جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Fri, Aug 6, 2004
هزارويك شهر
سال دهم - شماره ۲۸۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
گزارش ويژه
گزارش زندگى
نقش و نوا
فرهنگ و هنر
ورزشى
گوناگون
ارتباطات
هزارويك شهر
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
گارفيلد
شخصيتهاى اصلى
176730.jpg
ـ گارفيلد Garfield: گربه خپل نارنجى با خط هاى راه راه سياه و رفتار و منش مخصوص!
براى آشنايى بيشتر، مصاحبه اش را بخوانيد.
ـ اُدى Odie: سگ دوست داشتنى اما كودن! موهاى بدنش زرد است و گوش هاى قهوه اى دارد. تندتند و با دهن باز نفس مى كشد و معمولاً زبان خيلى بزرگش بيرون است. گارفيلد اغلب او را از سر ميز، بيرون شوت مى كند و سگ بيچاره هميشه قربانى شوخى هاى ديگران مى شود. او تنها شخصيت داستان است كه حرف نمى زند.
ـ جان ارباكل Jon Arbuckle: صاحب گارفيلد و ادى. يك خنگ دست و پا چلفتى به تمام معنا! بى نهايت در زمينه باحالى و ارتباط با ديگران كم مى آورد. هم صحبت و غذا دهنده اصلى گارفيلد كه اغلب، هدف اصلى شوخى هاى او هم هست. در اولين كميك استريپ ها يك كارتونيست بود (احتمالاً هنوز هم هست چون هرگز خلافش گفته نشده) اما تازگى ها اشاره اى به اين موضوع نشده.
ـ ارلن Arlene: دوست هر از گاهى گارفيلد. يك گربه صورتى لاغر كه به نظر مى آيد تنها شخص در دنيا است كه مى تواند با موفقيت سر به سر گارفيلد بگذارد.
ـ پوكى Pooky: خرس عروسكى گارفيلد
ـ نرمال Nermal: بچه گربه ناز و ملوس كه مدام ملوسيش را به رخ مى كشد و مى گويد گوگولى ترين بچه گربه جهان است و اين، گارفيلد را شديداً عصبانى مى كند نتيجه اين كه نرمال را با كشتى به ابوظبى مى فرستد!
***
داستان، شخصيت هاى فرعى ترى مثل مامان و باباو برادر جان(داك بوى) يا ليمان، ايرما، ليزا و آقاى پستچى دارد كه بعضى وقت ها سروكله شان پيدا مى شود و نمك ماجرا را بيشتر مى كنند.
لبخند گربه
ادامه از صفحه ۱
اين يكى از حس هايى است كه در فيلم درنيامده بعلاوه شوخى هاى كميك استريپ ها، كوتاه و مختصر و مفيدند طورى كه در دو سه كادر تمام مى شوند و خواننده را تا چند ساعت سوار موج مثبت خود نگه مى دارند اما انگار سازندگان فيلم شلنگ آبى به كادرهاى استريپ بسته اند تا به اندازه يك فيلم بلندكش بيايد و معلوم است كه نتيجه چنگى به دل نمى زند!
اما چرا گارفيلد را دوست داريم؟ شايد به اين خاطر كه حرف دل ما را مى زند و كارهايى مى كند كه دوست داريم اما رويمان نمى شود انجام بدهيم! گارفيلد بيشتر آدم است تا گربه. چندسال بعد از شروع استريپ ها، ديويس، اندام او را اندك تغييرى داد و گارفيلد شروع به راه رفتن روى دوپا كرد و از آن موقع تابه حال روز به روز رفتارش بيشتر به آدم ها شبيه شده و از گربه ها فاصله گرفته. خود ديويس مى گويد: «ما از زياد خوردن و خوابيدن، احساس خجالت و گناه مى كنيم اما گارفيلد بدون ترس و ملاحظه ازحق مسلم ما براى خوردن يك غذاى چرب يا خواب بعدازظهر طولانى دفاع مى كند!» امروزه بيشتر از ۱۳۰ ميليون جلد از كتابهاى گارفيلد در سرتاسر جهان فروخته شده و جديدترين كتابش «گارفيلد در ۲۵سالگى: «سال سگ بايد مرده باشم!» هم اكنون در كتابفروشى ها ـ البته بازهم نه در كشورما! ـ به فروش مى رسد. تصاوير او و برو بچه هاى گروهش (ازجمله صاحبش جان و يك سگ به اسم ادى) علامت تجارى خيلى از محصولات بهداشتى و خوراكى هستند و امپراطورى پهناور گارفيلد، صد و يازده كشور را زيرپرچم درآورده كه شامل يك وب سايت پربيننده www.garfield.com و پست الكترونيكى و كاتالوگ محصولات مختلف گارفيلد www.garfieldstuff.com مى شود.
خلاصه هرچه از گارفيلد بگوييم كم است مخصوصاً اين كه تنها گربه اى است كه مى توانيد توى خانه ول كنيد و نگران نباشيد اتاق ها را پشم گربه بردارد اما اگر ديديد گارفيلد كنارتان ايستاده و لبخند معروف تر از موناليزايش را تحويلتان مى دهد خيلى ذوق نكنيد و هوش از سرتان نپرد. چارچشمى بپاييديش و حواستان باشد چرا كه حتماً فكر و خيالى برايتان دارد! باز يادآورى مى كنيم: «هرگز به گربه  اى كه لبخند مى زند اعتماد نكن!»
مرد پشت گربه
ادامه از صفحه ۱
جيم، مهارت ونظمى را كه يك كارتونيست حرفه اى نياز دارد آموخت و اولين كميك استريپ خود را با نام GNORM GNAT شروع كرد. وقتى سعى كرد استريپ را به يك روزنامه بفروشد به او گفته شد: «داستانت خنده داره! اما حشرات؟! كى مى تونه با يك حشره ارتباط برقرار كنه؟!» بعد از ۵ سال طراحى GNORM، جيم در صحنه آخر كميك استريپ، يك پاى خيلى بزرگ كشيد كه از آسمان فرود آمد و توى سر GNORM خورد.
جيم با دقت فراوان روى داستان هاى مصور مطالعه كرد و متوجه شد كه ماجراهاى موفق زيادى درباره سگ ها نوشته شده اما هيچ كدام راجع به گربه ها نبود. او استعداد شوخ طبعى و مهارت هاى هنرى كه در طول سال ها كسب كرده بود روى هم ريخت و گارفيلد، گربه خپل غرغروى تنبل و عاشق لازانيا، متولد شد. جيم مى گويد گارفيلد تركيبى از همه گربه هايى است كه از دوران كودكى به ياد مى آورد! او با گارفيلد موفقيت هاى زيادى به دست آورده كه شامل چهار جايزه امى Emmy Awards به عنوان يك برنامه كارتونى برجسته و دعوت رسمى به تالار مشاهير مى شود.
اما بيشترين جوايزش را از همكارانش در انجمن بين المللى كارتونيست ها دريافت كرده:
ـ بهترين استريپ خنده دار (۱۹۸۱ و ۱۹۸۵)
ـ جايزه الزى سگار Elzie Segar ۱۹۹۰
و جايزه خواستنى روبن Reuben Awards (۱۹۹۰) به خاطر عالى بودن در همه زمينه هاى نقاشى كارتون.
جيم ديويس همراه همسرش جيل Jill زندگى مى كند و سه فرزند به نام هاى جيمز، اشلى و كريستوفر دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |