|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
ابهام طولانى در پرونده
• قاضى دادگسترى آمل پس از ۴۲ ماه هنوز تصميم گيرى نكرده است
|
|
|
|
|
|
در دادسراى فرودگاه صورت گرفت
|
|
|
|
|
اجراى حكم قصاص داماد جوان
گروه حوادث: داماد جوانى كه در جريان اختلاف با خانواده همسرش، پدرزن خود را به قتل رسانده بود، سحرگاه روز گذشته به دار مجازات آويخته شد. اين متهم كه «غلامرضا» نام داشت روز يكم خرداد سال ۸۱ هنگامى كه براى بازگرداندن همسرش به خانه پدرزن خود رفته بود با ممانعت آنها روبرو شده و با پدرزنش درگير شد. در جريان اين نزاع خونين داماد جوان چند ضربه كارد به پدرزن و برادرزنش وارد كرد. پيكر مجروحان حادثه به بيمارستان انتقال داده شد ولى به رغم تلاش تيم پزشكى پدرزن براثر شدت جراحات وارده جان سپرد. مأموران كلانترى ۱۰۸ نواب پس از بازداشت اين متهم او را به دادگاه جنايى تهران انتقال دادند. «قاضى اسماعيلى» رئيس شعبه ۱۱۵۷ امور جنايى تهران پس از برگزارى چند جلسه محاكمه با توجه به اعترافات متهم و درخواست اولياى دم رأى به قصاص نفس داد. رأى صادره با اعتراض متهم به شعبه ۲۷ ديوان عالى كشور ارجاع شد. قضات ديوان عالى كشور نيز پس از بررسى مجدد حكم صادره از سوى قاضى دادگاه بدوى را تأييد كردند. اين داماد جوان نخستين ساعات صبح روز چهارشنبه ۲۱ مرداد سال جارى با حضور خانواده مقتول در زندان اوين به دار آويخته شد.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
مادرم «عميه» مرا در زايشگاه رها كرد
۲۱ فروردين سال ۴۹ زنى كه نام خانوادگى اش را نوريان عنوان مى كرد زن باردارى را به بيمارستان زنان تهران آورده و عنوان كرد اين زن عميه قمى نام دارد و مستخدم خانه من است و اكنون بايد زايمان كند. اين زن بسترى و پس از زايمان يك روز در راهرو بيمارستان ناپديد شده و فرزند خود را رها مى كند. مأموران كلانترى به آدرسى كه خانم نوريان داده بود مراجعه مى كنند ولى اين زن اعلام مى كند مستخدم خانه اش ديگر پس از زايمان به خانه او بازنگشته است. تحقيقات براى يافتن سر نخى از او به نتيجه نمى رسد و اين بچه طبق نظر دادگاه به بهزيستى سپرده مى شود. اين نوزاد كه دختر بود در شيرخوارگاه حالا پس از سال ها بزرگ شده است. او دوران پر فراز و نشيبى را پشت سر گذاشته و اكنون با اينكه از نظر زندگى موقعيت خوبى دارد با اين حال دلش مى خواهد مادرش عميه قمى فرزند عباس را پيدا كند و به او بگويد با وجود بى مهرى و كم لطفى اى كه در حق او شده است، مى خواهد تا آنجا كه مى تواند به مادرش كمك كند. ••• كسانى كه از اين شخص اطلاعى دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
|
|
|
|
|
ابهام طولانى در پرونده
مرگ دانشجوى نوعروس
• قاضى دادگسترى آمل پس از ۴۲ ماه هنوز تصميم گيرى نكرده است
|
|
|
گروه حوادث: پرونده مرگ دانشجوى نوعروس كه آثار شكنجه و سوختگى روى بدنش دادگسترى شهرستان آمل را در برابر يك جنايت قرار داده است با گذشت ۴۲ ماه هنوز به سرانجام نرسيده است. اين درحالى است كه از نخستين ساعات تحقيقات قضايى و پليسى همسر نوعروس مظنون شماره يك شناخته شد و بيش از دو سال در زندان بود تا اينكه با سپردن وثيقه ميليونى آزاد شد. بنابه اين گزارش؛ ظهر چهارشنبه ۱۹ بهمن ماه سال ۷۹ پزشكان بيمارستان آمل وقتى دختر ۲۲ ساله اى به نام «فروغ فرهنگى» در اتاق عمل جان سپرد در تماسى پليس را در جريان مرگ بيمار قراردادند. دقايقى بعد با اعزام شدن اكيپى از مأموران پليس به بيمارستان آمل، وقتى آنان در گزارش پزشكان پى بردند در معاينه بدن بيمار آثارى از شكنجه و سوختگى به دست آمده است و علت مرگ نوعروس مشخص نشده است مردى كه همسر «فروغ» بود را تحت بازجويى قراردادند. اين مرد در نخستين تحقيق پليس گفت:«ساعت ۱۲ ظهر وقتى به خانه نامزدم رفتم با پيكر بى جان او روبرو شدم و براى رساندن «فروغ» به بيمارستان به كوچه دويدم و با دادو فرياد از همسايه ها و رهگذران كمك خواستم.» قاضى حسن زاده دادرس شعبه ۶ دادگاه عمومى آمل كه مسؤوليت پيگيرى قضايى پرونده مرگ دانشجوى نوعروس برعهده اش است با توجه به پيچيدگى اى كه در برابرش بود، دستور ويژه اى براى شناسايى شدن علت اصلى مرگ «فروغ» از سوى كارشناسان پزشكى قانونى صادر كرد و از سوى ديگر زندگى «فروغ» و همسرش را تحت تحقيق گرفت. در اين بررسى ها، دادگاه و پليس به اختلاف شديد بين تازه عروس و داماد پى بردند، «فروغ» خانواده اش در اروميه زندگى مى كند در دوران دانشجويى با نامزدش آشنا شده بود و على رغم مخالفت پدر ومادرش به خاطر دورى راه اصرار به ازدواج با مرد مورد علاقه اش داشت. تازه داماد نيز به همراه تعدادى از بستگانش به خواستگارى «فروغ» رفته بود و آنان پاى سفره عقد نشسته بودند اما چندين بار بين آنان كتك كارى شده بود. دو ماه قبل از مرگ «فروغ» وقتى شوهرش به خانه دانشجويى نوعروس رفته بود، آن دو با يكديگر جر و بحث كرده بودند كه داماد در حين گره كردن دستانش دور گلوى «فروغ» با حمله بيمارى صرع دستانش رها شده و روى زمين افتاده بود. «فروغ» از ترس بالشى زير سر تازه داماد مى گذارد و فرار مى كند، او به خانه دايى همسرش پناه مى برد و شوهرش ساعاتى بعد به خانه دايى خود رفته و با كتك زدن دايى، زن دايى و فروغ آنان را تهديد به مرگ مى كند. اين تحقيقات روشن ساخت، «فروغ » بعد از اين حادثه با مراجعه به كلانترى به شكايت عليه شوهرش دست زده و همانجاتقاضاى طلاق مى كند كه اين شكايت قبل از ارجاع به دادگاه عمومى آمل با وساطت ريش سفيدان در حالى كه پدر «فروغ » به آمل رفته بود بى نتيجه رها مى شود. پليس و دادگاه كه به اين اختلاف عمقى در دوران عقد بين نوعروس و داماد برخوردند فرضيه شان كه در آن شوهر «فروغ » مى توانست عامل مرگ او باشد را تحت بررسى قرار دادند و با صدور نظريه پزشكى قانونى خودرا در يك قدمى كشف حقيقت ديدند. متخصصان پزشكى قانونى در نخستين مرحله معاينه جسد دانشجوى نوعروس با ديدن آثار سوختگى در پا و كمر در گزارشى اعلام كردند «فروغ » از مدتها پيش تحت شكنجه قرار داشته است و آثار جديد سوختگى از اتوى بخار است كه با مهارت كامل به جاى چسباندن اتو به پوست زن جوان، آن را در فاصله اى نزديك پوست قرار داده اند كه باعث آب شدن پوست شده است. در اين نظريه، علت مرگ ضعيف شدن بدن «فروغ » و عدم درمان مصدوميتها عنوان و خواسته شده بود نمونه بردارى از جسد صورت گيرد و براى آزمايشات سم شناسى به پزشكى قانونى تهران ارسال شود تا اقدام به خودكشى «فروغ » نيز بررسى شود. نمونه اى از جسد «فروغ » در اختيار پزشكى قانونى تهران قرار داده شد و آنان بدون در اختيار داشتن گزارش معاينه جسد كه نشانگر سوختگى شديد در بدن نوعروس بود علت مرگ را مصرف بى رويه قرص اعصاب «فنوباربى تال » و مسموميت شديد دارويى ناشى از اين قرص دا نستند. اما ادعاهاى يك دانشجوى دختر كه روز قبل از فاش شدن مرگ «فروغ » به چند قدمى وى رفته بود مسير تازه اى در برابر قاضى حسن زاده قرار داد، اين دختر جوان گفت: «روز سه شنبه ۱۸ بهمن ماه براى ديدن «فروغ » به خانه دانشجويى او رفتم، با وجود اينكه كفشهاى او پشت در بود و مى دانستم هميشه با اين كفشها بيرون مى رود اما هيچ كس در را به روى من باز نكردو آن قفل بود. روند تحقيقات به نوعى بود كه شوهر «فروغ » را درگير ماجراى قتل نوعروس كرده بود، او كه روزهاى نخست مرگ همسرش به اتهام ايراد ضرب و شتم تحت بازجويى قرار گرفته بود اين بار به اتهام قتل عمدى «فروغ » با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. قاضى حسن زاده نظريه پزشكى قانونى آمل و تهران را تجزيه و تحليل كرده بودو در فرضيه اى علت مسموميت دارويى را استفاده از مسكن براى تسكين دردهاى ناشى از شكنجه و سوختگى توسط نوعروس دانست و به خاطر مدارك موجود در پرونده شوهر وى را به عنوان مظنون شماره يك شناخت. شوهر «فروغ » از نخستين لحظات دستگيرى هرگونه دخالت در مرگ نوعروس را منكر شد، او حتى در جلسه محاكمه اى كه پس از ۱۴ماه در شعبه ۶ دادگاه عمومى آمل برگزار شد و پدرزنش درخواست قصاص نفس ـ اعدام ـ وى را مى خواست گفت: «من نمى دانم چرا در مرگ «فروغ » مقصر شناخته شده ام، وقتى همسرم را خيلى دوست داشتم چرا بايستى باعث مرگ يا اذيت او مى شدم، وقتى در آمل نبودم، «فروغ » خودكشى كرد و من نيز از اين ماجرا ناراحت هستم.» در جريان اين محاكمه، آرايشگر جوانى كه متهم ادعا مى كرد روز حادثه قبل از رفتن به خانه نامزدش نزد او رفته است و قبل از آن در تهران بوده است حرفهاى او را مغاير با واقعيت دانست و متهم نتوانست دليلى بر جا ماندن كليد خانه وكيف زنانه «فروغ » در خانه پدرى او ارائه دهد. متهم در دفاع از خود گفت: «بين زن و شوهر اختلافاتى ناخواسته به وجود مى آيد، مقصودم اين است كه «فروغ » در غياب من از قرصهايم براى خودكشى استفاده كرده است و واقعاً نمى دانم چرا دست به چنين كارى زده است.» بعد از اين محاكمه ديگر جلسه اى رسمى براى رسيدگى به اين پرونده برگزار نشد، شوهر «فروغ » پس از مدت طولانى كه در زندان و به اتهام قتل عمد نوعروس بود با سپردن وثيقه آزاد شد و باگذشت ۴۲ماه پرونده مرگ دانشجوى نوعروس در آمل هنوز ابهام زدايى نشده است.
|
|
|
|
|
دستگيرى كيف قاپ حرفه اى در كوچه بن بست
گروه حوادث: زن جوان وقتى سوار اتوبوس خط واحد شد، باور نمى كرد مردى كه در دو قدمى اش ايستاده است، همان كيف قاپ موتورسوارى است كه دو هفته قبل يك ميليون تومان او را به سرقت برد. زن از لابه لاى انبوه جمعيت داخل اتوبوس خط واحد چندين بار چهره مرد جوان را خوب ورانداز كرد، اطمينان داشت كه همان دزد است. اتوبوس با تكانهاى شديد در ايستگاه توقف كرد. مردكه متوجه نگاههاى زن شده بود به سرعت از اتوبوس پياده شد. هنوز چند مترى دور نشده بود كه پى برد همان زن مثل سايه در تعقيب اوست. مرد جوان بر سرعت گامهايش افزود، داخل كوچه اى شد، وقتى خواست پا به فرار بگذارد، در انتهاى كوچه متوجه شد، آنجا بن بست است. به طرف زن جوان برگشت. زن خطر را احساس كرده بود. مى دانست ممكن است سماجتش باعث عصبانيت مرد جوان شده و از طرف او آسيبى متوجه اش شود. ابتدا سعى كرد مانع مرد خشمگين نشود ولى به ياد آورد كه براى گرفتن آن يك ميليون تومان وام چقدر سختى ها را تحمل كرده است. از طرفى اين پول تمام زندگى اش بود. در يك لحظه فكرى در مغزش جرقه زد. بى اختيار فرياد كشيد: «دزد، دزد». ساكنان كوچه بن بست با شنيدن فريادهاى زن جوان از خانه هايشان بيرون دويدند. مرد جوان كه سعى كرده بود با دستانش جلوى دهان زن را بگيرد و مانع از فرياد زدن او شود ناگهان خود را در ميان جمعيت ديد. دقايقى بعد مردم دزد كيف قاپ را بازداشت كردند و تحويل پليس دادند. زن جوان هنگامى كه در برابر بازپرس «توكلى » از شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفت، گفت: دو هفته قبل وقتى وام يك ميليون تومانى را از بانك گرفتم و بيرون آمدم، ناگهان صداى موتوسيكلتى را پشت سرم شنيدم كه به من نزديك مى شد. به طرف صدا برگشتم. در همين هنگام دو موتورسوار را ديدم كه يكى از آنها به شدت مرا هل داد. روى زمين افتادم. ولى چهره او را ديدم. آنها كيف حاوى پول را برداشته و گريختند تا اينكه يكى از آنها را در داخل اتوبوس ديدم. به دستور بازپرس پرونده اين متهم با صدور قرار بازداشت موقت تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار كارآگاهان اداره ۱۸ آگاهى قرار گرفت.
|
|
|
|
|
در دادسراى فرودگاه صورت گرفت
بازجويى از اعضاى ۱۱ نفره باند فساد
|
|
|
گروه حوادث: مردى كه با همدستى همسرش اقدام به تشكيل باند فساد كرده بود به همراه اعضاى ۹ نفره اين باند دستگير شدند. ساعت ۱۲ شب هفتم ارديبهشت زمانى كه پليس مستقر در فرودگاه به يك خودرو كه يك زن و مرد در آن بودند، مشكوك شد، آنان را تحت بازجويى قرار داد. در اين بازجويى ها مشخص شد كه مرد هيچ نسبتى با زن جوان ندارد. پرونده اين زن و مرد به دادسراى ويژه فرودگاه ارجاع شد و به دستور جعفر صابرى زفرقندى ـ معاون دادستان و سرپرست دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه ـ پرونده آنان به شعبه اول داديارى انقلاب ارجاع شد. با دستور شهبازى ـ داديار پرونده ـ تحقيقات ويژه در اين مورد آغاز شد. زن جوان در بازجويى ها گفت: پس از اينكه با سربازى در خرم آباد آشنا شدم اقدام به فرار از خانه مان كردم ولى بعد از مدتى دستگير شدم و در بهزيستى خرم آباد از من نگهدارى مى شد. وى گفت: بعد از مدتى شوهر كردم و بعد دوباره فرار كردم. مدتى كوتاه پس از دومين فرار بود كه متوجه شدم باردار هستم. در اين مدت به هزار سختى زندگى ام را گذراندم. اميدوار بودم كه با به دنيا آمدن بچه ام بتوانم زندگى سالمى را داشته باشم ولى وقتى دوقلو زايمان كردم متوجه شدم هيچ كس مرا در اين وضعيت كمك نمى كند به اين علت بچه ها را سرراه گذاشتم. وى اضافه كرد: در پونك ايستاده بودم كه اين آقا مرا سوار ماشين اش كرد و مأموران ما را دستگير كردند. با اطلاعاتى كه اين زن جوان در مورد خانه هاى فسادى كه به آنجا رفت و آمد داشت بيان كرد مأموران موفق به دستگيرى ۴ زن و يك مرد شدند. در ميان دستگيرشدگان يك زن و شوهر بودند كه پس از دستگيرى اين زن و شوهر در يكى از خيابان هاى جنوب شهر تهران روشن شد كه آنان با فريب دادن دختران و پسران جوان آنان را به فساد و فحشا ترغيب مى كرده اند. با دستگيرى اين افراد ۴ مرد ديگر كه به خانه اين مرد رفت و آمد داشتند و اقدام به فساد مى كردند دستگير شدند. مأموران پس از دستگيرى اين افراد از آنان مقدارى حشيش نيز كشف كردند. يكى از اين افراد در بازجويى ها گفت: من از صبح از خانه براى كار كردن در آژانس بيرون مى رفتم و يك بار كه مسافرى را به اين خانه رساندم متوجه شدم كه اين خانه محل فساد است و من وسوسه شدم. صاحب اين خانه كه يك زن و مرد هستند منكر كارهاى خلاف شدند. اين مرد در بازجويى ها گفت: من صبح سركار رفتم و عصر كه به خانه برگشتم ديدم دخترى جوان در خانه ام است از زنم پرسيدم اين زن كيست و او گفت اين زن مى خواهد با پسرمان ازدواج كند. من مخالفت كردم و در همين حال مأموران ما را دستگير كردند. من سال ها با آبرو زندگى كرده ام و نمى خواستم اجازه ازدواج پسرم را با يك دختر فرارى بدهم. با توجه به اينكه يكى از دختران اين زن و مرد متوارى است و ساير متهمان نيز سابقه سرقت، اخاذى، نگهدارى مواد مخدر، رابطه نامشروع، تهديد با اسلحه و تيراندازى داشتند به دستور داديار شهبازى براى متهمان قرار صادر شد و مأموران تحقيقات خود را براى دستگيرى دختر فرارى صاحب خانه فساد آغاز كردند.
|
|
|
|