|
|
|
پليس به وقوع ۵ قتل اطمينان داد:
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
|
|
جزئيات اقدامات سارقان خانه هاى شمال تهران، فاش شد
|
|
|
|
|
توضيح درمورد يك خبر
اينجانب ربابه طاهرفرهمند شكايتى را از دكتر ... در شعبه ۱۱۶ جزايى كرج طرح كرده كه خبرنگار آن روزنامه در دادگاه با من مصاحبه كرده و در تاريخ دوشنبه ۲۲ تير ۱۳۸۳ در صفحه حوادث ستون دوم درج گرديده و به اينجانب لقب بيمار روانى داده شده كه بدينوسيله به اطلاع مى رساند كه اين جمله نزد شوهر و اقوام اينجانب مشكلاتى را براى من ايجاد كرده است تقاضا دارم طبق قانون مطبوعات اعتراض اينجانب را به اين مورد خلاف واقع در همين صفحه درج و اشتباه خود را جبران و اصلاح نماييد هر چند كه جبران خسارت به عمل آمده غيرقابل امكان مى باشد همانگونه كه درمصاحبه گفته شده اينجانب دچار بيمارى گواتر بوده كه به نظر آن دكتر مرض قلبى تشخيص داده شده بود كه بعد از استفاده از آن داروها دچار كم خونى قند پايين هستم.
|
|
|
|
|
پليس به وقوع ۵ قتل اطمينان داد:
نوسان در تعداد قتل هاى آدمكش خونسرد
|
|
|
گروه حوادث: سارقى با اعتراف به ارتكاب بيش از ۶ قتل، پليس جنايى را در برابر يك آدمكش خونسرد قرار داده است. اين پسر ۲۰ ساله وقتى نوجوان ۱۵ ساله اى بيش نبود به نخستين جنايت دست زد تا اينكه به خاطر شركت در سرقت ۹ كيلو طلا و دو كيلو نقره از پاساژى در لاله زار بازداشت شد. وى كه از سال ۷۸ در ۴۰ سرقت مسلحانه و غيرمسلحانه شركت داشت نزد دوستانش از قتل ۶ مرد در رامسر و تهران حرف هايى زده بود كه پليس با درجريان گرفتن سارق جوان را تحت بازجويى تخصصى قرار داد و او در كمال خونسردى به بيان جزئيات اين جنايات پرداخت. اين آدمكش خونسرد به پليس گفت: سال ها قبل وقتى براى سرقت از خانه اى به شهرستان رامسر رفته بودم با صاحبخانه درگير شدم و او را به قتل رساندم، در اين قتل من اسلحه اى نداشتم و مرد جوان را خفه كردم، بعد از آن در جريان نزاع دسته جمعى در خيابان پيروزى با وارد آوردن ضربه اى با شيشه نوشابه به گردن مردى او را از پاى درآوردم، سومين قتلى كه انجام دادم در سرقت مسلحانه از يك طلافروشى در خيابان نبرد بود كه سال ۸۱ دست به اين جنايت با اسلحه زدم و جوانى به نام «مهدى رنجبر» را به قتل رساندم. وى افزود: با استفاده از يك دختر فرارى، مرد معتادى را كه سر مواد مخدر با او اختلاف داشتيم به جنگل هاى سرخه حصار كشانديم و با تزريق مواد مخدر او را به قتل رساندم. با اين ادعاها كه آمار قتل ها به ۶ فقره رسيده بود، بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران دستور ويژه اى را صادر كرد تا مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى از متهم خونسرد تحقيق كنند. وقتى اين مرحله از تحقيقات شروع شد، پسر جوان به دو قتل ديگر اعتراف كرد و گفت: قربانيان دو مرد بودند كه بعد از جنايت اجسادشان را در دو جاى متفاوت دفن كرده است. كارآگاهان جنايى با راهنمايى هاى آدمكش حرفه اى توانستند قتل در ۵ مورد كه در تهران رخ داده است را تأييد كنند، دو مورد آن را بى اساس و دروغ شناختند و آخرين مورد قتل كه در رامسر رخ داده است، نيز تحت بررسى قرار دارد.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
اين مرد راچه كسى ديده است؟
ساعت ۱۰ صبح روز ۱۲ بهمن ماه سال ۷۱ وقتى مرد ۵۳ ساله اى به نام رحمت ا...كيش ثمرين از خانه خود در شهرك سبزدشت جاده ساوه خارج شد همسر وسه فرزند او پس ازاينكه او به خانه بازنگشت شروع به جست وجو براى يافتن او كردند، اما كارگرانى كه با رحمت ا... در يك محل كار مى كردند به آنها گفتند: آن روزاو اصلاً به محل كارش مراجعه نكرده است. با شكايت همسر رحمت ا... و اعلام مفقودى اش از آن سال تاكنون از اوهيچ خبرى نشده است وهنوز كه هنوز است همسر وسه فرزند رحمت ا... چشم انتظار بازگشت وى به خانه هستند. \ \ \ كسانى كه از اين فرد ـ صاحب عكس ـ خبرى دارند باتلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث تماس حاصل كنند.
|
|
|
|
|
قصه دردناك زندگى عروس ۱۹ساله
گروه حوادث ـ يك زن جوان كه به اتهام سرقت النگوهاى دو دختر بچه بازداشت شده بود، در جريان بازجويى هاى قضايى قصه تلخ زندگى خود را بازگو كرد. اين زن ۱۹ ساله ادعا كرد براى تهيه هزينه عمل جراحى كودك ۸ ماهه اش دست به سرقت زده است. وى هنگامى كه پس از كشاندن دختربچه ۷ ساله اى به داخل يك كوچه خلوت سرگرم در آوردن النگوها و گوشواره او بود، از سوى اهالى محل بازداشت و تحويل مأموران شد. اين زن هنگامى كه از سوى مأموران كلانترى به دادسرا انتقال داده مى شد، در حالى كه به شدت مى گريست از وضعيت نوزاد ۸ ماهه اش ابراز نگرانى مى كرد. «فاطمه» وقتى در برابر بازپرس «كيانى» از شعبه اول دادسراى بعثت قرار گرفت، با تأكيد بر اين نكته كه تنها براى نجات جان نوزادش مرتكب سرقت شده است، گفت: در حالى كه ۱۴ سال بيشتر نداشتم بخاطر فقر مالى خانواده ام به عقد يك مرد افغانى در آمدم. فكر مى كردم به اين ترتيب مى توانم از هزينه زندگى خانواده ام بكاهم ولى نمى دانستم كه چه سرنوشت شومى انتظارم را مى كشد. در طول ۵ سال زندگى مشترك با شوهرم خداوند ۴ فرزند به ماداد. ولى چون شوهرم معتاد شده بود هيچ وقت رنگ آسايش را نديدم و من تنها بخاطر بچه هايم همه شرايط را تحمل كردم. حدود ۲ ماه قبل ناگهان شوهرم گفت بايد به همراه او به كشورش سفر كنيم. من وقتى شرايط را سنجيدم ديدم او كه در دام اعتياد گرفتار است، در كشور خودم نمى تواند زندگيم را تأمين كند چطور در كشور جنگ زده اى مثل افغانستان قادر است هزينه زندگى ۶ نفره ما را فراهم كند. بنابراين خواستم از تصميم خود منصرف شود. او كه خيلى عصبانى شده بود شروع به داد و فرياد كرد. نوزاد ۸ ماهه مان شروع به گريه كرد. ناگهان شوهرم در برابر ديدگان حيرت زده من و بچه هايم او را بلند كرده به ديوار كوبيد. بچه از هوش رفت. به سرعت او را به بيمارستان رساندم. مسؤولان بيمارستان گفتند بچه دچار صدمه مغزى شده و بايد بسترى شود. وقتى براى آنها وضعيت مالى خودم را گفتم پذيرفتند بچه را بسترى كنند ولى بايد پول را در مدت كوتاهى به آنها مى پرداختم. چون هيچ راهى براى تأمين۲۰۰ هزار تومان درخواستى بيمارستان نداشتم در خيابان ها سرگردان پرسه مى زدم. از اينكه بخاطر فقر مالى ام شاهد مرگ تدريجى جگر گوشه ام مى بودم، قلبم به درد مى آمد، در همين هنگام دختر بچه اى را با كيف مدرسه ديدم. به نظر ظاهر مرتبى داشت، به بهانه اينكه مى خواهم برايش چيزى بخرم، او را به چند خيابان آن طرفتر كشاندم و پس از در آوردن النگوها و گوشواره اش در كوچه اى رهايش كردم. با اينكه از اين كار دچار عذاب وجدان شده بودم به سرعت به يك طلافروشى رفته وطلاها را فروختم و پول آن را به حساب بيمارستان واريز كردم. تنها خوشحالى ام اين بود كه كودكم را از مرگ نجات مى دهم. به خانه برگشتم. در كمال ناباورى متوجه شدم شوهرم پس از جمع آورى اثاثيه خانه به همراه سه فرزندم ايران را ترك كرده و به افغانستان رفته است. بار ديگر به بيمارستان بازگشتم چند روزى را در كنار نوزادم داخل بيمارستان گذراندم تا اينكه پزشكان اعلام كردند بايد پسرم تحت عمل جراحى قرار گيرد. مستأصل شده بودم. با اينكه چند تن از آشنايانم در شهريار ساكن بودند، مى دانستم آنها هم پولى ندارند كه به من بدهند بايد ۷۰۰ هزار تومان بابت جراحى مى پرداختم. بار ديگر به خيابان هاى جنوب تهران رفتم. فكر مى كردم باز هم مى توانم به همان روش قبلى پول تهيه كنم، ولى اين بار توسط مردم شناسايى و تحويل مأموران كلانترى ۱۵۲ نازى آباد شدم. با توجه به اين اظهارات به دستور بازپرس «كيانى» تحقيقات پليسى درباره ادعاهاى اين زن آغاز شد. آنان در بررسى هاى خود متوجه شدند نوزاد ۸ ماهه اين زن در بيمارستان بسترى است. بازپرس پرونده با صدور قرار كفالت يك ميليون تومانى از مأموران خواست تا در صورت فراهم شدن كفالت براى رسيدگى به نوزاد ۸ ماهه، اين زن را آزاد كنند ولى چون هيچ كس حاضر به كفالت او نشد و از طرفى دو شاكى پرونده حاضر به اعلام گذشت از شكايت خود نبودند، متهم تا انجام تحقيقات تكميلى روانه زندان شد. در حالى كه تلاش هاى مددكاران زندان اوين براى تهيه پول جهت جلب رضايت شاكيان پرونده ادامه داشت، نوزاد ۸ ماهه در روى تخت بيمارستان جان سپرد. مسؤولان بيمارستان علت مرگ اين كودك را عفونت گلوى او عنوان كرده و برايش جواز دفن صادر كردند. پيكر بى جان اين نوزاد در حالى كه مادرش هم اكنون در زندان اوين به سر مى برد، به خاك سپرده شد. تحقيقات درباره علت واقعى مرگ اين نوزاد به دنبال طرح شكايت از سوى مادر ۱۹ ساله اش انجام مى گيرد.
|
|
|
|
|
جزئيات اقدامات سارقان خانه هاى شمال تهران، فاش شد
دزدان شب رو
|
|
|
گروه حوادث: اعضاى يك گروه سرقت شب رو كه به خانه هاى ثروتمندان در شمال تهران دستبرد مى زدند در جريان فروش محموله طلا دستگير شدند. اعضاى اين گروه، نيمه هاى شب در خيابان هاى خلوت شمال تهران پرسه مى زدند و اگر با خانه يا ويلايى روبرو مى شدند كه موقعيت ساختمانى اش براى ورود به داخل آن ايده آل بود نقشه سرقت را طراحى و عملى مى كردند. بنا به اين گزارش، چندى پيش مأموران پايگاه سوم پليس آگاهى تهران گزارش هاى مشابهى از سرقت هاى شبانه در شمال تهران دريافت كردند كه ردپاهاى برجاى مانده از سارقان نشان مى داد آنان براى فروش جواهرات مسروقه به طلافروشى هاى جنوب تهران مراجعه مى كنند. تيمى از كارآگاهان ضدسرقت، عمليات خود را در جنوب شرق تهران متمركز كردند تا اينكه در ميدان عملياتى آنان يك طلافروش از سوى دو مرد مورد حمله قرار گرفت و با وارد آمدن ضربه چكش به سرش مجروح شد. مأموران كه همزمان با اين درگيرى در ۲۰ مترى افسريه كمين كرده بودند، وارد عمل شدند و ازمرد جواهرفروش شنيدند كه دو مهاجم قصد فروش محموله ۱/۵ كيلويى طلا زير قيمت را داشته اند اما با وى اختلاف پيدا كرده اند و او را با چكش مجروح كرده اند. كارآگاهان در اقدامى سريع به تعقيب دو مهاجم فرارى پرداختند و توانستند يكى از آنان را دستگير كنند وپرده از جزئيات فعاليت گروه سرقت شب رو بردارند. اين سارق وقتى در برابر ادعاهاى مرد جواهرفروش قرار گرفت و ديد پليس پى به وجود محموله طلا برده است چاره اى جز اعتراف نديد و گفت: «من در گروهى عضو هستم كه تعداد زيادى از سارقان حرفه اى شب رو در آن فعاليت دارند،همگى شب ها به شمال تهران مى رويم و در مناطق اعيان نشين به خانه پولداران دستبرد مى زنيم.» وى ادامه داد: «چند روز پيش به همراه دوستانم در پاسداران از باز بودن پنجره خانه اى استفاده كرديم و وارد آن شديم سپس در حالى كه اعضاى خانواده در خواب بودند جواهرات زنانه و فرش نفيس را به سرقت برديم و با خودروى بنز مسروقه سعى كرديم فرار كنيم اما مأموران گشت پليس ما را تعقيب كردند تا اينكه به بن بست خورديم، فرش و جواهرات را برداشتيم و با گذر از بتون هايى كه براى مانع از آن استفاده كرده بودند خودمان را به بزرگراه رسانديم و پا به فرار گذاشتيم.» پليس در تحقيقات خود توانست زوج سالخورده اى را كه در اين سرقت قربانى گروه سرقت شب رو شده بودند، شناسايى كند،اين زن و شوهر با تأييد ادعاهاى سارق جوان گفتند ۱/۵ كيلو طلاى آنان به سرقت رفته است. كارآگاهان براى اينكه همدستان سارق شب رو موفق به فرار نشوند با راهنمايى هاى وى توانستند پاتوق اصلى اعضاى گروه را در حوالى ميدان امام حسين(ع) شناسايى كنند و ساعت ۲ بامداد ديروز ـ ۱۷ مردادماه ـ در عملياتى غافلگيرانه ۵ سارق ديگر را دستگير كنند. اين ۶ سارق شب رو با دستور بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران تحت تحقيق پليس هستند تا جزئيات سرقت هاى ديگر اين گروه را فاش كنند. اين اقدامات تحقيقى در حالى است كه تعدادى از گردانندگان اصلى اين گروه سرقت شب رو در تركيه به سر مى برند و در حال خرج كردن پول هاى دزدى هستند.
|
|
|
|