|
به مناسبت ۳۱ مردادماه مصادف با هفته جهانى مسجد
نظام آموزشى مسجد
|
|
|
به پيشنهاد جمهورى اسلامى ايران و تصويب سازمان كنفرانس اسلامى، ۳۱مرداد ـ ۲۱آگوست، مصادف با سالروز تهاجم دژخيمان صهيونيست و به آتش كشيدن مسجدالاقصى، به عنوان مبدأ هفته جهانى بزرگداشت مساجد تعيين گرديد، باتوجه به اهميت نقش مساجد در پيشبرد و حفظ تعاليم اسلام، در ادامه به نظام آموزشى مساجد در گذشته و حال پرداخته ايم كه مى خوانيد: مسجد و مراكز آموزشى: از ابتداى آيين اسلام، آموزش با مسجد ارتباط مستقيم داشت و آموزش تحصيلاتى كه اسلام مشوق يادگيرى آنها بود، برعهده مساجد بود. حفظ و درك مطالب قرآن نقطه آغاز بود، بعد از آن مطالعه و يادگيرى گفته هاى پيامبر(ص) به نام «حديث» مطرح شده طبق آنها اصول آيين اسلام معلوم مى شد. تبديل مسجد به اولين مدرسه مسلمانان فقط يك رويداد اتفاقى نبود، پيامبر(ص) طبق مدركى كه در دست است مى خواست مسجد محل مهمى براى آموزش در جامعه اسلامى باشد از اين رو فرمود: كسى كه به منظور ياددادن يا يادگرفتن وارد مسجد مى شود مانند مجاهدى است كه در راه خدا نبرد مى كند. مسلم است پشتيبانى حضرت محمد(ص) از مسجدتنها با حرف به عنوان محل يادگيرى نبود، مدارك بيشمارى نشان مى دهند كه ايشان اغلب اوقات خود را در مسجد صرف تعليم مردم مى كرد. پيامبر(ص) در مسجد مى نشست و مردم را با امور دينى و دنيوى هدايت مى كرد. حميدالله در اين باره چنين مى نويسد: پيامبر(ص) خود به تدريس مى پرداخت و دوستان حضرت بطور مرتب از جلسات درس بازديد مى كردند و اگر نقصى در آنها مشاهده مى كردند، فوراً آن را اصلاح مى كردند. مداركى در دست است كه دستورهاى صادره در مسجد فقط منحصر به مردان نبود، بلكه زنان مسلمان نيز اجازه رفتن به مسجد داشتند، آنان به سخنان پيامبر(ص) گوش مى دادند و در مواردى از وى سؤال مى كردند. پيامبر (ص) به مساجد ديگرى نيز براى تدريس مراجعه مى كرد، مسجدقبا كه از مدينه چندان فاصله ندارد، محلى بود كه پيامبر(ص) به آنجا مراجعه و از مجالس درس مسجد آن محل بازديد مى كرد. بطوركلى، پيامبر(ص) آگاهانه و براى اينكه مسجد محل مهمى براى آموزش مسلمانان باشد راه را هموار كرد. در دوران حكومت پيامبر(ص) آگاهانه و براى اينكه مسجد محل مهمى براى آموزش مسلمانان باشد راه را هموار كرد. در دوران حكومت پيامبر(ص) برمسلمانان مدينه، وى به تعليم و تربيت توجه فوق العاده اى مبذول مى داشت و در اين كار از نفوذ شخصيت خود استفاده مى كرد. پيامبر(ص) وقت زيادى را به تدريس اختصاص داده بود و مداركى هستند كه نشان مى دهند وى مرتب برا ى همراهان و پيروان خود صحبت مى كرد، جلسات صحبت بعد از اقامه نماز تشكيل مى شد و سخنان وى درباره مذهب و امور دنيوى بود. پيامبر(ص) تنها معلم در مدينه نبود، «فكرى» با استفاده از نوشته هاى «غزالى» مى گويد كه چندنفر از ياران پيامبر (ص) در زمان حيات ايشان در مسجدقبا به تدريس اشتغال داشتند. مدارك نشان مى دهد كه در حدود نه مسجد در زمان پيامبر(ص) برپا بود، هريك ازاين مساجد فعالانه به عنوان مدرسه انجام وظيفه مى كردند و بدون شك معلمان مخصوص به خود داشتند. بعد از رحلت پيامبر(ص) نيز ارتباط مسجد و آموزش به قوت خود باقى ماند. پس از مرگ پيامبر(ص) شنوندگان مشتاق مسلمان، بعد از مراسم نماز به دور اصحاب او حلقه مى زدند و به مطالعه و گفته هاى آنان كه اعمال و كردار پيامبر(ص) را بازگو مى كردند گوش فرامى دادند و بعد از مدتى اصحاب پيامبر(ص) اولين معلمان جامعه مسلمانان شدند و مسجد كلاس درس آنان شد. حلقه هاى علمى در مساجد اساس آموزش مسجد را حلقه ها و دايره هاى درسى تشكيل مى داد كه در اسلام آنها را «حلقة العلم» يا دايره آموزشى مى ناميدند، كلمه حلقه به مفهوم شىء كروى و گرد است، به اين ترتيب دستورهاى مسجد با سيستم «حلقه» اقتباس از جلسات حكومتى بود كه معمولاً به شكل حلقه وار دورميزى مى نشستند؛ در اين جلسات معلم برروى پايه، بالش يا صندلى مى نشست و برديوار يا ستونى تكيه مى داد، از طرف ديگر، دانش آموزان در رديف هايى به شكل نيم دايره در جلوى استاد قرار مى گرفتند. به اين ترتيب، حلقه در واقع دايره كامل نبود، چون نمى توان قبول كرد كه شاگردان پشت سر معلم بنشينند؛ تعدادى از مساجد بيش از يك حلقه و بعضى ديگر، مخصوصاً مساجد بزرگ حلقه هاى زيادى داشتند. مقريزى در بيان اوضاع مصر مى نويسد كه قبل از طاعون ۷۴۹ هـ.ق/ ۱۳۴۸ م، بيش از چهل «حلقه» آموزشى در مسجد عمرو وجود داشت. سياح مشهور به نام ابن بطوطه در مسافرت خود به دمشق مى نويسد كه پانصد دانش آموز و طلبه در مسجد امويه در حلقه هاى علمى شركت و از جيره هاى رايگان روزانه استفاده مى كردند. نظام آموزشى در مساجد نظام آموزشى در مساجد اعمال مى شد از نوع ساده آن بود، در اين قسمت به اهم موارد اين نظام اشاره مى شود. ۱ـ آداب آموزش هيچ نوع شرطى براى دانش آموزان وجود نداشت. هر فرد تشويق به پيوستن به حلقه مورد انتخاب خود مى شد، اما در بعضى از مساجد، جلب رضايت استاد براى پيوستن لازم بود. هنگامى دانش آموز وارد مسجد مى شد، كفش هاى خود را در مى آورد، آنها را دم در قرار مى داد و سپس بر روى زمين كه معمولاً از حصير يا زيلو پوشانده مى شد، در حلقه مى نشست، در اكثر اين دواير ترتيب نشستن دانش آموزان به ترتيب مقام علمى آنان بود؛ دانش آموز هر چه پيشرفته بود، به همان اندازه نزديك تر استاد مى نشست. ۲ـ زمان آموزش مجالس درس بعد از نماز صبح آغاز مى شد و تا نماز ظهر ادامه مى يافت و اگر معلم متصدى مجلس درس مى بود، قبل از نماز صبح و بعد ازنماز ظهر نيز جلسات درس تشكيل مى يافت ؛ زمان درس از يك تا دو سال طول مى كشيد و هميشه در مواقع نماز تعطيل مى شد و هيچ قانون مشخصى براى زنگ تفريح وجود نداشت؛ جلسات درس در روزهاى تعطيل مذهبى تشكيل نمى شدند. ۳ـ شيوه آموزش تدريس در حلقه با مراسم ساده و همراه با نشان دادن تقوا و فضيلت كامل آغاز مى شد، معلم هميشه كار خود را با تمجيد و تكريم خدا و با درخواست يارى و هدايت مردم آغاز مى كرد وسپس به درس خود مى پرداخت؛ او مطلب را از نوشته آماده اى كه توسط او يا معلم ديگرى آماده شده بود قرائت مى كرد و ضمن قرائت متن آن را شرح و توضيح مى داد؛ اين مراحل معمولاً با توضيح مجلس از مطلب آغاز مى شد و سپس با ارتباط دادن مطلب تازه به درس قبلى نوعى مداومت به درس مى داد و نهايتاً به شرح نكات دشوارتر مى پرداخت. به علت نبودن كتاب، معلم مجبور بود با در نظر گرفتن اهميت متن تدريس شده، همه متن يا قسمتى از آن را براى دانش آموزان املا كند و زمانى كه املا گفتن ضرورى بود، معلم متن مورد نظر را تا حد ممكن آرام مى گفت تا دانش آموزان اشتباه ننويسند؛ دفترهاى دانش آموزان به طور مرتب از طرف معلم بازديد و اشتباه هاى آنها اصلاح و استفاده از آن مطالب براى ياد دادن به ديگران تأييد مى شد، علاوه بر املا معلم به دانش آموزان توصيه مى كرد كه تمام يا قسمتى از مطالب بيان شده را حفظ كنند؛ در واقع در ميان اصولى كه براى قبولى و تأييد دانش آموزان لازم بود، اصل، حفظ كردن مطالب و بيان آنها بدون مراجعه به متن بود و كيفيت و طرز بيان نيز تأثير داشت. ۴ـ شيوه ارزيابى به رغم نفوذ و احترامى كه معلمان در ميان دانش آموزان داشتند، مقام علمى آنان اغلب آزمايش مى شد و دانش آموزان مجاز به اين كار بودند وحتى تشويق مى شدند كه سؤال هايى مطرح كنند و درباره آنچه ياد گرفته اند به بحث و گفت وگو بپردازند، به شرطى كه براى مخالفت خود مدرك و گواهى داشته باشند. اگر معلمى به بى اطلاعى خود اعتراف مى كرد، مورد احترام و تكريم بود. در كتابى آمده است: اگر كسى مطلبى را نداند و به ندانستن خود معترف باشد، در واقع نصف مطالب را آموخته است.» در اين مورد بايد گفت كه اين گونه بحث و گفت وگوهاى آزاد در نهايت منتهى به اين نتيجه مى شد كه بعضى از معلمان به حرفه خود با دقت بيشترى توجه كنند. ۵ـ موضوعا ت درسى علاوه بر وظايف مذكور، مسجد محلى بود كه مطالب علمى و مسائل اجتماعى نيز در آن تدريس مى شد و موضوعات تاريخ، جغرافى، اقتصاد و حتى علوم سياسى در آنجا بحث مى شد؛ علم فلسفه موضوعى بود كه اغلب مورد توجه و انتخاب بسيارى از دانش آموزان بود، در بين موضوعات مهم درسى مى توان: منطق، اخلاق، منطق مناظره و تصوف را نام برد. جلسات درس هاى شيمى، فيزيك، رياضيات، جبر و هندسه نيز داير بود اگر چه علوم عملى و تجربى يا در دانشكده هاى مخصوص يا در منازل معلمان خصوصى تدريس مى شد، ولى مداركى در دست هست كه اينگونه موضوعات علمى در بعضى از مساجد بزرگ نيز داير بود. جلسات علم طب در جامع الازهر و در جامع ابن تولون مصر داير بود. ۶ـ انتخاب استاد در بين بسيارى از مسلمانان، مسافرت براى كسب علم و دانش نوعى روش زندگى بود و مسجد اين جا به جايى افراد را بر عهده داشت؛ اعتقاد عامه بر اين بود كه بريدن علاقه هاى دنيوى، تحصيل در غياب خانواده و انتخاب معلمان خوب و مفيد سه اصل اساسى براى تعليم و تربيت خوب است، به اين دليل انتخاب معلم خوب براى بسيارى از دانش آموزان قبل ا ز اينكه صاحب حرفه اى شوند، از اهميت بسيارى برخوردار بود؛ در سراسر امپراتورى اسلامى، دانشجويان مسافرت هاى طولانى مى كردند كه ماه ها طول مى كشيد و چنانچه معلم يا استاد فوت مى كرد يا مطلب تازه ديگرى براى تعليم نداشت، دانشجو بار سفر را براى رفتن پيش استاد ديگر مى بست. «دانشجويان در جست وجوى مؤسسه علمى نبودند، بلكه پى استادمعروفى بودند، اين دانشجويان به اين استادان ارج مى نهادند و افتخار مى كردند كه گواهينامه خود را از آنان دريافت كرده بودند.» موقعيت علما در جامعه حكام مسلمان و مردم عامى نيز به طلاب احترام مى گذاشتند، داشتن عنوان «عالم» كافى بود كه احترام همه را نسبت به شخص دارنده آن صفت برانگيزد كه اين احترام به دليل كوششهاى وى براى كسب علم بود، موقعى كه دانشمند معروفى وارد شهر مى شد، دانشجويان و مردم عادى دور او جمع مى شدند و از جلسات درسى او بهره مند مى شدند. در اين مورد گفته اند كه هارون الرشيد خليفه عباسى، به دنبال دانشمندى به نام «مالك بن انس» فرستاد تا با او مجلس بحث ترتيب دهد، فرستاده خليفه بازگشت و جواب آورد كه: «فرد بايد در پى دانش باشد و به دنبال علم برود و خليفه خود به خانه مالك رفت.» اعتبار و احترامى كه بعضى از علما و دانشمندان داشتند، واقعاً تكان دهنده و تعجب آور بود. مراكز آموزشى مساجد در استان تهران انقلاب اسلامى ايران كه حركتى اصيل بر مبناى قرآن و روايات اهل بيت (ع) مى باشد، دين را با همه جامعيتش به صحنه آورد و هم اينك وقت آن رسيده است كه تدابيرى انديشيده شود تا مساجد نيز نقش خود را به تمام و كمال از جمله در ارتباط با مسأله آموزش ايفا نمايند، از اين رو با توجه به اهميت استان تهران و نقش الگوسازى آن براى ساير نقاط ايران و جهان طرح مراكز آموزشى مساجد در استان پيشنهاد مى گردد. اهداف: ـ فعال شدن مساجد و افزايش كاركردهاى آنها. ـ بازيابى نقش مؤثر ائمه جماعات در جامعه به عنوان معلمان فرهيخته. ـ استفاده بهينه از امكانات مساجد و فضاهاى معنوى موجود. ـ مقابله با تهاجم فرهنگى دشمنان و پاكسازى جامعه از آسيبهاى فرهنگ بيگانه. مراحل اجرا: شناسايى مساجدى با ويژگيهاى زير: الف: امام جماعت فاضل توانا و مردمى كه بتوانند نقش معلم به معناى جامع آن را ايفا نمايند. ب: شناسايى مساجدى كه فضاى مناسب جهت برگزارى جلسات آموزش عمومى را داشته باشند. ج: موقعيت مطلوب مسجد از نظر جمعيت و امكانات. شوراى آموزش عمومى مساجد: براى تبيين سياستها، راهكارها، پياده كردن نظام آموزش در مساجد شورايى با تركيب زير در مركز تشكيل مى گردد: الف: معاونت فرهنگى مركز ب: دو نفر از ائمه جماعات ج: يك نفر روانشناس د: يك نفر جامعه شناس
|