يكشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۳ - ۲۱ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Sun, Aug 8, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۲۸۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
خبر بد براى آلن ژوپه
پاورقى
در پى انتقاد رامسفلد
شباهت هاى دادگاه
انفجار بمب در كراچى
حداقل دو نفر براثر انفجار بمب، در شهربندرى كراچى جان خود را از دست داده و ۴نفر نيز مجروح شدند.
حال دو نفر از زخمى ها وخيم گزارش شده است. به گزارش منابع رسمى، اين انفجار در پاركينگ يك مركز اجاره خودرو به نام «رحمت موتورز» در منطقه «ديفنس» رخ داد.
تا عصر ديروز فرد يا گروهى مسؤوليت اين انفجار را برعهده نگرفته بود.
اقدامات بغداد براى تحويل صدها زندانى به همسايگان عراق
وزير كشور عراق از گفت و گوى حكومت موقت اين كشور با برخى از كشورهاى همجوار براى تسليم كردن برخى از عناصر دستگير شده در عراق خبر داد.
به گزارش ايسنا، «فلاح نقيب» در گفت و گو با روزنامه «عكاظ» (چاپ عربستان) اظهار داشت: وزارت كشور عراق در حال بررسى طرحى است كه براساس آن، يك نوع همكارى با برخى از كشورهاى همجوارى چون عربستان، سوريه و اردن جهت تسليم برخى از عناصر دستگير شده اين كشورها در عراق، انجام خواهد گرفت.
نقيب افزود: تعداد عناصر دستگير شده در عراق كه از كشورهاى همجوارند، صدها نفر ارزيابى شده است.
وى اضافه كرد: برخى از كشورهاى همجوار، همكارى بسيار خوبى با عراق در زمينه نظارت بر محدوده هاى مرزى خود با عراق انجام داده اند و حكومت موقت عراق از اين كشورها قدردانى مى كند.
نقيب درباره نشست آينده كشورهاى همجوار عراق كه قرار است در ايران برگزار شود، گفت: ما از اين فرصت براى بيان ديدگاههاى خود استفاده خواهيم كرد.
جنگنده هاى تركيه ۲۸بار
حريم هوايى يونان را نقض كردند
۱۲هواپيماى جنگى تركيه با ورود به فضاى خاك يونان، حريم هوايى اين كشور را ۲۸ بار نقض كردند.
به گزارش ايرنا به نقل از وزارت دفاع يونان، پس از ورود هواپيماهاى تركيه به فضاى هوايى جزاير درياى اژه در روز جمعه، جنگنده هاى يونانى هواپيماهاى ترك را مجبور به ترك منطقه كردند.
يونان در حالى نقض هوايى خاك خود توسط هواپيماهاى تركيه را اعلام كرد كه فقط يك هفته به گشايش بازيهاى المپيك ۲۰۰۴ آتن باقى مانده است و تركيه در سال ۲۰۰۳ با امضاى يك موافقتنامه متعهد به توقف تحركات نظامى و نقض هوايى در زمان برگزارى اين بازيها شد.
دولت يونان كه حفاظت از حريم هوايى اين كشور در زمان بازيهاى المپيك ۲۰۰۴ آتن را به سازمان پيمان دفاع آتلانتيك شمالى (ناتو) واگذار كرده، به شدت نگران نقض حريم هوايى خود توسط تركيه ـ يكى از اعضاى اين پيمان ـ است.
خبر بد براى آلن ژوپه
سياستمدار راستگراى فرانسوى روانه زندان شد
پاريس ـ مسعود دهقانى: «ژان شارل ماركيانى» فرمانده سابق «وار»، نماينده سابق پارلمان اروپا و مشاور وزير پيشين كشور فرانسه به اتهام «اختفا و استفاده از درآمد ناشى از جرم» روانه زندان شد.
اين افسر اطلاعاتى پيشين فرانسه كه براساس احضاريه قاضى «فيليپ كوروآ» به مدت ۹ ساعت به ارائه توضيح در مورد چهار مورد اتهام خود پرداخت، در نهايت به طور موقت بازداشت شد. قاضى ياد شده از مدتها قبل درصدد بازداشت اين نماينده سابق پارلمان اروپا بود و در اين خصوص طى مكاتبه اى با پارلمان ياد شده، خواستار لغو مصونيت پارلمانى وى شده بود، اما اين اقدام وى نتيجه اى دربر نداشت. از همين رو، اين قاضى بعد از شكست ماركيانى در انتخابات اخير پارلمان اروپايى در فرانسه، اقدام به صدور احضاريه براى وى كرد.
ماركيانى كه از دوستان و نزديكان «شارل پاسكوآ» وزير پيشين كشور فرانسه به شمار مى رود، در جريان آزادسازى گروگانهاى فرانسوى در لبنان در سال ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ نقش مذاكره كننده را ايفا كرد. به نوشته مطبوعات فرانسه، ماركيانى با كمك يك تاجر لبنانى به نام «اسكندر صفا» موفق شد در آستانه انتخابات رياست جمهورى در فرانسه به اين موفقيت دست يابد. با اين حال، وى متهم است كه در اين ماجرا با اعمال نفوذ براى فروش ناوچه هاى ساخت شركت «صفا» به كويت مبالغى به صورت نقد براى آزادى گروگانهاى فرانسوى در لبنان دريافت كرده است.
وى همچنين متهم است كه در ماجراى فروش غير قانونى اسلحه به آنگولا نيز مبالغ قابل توجهى را به عنوان كميسيون دريافت كرده است. براساس اخبار منتشر شده نخستين بار قضات سوئيسى بودند كه دستگاه قضايى فرانسه را نسبت به دريافت و پرداختهاى مشكوك وى مطلع ساختند.
ماركيانى در نخستين اظهارات خود در واكنش به اين اتهامات ابراز داشت كه تنها در راستاى «منافع حكومت فرانسه» عمل و درخصوص عملياتهاى بانكى خود نيز از ارائه توضيح خوددارى كرد. او اين عمليات را محرمانه و اسرار حكومتى توصيف كرده است.
دستگيرى ماركيانى تأثير سوء بر وضعيت شارل پاسكوآ، وزير پيشين كشور فرانسه نيز دارد و اخبار منتشر شده حاكى است كه احتمالاً وى نيز از سوى ديوان قضايى جمهورى كه ويژه وزيران و شخصيتهاى بالاى اجرايى است، بزودى احضار خواهد شد.
از طرفى، انتشار اين خبر تأثيرى منفى بر جناح راست دارد، زيرا اين دستگيرى در شرايطى صورت مى گيرد كه چندى قبل نيز «آلن ژوپه» رهبر حزب حاكم راست فرانسه نيز به ۱۸ ماه حبس تعليقى و ۱۰ سال محروميت از فعاليتهاى سياسى محكوم شد.
پرونده مسؤول كشتار دانشجويان مكزيكى مفقود شد
176955.jpg
گروه بين الملل ـ يك مقام مكزيك گفت كه چند سندى كه به عنوان مدرك عليه «لوييس اچه وريا» رئيس جمهورى سابق اين كشور گردآورى شده بود، در جريان دستبردى درست چند روز پيش از طرح اتهامات ناپديد شده است.
به گزارش آسوشيتدپرس، «ايگناسيوكاريلو» دادستان ويژه اعلام كرد كه دفاترش مورد جست وجو قرار گرفته و چند قفل شكسته شده و پرونده ها مفقود شده اند. او گفت كه از دفتر دادستان كل خواسته است تا تحقيق كند. او نگفت كه اين اسناد سرقت شده، بلكه از واژه مفقود استفاده كرد.
كاريلو دو هفته پيش از يك قاضى خواست كه حكم بازداشت اچه وريا و ساير مقامات سابق دولت مكزيك را به اتهام كشتار دانشجويان در ۱۰ ژوئن ۱۹۷۱ صادر كند. قاضى اين تقاضا را رد كرد، ولى كاريلو خواستار تجديد نظر شد. اچه وريا كه از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۶ رئيس جمهور شد، عاليترين مقامى است كه بخاطر جنايات سابق در مكزيك مورد بازجويى قرار مى گيرد.
پاورقى
طرح حمله
تنش ميان فرانكس و ديگر فرماندهان كاملاً آشكار بود. سال گذشته و در بحبوحه جنگ افغانستان، اين فرماندهان سعى كردند تا امكانات خود را در جنگ بالا ببرند. نيروى دريايى تقاضاى يك ناو هواپيمابر ديگر را داشت، ارتش خواستار اضافه شدن يك گردان جديد بود و نيروى هوايى نيز يك اسكادران ديگر مى خواست.
يك روز فرانكس با حالتى برافروخته رو به آنان كرده و گفت: «بگذاريد به شما «عنوان X» هاى لعنتى چيزى را بگويم. تا امروز من و رئيسم (رامسفلد) به صورت مشترك عملياتى را طراحى كرديم و هيچ كدام از سرويسها حق دخالت در آن را ندارند.»
اغلب فرماندهان به ياد مى آورند كه برخورد فرانكس در آن زمان چندان تهاجمى نبود و بيشتر احساسى بود، اما آنان هيچگاه به كار بردن عبارت «عنوان X هاى لعنتى» را فراموش نكردند.
در روز جلسه، فرانكس آنان را در جريان آخرين تحولات مربوط به طرح حمله عراق قرار داد. جلسه توجيهى طولانى مدتى بود كه ۷۰ اسلايد نيز در آن به نمايش گذارده شد. او در اين جلسه بيشتر به بيان مفهوم عمليات و نقطه شروع آن كه با ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار نيرو صورت مى گرفت، پرداخت. اين حجم نيرو دقيقاً نيمى از نيرويى است كه در عمليات توفان صحرا به كار گرفته شده بود.
فرانكس گفت كه در صورت موافقت رئيس جمهور، او به شش ماه زمان نياز دارد تا طرح را براى اول اكتبر آماده اجرا كند، اما زودتر از اول اكتبر ممكن نيست.
يكى از فرماندهان در اين انديشه بود كه تصميم گرفته شده بسيار خطرناك است و به سختى مى توان خطرناك بودن آن را در جلسه مطرح كرد. به نظر مى رسيد كه بخشى از اين طرح تنها باعث ترساندن صدام مى شود. آنان سؤالات زيادى داشتند كه بايد مطرح مى شد.
فرانكس براى افغانستان از پنج ناو هواپيمابر استفاده كرده بود. اين ميزان براى عراق بايد به چه تعداد مى رسيد؟ روند جايگزينى و بازسازى نيروها در يك جنگ طولانى چگونه خواهد بود؟ با سلاحهاى كشتارجمعى چه بايد كرد؟ واكنش عراق چه خواهد بود؟ اگر اسرائيل مورد حمله قرار گيرد، چه واكنشى نشان خواهد داد؟ چگونه مى توان بغداد، پايتختى با ۵ ميليون نفر جمعيت را اشغال كرد؟
ژنرال «اريك شينسكى» فرمانده ارتش، نكاتى را در مورد حمايت لجستيك از اين تهاجم گسترده براى كشورى با ابعاد عراق مطرح كرد. چگونه مى توان از نيروهاى زمينى حمايت كرد؟ براى موفقيت، به چه حجمى از نيرو نياز است؟
يكى از فرماندهان نيز گفت: وولفوويتس و سياستگذاران فكر مى كنند جنگ با عراق بسيار آسان و ساده است. آيا فرانكس نيز همين نظر را دارد؟
سؤال ديگر اين بود؛ از حالا تا زمان عنوان شده، چه كارى با نيروها انجام مى دهيد؟
فرانكس تلاش مى كرد تا به سؤالات فرماندهان پاسخ دهد، اما به نظر مى رسيد كه آنان به هيچ وجه راضى نيستند. «عنوان X هاى لعنتى» از زمان اصلاح در قانونگذارى كه در سال ۱۹۸۶ توسط گولد واتر و نيكولاس صورت گرفته بود، به حاشيه رانده شده بودند و بخش عمده قدرت مشورتى به رئيس ستاد مشترك داده شده بود.
در تاريخ ششم تا هفتم آوريل، تونى بلر نخست وزير انگلستان و خانواده اش، آخر هفته را ميهمان بوش در كرافورد تگزاس بودند. در اين زمان، جورج بوش مصاحبه اى با شبكه «اى تى وى» انگلستان انجام داد. در اين مصاحبه، «تريور مك دونالد» بحث را به مسأله عراق كشاند. بوش به او گفت: «تمام چيزى كه مى توانم به شما بگويم، اين است كه از نظر من، صدام بايد برود.»
مك دونالد از او پرسيد: «صدام بايد برود؟» و بوش به او پاسخ داد: «دقيقاً و سياست دولت من نيز بر پايه رفتن او است.»
مك دونالد به او گفت: «اما مردم فكر مى كنند صدام حسين هيچ ارتباطى با شبكه القاعده ندارد. حال، من تعجب مى كنم كه چگونه شما مى گوييد...»
بوش صحبت او را قطع كرده و گفت: «بدترين كار ممكن اين است كه به كشورهايى نظير عراق كه توسط صدام حسين اداره مى شود، اجازه دهيد سلاحهاى كشتارجمعى توليد كنند و سپس به همكارى با سازمانهاى تروريستى بپردازند كه مى توانند تمام جهان را تهديد كنند. من اجازه نمى دهم كه چنين اتفاقى بيفتد.»
«و شما چگونه مى خواهيد اين كار را انجام دهيد؟»
بوش در پاسخ به او گفت: «كمى صبر كنيد تا ببينيد.»
مك دونالد از بوش درباره بازرسان تسليحاتى پرسيد. بوش به او گفت كه مى خواهد آنان به عراق بازگردند. «اما اين مسأله بازرسان نيست. مسأله صدام است كه همچنان مى گويد قصد توليد سلاحهاى كشتارجمعى را ندارد.»
مك دونالد از او پرسيد: «بنابراين، چه او به بازرسان اجازه بازگشت بدهد و چه مانع از بازگشت آنان شود، در ليست حمله است؟ آيا هدف بعدى حمله، صدام است؟»
بوش به او گفت: «شما از آن دست مجريان باهوشى هستيد كه مى خواهيد حرف توى دهان من بگذاريد.» و مك دونالد پاسخ داد: «البته اينگونه نيست جناب آقاى رئيس جمهور.»
بوش گفت: «خوب من چنين احساسى دارم. اما به هرجهت، شما پاسخ من را شنيديد. من هيچ طرحى را براى حمله روى ميزم ندارم.»
اين حرف از نظر فنى درست، بود. نقش شخصى و مستقيم بوش در طراحى حمله كاملاً پوشانده شده بود.
ادامه دارد
ميانجيگرى گروهى از روحانيون شيعه عراق براى پايان درگيرى ها در نجف
176958.jpg
گروه بين الملل ـ ديروز در شديدترين نبردها درنجف از زمان سرنگونى صدام حسين،هلى كوپترهاى توپدار وجنگنده هاى آمريكايى قبرستان پهناور «وادى السلام» را به توپ بستند و ارتش آمريكا مدعى شد كه ۳۰۰ نيروى وفادار به مقتدى صدر را از پنجشنبه گذشته تاكنون به قتل رسانده است.
به گزارش آسوشيتدپرس، با آغاز درگيرى بين نيروهاى ائتلاف و جيش المهدى از روز پنجشنبه، صدر تمام خشونت هاى عراق را متوجه آمريكا دانست و در خطبه نماز جمعه كوفه، آمريكا را دشمن عراقى ها خواند. قيام تازه شيعيان عراق، مشكلاتى جدى براى دولت موقت نوپاى عراق به وجود خواهد آورد.
مشاوران صدر خواستار احياى آتش بس شدند و ساير رهبران شيعه نيز در تلاشند آتش بسى را كه طى ۲ ماه اخير به آرامش نسبى انجاميده بود، برقرار كنند. همانگونه كه قيام قبلى نشان داد، سركوب جيش المهدى دشوار است و اين گروه شبه نظامى به رغم تلفات سنگين، مقاومت كرده است. فرماندهان ارتش آمريكا نيز از بيم به راه انداختن تهاجمى تمام عيار در مقدس ترين شهر شيعيان، ازوعده هاى خود براى خشكانيدن ريشه هاى جيش المهدى كوتاه آمده اند.
ارتش آمريكا ديروز اعتراف كرد در نبردهاى پنجشنبه درنجف، دو تفنگدار دريايى و يك سرباز آمريكايى كشته و ۱۲ نفر ديگر مجروح شدند.
در حال حاضر، مغازه هاى نجف بسته و خيابان ها تقريباً خالى است و برخى از ساكنان مجاور قبرستان دارايى خود را روى چرخ دستى گذاشتند و گريختند.
ستوان «گرى جانستون» فرمانده عملياتى واحد يازدهم اضطرارى تفنگداران گفت كه شبه نظاميان صدر از قبرستان نجف به عنوان پايگاه و انبار مهمات استفاده كرده اند.
ستوان «آنتونى حسلام» فرمانده عمليات هاى آمريكا در نجف نيز اعلام كرد كه ۳۰۰ نفر از ۲ هزار نيروى وفادار به صدر از پنجشنبه گذشته كشته شده اند.
اما احمد الشيبانى مشاور صدر در نجف اعلام كرد كه فقط ۹مبارز كشته و ۲۰نفر مجروح شده اند. اما فرماندار نجف شمار تلفات جيش المهدى را ۴۰۰ نفر و هزار اسير عنوان كرد. او همچنين ادعا كرد كه ۸۰ نفر از شبه نظاميان داخل قبرستان، ايرانى هستند.
اما وى براى اثبات اين مدعا، مدركى ارائه نكرد. در عين حال، او به شبه نظاميان بيست وچهار ساعت فرصت داده است تا شهر را تخليه كنند.
وى گفت: ديگر جايى براى برقرارى آتش بس بين شبه نظاميان و نيروهاى به رهبرى آمريكا وجود ندارد.
اما دستور فرماندار نجف و شرايط اين شهر با انتقاد «ابراهيم الجعفرى» معاون رئيس جمهورى عراق، مواجه شده است.
وى كه از شخصيت هاى شيعه عراق است، گفت كه چنين دستورى بايد توسط دولت عراق صادر شود، به خصوص اينكه طرفداران صدر در ساير نقاط آن كشور، از جمله ناصريه، بصره و شهرك صدر در بغداد نيز با نيروهاى خارجى درگير هستند.
معاون رئيس جمهورى عراق با انتقاد از كشته شدن گروهى از افراد در عمليات نجف گفت كه مرگ گروه كثيرى از افراد، روشى متمدن براى بازسازى كشور نيست.
از سويى، منابع عراقى، از ميانجيگرى روحانيون شيعه در درگيرى هاى بين جيش المهدى و نيروهاى ائتلاف خبر دادند.
به گزارش ايسنا، به نقل از پايگاه اينترنتى «ايلاف»، منابع عراقى از بغداد اعلام كردند: گروهى از رهبران احزاب و شخصيت هاى سياسى منتخب روحانيت از جمله «سيدعبدالعزيز حكيم» رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، «موفق الربيعى» مشاور امنيت ملى و «مير محمد بحرالعلوم» رئيس شوراى حكومت انتقالى سابق طى تماس هايى با نمايندگان مقتدى صدر، به توافقاتى دست يافته اند.
در همين حال، به گزارش ايرنا، آخرين گزارش هاى دريافتى از شهر نجف اشرف حاكى از وقوع درگيرى هاى شديد در اطراف منزل مقتدى صدر واقع درمنطقه «حى الاشتراكى» است. منزل وى در فاصله سه كيلومترى حرم مطهر حضرت على(ع) در مسير جاده نجف به كوفه قرار دارد. در اين منطقه، جيش المهدى با «آر.پى.جى» و سلاح هاى ديگر به حمله نظاميان آمريكايى و عراقى پاسخ مى دهند. گفتنى است كه بسيارى از ساختمان هاى مسكونى و فروشگاه ها در منطقه قديمى شهر نجف و اطراف مقبره وادى السلام بر اثر درگيرى هاى چند روز گذشته دچار آسيب ديدگى شده اند.
شبكه آب، برق و تلفن نيز در بيشتر مناطق شهر نجف قطع شده است.
در اين ميان، جيش المهدى يك پايگاه نظاميان آمريكايى را در شهرك صدر واقع در حومه بغداد مورد حمله قرار داد.
تلويزيون دولتى عراق كه ديروز اين خبر را اعلام كرد، به تلفات اين حادثه اشاره نكرد.
در اين حال، دولت عراق در اولين واكنش رسمى نسبت به درگيرى هاى شهر نجف ميان نظاميان آمريكايى و جيش المهدى اعلام كرد كه گروه هاى مسلح غيرقانونى را از ميان برمى دارد.
روزنامه «بغداد» متعلق به «اياد علاوى» نخست وزير دولت موقت عراق ديروز به نقل از سخنگوى وى نوشت: احتمالاً عمليات عليه جيش المهدى مناطق ديگرى را نيز در بر مى گيرد. روزنامه بغداد بدون ذكر نام اين سخنگو به نقل از وى اضافه كرد: دولت هر طرفى را كه برخلاف قانون عمل كند، تروريسم مى شمرد و اقدامات قانونى لازم را عليه آن انجام خواهد داد.
در پى انتقاد رامسفلد
دولت عراق دفتر الجزيره را در بغداد تعطيل كرد
گروه بين الملل ـ دولت عراق ديروز دفتر شبكه تلويزيونى الجزيره در بغداد را به مدت ۳۰ روز تعطيل كرد.
پيش از اين اقدام،«دونالد رامسفلد» وزيردفاع آمريكا، باادعاى اينكه حضورنيروهاى آمريكايى درعراق مثبت وسازنده بوده است، ازعملكرد شبكه هاى تلويزيونى الجزيره والعربيه درخاورميانه به شدت انتقاد كرد.
به گزارش «سى ان ان»، رامسفلد كه ازاين شبكه هاى تلويزيونى عرب زبان تحت عنوان «شبكه هاى دروغگو» ياد مى كند، گفته است: « اين شبكه ها، از نيروهاى آمريكايى مستقر درعراق به عنوان » نيروهاى اشغالگر« ياد مى كنند.»
به گزارش ايرنا، وزير دفاع آمريكا افزود: شبكه هاى الجزيره و العربيه سعى دارند مردم را به ويژه درمنطقه خاورميانه، متقاعد كنند كه نيروهاى آمريكايى مستقر درعراق عوامل اشغالگر هستند.
رامسفلد كه سعى دارد عنوان «اشغالگر» راازنيروهاى آمريكايى دوركند، ادامه داد: اين شبكه ها، همواره صحبت از كشتار غيرنظاميان عراق بوسيله نيروهاى آمريكايى مى كنند.
رامسفلدنگفت كه آيا شكنجه اسيران عراقى به دست نيروهاى آمريكايى نيز دروغ بوده است ؟
سى ان ان كه اين اظهارات دونالد رامسفلد راپخش كرد، به زمان آن اشاره اى نكرد.
سكوت كاخ سفيددر برابر جنايت
كم سابقه نيروهاى آمريكايى در نجف
«اسكات مك كليلان» سخنگوى كاخ سفيد روز جمعه در برابر جنايت كم سابقه نيروهاى آمريكايى در نجف اشرف سكوت كرد.
در جريان نبردهاى شديد در شهر نجف كه با بمباران هلى كوپترهاى آمريكايى همراه بود، صدها نفر از مردم نجف كشته و مجروح شدند.
سخنگوى كاخ سفيد در نشست خبرى روزانه خود در واشنگتن در پاسخ به سؤال يكى از خبرنگاران در زمينه اين درگيريها گفت: من فكر مى كنم بهتر است شما با رهبران عراق و ائتلاف (اشغالگر) در منطقه صحبت كنيد. من گزارشى را طى دو ساعت اخير دريافت نكرده ام.
وى در پاسخ به سؤالى در مورد درخواست «مقتدى صدر» از مردم عراق براى دست زدن به شورش در اين كشور گفت: من فكر مى كنم كه شما مى بينيد كه عراق مسؤوليتهاى بيشتر و بيشترى را در آينده در زمينه انتخابات، بازسازى كشور و پاسخگويى به تهديدات امنيتى تقبل مى كند و من همواره گفته ام كه عراق درحالى كه به سوى برگزارى انتخابات حركت مى كند، مشكلات بيشترى خواهد داشت.
مك كليلان گفت: در عراق مردمى هستند كه مخالف يك عراق آزاد، مسالمت جو و دموكراتيك در آينده اين كشورند و آنها شكست خواهند خورد. رهبرى عراق روشن كرده است كه آنها كسانى را كه به دنبال گسترش ترس و خشونت در كشور و متوقف ساختن انتقال به سوى دموكراسى هستند شكست خواهند داد.
فرازو فرود رهبرى جهانى آمريكا در مواجهه با حقوق بين الملل
زمانى كه از چشم انداز تاريخى به افت و خيز رهبرى جهانى آمريكا نظر مى افكنيم، ۶ مه سال ۲۰۰۲ به عنوان نقطه عطف «آغاز يك پايان» تلقى مى شود. امضا نشدن معاهده دادگاه كيفرى بين المللى (ICC) International Criminal Court از جانب دولت بوش تبعاتى بسيار فراتر از همين قرار داد خاص دارد. معاهده دادگاه كيفرى بين المللى (ICC) كه مرتكبان جنايت هاى فجيع، همچون كشتار جمعى، نسل كشى، جنايات جمعى، به بردگى كشيدن، پاكسازى قومى و سركوب انسانى را مسؤول و پاسخگو براى اعمال خود مى كند، با استيلاى قدرت آمريكا بعد از جنگ جهانى دوم، ايالات متحده آمريكا عامل اصلى در ايجاد شبكه اى از نهادها و قوانين بين المللى بوده است. از منشور سازمان ملل تا اعلاميه حقوق بشر، ايالات متحده رهبرى را در ايجاد جهانى كه در آن دولتها عمل خود را بر پايه هنجارها و قراردادهاى متقابلاً مورد توافق قرار گرفته محدود مى كنند، به دست گرفته است. اين چارچوبه اصلى حقوق بين المللى ديگر ملتها را با رژيم اقتصادى و امنيتى مسلط آمريكا پيوند داده است كه به تبع آن توانايى آمريكا را براى استفاده از قدرت بى حدو حصر محدود كرده است. به عبارت ديگر هزينه يك نظم جهانى كه به طور عمده بر پايه ارزشهاى آمريكايى استوار است، موجب كاهش آزادى عمل واشنگتن مى شود. اين قالب حقوق بين المللى كه ايالات متحده خود را در چارچوب آن مقيد كرده است به واشنگتن اجازه مى دهد خود را از سرنوشتى كه بر سر امپراتورى هاى بزرگ در گذشته آمده رها سازد. سرگذشتى كه در آن امپراتورى هاى بزرگ به وسيله قدرتهاى متوسط ساقط شده اند انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن، روسيه و حتى چين در برابر كشورهاى هژمونيك همانند آمريكا كه به  صورتى داوطلبانه اعمال خود را محدود مى كند، قادر بوده اند به اين نتيجه دست يابند كه تعامل با ايالات متحده آمريكا بسيار سودمند تر از آن است كه اقدام به سرنگونى آن كنند.
دولت بوش به تقبيح عمل دادگاه كيفرى بين المللى از جهت اينكه اقدامات اين دادگاه به جاى اينكه قدمى مثبت باشد، موجب خراب شدن كليه كارها مى شود، پرداخته است هماهنگ با رد موافقتنامه تغييرات آب و هوايى كيوتو، ممنوعيت فراگير آزمايش هاى هسته اى AMB، حقوق كودكان و ساير قراردادهاى غير مشهور تعجب آور نخواهد بود بگوييم كه متحدان سنتى آمريكا در حال ارزيابى روابط خود با واشنگتن هستند. علاوه بر ناكامى واشنگتن در پيوستن مجدد به يونسكو و يا انتظار پايان اقدامات خود در مناطق تحت نفوذ سازمان ملل، توجيه جايگاه دوستان آمريكا در ميان سازندگان و نخبگان سياستگذارى درايالات متحده آمريكا دشوار مى شود. خود دارى از امضاى معاهده ICC سه دليل دارد كه به نوبه خود هر كدام معضلات خاص خود را دارند. دليل اول با اساس آنچه حقوق بين الملل بايد انجام دهد يعنى از مردم در مقابل جنايات محافظت كند، مرتبط مى شود آن يك معاهده در قالب «نظم و قانون» است كه همه دولت هاى اتحاديه اروپا آن را مورد تأييد قرار داده اند، در قرار دادى كه در پى ترويج نظم و قانون بين المللى است كه اين خود فحواى اصلى قانون ايالات متحده آمريكا است و به اين جهت صورت مى گيرد كه نمايندگان ايالات متحده معتقدند اينكه چنين قانونى در صورت صدمه ديدن موجب حساسيت متحدان دموكراتيك واشنگتن شود، احتمال اندكى دارد.
علت دوم اينكه خوددارى از امضا بى سابقه بوده است و هيچ يك از كشورها تا آن زمان از امضاى آن براساس پيمان سازمان ملل خوددارى نكرده بودند، اين تصميم براى رهبران كشورها الگوى بدى است و مى توانست از جنبه سياسى براى دورشدن از موافقتنامه هاى محدوديت زايى كه به وسيله مقامات پيشين مورد توافق واقع شده است، سودمند باشد و اين تصميم باعث واردآمدن خدشه به اعتبار رئيس جمهورى شده و موجب گشوده شدن اين امكان شده كه درآينده نيز امضاهايى كه از جانب رياست جمهورى انجام گرفته است، به وسيله جانشينان وى نقض شود.
و دليل آخر اينكه، خوددارى از امضا بر سر ترويج فلسفه جديدى تحت عنوان «چندجانبه گرايى دلخواه» توسط برخى از كشورها يا «چندجانبه گرايى يك سويه» توسط ديگر كشورها منجر شده است در جهت تلاش براى مهاركردن ضربه به ديوان كيفرى بين المللى، جانبداران اين معاهده همچون مارس گروسمن و وزير دفاع دونالد رامسفلد اظهار كرده اند كه ايالات متحده بر تصميم دولتهايى كه به معاهده ديوان كيفرى بين المللى ملحق شده اند احترام مى گذارد اما اين كشورها ابتدا بايد به تصميم ما احترام بگذارند تا اينكه ملحق شدن به اين معاهده را مدنظر قراردهند. اين گفت وگوهاى ديپلماتيك از نظر ايالات متحده آمريكا زمانى سودمند خواهدبود كه مطابق منافع ايالات متحده آمريكا بوده و يا در حوزه اى قرارگيرد كه جزو حوزه هاى خودى آمريكاست.
دولت بوش حق دارد پيرامون اقدامات تروريستى گروه القاعده نگران باشد بنابراين، نگرانى ايالات متحده آمريكا در اقدامات رعب آور كه از جنبه هاى مختلف آمريكا را تهديد مى كند، متمركز شده و توجه به نهادها و قوانين بين المللى از جانب اروپا و متحدان موجود در آن مى تواند به مخالفانى فعال كه صدمات جدى را براى منافع ايالات متحده وارد كنند، تبديل شوند در اعلاميه سيزدهم مه ۲۰۰۲ اروپا درباره سياست دولت بوش در قبال ICC عنوان شدكه «اتحاديه اروپا خاطرنشان مى كند اين عمل يك جانبه واشنگتن، ممكن است عواقب ناخوشايندى در ايجاد قراردادهاى چندجانبه و عموماً در نقش قوانين در روابط بين المللى داشته باشد.» پيشرفت حاصل شده به واسطه شوراى جديد ناتو ـ روسيه در پيمان كاهش سلاحهاى هسته اى تحسين برانگيز است چنانچه رأى دهندگان اروپايى احساس كنند واشنگتن در صدد جبران كوتاهى خود در زمينه بحث پرطرفدار حقوق بشر و توافقنامه هاى محيطى نيست، دولتهاى آمريكايى در حمايت از سياست صرفاً مبتنى برمعاهدات نظامى‎/امنيتى با مشكل مواجه اند ريشه هاى بروز تهديد براى امنيت واشنگتن سياسى بودكه بطور عمده اذهان جبهه محافظه كاران را به خود مشغول كرده است، رئيس اتحاديه محافظه كاران آمريكا، ديويد كين در يك مقاله اعضاى معاهده كيفرى بين المللى را «بين الملل گرايان احمق و خطرناك» لقب داد.در دستگاه اجرايى بوش، گروه جمهورى خواهان تگزاس در سال ۲۰۰۰ در پيشنهاد حزبى خود، واشنگتن را به فاصله گرفتن از سازمان ملل فراخواندند گروه مشاوران محافظه كار، مخالف گسترش تعهدات بين المللى واشنگتن بوده اند چند جانبه گرايى يك سويه به ويژه يك واكنش براى عمل انزواگرايى ‎/ يك جانبه گرايى بسيار صريح نشأت گرفته از جناح راست حزب جمهورى خواهان است.
محافظه كاران مجدانه معتقدند جهان مى تواند جايگاه بسيار خطرناكى باشد. آنها به نهادهايى كه در آن نمايندگان ديكتاتورها همانند نمايندگان دموكراسى ها رأى مساوى دارند، اعتماد ندارند. آنها از شبح «مقامات منتخب سازمان ملل متحد» كه مدعى برترى حاكميت سازمان ملل بر ايالات متحده آمريكا هستند، بيمناك هستند از اين رو مجلس سناى آمريكا فقط توافقنامه هايى را كه مبتنى بر كنترل اين مقامات باشد تا تعامل با آنها را به تصويب مى رساند. واشنگتن مقامات سازمان ملل را به طور جدى يا در قالب حق وتوى خود در شوراى امنيت و موضوع بودجه سازمان كنترل مى كند و يا همانند پيمان هسته اى بوش، پوتين، توافقنامه هاى اين سازمان به طور اصولى ضمانت اجرايى خود را از دست مى دهند لذا بنيانگذاران آمريكا مهندسان باهوشى بوده اند كه به طراحى فضاى سياسى پرداخته اند كه آن نظام سياسى براساس نظارت و تعادل عمل مى كند چنانچه به گفته نيوت گين گريج، ايجاد چنين نظامى صرفاً برپايه عمل يك ديكتاتور غيرممكن است. ما امروزه به طور واضح در دنيايى زندگى مى كنيم كه جهانى است تجارت، مذهب، ارتباطات، فرهنگ و جامعه مدنى به صورت جهانى عمل مى كنند و تا آن حد پيش مى روند كه در تحت كنترل نهادهاى سياسى موجودهستند.
در چالش با اين رويكرد، محافظه كاران به واسطه عمل كردن در حوزه هاى متعدد در راستاى منافع آمريكا با اين مفروض كه احياى سيستم نظارت و تعادل در قالبى كه عمل مى كند به نگرانى هاى خود در حوزه هاى حاكميت و دموكراسى پاسخ مى دهند و شرايط دفاع پيشگيرانه آمريكا را قادر ساخته كه در توافقنامه هاى بين المللى مؤثر مبتنى بر وجود فضايى عادلانه تر، ايمن تر و مسالمت آميزتر در جهان، رهبرى خود را حفظ كند، در عين حال دولت بوش بايد در مواجهه با پيكره جهانى متشكل از دولت ها در كنار يكديگر با احتياط عمل كند. لذا همانگونه كه ۶ مه سال ۲۰۰۲ نشان از شروع فرايند افول رهبرى جهانى آمريكا دارد يك جولاى ۲۰۰۲ كه زمان آغاز به كار ديوان كيفرى بين المللى است، نشان از پايان تدريجى دوره استقرار حقوق بين الملل دارد.
نويسنده: دان كراوس
مترجم: مصطفى الماسى نهنجى
منبع: www.fpif.org
پارادوكس سياسى حربه دائمى شارون
176886.jpg
تحولات جارى سياسى اسرائيل بارديگر پارادوكس سياسى رهبران و احزاب اين رژيم را نمايان مى كند. اصولاً تناقضات سياسى، استراتژى هميشگى آنها محسوب مى شود و نمودعينى آن را مى توان به وضوح در عملكرد سياسى «آريل شارون» نخست وزير رژيم صهيونيستى مشاهده كرد. طرح مسائل اغواگرانه همچون عقب نشينى از سواحل غربى رود اردن، مذاكرات دوجانبه براى تشكيل دولت مستقل فلسطين و تخليه شهركهاى صهيونيستى جزو لاينفك مانورهاى سياسى رهبران سياسى رژيم صهيونيستى بوده و هرگاه كه موقعيت سياسى دولتهاى ائتلافى اين رژيم در خطر فروپاشى قرارگرفته است، تناقضات بارزتر مى شود. از اين رو، واژه «پارادوكسهاى سياسى» بخش اعظم ادبيات سياسى رژيم صهيونيستى را تشكيل مى دهد.
بررسى طرح اخير شارون مبنى بر ائتلاف با حزب چپ گراى كارگر، رقيب سرسخت و هميشگى حزب راست گراى ليكود،مارا به كنه موضوع چرايى پارادوكس هاى سياسى رژيم صهيونيستى هدايت مى كند. در اين مقاله سعى مى كنيم رفتار متناقض شارون در شريك نمودن رهبرجناح اپوزيسيون (حزب كارگر) در دولت ائتلافى به واكنش صنفى اعضاى حزب ليكود نسبت به موضوع فوق و مستندات پارادوكس سياسى را از زبان مقامات سياسى رژيم صهيونيستى در قالب تحولات سياسى جارى اين رژيم بررسى كنيم.
بازى شارون با مهره حزب كارگر
يكى از مهمترين عوامل پيروزى حزب ليكود به رهبرى شارون در انتخابات سراسرى ،۲۰۰۳ مخالفت با برنامه ها و سياستهاى حزب چپگراى كارگر به رهبرى «آبرام ممتزنا» رهبر وقت اين حزب در راستاى پيشبرد طرح يكجانبه عقب نشينى از كرانه باخترى رود اردن و واگذارى آن به فلسطينى ها، در اثناى مبارزات انتخاباتى مذكور بود. اين امر تا آنجا پيش رفت كه موقعيت سياسى حزب كارگر تضعيف شد و اين حزب سنگين ترين و بى سابقه ترين شكست سياسى خود، از بدو تأسيس تاكنون را تجربه كرد و جايگاه سياسى حزب كارگر از رده هاى اول يا دوم انتخاباتى به رده سوم تنزل يافت و جاى خود را به حزب غيرمذهبى (سكولار) شينوى واگذار كرد. شارون پس از پيروزى در انتخابات با اعلام اين موضوع كه براى تشكيل دولت ائتلافى خود نيازى به حزب كارگر ندارد، هيچ مذاكره اى براى پيوستن اين حزب به دولت ائتلافى انجام نداد و به تعبيرى، انزواى سياسى حزب كارگر را تشديد كرد.
اما اكنون پس از گذشت ۹ماه از واقعه مذكور، شارون در يك چرخش ۳۶۰درجه اى در سياست خود، مشتاقانه به ديدار با «شيمون پرز» رهبركهنه كار حزب كارگر شتافت و صريحاً تمايل شديد خود را به پيوستن اين حزب به دولت ائتلافى خود، ابراز داشت. شايان ذكر است كه پرز در مصاحبه با «نيويورك تايمز» به صراحت اعلام كرد كه حزب وى در صورت تحقق شروط ذيل به دولت ائتلافى ملحق خواهدشد كه عبارتند از: ۱ـ طرح عقب نشينى از نوارغزه در دستور كار مذاكرات با مقامات فلسطينى قرارگيرد ۲ـ برنامه زمانبندى مشخصى براى طرح عقب نشينى از نوارغزه ارائه شود ۳ـ دولت، گفت وگوها و مذاكرات و در نهايت، برنامه هاى خود را پيرامون وضعيت مناطق يهودى نشين و سامرا آغاز كنند. همچنين آگاهان سياسى رژيم صهيونيستى و مقامات نزديك به آريل شارون پيش بينى كردند كه شارون، پرز را به عنوان وزيرامورخارجه دولت خود معرفى مى كند و «سيلوان شالوم» وزير امورخارجه فعلى به زودى از سمتش به كنار مى شود؛ امرى كه به عنوان يكى از پيش شرطهاى جديد حزب كارگر در گفت وگوهاى دوجانبه ميان شارون و پرز مطرح شده است(۲)
تحولات فوق به خوبى مشخص مى كند كه شارون براى كاستن فشارهاى سياسى از سوى احزاب اپوزيسيون و جلوگيرى از روند فزاينده طرح هاى عدم اعتماد احزاب خارج از دولت ائتلافى در كنست، چنين سياستى را در پيش گرفته است. بنابر اقرار روزنامه هاى رژيم صهيونيستى موقعيت سياسى حاضر شارون بسيار متزلزل و بى ثبات است به گونه اى كه وى به سختى توانست از سه طرح رأى عدم اعتماد به دولت ائتلافى كه از سوى حزب مذهبى شاهى پيرامون مشكلات طبقه محروم جامعه اسرائيل و سياستهاى اقتصادى ناموفق دولت كه در كنست مطرح شده بود، جان سالم به در برد.(۳)
در سياستهاى كلى رژيم صهيونيستى، چند اصل مهم و غير قابل تغيير وجود دارد وعموماً تمام احزاب اعم از راست، چپ، مذهبى و غير مذهبى از آن تبعيت مى كنند. آنها عبارتند از :
۱ـ تمام طرحهاى اعلام شده در راستاى اعطاى امتيازات به فلسطينى ها جنبه عملى ندارند و صرفاً براى اغوا ى طرف مقابل هستند.
۲ـ تمام طرحهاى اعلام شده از سوى مقامات سياسى رژيم صهيونيستى به صورت كلى بيان مى شود و جزئيات آن نامشخص و نامفهومند و لذا قابل اجرا نيستند.
۳ـ هيچ حزبى در رژيم صهيونيستى به تنهايى و بدون حضور احزاب ديگر نمى تواند در مذاكرات به اصطلاح صلح با فلسطينى ها مشاركت كند و اين امر مستلزم وجود تمام جناحهاى مطرح در عرصه سياسى رژيم صهيونيستى است.
۴ـ هيچ يك از احزاب رژيم صهيونيستى به صلح واقعى با فلسطينى ها اعتقادى ندارند و واقع اين امر را به معناى خطر فروپاشى و نابودى اسرائيل قلمداد مى كنند.
با توجه به اصول ذكر شده مى توان گفت شارون براى پيشبرد طرح به ظاهر عقب نشينى از اراضى كرانه باخترى به شريك شدن حزب كارگر در دولت ائتلافى نياز وافرى دارد و نبودن مذهبان در اين امر مؤيد اين نكته است كه نمى توان به طرح فوق اعتماد نمود زيرا كه اين طرح هيچ گاه به مرحله اجرا در نخواهد آمد و صرفاً شرايط موجود را براى بقاى دولت وى آن هم براى مدت كوتاهى فراهم مى آورد. از طرفى ديگر عدم تحقق وعده هاى دولت رژيم صهيونيستى در راستاى خروج از بحران اقتصادى موجود و عدم تحقق خواسته هاى جامعه اسرائيل و بويژه اتحاديه كارگرى رژيم صهيونيستى موسوم به «هيستادروت» و به تبع آن، هزينه هاى كمرشكن مقابله با قيام انتفاضه الاقصى فلسطينى ها، موجب شده است كه شارون دست به مانور هاى سياسى گسترده اى در راستاى جلب حمايت ايالات متحده براى كمك هاى اقتصادى بيشتر براى مقابله با بحرانهاى موجود بزند و آمريكا را به حمايتهاى همه جانبه از اين رژيم، متقاعد كند.
بازتاب منفى طرح شارون در حزب ليكود
اكثريت اعضاى كميته مركزى حزب ليكود به صراحت با طرح شارون مبنى بر عقب نشينى از نوار غزه و پيوستن حزب كارگر به دولت ائتلافى وى، مخالفت ورزيدند.
اعضاى كميته مذكور براى عدم تحقق طرح شارون با هم پيمان بسته اند كه در مقابل شارون صف آرايى كنند و اجازه ندهند كه اين امر روى دهد ( امرى كه به واقع شارون هم به تحقق آن اعتمادى ندارد) به هر حال، تماس نمايندگان و وزيران دولت شارون از حزب ليكود مخالف طرح وى هستند. «بنيامين نتانياهو» وزير اقتصاد و دارايى اسرائيل ضمن مخالفت با طرح مذكور اعلام كرد «تازمانى كه سياستهاى اقتصادى حزب كارگر با سياستهاى دولت ائتلافى در تضاد باشد، اين حزب هيچ شانسى براى پيوستن به دولت ائتلافى ندارد».(۴) «تساهى هنگبى» وزير امنيت عمومى نيز كه به طرح عقب نشينى از نوار غزه رأى مخالف داده است، اظهار داشت: «وظيفه دولت اين است كه امور را به طور ثمر بخش به نظم و قاعده درآورد و اگر اكثريت را با خود همراه نبيند، مجبور است راه هاى ديگرى را امتحان كند.(۵)
وجود چنين مخالفتهايى از سوى اعضاى حزب ليكود بخوبى بيانگر وجود پارادوكس ميان اعضا و كادر رهبرى حزب حاكم ليكود است كه اين امر در ادبيات سياسى اسرائيل امرى طبيعى مى نمايد و گوياى اين واقعيت است كه آنها هيچ گاه نسبت به مذاكرات صلح اعتقادى ندارند و اينگونه مانور هاى سياسى را براى تأخير در پروژه به اصطلاح صلح با فلسطينيان، انجام مى دهند.
آريل شارون در واكنش به موضع گيرى اعضاى حزب خود، بار ديگر، پارادوكس سياسى هميشگى خود را بروز داد. وى ابتدا تهديد كرد كه اگر اعضاى مركزى حزب ليكود از طرح وى براى ائتلاف با حزب رقيب كارگر حمايت نكند، در خواست برگزارى انتخابات زودرس (زودتر از موعد) خواهد كرد، ولى پس از آن، گفت كه برنامه جديدى براى گفت وگو و بحث پيرامون مخالفتهاى كميته مركزى حزب ليكود و ساير احزاب مخالف طرح وى با رهبران حزب كارگر ترتيب خواهد داد تا از اين طريق اختلافات موجود مرتفع شود.
اعترافات سياستمدار رژيم صهيونيستى به پارادوكس سياسى شارون
«افيگدور ليبرمن» رئيس حزب اتحاد ملى در اقدامى بى سابقه براى تشريح عواقب خطرناك طرح شارون، به كميته مركزى حزب ليكود متوسل شده است. وى در نامه هشدار آميز خود خطاب به اعضاى كميته مذكور اعلام كرد: «اعضاى كميته مركزى حزب ليكود در حال تهيه و تدارك زمينه هايى براى بى خانمان كردن ساكنين سامرا و يهوديان نوارغزه! هستند و قصد دارند كه طبق اين طرح يكجانبه، قسمت هاى وسيعى از بخش هاى جنوبى نوارغزه را به فلسطينى ها واگذار كنند. اين عمل يك اقدام خشن! است و با اصول و قوانين ملى مغايرت دارد، همچنين اين اعمال شارون با تمام وعده هايى كه حزب ليكود و شخص شارون در انتخابات سراسرى ۲۰۰۳ داده اند، در تضاد است. به هر حال، وضعيت حاضر بسيار جدى است؛ مسأله مهم، انتقال يهوديان نيست، بلكه تشكيل دو دولت در كنار يكديگر است و هر اقدامى براى پيشبرد چنين طرحى موجب نابودى اسرائيل در مدت زمان كوتاهى خواهد شد. به عقيده ليبرمن، براى حل و فصل معضل موجود تنها يك راهكار وجود دارد و آن، تبادل اراضى بين يهوديان و اعراب است (يهوديان در يك طرف و اعراب در طرف ديگر) . ليبرمن تصريح كرد كه طرحش را نه فقط در اسرائيل، بلكه در آمريكا و روسيه نيز مطرح مى كند و اعضاى پارلمان كشورهاى مذكور را ترغيب مى كند كه رهبران خود را براى حمايت از طرح تبادل دو طرفه متقاعد كنند.»(۶)
شايان ذكر است كه طرح ليبرمن همانند طرح هاى ديگر رهبران رژيم صهيونيستى، ماهيتى كلى و غيرقابل اجرا دارد و از مرحله ابتدايى فراتر نمى رود.
نتيجه گيرى:
تحولات و تحركات سياسى شارون بيانگر اين موضوع است كه دولت ائتلافى وى براى بقا، نياز به ملحق شدن حزب كارگر به دولت دارد تا بدينوسيله از تجربه سياسى رهبر كهنه كار اين حزب يعنى شيمون پرز استفاده كند و در ظاهر امر هم كه شده، طرح عقب نشينى خود را پيش ببرد. موقعيت كنونى پيش از هر چيز ديگرى اين فرصت را در اختيار حزب كارگر قرار داده كه با مطرح كردن پيش شرط هايش، شكست سنگين خود را در انتخابات سراسرى ۲۰۰۳ جبران كند و با تثبيت موقعيت خوب در دولت ائتلافى، دورنماى روشنى براى پيروزى در انتخابات سراسرى بعدى (به احتمال قوى زودرس) ترسيم كند. به هر حال، شارون براى حفظ موقعيت خطرناك و شكننده خود و دولتش با مطرح نمودن طرح عقب نشينى سعى كردند كه به نوعى، مطالبات جامعه دو گانه يهودى اسرائيلى را كه از طرفى، خواهان صلح است و از طرفى ديگر، حاضر نيست رهبران سياسى كوچكترين امتيازى به طرف فلسطينى دهند، تأمين كنند. آريل شارون و رهبران قبلى رژيم صهيونيستى همواره در اثناى مذاكرات صلح با فلسطينى ها و يا ملاقات هاى راهبردى با رهبران ايالات متحده، عنوان داشته اند حاضر نيستند كه شهرك هاى يهودى نشين را تخليه كنند و اين موضوع به خوبى پارادوكس هاى سياسى آنها را محرز مى كند، لذا مى توان گفت كه رژيم صهيونيستى صلح را بدون دادن هزينه و امتياز به طرف فلسطينى مى پذيرد. پس هيچگاه اين رژيم به دنبال صلح واقعى نيست و به قول مقامات سياسى اين رژيم تصور وجود يك كشور مستقل فلسطينى، به مثابه نابودى اسرائيل محسوب مى شود.
با عنايت به مطالب فوق مى توان گفت كه رهبران سياسى رژيم صهيونيستى و به ويژه شارون كه ازنظر رفتار خشونت آميز با فلسطينيان گوى رقابت را از تمام مقامات سياسى قبلى اين رژيم ربوده است، با استفاده از حربه پارادوكس سياسى سعى مى كنند كه وضعيت موجود را حفظ نمايند و با اعمال اينگونه تناقضات عملاً پروژه تأخيرسازى در دادن امتياز و صلح به فلسطينيان را به اجرا در آورند.
منابع:
۱-www.israel national news.com (2004/6/18)
۲ـ به نقل از سايت المحيط
۳-www.Haaretz.com (2004/6/19)
۴-Ibid
۵-Ibid
۶-www.israel national news.com (2004/6/23)
شباهت هاى دادگاه
صدام و ميلوسوويچ
اين روزها محاكمه ديكتاتور سابق عراق با اتهامات مشابه اسلوبودان ميلوسوويچ در حال برگزارى است. دو ديكتاتورى كه جنايات جنگى و جنايت عليه بشريت و نسل كشى از اتهامات آنها است. هر دو دادگاه يادشده نقطه عطفى در تاريخ عدالت جهانى هستند. اما با وجود اين شباهت از نظر سيستم قضايى بين المللى داراى دو رويكرد عميقاً متفاوت هستند و هرچقدر دادگاه ميلوسوويچ با اقتدار برگزار مى شود، دادگاه صدام متزلزل و سست بنيان به نظر مى رسد.
بزودى رئيس جمهور اسبق يوگسلاوى در محضر دادگاهى در هاگو (Hague) حاضر مى شود تا در برابر اتهاماتى چون جنايات جنگى، جنايت عليه بشريت و راه اندازى جنگ براى نسل كشى مسلمانان بوسنى، از خود دفاع كند. با اين حال اگر كسى بى خبر از همه جا در اين دادگاه يعنى «دادگاه جنايى بين الملل» در يوگسلاوى سابق حضور يابد، گمان خواهد كرد اين دادگاه براى محاكمه بيل كلينتون و تونى بلر برپا شده است و البته حق هم دارد. ميلوسوويچ، رئيس جمهور جنگ طلب يوگسلاوى مدعى است كارش دفاع از كشورش در مقابل مداخلات غيرقانونى ايالات متحده و ناتو بوده است. او با تمارض و بهانه كردن فشار خون بالا و خطر حمله قلبى، هر بار دادگاه را به تعويق مى انداخت و اين كار تداوم داشت تا اينكه سرانجام قضات ديگر بهانه هاى او را نپذيرفتند و تهديد كردند در صورت ادامه اين روند، دفاع او را به وكلاى تسخيرى واگذار خواهند كرد و چنين بود كه ديكتاتور صرب از ترس از دست دادن بهترين فرصتش براى دفاع از خود، حالش خوب شد.
در سوى ديگر، قضيه صدام قرار دارد. چند هفته پيش بود كه او در صحن دادگاهى در بغداد حاضر شد تا پاسخگوى اتهاماتى باشد كه دادگاه ويژه جديد عراق به او نسبت مى داد. ديكتاتور سابق عراق كه با وجود گذراندن حدود هفت هفته در زندان انفرادى سر و وضع به نسبت مرتب و مناسبى داشت، نيز همانند همتاى يوگسلاوش عمل كرد. وى درحالى كه با كنجكاوى نگاهى به اطراف دادگاهى كه تحت حمايت مالى آمريكاست، نگاه مى كرد، با پوزخندى گفت: «اينها همه نمايش است و جنايتكار واقعى بوش است.»
هر دو متهم سرسختانه تلاش مى كنند به افكار عمومى بقبولانند در پشت صحنه دادگاه هايشان مقاصدى سياسى نهفته است و از اين رو اتهام را به دستگيركنندگان خود نسبت مى دهند. اما يكى از اين دادگاه ها طورى طراحى شده است كه از چنين ادعاهايى درامان باشد.
تلاش هاى ميلوسوويچ محكوم به شكست است چرا كه دادگاه يوگسلاو تحت قيوميت سازمان ملل برگزار مى شود و از نظر بين المللى مشروع و عادلانه به نظر مى رسد. به سختى مى توان گفت اگر اين دادگاه را مقامات بلگراد برگزار مى كردند، محاكمه بدون تعصب و يكسونگرى انجام و حقوق متهم در دفاع از خود، ادا مى شد و يا حتى قربانيان جنايات اتهامى را به درستى مورد بررسى و بازجويى قرار مى دادند. با اين اوصاف اعتراض ميلوسوويچ چندان وارد نبوده و پايه و اساس قرص و محكمى ندارد.
اما ادعاهاى صدام مبنى بر تبعيض سياسى در محاكمه اش بازتاب عميق ترى دارد. دادگاه ويژه يك دادگاه بين المللى نيست و گردانندگان و قضات آن توسط شوراى حكومتى كه خود گماشته آمريكايى هاست انتخاب شده اند. سالم چلبى، رئيس اين دادگاه، برادرزاده احمد چلبى مخالف معروف صدام است. كسى كه پل برمر حاكم آمريكايى اسبق عراق وى را براى اين سمت برگزيده بود. اين دادگاه با پشتيبانى مالى دولت آمريكا برگزار مى شود و FBI نيز در جمع آورى شواهد به دادگاه كمك مى كند. ۲۰ وكيل آمريكايى نيز قضاوت را حمايت و پشتيبانى مى كنند.
حضور صدام در دادگاه براساس قوانين حقوق بين المللى بوده است: سومين معاهده ژنو حاكى است اسيران جنگى پس از پايان درگيرى ها يا متهم مى شوند و يا آزاد مى گردند. در مورد عراق نيز انتقال قدرت در همين راستا صورت گرفت.
در دادگاه مذكور، تنها خبرنگاران روزنامه هاى آمريكايى اجازه حضور داشتند و از ميان نمايندگان رسانه هاى خبرى نيز فقط الجزيره و CNN مجاز به تصويربردارى بودند كه آنها هم حق پخش صداى صدام را نداشتند و زمان پخش برنامه هاى آنان نيز طورى تنظيم شده بود كه برنامه هاى اول صبح ساير شبكه هاى تلويزيونى همزمان باشد. در ضمن هيچ وكيل مدافعى در دادگاه حضور نداشت.
سرنوشت صدام كاملاً در دست آمريكايى هاست. حتى ممكن است حق انتخاب وكيل هم از او گرفته شود. حال آنكه همسر اول او خانم ساجده يك تيم چندمليتى از وكلايى را جمع كرده كه بعضى از آنها قصد دارند در دادگاه عليه آمريكا اقامه دعوا كنند.
دولت بوش از قبل دادگاه صدام را لوث كرده است. چرا كه يك دادگاه بين المللى تحت نظارت شوراى امنيت مى توانست حكم صادره را مشروعيت بخشيده و به احتمال قريب به يقين موجبات محكوميت متهم را فراهم كند. اما با وجود اينكه دادگاهى با حضور هيأت منصفه و منطبق بر حقوق بين المللى مى توانست اندكى حس بى اعتمادى به آمريكا را كاهش دهد مى بينيم كه دادگاهى يك قطبى و داراى پيش داورى با روندى معيوب و متزلزل نه تنها موجبات محكوميت جنايتكارى به نام صدام را فراهم نياورده بلكه موجب افزايش حس نفرت بين المللى نسبت به آمريكا شده است.
همه اين مشكلات ناشى از ترس كاخ سفيد از به محاكمه كشاندن مقامات و سربازان آمريكايى است. اما اين نگرانى و ترس واهى است چرا كه اگر سيستم قضايى سالم باشد، دادگاه هاى بين المللى مكمل سيستم هاى حقوقى ملى هستند نه جايگزين آنها و آمريكا هنوز هم با تأكيدى بر قوانين بين المللى، دادگاهى «كانگرويى» را برگزيده كه از روى واقعيت و عدالت مى جهد و با دادگاهى بين المللى چون دادگاه ميلوسوويچ فاصله فراوان دارد.
ديدگاه
«ويليام كوهن» وزيرسابق دفاع آمريكا:
سخت است همه چيز را تمام شده بدانيم
منبع: سايت اينترنتى اشپيگل ترجمه: اسماعيل محجوب
چندى پيش سايت اينترنتى «اشپيگل» آلمان گفت وگويى را با «ويليام كوهن» انجام داد.
كوهن وزيردفاع سابق ايالات متحده آمريكا بين سالهاى ۱۹۹۷ و ،۲۰۰۱ تنها فرد جمهوريخواه در دولت «بيل كلينتون» بود. وى دراين گفت وگو به شدت از سياستهاى جنگ طلبانه «جورج بوش» انتقادكرده است.
متن اين گفت وگو از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد:
\ آقاى كوهن، شما پس از كناره گيرى از سياست، شروع به نوشتن كرده ايد. شما دركتابتان كه در آينده اى نزديك به چاپ مى رسد، به اتفاقات واقعى و روزمره استناد مى كنيد. به عنوان مثال، يكى از شخصيت هاى شما از «جنگ عراق» و «كوشش مبلغ گونه رهبران مغرور آمريكا» كه سعى درهدايت يك نوع «پيوند اخلاقى» داشتند، انتقادمى كند. آيا شما اين شخصيت را شبيه خود مى بينيد؟
> خيلى سخت است كه همه چيز را تمام شده فرض كنيم. اين خيلى خوب است كه صدام حسين ديگر برمسند قدرت نيست، اما به طور قطع، نسل كنونى در عراق مدت طولانى را سپرى خواهدكرد تا ما بفهميم كه آيا عراق از بين مى رود يا اينكه جان سالم به درمى برد. مطمئناً قطعنامه جديد شوراى امنيت سازمان ملل متحد يك شانس را دراين زمينه به عراق اهدامى كند. اما اين فقط درحد يك شانس است.
\ شما شخصاً به رئيس جمهورى جديد ايالات متحده در اوايل سال ،۲۰۰۱ درزمان تحويل مقام خود، درباره وضعيت امنيت بين المللى گزارش داديد. آيا اين موضوع مشخص است كه بوش و همكارانش در آن روزها نيز كاملاً قصد حمله به عراق را داشته اند؟
> بله، عراق دردستوركارشان بود.
\ ازكجا معلوم بود؟
> مرسوم بود وزيردفاع كه داراى نقشى تعيين كننده است، به رئيس جمهورى جديد گزارشى را به شكل يك «توردوردنيا» مى داد كه اين تور براى تمامى مشكلات كشورهاى روى زمين مؤثر بود. علاوه بر اين، «ديك چنى» معاون رئيس جمهورى شخصاً به خود من گفت كه اين بار اين سفر مطابق انتظار نبود. وى مى گفت: «روى عراق متمركز شويد.» عراق بر تفكرات آنها حاكم بود. من گمان مى كردم كه اين موضوع به احساس گسترش حكومت جديد در عراق مربوط مى شود كه پدر بوش درجنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ اشتباهى مرتكب شد و اجازه داد صدام حسين برمسند قدرت باقى بماند.
\ يعنى تسويه حساب حسابهاى قديمى؟ و شما در آن روزها به بوش درمورد عراق چه گفتيد؟
> در دولت بيل كلينتون براين عقيده بوديم كه روابطمان با صدام حسين تا آن زمان نسبتاً خوب سازماندهى شده بود. به اين نتيجه رسيده بوديم كه تغيير رژيم در عراق مى بايست از داخل اين كشور شروع شود. درضمن، امروز هم احساس مى كنم كه وضعيت هنوز همانگونه است.
\ عكس العمل بوش چه بود؟
> من به او گزارش دادم. وى كمتر مى گفت حكومت عوض شود و ما هم ديگر چيزى از وى نشنيديم.
\ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
> بله، دقيقاً اين تاريخ اگرچه همه چيز را عوض نكرد، اما باعث تغيير بسيارى از مسائل شد.
\ كميته مستقل بررسى حملات تروريستى سال ۲۰۰۱ معتقد است، شما و بيل كلينتون درمورد مبارزه با تروريسم و يافتن اسامه بن لادن غفلت كرده ايد.آيا از خود نمى پرسيد كه بيش از اين مى توانستيد كارى انجام دهيد؟
> خير. دربرابر اين كميته به عنوان شاهد سعى درشفاف سازى اين موضوع داشتم. آن زمان، امكان بمباران تمام افغانستان با موشكهاى كروز را نداشتيم. چيزى كه براى از بين بردن قطعى القاعده لازم به نظر مى رسيد. پيش از ۱۱ سپتامبر، نه حمايت بين المللى از حمله به افغانستان وجود داشت و نه امكان يك حمله زمينى معمولى به دليل شرايط خاص جغرافيايى اين كشور حتى عمليات نيروهاى ويژه آموزش ديده نيز مطابق با واقعيت نبود و غيرمنطقى به نظرمى رسيد. با تمام اين اوصاف، سعى كرديم بن لادن را با ضربات هدفمند نشانه بگيريم كه اين هم عملى نشد. آيا مى توانستيم كار بيشترى انجام دهيم؟ به نظر من، نه! امروز۱۴ هزار سرباز در افغانستان حضور دارند، اما هنوز بن لادن را پيدا نكرده ايم.
\ در كتاب خود القاعده را از سال ۲۰۰۱ به بعد به عنوان بزرگترين خطر براى ايالات متحده آمريكا ذكر كرده ايد، آيا واقعاً از القاعده مى ترسيد؟
> جنگ عليه تروريسم، جنگى بى پايان است. واقعاً نمى دانيم چه زمان اين جنگ به پايان مى رسد و اين تفاوت آن با جنگ هاى قديم است.
\ منتقدين مى ترسند كه سياستمداران واشنگتن سعى در سوء استفاده از اين ترس و وحشت داشته باشند، به ويژه هم اكنون كه در زمان مبارزات انتخاباتى به سر مى بريم. شما هم همين نظر را داريد؟
> بله، اين خطر بزرگى است و تازه ما الان شروع كرديم خود را با اين پرسشها مشغول كنيم. حفاظت بيشتر از كشور، پيامدهاى مخاطره آميز خود را به دنبال دارد. من اين را «جهان جديد زشت» مى نامم. آيا توانايى حفظ تعادل ميان حفاظت از آزادى ها و حقوق شهروندى خود از يك سو و زندگى مان را از سوى ديگر داريم؟ دولت در اين بين چه نقشى را مى تواند داشته باشد؟ چه ميزان به «دولت» قدرت مى دهيم؟ با تمام اين پرسشها بايد با دقت هر چه تمامتر كنار بياييم. به عنوان مثال، در آلمان، حمايت از حقوق شخصى شهروندى بسيار بهتر از آن چيزى كه ما در اينجا انجام مى دهيم، صورت مى گيرد.
\در حال حاضر، در ايالات متحده با توجه به جرو بحث هاى گسترده در اين مبارزه انتخاباتى، مباحثات معقول و منطقى در اين باره همچون گذشته غيرمنطقى به نظر مى رسد.
> بله، نزاع احزاب، كشور را آنچنان از هم گسسته كرده كه تاكنون سابقه نداشته است. هر دو جناح، خود را با ثبات نشان مى دهند. اين باعث ايجاد جو منفى در جامعه شده است و مردم احساس مى كنند دقيقاً به پايين كشيده مى شوند. بعيد مى دانم كه اين احساس در چهار سال آينده تغيير فراوانى كند. حتى فرقى هم نمى كند كه چه كسى در انتخابات رياست جمهورى پيروز شود.
* كتاب «توطئه گر» نوشته ويليام كوهن، انتشارات Limes، سال ۲۰۰۴.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |