شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۳ - ۲۷ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Sat, Aug 14, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۸۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
باحضور در دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد
التماسهاى پلنگ شوش
177720.jpg
گروه حوادث: شرور ميدان شوش كه به «پلنگ» معروف است، به پشت ميله هاى زندان افتاد. اين پلنگ ۱۹ ساله از مدتها پيش به خاطر زورگيريها و عربده كشى هاى گروهى تحت تعقيب قرار داشت و توانسته بود از چنگ پليس فرار كند.
روز سوم خردادماه سال جارى وقتى ساعت ۲۱ شب بود، سه شرور در خيابان درخشنده شوش وقتى مردى همراه زن و بچه اش سوار بر موتوسيكلت مى خواست به خانه اش برود، به سمت او حمله بردند.سردسته اين گروه سه نفره كه «پلنگ» شوش است، به اين مرد و همسرش توهين كرد و خواست هرچه پول و جواهرات دارند، به آنان بدهند، او حتى به سمت زن جوان حمله برد و خواست النگوهاى او را از دستانش بيرون بكشد كه همسر وى مقاومت كرد تا اينكه با شيشه نوشابه به صورت وى كوبيد.وقتى «پلنگ» و دو همدستش توانستند زورگيرى كنند، مرد جوان به پليس مراجعه كرد و خواستار تعقيب قضايى و پليسى زورگيرى سه شرور شد.با ارجاع پرونده به داديارى چهارم دادسراى امور جنايى تهران، دايار سبحانى فر دستور تأكيدى و ويژه اى را صادر كرد و از مأموران اداره يكم پليس آگاهى خواست با به كارگيرى توان خود اين شرورها را دستگير كنند.از ۱۶ خردادماه شكايات مشابه ديگرى از زورگيريها، عربده كشى ها و قمه كشى هاى «پلنگ» منطقه شوش به دست پليس رسيد تا جايى كه حتى تحقيقات نشان داد يكى از قربانيان قمه كشى اين گروه با وجود بسترى شدن در بيمارستان، جرأت شكايت نيافته است و «پلنگ» به همراه دوستانش خانه مرد موتورسوار را نيز مورد حمله قرار داده اند و شيشه هاى آن را شكسته اند.با وجود مراجعه شاكيان اشرار به دادگاه و اعلام گذشت از اين گروه كه ناشى از ترس و تهديدهاى آنان بود، داديار سبحانى فر دستور تعقيب شبانه روزى و ورود به مخفيگاه آنان را صادر كرد و در يك برهه عملياتى با توجه به اينكه برادر «پلنگ» در خريد و فروش مواد مخدر دست داشت، نظر به دستگيرى وى داد.از سوى ديگر، تحقيقات نشان داد پلنگ ۱۹ ساله در جريان درگيرى با نيروهاى بسيجى دستگير شده و در اختيار شعبه ۱۱۵۹ دادسراى فرودگاه است تا جايى كه به خاطر اخلال در نظم عمومى به يك سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محكوم شده است.اين «پلنگ» كه در بازداشت بسيار آرام است، صبح پنجشنبه ۲۱ مردادماه در برابر داديار سبحانى فر حضور يافت و تحت تحقيق گرفته شد.اين شرور جوان در همه مراحل بازجويى ادعا كرد هيچ دخالتى در زورگيريها نداشته است و ملتمسانه خواست او را مورد عفو و بخشش قرار دهند.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، داديار سبحانى فر از مردم خصوصاً اهالى منطقه شوش خواست اگر در دام زورگيريهاى پلنگ زندانى و گروه تحت هدايت او گرفتار شده اند، به دادسراى امور جنايى تهران يا اداره يكم پليس آگاهى مراجعه و طرح شكايت كنند.
من راننده ناشى هستم، نه دزد!
177690.jpg
گروه حوادث: زنى جوان كه با ريختن طرح دوستى مى خواست خودروى مردى را به سرقت ببرد، بخاطر ناشى گرى در رانندگى دستگير شد.
اين زن ۱۹ ساله، وقتى مرد جوان براى خريد نوشيدنى از خودروى پرايد پياده شد، پشت فرمان نشست تا آن را به سرقت ببرد اما نتوانست خودرو را از پارك خارج كند. ساعت ۱۰ صبح چهارشنبه ۲۱ مردادماه، مردى جوان در ستارخان با ديدن زنى كه منتظر سوار شدن به تاكسى بود جلوى پاى او توقف كرد، زن در صندلى جلو را باز كرد و داخل پرايد نشست و خواست او را به ميدان ولى عصر برساند. آن دو در مسير بايكديگر طرح دوستى ريختند تا اينكه به پيشنهاد مردجوان قرار شد نوشيدنى بخرند. راننده غافل از اينكه سوييچ را جا گذاشته است از خودرو پياده شد و داخل مغازه رفت، هنوز چند دقيقه اى نگذشته بود كه صداى برخورد دو خودرو شنيده شد. مرد جوان وقتى به بيرون از مغازه دويد، ديد كه زن جوان پشت فرمان خودروى پرايد او نشسته و سعى دارد با فرار از صحنه تصادف، خودرواش را به سرقت ببرد.اين زن وقتى در شعبه ۶ دادسراى امورجنايى تهران حاضر شد و در برابر بازپرس قيصرى قرارگرفت با اشاره به صاحب پرايد گفت: «اين مرد فقط بخاطر ترس از نامزدش مى گويد من قصد سرقت خودرو را داشتم والا مى داند كه من آشنايى با چگونگى رانندگى ندارم.»وى ادامه داد: خانواده ام در شمال زندگى مى كنند، من با مردى درتهران ازدواج كردم اما به خاطر عدم تفاهم از او طلاق گرفتم و با حمايت پدرم خانه اى در يوسف آباد اجاره كرده ام، پدرم هر ماه به حساب بانكى ام پول واريز مى كند و من هيچ نياز مالى ندارم كه بخواهم سرقت كنم.»در مسير، اين مرد چندبارى از من پرسيد كه آيا رانندگى بلد هستى؟ كه جواب منفى دادم، واقعاً بلد نيستم وقتى او پياده شد وسوسه شدم خودم را امتحان كنم. پشت فرمان نشستم و چون رانندگى بلد نيستم، تصادف كردم. اين مرد به من گفت چون نامزد دارد بپذيرم كه مسافر بوده ام من نيز چنين حرفى زدم اما آيا راننده براى مسافرش نوشيدنى مى خرد، من سارق نبودم.در اين جلسه بازجويى، مرد راننده اصرار و تأكيد داشت كه زن جوان مسافرش بود و هيچ دوستى اى در بين آن دو وجود نداشته است.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما؛ بازپرس قيصرى پرونده اين سرقت را در اختيار پليس آگاهى تهران قرارداد تا ابهامات آن فاش شود.
شگرد دزدان مسلح براى سرقت از خانه جواهر فروش
177738.jpg
گروه حوادث: دو سارق مسلح در نقش پيك موتورى به در خانه جواهرفروشى در قيطريه رفتند، دست و پاى همسر وى را بستند و او را در حمام زندانى كردند.
ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۲۱ مردادماه سال جارى، وقتى زن ۶۵ ساله اى در خانه اش تنها بود زنگ به صدا درآمد، مردى از پشت آيفون گفت كه پيك است و در خصوص خودروى پژو ۲۰۶ مداركى براى تحويل آورده است. اين زن، با اين تصور كه مدارك متعلق به پژوى دختر جوانش است به در خانه رفت، مردى جوان از او خواست كارت شناسايى را از داخل خانه بياورد، وقتى خواست برگردد مرد ديگرى برق آسا خود را از پشت سر به او رساند، اسلحه اى روى شقيقه اش گذاشت و گفت: «آرام باش و حرفى نزن.»
در يك چشم بر هم زدن، دستان زن را با دستبندهاى پلاستيكى به هم بستند، پاهاى او را با چسب گره زدند و روى سرش يك كلاه پشمى سبز رنگ كشيدند.
دو مرد كه با تندى حرف مى زدند، همسر جواهرفروش را داخل حمام خانه زندانى كردند و با تهديد از او خواستند محل نگهدارى جواهرات خانگى و طلاهاى شوهرش را به آنان نشان دهد و سپس با راهنمايى هاى او سراغ جواهرات و اشياى قيمتى ديگر رفتند.
همسر جواهرفروش پس ازگذشت ساعتى وقتى ديگر صدايى از پشت در حمام نشنيد براى رهايى خود از بند به تقلا افتاد تا اينكه توانست خودش رانجات دهد و با رساندن خود به تلفن، همسر و پسرانش را در جريان قرار دهد.
اين زن وقتى در شعبه ۶ بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران حاضر شد با نشان دادن زخم هاى روى مچ دستانش به بازپرس قيصرى گفت: «خانه ما جنوبى است تنها چيزى كه ديدم خودروى جگرى رنگى بود كه تصور مى كنم سارقان با آن به در خانه مان آمده بودند، وقتى من را در حمام انداختند تنها آرزويم اين بود كه دخترم به خانه نيايد و دو مرد پس از سرقت آنجا را ترك كنند، گاهى اوقات براى سركشى به حمام مى آمدند و به من كه ترسيده بودم آب مى دادند. آنها را راهنمايى كردم تا جواهرات موجود در خانه را بردارند و دست از سر من بكشند اما آن دو با آگاهى از اينكه دخترى جوان دارم در گفت وگو با يكديگر تأكيد مى كردند تا زمان بازگشت دخترم در خانه پنهان شوند تا از او اطلاعات بيشترى در خصوص جواهرات بگيرند، تصور مى كردند چون شوهرم طلافروش است بايستى جواهرات زيادى در خانه مان باشد.»
وى ادامه داد: «هيچ كجا را نمى ديدم كلاهى كه به صورتم كشيده بودند كلافه ام كرده بود اما جرأت نداشتم اعتراض كنم، گوش هايم را تيز كردم تا از پشت در حمام پى به رفتارهايشان ببرم، نمى دانم چقدر طول كشيد كه متوجه شدم آنها خانه را ترك كرده اند بعد توانستم با تقلاى زيادى خودم را رها كنم.»
پليس در تحقيقات خود پى برده است كه سارقان با سرقت جواهرات خانگى كه هر قطعه بيش از يك ميليون تومان ارزش دارد، ضبط، تلفن و فرش ابريشم چون اشياى كم حجم گرانقيمت ديگرى به دست نياورده اند خانه مرد جواهرفروش را ترك كرده اند.
همسر جواهرفروش به بازپرس قيصرى گفت: «از همه مهمتر حلقه طلاى عروسى ام بود كه به سرقت رفت يك يادگارى بود، انگشتر يك ميليون تومانى، دستبند نفيس ميليونى، گردنبند ۸۰۰ هزار تومانى و گردنبند مرواريد، جواهرات ديگرى بودند كه فقط ارزش ريالى دارند، چند بارى مغازه شوهرم مورد دستبرد قرار گرفته است اما اين نوع دزدى تأثير بدى در روحيه ام گذاشته است، حتماً خانه مان را عوض مى كنيم.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران با دستور بازپرس قيصرى تحقيقات براى رديابى دو سارق مسلح را آغاز كرده اند و قوى ترين فرضيه اين است كه سارقان آگاهى كامل از جزييات زندگى مردجواهرفروش وخانواده اش داشته اند.
باحضور در دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد
برانكو
دزد دلارهايش را بخشيد
گروه حوادث ـ برانكو ايوانكوويچ سرمربى تيم ملى فوتبال ايران صبح پنجشنبه سارق دلارهايش را بخشيد.
به گزارش خبرنگار ما، وى در برابر جعفر صابرى زفرقندى ـ معاون دادستان و سرپرست دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه ـ گفت: سرقت كم و بيش در تمام دنيا اتفاق مى افتد، ولى اين يكى از موارد بسيار اندكى است كه پليس توانسته است سارق را بلافاصله دستگير كند. در تمام ترمينالها و متروهاى سراسر دنيا روى دادن سرقت عجيب نيست، بلكه دستگيرى دزد به اين سرعت عجيب است و من نمى دانم شما چطور دزد را به اين سرعت شناسايى كرده ايد.معاون دادستان در اين مورد گفت: ما احتمال ازدحام جمعيت زيادى را در روز بازگشت تيم ملى به كشور مى داديم و وجود افراد سودجو در بين جمعيت نيز امرى اجتناب ناپذير بود، به اين علت در دستور به پليس فرودگاه كليه افرادى كه به عنوان سارق حرفه اى در ميان مردم بودند، شناسايى شدند و پليس اين افراد را كه بر مبناى استقبال نيامده بودند، تحت كنترل داشت و سارق دلارها را در مدت كوتاهى پس از سرقت دستگير كرديم، ولى نمى دانستيم دلارهايى را كه او سرقت كرده، مربوط به چه كسى است و ما به دنبال شاكى بوديم.سرمربى تيم ملى فوتبال كشورمان گفت: من با توجه به تجربه اى كه دارم، به تذكراتى كه به من داده بودند و حادثه اى كه سه سال پيش براى بلازويچ روى داده بود و موبايل، ساعت و پولهاى او را در فرودگاه سرقت كرده بودند، موبايل و ساعت مچى ام را در ساك گذاشته بودم و پولهايم را هم در جيب شلوارم گذاشته بودم و مواظب بودم.
وى اضافه كرد: البته من هيچ وقت عادت نداشتم اين مقدار پول ـ دو هزار و دويست و بيست دلار ـ همراه خودم داشته باشم، وقتى ديدم دكمه جيبم باز شده و پولهايم نيست، متوجه شدم پولهايم را به سرقت برده اند و بعد از رفتن به هتل به دادسرا براى شكايت مراجعه كردم، ولى در نهايت تعجب شما به من گفتيد دزد را دستگير كرده ايد.
وى گفت: سارق ادعا مى كرد كه پولها روى زمين و كنار چمدان افتاده است، ولى اين مسأله اصلاً امكانپذير نيست، زيرا در آن ازدحام اصلاً امكان اينكه كسى بتواند روى زمين را ببيند و خم شود و پولها را بردارد، وجود نداشت و من از شما تشكر مى كنم.
صابرى گفت: طبق گزارش، تمام مبلغ به شما برگردانده شده، براى اطمينان خاطر خودم مى خواهم بدانم تمام پول شما به شما بازگردانده شده است يا خير؟
برانكو پاسخ داد: ۱۹۰۰ دلار به من داده شده است و ۳۲۰ دلار آن كم است.
معاون دادستان گفت: سارق در اختيار ما است و شما مى توانيد ادعايتان را نسبت به اين مبلغ داشته باشيد و اگر عين مبلغ را دزد نتواند بازگرداند، بايد معادل آن را به شما پس بدهد. سرمربى تيم ملى فوتبال كشورمان در اين مورد گفت: نمى خواهم فشار مضاعفى به دزد وارد كنم. وقتى پولم رفت، آرام گرفتم، چون مطمئن بودم كه ديگر آن پول به من برنمى گردد. ما با توجه به شغلمان در بيشتر كشورهاى دنيا تردد داشته ايم و مى دانيم كه پول رفته برنمى گردد. به اين علت حالا كه بخش قابل ملاحظه آن برگشته است، از سارق ديگر قصد شكايت ندارم، چون اين براى من پيچيدگى مضاعف ايجاد مى كند و من نمى  خواهم وارد محكمه ها بشوم.صابرى در پاسخ گفت: اين مسأله را من به عنوان مدعى العموم پيگيرى مى كنم و به شما بازمى گردانيم.برانكو با خنده گفت: اينكه شما چقدر اشراف به اوضاع داشتيد و كارمندان و پليس تان با چشم بيدار مراقب بوده است، اين كيفيت بزرگ را من فقط در كشور شما ديدم. شما بايد احساس غرور كنيد و سزاوار كليه تبريكات هستيد. صابرى به وى گفت: پس نظرتان بر رفتن منتفى است؟
برانكو پاسخ داد: شغل من اين است كه در هر باشگاه و كشورى سرنوشتم در ابهام است.
حادثه ها
دستگيرى يك باند آدم ربايى:
دستگيرى سركرده اصلى يك باند آدم ربايى كه از سه سال قبل تحت تعقيب بود، جزئياتى از فعاليتهاى او و همدستانش فاش شد. اين متهم كه به عنوان مغز متفكر شبكه مخوف محسوب مى شد، از بنيانگذاران باند آدم ربايى نيمه سازمان يافته در استان كرمان بوده و داراى چند مورد سابقه كيفرى است.
راز قتل زن آملى در پرده اى از ابهام :
پليس به دنبال قاتل زنى ۲۳ ساله است كه ديروز در خانه اش در آمل به قتل رسيد.اكيپ ويژه كشف قتل، جسد اين زن را درحالى پيدا كرد كه با چهره اى كبود، به دور گردنش پارچه اى مانند كراوات بسته شده بود.به گفته پليس در سمت چپ جنازه يك رشته زنجير آهنى سفيدرنگ به طول بيش از سه متر و آثار ضرب خوردگى بر روى پيشانى و بالاى زانوى پاى راست و آثار كبودى بر روى كتف پهلوى راست و چپ و... جسد اين زن مشاهده مى شد.پليس همچنين دريافت سپيده همسر دوم مردى بوده كه بارها به دليل اختلافات خانوادگى با هم درگير شده بودند
ويزيتور قلابى به زندان رفت ـ گروه حوادث ـ قزوين خبرنگار «ايران»:
پسرجوانى كه با معرفى خود تحت عنوان ويزيتور يك شركت تبليغاتى اقدام به كلاهبردارى كرده بود، بازداشت شد. وى پس از مراجعه به دفاتر شركت هاى مختلف به بهانه تهيه و چاپ كارهاى تبليغاتى آنان از آنها كلاهبردارى مى كرد.مدير يكى از شركت ها كه با وجود پرداخت پول به اين جوان كارش انجام نشده بود، با مراجعه به شركتى كه او ادعاكرده بود كارمند آنجاست خواستار توضيح در اين باره شد.با شكايت صاحب اين شركت تبليغاتى پسرجوان به اتهام ۵۰۰هزارتومان كلاهبردارى از ۱۵شركت بازداشت شد. به گزارش خبرنگار ما، قاضى جعفرى از شعبه ۱۰۶دادگاه جزايى قزوين اين متهم را با قراركفالت ۲ميليون و ۵۰۰هزارتومانى روانه زندان كرد.
سقوط مرگبار جوان كوهنورد ـ گروه حوادث ـ كلاردشت خبرنگار «ايران»:
يك كوهنورد جوان به هنگام صعود انفرادى به قله علم كوه سقوط كرده وجان سپرد.اين حادثه روز چهارشنبه ۱۴ مردادماه سال جارى در ارتفاعات سرچال رخ داد.على فرضى، رئيس دفتر پايگاه كوهنوردى كلاردشت با اعلام اين خبر گفت: بعد از ۵ روز از ناپديد شدن اين كوهنورد ۲۱ ساله كه «مسعود بزرگ زاده» نام داشت و از اهالى گيلان بود، تجسس ها براى يافتن او آغاز شد تا اينكه جسدش پيدا شد.
هفتمين جنايت در پرونده آدمكش خونسرد ـ گروه حوادث:
تعداد قتل هاى سارق ۲۰ ساله با اعتراف وى به پرتاب كردن يكى از همدستانش از پشت بام به هفت جنايت رسيد. اين آدمكش خونسرد ۲۰ ساله با وجود اعتراف به شركت در ۱۰ قتل تاكنون به هفت جنايت واقعى در برابر پليس جنايى تهران اقرار كرده است.در آخرين اعتراف وى، ماجراى خودكشى مردى در سال ۷۹ كه در تهرانپارس رخ داده بود به قتل تبديل شد.آدمكش خونسرد در بازجويى ها به كارآگاهان اداره ۱۰ گفت: «من و «امير» با هم به سرقت رفته بوديم وقتى قرار شد پول ها را تقسيم كنيم اختلاف پيدا كرديم من در خانه آنها بودم و در يك لحظه «امير» را از پشت بام به پايين پرتاب كردم بعد پا به فرار گذاشتم.»
كشف استخوانهاى انسان در تهران ـ گروه حوادث:
بقاياى استخوانهاى جسد يك انسان در جريان حفارى زمينى در جنوب تهران به دست آمد.ساعت ۱۹ روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه اين استخوانها در حوزه استحفاظى كلانترى ۱۱۲ ابوسعيد تهران كشف شد و به بازپرس هنرمند گزارش داده شد.
تب بالا و مرگ مرد ۳۵ ساله ـ گروه حوادث:
تب بالا جان مرد بيمارى را گرفت.اين مرد كه «محمدرضا مالك» ـ ۳۵ ساله ـ نام دارد، ساعت ۲ بامداد پنجشنبه ۲۲ مردادماه در شهر زيبا از شدت تب از پاى درآمد.
جسدى در پارك جنگلى سيدخندان ـ گروه حوادث:
كارگر يك رستوران در پارك جنگلى سيدخندان، به قتل رسيد.پيكر بى جان اين مرد ۳۰ساله، ساعت ۱۰صبح ديروز ـ جمعه ـ وقتى كارگران شهردارى در حال گذر از بخش شمالى پارك جنگلى سيدخندان بودند، ديده شد. مأموران در بازرسى قتلگاه اين مرد به ردخونى به طول ۱۵متر برخوردند كه نشان مى داد مرد جوان در محوطه پر از درخت با يك ضربه چاقو به سينه نيمه جان شده است و با فرار قاتل خود را به محوطه بازجلوى در ورودى پارك جنگلى رسانده و روى زمين افتاده است. با حضور بازپرس هنرمند و مأمورى از اداره ۱۰پليس آگاهى بازرسى از لباس هاى قربانى براى به دست آوردن مدرك هويتى انجام شد و يك كارت شناسايى متعلق به قربانى با نام «مهدى حاجى زاده» به دست آمد كه نشان مى داد كارگر رستوران پذيرايى از ميهمانان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |