرانكس گفت: «جناب آقاى رئيس جمهور، ما مى توانيم زودتر اقدام كنيم، اما چندان نتيجه خوبى نخواهد داشت.» بوش خنديد. يعنى چه كه چندان نتيجه خوبى نخواهد داشت؟ در شرايط فعلى، ما بايد دو كار انجام دهيم؛ آماده سازى نيرو و در كنار آن فريب. فريب بايد به گونه اى صورت گيرد كه بهترين نتيجه را داشته باشد. مناسب ترين زمان براى اين كار، نوامبر تا فوريه است. البته ما مى توانيم در هر زمان كه خواستيم اقدام كنيم، چه الآن باشد و چه بعد. ولى اگر زودتر از زمان پيشنهادى اقدام كنيم، خطوط عملياتى ما تكميل نخواهد شد. منظور من آن است كه در بسيارى از حوزه ها با آمادگى حداقل وارد خواهيم شد. رئيس جمهورى متوجه شد كه منظور فرانكس از نتيجه خوب نداشتن به دو معناست. از يك سو جنگ طولانى تر شده است و از سوى ديگر، صدمات و تلفات آمريكا بالاتر خواهدرفت. ديرتر عمل كردن هم مشكلاتى را با خود به همراه دارد، براى مثال، آب و هوا. رامسفلد به جمع حاضر گفت كه آنان در حال كار كردن بر روى يك سناريوى ديگر نيز هستند. او گفت: از فرانكس خواسته كه ببيند آيا امكان آن وجود دارد كه با استفاده وسيع و همزمان از نيروها فشار زيادى به رژيم وارد كرده، و خيلى سريع آن را درهم بشكنند. وارد آوردن يك چنين فشار همه جانبه و شديدى ممكن است رژيم را در همان اولين روزهاى جنگ مضمحل نمايد. تمامى كسانى كه در اتاق وضعيت بودند، نسبت به اين گفته از خود واكنش نشان دادند: آيا مى توان اين كار را با حداقل نيرو و در مدت زمانى كمتر از يك جنگ ۲۲۵ روزه انجام داد؟ فرانكس به سرعت جلوى اين بحث را گرفت. بايد محتاطانه و براساس واقعيت عمل مى كردند. او گفت: دشمن نيز از حق انتخاب و عمل برخوردار است، شايد صدام آنگونه كه ما پيش بينى مى كنيم، درهم نشكند. در عين حال، ما نمى توانيم با اعتماد به يك گروه كوچك از نيروها اقدام كنيم. پاول نيز چنين ديدگاهى داشت. البته هنوز ديدگاه او و فرانكس باهم تفاوت داشتند. فرانكس گفت كه آنان هنوز كارهاى زيادى دارند كه بايد انجام دهند. هنگامى كه وارد مرحله چهارم عمليات كه دوران آرامش و ايجاد ثبات است، مى شويم، نهادها، سازمانها و دستگاهها كارهاى زيادى دارند كه بايد با همكارى يكديگر انجام دهند. علاوه بر اين، اگر قرار بر اين باشد كه ائتلاف بين المللى تشكيل شود، بايد بر روى آن نيز كاركرد. در عين حال، آنان بايد مشخص كنند كه چه نوع عمليات پروازى بايد در منطقه تحت نظارت جنوبى صورت گيرد. از اين طريق، مى توان فرصت هاى خوبى را براى اشغال اهداف مهم و زيربنايى و بهبود موقعيت در جنگ، به دست آورد. او پرسيد: آنان مى خواهند تا چه حد تهاجمى باشند؟ علاوه بر اين، او بيشتر بر روى اهداف مشخصى در عراق كار مى كرد. چگونه بايد اين اهداف كنترل شوند و اولويت ها و سازوبرگ موردنياز براى هريك از اهداف چيست؟ به اعتقاد فرانكس، انجام سريع اقدامات آماده سازى از همه چيز مهمتر بود. مرحله صفر، حداقل يك تا سه ماه طول مى كشيد. اين مرحله شامل آماده سازى پايگاههاى هوايى، بنادر، استقرار تجهيزات و سوخت و ديگر موارد در محل خواهد بود. علاوه بر اين، او شرح داد كه فرستادن گروه عملياتى دوم به منطقه، افزايش بمباران در مناطق تحت حفاظت جنوبى و يا انجام عمليات در كويت، باعث مى شود كه صدام فكر كند جنگ آغاز شده است. سپس آنان جو را آرام مى كنند. فرانكس تصميم داشت براى بالا بردن درجه قطعيت در پيروزى، تا جاى ممكن از اهرم هاى بيشترى استفاده كند. بوش به او گفت كه ايده بسيار خوبى است، اما او مى خواست بداند آيا مى توان از اهرم هاى كمتر، اما قويتر و مؤثرتر استفاده كرد. در عين حال، او معتقد بود كه به عكس العمل صدام و اقدامات احتمالى او نيز بايد توجه كرد. اقداماتى كه باعث واكنش نيروهاى آمريكايى خواهدشد. به عنوان مثال، او ممكن است به كويت حمله كند و يا ضربه اى به كردها بزند. چگونه مى توانيم به سطحى از واكنش برسيم كه از ثبات و استمرار برخوردار باشد؟ فرانكس در پاسخ گفت: پس از پايان مرحله صفر، توانايى عكس العمل آنان بالا رفته است، جايگاه و وضعيت نيروهاى آمريكايى بهتر خواهد شد. رامسفلد براى اولين بار مفهوم «ايجاد شوك و ترس» را براى رئيس جمهور توضيح داد: مقصود او ايجاد سطح بالايى از نيرو و انجام عملياتهاى وسيع و بمباران هاى گسترده بود كه روند تغيير رژيم را سرعت مى بخشيد. رئيس جمهور به آرامى خنديد. «ايجاد شوك و ترس، چه مفهوم جالبى. آيا مى توان با آن طرف مقابل را گول زد؟» او به فكر فرو رفت. ادامه دارد
|
|
|
|
|
چشم انداز
مجاهدين افغانستان در دور باطل اعتمادسازى مقامات آمريكايى
در كنفرانس «بن» در پاييز سال ۸۰ خورشيدى كه آمريكا با رئيس دولت موقت انتخابى رهبران جهادى افغانستان مخالفت و فرد مورد نظر خود را به آنان تحميل كرد، رهبران جهادى براى جلب اعتماد آمريكا از هيچ اقدامى فروگذار نكردند. برخى رهبران مجاهدين افغانستان كه با كمك نيروى نظامى آمريكا حكومت طالبان را ظاهراً از صحنه سياسى اين كشور حذف كرده بودند، از همان ابتدا براى جلب اعتماد آمريكاييان گوى سبقت را از يكديگر مى ربودند. هر چه مجاهدين در طول ۲/۵ سال گذشته در مقابل خواسته هاى آمريكا و طرفداران داخلى اش عقب نشستند، آنان امتيازات بيشترى طلب كردند. با وجود هشدار آگاهان سياسى مبنى بر استفاده ابزارى آمريكا از مجاهدين براى گذار از شرايط كنونى افغانستان، ولى اين رهبران مجاهدين كه برخى از آنان در دولت انتقالى نيز حضور داشتند، كماكان به روش گرايش به آمريكا براى جلب اعتماد مقامات واشنگتن ادامه دادند. باوجودى كه اقدامات آمريكا در كنفرانس بن، لويه جرگه اضطرارى و لويه جرگه قانون اساسى، زنگ خطر را براى اين رهبران جهادى به صدا درآورده بود. ولى آنان آنچنان مقهور قدرت اين كشور شده بودند كه گوشهايشان قادر به شنيدن هيچ صداى خطرى نبود. در ماههاى اخير نيز كه بحث نامزدهاى انتخابات براى رياست جمهورى افغانستان مطرح شده بود، بارها رهبران جهادى حاضر در دولت از نامزدى كرزاى پشتيبانى كردند. آنان در تمامى محافل اعلام كردند كه نامزد خاصى ندارند و قاطعانه از حامد كرزاى براى انتخابات رياست جمهورى حمايت مى كنند. در مقابل تمام حمايتها و پشتيبانيها گروههاى جهادى از رئيس دولت انتقالى در انتخابات آينده رياست جمهورى، كرزاى در برابر آنها سكوت اختيار كرده بود. اوايل ماه گذشته نيز كه حدود ۱۰۰ نفر از رهبران جهادى در يك جلسه با كرزاى برسر تقسيم قدرت به توافق رسيده بودند، شادمان از اين پيروزى، خبر آن را از كانالهاى مختلف منتشر كردند. هنگامى كه خبر ائتلاف پنهانى در فضاى سياسى افغانستان انتشار يافت و واكنش هاى تندى نسبت به آن هويدا شد، اولين كسى كه آن را تكذيب كرد، حامد كرزاى بود. رئيس دولت انتقالى هرگونه ائتلاف در تشكيل دولت آينده در صورت پيروزى در انتخابات رياست جمهورى را به شدت رد كرد. در واقع، مجاهدين ناخواسته، بازيچه اى شدند براى سنجش افكار عمومى از سوى آمريكا و طرفداران داخلى. هنگامى كه واكنش هاى تند اجتماعى، سياسى و محافل روشنفكرى نسبت به اين توافق گروهى از رهبران مجاهدين باكرزاى مشاهده شد، آمريكا وجود فضاى سياسى عليه مجاهدين را آشكار كرد. باوجودى كه رهبران جهادى حتى تا روز يكشنبه كه روز قبل از آخرين مهلت ثبت نام نامزدهاى رياست جمهورى بود، از كرزاى حمايت مى كردند و در انديشه عملى شدن توافقات پشت پرده با رئيس دولت انتقالى بودند، به يكباره شاهد فروريختن تمامى توافق ها شدند. محافل سياسى آگاه پيشتر به ايرنا گفته بودند كه كرزاى تحت هيچ شرايطى مارشال فهيم و برخى ديگر از رهبران جهادى را در دولت آينده خود انتخاب نخواهد كرد. مارشال «محمدقاسم فهيم» وزير دفاع و معاون اول رئيس دولت انتقالى بارها در محافل مختلف اعلام كرده بود كه كرزاى وى را به عنوان معاون اول دولت آينده خود معرفى خواهد كرد. كرزاى كه در مقابل اين ادعا براى جلوگيرى از تنش در فضاى سياسى كشور تا روز دوشنبه سكوت كرده بود، در هنگام ثبت نام و اعلام معاونان خود، فهيم را كنار گذاشته و «احمدضيامسعود» و «عبدالكريم خليلى» را به عنوان معاونين رئيس دولت معرفى كرد. طبق قانون انتخابات افغانستان نامزدهاى رياست جمهورى بايد در هنگام ثبت نام، اسامى معاون اول و دوم خود را نيز اعلام كنند. اين گروه از رهبران مجاهدين در آخرين ساعات مهلت ثبت نام نامزدهاى رياست جمهورى به اشتباه تاريخى خود پى بردند. در اين شرايط، گروه رهبران جهادى با معرفى «يونس قانونى» سعى در نشان دادن مقاومت در مقابل كرزاى و مقامات آمريكايى داشتند. آگاهان سياسى اين حركت مجاهدين را عقلانى ندانسته و آن را واكنشى احساسى در مقابل شكستهاى پى در پى عنوان كردند. آنان مى گويند: در طول ۲/۵ سال گذشته، اين گروه رهبران جهادى با حرارت از كرزاى و اقداماتش حمايت كردند و وى را سمبل وحدت ملى خواندند. حال، چگونه مى توانند به بيان ضعفهاى رئيس دولت انتقالى كه در بخشهاى زيادى از آن خود شريك بودند، انتقاد كنند. قانونى، وزير معارف (آموزش وپرورش) دولت انتقالى كه روز دوشنبه براى شركت در انتخابات رياست جمهورى استعفا داده بود، تا ۴۸ ساعت قبل از نامزد شدن اعلام كرد كه رهبران جهادى نامزد خاصى براى رياست جمهورى ندارند و به شدت از كرزاى حمايت مى كنند. خط كشيدن روى تمامى گفته ها و اعمال، آن هم يك شبه كار ساده اى نيت، جلب اعتماد مردم پس از اين مراحل، شايد براى گروه رهبران جهادى ديگر امكان پذير نباشد. از طرف ديگر، حاميان آمريكا كه از مدتها پيش در بين صفوف رهبران جهادى با جذب تعدادى از آنان اختلاف ايجاد كرده بودند، اكنون با حضور چند نامزد جهادى، به پيروزى خود در انتخابات آينده اطمينان دارند. كرزاى نيز با معرفى احمد ضيا مسعود برادر احمد شاه مسعود رهبر فقيد مجاهدين و عبدالكريم خليلى به عنوان معاون اول و دوم در واقع، علاوه بر جلب حمايت بخش عمده اى از شهروندان افغانستان در مركز و شمال شرق اين كشور، خود را از اتهام قوم گرايى و جهادى ستيزى نيز مبرا كرد. اكنون از فهرست ۲۳ نفرى نامزدهاى انتخاباتى رياست جمهورى افغانستان، چند شخصيت جهادى ديده مى شود كه هر يك اميد به كسب آراى منطقه اى خود دارند. تفرقه در گروه هاى جهادى، احتمال موفقيت آنان را بسيار پايين آورده است. هرچند كه برخى اعتقاد دارند در نهايت، اين افراد ائتلاف مى كنند و نامزد واحدى را معرفى خواهند كرد. در عين حال، رهبران جهادى افغانستان كه در طول سالهاى گذشته دشواريهاى زيادى را پشت سر گذاشته اند، در مقابل آزمون دشوار ديگرى قرار گرفته اند. اين گروه كه شايد با اعمال ۲/۵ گذشته بسيارى از دوستان و افكار عمومى را از دست داده اند، براى دستيابى به موقعيت گذشته، كار بس دشوارى در پيش رو دارند. اگر رهبران جهادى از ابتدا در مقابل بسيارى از خواسته هاى آمريكا و طرفداران داخلى آن ايستادگى كرده بودند، اكنون محبوبيت بسيار بيشترى داشتند و اميدوار به پيروزى وارد صحنه سياسى مى شدند. يك آگاه سياسى در اين باره گفت: آمريكا قدرت نهايى نيست و اين كشور نيز مانند ديگر كشورهاى جهان محدوديتها و ضعفهايى دارد. وى گفت: با وجود آگاهى رهبران جهادى از اين ضعفها، از آنها استفاده نكردند و موقعيت خود را در جامعه افغانستان و در ميان حاميان خارجى از دست دادند. منبع: ايرنا
|
|
|
|
|
پرده بردارى از بناى يادبود آندروپوف در روسيه
گروه بين الملل ـ مقامات روسيه از بناى يادبود «يورى آندروپوف» رهبر اتحاد شوروى سابق و رئيس سازمان كا.گ.ب پرده بردارى كردند و نقش وى در حفظ نظم و آرامش را ستودند. به گزارش آسوشيتدپرس، اين بناى يادبود برنزى در «پتروزاودسك» (مركز كارليا در شمال روسيه و ۱۳۰ مايلى مرز فنلاند) واقع شده است. آندروپوف در اين منطقه زاده شده بود و بعد به مسكو رفت و در آنجا ۱۵ سال رئيس كا.گ.ب بود و در ۱۹۸۲ دبير كل حزب كمونيست اتحاد شوروى شد. وى در ۱۹۸۴ بر اثر بيمارى جان باخت. آندروپوف در جريان حوادث سال ۱۹۵۶ همچنين سفير اتحاد شوروى در مجارستان بود.وى به عنوان رهبر اتحاد جماهير شوروى به مبارزه با فساد پرداخت و مقامات ناكارآمد و بى تفاوت را بركنار يا منضبط كرد. ميخائيل گورباچف، ايگور ليگاچف، ادوارد شواردنادزه وحيدر على اف توسط وى ارتقاى مقام يافتند. در اين ميان، بسيارى مى گويند اگر آندروپوف طول عمر بيشترى داشت، احتمال بسيارى وجود داشت كه بتواند از فروپاشى اتحاد شوروى جلوگيرى كند. در همين حال، برخى از تحليلگران اعتقاد دارند كه پرده بردارى از بناى يادبود آندروپوف به طور حتم با حمايت «ولاديمير پوتين» انجام گرفته است كه خود، زمانى افسر بلندپايه كا.گ.ب بوده است.
|
|
|
|
|
عمليات انتحارى در بعقوبه
۱۲۴ كشته و زخمى بر جاى گذاشت
|
|
|
گروه بين الملل ـ بر اثر انفجار بمب در «بعقوبه» حوالى شمال بغداد ۶۸ نفر كشته و ۵۶ نفر مجروح شدند. به گزارش خبرگزارى رويتر، يك مقام وزارت بهداشت عراق اعلام كرد: در حال حاضر، ما مى دانيم كه ۵۱ نفر كشته و ۷۰ نفر مجروح شده اند، ولى انتظار داريم رقم كشته شدگان افزايش يابد. اين در حالى است كه پنج مأمور نيروهاى امنيتى عراق در زد و خوردهاى شهر «شيرا» در جنوب بغداد كشته و ۴۸نفر ديگر مجروح شدند. به گزارش خبرگزارى فرانسه، مدير يك بيمارستان در كوت گفت: ما اجساد پنج مأمور امنيتى عراق را دريافت كرده ايم. ۴۸ نفر ديگر مجروح شده اند. منطقه كوت عمدتاً شيعه نشين است و از زمان پايان شورش هواداران مقتدى صدر عمدتاً ساكت و آرام بوده است. در اين حال، بى.بى.سى در گزارشى درباره انفجار «بعقوبه» گفت: بر اساس گزارش هاى رسيده از عراق، اين اتومبيل بمب گذارى شده، كه گفته مى شود توسط يك بمب گذار انتحارى هدايت مى شد، در برابر يك پاسگاه پليس بعقوبه و در حالى منفجر شد كه گروهى از داوطلبان پيوستن به نيروهاى پليس عراقى براى ثبت نام در برابر اين محل صف كشيده بودند. به گفته مقامات پليس، انفجار در زمان رفت و آمد فشرده و ازدحام مردم در اين محل روى داد و ظاهراً هدف بمب گذار وارد كردن حداكثر تلفات انسانى بود. به گفته خبرنگار بى.بى.سى در بغداد، شهر بعقوبه محل زندگى جامعه اى مختلط و متشكل از سنيان و شيعيان است و از زمان اشغال عراق توسط نيروهاى به رهبرى آمريكا در سال گذشته بارهاشاهد بمب گذارى بوده است. هدف اصلى اين حملات، معمولاً سازمان ها و افراد مرتبط با نيروهاى خارجى و دولت موقت بوده اند. به خصوص مراكز و مأموران پليس عراقى بارها مورد حمله قرار گرفته اند. از زمان انتقال حاكميت به دولت موقت عراق در پايان ماه مه سال جارى بيش از ۱۶۰ شهروند عراقى در اثر حمله به مراكز امنيتى اين كشور جان خود را از دست داده اند. از سويى، بر اساس نتايج به دست آمده از تازه ترين نظرسنجى از مردم آمريكا در مورد حمله نظامى اين كشور به عراق، اكثر آنها معتقدند اقدام دولت بوش در حمله به عراق اشتباه بوده است. به گزارش شبكه تلويزيونى «سى.ان.ان» ۵۰ درصد مردم آمريكا حمله سال گذشته به عراق را اشتباه و ۴۷ درصد نيز آن را اقدامى مناسب مى دانند. همچنين نتايج حاصل از اين نظرسنجى حاكى است كه مردم آمريكا درباره آينده عراق و راهكارهاى كاخ سفيد براى حل بحران اين كشور چندان خوشبين نيستند. بنابراين نظرسنجى، اكثر مردم آمريكا معتقدند «جان كرى» نامزد دموكرات ها و جورج بوش نامزد جمهوريخواهان اين كشور هيچكدام برنامه مشخصى براى آينده عراق ندارند. اكنون كه بيش از يك سال از جريان حمله نظامى آمريكا به عراق مى گذرد، ۴۵ درصد از آمريكاييان معتقدند كه دولت بوش از برنامه هاى تسليحاتى عراق به عنوان بهانه اى براى توجيه حمله نظامى به اين كشور استفاده كرده و بسيارى از حقايق را از ديد مردم آمريكا مخفى نگاه داشته است. نظرسنجى اخير همچنين نشان مى دهد ۲۸ درصد از مردم آمريكا، اقتصاد را مهم ترين مسأله دولت آينده آمريكا مى دانند و ۲۳ درصد از آنها معتقدند مهمترين مسأله اى كه دولت آينده بايد مورد توجه قرار دهد مسأله عراق است. به همين ترتيب، ۱۹ درصد از مردم آمريكا تروريسم و ۱۶ درصد ديگر خدمات بهداشتى و درمانى را به عنوان مهمترين مسائلى پيش روى دولت آينده آمريكا عنوان كرده اند.
|
|
|
|
|
سناتور كندى:به حكومت وحشت بوش پايان دهيم
گروه بين الملل ـ در جريان همايش ملى دموكراتهاى آمريكا از جان كرى به عنوان مردى يادشد كه مى تواند اميد را به آمريكايى ها بازگرداند، ولى اين در حالى است كه نامزد دموكراتها هنوز نتوانسته است شخصيت باصلابتى در مبارزه انتخاباتى اش به نمايش بگذارد. به گزارش شبكه خبرى «سى ان ان»، «ترسا هاينس كرى» شوهرش را مبارزى خواند كه پاسدار امنيت و محيط زيست خواهدبود و به اشتغالزايى كمك خواهدكرد. وى در «بوستون» گفت: «آمريكايى هايى كه من و «جان» در خلال اين مبارزه انتخاباتى با آنها ديدار كرديم، همگى مى خواهند كه آمريكا دوباره راهبرى سازنده دنيا را برعهده بگيرد، كشورى اخلاق گرا باشد كه انتخاب هاى نابخردانه و حريصانه را رد مى كند؛ كشورى اخلاقى كه به مدد قدرت انديشه و الگوسازى راهبرى شود. او گفت كه كرى با نشان دادن سيماى اميد، نه هراس آمريكايى ها، كشورشان را هدايت خواهندكرد. او تأكيد كرد كه شوهرش هراسى از مبارزه در راه آمريكا ندارد. پيش از خانم هاينس كرى، «بارك اوباما» سناتور ايلى نويز نيز گفت كه اگر كرى رئيس جمهورى و «جان ادواردز» معاونش شود، آمريكا مى تواند «رؤياى خود» را باز ستاند. او كه خودش مى خواهد در انتخابات سنا شركت كند، گفت: به جاى ارائه معافيت مالياتى به شركت هايى كه مشاغل را به خارج انتقال مى دهند، او اين مالياتها را به شركتهايى مى دهد كه در كشور اشتغالزايى مى كنند. سناتور «تدكندى» از ماساچوست كه انتخابات نوامبر را مهمترين انتخابات سراسر زندگى حرفه اى خود خواند، از ميهن پرستان قرن جديد آمريكا خواست كه اجازه ندهند ۴سال ديگر رؤياها سلب شود، وعده ها پوشالى بماند و پيشرفت به عقب بازگردانده شود. كندى گفت: در ژرفناى دوره ركود، فرانكلين روزولت با بيان اين جمله به كشور انگيزه بخشيد: ازتنها چيزى كه بايد بهراسيم، خودترس است. ما امروز مى گوييم تنها چيزى كه بايد از آن بترسيم، چهارسال ديگر از رياست جمهورى بوش است. ما بايد به حكومت وحشت بوش پايان دهيم. همچنين به گزارش ايرنا، كندى ۷۴ ساله در دومين روز گردهمايى ملى دموكرات ها كه بمنظور تبليغ اهداف و برنامه هاى كرى نامزد آنها براى انتخابات رياست جمهورى در شهر بوستون برگزارشده، حزب جمهوريخواه را به عنوان يك حزب تفرقه و نفاق مورد انتقاد قرار داد. وى در سخنانى كه در جمع ۵هزار نفر از نمايندگان حزب دموكرات ايراد كرد، افزاد: چالش و مبارزه ما در اين زمان با سياست هاى وحشت و جانبدارى و تبعيض در كشور است. مبارزه ما با كسانى است كه منافع محدود شخصى خود را برمنافع همگانى ترجيح مى دهند.» وى كه برادر «جان اف كندى» رئيس جمهورى فقيد آمريكا است، با ترسيم تفاوت شديد بين حزب خود و حزب دولت بوش (حزب جمهوريخواه) و اعلام اين مطلب كه بوش همه پل هاى ارتباط آمريكا با بقيه دنيا را از بين برد، افزود: وابستگى متقابل، مشخصه دنياى ما است، مى دانيم كه با وجود همه قدرت و سرمايه اى كه داريم، تنها با شراكت با ديگران، قوى و قدرتمند مى شويم.» وى خاطرنشان كرد كه تنهادر صورت همكارى همه دنيا با يكديگر و كمك آمريكا در زمينه هدايت و رهبرى مبارزه با تروريسم، منع تكثيرسلاحهاى هسته اى، فقر و بيمارى در يك مسير درست، مى توان با اين مسائل جنگيد. وى بارديگر براتهامات حزب دموكرات مبنى براينكه بوش با حمله ناشى از بى فكرى به عراق، حسن نيت جهان پس از حمله ۱۱سپتامبر سال ۲۰۰۱ را تباه كرد، تأكيد ورزيد. وى گفت: اين دولت (بوش) متحدان ديرينه (آمريكا) را فرارى داد و به جاى آنكه آمريكا را امن تر كند، ايمنى آن را كاهش داد و دستيابى به جنگ واقعى با تروريسم را دشوار تر كرد. وى اضافه كرد: در اين دوران چالش برانگيز براى كشورما و سرنوشت ساز براى دنيا، آمريكا به يك فرد متحدكننده اصيل و واقعى نياز دارد. دراين ميان، يك سناتور جمهوريخواه آمريكا از دولت بوش به دليل ارتكاب اشتباهات جدى در بازسازى عراق پس از جنگ بشدت انتقاد كرد و گفت كه امنيت آمريكا كمتر از قبل شده است و ساختارهاى اوليه عراق هنوز آماده كار نيستند. به گزارش خبرگزارى ايسنا به نقل از آسوشيتدپرس، سناتور جمهوريخواه «لينكلن چافى» كه تنها جمهوريخواهى بود كه به قطعنامه جنگ كاخ سفيد در اكتبر ۲۰۰۲ براى آغاز حمله به عراق رأى منفى داد، گفت: تلاش هاى آمريكا در صورت عدم همكارى نزديكتر كاخ سفيد با ديگر كشورهاى منطقه و عدم پرداختن مجدد به درگيرى هاى اسرائيل ـ فلسطين، شكست خواهدخورد. چافى در رابطه با اظهارات تند بوش در رابطه با ايران طى هفته هاى اخير گفت كه دولت بايد همكارى نزديكترى با ايران، اردن و سوريه داشته باشد. اين سناتور آمريكايى تأكيد كرد: احساس مى كنم همه چيز در مسير اشتباه پيش مى رود و در ميان اين اشتباهات، سطح ناكافى نيروها نيز ديده مى شود. در اين حال، هيأتى از حزب سوسياليست فرانسه به رياست «موسكوويچى» دبير بخش بين الملل اين حزب براى شركت در نشست انتخاباتى جان كرى عازم آمريكا شد. راديو «فرانس انفو» گفت: اين هيأت كه روز سه شنبه راهى «بوستون» آمريكا شد، تصميم دارد حمايت خود را از كرى اعلام كند تا به «مديريت فاجعه بار» «جورج بوش» برآمريكا پايان دهد.
|
|
|
|
|
صدام
بعد از تابستان آينده محاكمه مى شود
قاضى مسؤول محاكمه صدام اظهار داشت: محاكمه ديكتاتور سابق عراق به بعد از تابستان آينده موكول مى شود. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه «القدس العربى» (چاپ لندن)، «سالم چلبى» در گفت وگوى تلفنى با اين روزنامه تأكيد كرد: اتهامات، اوايل زمستان مطرح و احتمالاً محاكمه متهمان از جمله وزيران، فرماندهان ارتش و مقامات سازمان هاى امنيتى، بهار آينده شروع مى شود. وى محاكمه همزمان صدام با ساير متهمان را بعيد دانست و با تأكيد بر محاكمه صدام و ديگر مقامات دولت سابق عراق، اظهار داشت: تحقيقات رسمى هنوز آغاز نشده است و اين امر به انتخاب وكلاى عراقى از سوى صدام براى حضور در تحقيقات سرى، بستگى دارد. وى ادامه داد: براساس قوانين دادگاه، وكيل صدام بايد يك شخص عراقى باشد و اين شخص هم بايد شخصاً از سوى صدام تعيين شود و نزديكان وى حق تعيين وكيل را ندارند. وكيل وى نيز مى تواند از وكلاى عرب و خارجى براى كار در هيأت دفاع استفاده كند. قاضى مسؤول محاكمه صدام، درباره پرداخت حقوق هيأت وكلاى دفاع از صدام گفت: حقوق آنها از بودجه اى كه از سوى آمريكا به اين منظور اختصاص داده شده است، تأمين مى شود. وى افزود: دولت آمريكا مبلغى بالغ بر ۷۵ ميليون دلار را به اين منظور اختصاص داده است كه جزئى از اين مبلغ به حقوق وكلا و مشاوران قانونى مربوط مى شود. چلبى اظهار داشت: احتمالاً طى ماه آينده، سازمان صليب سرخ با صدام ديدار مى كند و بعد از آن به افراد خانواده وى اجازه داده مى شود كه با صدام ملاقات كنند.
|
|
|
|