جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Fri, Aug 6, 2004
گزارش ويژه
سال دهم - شماره ۲۸۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
گزارش ويژه
گزارش زندگى
نقش و نوا
فرهنگ و هنر
ورزشى
گوناگون
ارتباطات
هزارويك شهر
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
لكه
آشپز سرشناس
پيشنهاد سرآشپز
فال قهوه
جذابيتهاى پنهان آشپزخانه
مى خواهيم تصور كنيم كه آشپزخانه، فقط اتاق كار خانم خانه نيست و فقط جايى نيست كه غذا در آن پخته مى شود، ظرف شسته مى شود و وسايل نگهدارى.
آشپزخانه مى تواند بهترين جا براى صرف غذاى اعضاى خانواده باشد. جايى كه به راحتى و بدون تشريفات اين اعضا كنار هم مى نشينند و غذا مى خورند.
اما مسأله اين است كه كجا و چه جورى اعضاى خانواده در آشپزخانه غذا مى خورند؟
از همين ابتدا روشن مى كنيم كه كارى با آشپزخانه هاى باز Open نداريم و راه حلهاى ما فقط براى آشپزخانه هاى بسته است.
آشپزخانه هاى باز در مرز خود با فضاهاى بيرونى به راحتى جايى را براى غذا خوردن ايجاد مى كند. البته نه جايى راحت براى غذا خوردن!
نمونه مشهور ميز در وسط
خب، نمونه هاى مشهور قرارگيرى ميز در آشپزخانه به چشم همه آمده است. ميزى كه در وسط آشپزخانه قرار مى گيرد، فعاليتهاى داخل آشپزخانه به دور اين ميز كشانده مى شود.
اما در طراحى هاى امروزى تعاريف غذاخورى در آشپزخانه تا حدود زيادى تغيير كرده است، تا اين ميز مشهور وسط آشپزخانه مايه آزار زن خانه نشود.
قبل از اينكه به ابعاد و اندازه و شكل اين ميزها بپردازيم، بايد توجه كنيم اگر قرار است ميزى در آشپزخانه قرار بگيرد، اول از همه از خانم خانه دار اجازه بايد گرفت، چون اينجا محل كار اوست و چيزى مثل ميز و حضور افراد در كنار آن، مانع كار كردن او شوند.
و بعد اگركسب اجازه شد، به چند نكته بايد اهميت بدهيم تا مسيرهاى حركتى خانم خانه و يا هر كس ديگر كه او را در خانه كمك مى كند، در آشپزخانه روان باشد.
محلهاى قرارگيرى سينك ظرفشويى، اجاق گاز و يخچال سه نقطه مهم آشپزخانه اند و خانم خانه همواره بين اين سه نقطه در حال رفت و آمد است. حال اين سه نقطه مى تواند در يك امتداد باشد و يا رأس يك مثلث باشند، اين بستگى به شكل آشپزخانه شما دارد، اما بايد توجه كرد در اين مسير هيچ چيز نبايد مانع شود. حتى الامكان سعى شود كه ميز در قسمتى قرار گيرد كه عملاً از محل فعاليتهاى منحصر به آشپزخانه جدا باشد.
پس ميز شما بايد در جايى قرار بگيرد كه مسيرى براى دسترسى ايجاد كند، مسيرى كه حداقل به اندازه يك و نيم برابر عرض شانه يك آدم معمولى باشد.
اما ابعاد ميز:
مطمئناً اول از همه بستگى دارد به تعداد اعضاى خانواده شما و بعد هم مقدار جايى كه خود آشپزخانه باقى مى گذارد. معمولاً تصور مى شود كه يك ميز گرد با قطر ۹۰ سانتيمتر براى غذاخورى سبك چهار نفر ميزى مناسب است. اگر اين ميز براى چهار نفر مستطيل شكل درنظر گرفته شود، با صندلى ابعاد حداقل ۱ * ۱‎/۸ متر را اشغال مى كند، براى شش نفر ميز گرد با قطر ۱‎/۲۵ متر مناسب است و اگر اين ميز مستطيل باشد، با صندلى ها ابعاد حداقل ۱‎/۸ * ۱‎/۸ متر را اشغال مى كند.
براى دو نفر يك ميز مستطيل ۰‎/۶ * ۰‎/۴۵ متر ميزى مناسب است.
الگوهاى مختلف
گفتيم كه ميز غذاخورى نبايد مانعى در راه حركت كاركنان آشپزخانه باشد و گفتيم ابعاد آن بستگى به تعداد اعضاى خانواده و جايى كه خود آشپزخانه باقى مى گذارد، دارد. پس به اين اضافه كنيم كه شكل هندسى آشپزخانه نيز سخت تأثيرگذار است، تا الگوهاى مختلفى براى طراحى آشپزخانه داشته باشيم و نتوانيم يك نسخه عمومى براى همه آشپزخانه ها بنويسيم.
پس چه كارى لذت بخش تر از اين كه خلاقانه بهترين جا را براى ميز آشپزخانه خود انتخاب كنيد و فقط به غير از نكات بالا مطمئناً به راهنمايى آخر توجه مى كنيد: ميز را جايى بگذاريد كه نورگيرى خوب داشته باشد و اگر نزديك پنجره باشد، مى تواند كمك كند تا موقع صرف غذا از منظره بهره مند شويد.
لكه
ضد سبز
پارچه كتان سفيد: پارچه را در پودر بليچ بخيسانيد. براى لكه هاى كهنه چمن و سبزى روى سطح پارچه سفيد، ابتدا لكه را با سفيده تخم مرغ و گليسيرين (قبل از خيساندن در پودر بليچ) كم رنگ كنيد. براى لباس هاى رنگى، در ابتدا پارچه را بخيسانيد و سپس (در صورتى كه براى نوع پارچه مناسب باشند) با پاك كننده هاى آنزيمى (مانند: پودرهاى لباسشويى) بشوييد. براى لكه هاى پررنگ، از يكى از شوينده هاى دستى قوى استفاده كنيد و سپس با چند قطره الكل سطح لباس را مالش دهيد. اگر الكل باعث مى شود رنگ پارچه از بين برود، ابتدا الكل را در دو برابر آب رقيق كنيد، سپس در آب سرد آب بكشيد.
توجه: هميشه قبل از استفاده از مواد پاك كننده، روى قسمتى از لباس مانند تاى پارچه يا درزهاى آن، امتحان كنيد. پيش از آنكه يك راه حل ديگر را امتحان كنيد، اول لباس را كاملاً آب بكشيد.
پارچه ها و لباس هاى غيرقابل شست وشو را تحويل خشك شويى دهيد.
آشپز سرشناس
دستپخت سوفيا لورن
آيا هرگز تصور كرده ايد سوفيا لورن بازيگر معروف سينما به آشپزى علاقه مند باشد؟ پاسخ اين سؤال مثبت است و از آن جالب تر كتابى به نام «در آشپزخانه با عشق» توسط سوفيا لورن نوشته شد كه ماجراى آشپزى هاى او در دوران باردارى اش است.
قسمتى از كتاب آشپزى سوفيا لورن را بخوانيد، براى تنوع در آخر هفته بد نيست.
در بهار و تابستان و پاييز ۱۹۶۸ من در «ژنو» بودم، مثل يك زندانى داوطلب در آپارتمانى در طبقه هجدهم هتل اينتر كنتينانتال...
آلودگى غليظى، مانند مه متراكم بر شهر فرو افتاده بود و مثل اين بود كه در زمين و هوا معلق مانده ام. در آنجا غير از خودم و بزرگترين اميد زندگى ام كه مرا در آن تنهايى ملال انگيز شادمان مى كرد، كسى را پيرامونم نمى ديدم. پزشكان دستور داده بودند از هرگونه خستگى اجتناب كنم و همه توجه خود را به مراقبت از تنها چيزى كه نخست آرزوى آن را داشتم، معطوف كنم؛ به دنيا آوردن بچه...
در آن روزها با خود فكر مى كردم چه كنم كه ماههاى دراز باردارى را بگذرانم، كارى كه اضطراب انتظار را از مغزم پاك كند.
با همكارى منشى وفادارم سعى كردم ساعاتى از روز به آشپزى بپردازم. در ابتدا غذا پختن كار شوق انگيزى به نظر مى رسيد، اما مدتى بعد به صورت يك كار روزمره و يكنواخت درآمد، با اين همه اين لطف را داشت كه مرا وادار كرد به گذشته ها فكر نكنم و غذاهايى كه دوست داشتم، بپزم.
به اعتقاد من، غذايى كه مى پزيد و سر سفره مى بريد، اول رايحه و عطرى كه از آن برمى خيزد، مورد تحسين قرار مى گيرد، بعد شكل و جلوه و تزئينى كه دارد و سپس مزه آن. در واقع يك انسان خبره و غذاشناس به ديس غذا كه نگاه مى افكند و بوى آن را استشمام مى كند، مى فهمد غذا چه وضعى دارد، طبيعى است كه علاوه بر تزئين غذا، شيوه چيدن ميز هم در ايجاد يك محيط دلپذير و اشتها آور بسيار مؤثر است. لازم است در وسايل صرف غذا و تزئين ميز با نوع غذايى كه صرف مى شود، هماهنگى وجود داشته باشد، علاوه بر اين، رعايت هماهنگى ميز غذا با ميهمان يا ميهمانانى كه دعوت مى شوند، ضرورت دارد.
بهره گيرى از روانشناسى براى گستردن يك سفره دلپذير سودمند است. اگر يك بانوى خانه دار، به سليقه و پسند ميهمانانش وارد باشد و اندكى كنجكاوى به خرج بدهد، غذايى كه تدارك مى بيند، گواراتر خواهد بود. من با اين كه در خانه ام يك آشپز خوب دارم، اما هر وقت ميهمان دارم، حداقل يك نوع غذا را خودم مى پزم و به ميهمانان مى گويم: اين غذا را خودم مخصوص شما درست كردم. نمى دانيد با گفتن اين جمله، چه محيطى توأم با دوستى و تفاهم به وجود مى آيد.»
به هر حال كتاب آشپزى خانم سوفيا لورن براى آدمهاى معمولى كاربردى ندارد. اين كتاب بوى رفاه مى دهد!
پيشنهاد سرآشپز
ساندويچ پان بانيا و كلاب ساندويج
شما طرفدار چه نوع غذايى هستيد، غذاى گوشتى، خوراك، غذاى سنتى و يا...؟
به هرحال ما تصور مى كنيم كه ترجيح مى دهيد آخر غذاى هفته را كنار خانواده و البته در حين تفريح ميل كنيد.
اگر دوست داشته باشيد آخرين شام هفته را كنار اعضاى خانواده در پارك و يا يك مركز تفريحى در دل طبيعت ميل كنيد، ساندويچ غذاى راحت و دلپذيرى است. در رابطه با فلسفه ساندويچ و اين كه از چه زمانى و چگونه ساندويچ به ليست غذايى مردم دنيا اضافه شد، قصه ها و روايات فراوانى وجود دارد. در يكى از اين روايات آمده است: سالها پيش يك لرد انگليسى به نام لرد «ساندويچ» زندگى مى كرد. او فردى پرمشغله بود و علاقه او به كار آنقدر زياد بود كه حتى حوصله بلند شدن از سر ميز و غذا خوردن را هم نداشت، اما از آنجا كه انسانها بالاخره براى هر مسأله اى، راه حلى پيدا مى كنند، اين لرد انگليسى هم راه حل جالبى پيدا كرد!
لرد «ساندويچ» خوراكى هاى مختلف را بين دو قطعه نان قرار داد و به اين ترتيب بدون اين كه از سر ميز بلند شود، در حين كار غذايش را مى خورد. به اين شكل به تدريج «ساندويچ» شهرتى جهانى يافت و امروز در سراسر دنيا طرفداران بسيارى دارد. با اين مقدمه كوتاه در زمينه تاريخچه پيدايش ساندويچ به سراغ طرز تهيه دو نوع ساندويچ براى آخرين شام هفته مى رويم:
> ساندويچ «پان بانيا»
يك كاسه بزرگ برداريد و مواد زير را در آن ريخته و با هم مخلوط كنيد.
كنسرو ماهى تن، سس مايونز، تخم مرغ پخته رنده شده، خيارشور خرد شده، كاهو و فلفل سبز خرد شده به اضافه نمك و فلفل. مقدار مواد با توجه به ذائقه و سليقه خود شماست و مى توانيد اين مواد را درون نان همبرگر و يا بين دو ورقه نان تست گذاشته و ميل كنيد.
> كلاب ساندويچ
اين ساندويچ از جمله ساندويچ هاى سه طبقه است. روى نان تست كمى كره يا سس مايونز بماليد و سپس روى هر ورقه تست يك ورقه سينه مرغ آب پز، يك ورقه كاهو، يك ورقه گوجه فرنگى و يك ورقه ژامبون يا سوسيس قرار دهيد (در انگلستان به جاى سينه مرغ از سينه بوقلمون استفاده مى شود). هنگامى كه در ميان سه برش نان تست مواد گفته شده را قرار داديد، به وسيله چهار خلال دندان نانهاى تست را به يكديگر وصل كنيد.
آخرين غذاى هفته نوش جان.
سوپ عدسى
گرچه در گرماى فصل تابستان، خوردن سوپ و آش لطف چندانى ندارد، ولى براى چيدن يك سفره كامل بخصوص هنگامى كه در جمع ميهمانان شما افراد نكته سنج و ريزبينى كه از هر كاهى، كوهى مى سازند، وجود داشته باشند، هرگز نبايد يك پيش غذاى خوشمزه را فراموش كرد. ما دراينجا تعداد ميهمانها را هشت نفر فرض كرده ايم، اما شما مى توانيد مقدار مواد اوليه را با توجه به تعداد ميهمانها تغيير دهيد.
عدس ۲ پيمانه، سيب زمينى (به صورت نگينى خرد شده) ۴۰۰ گرم، هويج فرنگى (به صورت نگينى خرد شده) ۴۰۰ گرم، ساقه كرفس (به صورت حلقه هاى نازك) ۲۵۰ گرم، تره، جعفرى و گشنيز (خرد شده) ۲۰۰ گرم و آب ۲ ليتر.
حالا بايد اين مواد را براى پخت آماده كنيد.
عدسهايى را كه قبلاً خيس كرده ايد، همراه با ساقه كرفس و هويج در آب بپزيد و بعد از مدتى سيب زمينى و سبزى را هم اضافه كنيد و بگذاريد روى شعله ملايم بپزند.
بعد از تهيه غذا، مى توانيد مقدارى آبليمو هم به سوپتان اضافه كنيد. تمام شد، پيش غذا آماده است.
دسر طالبى با ژله
در فصل تابستان با توجه به فراوانى و تنوع انواع ميوه ها براى دسترسى به دسرهاى خوشمزه و مناسب مشكلى نداريم. دسر طالبى يكى از دسرهاى مناسب اين فصل است كه علاوه بر طعم دلچسب، منظره زيبايى به سفره شما مى بخشد.
موارد مورد نياز براى تهيه دسر طالبى:
طالبى كوچك، يك بسته ژلاتين، ۲۵۰ گرم خامه، ۳ عدد سفيده تخم مرغ، قند سائيده شده يك چهارم فنجان، شكر يك چهارم فنجان، ۲۰۰ گرم گردوى خرد شده، كمپوت سيب يا آناناس خرد شده جهت تزئين دسر، دو فنجان از چند نوع ميوه خرد شده.
طرز تهيه هم چندان دشوار نيست. با كمى حوصله هر كارى درست مى شود. اول طالبى ها را پوست مى كنيم و تخمه هاى آن را بيرون مى آوريم. سپس ژله را در آب داغ حل مى كنيم و سپس آب سرد به آن اضافه كرده و خوب هم مى زنيم وقتى ژله خنك شد آن را داخل يخچال قرار مى دهيم. حالا نوبت به خامه، سفيده هاى تخم مرغ و قند سائيده شده است كه خوب مخلوط شوند، اين مواد را هم در يخچال قرار مى دهيم. بعد از اينكه ژله تقريباً بسته شد، آن را با ميوه هاى خرد شده اى كه به سليقه خود آماده كرده ايم مخلوط مى كنيم و داخل طالبى ها را با آن پر مى كنيم. سرطالبى ها را مى پوشانيم و داخل يخچال قرار مى دهيم تا ژله كاملاً سفت شود. در مرحله آخر روى دسر را با خامه و گردوى خرد شده تزئين مى كنيم و كمپوت سيب يا آناناس خرد شده را اطراف آن مى چينيم. در صورت تمايل مى توانيد سفيده تخم مرغ را در تهيه اين دسر حذف كنيد. ما كه باشيم همين كار را مى كنيم!
كشك بادمجان براى روزهاى سخت
ما فرض را بر اين مى گذاريم كه در خانه نه برنج داريم و نه گوشت و حالا مانده ايد كه با چه غذايى شكم خود و خانواده را سير كنيد.
اگر در منزل برنج نداريد و احياناً گوشتتان هم تمام شده است، در ضمن تا ظهر وقتى باقى نمانده و بايد هرچه سريعتر تدارك ناهار ببينيد، بهترين غذايى كه علاوه بر خوشمزگى با حداقل امكانات و زمان تهيه مى شود، كشك بادمجان است. خوشبختانه هنوز خريدن چند بادمجان، يك پياز و حبه سير براى ما وجود دارد.
تمام موادى كه براى تهيه اين غذاى لذيذ نياز داريد به شرح زير است: ۱ كيلو بادمجان، ۴ قاشق روغن، ۱ عدد پياز، ۱۵گرم كشك، ۵ حبه يا بيشتر سير و نمك و فلفل و زردچوبه. اين مواد را كه تهيه كرديد، ديگر مشكل چندانى براى پايان بخشيدن به مهمترين نياز بشر ـ خوردن ـ نداريد. طرز پخت آسان است.
روى شعله
قبل از هر كارى بادمجان ها را بى رحمانه كباب كنيد و خوب بكوبيد. سير وپياز را كمى در روغن تفت دهيد و بادمجان ها را به آن اضافه كنيد. در اين مرحله زردچوبه و فلفل را هم به مواد بيفزاييد و دوباره كمى تفت دهيد. يك استكان آب روى غذا بريزيد و در آن را ببنديد تا با حرارت خوب بپزد. در آخر كشك و نمك را هم به غذايتان اضافه كنيد. مى توانيد بنا به سليقه خود ـ البته اگر حوصله داشتيد ـ روى كشك و بادمجان را با نعناع و پيازداغ تزئين كنيد.
خاصيت
اگر فكر مى كنيد اين غذا جايگزين مناسبى براى برنج، گوشت و مرغ نيست، سخت در اشتباه هستيد.
بادمجان داراى طبيعت گرمى است و موادمعدنى و ويتامين هاى گوناگونى دارد. براى بيماران قندى و كسانى كه دچار فشار خون و ناراحتى كليه هستند ـ كه اميدواريم شما جزوشان نباشيد ـ بسيار مفيد و مقوى معده است. بوى عرق بدن و زيربغل و كشاله ران را برطرف مى كند و ضدعصبانيت است كه اين آخرى در جامعه ما اهميت فراوانى دارد. البته مواظب پرخورى هم باشيد.
بادمجان در برخى افراد موجب حساسيت مى شود. در خوردن آن بايد اعتدال را رعايت نمود. شما كه پرخور نيستيد؟! از بادمجان كه بگذريم به سير مى رسيم.
سير محرك اشتهاست. ضدعفونى كننده ريه هاست و به همين دليل در بهبود بيمارى هايى از قبيل آسم، برونشيت و بخصوص سياه سرفه مفيد است. در فصل زمستان هنگامى كه گريپ رواج پيدا مى كند، جويدن يك حبه سير در روز مانع از سرايت اين بيمارى و بيماريهاى ديگرى از قبيل گلودرد و ورم حلق مى شود. سير خاصيت ضدانگل دارد و براى روده بسيار مفيد است. البته كسانى كه دستگاه گوارش حساسى دارند بهتر است از خوردن سير بپرهيزند. افرادى كه مجبور به خوردن غذاهاى بى نمك هستند با طعم سير مى توانند بى نمكى غذاى خود را از بين ببرند. اگر به بوى بد سير فكر مى كنيد ما راه حل آن را هم در اختيارتان مى گذاريم.
بيشتر مردم به خاطر پايدار بودن بوى سير در دهان از خوردن اين ماده خوراكى با ارزش خوددارى مى كنند، در حالى كه سير در سالم سازى بدن نقش مؤثرى ايفا مى كند.
براى از بين بردن بوى سير كافى است چند برگ نعناع يا جعفرى تازه را جويده و يا چند دانه قهوه نكوبيده را در دهان مزه  مزه كنيد. خوردن سيب هم خالى از تأثير نيست. براى برطرف كردن بوى سير از دست ها هم كمى تفاله قهوه كارساز است.
به هر حال هر چيز خوبى، بدى هايى هم دارد. شما به اين فكر كنيد كه سير همراه با جعفرى خردشده و كره آب شده طعم بسيار خوبى به غذاهاى شما مى دهد.
و عاقبت كشك
كشك داراى پروتئين، چربى، كلسيم و آهن است و مى توان گفت در هر ۱۰۰ گرم كشك حدود ۸۸ كالرى انرژى وجود دارد. حالا راضى شديد كه كشك بادمجان هم غذاى مفيدى است. راستى پس از خوردن اين غذا مى توانيد در حس روشنفكرى هم فرو برويد؛ شما يك روز گوشت نخورده ايد!
درد سرهاى ميوه اى
176706.jpg
همه ما با هر علاقه و ذائقه اى ميوه و سبزيجات را دوست داريم و آنها را در فهرست خوراكى هاى روزانه مان قرارمى دهيم. اين موضوع باعث شده است كه اكثر اوقات ميوه و سبزيجات در ليست خريدهاى ما قرارداشته باشند و خريد آنها به يكى از مشغوليات زندگى ما تبديل شود.
گفتيم ذائقه و علاقه. هردو اينها يكى از مهمترين چيزهايى هستند كه به ما قدرت انتخاب مى دهند و درحقيقت باعث مى شوند تا بعضى از خوراكى ها را به بعضى ديگر ترجيح بدهيم. اما علاوه بر اينها همان چيزى كه اصطلاحاً به آنها هوس كردن مى گوييم هم در انتخاب ما مؤثر است. بنابر تمام اين دلايل ما هيچ وقت نمى توانيم ميوه و سبزيجات را از ميان خوراكى هاى موردنياز بدنمان حذف كنيم و هميشه طبق عادتى كه داريم در طول روز، بين سه وعده غذايمان و حتى همراه با غذا آنها را مصرف مى كنيم. اما خدا نكند كه وقتى هوس ميوه كرديم و سر يخچال رفتيم با صحنه بد يخچال خالى مواجه شويم. اين صحنه بد باعث مى شود تا عزممان را براى يك خريد حسابى جزم كنيم. احتمالاً اولين جايى كه براى خريد ميوه و سبزى به ذهنمان مى رسد ميدانهاى ميوه و تربار هستند كه در سطح شهر و در هر محله اى قراردارند.
اجتماع ميوه ها
خيلى كم پيش مى آيد كه هر چيزى به راحتى به دست بيايد، اصولاً گلهاى زيبا خارهايى هم در كنارشان مى رويد. اگر مراحل خريد ميوه و سبزيجات از ميدان اصلى تربار تا فروش و عرضه آن در ميدانهاى زيرمجموعه آن را بررسى كنيم متوجه مى شويم كه در كنار تمام امتيازات اين ميدانها مواردى هم وجود دارد كه باعث مى شود بعضى از ما خريد از مغازه هاى ميوه فروشى را به اين مراكز ترجيح دهيم. روند كلى كار به اين صورت است كه تمام فروشنده هاى مغازه ها و صاحبان غرفه ها در ميدانهاى تربار اجناس و درواقع ميوه هاى خود را از ميدان اصلى ميوه و تربار تهران در اتوبان آزادگان تهيه كرده و مى خرند. البته در اين ميان بعضى از آنها هم ميوه ها را مستقيماً از زمين و از خود كشاورز مى خرند. آنها اين كار را به اين علت انجام مى دهندكه بخاطر حذف هزينه هايى مثل حمل بار از زمين تا ميدان اصلى و ... با قيمت كمترى ميوه ها را بخرند. اما كمتر خريداران عمده ميوه، از نيمه هاى شب در صف خريد ميوه در ميدان اصلى مى ايستند تا بعد از وزن كشى و خريد ميوه ها و اجناس موردنظرشان آنها را بار بزنند و تا صبح به مغازه ها و غرفه هايشان برسانند. بعد از آنكه بارها به مقصد رسيدند، در آنجا كارگرها اصطلاحاً ميوه ها را سورت مى كنند. اين كار در واقع جدا كردن ميوه هاى خراب و لهيده از ميوه هاى سالم است. تا اينجا همه شرايط براى مغازه دارها و صاحبان غرفه ها در ميدانهاى تربار يكسان است. اما فكر مى كنيد علت تفاوت قيمتها در مغازه ها و ميدانهاى تربار و تنوع بيشتر ميوه ها در مغازه ها چه چيزى مى تواند باشد؟ حتماً اگر كمى فكر كنيد متوجه مى شويد. همانطورى كه همه ما مى دانيم ميدانهاى تربار مكانهايى هستند كه مردم و افراد مختلف از قشرهاى متفاوت و البته اكثراً متوسط و كم درآمد براى خريد به آنجا مى روند. پس قيمتها بايد در حدى باشد كه هركسى با هر توان مالى بتواند از آنجا خريد كند و به همين علت است كه سازمان ميادين ميوه و تربار بر اين قيمتها نظارت كرده و هفته اى يكبار هم ليست جديدى براى قيمتهاى ميوه و تربار به اين ميدانها ارسال مى كند. بنابراين مأموران خريد هر غرفه بايد براساس قيمتهاى تعيين شده ميوه ها را بخرند كه مسلماً به علت پايين بودن نسبى اين قيمتها، نبايد انتظار داشته باشيم كه كيفيت اين ميوه ها به خوبى كيفيت ميوه هايى باشد كه تقريباً تميز و پاك شده و در ظروف يكبار مصرف در مغازه ها و فروشگاههاى ميوه فروشى لوكس به فروش مى رسند.
جاى خالى ميوه
علاوه بر اينها امسال همه ما ديديم كه ميوه هاى زيادى در مغازه ها وجود دارند كه در ميدانهاى تربار ديده نمى شوند. اين موضوع دلايل زيادى دارد كه يكى از آنها و در واقع مهمترين شان هواى سرد بهار امسال است. اواخر اسفندماه سال پيش وقتى هوا كم كم گرم مى شد و شكوفه هاى بهارى درختها مى روييدند، با آمدن فصل بهار و در همان روزهاى اول هو ايكدفعه سرد شد و باد و باران شديدى باريد و باعث شد بسيارى از باغهاى ميوه و زمينهاى صيفى كارى در بعضى شهرهاى ايران آسيب ببيند.
بخاطر اين اتفاق بعضى از ميوه ها و محصولات كشاورزى بسيار كمتر از سال قبل در بازار عرضه شدند و مسلماً هم قيمت آنها خيلى بالا رفت. به همين علت هم هست كه امسال ميوه هايى مثل انجير، شاتوت، آلو قطره طلا، آلبالو و گيلاس را فقط در مغازه ها و فروشگاههاى ميوه فروشى و آن هم با قيمتهاى زياد مى بينيم.
اما اين دلايل براى بدن و دل ما اصلاً قابل توجيه نيست، و زمانى كه هوس يكى از اين ميوه ها را بكنيم، مجبور مى شويم به هر نحوى آنها را تهيه كنيم و اگر اين كار را نكنيم بايد تا تابستان سال آينده فقط با تصور مزه آن دلمان را خوش كنيم. چاره اى نيست، سركيسه را شل كنيد!
ازدواج با عروس دريايى
ادامه مطلب اصلى
حاشيه هاى زير آب
اينجا ديگر از نگاه هاى معنى دار خواهرشوهر، مادرعروس و... خبرى نيست. اگر هم باشد با آن ماسك هاى اكسيژن كه پيدا نيست. زير آب احتمالاً خبرى از گروه موزيك كه تنها يك كيبورد دارند و خودشان را اركستر مى نامند(!) هم نيست. پس زير آب چه خبر است؟ چاره اى نيست، بايد به قوه تخيل رجوع كنيم.
زير آب هيچ مبلى نيست كه زوج خوشبخت داستان ما روى آن بنشينند، پس احتمالاً مى شود از يك زوج لاك پشت بدبخت استفاده كرد.اين جشن ازدواج چندان هم شلوغ نيست. گرچه اغلب مردم ايران مى توانند حداقل اولين مراسم را روى صفحه تلويزيون ببينند، اما همراهان شما فقط كسانى هستند كه يا غواصى بلدند يا ياد گرفته اند. شما كه قصد نداريد پدر و مادر خود را سر پيرى وادار به معركه گيرى ـ بخوانيد آموختن غواصى ـ كنيد؟! پس اغلب مهمانان شما را گياهان و حيوانات آبزى تشكيل مى دهند.
از اين حرفها كه بگذريم، مى رسيم به جريان بله گفتن عروس خانم ها. حتماً مى دانيد كه رسم اين است كه عروس خانم تا ۳ بار جمله «قبول است» را نشنود، «بله» نگويد. بنابراين اگر زير آب عاقد بگويد «قبول است»، دفعه اول همراهان مى توانند، به جاى «عروس رفته گل بچينه» بگويند عروس رفته «مرجان بچينه»، دفعه دوم هم با عروس رفته مرواريد پيدا كنه، تمام مى شود و بالاخره دفعه سوم اگر دسته كوسه ها وارد مراسم نشوند، يك بله از دهان عروس خانم بيرون مى آيد. البته اگر تصميم گرفتيد كه عروسى خود را زير آب جشن بگيريد اما توصيه مى كنيم كه قواعد معمول را فراموش كنيد و همان دفعه اول بله را بگوييد. ما براى اين توصيه، دلايل قانع كننده اى هم داريم. اول اينكه صداى شما زير آب به سختى و با كمك سيستم هاى صوتى به گوش داماد بيچاره مى رسد بهتر است كه اين بار به احترام بزرگترها كه زير آب به نفس نفس افتاده اند، همان دفعه اول «بله» را بگوييد. از اين گذشته آب خليج فارس كوسه هم دارد و ممكن است كه عروسى تبديل به عزا شود. اگر قانع نشديد، اصل مطلب را بگوييم. اگر «پرى دريايى» به مراسم شما بيايد و روبروى داماد بنشيند، تكليف چيست؟!
بين الملل
حالا كه بحث به ازدواج زير آبى مربوط است، اجازه بدهيد اين موضوع را در ساير كشورها هم بررسى كنيم. طبق معمول اين فقط ما هستيم كه از شنيدن خبر ازدواج زير آبى چشم هايمان گرد مى شود و آن را تيتر يك مى كنيم. ازدواج زير آبى در ساير نقاط جهان كاملاً جا افتاده و شركت هاى فراوانى هستند كه اين مراسم را برگزار مى كنند. حتى هر ساله در تايلند جشنواره اى برگزار مى شود كه يكى از بخش هاى آن مراسم ازدواج زيرآب است. در دوره اخير اين جشنواره، ۳۰ زوج از ۲۷ كشور حضور داشتند.اما مسأله اين است كه براى آن جماعت جمله «دل خوش سيرى چند؟» بى مفهوم است!
پشت پرده عروسى
طبق معمول هر ازدواجى، مسائل پشت پرده دارد. اين بار البته بحث فراتر از حرف هاى در گوشى، نگاه هاى پرمعنى و ...است. پشت پرده عروسى منحصر به فرد شما متعلق به بخش تبليغات است. يكسرى از اين تبليغات با هدف باد كردن جيب هايى كه شما حتى صاحبانشان را نمى شناسيد، انجام مى شود و بخش ديگر جهت جذب توريست. هدف اگر اين آخرى باشد، عرق ملى ما را به زير خاك هم مى كشد، آب كه جاى خود دارد!
بيرون از آب
فكر مى كنيد، چه انگيزه اى زوج هاى جوان را زير آب مى كشد؟ مشكلات مالى؟ اختلاف طبقاتى؟ تفاوت طرز فكر؟ نه دوست عزيز، اين همه نوشتيم هنوز فكر مى كنى منظورمان از زير آب رفتن، پايان زندگى مشترك است؟! نه، ما مى خواهيم انگيزه هاى مردم براى ازدواج زير آب را بررسى كنيم. طبيعى است كه اولين نكته مربوط باشد به علاقه عروس و داماد به آب، دريا و موجودات داخل آن. مثلاً دامادى كه تا پيش از آشنايى با عروس خانم عاشق ماهى هاى آكواريومش بوده يا عروس خانمى كه به عشق دريا هر هفته در سفر است، چه شروعى بهتر از اين براى زندگى مشتركشان مى خواهند؟ مسأله ديگر علاقه به متفاوت بودن است. خيلى ها دوست دارند مراسمشان با بقيه فرق داشته باشد.اين گروه هم چاره اى جز تن به آب زدن ندارند. البته ازدواج هاى متفاوت ديگرى هم هست. مثلاً ازدواج روى قله كوه يا ازدواج روى هوا كه پس از خروج عروس، داماد و عاقد از هواپيما، روى آسمان برگزار مى شود. با اين حال اعتمادى به چتر نجات نيست؛ اگر باز نشد، از ما گلايه اى نداشته باشيد!
آخر ماجرا
مى خواهيم ماجرا را تمام كنيم. راستش گزارش ازدواج زير آب همين بود كه خوانديداما مسأله اين است كه چند جمله در گلويمان گير كرده و حس مى كنيم اگر نگوييم، خفه مى شويم.
كور شويم اگر دروغ بگوييم.ما اين گزارش را نوشتيم تا اطلاع رسانى كرده باشيم و احتمالاً حس كنجكاوى شما برطرف شده باشد. شايد براى بعضى ها ازدواج زير آب يك تفريح هيجان انگيز باشد اما مشكل اين است كه براى خيلى ها، رؤياى ازدواج دست نيافتنى است، چه برسد به ازدواج واقعى!
يادتان باشد كه ما براى نوشتن اين گزارش از شما قول گرفتيم، حالا نكند كه شما روى شرط ما شرط بگذاريد و وقتى داماد به خواستگارى دخترتان آمد، ازدواج زير آب را هم به داشتن خانه، ماشين و تلفن همراه و درآمد ماهى يك ميليون تومان اضافه كنيد؟! تا پيش ازاينكه ازدواج زيرآب در ايران آغاز شود، شنيده بوديم كه بعضى از دخترخانم ها براى شب عروسى سفارش هليكوپتر داده اند، حالا اگر كسى دستور اجراى مراسم در زير آب را بدهد، دودش مستقيم مى رود به چشم ما. گرچه آبى رنگ آرامش است و رنگ آب دريا هم آبى است اما حتى زيرآب رفتن و عروس دريايى شدن هم تضمينى براى خوشبختى نيست. بگذاريد زمينى باقى بمانيم!
از شاه گولى تا ائل گولى
چمدان هايتان را ببنديد، قصد سفر داريم. اين سفر از روى كاغذ آغاز مى شود و به يكى از نقاط ايران ختم مى شود. نه، لطفاً گزارش سفر ما را از حضور چشم هايتان محروم نكنيد. راستش مى دانيم كه شايد حوصله سفر نداشته باشيد اما ما جرقه سفر را مى زنيم و آتشش با بچه هاى خانه كه تعطيلات تابستان را پشت سر مى گذارند!
شناخت
برفرض كه شما پيشنهاد ما را پذيرفتيد و هوس سفر كرديد. ما مى خواهيم به تبريز برويم، با ما مى آييد؟ چى؟ بله؟ خوشحاليم كه براى اولين بار هرچه مى گوييم با مخالفت مواجه نمى شود. بگذريم، تبريز را خوب مى شناسيديا نه؟ ببخشيد، ما ناچاريم اين مطلب را براى استفاده همه بنويسيم. پس مثل معلم زبان، همه چيز را از پايه آغاز مى كنيم. قبل از آنكه باد چرخ هاى خودرويتان را ميزان كنيد، روغن عوض كنيد يا به فكر تهيه بليت سفر باشيد، كمى با پيشينه شهرى كه مى خواهيد به آن سفر كنيد، آشنا شويد.
پروفسور مينورسكى، مؤلف كتاب تاريخ تبريز معتقد است كه «تبريز» همان شهر «تارماكيس» است كه سارگن دوم ـ پادشاه آشور ـ در كتيبه اش از آن نام برده. عده اى ديگر از مورخان هم مى گويند تبريز همان تربيس است كه سناخريب در كتيبه هايش از آن نام برده و بالاخره عده اى هم تبريز امروزى را شهر تكامل يافته از قله اى تاريخى به نام «تارويى» مى دانند. اما تا بحث روشنفكرانه نشده، از كتيبه ها بيرون مى آييم و به تبريز امروز باز مى گرديم.
اسكان
فرض محال كه محال نيست. اين چند خط هم كه مى خوانيد فقط يك مطلب است، پس خيلى راحت از جاده پرپيچ و خم مى گذريم و به مقصد مى رسيم، خسته نباشيد، به تبريز خوش آمديد.
بعد از رسيدن نوبت استراحت است اما كجا؟ اگر اهل تبريز باشيد كه حتماً خانه قوم و خويش براى پذيرايى از شما آماده است. با اين حال ما به شما اسكان در خانه دوستان و نزديكان را توصيه نمى كنيم، مگر اينكه از حالا براى مسابقه برگشت ـ حضور دوستان تبريزى در شهر شما ـ آماده باشيد!
به اين ترتيب كلمه اى ۳ حرفى در ذهنتان نقش مى بندد، هتل. حالا كه ما با همسفر شديد، بگذاريد آدرس هتل هاى معروف تبريز را دراختيارتان بگذاريم، در تور گردشگرى ما فكر تمام نيازهاى شما شده است. اگر جيب هايتان خيلى پر است و عادت داريد تنها در بهترين هتل شهر بخوابيد، بايد در تبريز سراغ تبريز را بگيريد؛ هتل تبريز. اين هتل ۴ ستاره را مى توانيد در ميدان دانشگاه، خيابان امام خمينى (ره) ببينيد. اگر ترجيح مى دهيد از هتل تنها براى خوابيدن استفاده كنيد، ما پيشنهاد مى كنيم سرى به ميدان باغ گلستان بزنيد. آنجا دو هتل سينا و مرواريد آماده پذيرايى از شما هستند. از آنجايى كه قبل از سفر به تبريز حتماً نام ائل گولى را شنيده ايد، هتل ائل گولى هم گزينه مناسبى است كه با ۳ ستاره در ائل گولى خودنمايى مى كند. هتل دريا در خيابان ۲۲ بهمن از ديگر مكانهاى مناسب براى اسكان شما در تبريز است. آذربايجان، ارگ، مرمر و گسترش را هم گوشه ذهنتان داشته باشيد، شايد از بخت بد ما و شما ظرفيت هتلهاى تبريز تكميل باشد.
طبيعت
حالا يك روز است كه در تبريز هستيم. بس است ديگر، براى خوابيدن كه نيامده ايم، اين شهر پر از مكانها و مناطق ديدنى است. خودتان مى دانيد؟ پس چرا روى تخت دراز كشيده ايد و به سقف زل زده ايد.
حالا كه به سفر آمده ايد، بى حوصله نباشيد، مى خواهيم با هم اطراف شهر را بگرديم. اين تبريز به حدى جذاب است كه نمى دانيم از كجايش گردش را آغاز كنيم.
با طبيعت ميانه خوبى داريد؟ پس برويم. اول ۱۰ كيلومتر از طرف شمال تبريز بيرون مى رويم. مقصد ما رودخانه آجى چاى يا تلخه رود است. اين رودخانه كه مهمترين رود دشت تبريز است در دره هاى كوه عينالى (سرخاب) واقع است. فكرش را بكنيد، يك صبح خنك با اعضاى خانواده كنار رود آجى چاى، اينجا يك چاى خوشرنگ چقدر مى چسبد. اگر آدم ماجراجويى هستيد، ما چند جاى ديگر از طبيعت تبريز را هم به شما معرفى كنيم. مثلاً درياچه قورى گول در ۴۵ كيلومترى جاده تهران ـ تبريز، سد خاكى مينق در ۹۵ كيلومترى شمال شرقى تبريز، روستاى كندوان در ۶۲ كيلومترى تبريز ـ اين روستا در دره و كنار رودخانه واقع شده و چشمه آب معدنى اش بيماران كليوى را از نقاط دور و نزديك به سمت خود مى كشاند كوه موروداغ در ۳۶ كيلومترى غرب تبريز، غار اسكندر در ۳۰ كيلومترى تبريز و بالاخره دره ليقوان ـ كه نام پنيرش را حتماً شنيده ايد ـ در جنوب شرقى تبريز. دره ليقوان اتفاقاً مخصوص پذيرايى از ميهمانان در فصل تابستان است. محصولات باغهاى ميوه ليقوان به تازه واردها چشمك مى زنند. افسوس كه صفحه ما مقابل جذابيتهاى فراوان تبريز احساس حقارت مى كند.
تاريخ
گردش در اطراف تبريز چطور بود؟ خوش گذشت؟ حالا نوبت پرسه زدن در داخل شهر است. آثار باستانى تبريز را مردم آن سوى دنيا هم مى شناسند، ما كه همين بغل هستيم.به كاخ شهردارى تبريز كه نگاه كنيد، بدون شك ياد آلمان قبل از جنگ جهانى دوم مى افتيد كه كاخ كه در سال ۱۳۱۲ ساخته شده يك ساعت معروف دارد كه باعث شد، اسم ميدان روبرويش را هم ميدان ساعت بگذارند. عمارت ائل گولى يا استخر مردم هم كه نياز به توضيح اضافى ندارد. فقط اسم اين عمارت قبلاً شاه گولى بود كه حالا شده ائل گولى. بقاياى عمارت ربع رشيدى، گورستان پنبه شلوار ـ در سردر اين گورستان يك شير سنگى وجود دارد كه از شاهكارهاى هنر مجسمه سازى است ـ مدرسه طالبيه، مدرسه اكبريه، مسجد جهانشاه يا كبود، مسجد ارك، مسجد جامع، مسجد ظاهريه، مقبره الشعرا ـ آرامگاه محمدحسين شهريار در اين مكان قرار دارد ـ بقعه صاحب الامر، بقعه سيدابراهيم ـ بر ديوار غربى اين بقعه تصوير كف دست حك شده كه مردم معتقدند جاى دست يكى از معصومين است ـ امامزاده دال و زال، كليساى مريم مقدس، كليساى سركيس مقدس و كليساى شوقات، از ديگر مراكز ديدنى تبريز هستند كه نمى شود به اين شهر سفر كنيد و آنها را نبينيد.
بازار تبريز
از هرچه كه بگذريم، سخن دوست خوشتر است. اين شترى است كه دم در خانه هر مرد خانواده اى مى خوابد. حالا وقت عبور از دالان هاى جذاب بازار تبريز است.
بازار تبريز، از لحاظ معمارى، آرايش مغازه ها، دالان ها، راسته ها، مشاغل و حرفه ها، زيباترين بازار در خاورميانه است. بازار امير (بورس طلا و جواهر)، بازار مظفريه (محل خريد فرش آذربايجان)، راسته بازار (اجناس متنوع)، از مهمترين بازارهاى بازار بزرگ تبريز هستند. مراقب چشم هاى همسرتان و كاهش حجم جيبتان باشيد!
بازگشت
مى دانيم كه خيلى خوش گذشت اما هر رفتى، بازگشتى دارد. تور تبريز به پايانش نزديك مى شود؛ ما به خانه برمى گرديم. آخ، نزديك بود سوغاتى يادمان برود. براى آنهايى كه در شهر خودمان دلشان براى ما تنگ شده چه هديه اى ببريم؟
سوغات معروف تبريز را برايتان نام مى بريم . به جيب هايتان نگاه كنيد و با سليقه خودتان سوغاتى مناسب را انتخاب كنيد. قالى، نقره، سفال، سوزن دوزى، سبد، قلاب بافى، حرير و ابريشم بافى، حوله و پتو، گليم و جاجيم، مفرش بافى، خورجين، كفش، آجيل و شيرينى. انتخاب كرديد؟ مبارك است، حالا مراقب جاده بازگشت باشيد، ما ديگر با شما همراه نيستيم. بايد در تبريز بمانيم و براى سفر بعدى آماده شويم. سفر خوبى داشته باشيد.
بفرماييد بنشينيد!
ادامه از صفحه ۱
«مثلاً همين مبل چرمى ايتاليايى را كه ما سه ميليون تومان مى فروشيم، در مغازه هاى بالاى شهر پنج، شش ميليون مى فروشند. البته خوب آنها هم پول مغازه شان را مى گيرند. قيمت مغازه اينجا خيلى ارزان تر از خ جمهورى و شمال شهر است. براى همين قيمت وسايل هم آنجا گران تر است.» از خانواده هاى بالاى شهر هم يافت آباد زياد مى آيند: «خيلى ها ديگر اينجا را مى شناسند. البته بعضى ها حال و حوصله ندارند اين همه راه تا اينجابيايند.» ولى به نظر ما كه وقتى پاى چند ميليون در ميان باشد آدم تا كره مريخ هم مى رود چه رسد به يافت آباد! البته آمدن به اينجا دليل ديگرى هم دارد: «تنوع محصول اينجا زياد است. هر سليقه اى داشته باشيد مى توانيد اينجا مبلمان و وسايل مورد علاقه تان را پيدا كنيد.» اصلاً همه مغازه هاى شهر از همين جا، جنس هاى مغازه شان را تهيه مى كنند و شما آن مبلمانى را كه در فلان مغازه ديده ايد، حتماً مى توانيد اينجا پيدا كنيد. از مبل هاى استيل گرانقيمت كه آدم را ياد كاخ و زندگى هاى سلطنتى مى اندازد بگيريد تا طرح هاى جديدتر و مدرن تر و مبل هاى چرمى و حصيرى و ...
> پاساژ ـ پاركينگ
البته بجز آن چند تا پاساژ مدرن، بقيه مغازه ها به همان شكل قديمى وجود دارند. ولى ساخت و ساز هم در جريان است و احتمالاً تا چند وقت ديگر چهره اين بازار، حسابى عوض خواهدشد. ولى به هر حال در اينجا از هرگوشه كنارى براى فروش استفاده مى شود. مثلاً يكى از جالبترين آنها، پاركينگ هايى هستند كه به صورت بازارچه اى براى فروش درآمده اند. مغازه هاى كوچك دورتادور پاركينگ كه سايه بان  هم زده اند تا مبلمان ها را بتوانند بيرون هم بگذارند. اين طرف مغازه است و آن طرف ماشين هاى پارك شده و مردم هم زيرآفتاب در حال بازديد. راستى در پاركينگ هستيم، يك نكته جالب در مورد اينجا. برخلاف بقيه شهر، بيشترين ماشينى كه اينجا در رفت و آمد است و به چشمتان مى آيد، وانت است. هر جا نگاه كنيد در هر لحظه كلى وانت هاى جور واجور مى بينيد.
> مدرن و سنتى
نمى دانستيم مبل را هم وارد مى كنند. در واقع تنها مبل هاى چوبى و استيل در داخل كشور توليد مى شود و مبل هايى مثل مبل چرمى از خارج وارد مى شود. از كشورهايى مثل مالزى، چين و اسپانيا. البته چرمى ايتاليا از همه معروف تر است. مبل هاى چرمى خارجى كه كمتر از سه ميليون نمى توانيد پيداكنيد. مبل هايى كه يكى از دلايل علاقه مردم به آنها، راحت تميزكردنشان است، تنها با يك كهنه. اين را يكى از صاحبان مغازه ها مى گويد.
از كنار اين همه مبل در طرح ها و شكل هاى مختلف كه رد شويد به ياد چيزهاى مختلف مى افتيد. مبل هاى استيل با آن طرحهاى خاص شما را به گذشته مى برد و دورانى كه ظاهراً سپرى شده ولى هنوز دارد نفس مى كشد. وجود اين همه مبل استيل و خريداران پروپاقرص اين نوع مبل گران، نشان از زنده بودن آن دوران دارد. مبل هايى كه چندان راحت نيستند و تنها به درد مهمانى هاى رسمى مى خورد نه لم دادن و تلويزيون نگاه كردن و تخمه خوردن. يعنى همان خاصيت مبل هاى چرمى: راحتى. راحتى كه با يك نوع مدرن بودن هم همراه است و شكل و قيافه ديگرى به خانه مى دهد.
به هر حال هردوى اينها كنار هم با صلح و صفا زندگى مى كنند و به صاحبان مغازه هايشان سود مى رسانند!
راستى در آخر يكى از فوايد مبل فروشى را برايتان بگويم شايد به سرتان زد، شما هم به مبل فروش هاى يافت آباد بپيونديد. در اين مغازه ها بعدازظهرها كه مشترى كمتر است و صاحبان مغازه هم خسته،  تخت هاى تر و تميز داخل مغازه جان مى دهد براى يك خواب درست و حسابى. خودتان بياييد و ببينيد!
فال قهوه
روشنايى آب
يك فنجان قهوه در آرامش بعد از يك هفته كار سنگين خيلى مى چسبد. درست كردن قهوه كه كارى ندارد، اگر به صفحه خانه دارى مجموعه خانواده برنمى خورد ما در يك خط طرز تهيه اش را برايتان مى نوشتيم اما افسوس كه ما آدم هاى باانضباطى هستيم و حقوق ديگران را رعايت مى كنيم!
بگذريم، حرف ستون فال چيز ديگريست. طعم قهوه را كه كنار بگذاريم، اين نوشيدنى تلخ، شيرينى هايى هم در پى دارند. البته ما به فال اعتقادى نداريم اما پيش بينى روزهايى كه اهالى خانواده در هفته آينده پيش رو دارند، احتمالاً بايد سرگرمى جالبى براى آخر هفته شما باشد. پس حالا كه فال را جدى نمى گيريد و به آن تنها به عنوان يك سرگرمى نگاه مى كنيد، ما آرام، آرام فرصت سرگرم شدن را دراختيارتان مى گذاريم.
گرچه از بعضى چيزها هيچ آبى گرم نمى شود اما از قهوه مى شود. مثلاً اگر فنجان قهوه را برگردانيد و ته آن ربطى به آب داشته باشد، شما هفته خوبى پيش رو داريد. آب سرچشمه روشنى است و شما در هفته آينده مشكلاتتان را حل شده مى بينيد. آبشار هم يعنى پيشرفت در كار، موفقيت هاى اجتماعى و رسيدن به ترفيع و مقام. زياد كه قضيه را جدى نگرفتيد؟ اين فقط يك سرگرمى است. فقط!
گوپى
176709.jpg
گونه گوپى بومى آبهاى شمال-آمريكاى جنوبى است.جثه اى كوچك وباله هاى افشان رنگى دارد.نرها از ماده ها كوچكترند طول ماده معمولاً به۶ ونربه ۳سانتيمتر مى رسد.حدوداً نر نصف ماده است.نرها بسيار رنگين ترند باله هايى به رنگ غالب قرمز، زرد،نارنجى وكمى آبى رنگ دارد.رنگ ما ده ها مات ا ست.در آبهاى قليايى،نيمه سنگين و كمى شوربا دماى بين ۱۹ تا ۲۴درجه سانتيگراد به راحتى زندگى مى كند.اين ما هى صلح جو وآرام است و كمتر با ما هيهاى ديگر وارد نزاع مى شود.قدرت بدنى خوبى دارد و خود را با شرايط تطبيق مى دهد.به همين دليل برا ى نگهدارى در آ كواريومهاى اجتماعى پيشنهاد مى شود. شما دراين مورد مى توا نيد به تف


|   شناسنامه   |   آرشيو   |