|
نگاهى به نهمين دوسالانه عكاسى تهران
بى ينال تجربه هاى مكرر!
از ۱۴ تيرماه عكس هاى نهمين دوسالانه عكاسى تهران در مركز فرهنگى هنرى صبا به نمايش درآمده است: در اين نمايشگاه كه تا ۲۲ مرداد ماه ادامه خواهد داشت، ۲۲۲ تك عكس و ۳۱ مجموعه عكس به نمايش درآمده است. آنچه مى خوانيد نگاهى است كلى به اين بى ينال كه با چند سال تأخير برگزار مى شود. نهمين دوسالانه عكس تهران برخلاف چيزى كه برخى با فكر و برخى از روى احساسات مى گويند، اصلاً بى ينال ضعيفى نيست. تنها اگر و اگر اين بى ينال را در ابعادى ملى و محلى در نظر بگيريم و پيوستارى پيش بينى ناشده بربى ينال هاى پيشين. متأسفانه چيزى كه به درست يا غلط به برداشت و پنداشت بيشتر بينندگان اين بى ينال و بى ينال هاى قبلى دامن مى زند، نه كليت كارهاى موجود و ناموجود آنها، كه نتيجه داورى هاى نهايى است. چيزى كه نه مى تواند برآيند مسلم و مطلق اين بى ينال ها باشد و نه سطح معيارى براى هنر كشورمان. براى بيشتر روشن شدن اين ادعا و اين ماجرا، كه هميشه هم حرف و حديث هاى زيادى به دنبال دارد، نه حتماً استناد به منابع خارجى، كه بازگشت به الگوها و سرمشق هاى داخلى عكاسى ايران كافى است… جريانى «نام زدايى» شده كه دارد حضور پنهان خود را با نامى ديگر نشان مى دهد و تكرار مى كند در اين نمايشگاه حضور دارد. در اين بازنگرى آشكار، آنچه مشهود است اقبال به نوعى نگاه استوديويى در برابر جريان گسترده و گشوده عكاسى مستند اجتماعى و خبرى ايران است، كه هميشه و همواره زاويه بازى را نسبت به كل عكاسى كشورمان داشته و نگه داشته است. به هر حال آنچه در نهمين بى ينال عكاسى تهران شاهديم، نه چيزى وراى عكاسى ما، كه تكرارى است از تمام تجربه هاى پيشين. اگر به اين موضوع معدل و ميانگين سن و تجربه بيشتر شركت كنندگان را هم بيفزاييم، ادعاى بالا بيش از پيش قوت مى گيرد و خودش را بيشتر مى نماياند. مسأله ديگرى كه نهمين بى ينال عكاسى تهران را به گونه اى تحديد و تهديد كرده است، چالش با مفاهيمى است كه به زور و به زحمت در حال شكل دادن به عكاسى امروز ايران است. اين موضوع را هم مى توان زاييده گسترش ارتباط هاى جديد در عكاسى دانست و هم نتيجه جست وجوها و كنجكاويها در مفاهيم و معانى نوين عكاسى و هم پيامد توهماتى كه درباره تحولات هنر روز دنيا وجود دارد. چيزى كه به خودى خود باعث ويرانى عكاسى و زايش شكلهاى جديدى از درون آن شده و «محتوا» را بر پيچيدگيهاى صرف شكل گرايانه ترجيح داده است. آن قدر كه بتوان از روى محتواى يك عكس (و نه بالعكس) به دنبال ريخت و ساخت و نشانه هاى فرماليستى آن عكس گشت و مختصاتش را تبيين و تعريف كرد. در اين ميان «فوتوآرت» يا اصطلاحى كه تقريباً به موازات اصطلاحى چون «ويدئوآرت » به وجود آمده است، محل بيشترين برخورد و بازگشت به الگوهاى امروزين عكاسى غرب است و توش و توان زيادى را از عكاسى ما گرفته است. «فوتوآرت» با «آرت فوتوگرافى» يك فرق دارد و آن شايد تمهيدى براى ورود خود عكاسى و عكاس به درون عكس است. درست مانند همان تمهيداتى كه «ميلان كوندرا» در داستان نويسى به كار گرفت و باعث يكى شدن نوشته با خود و نويسنده اش شد و كنش نوشتن را به جزيى از خود نوشته (متن) تبديل كرد. منتها در عكاسى ما تعبير ديگرى از اين تمهيد به غلط شكل گرفته كه آن را تا حد يك روايتگرى خطى و صرف و يا احياناً يك «سيكوئنس» تقليل و تصعيد داده است. چينش برش هايى از يك واقعيت و قرائتى جز به كل يا بالعكس از آن تمام چيزى است كه در ايران به غلط فوتوآرت ناميده مى شود. نكته و نقطه اى كه در نهمين بى ينال عكاسى تهران نيز به شدت با آن برخورد مى كنيم و به اكراه از كنارش مى گذريم. چيزى كه در نگاه نخست يك كنتاكت عكاسى را به ياد مى آورد تا آن كنش آگاهانه اى را كه براى تداخل خود عكس و عكاس در عكس بايد صورت بگيرد و به چشم بيايد. اينجا كارى نداريم به ضعيف يا تكرارى بودن تك عكس «محمد غزالى» (برگزيده اول بى ينال)، اما شايد تنها عكس نمايشگاه است كه به مفهوم «فوتوآرت» نزديك شده است و چند عكس ديگر هم با تساهل در رديف آن قرار مى گيرند، اگر بناى انتخاب بر گرايشهاى نوين عكاسى باشد و عينيت بخشيدن به شيوه «فوتوآرت» اگر نه كه خيلى ازعكسهاى بى ينال با همين سودا و با همين وسوسه پلان هاى مختلفى از يك واقعيت را كنار هم گذاشته اند وبه بازيهاى فيزيكى با آنها پرداخته اند، كه هيچ ربطى به فوتوآرت ندارد و بازگوى چيزى جز عكاسى معمول ومرسوم و كلاسيك نيست. عكاسى اى كه اوج بيانگرى و بازنگرى آن را مى توان در «فوتوكلاژ»هاى ديويد هاكنى با آن ژرف نمايى هاى متفاوت يا «سيكوئنس»هاى دويين مايكل كه دامنه آن به سينما نيز كشيده شده و يا كژنمايى هاى مارتين فرانك و... يافت. يلدا معيرى، پژمان پروندى، رامين حايرى زاده، مهرداد افسرى، اميرعلى قاسمى، آزاده كجورى، حامدكلاته، مهدى آرمين، محسن يزدى پور، حميدرضا عدل افشار، پويان عليمحمدى، مونا سرتوه، آزاده صفيارچهرق، كاتيا سلماسى، زهرا پاكدامن، فاطمه بهزادى، ابراهيم كوچكى، ميثم محمدى محفوظ، فرشيد آذرنگ، حاج حسين بهرامى، رضا سيدپايدارى، آتيه نورى، مريم مهران پوى و پيمان هوشمندزاده (برگزيده سوم بى ينال) از جمله كسانى هستند كه به جز يكى دو مورد همه از اسامى جديد در عكاسى ايران به شمار مى روند و همه سر به سودايى سپرده اند كه پيشتر گفتم. در اين ميان آذرنگ، هوشمندزاده، سيدپايدارى و بهرامى شايد فراتر از بقيه حركت كرده اند و پا به حيطه هنرى مفهومى هم گذاشته اند، كه البته در جاى خود بحث بسيارى مى برد. بقيه عكسهاى راه يافته به بى ينال نيز يا تكرار تجربه هاى بى ينال هاى قبل است و يا تجربه هايى كه پذيرفتن آنها در حد و حدود عكاسى هنرى كمى سخت به نظر مى رسد. البته در اين ميان هم هستند هنرمندانى كه كارنامه درخشانى در عكاسى ايران دارندو حرفهايى بزرگتر از ابعاد اين بى ينال. مثل «جواد پورصمد» كه البته اينجا خود را تكرار كرده است يا «مجيد كورنگ بهشتى» كه به تجربه هايش در عكاسى ايران برگ درخشان ديگرى افزوده است. يكى از مسائلى هم كه نهمين بى ينال عكاسى تهران را از بى ينال هاى پيشين به نوعى متمايز مى كند، نبود خيلى از نامهاى تكرارى و حضور نامهايى جديد است. اين موضوع علاوه بردلايل ديگرى كه مى تواند داشته باشد، به نظر مدلول انتخابهايى است كه در چند سال اخير صورت گرفته و نمايشگاههايى كه از عكاسى ايران در آن سوى مرزها برگزار شده است. حضور در آن نمايشگاهها و قرار گرفتن در محدوده آن انتخابها ـ انگار ـ باعث برگشتن خيلى ها از رويدادهاى داخلى شده است. اين موضوع به ويژه در بى ينال نهم عكاسى تهران نمود آشكارى دارد.
|