دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۳ - ۲۹ جمادى الثانى ۱۴۲۵
Mon, Aug 16, 2004
ميراث فرهنگى
سال دهم - شماره ۲۸۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
خوزستان ركورددار حفارى هاى غيرمجاز در محوطه هاى تاريخى
استان خوزستان ركورد بيشترين حفاريهاى غيرمجاز در محوطه هاى تاريخى و باستانى را از آن خود كرده است.
سعيد محمدپور كارشناس حقوقى ميراث فرهنگى خوزستان گفت: آمار حفاريهاى غيرمجاز اين استان در سال گذشته ۶۴مورد و در سه ماه نخست امسال ۱۹ مورد بوده است. اين درحالى است كه به گفته رئيس پژوهشكده ميراث فرهنگى و گردشگرى در اين سالها ۷۰ محوطه و تپه باستانى خوزستان خراب، مورد آسيب و يا دستبرد واقع شده اند.
وى افزود: در حالى كه آمار حفارى هاى غيرمجاز ثبت شده اين استان در۱۵ ماه گذشته جمعاً به ۸۳مورد رسيده، تاكنون هيچيك از عاملان تخريب آثار باستانى در اين حفارى ها شناسايى نشده اند.
وى با اشاره به اينكه تعدى به ميراث فرهنگى كشور در خوزستان به شكل غارت درآمده، احتمال بيشتر بودن اين سرقتها را به دليل گستردگى استان بعيد ندانست و گفت: به نظر مى رسد دامنه حفاريها و كاوش هاى غيرمجاز در عرصه هاى باستانى استان بيشتر ازموارد ثبت شده باشد.
كارشناس حقوقى ميراث فرهنگى خوزستان افزود: در حالى كه طبق ماده ۶ آيين نامه حفاظت از ميراث فرهنگى كشور، شوراهاى تأمين استانها بايد سالى ۲بار به درخواست ميراث فرهنگى استان تشكيل جلسه دهند، اين شورا تاكنون به درخواست هاى اين سازمان پاسخ نداده و اقدام خاصى را نيز براى جلوگيرى از حفاريهاى غيرمجاز در اماكن و محوطه هاى تاريخى صورت نداده است.
وى با مهم دانستن نقش اين شورا در تأمين امنيت و حفاظت از مجموعه هاى تاريخى گفت: در غياب نظارت لازم از سوى مجموعه عوامل دست اندركار متأسفانه سال گذشته در شوش ۱۷ مورد، در دزفول ۱۰ مورد، شوشتر ۸ مورد، انديمشك و بهبهان ۲مورد، هفت تپه و مسجدسليمان ۶مورد، ايذه ۹ مورد، باغملك ۴مورد و رامهرمز ۵ مورد حفارى غيرمجاز و تعرض به آثار تاريخى و باستانى گزارش شده است. حفاريهاى غيرمجاز امسال هم در شهرهاى شوش، ايذه، بهبهان و هفت تپه بوده كه شوش با ۱۰ مورد رتبه نخست را داراست.
محمدپور يكى از مؤلفه هاى لازم براى حفاظت از محوطه هاى گسترده تاريخى خوزستان را نيروى انسانى كافى و آموزش ديده دانست كه اين سازمان در حال حاضر با كمبود شديد در اين زمينه مواجه است.
وى همچنين گفت: باتوجه به تعدد و افزايش هجمه به آثار تاريخى استان كه هويت تاريخى ارزشمند اين ملت است و با عنايت به اين مسأله كه رسيدگى به پرونده هاى تخلفاتى ميراث فرهنگى، تخصص و آگاهى هاى خاصى را مى طلبد، ايجاد شعبه اى ويژه جهت رسيدگى به اين تخلفات در حوزه هاى قضايى شهرهاى مختلف استان را گامى ارزنده در حفاظت بيشتر از اين آثار دانست و گفت: بتازگى در ۲۹ حوزه قضايى خوزستان و ۸ اداره آگاهى استان، شعبات رسيدگى به جرايم ميراث فرهنگى تشكيل شده كه اميد مى رود با تمركز، دقت نظر و برخورد قاطعانه با سودجويان، ميزان حفاريهاى غيرمجاز در استان كه روند بسيار نگران كننده اى دارد، كاهش يابد.
خوزستان به دليل موقعيت جغرافيايى خاص خود، پايگاه بسيارى از تمدن هاى پيش از تاريخ و هزاره هاى اخير است و گنجينه اى بى نظير از آثار و محوطه اى است كه هريك ارزش مهمى در مطالعات باستان شناسى و قوم شناسى اين كشور دارند.
تبريز
شهر اولين ها
177912.jpg
تبريز ـ صمد سردارى نيا: تبريز به عنوان يكى از مهمترين شهرهاى ايران، از جايگاه ويژه اى در تاريخ كشور برخوردار است. اين شهر به لحاظ اقليمى و قرارگرفتن در مسير اروپا، بخصوص در تاريخ معاصر كشور، سرمنشأ بسيارى از نوآوريها، ابتكارات و خلاقيتهايى بوده كه به نوبه خود باعث بروز تحولات عميقى در تاريخ ايران زمين شده است. هم از اين روست كه تبريز را شهر پيشگامان يا «شهر اولين ها» ناميده اند. در اين نوشته به صورت اجمالى به آن دسته از تحولات علمى، فرهنگى، صنعتى و... پرداخت شده كه «تبريز» براى اولين بار در تاريخ كشور سرمنشأ پيدايش آنها بوده است:
۱ـ صنعت چاپ به عنوان مادر رسانه ها، از مهمترين دستاوردهاى بشرى بود كه براى اولين بار در ايران وارد تبريز شد. «ميرزا زين العابدين تبريزى» كه به عنوان پدر صنعت چاپ كشور شناخته شده است، نخستين ماشين چاپ تاريخ كشور را كه از نوع سربى يا حروفى بود، در سال ۱۲۳۲هـ. ق از روسيه وارد تبريز كرد و در محله ويجويه اين شهر نصب نمود. وى ۸ سال بعد، اين تكنولوژى جديد را به تهران برده و شاگردان زيادى تربيت كرد. بدين ترتيب با ورود نخستين ماشين چاپ در كشور، ايرانيان وارد جهان تبادل اطلاعات گرديده و با مظاهر سياسى، اجتماعى و فرهنگى جهان نوين آشنا شدند.
۲ـ ترجمه كتب به زبانهاى مختلف نيز اولين بار از تبريز آغاز گرديد و از اين طريق، ايرانيان با فكر، انديشه و تجارب ديگر ملتها آشنا شدند.
نخستين بار آثار ترجمه شده از زبان انگليسى به جامه فارسى درآمدند. «ميرزا رضا مهندس باشى تبريزى» آثار تاريخى ولتر، يعنى پطر كبير و شارل دوازدهم را از انگليسى به فارسى برگرداند. «ميرزا عبداللطيف طوجى تبريزى» نيز براى نخستين بار اثر معروف «هزار و يك شب» را از عربى به فارسى برگرداند. نثر فارسى قدرتمند و دلنشين وى تأثير عميقى بر نوشتار فارسى برجاى نهاد.
۳ـ «ميرزا عبدالرحيم نجارزاده تبريزى» معروف به «طالبوف» بنيانگذار انشاى جديد ناميده شده است. وى با استفاده از قلمى شيوا و روان، مطالب خود را با زبانى ساده و بى تكلف نشر داد و بدين ترتيب با كنار گذاشتن نوشتار ثقيل آن زمان، تأثير عميقى بر متون فارسى گذاشت. سبك سيال او الگويى براى ديگر نويسندگان گرديد.
طالبوف همچنين اولين نويسنده كودكان در ايران به شمار مى آيد كه نوشته هايش براى اكثر رده هاى سنى قابل استفاده و مفيد بود. كتاب «احمد» يا «سفينه طالبى» او كتابى است براى كودكان كه مانند ديگر آثارش به دور از پيچيدگى هاى لفظى و به سبكى ساده و روان نوشته شده است.
۴ـ «جبار باغچه بان» روشنفكرى كه با نوشتن كتاب، نمايشنامه، انتشار فصلنامه و سرودن شعر براى كودكان منشأ خدمات بسيارى در اين عرصه گشت. وى اولين مؤلف و ناشر كتاب كودك در ايران است. «جبار باغچه بان» همچنين تحول عظيمى در آموزش و پرورش كودكان كم توان ايران به وجود آورد. وى با تأسيس اولين مدرسه كر و لالهاى كشور در تبريز توانست به اين نوباوگان مطرود جامعه، شخصيت و حياتى دوباره بخشد.
۵ـ «سيد عباس رسام ارژنگى تبريزى» اولين نقاش ايرانى است كه داستانهاى كودكان را به تصوير كشيده و بدين ترتيب اولين كتابهاى داستانى مصور كودكان را پايه گذارى نمود.
۶ـ «ميرزا فتحعلى آخوندزاده» بنيانگذار نمايشنامه نويسى ايران محسوب مى شود. همچنين وى با نوشتن نخستين رمان ايرانى، پيشكسوت نويسندگان اين رشته ادبى نيز به شمار مى آيد. رمان وى تحت عنوان «ستارگان فريب خورده ـ حكايت يوسف شاه سراج» در سال ۱۸۵۷ ميلادى به رشته تحرير درآمد.
هرچند كه محتواى آثار آخوندزاده درخصوص سنت و تجدد انتقادات زيادى را به همراه داشته، اما جدا از گرايشهاى سياسى او، پيشگامى اش در نوشتن رمان و نمايشنامه قابل توجه است.
از سوى ديگر شهر تبريز در دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار، اجراى نخستين نمايشنامه ها را تجربه كرد. «ميرزا آقا تبريزى» فردى بود كه ايرانيان را با هنر نمايشنامه و تئاتر در اين دوران آشنا ساخت.
۷ـ «ميرزامحمدحسن زنوزى تبريزى» ملقب به «فانى» از روحانيون دانشمند آذربايجان اولين دايرة المعارف جهان اسلام را در روزگارانى به پايان برد كه از مدارس، دانشگاهها و كتابخانه هاى امروزى خبرى نبود. اين دايرة المعارف «رياض الجنه» نام داشت و در سال ۱۲۱۸ هـ.ق منتشر گرديد.
۸ـ نخستين قرائتخانه و كتابخانه عمومى ايران نيز در سال ۱۳۱۲ هـ.ق به وسيله مرحوم «حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر» با كتابدارى «ميرزا محمدحسين شريعتمدار» در تبريز تأسيس گرديد.
۹ـ «سينما سولى» به عنوان اولين سينما در ايران، در زمستان سال ۱۲۷۹ هـ.ش يعنى ۵ سال پس از اختراع سينما به دست برادران لومير در تبريز تأسيس شد؛ ۲۶ سال بعد، اولين سينماى تهران در سال ۱۳۰۵هـ.ش به همت يك تبريزى به نام «على وكيلى» افتتاح شد و هم او بود كه نخستين نشريه سينمايى را در سال ۱۳۰۹ شمسى منتشر كرد.
البته قبل از صنعت سينما، فن عكاسى و عكسبردارى نيز براى اولين بار در تبريز توسط ملك قاسم ميرزا فرزند فتحعلى شاه قاجار در ايران آغاز گرديد.
۱۰ـ «ميرمهدى خان ورزنده تبريزى» پيشگام ورزش همگانى و پيشرو ورزش نويس در ايران است. اولين معلمان ورزش ايران زيرنظر وى تربيت شده و نخستين نشريه ورزشى در سال ۱۳۰۷هـ.ش توسط او منتشر گرديد.
۱۱ـ پزشكان و طبيبان تبريزى طلايه داران پزشكى مدرن ايران به شمار مى آيند. نخستين طبيب و محصل اعزامى به فرنگ از سوى عباس ميرزا ازتبريز بود. اولين كتابهاى پزشكى در تبريز تأليف، ترجمه و چاپ گرديد و نخستين آبله كوبى نيز در اين شهر انجام شد. دندان مصنوعى براى نخستين بار در اين شهر ساخته شد و اولين عمل قلب باز در سال ،۱۳۴۱ نخستين عمل پيوند قلب (بر روى سگها) در سال ۱۳۴۸ و عمل پيوند كليه براى نخستين بار در سال ۱۳۴۷ به وسيله يك جراح تبريزى به نام دكترجواد هيئت انجام گرفته است.
همچنين نخستين دانشكده پرستارى و مامايى در تبريز تأسيس شد و نيز اولين دانشكده هاى پزشكى، داروسازى، دندانپزشكى ايران و انستيتو پاستور به دست يك پزشك تبريزى به نام دكترمحمدحسين لقمان ادهم تأسيس گرديده است. «دكتر محمدنقى براهنى» روانشناس تبريزى نيز بنيانگذار روانشناسى ايران محسوب مى شود.
۱۲ـ نخستين بلديه ايران نيز در تبريز تأسيس گرديده و «قاسم خان والى» به عنوان اولين شهردار بلديه مذكور مشغول به كار شد. او به تنهايى منشأ خدمات بسيارى در تبريز شد. در سال ۱۲۸۰ قاسم خان والى با همت عده اى از رجال روشنفكر آن زمان نخستين مركز تلفن ايران را در اين شهر تأسيس نمود. اين شهردار تحصيلكرده دانشگاه «سن سيرو» فرانسه در همان سال در تبريز كارخانه برق احداث نمود. وى همچنين اولين سيستم ناوگان حمل ونقل شهرى كشور را از طريق «تراموا» در تبريز به راه انداخت.
دكتر رضازاده شفق مى نويسد: «وقتى قاسم خان به آذربايجان فابريك چراغ الكتريك آورد در استانبول چراغها را با نفت روشن مى كردند. فابريك را ساختند و چراغهاى رنگارنگ الكتريك را در خيابان مجيدى تبريز روشن كردند.»
۱۳ـ حاج ميرزاحسن رشديه تبريزى، نخستين مدرسه را به سبك مدرن و براساس اصول فنوتيك در تبريز بنيان گذاشت و گرچه به شدت از سوى متحجرين زمان خود مورد عتاب قرارگرفت اما سالهاى پس از آن آموزش و پرورش نوين در ساير نقاط ايران اشاعه يافت. فريدون كوچه لى مى نويسد: «در تمام دنياى اسلام، آذربايجان نخستين خطه اى است كه تدريس با اصول صوتى را آغاز كرده است.»
ابوالقاسم فيوضات نيز اولين كودكستان ايران را در تبريز تأسيس كرد.
گرچه همه تحولات مذكور در نظر اول بسيار ساده به نظر مى رسد اما در جامعه سنتى سده ۱۳ و ۱۴ هرگونه تغيير و تحول به سوى مدرنيسم با مقاومتهاى بسيار سختى همراه بود كه در اين ميان بايد پايدارى و سرسختى روشنفكران گذشته اين خطه را در سوق دادن ايران به جهان نوين ستود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |