پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۳ - ۲۵ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Thu, Aug 12, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۸۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
جشنواره دانشگاه پلى تكنيك (امير كبير) در مردادماه ۸۳
يك هفته با هنر
< تئاتر
ـ تئاتر شهر ، سالن اصلى: «سه خواهر» به كارگردانى اكبرزنجانپور، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تالار چهار سو: «دخمه شيرين» به كارگردانى دكتر قطب الدين صادقى، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تالار سايه: «پشت شمشادها» به كارگردانى على روئين تن، ساعت ،۱۸ «اين كدوم پنجشنبه است» از حميد آذرنگ ساعت ۲۰‎/۱۵
ـ تالار قشقايى: «پيرسگ خرفت» به كارگردانى داود دانشور، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تالار كوچك: «عروسك فرانسوى» به كارگردانى ندا هنگامى، ساعت ۲۰.
ـ تالار نو: «عباس» به كارگردانى حسين محب اهرى، ساعت ۱۷‎/۳۰ و «هتل ايران» به كارگردانى افشين هاشمى، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تئاتر مولوى، سالن اصلى: «حكايت الكتريك عاشق» به كارگردانى روزبه حسينى ، ساعت ۱۷‎/۳۰ و «ساحره سوزان» به كارگردانى مه لقا باقرى، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تالار كوچك: «دوجلاد» به كارگردانى مرجان محمدپور، ساعت ۱۸‎/۳۰
ـ تالار سنگلج: «سيزده» به كارگردانى بنفشه توانايى، ساعت ۱۹‎/۳۰
ـ تالار هنر: «چشم چشم دو ابرو» به كارگردانى على فروتن، ساعت ۱۸‎/۳۰
ـ مركز تئاتر كانون: «يوسف آن ماه بلند» به كارگردانى امير مشهدى عباس، ساعت ۱۸‎/۳۰
ـ سينما تئاتر الفبا: «الاغ آوازخوان» به كارگردانى مهدى مهديون، ساعت ۲۰‎/۱۵
ـ خانه هنرمندان: نمايشنامه خوانى «ميموزاهاى الجزاير» به كارگردانى نسيم ادبى و بهزاد نعلبندى، ۲۲ و ۲۴ مرداد ماه، ساعت ۱۹.
< اجراهاى موسيقى
ـ فرهنگسراى نياوران: گيتار، پيانو و ويلن «تريوى گرجستان» ۲۲ و ۲۳ مرداد ماه، ساعت ،۱۹ انتهاى خيابان پاسداران، مقابل پارك نياوران.
ـ تالار وحدت: ششمين جشنواره بانوان ۱۷ تا ۲۳ مردادماه، ساعت ۱۷ تا ،۱۹ خيابان حافظ، خيابان استاد شهريار.
ـ تالار وحدت ـ كنسرت «جنگ» يادواره شهيدان جنگ با اجراى اركستر سمفونيك رودكى به رهبرى لوريس چكناواريان ۳۱ مرداد تا ۹ شهرويرماه.
اجراى گروه دستان در تهران خطر كرديم!
177375.jpg
مرضيه رسولى: گروه «دستان» مشكلات مالى و ادارى براى كنسرت در ايران را بى خيال شده اند و امشب و دو شب ديگر در كاخ نياوران اجرا خواهند داشت. مسائل مالى يعنى اينكه آنها در ايران زندگى نمى كنند و خرج سفر برايشان گران تمام مى شود و مسائل ادارى يعنى در كشور ما تا لحظه آخر هيچ چيز مشخص نيست. مشكل گروه «دستان» در خارج، فقط گرفتن سالن براى اجراى كنسرت است. آنها از يك سال قبل براى روز مشخصى سالن را اجاره مى كنند و از همان زمان تبليغاتشان شروع مى شود. براى همين در شبهاى اجرا هميشه جمعيت زيادى حضور دارند، اما در اينجا مشكل يكى دو تا نيست و نمى شود برنامه ريزى دقيق كرد. مركز موسيقى هميشه مجوزها را درست چند روز مانده به اجرا صادر مى كند. بنابراين گروه بيچاره وقت كمى براى تبليغ و فروش بليت دارد. اين مجوز هم بايد از كانالهاى مختلفى داده شود. آن وقت شما انتظار داريد گروهى مثل «دستان» كه ساكن اينجا نيستند، زندگى شان را آن طرف رها كنند و به ايران بيايند كه بتوانند براى مردم برنامه داشته باشند يا شايد نتوانند؟
دستان اگرچه در اين ۷ سالى كه در ايران كنسرت نداشته، اين مشكلات را درنظر داشته، اما امسال ديگر خطر كرده است.
هيچ كجاى دنيا نمى شود ظرف يك هفته مردم را به سالن كشاند، اما نكته اميدوار كننده اينجاست كه در ايران با اين اطلاع رسانى و تبليغ كم، مردم مى آيند و سالن را پر مى كنند. لا اقل تا حالا كه براى گروه دستان اين طور بوده است. حالا اگر به اين مشكلات توجه كنيد، مى فهميد كه گروه چرا از سال ۱۳۷۶ به اين طرف كنسرتى در ايران نداشته است.
آنها پنج نفرند: حميد متبسم (تار)، سعيد فرج پورى (كمانچه)، حسين بهروزى نيا (بربط)، پژمان حدادى و بهنام سامانى (سازهاى كوبه اى).
«دستان» تا سال ۱۳۶۹ با گروههاى داخلى بخصوص «عارف» همكارى داشت و كنسرتهايى را در ايران و كشورهاى ديگر هم برگزار كرد. بعد گروه تصميم گرفت با يك فكر تازه به موسيقى ادامه دهد. در سال ۱۹۹۱ يعنى ۱۳۷۰ كسانى كه با اين ايده موافق بودند در آلمان دور هم جمع شدند و بدون نام مشخصى كار را شروع كردند. يك دوره كنسرت در اروپا كه راضى كننده بود و بعد هم تور آمريكاى شمالى برنامه هاى آنها را در اول كار تشكيل مى داد و همان جا آنها نام «دستان» را براى گروه انتخاب كردند و تا سال ۱۳۷۳ هم چند دوره كنسرت در تهران داشتند و بعد اگرچه تا دو سه سال بعد وقفه اى در كارشان افتاد، اما تصميم گرفته بودند كه با سازمانهاى جهانى بزرگترى ارتباط بگيرند. در سال ۱۳۷۴ با شهرام ناظرى به آمريكا رفتند و از آن به بعد شكل گروه هم تغيير كرد.
كسانى آمدند و رفتند و «دستان» از آن پس هر سال يك تور در آمريكاى شمالى و اروپا داشت و البته اجراهايى هم در برزيل و مراكش، اما اينكه چرا تعداد آنها اول بيشتر بود و حالا پنج نفر هستند و اين شايد از حجم صدادهى و موسيقى آنها كم كند، اين است كه حسين بهروزى نيا مى گويد: «اى كاش مى توانستيم روزبه روز بر تعداد نوازنده ها اضافه كنيم، اما به دلايلى نتوانستيم ادامه دهيم. سفر به خارج با يك گروه بزرگ هزينه سنگينى دربر داشت و چون ما حداقل ۳ ماه در سال را با هم زندگى مى كنيم، تعداد زياد باعث كدورت و از هم پاشيدگى گروه مى شود.»
سعيد فرج پورى هم اضافه مى كند كه حالا به اين نتيجه رسيده اند با ۵ نوازنده هم مى شود صدادهى خوبى داشت و بعد سعى كرده اند همان امكانى را كه در صحنه دارند، در آلبوم هايشان هم داشته باشند و حتى «شوريده» را به صورت زنده و بدون ميكس در سال ۲۰۰۲ ضبط كردند.
حميد متبسم هم مى گويد: «وقتى نوازنده اى داشته باشيم كه از لحاظ روحى با ما هماهنگ نباشد، هرچقدر هم توانايى داشته باشد، تلاش ما را از بين مى برد. تصور كنيد او بخواهد روى صحنه قدرت خود را نشان دهد و نگذارد صداى بقيه سازها در قطعه شنيده شود.»
«دستان» مى خواهد در برنامه امشب، جمعه و شنبه كه انجمن موسيقى دانان نياوران آن را تدارك ديده است، كار متفاوتى ارائه دهد. كنسرت بيشتر شامل موسيقى سازى است تا آوازى. اين تفاوت در استفاده از سازهاى كوبه اى است. موسيقى كوبه اى  فضا و آزادى بيشترى دارد و همين باعث شده كه قالب هاى رايج شكسته شود. يكى از سازهاى كوبه اى كه پژمان حدادى آن را مى نوازد، «پنداريكل» است كه چهار سايز مختلف دارد و طراح آن يك افغانى به اسم «حكيم لودين» است. اين ساز از تركيب سه ساز دايره، ريق عربى و يك ساز كوبه اى برزيلى تشيكل مى شود و صدادهى مختلف و فضاى رنگ آميزى گسترده ترى نسبت به كوبه اى هاى ديگر و در اصل نقش هارمونيك دارد.
حميدمتبسم مى گويد: «ما به دنبال طرز تفكر و صدادهى جديد هستيم. در ايران معمول است آهنگساز كار را در مى آورد و خواننده و بقيه نوازنده ها به صورت كارمند موسيقى آن را فقط اجرا مى كنند.»
اما اعضاى «دستان» فقط اجراكننده نيستند، هر يك به تنهايى آهنگسازى مى كنند و تأثير دارند وگاهى يك قطعه كاملاً متفاوت از آن چيزى است كه در اول كار ارائه شده بود.»
در ايران موسيقى را از طريق خواننده مى شناسند. معيار خريد آلبوم در اينجا تعداد تصانيف گنجانده شده در كار است و آهنگساز ونوازنده در حاشيه قرار دارند. «دستان» مى خواهد ضمن توجه به شنونده او را تربيت كند. موسيقى سازى مى تواند بدون كوچكترين ارتباط با كلام،شنونده را درگير كند. در كارهاى آوازى هم آنها سعى دارند كه از خواننده استفاده اى برابر با يك ساز داشته باشند.
اعضاى گروه مى گويند اگر در ايران نيستند و نمى توانند به تربيت شنونده كه روى آن تأكيد دارند، بپردازند، در عوض كار آنها را گروه هاى ديگر انجام مى دهند. اعضاى گروه «دستان» هيچ مى دانند كه كنسرت هاى جدى موسيقى سنتى كه چيز تازه اى در آن باشد، در سال به اندازه انگشتان يك دست نيست؟ آنها مى دانند كه بيشترين تأكيد گروه هاى داخلى بر موسيقى آوازى و خواننده است؟ با اين حساب مگر مى شود با يكى دو كنسرت شنونده را تربيت كرد يا نه حتى با ارائه ۵ يا ۶ آلبوم در سال؟
سامانى مى گويد: «هيچ رقابتى در كار و بين نوازنده ها نيست. ما در اجراها توجه كامل به شنونده داريم و در حال نواختن قطعه اى اگر ديديم جمعيت بى حال شده است، موسيقى را عوض مى كنيم تا مردم همراه ما باشند. ما حال شنونده را هم در نظر مى گيريم.»
برنامه امشب و دو شب ديگر كه ساعت ۹ در فضاى باز كاخ نياوران اجرا مى شود، شامل سه قسمت «دشتى»، بداهه نوازى در مايه هاى مختلف و اجراى موسيقى محلى كردى است.
قيمت بليت ۷ هزار تومان براى هر شب است و ۱۵۰۰ صندلى در نظر گرفته شده است.
جشنواره دانشگاه پلى تكنيك (امير كبير) در مردادماه ۸۳
كارگاه موسيقى
177381.jpg
هنگامى سخن از جشنواره به ميان مى آيد، ذهن متوجه جريانى پرهياهو در مدتى كوتاه مى شود. پوستر، تراكت تبليغاتى، آمد و شد فراوان و ... از خصوصيات هر جشنواره اى است. شعار، تبليغات گسترده، تظاهر و نگاه به مسائل سطحى يا حاشيه اى، عملكرد بسيارى از جشنواره هاست. ضمن آنكه، امروزه هر نهاد، ارگان يا مركزى كه بتواند چند ميليون هزينه كند، تحت هر عنوان يا شرايطى جشنواره اى موضوعى، مناسبتى و گاه تخصصى برگزار مى كند تا به قول معروف «از قافله عقب نماند». اين بار اما، اين جشنواره متفاوت از آن چيزى است كه در ذهن داريم. جشنواره تابستانه دانشگاه پلى تكنيك «امير كبير» كه به گمان سومين دوره آن در حال اجراست. در اين جشنواره شايد هياهو، تبليغات و آمد و شد فراوان باشد، اما روال عادى جشنواره هاى مرسوم را ندارد. مردادماه هر سال شاهد برگزارى اين برنامه در دانشگاه اميركبير هستيم.اين روزها اگر سرى به خيابان حافظ ـ زير پل، روبروى خيابان سميه ـ بزنيد بامسائل جالبى روبرو مى شويد. هر چند كارنامه هاى كنكور و تراكت هاى تبليغاتى روى پياده رو، ارتباطى با آنچه در دانشگاه مى گذرد ندارد. چهره هاى سرشناس فلسفه، ادبيات، شاخه هاى مختلف علوم انسانى و حتى موسيقى به اين دانشگاه مى آيند تا ساعاتى را با دانشجويان فرهيخته، كنجكاو و پردغدغه سپرى كنند. گفتيم «حتى موسيقى»، از آن رو كه معمولاً در مسائل انديشه اى و حركت هاى اين چنين معمولاً موسيقى فراموش مى شود. اين عمل فراموشى نيز حتى از سوى روشنفكران و اقشار دانشگاهى نيز اعمال مى شود. كما آنكه در دوره هاى پيشين نيز بخش موسيقى چندان پربار نبوده است. امسال اما ، كانون موسيقى اين دانشگاه عزم را جزم كرده تا رويكردى متفاوت را اعمال كند. در برنامه هاى تابستانه دانشگاه اميركبير شاهد برگزارى سخنرانى، كارگاه و كلاس هاى جالب توجهى بوديم كه به اختصار به شرح هر يك مى پردازيم.
> موسيقى و فرهنگى:
آنچه موسيقى را به عنوان پديده اى فرهنگى مطرح مى كند نه تنها به ماهيت موسيقى كه در كاركردهاى اجتماعى آن در جوامع مختلف نهفته است. موسيقى شناسان تا نيمه قرن ۲۰ موسيقى را پديده اى طبيعى تصور مى كردند.اكنون حدود نيم قرن است كه موسيقى به عنوان پديده اى فرهنگى و در واقع موسيقى در فرهنگ و يا موسيقى به مثابه فرهنگ شناخته مى شود. آلن مريام موسيقى شناس ومردم شناس برجسته فرانسوى، كتاب خود را تحت عنوان «مردم شناسى موسيقى» در سال ۱۹۶۴ نگاشته است. در سلسله جلسات موسيقى و فرهنگ دانشگاه اميركبير، محمدرضا درويشى آهنگساز و پژوهشگر موسيقى به خصوصيات و كاركردهاى مختلف موسيقى از ديدگاه موسيقى و فرهنگ مى پردازد. هويت، نقش و اهميت موسيقى به عنوان يكى از جنبه هاى اساسى تشكيل دهنده هويت ايرانى، ارتباط موسيقى با ساير هنرها، ارتباط موسيقى با ساير پديده هاى زندگى از جمله موضوعاتى است كه درويشى در جلسه نخست به طرح آنها پرداخت. جايگاه و كاركرد موسيقى در فرهنگ ايران و تبيين موسيقى به عنوان يكى از پديده هاى معرف هويت ملى ايرانيان از موضوعات مهمى است كه به آن پرداخته شده است. بى هويتى، تأثير غرب بر جنبه ها و انواع مختلف موسيقى ايران، طرح دلايل بى هويتى فرهنگى در عرصه موسيقى، از موارد مهم ديگرى است كه مورد بررسى واقع مى شود. در اين جلسات، دانشجويان با طرح پرسش و گفت وگو به بيان انديشه پرداخته و در فضايى سيال، با دقت و موشكافى در بحث مشاركت مى كنند. آخرين جلسه اين سلسله مباحث، روزيكشنبه ۲۵ مردادماه برگزار مى شود.
> كارگاه ساز:
در بيان و اجراى موسيقى، ساز از مهم ترين عوامل مؤثر است. ساز خوب با كيفيت صدايى مناسب، دغدغه هميشگى نوازندگان است. در اين ميان مسأله تعمير و نگهدارى ساز نيز از جمله مسائلى است كه هر نوازنده با آن روبروست. در كارگاه ساز، رامين جزايرى وميرهاشمى به خصوصيات فيزيكى و صوتى تار و سه تار پرداخته و جنبه هاى مختلف تعمير و نگهدارى اين دو ساز را تبيين مى كنند رامين جزايرى كه از سازندگان مطرح اين دو ساز در سال هاى اخير است با نوازندگى آنها نيز به خوبى آشناست و اين مسأله در شناخت جنبه هاى مختلف صوتى اين دو ساز كمك شايان كرده است. در اين كارگاه دانشجويان به صورت عملى و تجربى با موضوع مورد نظر آشنا شده و پرسش هاى خود را طرح مى نمايند. آخرين جلسه اين كارگاه نيز، روز يكشنبه ۲۵ مرداد برگزار مى شود و به جمع بندى و نتايج حاصل از كارگاه خواهد پرداخت.
> كارگاه تصنيف:
تصنيف از فرم هاى رايج موسيقى ايران است. اين فرم به دليل توجه گسترده مخاطب و ارتباط آن با شعر و ادبيات، از اهميت خاصى برخوردار است. ضربى خوانى و ضربى «كار و عمل» از نمونه هاى ديگر اين فرم هستند كه از قديم مرسوم بوده اند. در كارگاه تصنيف، ضمن بيان تاريخچه و سازندگان تصانيف قديمى، نمونه هايى اجرا مى شود. حاتم عسكرى فراهانى، در اين كارگاه به طرح موضوع و اجراى تصنيف مى پردازد. اين كارگاه با مشاركت نوازندگان و هنرجويان آواز مى توانست بسيار مفيدتر و كارگشاتر اجرا شود. تحليل ساختارى تصنيف و پخش نمونه هايى از تصانيف قديمى از موارد مهم و ضرورى است كه در آخرين جلسه اين كارگاه كه روز شنبه ۲۴ مرداد برگزار مى شود به آن توجه خواهد شد.
> موسيقى عامه پسند شهرى
پرطرفدارترين نوع موسيقى كه ساير انواع موسيقى را با تهديد جدى مواجه كرده است، موسيقى عامه پسند است. اين نوع موسيقى كه ريشه در غرب داشته و تحت عنوان موسيقى مردمى (پاپ يولار) شناخته مى شود، يك جريان قوى و پردامنه در فرهنگ امروز جهان است. ساسان فاطمى، دانشجوى دوره دكتراى اتنوموزيكولوژى (موسيقى شناسى قومى) به تحليل، تبيين وبيان تاريخچه اين موسيقى پرداخت.
۲۳ مرداد، به ياد ناصر فرهنگ فر و جذبه  فراموش نشده اش
تمبك بهانه بود
177387.jpg
اگر كسى بگويد موسيقى ايرانى را مى شناسد، اما با تمام وجود ناصر فرهنگ فر را نشناسد، در اين جمله او مى توان شك كرد.
تنبك ساز شگفتى است. خيلى ها را مسحور و خيلى ها را بيزار مى كند. آنان كه مجذوب ريتم، بازى سرانگشتان و غرق در طنين كوبش آن مى شوند مسحورند. آنان كه صداى تمبك در نظرشان ضربه هايى بى معناست كه هيچ بيان و مقصودى ندارد، بيزارند. با اين حال نه مسحوران و نه بيزاران، را از «رؤياى تمبك» رهايى نيست.
سحر و افسون اين ساز زمانى سر بر آستان مى سايد كه يا با نواختن آن آشنا با شيد و يا از چند و چون و بيان آن آگاه. از زمانى كه مرحوم حسين تهرانى، انزواى اين ساز را پايان داد، سحر آن خود را بيشتر نماياند. هر چند از زمان او، جوهره سيال ريتم در موسيقى ايران به تدريج راه به ناكجا مى برد! با اين حال از نام كسانى چون مرحوم ناصر افتتاح، بهمن رجبى، مرتضى اعيان و مرحوم ناصر فرهنگ فر به آسانى نمى توان عبور كرد.
ناصر فرهنگ فر متولد چهارم آبان ۱۳۲۶ شهررى، از جمله رهروانى است كه خصوصياتش، به او خصلتى چندگانه مى بخشد. شور و شيدايى و جذبه و شوق در او معنايى متفاوت مى يابد. گاه پر خروش، گاه آرام، گاه پرطنين، گاه متعادل، گاه بيقرار و گاه خموش. در ابتدا، مقدمات نواختن را به گونه اى ديگر فرا مى گيرد. در سال ،۱۳۴۹ با ورود به دانشكده  هنرهاى زيبا، آشنايى با برومند و حضور در مركز حفظ و اشاعه، مسيرى را آغاز كرده و طى مى كند كه امروزه، ناصر فرهنگ فر را كاملاً متمايز مى كند.
راست پنجگاه و همنوازى با تار محمدرضا لطفى، سرآغازى براى معرفى وثبت شيوه اى است كه معيار و ملاك سنجش درك ريتم در همنوازى قرار گيرد. حضور و همراهى در گروه شيدا و عارف و همنوازى با محمدرضا لطفى، حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان، داريوش طلايى و ... آثارى پديد مى آورد كه ديگر نتوان به راحتى هر نواى تمبك را پذيرفت. درك ريتميك صحيح، قدرت بداهه پردازى و شناخت جوهره ريتم به او خصلتى پر معنا مى دهد تا در تكنوازى يا همراهى، سازش معنادار شود. آشنايى با نواختن سه تار و موسيقى آوازى و تسلط بر خواندن ضربى و تصنيف مزيد بر علت مى شود تا جوهره ملوديك و ضرب و نقرات جملات محمدجواد بشارتى: موسيقى را عميق تر و دقيق تر بشناسد. بى ترديد ساز لطفى، عليزاده و مشكاتيان با تمبك فرهنگ فر معناى افزونترى مى يابد. تكنيك تمبك و جلوه هاى صوتى آن افزايش يافته است. در عين حال نوازندگان اين تنها ساز كوبه اى از درك عنصر درونى ريتم و ملودى غافل شده اند.
عدم توجه به جمله هاى موسيقى و شهرت و ضعف نواخت آنها، عدم توجه به دور و گردش نغمات و حجم صدايى افزون و پردامنه خصوصيات بسيارى از نوازندگان امروز است.
اما ديگر فرهنگ فر در ميان مانيست تا اشاره ها و چپ و راست هاى متفاوت و تأثير گذار او را بشنويم.
۲۳ مرداد ۱۳۷۶ روزى است كه ناصر فرهنگ فر براى هميشه چشم از جهان فروبست. طنين صداى سحرانگيز ساز و آوازش هنوز در گوش بسيارى از موسيقيدانان جارى است. شايد كمتر كسى اين هر دو را بشنود و متأثر نشود. به خصوص اگر تارو يا سه تار محمدرضا لطفى نيز همراه اين هر دو شود.
يادش گرامى باد.



در جلسه مورد نظر، نحوه شكل گيرى و دلايل مرتبط با آن در موسيقى غرب مطرح شد.اين موسيقى كه از اواخر قرن ۱۸ و اوايل قرن ۱۹ با انشعاب از موسيقى كلاسيك غرب پديد آمد به تدريج راه خود را مستقل كرده تا در قرن ۲۰ شاهد انواع مختلف آن باشيم. خصوصيات و كاركردهاى اين موسيقى، ارتباط و برخورد آن با ساير انواع موسيقى و همچنين گذرى و نظرى كوتاه بر اين نوع موسيقى در ايران، ازجمله مواردى بود كه فاطمى به تشريح آن پرداخت. شركت كنندگان با پرسش وبيان ديدگاه خود، در بسط و گسترش بحث مورد نظر مشاركت فعال داشتند.
•••
برگزارى چنين جلسات و جشنواره هايى را بايد بسيار به فال نيك گرفت. در عرصه موسيقى، جاى مباحث تئوريك و نظرى خالى است. دانشجويان و بسيارى از افرادى كه به موسيقى مى پردازند از تحليل هنر مورد استفاده خود، شناخت آن و كاركردها و چگونگى روند آن غافل اند. اين مسأله خود سبب بروز مشكلاتى در اجراى موسيقى شده است. عنصر شناخت موضوعى نيست كه بتوان به سادگى از كنار آن گذر كرد. نكته تأسف بار اين جلسات در اين امر نهفته بود كه با وجود حضور تعداد زيادى هنرجوى موسيقى در پايتخت، مخاطبان بخش موسيقى اين جشنواره به ندرت در رقم سى نفر قابل شمارش اند وگاه حتى كمتر از اين به چشم مى آيند. شايد اطلاع رسانى نامناسب، عدم اطلاع اهل موسيقى از موضوع و برگزارى در چارچوبى به نام دانشگاه كه رفت وآمد را تا حدودى دشوار مى كند مزيد بر علت باشد. اما با وجود تعداد قابل توجه آموزشگاه ها و مراكز آموزشى موسيقى يا هنرجويان متعدد، مشاركت نكردن و حضور نيافتن در چنين جلسه هايى به هيچ وجه قابل توجه نيست.مگر آنكه اذعان كنيم «اهل موسيقى ازموسيقى جدى فاصله دارند» و يا انديشه در موسيقى را بر نمى تابند!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |