پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۳ - ۲۵ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Thu, Aug 12, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۸۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
بهترين دوچرخه سوار جهان از خودش و دستاوردهايش مى گويد
مصاحبه اى با «مارچلو ليپى»، مربى جديد و معروف تيم ملى فوتبال ايتاليا
بهترين دوچرخه سوار جهان از خودش و دستاوردهايش مى گويد
 غلبه بر سرطان
• مترجم: وصال روحانى

وقتى لنس آرمسترانگ ركابزن ۳۴ساله آمريكايى سال گذشته با هزار زحمت و به مدد بخت مساعد مسابقات «دورفرانسه » (توردوفرانس) را كه مهمترين «تور » اين ورزش در سطح جهان است، براى پنجمين سال متوالى فتح كرد، خيلى ها تصور كردند او به پايان خط رسيده است اما آرمسترانگ با قدرت بيشترى به صحنه بازگشت و امسال اين رقابتها را براى ششمين سال متوالى و با قاطعيت و آسانى بيشترى فتح كرد تا اولين ركابزن تاريخ باشد كه به چنين توفيقى رسيده است و از بزرگانى مثل ژاك انكتيل فرانسوى، ادى مركس بلژيكى و ميگل ايندوراين اسپانيايى كه مثل او سابقه ۵بار فتح اين تور را داشته اند، قدمى فراتر رودو براين اساس مى تواند خودش را بزرگترين ركابزن تاريخ بداند.
بخصوص كه آرمسترانگ از ابتلا به نوعى سرطان كه حتى به سينه و مغز او نيز سرايت يافته بود، پس از معالجاتى مفصل در سالهاى ۱۹۹۶ و ۹۷ جان سالم به در برده و در حالى كه عده اى مرگ او را حتمى مى دانستند، نه تنها نمرده بلكه خودش را به چنين درجاتى بالا از پيروزيهاى ورزشى رسانده و به يكى از استثناهاى تاريخ ورزش بدل شده است.
و او آن قدر خوشبين است كه حالا برخلاف سال پيش از بازگشت به تور و فتح آن براى هفتمين بار صحبت مى كند...
\ آقاى آرمسترانگ، انگار مى خواهيد تابستان سال بعد براى يك پيروزى ديگر بازگرديد.
>  زمان محدود و براى من بسيار كم است اما حس مى كنم كه امكان فتح «تور » را براى هفتمين بار نيز دارم.
\  آن سرطان و آنگاه، اين بازگشت و اين همه قهرمانى در مهمترين تور دوچرخه سوارى دنيا و در يكى از سخت ترين تورنمنتهاى ورزشى جهان. اين را چگونه توصيف و توجيه مى كنيد؟
>  از قضا آن ماجرا و مشخص شدن سرطان در وجودم و مبارزه اى كه بايد براى من انجام مى شد، مثل يك فرمان بيدارباش بود. زيرا به من يادآورى كرد كه ما در طول زندگى مان فقط يك فرصت و مهلت داريم و اگر آن را از دست بدهيم، ديگر قابل جبران نخواهد بود. بنابراين واقعه تلخى كه برايم روى داد و مبتلا شدن به سرطان و مبارزه پيروزمندانه با اين بيمارى به نفع من تمام شد.
\ ۷سال پس از غلبه بر سرطان چه احساسى در اين خصوص داريد؟
> هنوز رفتنم به بيمارستان و جايى كه سرطانى ها در آن بسترى باشند، برايم بسيار سخت است، زيرا زود به يادم مى آيد كه حال سرطانى ها و اعضاى خانواده شان چقدر سخت و بد است و چه مى كشند تا با اين بيمارى مبارزه كنند. من مى دانم كه شرايط آنها چقدر دشوار است. در عين حال به عنوان كسى كه از چنين بيمارى مهلكى جان سالم به در برده است، اين را وظيفه خود مى دانم كه زندگى ام و جزئيات آن و نحوه مبارزه ام را براى سايرين شرح بدهم. از اين طريق مى توانم به بيماران جوانتر و ساير افرادى كه به اين عارضه مبتلا مى شوند اميد ببخشم. آنها بايد بدانند كه تا علم پزشكى و كوشش پزشكان و پرستاران در كار است، بيماران مى توانند اميد به بهبودى و ادامه راه خود داشته باشند.
\ آقاى آرمسترانگ، شما در جريان تورهاى بزرگ روزى ۶ ـ ۵ ساعت برروى زين نشسته و ركاب مى زنيد و ساير روزها هم همين قدر تمرين مى كنيد. آن بالا (روى زين) كه نشسته ايد، به جز مسائل تاكتيكى و فنى به چه چيزى فكر مى كنيد؟
> (با لبخند) به زندگى ام پس از بازنشستگى مى انديشم. به اين كه بعد از آن و در خاتمه اين همه مسابقه چه بايد بكنم.
\ بعد از ۶ پيروزى متوالى كه يك ركورد تاريخى و نادر براى توردوفرانس است، واقعاً چه انگيزه اى ممكن است براى شما مانده باشد؟ آيا حقيقتاً مى توانيد باز هم در اين راه بسيار سخت و در دنياى نفس گيردوچرخه سوارى پيروز و قهرمان باشيد. آن هم در شرايطى كه دراين ورزش انگيزه و تشنه بودن حرف اول را مى زند؟
> از نظر من اين رقابتها بسيار خاص و ويژه است و در نتيجه هر بار كه بيايم براى پيروزى و يك توفيق تازه خواهد بود. حتى اگر ۱۵ بار در اين تور شركت كرده باشم.
لحظه شانزدهم نيز به همان اندازه برايم پرانگيزه خواهد بود. يعنى تصور نكنيد چون «دور فرانسه» را ۶ بار برده ام، فتح آن برايم تكرارى و فاقد كشش لازم شده است. برعكس اگر باز هم به آن جا (فرانسه) بيايم، با همان كشش و انگيزه  روز نخست خواهد بود.
\ از قول شما گفته شده بود كه در برنامه هايتان براى سال آينده تغييراتى داده ايد؟
> تغييرات و نكاتى را در ذهنم دارم اما حقيقت آن است كه با يد با سران تيم خودم (يو.اس.پوستال) و اسپانسر جديدمان (ديسكاورى چنل) در اين زمينه بنشينيم و صحبت كنيم.
شايد قسمتى از فعاليتهايم در سال آينده كم شود و به هر حال الآن وقت تغيير و تنوع رسيده است.
\ و توردو فرانس؟
> امكان ندارد آن را از برنامه خود خارج كنم. اگر در صحنه دوچرخه سوارى و ورزش قهرمانى بمانم (كه مى خواهم بمانم) حتماً شركت مجدد در «تور» نيز جزيى از برنامه هاى من خواهد بود و اگر بيايم (كه مى خواهم بيايم) در بهترين شرايط و با بيشترين كوشش و فقط به قصد قهرمانى مجدد خواهد بود.
\ لابد بايد نتيجه گرفت كه ديگر فشار روحى و روانى اى روى شما وارد نمى شود، زيرا با فتح ششمين «تور» عمرتان ركورددار شده ايد و هرچه اضافه به دست آوريد، فقط يك جشن مضاعف خواهد بود كه شايد آنقدرها هم ضرورى نباشد؟
> گاهى خودم نيز همين طور فكر مى كنم. به خاطر تمرينات مكرر و مسابقات متعدد، مدتهاى مديد از خانواده و بچه هاى دلبندم دور مانده ام و هر چه سن تان بالاتر مى رود، براى چنين قضيه اى بى ميل تر و پراكراه تر مى شويد. هدفم به طور جدى گذراندن وقتى بيشتر با اعضاى خانواده ام بوده است و واقعاً در اين زمينه ثابت قدم بودم. تا اينكه ...
\ تا اينكه ششمين قهرمانى تان در «توردوفرانس» پيش آمد كه بسيار ساده تر از پنجمى بود و علاقه مند به ماندن در صحنه شديد.
> همين طور است. اگر صحبت تغيير در برنامه هاى خود را مطرح مى كنم، به همين خاطر است، زيرا در سالهاى اخير يك نوع آشفتگى در اين قضيه وجود داشته است. يعنى من مجبور شده ام هر چيزى را فداى كسب نتيجه اى بهتر در توردوفرانس كنم. وقتى تمام زندگى تان بر پايه كار و تلاش براى رسيدن به سخت ترين اهداف ورزش استوار شده است، نمى توانيد به شكلى شايسته به فرزندان خود رسيدگى كنيد. بچه هايم در تگزاس (ايالت زادگاه آرمسترانگ) زندگى مى كنند و خودم مجبورم به قصد نزديك بودن به مركز فعاليت هايم در اروپا در اسپانيا ساكن باشم و دورى ناگزيرى كه از اين طريق پيش مى آيد، غيرقابل انكار است. شايد هنوز از زندگى ورزشى ام لذت ببرم، اما شرايطى كه در ارتباط با خانواده ام داشته ام، هميشه اسباب دردسر و نگرانى بوده است.
\ آقاى آرمسترانگ، سايربزرگان تاريخ اين ورزش به جز توردوفرانس چنددوره در دو تور كلاسيك ديگر اين ورزش نيز به پيروزى رسيده اند. اما شما هرگز «جيرو ديتاليا» و «دوراسپانيا» را نبرده ايد. اين نقصان بزرگ را چگونه توجيه مى كنيد؟
> قبول دارم، اما شرايط اين طور ايجاب كرده است و اگر مى گويم كه قصد انجام بعضى تغييرات را در كار خود دارم، به همين خاطر است. من هميشه گفته ام كه «جيرو» فوق العاده است و بسيار دوست دارم در آن بخت آزمايى كنم و الآن نيز آن را مى گويم.
\ اما آيا فكر نمى كنيد در ۳۴سالگى بخت تان براى چنين كارى و فتح آن كم و كمتر شده و بهتر بگوييم براى اين كار بسيار دير شده باشد.
> نمى دانم. اما بعيد مى دانم شانسم را براى اين مهم امتحان نكنم. من حتى دلم مى خواهد يك بار ديگر در مسابقات دوچرخه سوارى «روى جاده» قهرمانى جهان نيز (كه در سال۱۹۹۳ در آن مدال طلا گرفت) شركت كنم و اگرشرايط پيش بيايد، به دنبال شكستن ركورد جهانى «يك ساعت ركابزنى» نيز بروم. در عين حال قبول دارم كه با سن وسال من وقت براى هر كارى تنگ است.
\ شما تا قبل از پيكارهاى امسال «دور فرانسه» با صراحت بيشترى درباره بازنشستگى تان حرف مى زديد، اما حالا هيچ نشانى از اين قضيه در شما ديده نمى شود. معلوم است كه اين فكر (كناره گيرى از صحنه مسابقات) را فعلاً بايگانى كرده ايد.
> بله، فعلاً به آن نمى انديشم. با سابقه حدود ۱۴سال شركت مستمر در مسابقات حرفه اى، بايد از اين پس قدرى بر خودم آسان گيرم. منظورم اين است كه احتياجى نيست صبح و شب به نتيجه رقابتها فكر كنم. كافى است قوى باشم و دررقابتها شركت كنم و همه چيز را به سرنوشت بسپارم. اگر قدرى با خيال خوش در رقابتها حضور يابم، به ضررم نخواهد بود.
منبع: واشينگتن پست
مصاحبه اى با «مارچلو ليپى»، مربى جديد و معروف تيم ملى فوتبال ايتاليا
آتزورى ها تشنه انتقام هستند
177384.jpg
مارچلو ليپى پس از ۸‎/۵ سال رهبرى تيم فوتبال يوونتوس ايتاليا در دو مقطع زمانى و رساندن اين تيم به ۵ اسكودتو و يك عنوان جام حذفى اين كشور و يك مقام قهرمانى جام باشگاههاى اروپا در پايان فصل گذشته از دل الپى رفت اما از همان زمان همگان مى گفتند كه او جانشين بالقوه جووانى تراپاتونى مربى پير تيم ملى ايتاليا است كه اگر در دور پايانى يورو نتيجه نگيرد (كه نگرفت) بايد برود و جايش را به ليپى بدهد. آن اتفاق مدتى است كه روى داده واينك ليپى در حال ارزيابى نفرات تيم خود و برنامه ريزى براى آينده است. آينده اى كه ليپى بايد طى آن يك تيم ملى قوى تر را براى شركت در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ بسازد و آتزورى ها را اعتلا بخشد و به قول خودش حتماً نتيجه بگيرد.
\آقاى ليپى، برنامه شما براى فصل آينده چيست؟
> اساس و ساختار و استخوان بندى فعلى را حفظ مى كنم وخبرى از انقلاب وتحولى عظيم در تيم نخواهد بود اما قصد دارم ۵ ـ۴ مهره جوان و تازه را از تيم ملى اميد ايتاليا (كه راهى المپيك آتن شده است) به تيم بزرگسالان كشور بيفزايم.
\ نامشان چيست؟
> اسم شان مهم نيست وآنچه اهميت دارد، خود اين كار و انجام آن است. يعنى حرف ومنظور من اين بودكه تيم بايد حتماً برنيروى جوان تكيه كند و از خونى تازه بهره گيرد.
\بزودى مرحله انتخابى جام جهانى ۲۰۰۶ شروع مى شود و انتظار همگان ، صعود تيم ايتاليا به مرحله بعدى است . تاچه حد براى اين قضيه شانس و احتمال قائل هستيد؟
> ما محكوم به صعود هستيم وهر چيزى بجز آن سند بركنارى من خواهد بود وبهتراست كه از آن پرهيز كنم! ولى بدانيد كه من در مجموع بسيار خوش بينم وفكر مى كنم كه بالا خواهيم رفت.
\بازيگرانى مثل البرتو جيلاردينو و دانى يله بونه را به اعتقاد اكثر كارشناسان مى توانستند در همين رقابتهاى يورو ۲۰۰۴ كه چندى پيش برگزار شد، به كار آيند ولى به آنها كم لطفى شد.
> به هرحال اين نظر و سليقه تراپاتونى بود وتيم ملى با باورهاى او شكل مى گرفت و من نمى توانم و نبايدروى سلايق او بحث كنم، اما اعتقاد و برنامه ام استفاده از چنين نفراتى براى دوره جديد است.
\ حقيقتاً كدام سيستم ها و نفرات را براى تيم ملى ايتاليا مدنظر داريد؟
> هنوز در حال بررسى ام و فعلاً از من نپرسيد. اگر قدرى صبر داشته باشيد همه چيز مشخص خواهد شد.ولى آنچه به ميدان مى آيد و به كار گرفته خواهدشد، با آن چه قبلاً ديده ايد، زياد فرق نخواهدداشت، من فقط گفتم كه چند جوان را به تركيب تيم اضافه خواهم كرد تا نشاط ونيروى تيم ملى بيشتر شود.
\ به اعتقاد خيلى ها الكس دل پى يرو از يوونتوس كه شاگرد سابق خودتان است و حتى فابيو كاناوارو و ويه رى (مدافع و مهاجم اينترميلان) دوره شكوه شان تمام شده است ونبايد دعوت شوند.
> فكر نمى كنم اين طور باشد. وقتى آنها به طور مستمر در صحنه پيكارهاى «سرى آ» كه حتى دشوارتر از مسابقات ملى است مى درخشد، چطور مى توان تلقى و ادعا كردكه آينده اى در سطح ملى ندارند.
\ لژيونرها چه؟
> همين جامى گويم كه به تمام آنها چشم دارم و به حاصل كارشان دقت خواهم كرد و هر كس كه آماده تر باشد، دعوت خواهد شد. به عنوان مثال به تازگى ۳ بازيكن ايتاليايى (كورادى، فيوره و دى ويو) به والنسيا رفته اند وبايد به اطلاع آنها برسانم همان طور كه در گذشته و به هنگام بازى شان در سرى آ مدنظر قرار داشتند، در لاليگا نيز زير ذره بين خواهند بود و اگر آنجا بدرخشند، قطعاً دعوت خواهند شد.
\ ساير لژيونرها چه؟
> هيچ فرقى نمى كند، از نظر من هيچ فرقى نمى كند كه مبدأ پرواز يك ملى پوش كجاست. هم مى توان از والنسيا و يا انگليس به اردوى ملى ما پيوست وهم از تورين و رم و مهمترين مسأله، آمادگى است و نه طول مسافت و ميزان دورى يك فوتباليست ملى پوش از كشورش .
\ حذف تيم ملى ايتاليا در همان مرحله نخست (گروهى) پيكارهاى امسال جام ملتهاى اروپا به اعتقاد خيلى ها يك اثر منفى بزرگ را بر روى نفرات تيم گذاشته است. آيا بيم آن را نداريد كه آن مسأله بر روى نتايج تيم در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ و به واقع ديدارهاى بعدى تان تأثير بگذارد؟
> اصلاً، مطمئنم كه تيم ايتاليا بدون پذيرش هيچ تأثيرى از اين قضيه به راهش ادامه خواهد داد. فوتباليست هاى ايتاليايى از هيچ يك از حريفان خود پايين تر نيستند وبسيار مايل اند كه جبران مافات كنند و دوباره اوج بگيرند و من آنها را تشنه تر از هرزمانى در اين ارتباط وبراى انتقام گرفتن مى بينم.
\ مى گويند درعصر جديد فعاليت هاى تيم و به واقع با انتخاب شما همه چيز درتيم ملى و يا دست كم در خط حمله آن مبتنى و متكى بر خروج توتى و كاسانو از آ.اس.رم خواهدبود.
> اصلاً از اين خبرها نيست. تيم ملى متعلق به همگان و هركسى است كه به كار آيد و شايسته باشد و نه فقط نفرات يك تيم خاص. دو نفرى كه گفتيد، فقط سهمى شايسته خود خواهندداشت و نه بيش از آن.
\ دوماه پس ازانتصاب به عنوان مربى جديد تيم ملى چه احساسى داريد؟
> همان احساسى كه در روز نخست انتخابم داشتم و آن لبريز از غرور و شادى بودن است. سقف آرزوهاى هرمربى اى، رهبرى تيم ملى كشورش است و من به آن رسيده ام.
\ آيا اين خبر و ادعا صحيح است كه روابط خوبى با تراپ (نام مخففى براى تراپاتونى) داريد؟
> بله او يك حرفه اى فوق العاده است. مانزديك بوده ايم و خواهيم ماند و دائماً تماس تلفنى داريم.
\ از باشگاههاى كشور چه انتظارى داريد؟
> بديهى است كه توقع كمك و مشاركت را دركار دارم. از آنها نظر مشورتى خواهم خواست و هراز چندگاه سرى به زمين هاى تمرينى شان خواهم زد.
\ آيا تغييرى بين وضعيت فعلى خودتان و آنچه درگذشته بوديد، نمى بينيد؟
> نه، اصلاً. چرا تغييركنم؟ من همان آدم سابقم و اگر هم تغييرى كنم، درجهت مثبت و سازنده و براى بهتر و كاملترشدن خواهدبود.
\ چرا خواستار كوچكترشدن سازمان تيم هاى ملى ايتاليا شده ايد؟
> من طالب كوچك شدن آن نبوده وفقط گفته ام كه بايد حواشى و زوايد آن زده شود.
يك سرى خرج هاى بيهوده دراين تيم مى شده و كارهايى غيرضرورى داشته ايم كه در بدو ورودم به فرانكو كارارو (رئيس فدراسيون فوتبال ايتاليا) نيز اين را گوشزدكردم و تقريباً آنها را برچيده ام. بايد همه چيز درحد نياز باشد و نه اضافه بر آن.
\ دستياران اصلى آن چه كسانى هستند؟
> دراينجا و دراين زمينه تغييرات بيشتر بوده است، بوردون را به سمت مربى دروازه بانهاى تيم ملى منصوب كرده ام و پينكولينى نيز مربى بدنسازى شده است. يكى دوانتصاب ديگر را هم درپيش داريم. اميدوارم شرايط خوب پيش برود.
\ قرارداد شما تا سال ۲۰۰۶ است، آيا حاضريد بيشتر بمانيد؟
> بگذاريد تا همان نقطه برسيم و بعداً در باره مدت اضافى تصميم بگيريم. شايد تا همان نقطه مورداشاره درقرارداد نيز نرسم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |