سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۶ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Tue, Aug 3, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۸۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
يادداشت
گفت وگوى «ايران ديپلماتيك»
با دكتر «حسين سليمى»
• ويژه نامه «ايران ديپلماتيك »
را درصفحات ويژه بخوانيد.
يادداشت
پروژه شبيه سازى صدام
طرفداران احياى رژيم بعث در عراق، مجموعه متنوع و حتى متناقضى هستند، اما هدف مشترك تمامى آنها، اعاده وضعيت سابق به منظور برخوردارى از منافعى است كه اكنون از دست داده اند. بازماندگان ارشد حزب بعث نظير «عزت ابراهيم الدورى» نايب رئيس شوراى موسوم به فرماندهى انقلاب و جانشين فرماندهى نيروهاى مسلح صدام و در سطوح پايين تر، تعداد محدودى از دبيران استانى و محلى حزب بعث، بخش تئوريك و نظرى افراد مسلح طرفدار احياى رژيم بحث را اداره و كنترل مى كنند، اما بخش عملياتى بيشتر توسط افسران و كادرهاى اطلاعاتى و امنيتى به جاى مانده از تشكيلات متعدد امنيتى رژيم بعث اداره مى شود. در كنار اين دو دسته، باقى مانده ركن سوم رژيم بعث، يعنى خانواده حاكم نيز خواهان اعاده وضعيت سابق هستند. خانواده حاكم، خود، به سه سطح تقسيم مى شوند. نخست، افراد درجه اول خانواده صدام نظير همسر و دخترانش. دوم، پسر عموها و فاميل پدرى و مادرى و سوم هم عشيره اى ها و تكريتى ها.
اكنون در شرايطى كه محاكمه صدام شروع شده است، هر سه دسته (بعثى هاى حزب، كادرهاى امنيتى و اطلاعاتى و اعضاى خانواده و فاميل صدام) براى ادامه مبارزه مسلحانه يا غير مسلحانه عليه دولت انتقالى و آمريكا به پايدارى صدام بر مواضعش نيازمندند. اگر صدام بر مواضع پيشين خود اصرار ورزد، سه دسته فوق مى توانند اميدوار باشند كه پياده نظام وفادار به بعثى ها را به ادامه مبارزه مسلحانه اميدوار نگه دارند، اما اگر صدام تسليم فرايند حاكم بر دادگاه شود، به لحاظ روحى ـ روانى، ضربه اى سخت بر طرفداران مبارزه مسلحانه و احياى رژيم بعث وارد خواهد شد.
گروههاى مذكور حتى اعدام صدام را زمينه اى براى تبديل كردن وى به يك اسطوره و شهيد تلقى مى كنند و در صورت اعدام صدام، وى را به يك نماد مبارزاتى تبديل خواهند كرد، اگر چه به نظر مى رسد نوع جنايات صدام و گستردگى آنها حتى به اعتقاد بسيارى، با مجازات اعدام هم قابل جبران نخواهد بود.
از سوى ديگر، برخى از اعراب سنى ملى گرا بدون آنكه دلبستگى خاصى به صدام داشته باشند (و حتى در مواردى با صدام دچار چالش بوده اند) نگران هستند كه محاكمه صدام به بهانه اى براى كاهش سطح مانور و قدرت بازى اعراب سنى در معادلات سياسى حكومت تبديل شود.
با توجه به معادلات فوق، اكنون استراتژى بعثى ها به رياست عزت ابراهيم، بيرون آوردن صدام از فرايند محاكمه به عنوان يك «قهرمان ملى ضد بيگانه اشغالگر» است، اگر چه ابزار خاصى براى تحت تأثير قرار دادن فرايند دادگاه ندارند.
در درون هسته افسران امنيتى و اطلاعاتى، هنوز ابزار اصلى براى تأثير گذارى بر تحولات، ابزار انفجار و بمب گذارى و ترور است. تا اوضاع كنونى را نا امن تر از دوران صدام جلوه دهند.
ملى گراهاى سنى ضمن آنكه ممكن است از صدام دچار رنجش باشند اما در وضعيت كنونى از يك سو به تحركات شيعيان و كردها سوءظن دارند و از سوى ديگر، دولت انتقالى را مشروع نمى دانند و خواهان خروج سريع تر نيروهاى اشغالگر از عراق هستند و علاوه بر اين، خواهان آن هستند كه كشورهاى عربى و اتحاديه عرب به شكل فعالانه ترى وارد معادلات عراق شده و از منافع اعراب سنى به طور عملى دفاع كنند. ملى گراهاى مذكور به دو دليل نيز با اقدامات القاعده و افراد مسلح خارج در عراق مخالف هستند. نخست آنكه، همانند آنها به ترورهاى كور و بمبگذارى در معابر عمومى و كشته شدن عراقى ها اعتقاد ندارند و در وهله دوم، از آنجا كه افراد مسلح خارجى عمدتاً در چارچوب القاعده و زير شاخه هاى منطقه اى آن فعال هستند، ملى گراهاى عرب و سنى عراقى بر اين باورند كه نزديك شدن آشكار به القاعده باعث قطع حمايت هاى آشكار و پنهان دول عربى از ملى گراها خواهد شد و حتى ممكن است اعراب سنى ملى گرا به دليل ارتباط با القاعده مورد غضب دولت هاى ميانه رو سنى خاورميانه قرار گيرند.
در درون خانواده نيز، تلاش ها در وهله اول بر دفاع مؤثر از صدام در فرايند دادگاه و محاكمه استوار شده است و «ساجده» همسر صدام و دخترانش در حال بسيج كردن تيم هاى متعددى از وكلا براى دفاع از صدام هستند.
در مرحله بعد، در شرايطى كه خانواده صدام و تكريتى ها در موضع انفعالى قرار گرفته اند، برخى از اعضاى خانواده تلاش مى كنند كه با طرح موضوع تشكيل دولت در تبعيد بازيگران، طرف مقابل خود را تحت فشار قرار دهند.
در همين چارچوب، هراز چندگاهى خبر پيوستن «على» فرزند ۱۷ ساله صدام به گروههاى مسلح منتشر مى شود و يا «رغد» دختر صدام به عنوان بانى دولت در تبعيد بعثى ها مطرح مى شود. به گونه اى كه حزب بعث شاخه اردن با فشار ملك «عبدالله دوم» مجبور شد برخى اخبار مبنى بر گفت وگوى اين حزب با «رغد» دختر صدام حسين براى ايفاى نقش سياسى در عراق را تكذيب كند. رغد كه اكنون در اردن به سرمى برد، در ميهمانى ملك عبدالله از هرگونه اظهار نظر در مورد محاكمه پدرش؛ حزب بعث عراق و يا اخبارى كه از تشكيل حكومت در تبعيدخبر مى دهد، خوددارى كرد و بعثى هاى اردن نيز موضوع گفت وگو و توافق با دختر صدام حسين را تكذيب كرده اند. در واقع، اردن و ملك عبدالله دوم در تلاش هستند تا ضمن بهره گيرى از وضع موجود عراق، با طرفين مختلف اين بحران ارتباط برقرار كنند و سود چندجانبه ببرند. در همين چارچوب اردن كه در زمان صدام حسين روابط خوبى با عراق داشت با برخى از مخالفان اين رژيم بخصوص جنبش وفاق كه «اياد علاوى» نخست وزير كنونى عراق در آن زمان رياست آن را برعهده داشت نيز رابطه خوبى برقرار كرده بود؛ بطورى كه اردن براى علاوى پناهگاه امنى به حساب مى آمد و اردن به دور از چشم نظام سابق عراق از وى پشتيبانى مى كرد.
اكنون نيز به نظر مى رسد، اردن ضمن حفظ همسويى راهبردى با آمريكا وانگليس، در صدد است كه اهرم فشارهاى خود بر دولت جديد عراق را حفظ كند و از سوى ديگر نزد مردم اردن كه به شدت داراى تمايلات ضد آمريكايى و حتى احساسات مثبت به صدام هستند، خود را حامى خانواده صدام نشان دهد.
اين در حالى است كه بخش ديگرى از عشيره صدام، پسر عموهاى تحت رهبرى «عزالدين مجيد» خود را وارث رژيم بعث معرفى كرده اند و در صدد تشكيل دولت در تبعيد هستند. عزالدين مجيد كه پسرعموى صدام است و در دوران حكومت وى مورد غضب بود، به خاندان المجيد وابسته است كه ناپدرى صدام بوده و دو داماد مقتول صدام، يعنى «حسين كامل» و «حسن كامل» نيز كه در اواسط دهه ۹۰ ميلادى توسط عدى كشته شدند، به اين خاندان وابسته هستند.
سرنوشت مرموز ديكتاتور
انتشار خبرى دال بر سكته مغزى صدام حسين ديكتاتور زندانى عراق و اعلام اين كه وى در وضعيت مساعدى قرار نداشته و زياد دوام نخواهدآورد، معماى سرنوشت صدام و پرونده جنجالى محاكمه وى را پيچيده تر و به هزار توى آن خواهدافزود. در اين ميان ، گر چه گزارشى انتشار يافت كه در آن گفته شد صدام شعر مى سرايد و باغبانى مى كند، نه تنها حساسيت افكار عمومى را نسبت به وضعيت و سرنوشت صدام برانگيخته كه حتى گروه وكلاى مدافع وى را نيز آشفته كرده است. گمانه زنى درباب اينكه ضايعه مغزى ديكتاتور خلع و بازداشت شده عراق چگونه رخ داده است، اما و اگرهاى ناروشن و شايد بى پاسخ در اين باره را تا حدى معلوم و آشكار كند. اين گمانه زنى ها طيفى را از يك حدخوش بينانه تا ۱۸۰درجه مخالف آن، يعنى در حد كاملاً بدبينانه شامل مى شود.برخى احتمال آن را مطرح كرده اند كه صدام حسين كه با هيأتى كاملاً مغاير با زمانى كه در قدرت قرارداشت در صحن دادگاه با زنجيرهايى بردست و پا حاضر شد و براى اولين بار، دوربين هاى تلويزيونى او را در حالتى نمايش دادند كه نه به عنوان يك حاكم مقتدر و فرمانده و بازخواست كننده كه در قالب متهمى در جايگاهى كه او هميشه ديگران را مورد عتاب و خطاب قرارمى داد، قرارگرفته بود. چهره صدام هرچند تكيده و آرام به نظرمى رسيد، ولى از قرار معلوم، ديكتاتور سابق عراق نتوانسته است تاب فشارهاى روانى را كه در ماههاى اخير بخصوص پس از دستگيرى و بازداشت براو رفته است، بياورد. ضايعه مغزى صدام را در حدسى خوش بينانه، اين گونه قابل هضم است، ولى كم شمار نيستند كسانى كه اعلام خبر سكته مغزى صدام حسين را آغازى براى يك سناريو در جهت پايان دادن به پرونده معماگونه محاكمه ديكتاتور زندانى عراق قلمدادكرده اند؛ سناريويى كه از مدتها پيش امكان اجراى آن داده شده بود. آيا اراده اى كه در پشت محاكمه صدام حسين قرار دارد، تصميم به سربه نيست كردن وى گرفته است؟ و آيا بايد دهان ديكتاتور بسته باقى بماند؟ پاسخ به اين سؤال باتوجه به دادگاهى كه ظاهراً براى تفهيم اتهام به صدام تشكيل شد و نحوه اداره آن تاحدودى مى تواند مثبت باشد. اينكه صدام در جايگاه متهم در دادگاه كدام اسرار مگويى را فاش خواهدكرد بطور قطع نمى تواند به مذاق بسيارى طرفها بويژه آنان كه مدعى اند با ساقط كردن صدام حسين و رژيم بعث در عراق به عراقى ها و بشريت خدمت رسانده اند، خوش نخواهدآمد و كامهايى را تلخ خواهدكرد. صدام حسين در محاكمه اش بطور قطع آشكارا از روابطش با دولت آمريكا و رؤساى جمهور پيشين آن خواهدگفت و يا اينكه اگر به قتل عام كردها در «حلبچه» متهم است، چه طرفها و كدام دولتها به او در خلق چنين جنايتى يارى رسانده اند. او در جايگاه متهم بايد لب باز كند كه در طول ۸سال جنگ با ايران، چگونه تسليح شد و كمك هاى مالى و اقتصادى و نظامى دريافت كرد و در باب جنگ شيميايى و هدف قراردادن مناطق مسكونى، از چتر حمايتى كدام دولتها بهره جسته بود.ظاهراً چنين متهمى لب فرو بندد و پايش به ميز محاكمه كشيده نشود، بسيار بهتر و با ارزشتر از آن است كه سخن بگويد، آن هم به گزاف. براستى، انتشار خبر سكته مغزى صدام حسين و احياناً مرگ قريب الوقوع وى را چگونه مى توان باور كرد. و يا اصلاً بايد آن را باور كرد و يا…
گفت وگوى «ايران ديپلماتيك»
با دكتر «حسين سليمى»
در مورد گزارش
كميسيون ۱۱سپتامبر
نبايد دچار غفلت شويم
• ويژه نامه «ايران ديپلماتيك »
را درصفحات ويژه بخوانيد.
176244.jpg
انتشار گزارش كميسيون تحقيق حادثه ۱۱سپتامبر كه از سوى يك كميسيون دو حزبى كنگره صورت گرفته است، بازتابهاى گسترده داخلى و خارجى به همراه آورد. در اين گزارش، علاوه بر انتقاد از دولتهاى «بيل كلينتون » و «جورج دبليو بوش » به دليل قصور در مقابل تهديدات امنيتى، برخى از كشورهاى منطقه خاورميانه از جمله ايران مورد اتهام قرار گرفته اند. براى بررسى تأثيرات داخلى و خارجى گزارش كميسيون تحقيق، به ويژه تهديدات امنيتى عليه جمهورى اسلامى ايران، گفت وگويى با دكتر «حسين سليمى»  رئيس گروه علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى انجام داديم كه اميدواريم مورد توجه خوانندگان قرار گيرد.
\ در گزارش كميسيون تحقيق حادثه ۱۱سپتامبر، به دو موضوع اشاره شده است؛ يكى، قصور دولتهاى آمريكا و دستگاههاى اطلاعاتى اين كشور و دوم، تغيير در ساختار اطلاعاتى آمريكا. نظر شما در مورد قصور دولتهاى آمريكا در اين خصوص چيست؟
> من فكر مى كنم بايد چند ملاحظه را در مورد اين گزارش در نظر گرفت. اولاً اينكه اين گزارش توسط يك جناح مشخص تهيه نشده است. يعنى اينگونه نيست كه چون رئيس جمهورى آمريكا جورج دبليو بوش است، اين گزارش به نوعى به سفارش آنها تهيه شده است تا مسائلى را كه مورد نياز دولت كنونى است بررسى كند. اين گزارش توسط كنگره آمريكا تهيه شده است. ۵سناتور دموكرات و ۵سناتور جمهوريخواه كه توازن سياسى را برقرار كردند، وجودداشتند. حدود ۱۵ميليون دلار هزينه شده است و هزاران صفحه مطلب از كارشناسان زبده در زمينه هاى مختلف فكرى و فلسفى و زمينه هاى اطلاعاتى و امنيتى در اختيار كميته اى قرار گرفته كه در نهايت به صورت ۵۷۰ صفحه گزارش درآمده است. آن چيزى كه در مورد ساختار اطلاعاتى و امنيتى ايالات متحده مورد بررسى قرار گرفته به نظر من در رسانه هاى ايران يك تصور ديگرى مطرح شده است. فكر مى كنم به دليل اينكه ما در جو عمومى تبليغاتى رسانه هايمان بايد قرائت متفاوتى از هر چيز ارائه دهيم و اين زمينه هم شامل آن شده است. اينكه به عنوان ضعف و يا قصور دستگاههاى اطلاعاتى عنوان مى شود، بدان معنا نيست كه در مقايسه با ديگر كشورها، كشور آمريكا به لحاظ ساختارهاى امنيتى دچار مشكل است. ديدگاه غالب در گزارش كميسيون اين است كه به دليل نوع عملكرد دستگاههاى اطلاعاتى، حادثه ۱۱سپتامبر پيش بينى نشده بود و چون قابل پيش بينى و قابل حدس نبود، سيستمهاى اطلاعاتى آمريكا نمى توانستند حدس بزنند چنين اتفاق عظيمى روى دهد. بنابراين پيش بينى هاى لازم را انجام ندادند. سيستم ها براى عمليات تروريستى گسترده به شكل عمليات حادثه ۱۱سپتامبر طراحى نشده بود. اين طراحى است كه به گونه اى، سيستم امنيتى آمريكا را آسيب پذير كرده بود. يك بخش مهم از گزارش كميسيون هم به اين موضوع اختصاص يافته است كه چگونه مى توان بر اين معضل غلبه كرد و چگونه بايد يك طراحى مجدد در ساختارهاى اطلاعاتى و امنيتى كرد تا آمريكا از وقوع چنين حملاتى پيشگيرى كند.
\ يكسرى اخبارى وجود داشت مبنى بر اينكه اف بى آى هشدارهايى داده بود كه گروهى از اتباع كشورهاى عربى در حال تعليم هدايت هواپيما هستند و يا پيامى روز قبل ۱۱سپتامبر در اختيار جورج بوش قرار گرفته بود كه خبر از حملات قريب الوقوع مى داد. منتقدين دولت معتقدند دولت به اين هشدارها توجه نكرده در حال حاضر، يك فرضيه مطرح است كه مقامات آمريكايى بخصوص محافظه كاران آمريكايى به چنين حادثه اى احتياج داشتند و خواهان يك «پرل هاربر »ديگر بودند كه وارد جنگ با تروريسم شوند. ديدگاه شما درخصوص اين موضوع چيست؟
>  من با اين تعبير موافق نيستم. اين تعبير توطئه گونه نيز در تحليل تاريخ جهان وجود دارد. خيلى ها معتقدند كه در جنگ جهانى دوم كه «فرانكلين روزولت » نمى توانست وارد جنگ شود، خود ژاپن را تحريك كرد تا پرل هاربر را بمباران كند. از نظر من، اين موضوع خيلى ساده سازى است. ماترديدى نداريم كه حادثه ۱۱سپتامبر يك شوك بزرگ به آمريكايى ها وارد كرد، حتى در زمينه اقتصادى، اقتصاد آمريكا را به يكى از بدترين شرايط خود طى يك دهه گذشته سوق داد. خيلى بعيد است كه سياستمداران يك كشور براى اينكه بخواهندحضور بين المللى خودشان را توجيه نمايند، چنين حادثه را در داخل خاك خودشان انجام دهند. ما مى بينيم عمليات بزرگ نظامى آمريكا در عراق ربطى به ۱۱سپتامبر نداشت. بنابراين گزارش اگر سياستمداران آمريكا به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد حضور نظامى خود را در خاورميانه افزايش دهند، دليلى ندارد كه بخواهند چنين حادثه اى را در داخل كشورشان ايجاد كنند.
اما در مورد نكته اى كه گفتيد، بله، در گزارش كميسيون هم آمده است كه يكسرى هشدارهايى هم داده شده بود، بحث مفصلى وجود داردكه از دوران رونالد ريگان نمونه هايى از اين نوع تروريسم در خاورميانه وجود داشته است كه مى توانست چنين تروريستى از درون آن بيرون بيايد، ديده شده بود. اما همه به صورت انفعال با آن برخورد مى كردند. شايد شكل گيرى القاعده كه بتواند دست به چنين اقداماتى بزند، براى آنان غيرقابل پيش بينى بود. آنها فكر آن رانمى كردند كه چنين حادثه اى رخ دهد. حداكثر تصور مى كردند در بيرون از مرز آمريكا يك سفارتخانه يا يك مقر نظامى مورد حمله قرار گيرد و اينكه در سرزمين اصلى آمريكا يك سازمان تروريستى دست به اقدام بزند، برايشان دور از ذهن بود. البته يك نكته را نيز بايد در نظر داشت و آن اينكه چون تمامى جناحهاى درون حاكميت در آمريكا بر سر آن اجماع دارند، طبيعى است كه هر دو حزب براى پيروزى در انتخابات از آن بهره بردارى مى كنند. دموكراتها و مخالفين جورج بوش سعى مى كنند از جاهايى كه به قصور و كم كارى اشاره شده است، برجسته كنند و طرف مقابل هم اتفاقاً براى اثبات سياستهاى جورج بوش از آن استفاده مى كند. آنها سعى دارند اينگونه بيان كنند كه نگرانى هاى بوش از مسائل امنيتى صحت دارد و آمريكا بايد بيش از آنكه به مسائل ساختارهاى اقتصادى بپردازد، به موضوع امنيت توجه كند.
\ در اين گزارش دوپيشنهاد مشخص ارائه شده است؛ يكى، تعيين مديريت ملى اطلاعات و ديگرى، مركز ملى مبارزه با تروريسم است. آيا اين گزارش منجر به شكل گيرى وزارت اطلاعات در آمريكا خواهد شد؟
> براساس سخنان هر دو رقيب انتخاباتى در آمريكا اينگونه مى توان پيش بينى كرد كه چنين سازمانى يا به صورت وزارتخانه و يا به صورت يك آژانس مستقل به وجود خواهد آمد. هم جان كرى شخصاً قول چنين كارى را داده و هم جورج بوش به آن تأكيد كرده است. به نظر من، اين گزارش مؤيد اين واقعيت است كه آمريكا به شدت به دنبال امنيت است. البته امنيتى كه فقط مربوط به داخل آمريكا نيست، بلكه آمريكا امنيت جهانى را مرتبط با امنيت ملى خودمى داند. اين گزارش باعث اين خواهد شد كه گزارش كميسيون در صدر اولويتهاى آمريكا قرار گيرد. اگر در يك دورانى اين ديدگاه مطرح بود كه با سقوط كمونيسم، بحث اصلى اقتصاد و فرهنگ است، همانند زمان كلينتون، اما اكنون اين ذهنيت بر نخبگان آمريكا تأثيرگذاشته كه امنيت در رأس مسائل آينده جارى است. هم در عرصه داخلى، سيستمهاى جديدى را انجام خواهند داد و هم، پيگيرى اجراى نظم نوين امنيت بين المللى خواهد بود، در اين گزارش به طور مشخص اشاره شده است كه امنيت داخلى ايالات متحده به شدت با تحولات سياسى و فكرى ديگر مناطق جهان پيوند خورده است. به عنوان مثال، اگر روزگارى شكل گيرى بنيادگرايى اسلامى وبرخى حركتهاى اجتماعى تنها بخشى از سياست خارجى آمريكا بود، اكنون به بهترين موضوع امنيت ملى آمريكا بدل شده است. يعنى اگر اولويت اين موضوع قبلاً در رده۱۶ و يا ۱۷بود، اكنون به رده اول ارتقا پيدا كرده است. به عبارت ديگر، آمريكايى ها در حوزه امنيت، چه امنيت داخلى و چه امنيت بين المللى بسيار جدى تر خواهند بود و سياستها و عمليات مشخصى را دنبال مى كنند.
\ در فلسفه سياسى راستگرايان آمريكايى، كوچك كردن دولت وعدم مداخله در امور اقتصادى واجتماعى از جمله اصول اصلى به شمار مى آيد. يكى از انتقادهاى آنان از دموكراتها اين است كه مى گويند دموكراتها با اجراى دولت رفاهى، بدنه دولت را بزرگتر مى كنند. همين مسأله نيز در دوران كلينتون اتفاق افتاد. آيا ايجاد وزارت اطلاعات، تناقضى در نگرشهاى راستگرايان آمريكايى ايجاد نمى كند؟
> در نظريه نئومحافظه كارى كه در مورد دولت است، شايد منظور از كوچك شدن دولت، كوچك شدن در عرصه مداخله دولت بر امور اقتصادى است. يعنى اين نگرش مداخله بيشتر دولت در اقتصاد را نفى مى كند. وقتى دولت رفاه نفى مى شود، نه به دليل سيستمهاى امنيتى است، بلكه مداخلات دولت رفاه در قيمتها ويا بحث بيكارى ايجاد مى كند. نئومحافظه كارى وحتى نئوليبراليسم نيز با اينگونه مداخلات مخالف است و آنها خواهان واگذارى قدرت مركزى به دولتهاى محلى هستند. از اين جهت، اگر تحليل شود، تناقضى در كار نئومحافظه كاران ايجاد نمى شود. به هرحال، نئومحافظه كاران اين توجيه را دارند كه تنها وظيفه دولت، تأمين امنيت است؛ امنيت اجتماعى، امنيت سرمايه گذارى و امنيت اجتماعى. از اين جهت نئومحافظه كاران اينگونه مداخلات راتوجيه مى كنند. اما عواقب كار و ايجاد سيستمهاى گسترده امنيتى ناخودآگاه نقش دولت را در جريانهاى اجتماعى و اقتصادى افزايش خواهد داد و طبيعى است كه آمريكايى ها را در پيگيرى برخى سياستهاى اجتماعى و اقتصادى دچار بحران و يا دچار مشكل كند.
\ جدا از مسائلى كه مربوط به سياست داخلى ايالات متحده آمريكا است، گزارش كميسيون ۱۱سپتامبر بازتاب بين المللى نيز داشته است. در اين گزارش برخى از دولتها به دخالت در حادثه ۱۱سپتامبر متهم شده اند، نظير عربستان، امارات متحده عربى و يا پاكستان. قبل از اينكه وارد بحث ايران بشويم، نظر شما نسبت به تأثيرات اين گزارش در قبال تحولات خاورميانه چيست؟
> گزارش ۱۱سپتامبر جدا از اينكه مربوط به امنيت داخلى آمريكا است، يك وجوه بسيار مهمى دارد كه در بررسى هاى اخير كمتر مورد توجه قرار گرفته است. در اين گزارش بيشتر از آنكه روى صحبت به سوى دولتها باشد، يعنى قبل از آنكه بخواهد دولت عربستان، دولت امارات، دولت ايران و يا حتى دولت عراق را مخاطب قرار دهد، زمينه هاى فكرى و اجتماعى و تاريخى تروريسم به شيوه القاعده مورد بررسى قرار گرفته است. در اين خصوص، در گزارش يك سؤال اساسى مطرح است و آن اينكه چه مى شود كه پديده بن لادن به وجود آمده است؟
از نظر تهيه كنندگان گزارش، بخشى از اين موضوع ويژگى هاى فردى و شخصيتى هاى افراد اصلى ماجراى حادثه ۱۱سپتامبر است. آنها چه كسانى بوده اند، كجاتحصيل كرده اند، انديشه هاى آنها چيست. بحث بعدى، موضوع اسلام است كه به نظر من بايد به اين بخش گزارش كميسيون توجه ويژه اى داشت. تهيه كنندگان گزارش ابتدا توضيح داده اند كه اسلام چيست و كجا به وجود آمده است، ريشه لغوى اسلام را مورد بررسى قرار داده اند كه نشان مى دهد كه تيم بسيار قدرتمندى اين گزارش را يارى كرده است. بحث در مورد اسلام را از اينجا شروع مى كنند كه اسلام دينى است كه براى تمام شؤون زندگى احكام و دستوراتى دارد، سؤال بعدى كه مطرح مى شود، اين است كه آيا وجود احكام براى كل زندگى دليل اين است كه اسلام ذاتاً دين سياسى است و يا خير. در اين گزارش چنين جواب داده نمى شود كه اسلام اينگونه نيست. مى گويند اينكه دينى براى كليه شؤون زندگى داراى احكام باشد، ضرورتاً به معنى رد ذاتى سكولاريسم نيست. كسى مى تواند مسلمان باشد و سكولار هم باشد. بعد ذكر مى شود كه چرا اسلام به شيعه و سنى تقسيم شده است. در بين اهل سنت، انديشه هاى سلفى گرى و مشخصاً «ابن طينيه» را مورد بررسى قرار مى دهند و نشان مى دهند وهابيت سعودى چگونه به قدرت رسيده است. ريشه هاى فكرى يك نوع اسلام سياسى بنيادگرا را در وهابيت جست وجو مى كنند و نشان مى دهند چگونه وهابيت و بازگشت به نوعى از اسلام، زمينه ساز پيدايش بنيادگرايى باشد.

• بقيه در صفحه ويژه ۲


|   شناسنامه   |   آرشيو   |