|
|
|
|
|
متهمين جوان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
DOOM III
به آن دسته از طرفداران بازيهاى كامپيوترى كه ژانر اكشن را مى پسندند و البته ترجيح مى دهند در طى بازى صحنه هاى وحشتناك ودلهره آور زيادى را تجربه كنندبايد مژده داد كه بالاخره دوم ۳ هم وارد بازار بازى هاى كامپيوترى شده است و به نظر مى رسد تمام نظرها رابه خود جلب كرده است. شما در دوم ۳ نقش يك مأمور مخفى را داريد كه براى انجام مأموريتى به سياره مريخ فرستاده شده است. از آنجا كه سياره مريخ خارج از محدوده قانونى زمين است گروهى از تبهكاران براى انجام تحقيقات غيرقانونى مجموعه عظيمى را در مريخ تدارك ديده اند و براى حفاظت از آنها تمام امكاناتشان را تجهيز كرده اند. شما وظيفه داريد اين باند مخوف را در هم بشكنيد و امنيت را به جهان بازگردانيد. اما همانطور كه گفته شد دوم ۳ نظر همگان را به شدت به سمت خود جلب كرده است. به نظر مى رسد گرافيك بازى به حدى چشمگير است كه گوى سبقت را از تمام بازيهاى كامپيوترى پيشين كه تا به امروز وارد بازار شده اند ربوده است و در حال حاضر مقام نخست را در اختيار گرفته است. تمام جزئيات به دقت طراحى شده اند و صحنه ها آنچنان واقعى به نظر مى رسند كه شما به سختى مى توانيد تصور كنيد چيزى به جز واقعيت در مقابل چشمانتان قرار دارد. نكته مهم اين است كه گرافيك بازى به شكلى طراحى شده است كه حتى در وضعيت هاى با جزئيات كمتر كه براى دستگاههاى ضعيف تر در نظر گرفته شده، باز هم همه چيز عالى است. حركتها، جابه جايى ها، خزيدن ها، همه وهمه آنچنان با دقت طراحى شده اند كه جلوه اى از دنياى واقعى را عرضه مى كنند و شما را مسحور خواهند كرد. به علاوه گستره وسيعى از حركات اجزاى بدن براى موجودات بازى در نظر گرفته شده است كه در نوع خود تا به امروز بى نظير بوده است. علاوه بر گرافيك فوق العاده، موسيقى و صداهاى بازى نيز در نوع خود بى سابقه محسوب مى شوند. دوم ۳ اولين بازى كامپيوترى است كه توانايى ايجاد صداى سوراند از طريق شش كانال مجزا را به صورت واقعى داراست و اگر سيستم صوتى شما يك سيستم سوروند باشد طبيعتاً از آنچه خواهيد شنيد يكه خواهيد خورد. معماهاى بازى و جايگذارى دشمنان با چنان مهارتى انجام شده است كه درست در جاهايى كه شما حتى كوچكترين احتمالى از وجود دشمن نمى دهيد، يك موجود مهيب و مخوف شما را غافلگير كرده و به مبارزه مى طلبد. از اين جهت نيز دوم ۳ يك بازى كاملاً غافلگيركننده است و انجام آن براى كودكان منع شده است. تنها ايراد دوم ۳ اين است كه امكان بازى چند نفره را به شما نمى دهد و اين يكى از مواردى است كه شايد براى بسيارى از دوستداران بازيهاى كامپيوترى خوشايند نباشد. البته گفته مى شود برنامه هايى براى تصحيح اين مسأله طراحى شده است كه البته حتى در صورت درست بودن خبر، جزو اصلى برنامه محسوب نمى شوند و نمى توان امكاناتى را كه آنها به بازى اضافه مى كنند جزو خود بازى در نظر گرفت.
|
|
|
|
|
حرف دل
تو را دوست دارم اى صداى عشق اى مهربان اى لبخند تو را دوست دارم اى پادشاه عدالت اى على... مهبد دشتى شب تدفين تو اى گل پيكر! خورشيد سبز شد به يكباره و بيم، بى حرمتى و درد در هرم ايستادگى مهر و ماه، ذوب شد. ضجه زد به زانو درآمد دائم! شب تدفين اى گل پيكر! گل پيكر فسرده بود، دگر نبود او تا (جوانه) را بگيرد تنگ در آغوش! شرم و ايثار. عشق و صدق جملگى تك واژه اى گرديدند غريب، بى هويت، زخم خورده، مرعوب، در بى كران حروف كلام! شب تدفين تو اى گل پيكر! مرز يا نه تبسم شيطان داشت (آز) بر لب! معصوميت و عاطفه، غرور و پاك باختگى، به هم آميخت، يكى شد، چهره نمود بر جماعتى (نه سزاوار حتى اهانت) سرانجام! آن شب چه هشيارانه، غمگنانه شبى بود به يقين و تو اى بيدل ناشى بگو بى هيچ عذر، چه سخنى دارى عاقبت! هيچ؟!هيچ؟!هيچ؟! محمدرضا شريفى صادقى
|
|
|
|
|
متهمين جوان
جرمت رو جدى بگير
در همه كشورهاى جهان مصرف دخانيات يا نوشيدنى هاى الكلى براى جوانان زير هجده سال ممنوع است؛ اما كمتر پيش مى آيد جوان شانزده يا هفده ساله اى را به خاطر اينكه يك بسته سيگار در كيفش حمل مى كرده، به دادگاه احضار كنند. هيچ جوانى به خاطر دزديدن يك بسته آدامس از يك فروشگاه بزرگ روانه زندان نمى شود. جوان هايى كه بدون گواهينامه با ماشين پدرشان در خيابان ها ويراژ مى دهند هم از آژيرهاى پليس نمى ترسند. آنها خوب مى دانند قضيه در بدترين حالت با تذكر پليس به خانواده ها تمام مى شود. نوشتن شعار و نقاشى ديوارهاى عمومى شهر جرم به حساب مى آيد اما من در هيچ جاى اخبار جهان نديده ام جوانى به خاطر رنگ كردن ديوارها تحت پيگرد قانون قرار بگيرد. يك تئورى قديمى مى گويد: قانون شكنان جوان تبديل به تبهكاران فردا مى شوند. اما حتى اگر اين تئورى مندرس را بپذيريم بايد بگوييم برخورد با اين ياغيان جوان چندان آسان نيست. بيشتر جوان ها، به خصوص در سن ۱۵ تا ۱۹ سالگى، تمايل به قانون شكنى دارند، آنها از رانندگى هاى خطرناك و عبور از چراغ قرمز لذت مى برند. آنها ماشين ها را نمى دزدند تا ثروتمند شوند. فقط مى خواهند كمى تفريح كنند، به هيجان بيايند و از كسالت هر روز رهايى يابند. نظام هاى قضايى حدوداً چند دهه اى است به اين نتيجه رسيده اند كه بايد شيوه هاى حساب شده اى براى برخورد با جوانان بزهكار درپيش بگيرند. تشكيل «دادگاه ويژه جوانان» به جوانان جهان اين اطمينان را داد كه جرايم و قانون شكنى هاى گاه و بى گاه آنها، با درنظر گرفتن شرايط روحى خاص شان مورد پيگيرى قرار مى گيرد. اما تجربه اين سال ها نشان مى دهد كه اين رويكرد كافى نيست. هيچ كس نمى تواند احساسات يك جوان ياغى را درك كند. هيچ قاضى پير و «با تجربه اى» نمى تواند خودش را جاى جوان هاى امروز بگذارد. شايد بهتر باشد جوان ها، خود قاضى جنايتكاران جوان شوند. به نظر مى رسد اين پيشنهاد ساده، در غرب با استقبال بى نظيرى مواجه شده است. *** خبرگزارى بى بى سى چند هفته پيش در گزارشى با عنوان «قاضيان جوان» نوشت: «قاضيان جوان به زودى به دادگاه ها مى روند تا به جرايم هم سن و سال هايشان رسيدگى كنند.» اين قاضيان ۱۶ تا ۱۸ ساله، شاگردان ممتاز مدارس نيستند. بسيارى از آنها انواع سختى هاى اجتماعى را تجربه كرده اند و اهل دعوا و بزن بزن هاى خيابانى بوده اند. بعضى شان دانشجويان حقوق هستند و بعضى ديگر فعالان اجتماعى. قوه قضاييه آمريكا سعى مى كند اين جوان ها را «قاضى» اطلاق نكند و محل برگزارى جلسه هاى آنها را «دادگاه» ننامند. اما از اين حساسيت كه بگذريم خبرنگارها همه چيز اين دادگاه ها را شبيه دادگاه هاى ديگر مى بينند. متهمان به جايگاه احضار مى شوند و دادستان و وكيل مدافع در برابر هيأت منصفه سخنرانى مى كنند. دادگاه جوانان، قانون شكنى هاى خرد و خلاف هاى جزيى را بررسى مى كند، قانون شكنى هايى كه در دادگاه هاى ديگر چندان جدى گرفته نمى شود. متهمانى كه به اين دادگاه ها احضار مى شوند ممكن است هر كارى كرده باشند: از فرار از مدرسه گرفته تا حمل اسلحه گرم، از آلودگى صوتى گرفته تا شكستن شيشه مغازه ها و ماشين ها. قاضيان جوان يك تفاوت ديگر با قاضيان پير دارند. آنها نمى خواهند گناه متهمان را به آنها و به جامعه ثابت كنند. (جرايم جوان هايى كه در اين دادگاه ها محاكمه مى شوند در هيچ كجا ثبت و بايگانى نمى شود) آنها به دنبال شيوه هايى براى اصلاح جوان هايى هستند كه اولين روزهاى خلافكارى را تجربه مى كنند. آنها ساعت ها با متهمان صحبت مى كنند تا مسير زندگى آنها را تغيير دهند. با بودجه اى كه در دست دارند سعى مى كنند امكانات تفريحى و كارى جديدى براى متهمان دست و پا كنند و آنها را وارد دنياى تازه اى كنند. اما قاضيان جوان آن قدرها هم مهربان نيستند. آنها ممكن است متهمانى را به شش ماه كار شبانه روزى در بيمارستان ها متهم كنند، يا ساختن خانه براى بى خانمان ها يا نگهدارى از پيرمردها و پيرزن ها. كريستين قاضى ۱۶ ساله نيويوركى مى گويد: يك بار جوان هفده ساله اى را به خاطر كشيدن سيگار محكوم كردند مقاله اى درباره مضرات تنباكو بنويسد. مقاله اى كه متهم نوشت يك مقاله سرهم بندى شده بود. دادگاه از او خواست اتهامش را جدى بگيرد (اين كار براى خودت است) و بار ديگر او را محكوم كرد تا با يك بيمار مبتلا به سرطان سينه مصاحبه كند. نتيجه كاملاً مطلوب بود. جوان از كشيدن سيگار دست برداشت و موفق شد مصاحبه خود را جايى به چاپ رساند. دادگاه هاى جوان ابتدا در نيويورك تشكيل شدند اما حالا بقيه شهرهاى آمريكا هم به فكر تشكيل آنها افتاده اند. در انگليس و چند كشور اروپايى هم دادگاه هايى نظير آن تشكيل شده است. اين دادگاه ها رسيدگى به اتهامات جوانانى تشكيل مى شود كه در آستانه سقوط به دنياى قانون شكنى قرار گرفته اند اما خلافكارى آنها آن قدرها جدى نيست كه واكنش پليس را برانگيزد. اين دادگاه ها براى كاهش خشونت، جنايت و مصرف مواد مخدر در ميان جوانان شكل گرفته اند و سعى مى كنند جوان ها را تا حد ممكن در كاستن نابهنجارى هاى اجتماعى سهيم كنند. بودجه سالانه اين دادگاه ها از جانب دولت و مؤسسه هاى خيريه تأمين مى شود. (هفتاد هزار دلار براى كمك به جوانان فرارى و نوجوانانى كه مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند.) دادگاه گاه متهمان را به پرداخت جريمه مالى محكوم مى كند. «جريمه هاى نقدى را معمولاً مادرها مى دهند. اما ما فكر مى كنيم حتى اين هم مى تواند در اصلاح جوان ها نقش داشته باشد.»
|
|
|
|
|
وجدان دردبراى سس مايونز
|
|
|
روزى ديگر آغاز شده بود. اولين جنگ و مخالفت هم به دنبال آن شروع شد. نزاع اول بين او و ساعت زنگ دار بالاى سرش بود. صدايى كه مى توانست او را به صبحانه اى مطبوع و دلچسب دعوت كند. تلافى تمام فشارها، خستگى ها و بى خوابى هاى روز قبل را بر سر اين اسباب كوچك و پركارتر از خودش، درآورد و آن را با شدت به گوشه اى از اتاقش كوبيد و مجدداً به خواب رفت. نتيجه اين جدال ناجوانمردانه! ساعتى بعد مشخص شد. شروع ديرهنگام روز مى بايست زمان از دست رفته را جبران كند. اين بار هم از بديهى ترين نيازهاى خود گذشت. با صبحانه شروع كرد، درواقع آن را پيش از شروع تمام كرد. بدون صبحانه هم مى توانست سركاربرود! تازه ته دل به خود مى گفت: اشكال ندارد ديشب پرخورى كردم. اصلاً مدتى است اضافه وزن پيدا كرده ام. ورزش هم كه آخرين بار همان امتحان عملى تربيت بدنى ۲ در دانشگاه بود. شكلات هم كه فقط براى من درست شده است. اى بابا عوضش چيپس و سس مايونز و … را با وجدانى آرام تر مى خورم و به قول بچه ها وجدان درد نمى گيرم!… … كم كم نخوردن صبحانه موجه شد. اصلاً عين منطق بود. چرا ناراحت باشد؟! در اين دنياى ماشينى و هياهوى شديد شهرنشينى در ميان بسيارى از عادات بدى كه هر روز درخانه و زندگيمان وارد مى شود. عادت مربوط به تغذيه و خوراك ماست. كه در زير به تعدادى از آن اشاره شده است. ۱ـ نخوردن صبحانه، يكى از عادات غذايى بد اكثر مردم در شهرهاى شلوغ و پرجمعيت است. بسيارى از ما سالهاست كه بوى نان گرم و تازه صبح را حس نكرده ايم و اين عادتى بسيار بد است! خوردن صبحانه در ابتداى روز نه تنها انرژى مورد نياز روزانه را تأمين مى كند، بلكه شرايط تغذيه مناسب و سالم براى ادامه روز را نيز مهيا مى كند. خوردن صبحانه اين امكان را مى دهد كه در طى روز كالرى كمترى مصرف كنيم. نتيجه يك تحقيق نشان مى دهد كه مصرف غذاهاى حاوى كالرى در ساعات اوليه روز نسبت به ساعات بعدى آن احساس سيرى بيشترى ايجاد مى كند. اگر صبحانه را به خوبى بخوريد شانس بيشترى براى كم خوردن و سالم خوردن در طى روز خواهيد داشت. خوردن صبحانه آنقدر مهم است كه ورزشكاران صبح ها بعد از خوردن يك صبحانه مختصر مى دوند و با اين كار روند چربى سوزى در طى روز را ۸ برابر مى كنند. پس، يك صبحانه كامل بخوريد! و به قول معروف: صبحانه را خودتان بخوريد، تا براى ناهار دوست و براى شام دشمنى! پيدا كنيد. نخوردن صبحانه، نه تنها به خودى خود عادتى بد است. بلكه متعاقب آن عادات بدترى هم به وجود مى آيد همچون: ۲ـ سريع خوردن غذا: زندگى به خودى خود سريع و شتابان مى گذرد، سعى نكنيد با استفاده نادرست از آنچه در اختيار داريد خود نيز براين شتاب بيفزاييد. «بلعيدن غذا» شبيه جاروبرقى ! نه تنها باعث مى شود مثل انسان هاى عصر حجر، به نظر برسيم بلكه شرايط اضافه وزن را هم به راحتى فراهم مى كند. حدود ۲۰ دقيقه پس از شروع غذا خوردن، علائم سيرشدن به مغز مخابره مى شود. اگر غذايتان را با عجله در مدت ۶ـ۵ دقيقه تمام كنيد پيش از آنكه به مغزتان فرصت هشدار بدهيد، حجم زيادى از غذا را به معده سرازير كرده ايد و به دنبال آن كالرى خارج از نياز و نهايتاً اضافه وزن پيش خواهد آمد. پس براى رهايى از اين عادت، نخست سعى كنيد وعده غذايى مثل صبحانه را حذف نكنيد تا در وعده يا وعده هاى بعدى سريع و بدون دقت غذا بخوريد. در ضمن غذا را آرام و با حوصله بجوييد تا از طعم و مزه واقعى آن لذت ببريد و حتى اگر عادت به تند خوردن داريد، يا آنقدر درگير كارهاى روزانه هستيد كه مثلاً براى ناهار مجبور به خوردن با آهنگى استثنايى! هستيد. «ميزان و حجم غذاى مورد نيازتان رامشخص كنيد تا خداى نكرده تحت تأثير فضاى حاكم بر سفره و ميزغذا، بيش از حد نياز نخوريد! چرا كه نيم ساعت بعد به خوبى متوجه خواهيد شد كه سير هستيد. ۳ـ خوردن خارج از كنترل و حساب نشده، اين عادت هم به دنبال عادت قبلى مى آيد و چاره اى براى فرار از آن نيست. صبحانه را حذف كرده ايد. به دليل فشار كارى نسبت به ناهار بى توجه بوده ايد. طبيعى است، گرسنه هستيد و وعده غذايى بعدى محل جبران تمام روزه دارى! روز. بسيارى از ما تصور مى كنيم به دليل از دست دادن وعده هاى قبل بدنمان قادر است تا ۳ برابر حد طبيعى مصرف كند. درحالى كه تصور غلطى است كه خود از مهمترين علل چاقى است. هر چه غذاى بيشترى را در يك نوبت هضم كنيد. ميزان چربى بيشترى ذخيره خواهيد كرد و در واقع چربى همان مازاد غذاى مصرفى است. امروزه متخصصين علم تغذيه متوجه شده اند كه خوردن ۶ـ۵ وعده غذايى كم حجم تر، بسيار مناسب تر از خوردن ۳ـ۲ نوبت غذا در حجمى بالاست. (در شرايط نخست بدن ما ۱۰% بيشتر كالرى مى سوزاند) ۴ـ محروم كردن خود از غذا: همانگونه كه بيش از حد خوردن غذا براى ما مضر است، محروم كردن بدن از غذاى لازم نيز آزاردهنده است و با كمال تعجب باعث اضافه وزن مى شود. بله اضافه وزن!! يك روز از زندگى ناآرام خود را مرور كنيد. گاهى حدود ۱۴ تا ۱۸ ساعت گرسنه مى مانيم. بدن شما در شرايط گرسنگى هاى درازمدت شبيه يك زندانى عمل مى كند. زندانى كه در يك اسارت گاه قديمى با شرايطى سخت گرفتار شده است و زندانبان بى رحم چند نوبت غذايى به سلول او سركشى نكرده است و از قلم افتاده است. ۳ـ۲ نوبت غذايى مى گذرد و به ياد او مى افتند و غذا در اختيارش مى گذارند. نخستين واكنش اين زندانى گرسنه چيست؟! تا جايى كه مى تواند مى خورد و تا ميزانى كه امكان دارد، غذاى اضافه را در جايى امن ذخيره مى كند. چون مشخص نيست زندانبان بى خيال، فردا او را به خاطر داشته باشد! مثال بدن در چنين شرايطى همان جهان زندانى است، غذاى اضافى را به بدترين شكل يعنى چربى ذخيره مى كند. ۵ ـ اشتباه بعدى اين است كه اكثر ما نمى دانيم چه مى خوريم و از ميزان كالرى و چربى مصرفى اطلاعى نداريم براى مثال بسيارى از ما نمى دانيم كه: مصرف قندها باعث افزايش قندخون مى شود و به دنبال آن بدن انسولين توليد مى كند و متابوليسم آن در اين شرايط تغيير مى كند. با مصرف موادقندى بالا، چربى بيشترى در مقايسه با شرايط عادى در بدن ذخيره مى شود. تأثير «كافئين » هم مشابه اثر قند است و باعث افزايش سطح انسولين خون و در نتيجه كم و ضعيف شدن سرعت چربى سوزى مى شود. ۶ـ عادت بعدى اين است كه خوردن غذا را همراه با انجام كارهاى ديگر، دنبال مى كنيم. در مثال ذكرشده روز به انتها مى رسد. به منزل مى رسيد. خسته جلوى تلويزيون مى نشينيد و در همان موقع فرصت پيدا مى كنيد تا وعده هاى غذايى قبلى را جبران كنيد. در همان حال به سريال مورد علاقه تان هم نگاه مى كنيد و در حالى كه حواستان شش دانگ متوجه ماجراى مجموعه تلويزيونى است. غذا را مى خوريد. با اين مشغوليت خارجى، توجه بدن به سيرى و واقعيت درونى بدنتان كمتر مى شود. پس سعى كنيد تنها روى خوردن تمركز داشته باشيد. سرگردان و بى برنامه در آشپزخانه پرسه نزنيد و نخوريد و اگر جلوى تلويزيون بوديد و قصد داشتيد دست و دهانتان هم مشغول باشد. روشهاى ديگرى وجود دارد كه باعث كسب كالرى نمى شود. براى مثال دوليوان يكى پر و خالى داشته باشيد و دائما ً آب را از اين ليوان به آن ليوان وارد كنيد! البته چند راه ديگر هم وجود دارد كه مى گذاريم براى شماره هاى بعد، ولى جان مادرتان تا آن موقع مواظب خورد و خوراك خودتان باشيد.
|
|
|
|
|
كارگرى كه قهرمان شد
|
|
|
كرم ابراهيم در تنها بيست و چهار ساعت از چهره اى ناشناخته به يك قهرمان ملى بدل شد. اين ورزشكار ۲۳ ساله مصرى تا پيش از حضور در المپيك چهره چندان شناخته شده اى نبود اما وقتى كه در يك غافلگيرى مطلق مدال طلاى مسابقات المپيك در رشته كشتى فرنگى و در وزن ۹۶ كيلوگرم را به دست آورد به چهره اى مشهور در مصر و آفريقا بدل شد. مصر از سال ۱۹۴۸ به بعد موفق نشده بود كه مدال طلاى در المپيك كسب كند، به همين دليل مدال طلاهاى ابراهيم براى اين كشور ارزش دوچندان يافت. كرم تنها پنج سال است كه رشته كشتى فرنگى را دنبال مى كند، نكته جالب در مورد او اين است كه وى كاملاً يك ورزشكار آماتور محسوب مى شود، يعنى براى گذران زندگى مجبور است شغلى به جز ورزش داشته باشد. اين مرد ساكن قاهره شش سال است كه در كارخانه توليد پوشاكى در اين شهر كار مى كند، كارى كه گاه نياز به قدرت بدنى بالا پيدا مى كند. «از همان روزهاى اول كارم سعى مى كردم در حمل بارهاى سنگين به ساير همكارانم كمك كنم، آرام آرام حمل و نقل تمام بارهاى سنگين را به من سپردند، از اين امر ناراحت نبودم، از آنجايى كه در ساعات غيركارى هم ورزش مى كردم و سعى داشتم به اين ترتيب آمادگى بدنى خودم را بالا ببرم، فكر مى كنم همين مسأله به من كمك كرد تا موفق تر شوم...» البته حدود يك سال است، پس از موفقيت كرم در مسابقات قهرمانى آفريقا و مسابقات جام گراندريمنسى ايتاليا كه او از كار بدنى در كارخانه معاف شده و به بخش فروش با كارى بسيار سبك تر منتقل شده تا بتواند ساعت هاى بيشترى را به تمرين كردن بپردازد. در حالى كه در آغاز مسابقات آتن كسى بختى براى اين ورزشكار مصرى قائل نبود اما فيزيك عالى او باعث شد كه وى با پيروزى هاى پياپى به فينال مسابقات راه يابد و در اين مرحله هم با اقتدار راماز نوزادزه از گرجستان را شكست دهد و قهرمان المپيك شود. پس از اين مسابقه نوزادزه در مورد حريفش گفت: او واقعاً قدرتمند است. چنين فيزيك ونيرويى در جهان بى سابقه است.» كرم كه در طول مسابقات خود به شدت از سوى تماشاگران يونانى و ساير تماشاگران حاضر در استاديوم محل برگزارى كشتى المپيك تشويق مى شد پس از فتح مدال طلا آن را به خانواده اش، مردم مصر و كليه مردم عرب جهان تقديم كرد.
|
|
|
|