بهمن جلالى اين روزها در مقام دبيرى بى ينال عكاسى كه بعد از شش سال توقف بار ديگر برگزار شده است با انتقادهاى بسيارى روبرواست؛ انتقادهايى كه به نظر او به تفاوت ديدگاهها برمى گردد
بهمن جلالى معتقد است بسيارى از اين انتقادها ريشه در جدال قديمى كهنه ونو دارد، جدالى كه «نقاشى» و «شعر» ايران در دهه۳۰ و ۴۰ آن را از سر گذرانده است و اينك «نو» و «مدرن» جاى خود را در نقاشى و شعر تثبيت كرده است، اما اين جدال در عكاسى ايران، تازه آغاز شده است
\ بالاخره، اين نهمين دوره بى ينال عكاسى است يا چهارمين دوره؟
> ما تا الآن، بعد از انقلاب، هشت نمايشگاه داشتيم. اين هشت نمايشگاه سه تا دوسالانه بود و پنج نمايشگاه سال به سال. در ابتدا قرار بود كه اين دوسالانه هم پيرو آن سه نمايشگاه دوسالانه، چهارمين دوسالانه باشد اما در اين صورت در آرشيو و آمار پنج نمايشگاه ديگر گم مى شد. آمديم و گفتيم ما هشت نمايشگاه داشتيم، سه نمايشگاه، دوسالانه بوده و بقيه هم سالانه و به اين ترتيب اين نهمين دوسالانه است. به دليل اينكه يك پيوستگى با قبل پيدا كند و يك سابقه اى را از بين نبرد. ما سند و كاتولوگ داريم كه هشتمين آن هم برگزار شده؛ دوسالانه هم بوده.
\ براى اجراى اين بى ينال شورايى تشكيل شد، اين شورا چرا و چگونه تشكيل شد؟
> چون عكاسان انجمنى نداشتند تا مثل بقيه رشته ها دوسالانه را برگزار كنند، مركزهنرهاى تجسمى اين گروه را دعوت كرد. البته در امور بى ينالها مركز هنرهاى تجسمى فقط حمايت مالى مى كند و برنامه ريزى نمى كند. براى اينكه در بى ينال عكاسى هم مركز هنرهاى تجسمى متولى نشود و برنامه را به دست خود عكاسان بسپارد، عده اى را دعوت كرد، فكر كنم ۱۳نفر را دعوت كردند. اسم اين گروه را «شوراى سياستگذارى» نهمين بى ينال عكاسى تهران گذاشتند و تمام كارهاى برنامه ريزى و شروع آن، به عهده اين شورا گذاشته شد. اين شورا هم از سال پيش اگر اشتباه نكنم، از بهار سال گذشته تشكيل شد و كلى جلسه گذاشت و برنامه دوسالانه را داد، متن فراخوان را داد. موضوع دوسالانه و هيأتهاى انتخاب وداورى، دبير ومدير اجرايى را هم تعيين كرد. هيچ دخالتى هم از طرف مدير حوزه هنرهاى معاصر يا مركز هنرهاى تجسمى دال بر انتخاب اين گروهها صورت نگرفت. هر چه در اين دوسالانه اتفاق افتاده، شوراى سياستگذارى تعيين كننده آن بوده و اين شوراى سياستگذارى تا بعد از دوسالانه حضور دارد وبعد از آن به كار خود پايان مى دهد.
\ اين ۱۳نفر چه كسانى بودند؟ يكى از ايراداتى كه عنوان مى شود اين است كه بيرون از صنف عكاسان هم كسانى بوده اند؟
> خيلى رك و راست بگويم بله در اين شوراى سياستگذارى از آقاى مثقالى هم دعوت كردند. آقاى مثقالى گرافيستى است كه ۴۰ـ۳۰سال سابقه كار دارد و عكاسى كرده و كتاب عكاسى هم دارد. يعنى آدمى است كه تصوير را مى شناسد وعكاسى را هم مى شناسد و كار هم كرده است. چه ايرادى دارد؟ خيلى هم خوب است كه دعوتش كردند. تنها موردى كه مى گويند عكاس نيست ايشان هستند. بقيه كسانى را كه دعوت كردند، نه صرفاً عكاس بودند آدمهايى بودند كه فعاليتهايى هم در مورد عكاسى داشتيم. يا نشريه درمى آوردند. يا فرض كنيد آقاى ناطقى خانه عكاسان را دارد و تجربه طولانى در برگزارى نمايشگاه دارد يا مدرس دانشگاه بودند يا كارى مثل احمد عالى جداى از اينكه عكاس بوده، آدمى است كه عكاسى را به عنوان يك شاخه هنرى از دهه۴۰ عنوان كرده. اينها آدمهايى هستند كه جمع شدند. حالا من نمى دانم كه ايراد آن چيست؟ برايم مهم نيست آن كه عكس را مى شناسد حتماً يك عكاس باشد يك كسانى هم مى توانند به عكاسى اشراف داشته باشند، اما عكاس نباشند. مگر اين همه آدم منتقد در دنيا عكاس هستند؟ آنها عكاسى را مى شناسند. آن طرف قضيه خيلى آدمهايى هستند كه عكسهاى خيلى خوب مى گيرند، اما اشرافى ندارند و عكاس خوبى هستند. اينها با همديگر فرق دارند.ممكن است يك عكاس بسيار خوب، داور خوبى نباشد، اما كسى كه اصلاً كار عكاسى نمى كند، با شناختى كه از تصوير امروز جهان دارد و با شناختى كه از جهان دارد، انتخابگر خوبى باشد. در خيلى از داوريهايى كه ما الآن هستيم خيلى از آدمها هستند كه اصلاً عكاس نيستند، ولى داورهاى بسيار خوبى هستند. شما در داورى جايزه كاوه گلستان آدمهايى مثل جعفر پناهى داريد. جعفرپناهى يك فيلمساز مطرح متعهد امروز است، موضوع فيلمش موضوع هاى اجتماعى امروزاست، با تصوير كار كرده و با تصوير اجتماعى آشناست. حتماً هم مى تواند يك انتخاب خوب داشته باشد يا كلارى كه خودش عكاس بوده، حالا هم فيلمساز است و خيلى هم خوب تصوير را مى شناسد يا فرض كنيد در هيأت داوران مسابقه گفت وگو دونفر هستند كه تخصصشان فلسفه است مثل جهانبگلو و دكترقاسمى كه از آلمان مى آيد. ما بايد از اينها استفاده كنيم تا به عكاسى راههاى تازه اى بدهند، نگاههاى تازه اى بدهند و كانالهاى تازه اى را بازكنند.
\ يعنى بين اين همه عكاس اين تخصص ها و ديدگاهها و ايده هايى كه مى گوييد وجود ندارد و حتماً بايد بيرون ازحوزه عكاسى به آن برسيم؟
> ببينيد هر گروهى مى خواهد شوراى سياستگذارى باشد، مى خواهد داور باشد، مى خواهد تصميم گيرنده باشد، هر جور انتخاب كنيد، يك عده موافق هستند و يك عده هم مخالف. خيلى هم خوب است. شما به من يك گروه داورى نشان بدهيد كه همه با آن موافق باشند پس شوراى سياستگذارى هم اگر اين تركيب نباشد، هر تركيب ديگرى هم باشد، باز يك گروهى مخالفت مى كنند، گروهى هم به به و چه چه مى كنند.
حالا بقيه هم كه مخالف هستند، بيايند و بگويند كه چرا مخالف هستند.
\ شما روز افتتاحيه بى ينال هم گفتيد كه اگر معيارها را بگوييد اختلافها كمتر مى شود، اما به معيارها اشاره اى نشده؟
> من اعتقاد دارم دوسالانه اى راكه پنج سال تعطيل بوده و در هشت دوره گذشته اش هيچ تعريف درستى از دوسالانه نتوانسته بدهد، نمى شود با دوسالانه اى كه ۴۰سال است در اروپا برگزار مى شود، قياس كنيم. اصلاً قياس ما قياس بى موردى است. مامى گوييم كه دوسالانه، جاى عكاسى است، عكاسى هم يك كوشش، يك حركت، يك فعاليت ذهنى، هنرى و خلاقه است. دوسالانه جاى اين نوع عكس است. دوسالانه جاى عكاسى كاركردى و كاربردى مثل عكاسى مطبوعات، عكاسى ورزشى، عكاسى تبليغات، عكاسى پزشكى و يا... نيست.
\ چرا انواع عكاسى را حذف مى كنيد؟
> به اين دليل كه آنها حرفه هستند. عكسشان كاربرد دارد. عكس آنها سفارش دهنده دارد. مصرف كننده دارد. او بايد برود، در انجمن صنفى خودش فعال شود. عكاسى مطبوعات بايد در انجمن صنفى خودش فعال باشد و نمايشگاه خودش را بگذارد. چرا؟ چون عكاسى مطبوعات به عنوان يك حرفه است. برخى كشورهاى اروپايى مى گويند كه وقتى ۶۰درصد درآمد ساليانه ات از اين راه باشد، حرفه اى هستى. بعضى ها مى گويند ۷۰درصد، بعضى ها هم ۵۰درصد را مى گويند، اين يعنى حرفه. حالا اين آدم مى خواهد عكس خوب بگيرد يا عكس بد بگيرد، به اين كارى نداريم. ما مى گوييم آن عكاس، نوع كارش توليدى است كه كاركرد و كاربرد شخصى دارد. حالا ممكن است در آن كاركرد ياكاربرد مشخص عكسى هم بگيرد كه خلاق باشد، با آن مخالفتى ندارم، ولى آن آدم به عنوان يك آدمى كه حرفه اش اين است شناخته مى شود. پس بايد زير پوشش انجمن هاى صنفى و حرفه اى خودش قرار بگيرد.
\ مگر اين، گونه اى از عكاسى نيست؟
> چرا. من اين را به همه مى گويم و هيچ كس متوجه نمى شود. نقاشى، مجسمه سازى، سفال و گرافيك تعريفشان با كار خودشان روشن است. حالا من مى آيم و به شما مى گويم كه نقاش ساختمانى جايش در دوسالانه نقاشى است، چون اسمش نقاش است. نقاش ساختمانى، نقاش جاى ديگر است كارش كار ديگرى است. آيا نقاشى كه ۴۰است يك كسى را مى كشد كه پهلوى ديزى آبگوشت نشسته و چپق مى كشد بايد در دوسالانه باشد؟ آن نقاشى كه ۶۰سال يك نقاشى روسى و كلاسيك و واقع گرايانه را جلويش گذاشته و از روى آن كپى كرده آيا اين فعاليت ذهنى انجام داده؛ فعاليت هنرى انجام داده؟ يك استادكار است كه دستش ماهر است و مى تواند اين را كپى كند، اما جايش در دوسالانه نقاشى نيست. اين را قبول داريد؟ پس چرا همين ها را درباره عكاسى قبول نداريد؟
\ من فكر مى كنم عكاسى مطبوعات جنبه ديگر از همين عكاسى است، حرفه ديگرى نيست و بين عكاسى مطبوعات و عكاسى رابطه بين نقاش ساختمانى و نقاش برقرار نيست.
> به نظر من عكاسى مشكلش اين است كه نه تعريفش كرده اند و نه شاخه هايش را شناخته اند و نه عامه مردم با آن آشنا هستند. ببينيد عكاسى پيچيدگى اش اين است كه كاركردها و كاربردهاى بسيارگسترده اى دارد. الآن شما كمتر رشته دانشگاهى در جهان مى توانيد پيدا كنيد كه يك واحد عكاسى آموزش ندهند. پس به دليل نوع توليدش به دليل جنس توليدش، توليدى را به ما مى دهد كه مصرفهاى متفاوتى دارد. پس بخش عظيمى از عكاسى كاربرد و كاركرد مشخصى دارد و يك بخش كمى از آن هم به عنوان يك فعاليت ذهنى و خلاقه است. به عنوان «فاين آرت » است، دوسالانه جاى اين بخش است.
\ چرا اين موضوع هنوز براى ما روشن نيست. براى اينكه بخش زيادى از عكاسان در اين بى ينال حذف شده اند.
> باز مى گوييد حذف. مى گويم كه اين عكاسى است، اين قدرش عكاسخانه است كه عكس ۴*۶ مى گيرند. اين قدرش آدمهايى هستند كه عكس تبليغاتى مى گيرند. اين قدرش عكاسانى هستند كه در مطبوعات هستند. اين قدرش عكاسانى هستند كه از دندان، مخ و مخچه عكس مى گيرند. اين قدرش عكاسانى هستند كه از فوتبال، دو و دونده و... عكس مى گيرند. عكاسانى كه به عنوان ايران شناس و بوم شناس كار مى كنند. اين قدرش هم آدمهايى هستند كه از اين مديوم به عنوان يك فعاليت هنرى استفاده مى كنند. يك اثر هنرى توليد مى كنند. بى ينال جاى اينهاست. حالا مى گوييد ما اينها را حذف كرده ايم؟ ما اينها را حذف نمى كنيم. ما مى گوييم آن شخصى كه استوديو دارد و عكس ۶*۴ مى گيرد يك صنف است و يك توليد مى كند. من بايد به آنجا بروم تا عكس من را بگيرد و از من پول بگيرد. يا مى تواند عكس ۶*۴را خوب بگيرد يا بد بگيرد،اما يك كارى را انجام مى دهد. به همين دليل هم كه آمدند و گفتند كه اينها صنف عكاسان هستند. پس يك انجمن دارند و صنف دارند. آمدند گفتند اين آدمهايى كه كار مطبوعات مى كنند مسائل دارند و مشكلاتى دارند. اينها به عنوان يك حرفه اى شناخته مى شوند انجمنى درست كردند به نام «انجمن عكاسان مطبوعات» و چون يك شغل دارند زير حمايت و پوشش وزارت كار قرارگرفتند. پس اينها كار خودشان را در اينجا انجام مى دهند. انجمن عكاسان ورزشى هم همين طور، اما تكليف آن گروهى كه اصلاً كارشان و توليدشان يك توليد كاربردى و كاركردى نيست كه سفارش دهنده داشته باشد و در ازاى آن پولى بگيرد، اين واسطه چه كسى است؟ آن گروه يك تعداد از جوان هايى هستند كه از اين مديوم به عنوان يك كار هنرى استفاده مى كنند. مثل كارى كه در همه جاى دنيا انجام مى دهند. پس اين جايگاهش كجاست؟ جاى حمايت از اين كجاست؟ چه كسى بايد از اين حمايت كند؟ اين بايد كجاكارش را عرضه كند؟ كارى كه اين توليد مى كند يا بايد در گالرى عرضه شود يا در كتاب عرضه شود كه كتاب چاپ نمى كنند يا بايد در نمايشگاههاى بزرگ به عنوان يك فعاليت خلاقه ذهنى و هنرى عرضه شود. به نظر ما دوسالانه جاى اين گروه است.
|
|
|
\ يعنى شما آمديد يك بى ينال بزرگ را براى حمايت از اين گروه برگزار كرديد؟
> ما تنها اين كار را نمى كنيم. در تمام دنيا بى ينال جاى اين گروه است. كدام دوسالانه در دنيا عكس خبرى داخلش هست؟ كسانى كه معترض هست؟ مى دانيد در آن جا چه كارى انجام مى دهند؟ در آنجا آنها خودشان انجمن هاى خودشان را دارند، هر سال هم دهها نمايشگاه از فعاليتهاى خودشان برپا مى كنند. هر سال دهها نمايشگاه از عكاسان خبرى جهان گذاشته مى شود. كتاب مى شود و بروشور مى شود. مگر عكاسى خبرى هزار نمايشگاه و مسابقه براى خودش ندارد؟ مگر جايزه كاپا ندارد «مگر جايزه چون آيت ندارد» مگر اى.سى. پى در آمريكا براى اينها نيست؟ آمده اند گفته اند چون از عكاسى مستند حمايت نمى شود و درآمدى ندارند، يك بنيادى براى حمايت از عكاسان مستند درست كرده اند. برويد سايت اش را ببينيد كه چه جور عكسهايى توى آن عكس «فاين آرت» در آن نيست. يعنى هيچ عكس مستند يا خبرى نمى تواند «فاين آرت» باشد؟ هست.
اشتباه نكنيد ممكن است يك عكس مستند به عنوان «فاين آرت» هم باشد، ولى آن عكاس جايش آنجاست.
\ آيا شما معيارهاى دقيقى براى اين كه مشخص كنيد چه عكسى خلاقانه است و چه عكسى نيست داريد؟
>اصلاً شما نمى توانيد عكس خلاقه را تعريف كنيد. مگر مى شود؟ بهترين راه همان راهى است كه در دنيا رفتند. راهى كه شما مى توانيد آن را تعريف كنيد، ادامه دوسالانه هاست. شما با همين دوسالانه اى كه اينجا هست با شكل انتخابى كه شده، به نظر من ۷۰ يا ۸۰ درصد به شما نشان مى دهد كه دوسالانه جاى چه عكسى است. ۲۰ يا ۳۰ درصد هم نمى دهد، چرا؟ چون فراخوانش آزاد بوده چرا؟ براى اين كه هنوز براى ما جا نيفتاده كه اين دوسالانه جاى چه عكسى است. دوست عزيزى كه عكس بسيارخوب بسيار عالى و بسيار موفقى را از زلزله بم مى گيرد و جايزه word press photo را هم مى گيرد، عكسش در دوسالانه رد مى شود. به اين علت كه جايش آن جا نيست. آن جايش در نمايشگاه عكاسى مطبوعات است. همانطور كه word prees photo جاى دوسالانه بى ينال پاريس نيست. بى ينال رم و ونيز نيست.
\ بحث ديگرى هم مطرح است كه برخى منتقدان مى گويند برخى عكسها ، عكس نيست. مثلاً برخى عكسهاى انتخاب شده بيشتر گرافيك است تا عكس.
> خب اشتباه مى كنند . تعريف عكاسى ۴۰ سال پيش يك چيز بوده و الآن چيز ديگرى است ، مثل همه تعريف هنرها . اين بحث ها من را ياد جدال بين نقاشان ۴۰ـ۳۰سال پيش در همين مملكت مى اندازد؛ نقاشان نو ونقاشان كلاسيك . شما يادتان نيست اين بحث ها من را ياد مجادلات بين پيروان شعر نو بعداز شاملو وپيروان شعر كهنه قبل از شاملو مى اندازد و شما اگربه آن دوره ها رجوع كنيد دعوا وكشمكش كهنه پردازان و نوپردازان شعر را مى بينيد. آنها درآن دوره چقدر به هم بد وبيراه مى گفتند، ولى الآن كسى با شعر نو وشعر بى قافيه مشكل ندارد. براى اينكه حل شده، الآن كسى با نقاشى مدرن امروز مشكلى ندارد. ممكن است بگويد كه اين بهتر از آن است ، اما به اصل وجودش اشكالى ندارد و متأسفانه الآن، در عكاسى اين اتفاق در حال افتادن است . الآن بعضى مى گويند كه ـ اسم نمى برم ـ عكاسى يعنى اين كه شما از واقعيت تصويرى بگيريد. اين يعنى چه؟ يعنى عكاسى اين است كه من توى خيابان بروم و از جايى عكس بگيرم، فيلم را هم دربياورم وظاهر كنم. اين يعنى عكاسى؟ اين هم عكس است. آن يكى مى گويد بايد دهها كفش پاره كنى تا عكاس شوى. مگر عكاس عمله است.عكاسى يك فعاليت ذهنى است ، حساسيتى است كه در يك انسان وجود دارد . عكاسى ، نقاشى و گرافيك اين دوره، مجسمه سازى اين دوره را با تعريف هاى قبلى نمى شود سنجيد. همه هنرها با هم درآميخته اند . شما چرا در كار نقاشان كه از گرافيك استفاده مى كنند، از عكس استفاده مى كنند اشكالى نمى بينيد؟ شما نمايشگاه مجسمه انگليسى ها را در اين جا ديديد؟ خب آن پوسترهاى بزرگ كه جعبه قرص بود، مجسمه را تعريف مى كنند.
نمى توانم بگويم مجسمه فقط يك چيز سه بعدى است كه با فلز وچوب وسنگ ساخته شده باشد. آيا تعريف مجسمه اى كه آن آقا با ۱۰هزار گل رز كف موزه چيد با تعريف سنتى مجسمه يكى است؟ اينها از دهه هاى ۷۰ـ۶۰ عوض شده، صحبت الآن نيست . ما الآن داريم حرفى را مى زنيم كه صحبت ۵۰سال پيش است.
اين تعريف شايد براى عكاسى مستند باشد. براى عكاسى خبرى درست است قبول دارم كه عكاسى خبرى دراين تعريف مى گنجد. در عكاسى مستند هم مى گنجد، ولى ما از آن عكاسى صحبت مى كنيم كه به عنوان «فاين آرت» معرفى مى شود. دراين عكاسى هيچ تعريفى وجود ندارد . همان طور كه در هيچ هنر «فاين آرت» ديگرى هم وجود ندارد. همه هنرها مى توانند با هم تركيب شوند ويك اثر به وجود بياورند. آن اثر خوب است يا بداست . ديگر كسى كار ندارد كه دو درصدش گرافيك است، دو درصدش ويدئوآرت است ، يك درصدش عكاسى است، ما با اينها كار نداريم. مامى گوييم كه اين چيزى كه تو توليد كرده اى يك اثر هنرى است . آدمى كه به عنوان يك اثر هنرى مى رود و در وسط يك گالرى گوشش را مى برد، مى گويد اين اثر هنرى است وچيزى كه ازاين اثر هنرى باقى مى ماند مقدارى نوار ويدئو وچندين عكس است. كدامش را اين توليد كرده، عكسش را توليد كرده يا نوار ويديويى اش را توليد كرده؟ هيچ كدامش را. خودش را توليد كرده . اما اين عكس به موزه فاين آرت مى رود. آن فيلم به موزه مدرن مى رود. در عكسنامه ۵۰مقاله درباره عكاسى معاصر ترجمه شده اما ما مشكلمان اين است اينها را نمى خوانيم. شما همين عكسنامه اين دوره را بخوانيد، درباره همين مقوله كه من الآن به شما مى گويم ۴۰سال پيش اين كار را انجام داده اند و دوره اين حرفها گذشته است.
\ ظاهراً قرار است مركز هنرهاى تجسمى، انجمن ملى عكاسان ايران راه بيندازد.
> بله من هم در روزنامه خواندم كه رئيس فرهنگسراى نياوران گفته بايد «انجمن ملى عكاسان ايران» درست كنيم. اصلاً شما بيا اين جمله را براى من تعريف كن . سازمان ملى جوانان را مى پذيرم يعنى چه . اما انجمن ملى عكاسان ايران يعنى چه؟ يعنى اين كه باز همه كسانى را كه نگاهشان، كاركردشان و منافعشان فرق مى كند،داخل يك كاسه كنيم.
اينها نمى توانند يك كاسه شوند ما ۱۰ بار گروه تشكيل داديم، جلسه تشكيل داديم، نشستيم غير از اين كه آخر هر جلسه دعوا شد و همه رفتيم بيرون، حاصلى نداشت. باز هم مى خواهنداين كار را انجام دهند.من اينجا اين جمله را به عنوان سند مى گويم، اين جمله هم مال آقاى راستانى است. راستانى ، عكاس خوب و آدم خاصى است. يك تنه پيشنهاد تشكيل انجمن صنفى عكاسان مطبوعات را داد.به همه ما به نام خودش نامه داد وما را به جايى دعوت كرد كه اين انجمن درست شود و شد. بعد از اين كه انجمن درست شد در يك جلسه اى گفت كه انجمن ملى عكاسان درست مى كنيم. دعوا شد و به جايى نرسيد. حالا آقايان اين يادشان رفته وبه فكر انجمن ملى عكاسان افتاده اند. ببينيد اشكالى كه بوجود مى آيد چيست؟ شما مى آييد وانجمن ملى عكاسان را درست مى كنيد، اولاً كه اينها توى يك كاسه نمى روند. تنها راهتان اين است كه تمام اينها را جمع كنيد و اگر با همديگر دعوايشان نشد بياييد يك انجمنى درست كنيد كه شاخه هاى متعددى دارد، غير از اين راهى نداريد.اولاً در هيچ جاى دنيا چنين چيزى وجود ندارد. مى آييد مى گوييد يك شاخه عكاسى مطبوعات، يك شاخه عكاسى تبليغات ، يك شاخه عكاسى ... خوب اگر اين شاخه ها را در انجمن درست كنيد كه باز باعث تضعيف انجمن مى شود. باعث تضعيف بقيه انجمن ها خواهد شد.اصلاً اينها نمى تواند يك جا برود. بعد اين انجمن را درست كرديد. مى خواهيد مركز هنرهاى تجسمى از شما حمايت كند. اصلاً با تعريف آن مى گنجد؟ به نظر من شاخه هاى عكاسى، گرايش هاى عكاسى، به دلايل بسيار زيادى بايد انجمن هاى تخصصى خودشان را داشته باشند، چون مسائلشان با هم فرق مى كند منافعشان با هم فرق مى كند، كاركرد توليدشان با هم فرق مى كند، اجازه بدهيد در اينجا هم آن انجمن عكاسان هنرمند ايران درست شود تا بتواند از اين گروهى كه هيچ جا جايش نيست وهيچ حمايتى از آن نمى شود، اين انجمن حامى آنهاشود و مركز هنرهاى تجسمى از آنها حمايت كند.
\ چرا بايد مركز هنرهاى تجسمى از اينها حمايت كند، مگر قرار نيست اين انجمن غيردولتى ومدنى باشد؟
> پس چه كسى بايد حمايت كند. بالاخره كسى بايد از اين ها حمايت كند.
\ خودتان روى پاى خودتان بايستيد.
> چه جورى؟
\ بالاخره بايد انجمن حالت غيردولتى و مدنى اش را داشته باشد و روى پاى خودش بايستد.
> چه جورى بايستد. با چه چيزى بايستد؟ اين حرف راحتى است. ما مى آييم يك انجمن درست مى كنيم. يك مكان مى خواهيم مگر مى توانيم چنين جايى را اجاره كنيم. اصلاً از نظر قانونى انجمن منافع مادى نمى تواند داشته باشد. پول نمى تواند دربياورد. اگر بخواهد پول دربياورد بايد تعاونى درست كند. پس اين انجمن درآمد ندارد. مى آيد مخارج خودش را ازطريق دريافت حق عضويت درمى آورد. حالا بگوييم كه آقا شما ماهى بيست هزارتومان بدهيد چند نفر مى آورند. مگر اين بيست هزارتومان چقدرمى شود كه بتوان يك دوسالانه درست كرد يا نمايشگاه گذاشت. شما مى دانيد خرج يك دوسالانه چقدراست؟ فكرمى كنيد همين دوسالانه چقدر خرجش مى شود؟ ۲۰ميليون مى شود. چرا بايد مركز هنرهاى تجسمى حمايت كند به اين دليل كه حق ما است كه ازما حمايت بشود. ما گدايى پولى را از كسى نمى كنيم. ما دراين مملكت يك فعاليت خلاقه مى كنيم. مركزهنرهاى تجسمى پول دولت است. دولت بايد ازمن حمايت كند. اگر نكند من بايد حمايتش را بگيرم. گدايى نمى كنم. همانطور كه از خيلى ها حمايت مى كند. از من هم بايد حمايت كند. وظيفه اش است وليكن او مى خواهد كمك كند، مركز هنرهاى تجسمى مى خواهد از عكاسان حمايت كند. اما نمى داند از چه كسى حمايت كند. ازمن شخصاً حمايت كند. بعد فردا مى گويند جلالى پنجاه هزارتومان گرفت و خورد. آن هم به من نمى دهد چون اصلاً به چه عنوان به من پول بدهد.
من وقتى انجمن شدم وقتى برنامه داشتم. وقتى آمدم و گفتم من مى خواهم هرسال يك نمايشگاه بگذارم. وقتى آمدم گفتم من مى خواهم عكس هاى اعضا را بردارم ببرم پاريس به عنوان نمايشگاه معاصر عكاسى ايران عرضه كنم تو بايد به من پول بدهى. تو بايد كمك كنى آن موقع مى تواند.
دردنيا هم اين تشكل ها روى پاى خودشان نيستند. هيچكدام. دردنيا تمام اين NGOها، تشكل هايى كه خودشان بودجه ندارند جاهايى به آنها كمك مى كنند. شركت ها، كارخانه ها، مؤسسات. اينها كمك مى كنند ازماليات معاف مى شوند و خيلى مؤسسات ديگر. اينجا هم بايد كسى ازتشكل ها حمايت كند و اين حمايت از تشكل ها وظيفه دولت است و اگر اين تشكل معلوم شود كه دركجا مى شود از آن حمايت بگيريم مى توانيم همينطور كه يك تشكل و انجمن صنفى مطبوعات معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد وظيفه حمايت از آن را دارد. انجمن عكاسان ايران مركز هنرهاى تجسمى وظيفه حمايتش را دارد.
\ حالا نمى خواهيد شروع كنيد؟
> ما مى خواستيم شروع كنيم ديديم كه يك دفعه به توليد حمله كردند. من مى گويم همينطور انجمن درست مى كنند و اين قدر انجمن درست مى كنند تا گندش دربيايد. تا آخرش مركز هنرهاى تجسمى جلوى پنج تا انجمن بايستد.
\ يعنى به اين دليل ديگر هيچ كارى نمى كنيد؟
> چرا ببينيم بقيه چه كارمى كنند ما هم كارخودمان را انجام مى دهيم. بايد اين كار را انجام بدهيم. من دهها بارگفتم. جامعه عكاسى بايد براى خودش عكاسى درست كند. من غمم مى گيرد به من برمى خورد كه ازطرف يك نهاددولتى به من پيشنهادمى شود كه انجمن درست كنيد. براى چه؟ مگر خودم چلاق هستم چرا بايد فرهنگسراى نياوران پيشنهادكند؟ شايد كارخير مى كنند و كمك مى كنند كه انجمن درست كنيد، اما ما نمى خواهيم. وقتى من انجمن خودم را درست كردم به ما كمك كنيد. ولى چرا آگهى مى كنيد و جلوى فعاليتى را كه ما مى خواهيم انجام بدهيم شما با اين آگهى و كوشش تان مى گيريد.
\ دوباره برگرديم به بحث بى ينال يكى از داوران گفته ما اصلاً به اين عكس ها رأى نداديم، هرچه خواستند خودشان انتخاب كردند؟
> اين سؤال خوبى است. ببينيد اين بى اخلاقى محض است. شما آمديد به عنوان يك داور رأى آورديد. شما را به عنوان يك داور قبول كردند.
\ چه كسى رأى داده و داوران را انتخاب كرده؟
> شوراى سياستگذارى. پس شما هم عضوى از هفت نفرى شديد كه بايد داورى كنند. شما ديگر تنها نيستيد. شما عضوى از جمعى هستيد كه اين جمع با رأى اكثريت خودش گفته اين عكس اول است اين عكس دوم است. شما اگر هم با اين عكس مخالف هستيد چون اكثريت به اين رأى داده شما به لحاظ اخلاقى بايد تابع نظر اين باشيد.
چون اين اتفاق در بى ينال نقاشى هم افتاد كه يكى از داوران آمد و همين حرفها را زد، در جلسه آخر هيأت داورى عرض كرديم كه آقايان، گروه داورى به رأى جمع احترام بگذارند و آن اتفاقى كه براى نقاشى افتاد و بى اخلاقى بود، اينجا نگذاريد اين اتفاق بيفتد و نگوييد من به اين رأى دادم يا رأى ندادم وبين شركت كنندگان تشتت ايجاد نكنيد، و همه قبول كردند، اما بعد كسى آمد و اين حرفها را زد؛ درست چندروز بعد. شما چه چيزى را مى خواهيد بگوييد.
شما اگر اين قدر اخلاق حرفه اى نداشتيد كه در يك گروه مشاركت كنيد چرا پذيرفتيد؟ چرا آمديد؟ رأى نداديد كه نداديد يك نفر كه تعيين كننده عكس اول و دوم نيست. هفت نفر با هم تعيين كننده هستند. وقتى ما حتى در يك گروه هفت نفرى نمى توانيم اخلاق را رعايت كنيم چطور در يك انجمن مى توانيم. يكى از گرفتارى هاى ما همين است.
\ شما ۷۰روز زمان نمايشگاه را عقب انداختيد به خاطر كتاب نمايشگاه آيا اين...
> همه اش كتاب نبود. از اول يك مقدارى ما اشتباه كرديم. اين قدر شلوغ پلوغ شد كه تاريخ نمايشگاه را اشتباه كرديم. اشتباه هم اين بود كه فكر تعطيلى ۲۶ـ۲۵روزه قبل از عيد و بعد از عيد را نكرديم كه چاپخانه و خدمات تعطيل مى شد و كتاب به خاطر تعطيلات نمى رسيد.
نكته بعدى اين بود كه براى چاپ كتاب ازعكس ها بايد CD مى فرستادند خيلى از شركت كننده ها CDها را نفرستادند. آنهايى كه تهران بودند پيداكرديم. اما آنهايى كه شهرستان بودند يا CD را اصلاً نداشتند يا اصلاً نتوانستند بفرستند. نتيجه اين شد كه ما صحبت كرديم كه نمايشگاه يك ماه عقب بيفتد. البته اين همه دلايل نبود و گالرى خيال هم براى خودش برنامه هاى ديگرى داشت. تازه يك نمايشگاه را حذف كرد و با اين تأخير به ما جاداد. يك مقدارى به خاطر تأخير كتاب بود، چون موزه هنرهاى معاصر سماجت داشت كه وقتى نمايشگاه آغاز به كار مى كند، بايد كتابش چاپ شده باشد و درست هم مى گفت. چون مى گفت اين كتاب درطول برگزارى نمايشگاه مهم است و گرنه اين نمايشگاه را بگذاريم و سه ماه بعد كتاب بدهيد كه به دردنمى خورد. ما مى خواستيم يك ماه عقب بيفتد تا مراحل را طى كنيم، اما چون آنجا خودش نمايشگاه داشت اين يك ماه ۷۰روز شد.