سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۶ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Tue, Aug 3, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۸۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
بمب ساعتى كنكور در خانواده هاى ايرانى
• احمد جلالى فراهانى
176229.jpg
بررسى چندى پيش جامعه شناسان در ۳۳ شهر كشور بر روى ۵۶۰ نفر از كسانى كه اقدام به خودكشى كرده اند، نشان مى دهد دليل عمده اقدام به خودكشى آنها ترس ازشكست در كنكور بوده است. اين در حالى است كه هنوز هم جوانانى را مى بينيم كه به خاطر شكست در كنكور اقدام به خودكشى مى كنند و گاهى اين اقدام به مرگ آنها منجر مى شود و در اين ميان خانواده ها نيز نقش مهمى ايفا مى كنند.
اين آخرى ها هم كه خبر تلخ و دردناك خودكشى دو خواهر به خاطر ترس از شكست دوباره دركنكور همه را شوكه كرد و با اين حال خيلى زود ميان اخبار ضد و نقيض خريد و فروش سؤالات كنكور گم شد. اين دو خواهر ۲۰ ساله، پس از آنكه نتوانسته بودند در رشته تحصيلى مورد نظر پدرشان در دانشگاه رتبه اى درخور  را كسب كنند، دست به خودكشى زدند و جسد آنها توسط مادرشان در اتاق خواب كشف شد. روز حادثه دو خواهر جوان به بهانه درس خواندن از رفتن به ميهمانى خوددارى كردند. آنها سمى را كه از قبل آماده كرده بودند داخل ليوان ريخته و همزمان با هم آن را تا ته سر كشيده بودند.نكته دردناك تر در آن ماجرا نامه اى است كه خواهران دوقلو قبل از خودكشى براى والدين خود نوشته اند. آنها در آن نامه عنوان كردند كه چون اطمينان ندارند در رشته پزشكى يا حتى در خود كنكور قبول شوند و اينكه مى ترسيدند توسط پدرشان تنبيه شوند تصميم گرفتند دست به خودكشى بزنند. ماجراى آن دو خواهر ثروتمند كه پدر پولدارشان پس از گرفتن مدرك ديپلم آنها را دكتر صدا مى زد و با اين حال دو سال بود كه نتوانسته بودند در كنكور و رشته پزشكى وارد دانشگاه شوند و در آخرين بار پدرشان آنها را از خانه بيرون كرده بود، شايد موردى نادر و استثنايى باشد اما ترس از عدم قبولى در كنكور و رشته تحصيلى مورد نظر واقعيت هولناكى است كه بسيارى از والدين وخانواده ها را وادار به پرداخت هزينه هاى گزاف و سرسام آورى مى كند كه در بسيارى از موارد هم منتج به نتيجه دلخواه آنها نخواهد شد.
سالى ۴ ميليون تومان
«زمانى كه متوجه شدم نامم در ليست اسامى قبول شدگان نيست احساس پوچى شديدى داشتم. سه سال آخر دبيرستان، سال هاى سختى بود كه با اضطراب و ترس از كنكور سپرى شد و يك سال آخر كاملاً دور از جامعه بودم، اما نتيجه آن همه تلاش، عدم موفقيت بود و اين امر موجب شد مدت ها به افسردگى شديد دچار شوم كه البته هنوز تبعات آن كاملاً از بين نرفته.» مرتضى. م حق دارد اين چنين احساس شرم كندو افسردگى. پدر او اصلاً پولدار نيست و با اين حال تمام دار و ندارش را كه چهار ميليون تومان بود صرف هزينه تحصيل و كلاس هاى كنكور پسرش كرده تا دست كم به قبولى او در دانشگاه افتخار كند و با اين حال همين بار سنگين احساس گناه و عجز در برابر اصرار خانواده با محمد كارى كرد كه رتبه او در دانشگاه بهتر از ۱۴هزار نبود.
البته محمد تنها يكى از ۱۸ ميليون دانش آموزى است كه با تصور ورود به دانشگاه مراحل مدرسه را طى مى كنند و هر سال جوانان بسيارى مثل او على رغم هزينه هاى فراوان اقتصادى و تحمل فشارهاى شديد روانى باز هم از راهيابى به دانشگاه و تحصيل در رشته اى مناسب جا مى مانند و در چنين شرايطى البته مسائلى چون خريد و فروش سؤالات كنكور آن هم با ارقام نجومى امرى كاملاً طبيعى مى نمايد. نمونه آخرى كه در اين باره سر و صداى فراوانى هم به پا كرد ماجراى خريد سؤالات كنكور آن هم به مبلغ ۱۴ ميليون تومان بود كه البته تمام طرف هاى ماجرا دستگير شده اند و مراحل قانونى اين پرونده در حال طى شدن است.
واقعيت اين است كه تب داغ كنكور و پذيرفته شدن در آن و رقابت شديد و نفس گيرى كه در اين باره وجود دارد موجب كسب درآمدها و سودهاى سرشارى براى برخى افراد سودجو شده است. كافى است به سراغ آگهى روزنامه ها برويد و شماره تلفنى از ميان صدها شماره اى كه در نيازمندى هاى اين روزنامه ها به چاپ مى رسد انتخاب كنيد و با آن شماره تماس بگيريد. صداى خونسرد و با اعتماد به نفسى بالا از آن سوى خطوط به راحتى مى گويد:
ـ جلسه اى ۱۵ هزارتومان.
ـ هر جلسه چند ساعت است؟
ـ يك ساعت
تصور كنيد ساعتها وقت و هزينه صرف اين كلاسها مى كنيد و دست آخر همين هزينه ها پاشنه آشيل روانى شما و يا فرزندان شما براى ورود به دانشگاه مى شود. يكى از شركت كنندگان در اين گونه كلاسها كه يك تجربه ناموفق در عرصه كنكور هم داشته است در پاسخ به اين سؤال كه «تو كه مى دانى ممكن است على رغم صرف چند ميليون تومان در كنكور باز هم قبول نشوى چرا دوباره در اين كلاسها شركت مى كنى؟» مى گويد: «اضطراب يكى از مواردى است كه مى تواند هركسى را ويران كند. وقتى شما وارد چنين كلاسهايى مى شويد طورى به شما القا مى كنند كه انگار تمام سؤالا ت را فراگرفته اى و توانسته اى خود رابه مرحله آمادگى برسانى.» او البته به يك نكته اساسى ديگر هم اشاره مى كند. «۱۲سال است كه هر روز از خانه بيرون مى زنم و سر كلاس و درس حاضر مى شوم و در تمام اين مدت مسأله دانشگاه و خوشبختى و آينده درخشان را توى مغزم كرده اند، چاره اى ندارم. دلم مى خواهد بتوانم زحمات خانواده را جبران كنم.» يكى ديگر از آنها مدعى است تمام اين كارها را به خاطر پدر ومادرش مى كند و اگر دست خودش بود اصلاً حاضر به شركت در كنكور نبود.
بحرانى روحى و روانى
واقعيت كنكور در جامعه ما اين است كه امروزه موضوع كنكور و رقابت براى رسيدن و ورود به دانشگاه نه تنها به بحران روحى و روانى براى دانش آموزان تبديل شده بلكه نظام آموزشى را هم تحت الشعاع قرار داده و به اذعان وزير آموزش وپرورش در حال حاضر كنكور تأثيربدى در آموزش دوره متوسطه گذاشته و محتواى آموزشى را تحت تأثير قرارداده است. در اين ميان كنكور به عقيده صاحبنظران اجتماعى، رقابتى زيانبار است كه سالهاست موجب بروز استرس، تنش، اضطراب، ناكامى وبسيارى ديگر ازمشكلات روحى و روانى در بين جوانان شده و هر سال با توجه به افزايش جمعيت جوان كشور اين روند، با سرعت و شتاب بيشترى طى شده وقشر عظيم ترى از نسل جوان را به ورطه فرورفتن در مشكلات روحى مى كشاند.
دكتر پرويز اجلالى آسيب شناس اجتماعى دراين باره مى گويد: «در شرايط فعلى موضوع كنكور و ورود به دانشگاه اهميت زيادى پيدا كرده است و اين موضوع مى تواند بر روحيه آنها تأثير منفى بگذارد. البته جوانهاى واقع بين و اجتماعى از گذر اين جريان، كمتر آسيب مى بينند زيرا مى دانند مدارك در آينده نمى تواند از اهميت بالايى برخوردار باشد. افرادى بيشتر آسيب مى پذيرند كه بسيار اهل مطالعه بوده اند و يا خانواده هايشان هزينه هاى گزافى را صرف آنها كرده باشند و احساس مى  كنند در صورت عدم ورود به دانشگاه زمين و زمان بر سرشان آوار شده اند.»
او معتقد است براى بسيارى از جوانان اين تصور ايجاد شده كه نرفتن به دانشگاه يعنى يك منزلت پايين اجتماعى و در اين ميان دانش آموزانى كه اغلب عملگرا نبوده و به دنبال موقعيت عادى نيستند، احساس مى كنند دانشگاه رفتن امرى ضرورى است و در صورت عدم موفقيت و ناكامى به افسردگى مبتلا مى شوند.»
و اين درحالى است كه موضوع تنش و استرس پيش از كنكور و ناكامى و نااميدى در صورت عدم توفيق در اين گزينش اكنون نه تنها فرد كه خانواده وى و جامعه را نيز تحت الشعاع قرار داده است. دكتر «امان قرايى مقدم» جامعه شناس در اين مورد مى گويد: «اين نگرانى نه تنها در يادگيرى فرد تأثير منفى گذاشته و در آن ايجاد اختلال مى كند بلكه فرد و خانواده او حدود چهار سال تحت فشار روانى شديد قرارمى گيرند. زيرا استرس در محيط خانواده منتقل مى شود و در صورتى كه خانواده از توان اقتصادى كافى براى هزينه هاى كنكور برخوردار نباشد اين فشار روحى افزون شده و حتى گاهى منجر به از هم پاشيدگى يك خانواده مى شود.
وى با اشاره به آسيب هاى اجتماعى كنكور مى گويد: «طبق مطالعات انجام شده ريشه بخشى از بزهكارى ها، اعتياد، فرار از خانه و خودكشى به موضوع كنكور و عدم موفقيت در آن برمى گردد. زيرا تلقين كاذب اين موضوع به خانواده ها كه قبولى در دانشگاه كليد خوشبختى است و توهم و تصور غلط در اين زمينه كه حتى از دوران ابتدايى و در تمام طول ۱۲ سال تحصيل با فرد همراه است، موجب بحران شده و آسيب آن تمام ابعاد جامعه را دربر مى گيرد و منجربه پرخاشگرى، تشنج و تنش در جامعه مى شود.»
او معتقد است: «زمانى كه عنوان مى شود يك ميليون و چهارصد هزار داوطلب كنكور در سراسر كشور هستند، به معناى آن است كه به همين ميزان، خانواده ها دچار استرس هستند و اين درحاليست كه وجود ۱۸ ميليون دانش آموزى كه با تصور ورود به دانشگاه مراحل مدرسه را طى مى كنند، ناديده گرفته مى شود. اين موضوع نياز به توجه بيشترى دارد زيرا در غير اين صورت، جو بحران زده اى را در نسل جوان آينده، خواهيم داشت.» نكته اى كه نبايد فراموش شود مسأله ساختار غلط نظام آموزشى در كشور است. درواقع مشكلات ساختارى و آموزشى فراوانى كه در نظام آموزشى مان وجود دارد و نيز برنامه ريزى هاى نادرست در اين سيستم معضل بزرگى براى دانش آموزان شده و آنها را دچار سردرگمى شديدى كرده است. كتاب هاى انباشته از موضوعات درهم و حجيم فكر آنها را مغشوش مى كند و روند آموزشى به گونه اى است كه تنها بر محفوظات تكيه دارد. در اين باره «حميد عزيزى» آسيب شناس اجتماعى مى گويد: «مشكل ما، فرهنگ يادگيرى است. ما به دانش آموزان مى آموزيم كه تنها بر حافظه خود تكيه كنند زيرا اساس نظام ارزشيابى و كنكور، بر محفوظات استوار است و دانش آموزى كه ۱۲ سال با اين شيوه تربيت شده، مطمئناً با هر تغييرى در نظام آموزشى، دچار سردرگمى خواهد شد و اين درحالى است كه رويكرد فرايند مدار كه به چگونگى راه هاى آموختن تأكيد دارد، در نظام آموزشى ما هنوز جايگاه خود را پيدا نكرده است.» او معتقد است كه شرايط كنونى كنكور بسيار طاقت فرساست و دانش آموزان و داوطلبان را در تنگنا قرار داده است و تب ورود به دانشگاه هزينه هاى سنگينى را به دوش خانواده ها تحميل و مشكلات زندگى را دوچندان كرده است.
در واقع با گذشت چهل سال از عمر كنكور اين واقعيت ديگر براى همگان علنى شده است كه نظام آموزشى ما هنوز نتوانسته نظام جديد متوسطه را به نتيجه برساند. در نظام جديد پيش بينى شده بود كه تعدادى از افراد به ميزان موردنياز جذب دانشگاه شوند و سايرين به عنوان استادكار ماهر، نيمه ماهر و ديپلمه كاردان فنى جذب بازار كار شوند كه اين امر اصلاً محقق نشد و اكنون كه تحصيلات عالى يك پرستيژ و تشخص عالى محسوب مى شود، هر فردى به هر نحوى مى خواهد به آن دسترسى پيدا كند. و اين همه در حاليست كه طبق نظرسنجى مركز افكارسنجى دانشجويان ايران، ۷۲ درصد از داوطلبان از نظام فعلى كنكور ناراضى هستند و معتقدند كنكور نمى تواند ملاك مناسبى بر سنجش سطح معلومات و استعدادهاى دانش آموزان باشد. همچنين ۶۷ درصد داوطلبان با تداوم نظام فعلى كنكور مخالفند و ۵۶ درصد معتقدند كه مى توان راه حل بهترى براى نظام فعلى كنكور را انتخاب كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |