يكشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۳ - ۱۲ رجب ۱۴۲۵
Sun, Aug 29, 2004
فرهنگ و انديشه
سال دهم - شماره ۲۸۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
رهاوردليبراليسم نو:
زنانه شدن فقر
179523.jpg
به گفته دبير كل سابق كميسيون سازمان ملل «در حالى كه زنان پنجاه درصد جمعيت جهان را تشكيل مى دهند اما «يك سوم» نيروى كار محسوب مى شوند و «يك دهم» درآمد جهان وتنها «يك صدم» مالكيت املاك را دارا هستند.» و چه متأثر كننده است كه نيمى ازجمعيت كره زمين، تنها يك صدم سهم جهان را داراست و به اقرار اهل نظر، «فقر جهانى چهره اى زنانه دارد!» و سياستهاى ليبراليسم نو يكى از علل عمده «زنانه شدن فقر» برشمرده مى شود.
تقريباً از اواخر دهه هفتاد، سياستهاى «ليبراليسم نو» به عنوان يك خط مشى اقتصادى به منظور برون رفت از بن بستهاى مدرنيزاسيون مطرح شد. چرا كه در پروسه مدرنيزاسيون فقر جهانى به طور فزاينده اى رو به افزايش بود و دولتها در چارچوب نظريه هاى مدرنيزاسيون نتوانستند پاسخگوى اين افزايش فقر جهانى باشند. بدين ترتيب در سياستگذاريهاى ليبراليسم نو اقتصاد ازدولت «آزاد» مى شود و نقش دولت در اقتصاد كاهش مى يابد.به وجود آوردن تجارت آزاد، افزايش خصوصى سازيها، بازكردن بازار داخلى به روى سرمايه دارى خارجى بدون كنترل دولت، پايين آوردن ارزش پول و كم كردن قوانين حمايت از شاغلين و... رامى توان از بازتابهاى جهانى سياستهاى ليبراليسم نو برشمرد. از ديگر تبعات «ليبراليسم نو» افزايش اشتغال زنان است كه البته اين مورد به يكى از بحثهاى چالش برانگيز در ميان فمينيستها، نظريه پردازان و محققان علوم اجتماعى وعلوم سياسى بدل شده است. چرا كه اين افزايش اشتغال زنان با توجه به اينكه سياستى مثبت ارزيابى مى شودولى از سويى ديگر پيامدهاى منفى اى براى زنان به دنبال داشته است.
چندى پيش دكتر ركسانا بهرامى تاش، جامعه شناس ايرانى مقيم كانادا، در سفرى كه به ايران داشت درنشست گروه علوم اجتماعى مركز بين المللى گفت وگوى تمدنها پيرامون مبحث «جنسيت و توسعه اقتصادى» سخنرانى كرد. وى در حال حاضر در مؤسسه سيمون دوبوار دانشگاه كنكورديا مشغول به تدريس است و سوابق تدريس، فعاليتهاى پژوهشى و آثار منتشر شده اوعمدتاً در حوزه نظريه هاى جنيست، مطالعات زنان و ابعاد اقتصادى مسائل زنان است و موضوع دوفوق دكتراى وى «فقر زنان و بازار تجارت آزاد آمريكاى شمالى» و «جهانى شدن، اسلام گرايى و اشتغال زنان» بودكه دومين رساله اش برنده جايزه مؤسسه مطالعات و تحقيقات عالى علوم اجتماعى كانادا شد.
بهرامى تاش در سخنرانى خود ازموضع تئوريك نظريه فمينيست اكونوميست به نقد نظريه ليبراليسم نو درباره مسأله «زنان و توسعه اقتصادى» پرداخت و شاخص هاى اصلى اين مبحث را ارائه كرد.
نظريه هاى زنان و توسعه
در اواخر دوره رياست جمهورى كلينتون، هيلرى كلينتون به همراه همسرش به بنگلادش سفر كرد. در اين سفر هيلرى با يك عده از زنان روستايى بنگلادشى ملاقات كرد. زنان روستايى كه براى اولين بار هيلرى را ازنزديك مى ديدند از او پرسيدند: هيلرى چندتا بچه دارى؟ هيلرى گفت يك دختر دارم. بعد پرسيدند تو كار مى كنى؟ هيلرى گفت اون زمان كه شوهرم رئيس جمهور نبود كارمى كردم ولى الآن كار نمى كنم. يكى ديگر از زنان بنگلادشى پرسيد: هيلرى تو چندتا گاو دارى؟ هيلرى با لبخندى گفت: من اصلاً گاو ندارم. بعد زن روستايى گفت: بيچاره هيلرى، بچه كه يكى داره، كارم كه نمى كنه، گاو هم كه نداره. اين داستانى واقعى بودكه دكتر بهرامى تاش آن را به عنوان پيش درآمد سخنرانى خود ارائه كرد: «حرفم را با اين داستان كوتاه شروع كردم كه بگويم هر جامعه اى از دريچه چشمان خود به ديگر جوامع نگاه مى كند.» سپس وى با مرورى بر نظريه هاى زنان و توسعه بحث خود را اينچنين سخن آغاز كردكه «مسأله زنان در پروسه توسعه از سال۱۹۶۰ به عنوان بخشى از كميسيون حقوق بشر وارد شد و اين به اين دليل بودكه مى ديدند فرآيند توسعه نه تنها مثبت نبوده بلكه در برخى مسيرها سيرى منفى داشته است. چرا كه فرض بر اين بودكه با نظريه هاى مدرنيزاسيون مثل صنعتى كردن و گذر از جامعه كشاورزى به جامعه صنعتى و... به طور اتوماتيك شرايط براى همه و به خصوص براى زنان بهتر مى شود اما در دهه۱۹۶۰ نشان داده شد كه نه تنها فرآيند توسعه شرايط زندگى را بهتر نكرده بلكه در برخى موارد، فرآيند توسعه بر كار و زندگى زنان تأثير منفى گذاشته است.»
براى روشن شدن ساختار اين عملكرد منفى بهرامى تاش اين مثال را ارائه كرد كه وقتى كشاورزى مكانيزه مى شود وبه جاى شخم زدن واستفاده از ابزارهاى سنتى، ماشين آلات در كار وارد مى شود اين صنعت و ماشين آلات به دست مردان مى افتد و اينچنين بطور اتوماتيك دسترسى زنان به منابع توليد كاهش مى يابد.
در ادامه، اين محقق جامعه شناس به نظريات سه دسته از فمينيستها درباره خطى مشى توسعه اشاره كرد وگفت: «از نظر فمينيستهاى ليبرال نظريه هاى توسعه درست هستند و اگر در اين بين به زنان آسيب رسيده به اين دليل است كه به خوبى عمل نشده است. اما ماركسيست فمينيستها معتقد هستند كه نمى توان به نابرابرى جنسى بدون در نظر گرفتن نابرابرى طبقاتى و نابرابرى اقليتها پرداخت». او پس از اشاره به اين دو طيف از فمينيستها كه ريشه در غرب دارند از طيف سومى نيز نام برد كه عمدتاً ريشه دركشورهاى جهان سومى دارد.«اين دسته از فمينيستها كه بسيار به فمينيستهاى غربى معترض هستند و معتقدند كه مسائل و مشكلات كشورهاى جهان سوم بايد به دست خود آنها حل شود و در كل مخالف فمينيسم صادراتى و راهكارها و استراتژى هايى هستند كه از طريق سازمان ملل ، بانك جهانى و به خصوص USIDارائه مى شود».
اين استاد جامعه شناس با اشاره به تنش بين فمينيستهاى غربى وجهان سومى به بخش نخست سخنان خود خاتمه داد.
چرا فرآيند توسعه به زنان صدمه مى زند؟
بهرامى تاش بخش دوم سخنان خود را با تعريف كار آغاز كرد: «كار فعاليتى توصيف مى شود كه دستمزد يا سودى نصيب انجام دهنده كار مى كند. بنابراين تعريف، فعاليتى كه دستمزد برايش پرداخت نمى شود كار محسوب نمى شود.» اما همه مى دانيم كه زنان درمنزل كارهاى بسيارى انجام مى دهند بدون اينكه دستمزدى براى آن دريافت كنند و دقيقاً مشكل زنان از همين جا آغاز مى شود. كه بهرامى تاش بااشاره به اين مشكل زنان گفت: «مشكل عمده اين است كه چون به كار زنان در منزل دستمزدى تعلق نمى گيرد از ديد سازمانهاى بين المللى و سازمانهاى مالى وحتى دولت دور مى ماند».
دراينجا او كه به عنوان محقق با بسيارى از سازمانهاى بين المللى همكارى كرده است ما را به تحقيق خانم«مرلين ورينگ» ارجاع مى دهد كه دليلى است مبنى بر عدم آگاهى سازمانهاى بين المللى از نقش زنان در توليد: «در دهه هفتاد از سوى سازمانهاى بين المللى و سازمان ملل بودجه كلانى در اختيار كشاورزان آفريقاى صحرا قرار گرفت اما به دليل پيش فرضهايى كه اين سازمانها داشتند و تصور مى كردند كه مردان سرپرست خانواده هستند وتأمين معاش خانواده با مردان است بر اين مبنا كمكهاى غيرنقدى همچون، بذر و كود وماشين آلات كشاورزى وزمين هاى مرغوب را در اختيار مردان قرار دادند.
179586.jpg
در حالى كه اين زنان بودند كه كار توليد كشاورزى را برعهده داشتند وچون مردان بطور سنتى هيچ دانشى در اين زمينه نداشتند نتوانستند از آن زمين ها و امكانات استفاده كنند و يكى از دلايل قحطى دهه ۱۹۸۰ به دليل اين اشتباه فاحشى بود كه سازمانهاى بين المللى به دليل عدم آگاهى از نقش زنان در توليد كشاورزى مرتكب شدند».
از آنجايى كه بيش از نود درصد زنان دنيا به صورت «كارگران بدون دستمزد خانواده» كار مى كنند و هيچ احتسابى از اين فعاليتها وجود ندارد، بنابراين در سياستگذارى هاى خرد وكلان ملى و بين المللى هم در نظر گرفته نمى شود و دكتر بهرامى تاش با تأكيد بر اين موضوع افزود: «وقتى كه دولتها و سازمانهاى بين المللى براى كنترل، حمايت وپشتيبانى كار زنان درخانه هيچگونه سياست و برنامه ريزى اى ندارند. اين درنهايت به اقتصادملى صدمه خواهدزد.»
و اينچنين او به بخش دوم سخنان خود خاتمه داد بدون اينكه پاسخى جامع به پرسشى كه خود طرح كرده بود، بدهد. «چرا فرايند توسعه به زنان صدمه مى زند؟» و انتظار اين بود كه اين استاد و محقق جامعه شناس دلايل بيشترى را برمى شمرد و حداقل به اين نكته اشاره مى كرد كه چرا با اينكه فرايند توسعه دركشورهاى جهان سوم آهنگ كندترى دارد ولى زنان دراين كشورها آسيب بيشترى ديده اند؟ اما شايد در بخش سوم سخنان او براى اين انتظار خودپاسخ بهترى بگيريم.
نقد ليبراليسم نو
بهرامى تاش ابتدا تعريف كوتاهى از ليبراليسم ارائه داد و گفت كه در سراسر دنيا سياستهاى ليبراليسم نو اشتغال زيادى براى زنان ايجاد كرده است و اين مسأله ماهيتاً بسيارخوب و مثبت است.
اما اين افزايش اشتغال به اين دليل بود كه مى خواستند از كاردستمزدى ارزان قيمت زنان استفاده كنند و دراين خصوص او به سياستهاى دولت تايوان در بنادر آزاد اشاره كرد و گفت:« اساساً يكى از پايه هاى ليبراليسم نو استفاده از كار ارزان قيمت زنان در بنادر آزاد بود. كه باعث مى شد محصولات ارزان قيمتى توليدشود و درنتيجه كالاهاى ارزان ترى به تجارت جهانى وارد شود.»
درمجموع در سياستگذاريهاى ليبراليسم نو اشتغال زنان بالارفته اما اين افزايش اشتغال به چه منظور بوده؟ به منظور استفاده از كارگرانى ارزان قيمت براى انجام كارهاى يكنواخت، سخت و بادقت بالا. چرا كه معتقدند اصولاً زنان به اين نوع كارها عادت دارند و براى كارهاى خلاقه ساخته نشده اند. و ازسوى ديگر عقيده دارند كه چون زنان سرپرست خانواده نيستند نياز به حقوق بالايى ندارند و مى گويند: «زنان براى سنجاق سر ياپول توجيبى كارمى كنند» يا اينكه چون زنان باردار مى شوند و مجبور هستند براى مدتى كار را ترك كنند، براين اساس دستمزد زنان هميشه پايين نگه داشته مى شود و پست هاى پايينى به آنان داده مى شود.
اما ازطرف ديگر كارفرما هم بيشتر مايل به استخدام كارگران زن هستند چرا كه معتقدند زنان حاضرند با دستمزدكمترى كاركنند درحالى كه دركارمنظم تر و دقيق تر هستند و كمتر اعتراض مى كنند.
و اين را نيز بايد درنظرداشت كه كاردستمزدى زنان در بيرون از منزل به كار درخانه افزوده شده و اشتغال زنان باعث نشده كه مردان دركارمنزل مشاركت داشته باشند و اينجا مى بينيم كه اشتغال زنان مشكلى مضاعف براى آنان فراهم كرده است.
بهرامى تاش برآيند همه اينها را فقيرتر شدن زنان مى داند. دليل ديگرى كه او دراين خصوص اشاره مى كند «كسرى بودجه» دولتهاست: «مسأله كسرى بودجه بدل به ابزار و اهرمى شده ازسوى صندوق بين الملل پول و بانك جهانى براى اعمال فشار بر كشورهاى جهان سوم» كه تحت اين فشار بسيارى از دولتها وادارمى شوند كه يك سرى ازخدمات اجتماعى خود را قطع كنند وبيشترين بهاى اين عملكرد را زنان مى پردازند.»
بهرامى تاش همه اينها را از سياستهاى ليبراليسم نو دانست كه باعث شده فقرجهانى چهره اى زنانه پيداكند.
برطبق آمارى كه او ارائه كرد: «درحال حاضر ۱‎/۳ بيليون نفر در دنيا با روزى كمتر از يك دلار زندگى مى گذرانند كه هفتاد درصد آنان را زنان تشكيل مى دهند.»
درواقع دكتر بهرامى تاش چالشى را در سياستگذاريهاى ليبراليسم نو مطرح كردكه ازسويى زمينه را براى دستيابى زنان به منابع اقتصادى مستقل فراهم مى كند و اشتغال زنان را بالامى برد و ازسويى ديگر به همان ميزان باعث افزايش مشكلات و فقر آنان مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |