|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ابهام در سقوط معلم خصوصى از آپارتمان شاگردش
گروه حوادث: معلم جوانى در جريان درگيرى با پدر يكى از شاگردانش از طبقه سوم آپارتمان او به پايين سقوط كرد. اين حادثه هنگامى رخ داد كه اين مرد ۴۰ ساله براى تدريس خصوصى به خانه دانش آموز خود رفته بود.بنا به اين گزارش؛ ساكنان مجتمع مسكونى در شهر رى با مشاهده سقوط مردى از پنجره طبقه سوم مأموران كلانترى ۱۷۲ عبدالعظيم را در جريان قراردادند.مأموران به همراه امدادگران اورژانس دقايقى بعد با حضور در محل حادثه معلم مصدوم را به بيمارستان انتقال داده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند.معلم جوان وقتى از سوى پزشكان تحت معاينه قرارگرفت، مشخص شد كه دو پا و دست ها و سرش دچار مصدوميت شديد شده است.پس از انجام مداواى نخست اين مرد در جريان تحقيق پليس درباره چگونگى وقوع حادثه ادعا كرد: از ۴ ماه پيش به عنوان معلم خصوصى به آپارتمان دانش آموز ۱۰ ساله اى مى رفتم . ظهر روز حادثه به خانه او رفتم، مى خواستم درباره بعضى شرايط صحبت كنم پدر دانش آموزم در خانه نبود، منتظر ماندم تا اينكه او آمد، باهم به آپارتمانش رفتيم. ناگهان در جريان جروبحث با چاقو به طرفم حمله كرد و مرا از پنجره آپارتمانش به بيرون پرت كرد. وقتى به دستور بازپرس «ابراهيمى» از شعبه سوم دادسراى شهررى اين مرد بازداشت شد، در اين باره گفت: معلم پسرم براى دريافت مبلغ زيادى به خانه ام آمد، باهم مشاجره كرديم براى اينكه حرف خودش را به كرسى بنشاند، ناگهان به طرف پنجره رفته و خود را از آنجا به بيرون آويزان كرد. قبل از اينكه بتوانيم او را منصرف كنيم به پايين سقوط كرد.از سوى ديگر همسر مرد صاحبخانه كه شاهد عينى ماجرا بود به بازپرس پرونده گفت: من در آشپزخانه بودم كه صداى درگيرى شوهرم و معلم پسرم را شنيدم، ديدم كه همسرم او را دنبال كرد كه معلم هنگام فرار از پنجره به بيرون پرتاب شد.باتوجه به اظهارنظرهاى ضدونقيض مطرح شده درباره چگونگى اين حادثه، بازپرس پرونده با صدور قرار وثيقه ۲۰ميليون تومانى متهم را جهت انجام تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران قرارداد.
|
|
|
|
|
۵۰ بار قسم براى نجات از يك اتهام بزرگ
كرج ـ خبرنگار« ايران »: مرد بايد ۵۰ بار قسم مى خورد تا با گذشت ۹ ماه از اتهام قتل عروسش تبرئه شود. اين مرد ۶۵ ساله از ۱۷ آذرماه سال ۸۲ در پرونده مرگ منظر ۴۱ ساله مظنون اصلى بود. به گزارش پرونده جنايى، ۱۸ آذرماه سال گذشته دختر ۱۴ ساله اى به نام مريم كه ساكن حصارك كرج بود، پس از طرح شكايتى به دايره ويژه قتل اداره آگاهى كرج مراجعه كرد و گفت: پدرم دچار مشكلات روانى و ناقص العقل است و مادرمان با كار كردن در منازل مردم و مدارس مخارج زندگى را تأمين مى كرد و سرپرستى من و برادرم را به عهده داشت. ما حدود ۱۷ سال است كه مستأجر پدربزرگمان هستيم. ساعت ۱۶ روز ۱۴ آذرماه پدربزرگم وارد حياط شد. داد و فرياد كرد كه چرا برق زياد مصرف مى كنيد و چرا خاله ات لباسهايش را اينجا شسته است. مادرم بيرون از منزل بود. وقتى وارد حياط شد، با پدربزرگم بحث كردند. مادرم گفت ما را بكش و دست از سر ما بردار. پدربزرگم مشتى به سينه مادرم كوبيد. كم كم جر و بحث آنها به كوچه كشيد كه ناگهان مادرم احساس درد شديدى در ناحيه سينه كرد و فرياد زد. او را به بيمارستان رسول اكرم (ص) رسانديم كه متأسفانه پس از دو روز، مادرم فوت كرد. پدربزرگم هميشه سر مسأله پول آب و برق و گاز با مردم اختلاف داشت. با توجه به آنكه پزشكى قانونى علت فوت اين عروس ۴۱ ساله را خونريزى ريه به دليل شكستگى چهار دنده بر اثر اصابت جسم سخت اعلام نمود، به دستور محسن على اشرف بازپرس شعبه بيستم دادسراى كرج پدرشوهر به دادگاه احضار شد و در برابر قاضى گفت: من با كارگرى خانه اى تهيه كردم و در اختيار آنها گذاشتم و به لحاظ بيمارى فرزندم هيچ وقت از آنها كرايه اى دريافت نكردم. بعد از اين هم بايد من سرپرستى دو نوه ام را به عهده بگيرم. دليلى نداشت عروسم را به قتل برسانم. روز حادثه هم من جلوى منزلشان بودم كه عروسم از خانه بيرون آمد و با هم در كوچه بحث كرديم و اصلاً درگير نشديم. در تحقيقات محلى كه توسط مأموران انجام شد، هيچ يك از همسايگان شاهد ضربه زدن متهم به مقتول نبودند، ولى حضور متهم را در حياط خانه متوفى ديده اند كه متهم منكر آن است. ضمن آنكه در استعلام از پزشكى قانونى مشخص شده شكستگى چهار دنده نمى تواند بر اثر ايراد يك ضربه مشت باشد.حضور متهم در محل حادثه از موارد لوث تشخيص و به دستور بازپرس قرار قسامه صادر گرديد.هيچ يك از اولياى دم حاضر به قسم خوردن نگرديدند و متهم در روز ۳۱ مردادماه سال جارى ضمن انجام مراسم شرعى، پنجاه مرتبه سوگند ياد كرد كه عروسش را به قتل نرسانده است. با توجه به اينكه هيچگونه دليلى براى ضربه زدن متهم به عروسش وجود نداشت و اولياى دم نيز دليلى ارائه نكردند و حاضر به قسم خوردن نشدند و متهم براى اثبات بى گناهى اش قسم خورد، محسن على اشرف بازپرس شعبه بيستم دادسراى كرج قرار منع تعقيب متهم را صادر كرد.
|
|
|
|
|
جزئيات اعدام دختر۲۲ ساله در نكا
|
|
|
جونيان ـ خبرنگار «ايران» در سارى: دختر ۲۲ ساله در ملأ عام اعدام شد. او در دادگاه شهرستان نكا به پنج بار زناى غيرمحصنه اعتراف كرده بود. اين دختر كه عاطفه معروف به ماسوها هندى بود، با شكايت همسايه ها و پدربزرگش دستگير شده بود.۵ ارديبهشت ماه سال جارى عده اى از اهالى خيابان راه آهن و نارنج باغ در نامه اى به نيروى انتظامى اعلام كردند دختر جوانى از مدتى قبل در اين منطقه اقدام به فساد و فحشا كرده و با عده اى روابط غيراخلاقى دارد. كارهاى او باعث آبروريزى شده است و ما هم جديداً متوجه شده ايم كه او سر راه مدارس دخترانه قرار مى گيرد وپس از فريب دادن آنها، آنان را با خود در كارهاى فساد همراه مى كند.مأموران پس از دريافت اين گزارش با دستور قضايى به تحقيق پرداختند و متوجه شدند اهالى منطقه در دفاع از دختران خود و مبارزه با عاطفه ـ دختر ۲۲ ساله ـ قصد دارند تا خانه وى را به آتش بكشند.در حالى كه تحقيقات در اين مورد انجام مى شد پيرمردى ۹۰ ساله با مراجعه به دادگسترى از نوه اش شكايت كرد و گفت: من يك پيرمرد هستم و ديگر از دست نوه ام خسته شده ام. پدرش او را به من سپرده است ولى من و همسرم به علت كهولت سن و بيمارى قادر به كنترل او نيستيم و او از چند سال پيش با افراد فاسد و خلافكار ارتباط پيدا كرده است.وى اضافه كرد: هر از گاهى او دستگير مى شود، شلاق اش مى زنند و بعد از اينكه مدتى در زندان مى ماند آزاد مى شود، ولى دست از خلاف بر نمى دارد. او با افراد مختلفى ارتباط دارد من در بين مردم آبرو ندارم و خودم هم توان برخورد با او را ندارم.پيرمرد با ناراحتى گفت: جديداً دخترى را هم با خودش به خانه آورده است و وقاحت را به جايى رسانده است كه افراد خلافكار به راحتى و به دور از هر گونه شرمى به صورت علنى پا به خانه من مى گذارند.با اين شكايت عاطفه در خانه اش دستگير شد و مأموران با دستور قضايى به بازرسى از خانه او پرداختند.دختر جوان ديگرى نيز به همراه وى در خانه اش دستگير و هر دو در شعبه اول دادگاه عمومى نكا به رياست قاضى رضايى حاضر مى شوند.عاطفه در برابر قاضى رضايى در مورد زندگى اش مى گويد: سن ام كم بود كه مادرم فوت كرد بعد از مرگ مادرم، در خانه پدر بزرگ و مادربزرگم بزرگ شدم و در همين زمان بود كه به علت حرف ها و رفتارهايى كه يكى از نزديكانم به من آموخت به فساد كشيده شدم. پدر بزرگ عاطفه در مورد شكايت از نوه اش مى گويد: تا قبل از اينكه مادرش فوت كند او دختر خوبى بود وهيچ مشكلى نداشت و خوب زندگى مى كرديم ولى بعد از مرگ مادرش پدرش او را به ما سپرد و ازدواج كرد و من و همسرم ناچار شديم تا از او نگهدارى كنيم.ولى او به جاى اينكه بفهمد با روى آوردن به فساد آبروى ما را برد و ما را جلوى مردم سر شكسته كرد.وى گفت: از مردى كه نوه ام را اغفال كرده هم شكايت دارم.عاطفه در مورد انگيزه اش از ارتكاب فساد گفت: خودم هم نمى دانم چرا به اين كار كشيده شده ام و هيچ حرفى ندارم.دختر جوانى كه به همراه عاطفه دستگير شده بود در مورد نحوه آشنايى اش با او گفت: من با عاطفه در زندان بهشهر آشنا شدم، ۲۰ روز پيش بود كه از شهرستان خودمان به نكا آمدم و پيش عاطفه رفتم. عاطفه به «ماسوهاهندى» معروف بود و خيلى از دختران و زنان جوان با او آشنا شده بودند و با او رفت و آمد داشتند.عاطفه در بازجويى ها در دادگاه به زنا با افراد متعددى اقرار كرد و در چهار جلسه از دادگاه اقرار به زنا كرد.به دستور قاضى رضايى سوابق عاطفه از زندان بهشهر استعلام شد. اين سوابق نشان مى داد كه او از سال ۷۹ به جرم فساد در زندان به سر برده است. در اين رابطه دو مرد كه بنا به گفته عاطفه با او رابطه داشته اند دستگير و تحت بازجويى قرار گرفتند.عاطفه ـ دختر دستگير شده ـ در تمام مراحل بازجويى نزد قاضى رضايى و در جلسات محاكمه كه در حضور وكيل تسخيرى اش برگزار مى شد به پنج بار زناى غيرمحصنه اقرار كرد.قاضى دادگاه با توجه به محكوميت هاى سابق اين دختر ـ ۴ بار ـ به ۱۰۰ ضربه تازيانه و اقرارهاى ديگر وى در آخرين جلسه محاكمه، او را بر اساس مواد قانون مدنى و همچنين علم قاضى ـ مواد ۱۰۵ و ۱۲۰ قانون مجازات اسلامى ـ به اعدام و ساير متهمان پرونده را نيز پس از محاكمه به شلاق محكوم كرد.با اعتراض عاطفه و وكيلش به حكم صادره پرونده به شعبه ۳۲ ديوانعالى كشور ارجاع شد كه قضات اين شعبه حكم صادر شده را تأييد كردند. < قبل از اعدام با تأييد حكم صبح روز يكشنبه ۲۵ مردادماه در سى مترى نارنج باغ عاطفه خود را در ميان جمعيت زيادى ديد. نگاهش به چوبه دار افتاد. اين آخرين لحظاتى بود كه زنده بود. پرونده زندگى اش چقدر زود بسته مى شد.دلش مى خواست كارى كند، دلش مى خواست خوب باشد ولى هيچ وقت نتوانسته بود، وصيت كرد تمام اموال و پول هايش را به دو دختر بى سرپرست بدهند. مراسم اجراى حكم اعدام عاطفه زياد طول نكشيد و زندگى او در برابر نگاه هاى مردم نكا به پايان رسيد.
|
|
|
|
|
دستگيرى مردى كه با داس كشاورزى را كشت
گروه حوادث: يك قاتل فرارى كه با ضربات داس مردكشاورزى را در شيروان ازپاى درآورده بود ازسوى پليس جنايى تهران دستگيرشد. روز سيزدهم تيرماه سال جارى، كشاورزى به نام ايوب در باغش حوالى شهرستان شيروان به قتل رسيد و پليس محلى در تجسس هاى گسترده اى، پى برد قاتل ، جوان كارگرى است كه دركابينت سازى فعاليت داشت و ناپديد شده است. مأموران كه پى به اختلاف مالى شديد قربانى جنايت با قاتل فرارى برده بودند به جست وجوى وى پرداختند تا اينكه ردپاى قاتل را درتهران به دست آوردند. دستگيرى اين جوان ۳۰ ساله كه «رحيم» نام دارد با صدور نيابت قضايى از دادگسترى شيروان دراختيار پليس جنايى تهران قرارگرفت و كارآگاهان با اقدامات اطلاعاتى دريافتند قاتل فرارى با سپردن يك سرى لوازم و اثاثيه به دوستش او را ترك كرده است و تنها ازطريق تلفن با امانتدارخودش درتماس است. پاتوق هاى اين دوست و رفت وآمدهاى او تحت كنترل قرارگرفت تا اينكه ظهر پنجشنبه پنجم شهريورماه وقتى اين قاتل جوان با دوستش تماس گرفته بود كارآگاهان اداره ۱۰ به ردزنى وى درخيابان رودكى ـ سلسبيل ـ تهران دست زدند و او را درحين مكالمه تلفنى با دوستش دستگيركردند.اين مرد ابتدا خود را اهل قوچان معرفى كرد اما وقتى ديد رازجنايتش دربرابر پليس جنايى تهران روشن است سربه زيرانداخت و پذيرفت مردكشاورز را بخاطر اختلاف ديرينه با ضربات داس در باغى غافلگيركرده و او را به قتل رسانده است.بنا به گزارش خبرنگارجنايى ما، قاتل فرارى درحالى كه دستبند به دستانش بود تحويل پليس شيروان شد و براى رسيدگى به پرونده اتهامى اش به محل وقوع جنايت انتقال داده شد.
|
|
|
|