پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۱ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Thu, Jul 29, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۸۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
جوابيه
مهاجران در ۳۰ درصد
جرايم تهران دست دارند
معرفى كتاب
پوشاك ايرانيان
كتاب حاضر، چهل و سومين كتاب از مجموعه كتاب هايى از ايران چه مى دانم است كه اختصاص به پوشاك ايرانيان و سير تحولات و روند تاريخى تغييرات آن دارد. در اين كتاب بيشتر بر روى توصيف لباس ها طى دوره هاى تاريخى مختلف تكيه شده است و به نقش محيط و داد و ستدهاى فرهنگى و همچنين وضعيت طبقات اجتماعى و روابط حاكم بين آنها درشكل دهى به انواع پوشاك اشاره شده است. پيمان متين نويسنده كتاب حاضر آن را در شش فصل گرد آورده است كه سه فصل نخست دوره اى از تاريخ ايران و پوشاك آن را در بر مى گيرد. اين دوره ها عبارتند از ايران باستان، ايران اسلامى، دوران معاصر، فصل چهارم نيز به پوشاك گروه هاى مذهبى اختصاص دارد. در فصل پنجم به شرح عناصر مشترك پوشاك ايرانيان در طول تاريخ  مى پردازد. اين كتاب در دفتر پژوهش هاى فرهنگى با بهاى ۹۵۰ تومان به چاپ رسيده است.
تهيه و ساخت آزمون جهت گيرى مذهبى با تكيه بر اسلام
مسعود آذربايجانى در اثر خود سعى داشته با استفاده از آموزه ها و تعاليم اسلام پرسشنامه اى معتبر تهيه كند تا بتواند به عنوان يك مقياس علمى، جهت گيرى مذهبى افراد را بسنجد و مراتب و درجات آن را معين كند و در كنار آن به بيان نسبتاً دقيق ابعاد و سازه هاى جهت گيرى مذهبى، تبيين روشن و مستند مؤلفه هاى مختلفى كه در مذهبى بودن دخالت دارند و نيز اثبات پايايى و اعتبار مقياس كه ازنظر علمى داراى استاندارد قابل قبولى باشد، مى پردازد و تفاوت ميان ابعاد متغيرهاى ويژگى (جنس، وضعيت تاهل و وضعيت اقتصادى) را نيز بررسى مى كند.
اين كتاب را مؤسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه با بهاى ۱۰۰۰ تومان روانه بازار كتاب كرده است.
و «بيدار» مى بينيم
و «بيدار» مى بينيم مجموعه شعرى است از محمدحسن مرتجا كه در نشر شولا با بهاى ۸۰۰ تومان به چاپ رسيده است.شعرى از اين مجموعه را بخوانيد:
آن نخلى كه مى خواستى‎/ در قامتت بايستد‎/ و فقط كمى ازشاخه ها و خرماهاى رسيده اش‎/ در گيسوانت رها شود... شد؟!‎/ گرم ترين چشمان دريا را به سفره ايم‎/ (دريا را صدا بزن بيايد با ما شام بخورد)‎/ اما گفته باشم‎/ اين بار كه با دريا بنشينم‎/ حرف را‎/ به اعماق‎/ خواهم كشاند‎/
گولان
كتاب حاضر شامل ۵ داستان از داستان هاى كوتاه سعيد تغابنى است كه انتشارات حرف نو كار چاپ آن را بر عهده داشته و هم اكنون با بهاى ۵۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است. «پهلوان با يك نفس چند بار با كف دست راستش بر سنگ كوبيد. اماسنگ خيال شكستن نداشت. پهلوان دوباره نعره زنان چندين بار با كف دست ضربات سنگينى بر سنگ فرود آورد. اما سنگ آهن شده بود، هيچ اثرى در آن به وجود نيامده بود. جمعيت همچنان به حركات پهلوان خيره مانده بود و صدايى از كسى در نمى آمد. پهلوان زمان بلند شد يك دور ميدان را دور زد و با دست چپ عرق پيشانى اش را گرفت و گفت... .
جوابيه
قصور نكرده ايم
سازمان جهاد كشاورزى كرمان در پاسخ به مطلبى با عنوان احياى نخلستانها و كشاورزى بم، جوابيه اى فرستاده است كه در پى مى آيد.
احتراماً ضمن تشكر از حسن توجه جناب آقاى ميراسدى به امور كشاورزى شهرستان بم، همانطور كه ايشان خود نيز اذعان داشته اند، پس از بروز زلزله پنجم دى ماه تمام امكانات سازمان جهاد كشاورزى استان كرمان به بم اعزام و پس از امدادرسانى به زلزله زدگان، كار آواربردارى كانالهاى انتقال آب و مرمت قنوات را آغاز نمودند كه در اين رابطه تاكنون ۳۰ رشته از قنوات ۱۰۰ درصد تخريب شده (تمامى قنوات ۱۰۰% تخريب شده در كانون زلزله) و ۲۵ رشته از قناتهاى ۳۰ تا ۷۰ درصد تخريب شده در كانون زلزله مرمت و به كشاورزان منطقه تحويل داده شده اند. همچنين ۵۰ حلقه چاه آب در حد اوليه راه اندازى شده اند، در همين رابطه تاكنون كار آبرسانى سيار به تك درختان خرما كه در محدوده باغ شهر بوده اند و قبل از زلزله با آب لوله كشى مشروب مى شده اند با موفقيت انجام پذيرفته است و در ارتباط با امر گرده افشانى نيز خداوند را شكرگزاريم كه به ما توفيق داد تا پس از واگذارى امر گرده افشانى ضمن تشكيل ۱۴ اكيپ هرس و گرده افشانى اين عمليات را در سطح ۶۴۰۰ هكتار از باغات منطقه انجام دهيم (گفتنى است كه با درخواست مردم و مسؤولين منطقه تركيب اين اكيپها از نيروهاى بومى و صاحبان باغات بوده است كه به منظور مساعدت افرادى كه گرده افشانى توسط خودشان انجام گرفته، مبالغى به آنان كمك پرداخت شده و در بازديد خبرنگاران رسانه هاى جمعى از شهرستان بم ميزان پيشرفت كار و خدمات انجام شده اين امر مشهود بود) و همانطور كه آقاى ميراسدى فرموده اند، ان شاءا• نتيجه كار در چند ماه آينده مشخص خواهد شد. البته هم اكنون نيز خوشه هاى خرما در بالاى درختان مشهود و مشخص است و مى توان به جرأت قسم ياد كرد كه هيچگونه قصورى صورت نپذيرفته است.
آقاى ميراسدى در بخش ديگرى از سخنان خود به مصاحبه آقاى مهندس فتوت (رئيس سازمان جهاد كشاورزى استان) اشاره و از قول ايشان ضرورت مبارزه با آفت زنجره خرما را يادآورى كرده اند كه در همين رابطه ۳۲۸۰ هكتار از باغات سمپاشى هوايى شده اند و مقدار ۶۰۰ كيلوگرم سم كارباريل و ۲۰۰ كيلوگرم سم فسفر به صورت رايگان در اختيار كشاورزان قرار گرفته است. در رابطه با خريد خرما بايد به عرض رسانده شود كه خريد توافقى خرما با تخصيص اعتبارات لازم از سوى دولت و عامليت خريد به سازمان تعاون روستايى استان واگذار گرديده و تاكنون مقدار ۷۰۰ تن از خرماى موجود در سردخانه ها خريدارى و پيش بينى مى شود كمتر از ۱۰۰۰ تن خرما در سردخانه ها وجود داشته باشد كه باغداران راغب به فروش محصول به قيمت توافقى نمى باشند.
درخصوص حصاركشى باغات نيز اعلام مى گردد كه با تخصيص اعتبارى معادل صد ميليارد ريال در قالب تسهيلات بانكى مقرر گرديده است كه تقاضاى مالكين باغچه خانه هاى داراى حداقل ۲۰ نفر خرما جهت اعطاى تسهيلات براى احداث ديوار پذيرش شود.
همچنين به منظور عمليات پوشش خوشه هاى خرما در شهرستان بم در مناطق بحرانى مبلغ ۵۰۰ ميليون ريال تخصيص يافته كه در زمان مناسب اين عمليات انجام شود.
در بخش ديگرى از نامه آقاى ميراسدى آمده است كه جهاد كشاورزى بايد عملكرد خود را با مسؤولين احياى ارگ بم مقايسه نمايند، حال اين سؤال بر ذهن هر خواننده اى نقش مى بندد كه آيا ايشان از سر دلسوزى چنين حرفهايى را مى زنند و يا اينكه قصد ماهى گرفتن از آب گل آلوده را دارند. آقاى ميراسدى خوب است كه قبل از قلمفرسايى، به ميان جامعه و مردم برويد و از نزديك كارهايى را كه براى آنها شده است، ببينيد و آن وقت عمل خالص و بدون رياى مسؤولين را زير سؤال بكشانيد و روحيه مردم را ضعيف نماييد. آيا شما كه دم از مردم و احياى كشاورزى بم مى زنيد، خواسته هاى مردم را هم مى بينيد و مى شنويد و آيا عادلانه قضاوت مى نماييد يا خير؟ كدام موتور پمپ و قنات موجود در شهر نسبت به قبل از زلزله آبدهى كمترى دارد؟ كدام يك از امكانات و نهاده هاى كشاورزى (كود، سم، ريزمغذيها و...) كمتر از زمان قبل از زلزله توزيع شده است؟ بدانيد كه شما در قبال افكار عمومى و اثرگذارى خودتان كه مى تواند باعث دلسردى سختكوشان خدمات رسان به بخش كشاورزى بم گردد، مسؤول هستيد و بايد در پيشگاه ملت و خداوند پاسخگو باشيد.
برادر بزرگوار، در مقاله خودتان اشاره به سندسازى و تهيه ليستهاى غيرواقعى نموده ايد كه بايد به عرض تمامى هم استانيهاى محترم برسانيم كه نظارت دقيق بر كليه كارهاى اجرايى در شهرستان بم از طريق دستگاههاى نظارتى استان و سازمان جهاد كشاورزى استان صورت مى پذيرد و چنانچه شما مدركى با موارد مشخص و نه كلى گويى در اختيار داريد، جهت بررسى و پيگيرى لازم به اين سازمان ارائه تا پيگيرى لازم صورت پذيرد و در پايان مجدداً ضمن تشكر از دلسوزى شما، تقاضا داريم مقدارى واقعى تر با مسائل و مشكلات و كارهاى انجام گرفته برخورد نماييد.
مهاجران در ۳۰ درصد
جرايم تهران دست دارند
طغيان مهاجران
175476.jpg
بررسى هاى پليس جنايى تهران در خصوص پرونده قتل هاى رخ داده طى سه ماهه نخست سال جارى حكايت از آن دارد كه ۲۰درصد از قربانيان جنايت ها در تهران افغانى بوده اند و نزديك به ۳۰ درصد از جرايم رخ داده طى همين مدت نيز توسط اين مهاجران صورت گرفته است.
تعيين ضرب الاجل براى خروج مهاجران افغان از ايران با بالارفتن نمودار منحنى ارتكاب جرايم از سوى اين افراد در نقاظ مختلف كشور همراه شده است. اينكه چرا مهاجران افغان پس از ۲۴ سال اقامت در ميان خانواده هاى ايرانى، حال كه قصد بازگشت دارند دست به جنايت مى زنند. سؤالى است كه ذهن بسيارى از صاحبنظران امنيتى و اجتماعى كشور را به خود مشغول كرده است.
شايد بهتر بود مقامات مسؤول در وزارت كشور قبل از تعيين زمانى براى خروج اجبارى اين ميهمان ناخوانده تأمل بيشترى به خرج مى دادند.
برخى مى گويند شايد از مهم ترين دلايل اين گونه برخوردها اين باشد كه آنان پس از گذشت اين مدت طولانى احساس مى كنند در مقابل خدماتى كه در ايران انجام داده اند نتوانسته اند به آن چيزى كه انتظارش را داشته اند برسند. حال آنكه اين حق طبيعى هر كشورى است كه بعد از مدتى از مهاجرين بخواهد به كشور خود بازگردند. هرچند «توريالى غياثى» ـ سركنسول دولت انتقالى افغانستان در شهر مشهد با گلايه از نحوه وسياست دولت ايران در اخراج افغان ها مى گويد به نظر مى رسد دولت ايران برخوردهاى يكسانى با مهاجران افغان در زمينه خروجشان از ايران نداشته است.
وى در گفت وگويى با يكى از منابع خبرى خارجى گفته است. «هم اكنون در كنار برنامه هايى كه باعث سخت تر شدن شرايط زندگى افغان ها در ايران مى شود، برنامه اى غير رسمى براى جذب سرمايه داران و بازرگانان افغان و دادن تابعيت به آنها جريان دارد. به گفته اين مقام افغان در اين صورت جمعيتى كه مى توانند در رونق اقتصاد كشورشان مفيد باشند، در ايران مى مانند و مردمى به كشور افغانستان بازگردانده مى شوند كه آينده مبهمى انتظارشان را مى كشد.»
كارگر ۴۰ ساله افغان نيز كه از ۱۰ سال پيش در يك شركت ساختمانى كار مى كند به دلايل ديگرى در اين زمينه اشاره مى كند. او معتقد است برخى كارفرمايان ايرانى با اينكه از سالها قبل افغان ها را با ارزانترين دستمزد به كارهاى سخت گماشته اند و هيچ تعهدى هم در قبال آنان نپذيرفته اند اكنون از پرداخت دستمزد باقى مانده آنها سرباز مى زنند.
وى ادامه مى دهد: با اينكه مى دانم در كشورم روزهاى بهترى انتظارم را نمى كشد ولى با اين شرايط مجبور به بازگشتم در حالى كه به دليل پرداخت نشدن حق و حقوقم از مدت ها قبل به دادگاه مى روم و نتوانسته ام نتيجه بگيرم. من كار كرده ام كه اگر روزى برگشتم سرمايه اى براى زندگى داشته باشم. ولى امروز چه دارم. اگر يك روز كار نكنم، خانواده ام گرسنه مى مانند يا توان پرداخت اجاره خانه را نخواهم داشت. از طرفى اعتبار كارت موقت اقامتم نيز در حال تمام شدن است. اين در حالى است كه مسؤولان دست اندركار در زمينه بازگرداندن مهاجران افغان سرگرم فراهم آوردن تسهيلات لازم براى خروج آنها هستند. گفته مى شود به هنگام خروج داوطلبانه افغان ها از مرزهاى ايران به هر يك از آنان مبلغى حدود ۱۵ دلار پرداخت مى شود و كاميون هايى اموال آنها را تا مرزها ى خروجى كشور انتقال مى دهند.
«محمدنورى» ـ سخنگوى كميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد طرح وزارت كشور براى تعيين مهلت خروج مهاجرين افغان را اجبارى ندانسته و مى گويد: اصلاً طرح اجبارى خروج پناهندگان افغان از كشور ايران مطرح نيست و دولت ايران به بازگشت داوطلبانه اتباع افغان تا پايان سال ۸۳ اهتمام خواهد داشت. درحالى كه براساس اظهارنظرهاى صورت گرفته هنوز سخت گيرى هاى آنچنانى درباره خروج اجبارى افغان ها صورت نمى گيرد، آمار ارتكاب به جرايم از سوى آنان نگران كننده است.
اگر چه افغان هاى مجرم همانند ايرانيانى كه جرمى مرتكب مى شوند، پس از دستگيرى و ارجاع به مراجع قضايى تحت محاكمه قرار مى گيرند ولى تفاوتى كه در اين زمينه مشاهده مى شود، راههاى موجود براى فرار آنان از شناسايى و بازداشت پس از ارتكاب به جرم است.
يك افسر پليس آگاهى تهران كه به تازگى به همراه همكارانش اعضاى يكى از بزرگترين شبكه هاى سرقت مسلحانه در سطح تهران را كه افغانى هستند، بازداشت كرده است، با گلايه از وضعيت موجود مى گويد: متأسفانه امروزه در اغلب جرايمى كه در تهران رخ مى دهد، ردى از افغان ها ديده مى شود. آنان براين باورند كه در آستانه ترك ايران به نوعى اندوخته اى براى خود فراهم كنند. از آنجا كه هنوز قانونى براى استرداد مجرمين بين پليس بين الملل تهران و كابل وجود ندارد، پس از فرار متهم افغانى به كشور خود پليس ديگر قادر نيست نسبت به شناسايى و دستگيرى او اقدام كند.
نمونه هاى جنايت
۱ـ همسايه هاى ساكن در منطقه فرمانيه در شمال تهران يك مرد جوان افغان را هراسان مى بينند كه با عجله در حال ترك يك خانه ويلايى متروكه است. پليس در جريان ماجرا قرار مى گيرد و در كمتر از چند ساعت اجساد سه زن جوان ايرانى از داخل چاهى در زيرزمين خانه ويلايى بيرون كشيده مى شود. وقتى متهم افغان بازداشت مى شود با خونسردى تمام قتل ها را به گردن مى گيرد...:«آنها را فريب مى دادم و پس از اجراى نقشه ام آنها را با روسرى خودشان مى كشتم.» او چند روز پس از بازداشت ارتكاب دو قتل ديگر را نيز به گردن گرفت. اين مرد هنوز انگيزه اش از اين جنايات را فاش نكرده است.
۲ـ كارآگاهان پليس آگاهى تهران در جريان يك عمليات ضربتى ۱۰ عضو يك شبكه سرقت مسلحانه را بازداشت مى كنند. آنها مسلح به سلاح گرم بودند. به همراه داشتن اين نوع سلاح به تنهايى جرم است و اگر كسى از آن براى به خطر انداختن امنيت جامعه استفاده كند محارب و حكمش اعدام است.
اعضاى اين باند مخوف در كمال خونسردى اعتراف مى كنند كه به سركردگى مردى به نام رحمان معروف به جادوگر اهل كابل كه ۱۷ سال در كشور عربستان به راهزنى مسلحانه و سرقت دست مى زده، خانه هاى ويلايى شمال تهران را مورد هجوم قرار داده و پس از بستن دست و پاى ساكنان اين خانه ها، به سرقت هاى مسلحانه ميليونى دست مى زدند.
بازپرس «توكلى» از شعبه ششم دادسراى امور جنايى تهران مى گويد: آنها وقتى متوجه شده اند كه بايد بروند نمى خواهند به سادگى اين مهاجرت و بازگشت را بپذيرند. مى خواهند از اين فرصت باقى مانده استفاده كنند تا وقتى برگشتند به افغانستان، با خود سرمايه اى داشته باشند.
وى مى افزايد: از اين گروه، قشر جوانشان كه زمينه هاى خلاف را هم دارند و اغلب ورودى غيرقانونى داشته اند، با تدارك و تشكيل گروه هايى، باندهاى خلافكارى تشكيل مى دهند. بسيارى از اين گروه ها در چند هفته اخير دست به تسويه حساب هاى خونين زده اند يا با حمله به مراكز اقتصادى و تجارى تهران دست به سرقت هاى مسلحانه زده اند. وى با اشاره به پرونده هايى كه از چند سال قبل مطرح است، مى گويد: سه سرايدار افغان پس از قتل يك تاجر ايرانى درخانه ويلايى اش در منطقه ظفر و سرقت ميليون ها تومان دارايى او به افغانستان گريختند. با گذشت چندين سال از اين حادثه به دليل آنكه پليس ايران با پليس كشور افغانستان قرارداد استرداد مجرمين ندارد، نتوانسته است دولت آن كشور را مجاب به دستگيرى و بازگرداندن آنها بكند.
در همين حال «احمد حسينى» در آخرين اظهارنظرش در اين باره مى گويد: از ابتداى سال ۸۳ تاكنون ۱۱۳ هزار افغانى به كشورشان بازگشته اند و پيش بينى مى شود در تابستان امسال هر ماه ۱۲۰ هزار نفر از افغانيان به كشور خود بازگردند.
به گفته وى بر اساس سرشمارى سال ،۸۰ دو ميليون و ۳۰۰ هزار افغانى در ايران زندگى مى كردند در حالى كه طى اين مدت يك ميليون نفر از آنان به كشورشان بازگشته اند.
مدير كل اتباع خارجى وزارت كشور با اعلام اينكه روزانه ۲۵۰۰ افغانى به كشورشان باز مى گردند، اين كار را كاملاً داوطلبانه دانسته و مى گويد: شرايط را به گونه اى فراهم كرده ايم كه اگر آنان داوطلبانه برنگردند از سال تحصيلى جديد بايد بين ۱۶۰ تا ۲۲۰ هزار تومان بابت ثبت نام تحصيل فرزندان خود بپردازند حتى براى رهن و اجاره خانه بايد از وزارت كشور مجوز بگيرند.
به نظر وى برخلاف گفته هاى افغانيان مقيم كشور هيچ مشكلى براى انتقال اموال و مايملك آنها به كشورشان وجود ندارد و با هماهنگى انجام شده با قوه قضاييه به منظور حل اختلاف اتباع افغان با صاحبان خانه و كار آنها كميسيون هاى حل اختلاف در تهران و شهرهاى بزرگ تشكيل و پرونده آنها خارج ازنوبت تحت رسيدگى قرار مى گيرد.
ولى بهانه هايى كه در صحبت هاى اغلب مهاجران براى عدم بازگشت ديده مى شود اشاره به اين بحث است كه با توجه به اينكه دولت افغانستان مراحل ثبات را طى نكرده و كشور از امنيت لازم و ثبات سياسى لازم برخوردار نيست كه بتواند نيازمندى هاى مردم ساكن اين كشور را مورد توجه قرار دهد، آيا آمادگى پذيرش اين همه مهاجر را دارد؟
مدير يكى از مدارس خودگردان افغان ها در تهران در اين ارتباط مى گويد: اولين نياز ومهم ترين نيازمردم مسكن و بهداشت و امكانات شهرى كه مهاجران بتوانند در مناطق مختلف افغانستان سكونت كنند، است، ولى هيچكدام از اين امكانات وجود ندارد. راه هاى ارتباطى بين شهرها امنيت ندارد. همين چند هفته پيش مهاجرانى كه برگشته بودند، مورد تعرض قرار گرفتند و سه نفر از آنان مفقود شده اند. حدود ۷۰۰ هزار مهاجر افغان كه به كشورشان بازگشته اند، با مشكلات زيادى روبرو هستند.
اين زن هم اكنون شغل خود را از دست داده است چرا كه به آنها ابلاغ شده تمام مدارس مهاجران بايد تعطيل شود.
در حالى كه هر روز از خروج داوطلبانه افغان ها از كشور خبر مى رسد بسيارى از آنها پس از مدت كوتاهى از رفتن به افغانستان، بار ديگر به صورت غيرقانونى باز مى گردند. يك مرد افغان كه خانواده اى ۱۰ نفره را اداره مى كند، وقتى در حين بازگشت به ايران بازداشت شده بود، مى گفت: درست است كه ما در ايران همگى در يك اتاق ۱۲ مترى ساكن بوديم ولى حداقل اينجا در كنار هم هستيم، در كشور خودمان كار نيست. مردم خلع سلاح نشده اند. اموال مهاجران به غارت مى رود. همه جا درجنگ هاى طولانى تخريب شده است. مردم وقتى از گرسنگى قادر به تحمل شرايط موجود نيستند، ناچار باز مى گردند.
در اين حال، سخنگوى كميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل با ظرافت خاصى به اين پرسش ها پاسخ مى دهد: در نهايت بازگشت اين افراد كاملاً داوطلبانه است و خود آنها بايد تصميم بگيرند كه برگردند و در كشور زادگاهشان به زندگى ادامه دهند. بااين حال واقعيتى كه وجود دارد اين است كه از لحاظ امنيتى، بزرگنمايى هايى در خصوص ناامنى ها كه در افغانستان صورت مى گيرد چون طبق اطلاعات به دست آمده ناامنى هاى ياد شده غالباً در جنوب و جنوب شرقى افغانستان گزارش شده و دامنه آن كابل را در بر نمى گيرد؛ از طرف ديگر اگر روزى بخواهيم افغانستانى آباد داشته باشيم، هر افغان بايد سهمى در اين مهم بر عهده بگيرد نمى توان انتظار داشت افغانستان را مردم ساير كشورها براى افغان ها بسازند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |