|
رونق خاطره نويسى در بازار كساد كتاب
• مهرى حقانى
|
|
|
هنوز خاطرات وينستون چرچيل پس از گذشت بيش از نيم قرن مهمترين سند تحليل وقايع سياسى جهان در هنگامه جنگ دوم جهانى است.تيزبينى و روشمندى نويسنده ونيز اصالت و دورى از مبالغه توانسته است بدان ارزش يك منبع مستند تحليلى را ببخشد. در واقع دنياى خاطرات سياسى همچنان پرطرفدار است آن گونه كه انتشار خاطرات كلينتون، رئيس جمهور سابق آمريكا ، صف دراز خريداران را تا نيمه هاى شب نخست انتشار بيدار نگه دارد. هرچند داورى عميق تر به سالهاى پيش رو وابسته است. اما خاطره نويسى تنها دلمشغولى دوران بازنشستگى كهنه كاران سياسى نيست. دنياى ادبيات، هنر، علم و حتى فلسفه به خاطرات به عنوان يك مرجع قوى براى مرور و استناد مى نگرد و گاه چون اشياى زيرخاكى پس از يك شكاف سياسى ارزشمند مى شوند. اين ويژگى آخر پس از انقلاب و در مورد خاطرات سياستمداران پهلوى رونق يافته اما اينكه تا چه حد از ارزشهاى اصولى، صريح و موشكافانه برخوردار است و يا دچار آفت جعل وبازارى نويسى مى شود به حتم به دنياى نويسندگان وشرايط پيرامونى نيز بستگى دارد. مانند خاطراتى كه بيشتر به دفاعيه مى مانند و يا كارهاى بازارى كه در پشت برخى اسامى نه چندان ارزشمند تاريخى به بيان برخى حكايت هاى يكسويه تبديل مى شوند.
قديمى ترين سند خاطره نويسى از يك وزير سومرى روى الواح گلين به جا مانده كه در آن دوران با خط ميخى مكتوب شده بود و ديگرى شكواييه يك شاگرد مدرسه است كه از سختگيرى معلم ومشق شب ناليده. اما خاطره نويسى در ايران موضوعى است كه در نشر سالهاى اول انقلاب رونق زيادى داشت. روح نوستالژى طلب ايرانى كه هميشه نگاه به گذشته دارد در خاطره هاى اشخاص مهم سياسى، دنبال گمشده اى مى گشت كه به نظرش مى آمد درآن سالها پيدا نمى شد. موفق ترين كارهاى سال اول انقلاب خاطرات سياح، خاطرات دكتر غنى و پس از آن هم خاطرات سياحانى بود كه به دلايلى از ايران ديدن كردند وتصويرى از ايران دوران خود به خواننده نشان مى دادند. موضوع زنان دربارى و مسائل صرف زنان هم از عنوانهاى جذابى برخوردار بودند. همچنين مى توان به رونق خاطرات شخصيتهاى رژيم گذشته و اشخاص ديگرى اشاره كرد كه درجات اجتماعى متفاوتى داشتند، يا همانطور كه شهلا لاهيجى مدير انتشارات روشنگران مى گويد: «از جمله اين خاطرات، خاطرات دختر ناصرالدين شاه بود، حتى كار به جايى كشيد كه به عنوان يك سند تاريخى براى بازگويى مسائل زمان خود بازخوانى شد. پس از آن مثل يك كار تجارى به رده بازارى عام وحتى ابتذال و جعل كشيده شد. كسانى چيزهايى از زبان ديگرانى گفتند كه آنها نگفته بودند. پس از تغيير فضاى سياسى در ايران و فروپاشى تمامى جريانهاى سياسى، خاطرات شخصيتها تنها شكلى از بحثهاى سياسى بود كه عنوان مى شد. عده اى آنچه را كه مى خواستند بگويند از زبان ديگران نقل مى كردند. در حقيقت خاطرات به يك تريبون تبديل شد. اگر كسى از فضاى آزاد دوران مصدق مى خواست صحبت كند به خاطراتى واقعى يا جعلى از خاطرات آن دوران رجوع مى داد. استراتژى سازى خاطرات با اين حال ارزش ادبى و علمى خاطره نويسى مى تواند از زواياى گوناگونى مطرح شود. همچنانكه يكى از تاريخ نويسان معاصر در اين مورد مى گويد:«در گذشته خاطرات از جهتى ارزشمند بود كه براى چاپ نوشته نمى شد، پس دليلى نبود كه مطالب خلاف واقع نوشته شود. اين عمل با عمل تاريخ نويسى كه مجبور بود مداحى كند و در واقعيت دخل وتصرف كند تفاوت داشت». خاطرات دختر ناصرالدين شاه كه با زبان نوشتارى دوران قاجار نوشته شده، يك نمونه از ادعاى تاريخ نويس مورد اشاره ماست، بنابراين كسانى كه اين كتاب ها را مى خواندند مى توانستند به رازهايى مثل موقعيت زنان از زبان يك زن اشرافى پى ببرند. ارزش خاطره نويسى در ادبيات جهانى حوزه فراگيرى دارد. چنانكه پس از گذشت حدود ۵۰ سال خاطرات چرچيل از جنگ دوم، بزرگترين سند تحليل وقايع سياسى جهان پيش و در حين جنگ دوم است. مدير انتشارات روشنگران اشاره مى كند:«خاطره نويسى اروپايى به دليل ارزشهايى كه جامعه به او تلقين كرده مواظب است كه از هرگونه شاخ وبرگ دادن و تعريف از خود و نفى ديگران خوددارى كند. چرا كه بايد پاسخگوى نوشته خود باشد. اگر چرچيل درباره استالين دروغى مى گفت به راحتى نمى شد گذشت چون روى اسناد دولتى استناد مى كرد و ثبت شده بود. در حقيقت افكارعمومى خود به صورت ناظر و مفسرى از صحت اين گفته پاسدارى مى كرد. اما متأسفانه در ايران ناشر، مميزى و ساير نهادهاى مراقبت كننده بسيارى از بخش هاى خاطرات را كه با افق فكرى آنان و يا ارزشهاى موجود همخوانى نداشت از اين خاطرات حذف مى كردند يا به جاى آن مطالب دلخواه ديگرى پيشنهاد مى كردند. افزون بر اين، گه گاه برخى گفته ها به دليل آن كه باب ميل نبود به قيچى سانسور سپرده مى شد و يا حتى بيشتر موردغضب واقع مى شد. به عنوان نمونه فريدون آدميت به دليل نوشتن خاطرات سيد فتحعلى آخوندزاده مورد شماتت قرارگرفت. هر كسى براى خاطره نويسى روشى دارد مثلاً برخى خاطرات روشى خاص پيداكرده، به شكلى است كه خواننده را به دنبال خود مى كشد، روشمنداست و يك موضوع هماهنگ را دنبال كرده، سكته ندارد و جاذب هم هست ولى نوشته هاى اغلب خاطره نويس هاى داخلى نظم خاصى ندارد. بيشتر از بريده هاى روزنامه، نقل قول ها استفاده مى كنند و حالت قصه وار و بسيارابتدايى دارند. خواننده هم بيشتر به خاطر جماعتى خاص تورقى مى كند.ناشر هم به بازارنگاه مى كند. چيزى كه باب باشد و رواج داشته باشد مطمئناً جاذبه بيشترى براى نشر دارد، هرچه فضاى آزاد بيشترى براى كار وجودداشته باشد و صداقت و روشمندى بيشترى لحاظ شود، ارزش تاريخى بيشترى پيدامى كند. يا همانگونه كه يك تاريخ نويس اشاره مى كند شايد خاطره نويسى بخصوص در جوامعى كه در زير سلطه سانسور قراردارند راهى براى كشف بخش هاى پنهان مانده يا ناگفته هاى تاريخ باشد. اما اينكه تا چه ميزان بتوان به آن ارزش ادبى به عنوان بخشى از ادبيات مكتوب يا داستانى داد محل ترديد است. مگر استثناهايى مثل منشأت قائم مقام و شخصيتهايى از اين دست كه نثرشان خودبه خود ابزارى براى آموختن است. خاطره نويسان، خاطرات تلخى هم از بازار اين سبك از تأليف در بازاركتاب به ياددارند. چنانكه يكى از آنها مى گويد: خاطرات يا جعل خاطرات پرى غفارى به عنوان وسيله اى براى محكوم كردن رژيم گذشته به خاطرم مى آيد. ناشر منتشركننده كتاب به ظاهر ازمعتمدان بود اينكه چرا درميان آن همه كتاب معطل مانده براى چاپ كسى دست به اين كار بزند و خاطرات پرى غفارى به عنوان يك سندتاريخى در تيراژ وسيع چاپ شود تا بتواند فساد اخلاقى افراد رژيم گذشته را نشان دهد نه تنها غم انگيز بلكه مشمئزكننده است. تمام جوانانى كه در آن دوران كشته شدند تمام كسانى كه تحت فشارهاى سياسى به زندان يا تبعيد و آواره شدند، خاطرات زنده و گوياى استبداد آن دورانند. آيا دراين ميان تنها خاطرات پرى غفارى خواندنى بود؟ گمنامان خاطره نمى نويسند اما يكى از ويژگى هاى دربرگيرنده اين عنوان كتابها، شهرت و اقتصاد خاطره نويسى است. چنانكه كلينتون مى توانست تمام هزينه انتخاباتى اش را از درآمد كتابش تأمين كند و دايانا هم اگر زنده بود، درآمد خاطراتش با درآمد باكينگهام قابل مقايسه مى شد. نوع ديگر خاطره نويسى خاطرات نويسندگان است. اين نوع خاطرات همانطور كه لاهيجى مى گويد: مسيرى را كه نويسندگان در راستاى ادبيات جهان يا كشورشان طى كرده اند بازمى گويد. شخصيتهاى بزرگ ادبى نظير گارسيا ماركز، بارگاس يوسا، كوندرا و... خاطرات ادبى خود را نگاشته اند كه خودبى آنكه رمان باشد بيش از هر اثر ادبى خواندنى است. چرا كه تجربه لحظه به لحظه نوشتن است و نويسنده صادقانه خود را زيرذره بين قضاوت قرارداده و چون جهانش واقعى است و با پوست و گوشت قابل لمس است، خطراتش هم واقعى است. تنها فرقش اين است كه اول بايد شهره شد بعد خاطره نوشت. كسى خاطرات گمنامان را نمى خواند. حتى اگر در زمان خود مطرح نشده باشند. نوع ديگرى از خاطره نويسى وطنى درخارج از مرزها باب شده كه اگر بتوان در صحتشان شك نكرد شايد به نوعى تاريخ دوران ما باشد. برخى از صاحبان خاطرات در آن سوى مرزها به نوشتن خاطراتشان از كاخ شاه تا زندان اوين پرداخته اند. بيشتر اينان كسانى بوده اند كه به دليل وابستگى شان به رژيم سابق درسال هاى اول انقلاب دربند بوده اند. اينكه اين خاطرات تا چه حد با واقعيتها همخوانى دارد محتاج قضاوت تاريخ، شايد درآينده اى دور است. خاطرات آزاد، آزادى خاطرات اما مهمترين مسأله اى كه هم آسيب پذيرى كار را تعيين مى كند و هم مى تواند بر غنا و ارزش كارتأثيربگذارد به فضاى بازنوشتارى اين بخش مربوط مى شود. همانطور كه يكى از نويسندگان خاطره اشاره مى كند. دركشورهايى كه آزادى هست فضا براى كار عمقى تر وجوددارد. مقامات آمريكايى كه در قضاياى نهضت ملى نفت مقامى داشتند، بعدها اعترافاتى كردند كه چه اتفاقاتى افتاد يا چگونه كودتايى شكل گرفت. مانند خاطرات آيرون سايد كه قبلاً با روتوش چاپ شده بود و نكته هايى سانسورشده بود، چون درمورد كودتاى ۱۲۹۲ بود در دوران محمدرضا پهلوى چاپ نشد تا اواخر اين دوران كه اصل آن چاپ شد. دركل خاطرات به دريافت صحيح تر از يك واقعه تاريخى كمك مى كنند مانند تهاجم قواى خارجى به ايران در شهريور ۲ كه خاطرات نصرالله انتظام نكته هايى را روشن مى كند كه جاى ديگرى وجودندارد. در بيشتر كشورهاى جهان خاطره نويسى به دست نويسندگان آثار داستانى، سال هاست كه به يك ژانر تبديل شده، اما در ايران خاطره نويسى سياستمداران اغلب شكست خورده و متوليان و مسؤولان رده بالاى نظام گذشته باب شده. ازطرفى طرح تاريخ شفاهى ايران در سال ۶۰ درمركز مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد اجرايى و در دهها جلد چاپ شد. به حتم آنها در انتشار مطالب، آزادى عمل بيشترى دارند مثل خاطرات دكتر سنجابى كه هنوز اجازه چاپ داخلى ندارد. بنابراين مسائل سياسى و نوع نگرش حكومت هم مؤثر است. براى از بين بردن بازار جعل بايد هر خبر و سندى را به نقدكشيد. هرمطلبى مى تواند صحيح باشد. خاطرات بى اساس و بى پايه هم زياد است. بايد فضابازباشد تا هيچ متنى بدون تأمل و يك طرفه نباشد. استقبال از برخى عنوانها هم درحقيقت به برخورد عكس العملى مردم نسبت به برخى جريانها وابسته است كه تعمق زيادى درآن وجودندارد. چون از چيزى روگردان شده به نقطه مقابل آن واكنش غيرعقلانى نشان مى دهد. ازسويى انحصارخبرى موجب مى شود عده اى براى فرار از اين بمباران خبرى به هرنوع كتابى روبياورند. بنابراين برخى نيازهاى يك جامعه مى تواند كاذب باشد. اما درنهايت افكارعمومى بهترين ديده بانان راستگوى خاطره نويسانند.
|