|
|
|
يك تست روانشناسى
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يخچال فرنگى
|
|
|
يك لطيفه به درد خورانه فريبا و نازى توى يك پارك آشنا شده بودند و داشتند درباره مسائل مهمى نظير خانواده شوهران گرامى شان و همچنين مسأله اختلافات مرزى چين و تايوان صحبت مى كردند كه ناگهان هواپيمايى سينه آسمان را شكافت و عبور كرد. فريبا آهى كشيد و گفت: ـ من هر وقت هواپيما مى بينيم ياد شوهرم مى افتم. ـ مگه شوهر تو خلبانه؟ فريبا مجدداً آهى كشيد و گفت: ـ نه، ولى اون هم روى زمين به هيچ دردى نمى خوره. يك لطيفه بين الملليانه اين لطيفه بدون ترديد آخرين لطيفه اى است كه درباره خست اسكاتلندى ها ساخته شده است: سؤال: چه فرقى است بين يك كچل فرانسوى و يك كچل اسكاتلندى؟ جواب: كچل فرانسوى براى خودش يك كلاه گيس مى خرد اما كچل اسكاتلندى شانه اش را مى فروشد! يك لطيفه تعارفانه اين پيرمردها هم گاهى انتظارات عجيب و غريبى از نسل جوان دارند. از جمله مثلاً جمشيدخان كه هفته پيش برخلاف هميشه با چهره عبوس آمد تو و نرسيده شروع كرد به گله از زمانه: ـ واقعاً كه چه دوره اى شده. ديگه زن جماعت ظرافت و نزاكت سرش نمى شد. حالا كه مى آمدم توى مينى بوس جام رو تعارف كردم به يه خانوم جوون. ولى يارو چنون زد توى ذوقم كه تا ابد از اين كار پشيمونم كرد... همه رفقا ابراز تأسف كردند و جمشيدخان ادامه داد: ـ البته اون نشسته بود، من ايستاده بودم. يك لطيفه اعترافانه سركار حشمت الملوك خانم ازوكلاى مبرز دادگسترى بود. نام نيكى داشت به اضافه دانش فراوان در كار وكالت و حقوق و سن و سالى به قاعده، اما حضرت باريتعالى در مورد حسن ظاهر به شدت او را مورد كم توجهى قرارداده بود. آن روز، حشمت الملوك خانم مشغول دفاع از موكل خود بود، يك جانى قسى القلب كه متهم بود كسى را كشته و پولش را به سرقت برده است (البته مشروح اين دفاعيات را فردا در ايران حوادث بخوانيد) حشمت خانم پس از دفاعى مبسوط و مستدل در پايان گفت: «آقاى قاضى! باتوجه به همه عرايضى كه كردم، من شخصاً آنقدر به بى گناهى موكلم اعتقاد دارم كه حاضرم بلافاصله پس از ختم دادرسى باهاش ازدواج كنم.» متهم گوشهايش جنبيد، نگاهى به سر و روى وكيل خود انداخت و به رئيس دادگاه گفت: ـ قربون، اگه مى شه محاكمه رو از اول شروع كنين، من به همه اتهاماتم اعتراف مى كنم. چندلطيفه تلفنانه به مناسبت اينكه امروز كه هجدهم مرداد است برابر است با هشتم اوت و در اين روز هشتم براى اولين بار بود كه مرحوم گراهام بل توى گوشى تلفن فوت كرد، لطيفه هاى امروز را با چند لطيفه جذاب، دوست داشتنى و آموزنده درباره تلفن آغاز مى كنيم. تلفن بسيار چيز خوبى است. اما چيز بسيار عجيبى هم هست. مثلاً هيچ توجه كرده ايد كه وقتى در خانه كسى نباشد و آدم برود به حمام تلفن ناگهان به طور اتوماتيك شروع مى كند به زنگ زدن؟ تازه وقتى هم با سرعت و اوقات تلخى، خودت را خشك مى كنى و مى آيى بيرون و گوشى را برمى دارى، مى بينى عوضى است. اما ... اما ... استاد ذكاوتمند جناب سعيد خان مشكل را با راهى بس ساده و عاقلانه حل كرده است. «صبر مى كنم، وقتى عيالم شروع به صحبت با يكى از دوستانش مى كند، فورى مى پرم توى حمام و مطمئنم تا يك ساعتى با خيال راحت، مى توانم سروتن را صفا بدهم.» لابد خيال مى كنيد عيال سعيدخان چه جور خانمى است كه آنقدر حرف مى زند، فقط يك صفحه از پرونده سياه سابقه پرچانگيش را برايتان فاش مى كنيم. يك روز كه تلفن منزل شان خراب شده بود آمده بود از تلفن عمومى سركوچه شان استفاده كند و به يكى از دوستان هم چانه اش زنگ بزند. لابد مى پرسيد چنين آدمى چطور موبايل ندارد كه سؤال بسيار بجايى است. جهت اطلاع خوانندگان محترم بايد عرض كرد كه آخرين قبض موبايل خانم سعيدآقا دويست و هفتاد و سه هزار تومان بود كه پرداخت اين مبلغ براى سعيدآقا فعلاً مشكل است و به همين دليل تا اطلاع ثانوى اين موبايل قطع است. خلاصه بانوى مذكوره در كيوسك تلفن عمومى بود و اندك اندك صف طويلى پشت كابين تلفن ايجاد شد ولى خانم بى توجه همچنان مشغول وراجى بود. عاقبت در كابين باز شد و جمعيت بى تاب و خشمگين و مضطرب، نفسى به راحتى كشيدند اما ناگهان مشاهده كردند كه خانم يك اسكناس دوهزار تومانى درآورد و داد به نفر اول صف و گفت: «آقا، قربون دستتون برم، اگه براتون زحمت نيست لطفاً اين رو برام سى تا سكه ده تومنى و يه ساندويچ و يه نوشابه سياه بگيرين.» > يك روز صبح داريوش خان، با حالتى كه فقط به وصف كتك خورده مى شود توصيفش كرد، يعنى يك ور صورتش ورم كرده، يك ورش كبود شده، يك گوشه اش سرخ، يك گوشه اش سياه ... آمد اداره. رفقا جويا شدند كه علت چيست. داريوش خان گفت: «والله چى بگم... شماها كه از سابقه شوخ بودن من خبر دارين. من غير از شوخ بودن، بى خوابى هم دارم. واسه همين نصفه شبا ساعت ۲و ۳ يه شماره اى رو على اللهى مى گيرم و به شوخى مى گم: اگر حدس زدى من كيم؟ ولى ديشبى يه تصادفاً تونست حدس بزنه من كيم...» > ساعت ۲ نصف شب بود كه تلفن بالاى سر آقاى ناصرى به صدا درآمد. بعد از چند زنگ پر سروصدا و وحشت انگيز بالاخره آقاى ناصرى غلتى زد و گوشى را برداشت. حالا آن طرف خط كى بود، دوست و همكار عزيزش آقاى جلالى. صداى آقاى جلالى بلند شد كه: ـ ناصرى خودتى؟ ـ آره بابا، اين وقت شب چه كسى ديگه اى جز خودم مى تونه توى تختخوابم باشه؟ ـ نيگاه كن. خواستم بهت بگم چه مرد مه مزاحم عجيب و غريبى تو دنيا پيدا مى شن. من تا الآن با عباس خوشنويس بودم. مى شناسيش كه؟ اين يارو از سابقه دوستى من با تو خبر داشت. يادتو افتاد و هى اصرار داشت تلفن تو رو بگيره، واست يه جوك تعريف كنه، اون هم نصف شب. مى بينى چه مردم بلانسبت احمقى پيدا مى شن؟ اما هركارى كه كرد شماره تو رو بهش ندادم... خواستم بهت گفته باشم كه ما يه همچى وقت هايى به فكر رفقا هستيم.
|
|
|
|
|
يك تست روانشناسى
چه كسى تنبل تر است؟
|
|
|
اين روزها به نظر مى رسد بسيارى از مردم دوست ندارند از انرژى درونى شان استفاده كنند. معلوم نيست قصد دارند با اين انرژى چه كارى انجام دهند كه در مصرف كردن آن اين اندازه احتياط به خرج مى دهند! در مورد بعضى هم تنبلى دليل بزرگى براى اين موضوع به شمار مى رود. اما شما مى دانيد جزو كدام دسته قرارمى گيريد؟ تنبل ها، افراد معمولى، يا افراد بسيار پرانرژى؟ تست امروز ما جواب قطعى اين سؤال را براى شما مشخص مى كند.
هر روز صبح وقتى زمان بيرون آمدن از تختخواب فرامى رسد، به چه چيزى فكر مى كنيد؟ ـ آه، كاش پنج شش ساعت ديگر وقت داشتم. (۵۰) ـ بايد بيدار شوم، بايد عجله كنم، كلى كار دارم! (۲۵) ـ خيلى زود سر صبحانه حاضر مى شويد. (۰) ـ به چيز خاصى فكر نمى كنيد، چون هنوز در حال خروپف كردن هستيد. (۷۵)
معمولاً هرچندوقت يكبار دير به محل كار يا تحصيل تان مى رسيد؟ ـ هرگز، دير رسيدن براى من مثل يك كابوس است! (۰) ـ به خاطر ندارم. (۷۵) ـ حدود دوبار در ماه (۲۵) ـ حدود دو بار در هفته (۵۰)
آيا شما معمولاً كارهايتان را بموقع به پايان مى رسانيد؟ ـ گاهى اوقات، اگر حوصله اش را داشته باشم.(۵۰) ـ تقريباً هميشه، مگر اينكه مريض شده باشم. (۲۵) ـ چه كارى؟ من كار خاصى انجام نمى دهم! (۷۵) ـ اغلب اوقات زودتر از وقت معمول تمام مى شود. (۰)
معمولاً وقتى لباس تان را پوشيده ايد، چقدر طول مى كشد تا خانه را ترك كنيد؟ ـ حدود چند دقيقه. (۰) ـ حدود پنج تا پانزده دقيقه (۲۵) ـ حدود يك ربع تا نيم ساعت (۵۰) ـ بيش از نيم ساعت (۷۵)
اتاق شما الآن در چه وضعيتى قراردارد؟ ـ تقريباً شلوغ است، اما مى توانم چيزهايى را كه لازم دارم پيدا كنم. (۲۵) ـ خيلى شلوغ و درهم و برهم است. كف اتاق را به سختى مى توان ديد! (۷۵) ـ خيلى شلوغ است، اما به هرحال كف اتاق را مى توان ديد! (۵۰) ـ تميز و خلوت، مثل هميشه! (۰)
شما معمولاً چقدر وقت صرف تماشاى تلويزيون مى كنيد؟ ـ شايد نيم ساعت روزهاى جمعه، اگر مشغول ورزش نباشم. (۰) ـ بيشتر وقت آزادم را پاى تلويزيون مى گذرانم. (۷۵) ـ دوتا چار ساعت در هفته (۲۵) ـ شش تا هفت ساعت در هفته (۵۰)
اولين كارى كه پس از برگشتن به منزل انجام مى دهيد، چيست؟ ـ ورزش يا نرمش (۰) ـ خوردن (۲۵) ـ وقت گذرانى (۵۰) ـ تماشاى تلويزيون (۷۵)
روزهاى تعطيل تان را معمولاً چگونه مى گذرانيد؟ ـ تماشاى تلويزيون يا كار با كامپيوتر (۷۵) ـ خوابيدن و گذراندن اوقات با دوستان و خانواده (۵۰) ـ ورزش كردن و گذراندن اوقات با دوستان و خانواده (۲۵) ـ شركت در فعاليتها و جلسات اجبارى (۰)
معمولاً در يك روز چقدر مى خوابيد؟ ـ هفت تا هشت ساعت (۲۵) ـ شش تا هفت ساعت يا كمتر (۰) ـ هشت تا نه ساعت (۵۰) ـ ده ساعت يا بيشتر (۷۵)
شما فكر مى كنيد خصوصيات كداميك از حيوانات زير را مى پسنديد؟ ـ موش (۰) ـ خرس (۵۰) ـ فيل (۲۵) ـ حيوان تنبل (۷۵) (۰ تا ۱۲۵ امتياز): شما پر از انرژى و شادابى هستيد كه ديگران معمولاً از اين سطح انرژى شما تعجب مى كنند. كارهاى شما هميشه سروقت انجام مى شود و براى همه چيز برنامه ريزى منظمى انجام مى دهيد. شما بخوبى مى توانيد فعاليتهاى مختلف را در برنامه هايتان بگنجانيد و به همين دليل هم برنامه هايتان معمولاً شلوغ هستند. اما به نظر مى رسد شما وقت چندانى را براى استراحت كردن يا گذراندن در كنار دوستان و خانواده اختصاص نمى دهيد كه شايد تنها نكته منفى درباره شما باشد. (۱۵۰ تا ۳۷۵ امتياز): شما تا اندازه اى پر انرژى و متحرك هستيد، اما نمى توان به شما لقب تنبل داد. تنها چيزى كه شما لازم داريد اين است كه تمرين كنيد تا برنامه ريزى كردن را ياد بگيريد و نيز سريعتر عمل كردن را بياموزيد. اگر شما در حال حاضر نيز در اين زمينه ها مشكل حادى نداريد، اما براى انجام كارهايتان عجله اى هم از خودتان نشان نمى دهيد و معمولاً هر از چندگاهى وقتى را براى استراحت خودتان اختصاص مى دهيد. (۴۰۰ تا ۵۵۰ امتياز): شما تا حدى تنبل هستيد و معمولاً كارهايتان را به تعويق مى اندازيد، شما وقت نسبتاً زيادى لازم داريد تا وسايل تان را جمع وجور كنيد و از خانه بيرون برويد. دير رسيدن شما به قرارهايتان به احتمال زياد يكى از گلايه هاى دوستانتان به شمار مى رود. به نظر مى رسد برنامه ريزى و نظم و ترتيب در زندگى شما بسيار مؤثر خواهد بود. (۵۷۵ تا ۷۵۰ امتياز): شمار جزو تنبل ترين افراد روى كره زمين به شمار مى رويد كه واقعاً جاى تبريك دارد! بهتر است از پاى تلويزيون يا كامپيوترتان بلند شويد و فعاليتى انجام دهيد. شما به شدت نياز داريد از منزل خارج شويد و همچنين نظم و ترتيب را وارد زندگى تان كنيد ... اين موضوع را به هيچ وجه يك شوخى تلقى نكنيد ...!
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمى كه هست
شيدا sheida آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا شيدا تا اين اندازه جدى است؟ اگر در احوال شيدا دقيق شويد، به احتمال زياد خواهيد توانست جواب اين سؤال تان را پيدا كنيد و آن وقت متوجه خواهيد شد شيدا كم حرف و جدى در واقع هميشه نگران است؛ نگران اينكه كارى بكند يا حرفى بزند كه باعث ناراحتى ديگران شود. شيدا كاملاً رك و روراست حرفش را جلوى خود شما مى زند. اگرچه او كاملاً منصف است، اما بعضى وقت ها نيز در رك گويى آنقدر زياده روى مى كند كه هم ديگران را آزرده خاطر مى كند و هم خودش از اين رفتار متعجب و متحير مى شود. به خصوص وقتى شيدا متوجه مى شود كسى از اعمال و گفته هاى او رنجيده است، بسيار ناراحت مى شود. چون او هيچ قصدى مبنى بر آزردن ديگران ندارد. درست در همين مواقع است كه شيدا بعد از كمى فكر كردن از آنچه بدون ملاحظه گفته پشيمان مى شود كه البته اين اتفاق براى شيدا زياد هم تكرار مى شود! دليل نگرانى او نيز همين است. شيدا ترجيح مى دهد ساكت و جدى باشد تا ديگران فاصله شان را با او حفظ كنند. چون فكر مى كند در اين صورت بخش عمده روابطى كه ممكن است دردسرساز شوند يا به طور طبيعى حذف مى شوند و يا آنقدر كمرنگ كه تا اندازه اى ذهن هميشه مشغول شيدا را براى مدت بسيار محدودى آرام بگذارند. براى كسانى كه براساس ظاهر شيدا درباره او قضاوت مى كنند، باور اينكه شيدا على رغم ظاهرى آرام، آرامش باطنى را به ندرت تجربه مى كند بيشتر به يك شوخى شبيه است تا واقعيت. اما همانطور كه گفتيم، نگرانى هاى دائمى شيدا آرامش ذهنى او را از بين مى برند و شادى و خوشحالى واقعى را از زندگى اش دور مى كنند. نكته دومى كه احتمالاً مى توانيد از ظاهر شيدا هم حدس بزنيد استقلال فكرى و عملى اوست. شيدا مسؤوليت پذير، مصمم و متكى به نفس است و به علاوه لياقت هاى فراوانى دارد كه سبب مى شود احساس كند به هيچ كس و هيچ چيز نيازى ندارد. او در حيطه قلمرو خودش رئيس است و فرمانرواى مطلق محسوب مى شود. هيچ كس حق ندارد در تصميم گيرى هاى او دخالت كند و يا حتى اظهارنظرى انجام دهد. چون هر نوع اظهارنظر ديگران در مورد شخص شيدا و نيز كارهايش از سوى او دخالت فرض شده و دفع مى شود. در عوض او هميشه خودش را درگير تصميم ها و مشكلات ديگران مى كند و آنقدر به آنها نظر و مشاوره مجانى مى دهد كه همه فكر مى كنند: عجب دختر فضولى...!؟ و اما نكته آخر اين است كه با وجود تمام اين واقعيت ها، گاهى اوقات هم بد نيست به نظرات و توصيه هاى شيدا توجه كنيد؛ حتى اگر واقعاً قصد عمل كردن به آنها را هم نداريد. چون او كاملاً واقع بينانه مسائل را تجزيه و تحليل مى كند. بنابراين به طور بالقوه مى تواند راهنماى خوبى براى حل مشكلات شما باشد. به هر حال سنگ مفت و گنجشك مفتَ امتحانش ضررى ندارد...
|
|
|
|
|
با نوشابه چه بايد كرد؟
به احتمال زياد، اولين واكنش شما به عنوان اين ستون امروز، يك لبخند معنى دار خواهد بود... و اين سؤال به ذهن تان خواهد آمد كه مگر با نوشابه چه بايد كرد؟ طبيعى است كه ۱۰۰% شما جوابى كه به اين سؤال مى دهيد كه يك جواب بسيار ساده و قابل پيش بينى است: نوشابه را بايد نوشيد! اما آيا هرگز به اين موضوع فكر كرده ايد كه بسيارى از چيزهايى كه دور و بر ما وجود دارند، به جز استفاده هاى روزمره اى كه براى آنها مى شناسيم، ممكن است كاربردهاى ديگرى هم داشته باشند؟ مسلماً اگر آنچه در اختيار ما هست را در زمينه هاى مختلفى آزمايش كنيم، كاربردهاى فراوان ديگرى بيش از آنچه براى اين چيزها درنظر گرفته شده است، پيدا خواهيم كرد. شايد بسيارى از اين كاربردها منطقى و به دردبخور و بسيارى ديگر عجيب و مسخره باشند، اما به هرحال تجربه كردن و به نتايج تازه رسيدن هميشه جالب و دوست داشتنى خواهد بود. يكى از اين چيزها كه به دليل استفاده مكرر آن امكان تجربه هاى تازه را به افراد مى دهد، نوشابه است. به جز نوشيدن آن، حتماً مى توان كاربردهاى ديگرى نيز برايش پيدا كرد و اين كاربردها را دوستداران اين نوشيدنى ها در سايت www.members.tripod.com/Barefootlass/cola.html مع آورى كرده اند كه به عنوان استفاده هاى احمقانه از نوشابه نامگذارى شده است. اگر تا به حال فكر مى كرديد كه نوشابه فقط به درد نوشيدن مى خورد، بهتر است سرى به اين سايت بزنيد تا متوجه شويد مثلاً براى بهبود جاى نيش زنبور، يا رفع سكسكه و يا حتى از بين بردن لكه هاى فرش نيز مى توان از نوشابه استفاده كرد... البته مسؤوليت پيشنهادهاى اين سايت به عهده نويسندگان آن است و هيچ تضمينى براى عملى بودن اين پيشنهادها وجود ندارد، اما به نظر نمى رسد امتحان كردن آنها ضررى دربر داشته باشد...! اگر تعجب كرده ايد، بايد به شما بگوييم كه استفاده هاى بسيار ديگرى نيز در اين سايت وجود دارند كه شما را شگفت زده خواهد كرد. پس از اينكه اين سايت را بررسى كرديد، به احتمال قوى نظرتان نسبت به نوشابه به عنوان يك نوشيدنى صرف تغيير خواهد كرد.
|
|
|
|