يكشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۳ - ۱۹ رجب ۱۴۲۵
Sun, Sep 5, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۲۹۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
سياست دموكراتها دربرابر جمهورى خواهان
پاورقى
انگليس؛ اول ـ فرانسه؛ هفدهم
با اعلام تعداد قربانيان گروگانگيرى
• اقدامات تروريستى مغاير با آموزه هاى دينى و بشرى است
• شمار قربانيان گروگانگيرى روسيه به ۳۲۰ نفر رسيد
فاش كننده اسرار هسته اى رژيم صهيونيستى
عمليات ارتش آمريكا در شمال عراق
بوش از كرى پيشى گرفته است
گروه بين الملل: يك نظرسنجى جديد انتخاباتى در آمريكا نشان مى دهد موقعيت جورج بوش، رئيس جمهورى به عنوان نامزد حزب جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهورى سال جارى به طرز قابل توجهى بهبود يافته است.
به گزارش بى. بى. سى، اين نظرسنجى كه مجله «تايم» آمريكا در ميان گروهى از رأى دهندگان همزمان با برگزارى همايش ملى جمهوريخواهان و اعلام رسمى نامزدى بوش انجام داد، حاكى از آن است كه محبوبيت رئيس جمهورى به بالاترين ميزان در خلال ماههاى اخير رسيده است.
اين نظر سنجى نشان مى دهد كه ميزان حمايت رأى دهندگان از رئيس جمهورى، حدود ۱۱ درصد بيش از جان كرى، رقيب وى از حزب دموكرات آمريكا است.نتايج اين نظرسنجى درحالى اعلام مى شود كه آمار رسمى از بهبود شرايط اقتصادى در آمريكا حكايت دارد.
براساس آمار انتشار يافته در مورد نرخ بيكارى در ماه آگوست سال جارى، عده افراد شاغل در آن كشور در اين ماه حدود ۱۵۰ هزار نفر افزايش يافت.
استراتژى دو رقيب براى نيروهاى نظامى در عراق…
پرزيدنت بوش روز دوشنبه براى بازگرداندن نيروهاى نظامى آمريكايى از اروپا وآسيا كه در دهه اخير به اين مناطق اعزام شده طرح هايى ارائه داد كه اين تصميم پيشتر حربه سياسى دموكراتها در آستانه انتخابات رياست جمهورى آمريكا بود . بوش در شرح طرح خود و تغيير وتحول درنيروى نظامى آمريكا به لحاظ حضور و آمادگى نظامى در نقاط مختلف جهان از زمان جنگ سرد به اين سو گفته است: «وضعيت جهان بسيار متحول شده است و شيوه هاى عمل ما نيز بايد همزمان با اين تغييرات تغيير كند. بوش گفته است هدفش كاهش دادن حجم و سنگينى كارها از دوش سربازان آمريكايى است. اين در حالى است كه در طرح و نقشه وى ، چيزى كه حاكى از كمك لازم وجدى براى حل مشكل سربازان آمريكايى وتسكين وآرامش خاطر آنها كه شامل بيش از ۱۴۰ هزار سرباز ونيروى نظامى استقرار يافته درعراق وافغانستان هستند ديده نمى شود.
بوش در سخنرانى خود در ايالت اوهايو خطاب به متخصصان جنگ هاى خارجى گفت: «درنهايت نيروهاى بيشترى در آمريكا استقرار پيدا خواهند كرد ونيروهايى كه در خارج از كشور باقى مى مانند، بيشتر در جهت تضمين هرچه بهتر براى جلوگيرى از تهديدهاى احتمالى به كار گرفته خواهند شد».
مقامات وزارت دفاع نيز در پنتاگون گفته اند: بخش قابل توجهى از آمريكايى ها يعنى در حدود ۶۰ تا ۷۰هزار سرباز ونيروى آمريكايى و ۱۰۰هزار نفر از خانواده هاى آنها و نيروهاى غيرنظامى موردنظر از اروپا خارج خواهند شد كه اين رقم شامل حدود ۳۰هزار سرباز مستقر در قالب دو لشگر زرهى در آلمان نيز مى شود. اين مقامات اظهار كرده اند ، عمل بازگرداندن نيروها كه با توافق نظر و رأى مثبت و اجماع نظر داخلى است ، حداقل تا سال ۲۰۰۶ محقق نخواهد شد واينكه يك تيپ زرهى موتورى با ۵هزار نيرو و سرباز در آلمان استقرار پيدا خواهند كرد كه به عنوان بخشى از چرخش رويكرد ايالات متحده آمريكا از نگرش استقرار نيروها به سمت نگرش جابه جايى نيروها است.ايالات متحده آمريكا در حال حاضر درحدود ۱۱۵ هزار نيروى نظامى و سرباز آمريكايى در پايگاههاى مختلفى در اروپا مستقر شده اند و در بخش ديگرى نيز ۹۷هزار نيرو در منطقه آسيا و اقيانوس آرام استقرار دارند، يكى از مقامات ارشد وزارت خارجه آمريكا گفته است: سياست كاهش نيروها در آسيا وجابجايى آنها جدى و چشمگير نخواهد بود ولى به جزئيات اين موضوع نپرداخت.
مشاوران جان كرى به انتقاد ازاين حركت پرداختند
مشاوران جان كرى، رقيب انتخابات رياست جمهورى از حزب دموكرات نسبت به اين طرح هشدار دادند كه اين طرح مى تواند موجب آسيب پذيرترشدن آمريكا شود.
وسلى كلارك فرمانده عالى سابق كل نيروهاى ناتو در اروپا در اين زمينه گفت: به نظر مى رسد اين حركت ناپخته و زمان بندى موردنظر براى آن بيشتر براساس نيات سياسى طرح ريزى شده باشد براى تقويت امنيت ملى كلارك همچنين گفت: «ما اكنون كه با جنگ جهانى عليه تروريسم كه از جانب القاعده حمايت مى شود و در ۶۰كشور جهان به فعاليت مى پردازد رويارو هستيم، زمان آن نيست كه نيروهاى خود را عقب بكشيم!» 
مقامات كاخ سفيد گفته اند ممكن است طرح بازگرداندن نيروها بين ۷ تا ۱۰سال طول بكشد ولى حتى طرح اين مسأله نيز با استقبال خانواده هاى نظاميان و متخصصان نظامى روبه رو خواهد بود كه موجب مى شود در انتخابات ماه نوامبر آراى قابل توجهى را براى طراحان آن به ارمغان آورد. بوش گفت طرح بازگرداندن نيروها بخشى از تعهد طولانى مدت ما براى كم كردن فشار بر نيروهاى نظامى وخانواده هاى آنها است و در پولهايى كه ماليات دهندگان ايالات متحده پرداخت مى كنند، صرفه جويى مى شود. اين امر مى توانست به تغييرات بزرگى در آرايش متحدان كليدى ايالات متحده آمريكا به ويژه آلمان، كره جنوبى و ژاپن منجر شود و درست هنگامى كه همه منتقدان معتقد بودند حضور نيروهاى آمريكايى در عراق و افغانستان منجر به پراكندگى بيش از حد اين نيروها شد. طرح بوش ارائه شد كه اين موضوع راه را براى انتقاد دموكراتها باز كرد. جان كرى گفته است به طور چشمگيرى ميزان تعداد سربازان آمريكايى در عراق راكاهش خواهد داد و بوش متذكر شد، شيوه مبارزات انتخاباتى جان كرى «چراغ سبز نشان دادن به دشمن» است. يكى از مقامات كاخ سفيد تأكيد كرده كه بازگرداندن نيروها بايد پس از همفكرى و هماهنگى با متحدان آمريكا نظير آلمان صورت گيرد و ايالات متحده آمريكا فقط تا پايان ماه مارس ۷۵‎/۶۰۳ سرباز در آلمان داشته است.
ايالات متحده آمريكا از پايان جنگ جهانى دوم در سال۱۹۴۵ حضور اصلى خود را در اروپاوآسيا حفظ كرده است. در طول جنگ سرد، نيروهاى اروپايى به ويژه در آلمان فقط وزنه اى بودند براى مقابله با خطرى كه از سوى نيروهاى پيمان ورشوى اتحادجماهير شوروى آنها را تهديد مى كرد ولى بوش گفت: ديگر تهديدى متوجه ما نيست. مقامات آمريكايى گفتند اين طرح مستلزم ايجاد پايگاههايى در كشورهاى اروپاى شرقى كه سابقا ًدر بلوك شوروى قرار داشته اند، است كه اين خود به مثابه نقطه ارتباطى براى ارسال سريع نيروها به نقاط بحرانى است. در حالى كه هيچگونه طرحى براى ايجاد پايگاههاى بزرگ آمريكايى در اروپاى شرقى و آسياى مركزى وجود ندارد.
حقيقت گمشده در هزارتوى «اشتاسى»
* مترجم: رضا اسدى
* منبع: رويتر
آن آخرين شاهكار بزرگ جاسوسى جنگ سرد بود. در شرايطى كه هرگز تشريح نشد، نسخه هاى ميكروفيلم صدها هزار فايل سرويس مخفى امنيتى آلمان، اشتاسى، به دست سيا افتاد.
اين ميكروفيلمها متعلق به واحد جاسوسى خارجى اشتاسى (HVA) و شامل اطلاعات گسترده اى درباره هويت مأموران و اهدافشان بود، اما تا امروز يعنى ۱۵ سال پس از فروپاشى ديوار برلين، طول كشيد تا آلمان متحد اين نسخه ها را از آمريكايى ها پس بگيرد، هزاران اشتباه سيستم آمريكايى ها براى ثبت فايلها را تصحيح كند و به تجزيه و تحليل موشكافانه پرونده هاى به اصطلاح «رزوود» (Rosewood) بپردازد. اطلاعات جديد، راه را براى دور ديگرى از نظارت بر سياستمداران و كاركنان دولت آلمان هموار مى كند و چندين ايالت آلمان شرقى سابق گفته اند كه دوباره كاركنانشان را پاكسازى خواهند كرد.
اين روند چندى است كه آغاز شده، هرچند ترديدهايى درباره ارزش جست و جو در ميان پرونده هاى قديمى وجود دارد، اما خانم «ماريان برتلر»، كميسر فدرال پرونده هاى اشتاسى، اين بررسى را كه طبق قانون فقط تا سال ۲۰۰۶ قابل اجرا است، بخشى حياتى از روند التيام زخمهاى سياسى آلمان مى داند. خانم برتلر مى گويد: اين بررسى در بسيارى از موارد به عنوان يك اقدام اعتمادساز كاملاً منطقى است.
وى كه كاركنان خودش نيز از نو مورد ارزيابى قرار خواهند گرفت، مى افزايد: بحث ديگرى نيز هست: افرادى كه بخشى از گذشته شان برملا مى شود، در مقابل اخاذى آسيب پذير مى شوند. اگر آنها در ادارات مهم دولتى مشغول به كار باشند، بايد نشان دهند كه سوابق پاكى دارند وگرنه براى همه ما خطرناك خواهند بود.
اما در مورد «رزوود»، جداسازى قربانيان از تبهكاران كار طاقت فرسايى است. ميكروفيلمهاى پرونده هاى اصلى را آمريكاييان به ۳۸۱ سى دى تبديل كرده و در فاصله ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ به آلمانى ها تحويل داده اند، هرچند فقط پرونده هاى شهروندان آلمانى را فرستادند، نه اتباع خارجى، كه در آن صورت مى شد فهميد اشتاسى در خارج جاسوسى چه كسانى را مى كرده است. تنها به كمك يك بانك اطلاعاتى جامع مى توان در ميان اين پرونده ها به جست و جو پرداخت، ولى بانك اطلاعاتى اى كه سيا در اختيار آلمانى ها قرار داد، پر از اشتباهات عمدتاً ناشى از تفاوت صفحه كليد رايانه هاى آمريكايى و آلمانى بود. پنجاه نفر از كاركنان خانم برتلر ۶ ماه وقت گذاشتند تا حقايق را از ميان ۲۸۰ هزار اسم بيابند و اين بانك اطلاعاتى را تصحيح كنند.
برخلاف ساير ادارات اشتاسى، دايره جاسوسى خارجى اغلب بيش از يك نام مثلاً نام مأمور، همكاران، دوستان، بستگان يا سرايدارش را زير يك شماره ثبت مى نوشت. خانم برتلر مى گويد: نمى توان در هر مورد گفت كه از بين مثلاً ۸ نام موجود تحت يك شماره ثبت، كدام يك جاسوس واقعى بوده است. فقط به كمك پرونده هاى ديگر مى توان وى را شناسايى كرد.
از بين ۲۸۰ هزار نام پرونده هاى «رزوود»، كمتر از ۱۰ درصد مأموران HVA، حدود ۶ هزار نفر در آلمان غربى و بيش از ۲۰ هزار نفر در آلمان شرقى بودند. از اين عده، حدود ۱۵۰۰ نفر در آلمان غربى و ۱۰ هزار نفر در بخش شرقى در زمان فروپاشى ديوار در سال ۱۹۸۹ كماكان به جاسوسى مشغول بودند.
شمار مأموران HVA در خاك آلمان به رغم اين واقعيت كه آنها به گردآورى اطلاعات خارجى اشتغال داشتند، به ميزان قابل ملاحظه اى بيشتر از حد انتظار بود. برتلر مى گويد: به عنوان نمونه، برخى از شهروندان آلمان شرقى اجازه مى يافتند با رواديد تجارى به سفر بروند، ولى در حقيقت براى گردآورى يا خريد اطلاعات مى رفتند. اطلاعات جديد درباره بزرگى و اعضاى شبكه جاسوسى اشتاسى به پژوهشگران خانم برتلر كمك خواهد كرد تا تصويرى كاملتر از عملياتهاى جاسوسى خارجى اين سرويس به دست بياورند.
البته احتمالاً كسانى كه انتظار دارند اسامى برخى از چهره هاى برجسته آلمان به عنوان جاسوس اشتاسى افشا گردد، مأيوس نخواهند شد، زيرا نمى توان اتباع سابق آلمان شرقى را به خاطر همكارى با سرويس امنيتى شان تحت تعقيب قرار داد، مگر اين كه در حين مأموريت مرتكب جنايت شده باشند.
بنابراين احتمال نمى رود پرونده هاى «رزوود» به بازداشت شمارى از آلمانى ها منجر شود، ولى ممكن است حرفه و شهرت برخى از مقامات كنونى را لكه دار سازد. پس از گذشت ۱۵ سال، داشتن رابطه با اشتاسى، هنوز لكه ننگ محسوب مى شود. مثلاً سال پيش مقامات ارشد كميته كسب حق ميزبانى المپيك ۲۰۱۲ براى شهر لايپزيگ به خاطر اتهام همكارى با اين پليس مخفى ناگزير به كناره گيرى شدند. خانم برتلر مى گويد: ديكتاتورها سايه  هاى بلندى مى اندازند. اگر هر دو ديكتاتورى آلمان (نازى و كمونيست) را مد نظر بگيريد، مى بينيد براى نيم قرن در آلمان شرقى افكار عمومى جريان ساز، مطبوعات آزاد يا آزادى بيان در مدارس و دانشگاه ها وجود نداشته است. اين ديكتاتورها لطمات قابل توجه درازمدتى به جامعه مدنى زدند و اين يك وظيفه نسلى است كه حقايق را بيابيم. براى خيلى از مردم، مسأله مهم اين است كه بدانند اشتاسى چه اطلاعاتى را درباره آنها گردآورى كرده بود. همين به بسيارى از آنهايى كه به خاطر اقدامات اشتاسى متحمل مشقت و مصيبت شده بودند، امكان مى دهد براى اولين بار گذشته را به فراموشى بسپارند. طبق قوانين آلمان، هر كسى كه اشتاسى جاسوسى اش را كرده، حق دارد به پرونده هايش دسترسى داشته باشد و حتى هنوز ماهيانه ۸ هزار نفر متقاضى رؤيت پرونده هاى خود هستند كه بسيارى از آنها ساكنان آلمان شرقى سابق بوده اند.
خانم برتلر اين ادعا را كه مأموران اشتاسى خودشان قربانى استثمار و رفتار غيرانسانى اين سازمان مخفى مى شدند، رد مى كندو مى گويد: چنين چيزى را قبول ندارم.ما حكايات مصيبت بارى را سراغ داريم. يكى از دوستانم از ميان پرونده هايش كشف كرد كه مادر خودش ساليان سال جاسوسى وى را مى كرده و به اشتاسى گزارش مى داده است. نمى توانم چنان مادرى را قربانى بخوانم.
وقتى از برتلر سؤال مى شود كه بزرگترين دلسردى اش چيست، پس ازمكثى طولانى پاسخ مى دهد: اينكه ما فقط مى توانيم كمك بسيار محدودى در اختيار كسانى قراردهيم كه قربانيان واقعى بودند. ما مى توانيم به آنها كمك كنيم تا آنجا كه در پرونده ها يافت مى شود، حقيقت را بيابند، ولى نمى توانيم زندگى ازدست رفته شان را بازگردانيم.
سياست دموكراتها دربرابر جمهورى خواهان
رفاه اجتماعى اولويت اول
از زمان جنگ ويتنام تاكنون، حزب دموكرات هميشه از يك سياست گسترده براى رفاه اجتماعى در داخل كشور و تلاش بى تزلزل براى صلح در سطح جهانى پيروى كرده است، در حالى كه حزب جمهورى خواه مدافع يك سياست نظامى خشن و محدود كردن بودجه براى تسهيلات عمومى بوده است. ليكن امروز بعد از وقايع يازده سپتامبر، نژاد جديدى از دموكراتها به وجود آمده است: شاهين هاى «واقع بين» كه سعى دارند با يك كارزار بيش از پيش تهاجمى عليه تروريسم و سلاحهاى هسته اى، ابتكار عمل را در زمينه امنيت از دولت جرج بوش بگيرند. يكى از شخصيتهاى مهم اين نسل جديد دموكراتهاى شاهين منش كانديداى حزب براى انتخابات رياست جمهورى، يعنى سناتور جان اف. كرى مى باشد.
اگر كانديداى قبلى حزب مى خواست نطق انتخاباتى خويش را رسماً آغاز كند، حتماً  جايى مانندمركز حمايت از كودكان ويا يك كارخانه صنعتى را براى اين كار انتخاب مى كرد اما سناتور كرى ترجيح داد تا براى نشان دادن اراده خود مبنى بر پيش بردن يك سياست فوق العاده امنيت گرا، كارزار تبليغاتى خود را در دوم سپتامبر در يك دكور جنگى، يعنى درلنگرگاه يك ناوگان عظيم هواپيمابر آغاز نمايد. كرى، در حالى كه ناوگان Uss Yorktown در پشت صحنه چشمها را خيره مى كرد، اعلام نمودكه برنامه شاخص انتخاباتى اش حمايت بى دريغ وى از يك خط مشى نظامى مى باشد. روز دوم سپتامبر ۲۰۰۳ سناتور كرى، نامزد حزب دموكرات براى رياست جمهورى در آمريكا، اعلام كرد: «ما از امنيت داخلى مان دفاع خواهيم كرد و به سياست نظامى مان ادامه خواهيم داد براى آنكه ارتش آمريكا، قوى ترين ارتش دنيا باقى بماند.» وى افزود كه در صورت لزوم براى مقابله با تروريستها «از هيچ اقدامى دريغ نخواهدكرد.»
آقاى كرى، برعكس تمام دموكراتهاى پيشين، آنچنان در سياست مافوق نظامى گراى خود پيش رفته است كه جرج بوش را به كوتاهى در امر امنيت متهم نموده و در ۲۷ فوريه در لوس آنجلس اعلام مى كند كه «جرج بوش نيرومندترين ارتش دنيا را به ارث برد اما آن را تضعيف نمود. نيروهاى نظامى ما به طور بى سابقه اى، بدون اسلحه و تجهيزات لازم براى انجام مأموريت خويش، جان خود را مدام به خطر مى اندازند. سپس كرى به انتقادات خود عليه بوش ادامه داده و او را به عدم يك استراتژى با قدرت و روشن براى مقابله با تروريسم متهم مى كند: «من جرج بوش را به زياده روى در امر مبارزه با تروريسم متهم نمى كنم بلكه برعكس، به اعتقاد من او در اين امر بسيار كم كارى كرده است.»
اگرچه جان اف.كرى در سخنان و بيانيه هاى خويش موضع خود را نسبت به مسأله امنيت ملى از موضع جمهورى خواهان به طور واضح جدا مى كند، ليكن در جنگ طلبى اش فرقى با آنان ندارد. براى پيشبرد اين كارزار نظامى گرايانه كرى، هيأتى از روشنفكران كارشناس مسائل نظامى كه بسيارى از آنان با دولت كلينتون همكارى مى كردند، نظريه امنيتى چندجانبه اى را با سرسختى تمام تدوين نموده اند و آن را در كنفرانسها، مقالات و رسانه هاى گروهى تبليغ مى كنند. از شخصيتهاى كليدى اين هيأت مى توان از ساموئل آر.برگر (ساندى)، مشاور امنيتى كلينتون؛ ويليام جى.پرى، معاون سابق وزارت دفاع، اشتن بى.كارتر، يكى از همياران سابق معاون وزارت دفاع و استاد مدرسه عالى دولتى كندى وابسته به دانشگاه هاروارد و لورنس جى.كرب، هميار سابق معاون وزارت دفاع در دوره ريگان و عضو برجسته كنونى مركز پيشرفت آمريكا (گروه جديد پژوهش ايدئولوژيك حزب دموكرات) نام برد.
تلاش براى گسترش چنين موضعى زمانى آغاز گشت كه دموكراتها در انتخابات ميان دوره اى ،۲۰۰۲ كرسى هاى بسيارى را در مجلس و سنا از دست دادند. پس از اين انتخابات، عده بسيارى از شخصيتهاى مهم حزب دموكرات، از جمله رئيس جمهور پيشين يعنى بيل كلينتون، اين شكست انتخاباتاتى را نتيجه دگم گرايى رهبريت حزب دانستند كه در زمانى كه تروريسم مسأله اساسى ملت آمريكا بود، آنان نتوانستند از بينش ميانجى گرايانه سنتى حزب فاصله بگيرند. كلينتون خطاب به شوراى رهبرى حزب دموكرات مركب از دموكراتهاى ميانه رو كه در پيروزى وى در انتخاباتات رياست جمهورى سال۱۹۹۲ كمك شايانى نمود، اعلام كرد: «ما در عمل از كنار مسأله امنيت ملى گذشتيم. هنگامى كه مردم احساس ناامنى مى كنند، شخص قوى تر را به ضعيف تر ترجيح خواهند داد، حتى اگر حق با ضعيف تر باشد» و افزود: «اگر حزب بخواهد در انتخابات سال۲۰۰۴ اعتبار از دست رفته اش را كسب نمايد، بايد براى مسأله امنيت ملى يك برنامه روشن و استوار ارائه دهد.»
ملى گرايى واقع بينانه و روابط چندجانبه
تحت فشار كلينتون و ساير دستيارانش ، دموكراتهاى ميانه رو شروع به تدوين موضع جديدى نسبت به مسأله امنيت ملى نمودند كه قابل قبول كانديداى انتخابات رياست جمهورى سال۲۰۰۴ باشد.
بعد از قبولاندن اساس اين سياست، كرى حتى از آن هم در امر امنيت ملى جلوتر مى رود. در ماه آوريل، پس از بالا گرفتن مجدد حملات عراقى ها، كرى عملكرد جنگى دولت را مورد انتقاد قرارداده و معتقد است كه شكست بوش در جهانى كردن اين جنگ،سربازان آمريكايى را در موقعيت بسيار خطرناكى قرار داده است. او در هفدهم آوريل در يك برنامه راديويى اعلام كرد: «امروز سربازان ما بهاى يك سياست اشتباه را مى پردازند. نود درصد ريسكها و صدمات وارده به ارتش مان ناشى از سياست تكروانه ما در عراق مى باشد». او براى كاهش فشارى كه بر دوش سربازان آمريكايى سنگينى مى كند، پيشنهاد كرد كه هيأت نظارتى از طرف سازمان ملل در عراق مستقر گردد و كارهاى مربوط به برقرارى صلح و امنيت به عهده يك نيروى چندمليتى به رهبرى ناتو گذاشته شود.
در مقابل حملات مكرر جمهورى خواهان، كرى توانست با انگشت گذاشتن بر توانايى خويش به مثابه يك فرمانده ماهر در دورانى بسيار حساس، از مواضع خود دفاع كند. نمونه اين حملات را مى توان در تذكرات ديك چنى، معاون رئيس جمهور مشاهده كرد كه در بيست و ششم آوريل اظهار نمود: «روشها و نظرياتى كه سناتور ايالت ماساچوست در مورد امنيت ملى ارائه مى دهد، جاى شك بسيارى را در قابليت وى براى پاسخگويى به اين امر باقى مى گذارد.» در جواب به چنين تفسيرهايى، كرى فورى دوره خدمت سربازى خويش در ويتنام را به رخ كشيده و صداقت جمهورى خواهان، از جمله بوش و چنى را كه از خدمت سربازى فرار كرده بودند را به زير علامت سؤال برد. اوتأكيد مى كند: «همه مى دانند كه من در جنگ ويتنام شركت كردم، در آنجا زخمى شدم و به ميهن خويش خدمت نمودم، امرى كه باعث افتخار من است. كسانى كه از اين خدمت سرباز زده اند، جايى براى حمله به من ندارند.»
براى ايجاد شبهه در مؤثر بودن برنامه كرى درباره امنيت ملى، انتظار مى رود كه جمهورى خواهان دههاميليون دلار صرف تبليغات تلويزيونى كنند، در حالى كه دموكراتها مطمئناً ارقامى مشابه را صرف تبليغات كرى خواهند كرد كه چيزى جز مداحى سياستهاى نظامى گرايانه نيست. چنين محتواى تبليغاتى اى در تاريخ كارزار انتخاباتى آمريكا بى سابقه است.
براى آماده كردن چنين كارزارى، دموكراتها برنامه خود را به دوبخش دفاعى و سياست خارجى تقسيم كرده اند. اگر اين برنامه در مورد مسائل حكومتى بى شباهت به برنامه كنونى دولت نيست، ليكن دموكراتها در مورد سياست دفاعى، راه خود را از رقيبشان جدا مى سازند.
«دكترين بوش» بر يك راه حل نظامى يك طرفه و پيشگيرانه براى مقابله با هرگونه تهديد عليه امنيت ملى آمريكا، تأكيد مى ورزد. كاخ سفيد دليل مى آورد كه ديگر راه حلهاى سياسى سنتى براى منصرف كردن دشمن كافى نيستند و تنها راه براى آنكه سازمانهاى تروريستى و دولتهاى «بزهكار» با سلاحهاى كشتار جمعى به ما حمله نكنند، اين است كه ما به آنها حمله كنيم. بر طبق اين سياست، حتى اگر متحدين آمريكا با اوموافق نباشند، ايالات متحده آمريكا مى تواند در صورت احساس كوچكترين خطرى، به تنهايى دست به يك اقدام نظامى بزند.
به نظر جمهوريخواهان، دكترين بوش نتيجه سير طبيعى سياست دفاعى آمريكا مى باشد كه مقابله با تهديدات جديد جهانى را در بر مى گيرد. در صورتى كه به اعتقاد دموكراتها، اين نظريه، طرد سياست هميشگى آمريكا بوده و منجر به قطع رابطه تاريخى اى مى گردد كه از سالها پيش بر اعتماد متقابل آمريكا و متحدين اصلى اش استوار بوده است. برگر، در اكتبر،۲۰۰۳ در كنفرانسى در مركز پيشرفت آمريكا اعلام داشت كه اين ديدگاه دولت بوش، «چرخش اساسى اى در محتواى سياست خارجى آمريكا به شمار مى رود». وى افزود: «در واقع (بوش) نظريه متقاعدسازى اى كه سنگ پايه سياست دفاع ملى ما در پنجاه سال اخير بوده است را به طور بنيادين نفى مى كند». علاوه بر اين، پافشارى دولت بوش بر عملكردهاى يك جانبه و تكروانه «به معناى پايان دوران اتحادهاى پايدار» است كه در گذشته اجازه داده بودكه تهديدات «عمومى» بازشناخته شود و عمليات مشترك با متحدين در دوران جنگ سرد انجام پذير باشد.
به اعتقاددموكراتها بهترين راه براى بالا بردن ظرفيت دفاعى آمريكا، اين است كه آمريكا دوباره اتحادهاى درازمدت برقرار نموده و متحدينش راحول اهداف حياتى مانند جنگ عليه تروريسم و بازسازى افغانستان وعراق گرد آورد. در سوم دسامبر، كرى خطاب به شوراى روابط خارجى گفت: «اگر به رياست جمهورى انتخاب شدم، سالهاى انزوايى كه بوش به آمريكا تحميل كرده است رابا عصر نوينى از اتحادها جايگزين خواهم كرد، زيرا پس از خاتمه جنگ سرد، براى فائق آمدن بر خطرات و موانع جديد، كه چه بسا مهمتر از قبل مى باشند، به متحدينمان نياز داريم».
هيچ سند يا بيانيه واحدى نمى تواند به تنهايى تمام جوانب اين سياست نوين را توضيح دهد. مقوله «ملى گرايى واقع بينانه» كه توسط سناتور بيدن در نوامبر۲۰۰۳ به دموكراتها پيشنهاد شده است، بهترين مقوله اى است كه تاكنون توانسته ماهيت اصلى اين سياست را بيان كند.
اين مقوله، به طور اساسى، حفظ منافع ملى آمريكا را از طريق ادغام عمليات نظامى و همكارى بين المللى دنبال مى كند. همانگونه كه دكترين بوش در مدنظر داشت، اين نظريه نيز قصد دارد تا با هرگونه تهديد از طرف دولتهاى بزهكار و گروههاى تروريستى مقابله نمايد. ليكن براى رسيدن به اين هدف بيشتر ترجيح مى دهد تا با متحدين اروپايى اش و نيز به طور گسترده ترى با جامعه بين المللى همكارى كند تا اينكه به تنهايى وارد عمل گردد. اين همكارى به طور مشخص يعنى بالا بردن ظرفيت جهانى براى شناسايى وانهدام هسته هاى مخفى تروريستى، ممانعت از صدور تكنولوژى براى ساختن سلاحهاى هسته اى به كشورهاى بزهكار و بازسازى كشورهايى كه ساختارشان در جنگ متلاشى شده است. ايالات متحده مى تواند همچنان به صدور تجهيزات ومنابع نظامى خويش در دنيا به طور گسترده ادامه دهد به شرطى كه اين توسعه طلبى با همكارى جامعه بين المللى صورت گيرد. اگرچه دموكراتها با اين برنامه خود را از جمهورى خواهان متمايز مى سازند ليكن در بسيارى از موارد از سرسخت ترين سياستهاى دولت بوش حمايت كرده و حتى از آن هم پا فراتر مى گذارند.
برگر يادآور شد كه «در صورت پيروزى دموكراتها، مى بايست به خواست مردم آمريكا مبنى بر استفاده از نيروى نظامى براى دفاع منافع حياتى مان پاسخ گوييم و چه بسا بدون توافق ديگران.» در مقايسه با جمهوريخواهان، دموكراتها، شانس بيشترى به راه حلهاى صلح آميز خواهند داد، ليكن در صورت لزوم كمتر از آنان براى استفاده از نيروى نظامى ترديد نخواهند كرد. موضع كرى حتى خشن تر از اين هاست. وى در سوم دسامبر اعلام كرد: «اگر به مقام رياست جمهورى انتخاب شدم، امنيت ملى مان را فداى هيچ ملت و نهادى نخواهم كرد و دشمنان ما هيچ شكى در قاطعيت من براى استفاده از نيروى نظامى چنانچه لازم باشد، نخواهند داشت.»
كرى و حاميانش، با تكيه بر اين نظرگاه، توسعه طلبى و افزايش ظرفيت جنگى آمريكا را تشويق مى كنند، مسأله اى كه معمولاً خلاف ديدگاه حزب دموكرات بوده است. آنان به خصوص سعى دارند تا قدرت جنگى  ارتش و نيروى دريايى آمريكا را توسعه دهند، بخشهايى كه در جنگهاى زمينى، عمليات برقرارى صلح و استقرار نظم در دوره هاى بعد از جنگ، بيشترين بار را متحمل مى شوند. براى بالابردن ظرفيت پنتاگون در اين امر، دموكراتها در نظر دارند دو واحد جديد را در ارتش به وجود آورند و بدين گونه چهل هزار جنگجوى فعال به ارتش آمريكا اضافه نمايند و نيز تجهيزات اوليه پياده نظام را تقويت بخشند، مانند لباسهاى مخصوص جنگ، سپاهيان زره پوش و هلى كوپترهاى جنگى.
با پيشنهاد اين تدابير، دموكراتها تأكيد خود را بر گسترش ظرفيت پياده  نظام ـ نيرويى كه در مقابله با حملات چريكى در افغانستان، عراق و كوزوو به كار گرفته شده بود ـ اعلام مى كنند. آنان همچنين مانند دولت بوش در جست وجوى سلاح هاى پيشرفته تر و پيچيده ترى هستند. كرب در ژانويه سال ۲۰۰۴ نوشت: «بحث بر سر تحولات نظامى بايد از تكنولوژى جبهه نبرد فراتر رود. بحث بر سر كسانى است كه اين نبرد را به پيش مى برند ما به ارتشى نياز داريم كه به اندازه كافى مجهز و وسيع بوده تا بتواند در سرتاسر دنيا از عهده وظايف بسيار گوناگون در شرايط متفاوت برآيد.»
طبق ارقامى كه توسط كرب به مركز پيشرفت آمريكا ارائه داده شد، دموكراتها حاضرند سالى ۶ ميليارددلار براى افزايش تسليحات و تجهيزات نظامى خرج نمايند. براى تأمين اين بودجه بدون افزايش هزينه دفاعى، مى بايست برخى پروژه هاى دفاعى پرخرج مانند هواپيماهاى جنگى اف آ۲۲ و زيردريايى ويرجينيا كلاس را كنار بگذارند.
اگرچه جرج بوش خود را بهترين كانديدا براى مبارزه با تروريسم قلمداد مى كند، ليكن دموكراتها ادعا دارند كه كاخ سفيد در اين نبرد بسيار متزلزل بوده است. اتهاماتشان به بوش بر دو پايه اساسى بنا شده است: اول آن كه بوش با متمركز كردن تمام قواى خود در عراق از سال ،۲۰۰۱ توجهات و امكانات را براى امرى مهمتر يعنى مبارزه با القاعده به انحراف كشاند. دوم آنكه با دور شدن از جامعه بين المللى در بسيارى از زمينه ها، حمايت ماوراء البحرى اى كه آمريكا براى شناسايى، بازيابى و نابودى هسته هاى مخفى تروريستها نياز دارد، را به خطر انداخت.
اعترافات ريچارد اى. كلارك، رئيس سابق مبارزه با تروريسم وابسته به كاخ سفيد، به اين اتهام كه وسوسه بيش از حد آمريكا براى اشغال عراق اذهان را از القاعده منحرف ساخته است، دامن زد. كلارك در ۲۴ مارس، يعنى قبل از شروع تحقيقات كميسيون ملى بررسى حمله تروريستى يازده سپتامبر، در بيانيه تأسف آورى گواهى كرده بود كه جرج بوش و نزديكترين دستياران وى نشانه هاى بارز حمله تروريستى يازدهم سپتامبر را عميقاً انكار نمودند و پس از وقوع اين حادثه، عليرغم وجود هرگونه نشانه بارزى مبنى بر رابطه صدام با تروريستها، سعى كردند تا او را مسؤول اين حملات قلمداد كنند.
دموكراتها اينگونه استدلال مى كنند كه جرج بوش با تكيه بيش از حد بر مسأله عراق، وقت و نيروى لازم براى مبارزه با القاعده را به كار نبرد كرى و ديگران، شكست بوش براى دستگيرى اسامه بن لادن را گواه بارز اين كوتاهى مى دانند. وى در بيست وهفتم فوريه اعلام كرد: «بن لادن تادوسال پيش در شهر تورابورا (افغانستان) در جنگمان بود اما جرج بوش با فراخواندن نيروهايمان از افغانستان، رؤساى جنگجوى افغان را جانشين آنان ساخت كه كوچكترين انگيزه اى براى به انجام رساندن كارى كه ما در افغانستان آغاز كرده بوديم را ندارند.» بدين ترتيب و نيز به روشهاى ديگر، كاخ سفيد «مبارزه با تروريسم را تضعيف نمود.»
علاوه بر اين، دولت بوش دولتهاى خارجى اى كه در اين جنگ براى شكار و خنثى ساختن القاعده و شاخكهاى جهانى آن به طرز حياتى لازم بودند را از خود راند. كرى در سوم دسامبر در جمع شوراى روابط خارجى اعلام كرد: «به گفته جرج بوش، همكارى ما با ساير ملتها به خصوص با متحدينمان براى مبارزه با تروريسم امرى حياتى است. حق با اوست ليكن دولت بوش در زمينه هاى بسيار گوناگون، از دادگاه قضايى بين المللى گرفته تا تغييرات مربوط به آب وهوا، اين كشورها را به شيوه بسيار توهين آميزى ناديده مى گيرد و بدين ترتيب حمايتشان را از آمريكا در نبرد عليه تروريسم خدشه دار مى سازد. ما بايست با جامعه بين المللى براى تدوين يك استراتژى دستجمعى و نه امپرياليستى همكارى نماييم.»
ايالات متحده مى تواند با تغيير در ارجحيت ها و تكنيك هايش كارزار ضدتروريستى را مؤثرتر به پيش ببرد. اين امر ايجاب مى كند كه نيروهاى ملى بيشترى را به خصوص د ر زمينه اطلاعاتى، صرف اين امر نموده و روابط آمريكا با متحدين اصلى اش دوباره برقرار ساخت. منظور دموكراتها از نيروهاى ملى، توسعه بيشتر قابليت هاى آمريكا براى يك جنگ ماورا قراردادى مى باشد. برگر توضيح مى دهد: «اگرچه ما همچنان به حفظ امكاناتمان براى يك جنگ سنتى نياز داريم ليكن امروز مى بايست دشمنان مان را كه درسايه ها و اغلب در بين اهالى عادى پنهان شده اند، شناسايى و نابود كنيم. تلاشهاى ما بايد در درجه اول صرف گرد آورى اطلاعات گردد.»
پاورقى
طرح حمله
بوش با تأكيد بر اين نكته كه تشكيل يك ائتلاف جهانى و يا استفاده از سازمان ملل متحد نمى تواند مشكل دولتهاى سركش را حل كند، گفت: «ما به دنبال آن نيستيم كه براى زور و يا كاربرد زور با تمامى مردم به توافق برسيم. اما اگر بخواهيم اقدامى انجام دهيم كه معطوف به نتيجه اى مثبت باشد، بايد ملتها و رهبران از آن حمايت كنند. از اين طريق مى توان اقدامات مثبتى انجام داد و به صلح دست يافت.» رئيس جمهور از من دعوت كرد تا گشتى در مزرعه اش بزنيم. ما درحال قدم زدن ، به صحبت درباره عراق پرداختيم. در آن زمان، من هيچ اطلاعى از نقشه هاى نظامى محرمانه، جلسات و يا انتخابهاى مختلف، نظير طرح توليد نيرو، طرح آغاز و طرح پيوند نداشتم. بوش به من گفت كه او هنوز طرح نظامى مناسبى را در مورد عراق نديده است و ما درباره اهميت صبر و آرامش صحبت كرديم. روز بعد، او به خبرنگاران گفت كه «فرد بسيار صبورى است»  و به دقت انتخابهاى تغيير رژيم در عراق را بررسى مى كند.
ديك چنى احساس مى كرد كه به سرعت در حال از دست دادن موقعيت خود است. صحبت از ديپلماسى، سازمان ملل متحد و اكنون هم صبر و آرامش، همگى با ديدگاههاى او متفاوت بودند. هيچ چيز نبايد آهنگ جنگ را كند مى كرد؛ جنگى كه به نظر او كاملاً ضرورى بود. جنگ تنها راه بود. همكاران سابق او، از دولت فورد تا بوش پدر، سيلى از ديدگاهها را مطرح كرده بودند. اسكوكرافت كه مخالف جنگ بود و جيمز بيكر نيز به دولت توصيه مى كرد كه از هرگونه اقدام يكجانبه پرهيز كند. «هنرى كيسينجر» استاد واقع گرايى در سياست خارجى ، در مقاله مفصلى كه در روز ۱۲ آگوست در واشنگتن پست منتشر شد، از كاربرد زور توسط دولت بوش عليه صدام حسين حمايت كرد. اما درعين حال ، نسبت به اهميت ايجاد يك ائتلاف بين المللى وتوجه به افكار عمومى ، هشدار داد.
نيويورك تايمز در روز ۱۶ آگوست طى مقاله اى ، با اشاره به موضع گيرى اسكوكرافت و كيسينجر تيتر زد: «اصلى ترين جمهوريخواهان با استراتژى بوش در مورد عراق مخالفند». اين مقاله برداشت نادرستى از مقاله كيسينجر بود كه درحقيقت از بوش حمايت كرده بود. اگرچه درنهايت، نيويورك تايمز اصلاحيه اى دراين مورد چاپ كرد ، اما ديك چنى ومعاون او، اسكوتر ليبى، احساس كردند كه از اولش هم بدتر شده است . اين اصلاحيه در صفحه اول و با تيتر منتشر نشد . مخالفت اسكوكرافت نيز به نظر محكم و غيرقابل بحث مى آمد. تمامى اين موارد باعث شكل گيرى اين تصور مى شد كه جنگ دارد به فراموشى سپرده مى شود.
چنى به اين نتيجه رسيد كه به غيراز دولتمردان، همه اظهار نظر كرده اند. بايدموضع دولت مطرح مى شد و به همين جهت او تصميم گرفت سخنرانى در اين باب انجام دهد. معمولاً مرسوم نبود كه معاون اول قبل از رئيس جمهور درمور مسائل بسيار مهم صحبت كند. رئيس جمهور نيز قرار بود در روز ۱۲ سپتامبر درمورد عراق در سازمان ملل متحد سخنرانى كند. چنى به هيچوجه نمى توانست صبركند.او احساس مى كرد نوعى خلأ ايجادشده است. او به هيچوجه قصدنداشت به اسكوكرافت، كيسينجر، بيكر و يا پاول بپردازد. او با رئيس جمهورى دراين باره صحبت كرد و رئيس جمهورى بدون آنكه از محتواى سخنرانى چنى مطلع باشد، به او چراغ سبز نشان داد.درجلسه شوراى امنيت، چنى به بوش گفت كه قصد دارد اين سخنرانى را انجام دهد. بوش با حالت شوخى به او گفت: فقط من را به دردسرننداز.
مشكل دقيقاً همان چيزى بود كه چنى در ذهن داشت.
تيتراصلى نيويورك تايمز درصبح روز ۲۷ آگوست اين گونه بود: چنى گفت: خطر يك عراق هسته اى، توجيه گر حمله است.
پاول كاملاً متحير شده بود. معاون رئيس جمهور، سخنرانى بسيارتند و تيزى را درهمايش سربازان سابق جنگ هاى خارجى در «نشويل» ارائه كرد و درآن، بازرسى هاى تسليحاتى را كاملاً بى اثر و فايده دانست.
چنى با اشاره به صدام گفت: هيچ تضمينى وجودندارد كه با بازگشت بازرسان، او (صدام) از قطعنامه هاى سازمان ملل متحد تبعيت كند. برعكس، حتى اين خطر وجوددارد كه اين اقدام باعث شود صدام به لاك دفاعى بازگردد.درعين حال، معاون رئيس جمهورى با ارائه تخمين اطلاعاتى خود درباره صدام گفت: ترديدى ندارم كه صدام حسين، سلاح هاى كشتارجمعى دراختيار دارد و ترديدى ندارم كه آنها را براى حمله به ما و دوستان و متحدان ما انباركرده است.چنى درحالى اين جملات را مى گفت كه رئيس جمهورى در حدود ۱۰روز قبل از آن گفته بود صدام «رؤياى» داشتن سلاح هاى كشتارجمعى را درسرمى پروراند. ارزيابى هاى رئيس جمهور و سيا به هيچوجه با ارزيابى چنى همخوانى نداشت.چنى همچنين گفت كه وجود اين سلاح ها در دستان يك «ديكتاتور خون آشام، تهديدى فراتر از تصوراست. هزينه عدم اقدام در برابر او به مراتب بيش از هزينه اقدام است.»
ادامه دارد
اميل لحود ۳ سال ديگر رئيس جمهور لبنان خواهد بود
180171.jpg
گروه بين الملل ـ مجلس لبنان مدت رياست جمهورى «اميل لحود» را سه سال تمديد كرد.
به گزارش بى.بى.سى، ناظران امور منطقه، لحود را متحد نزديك سوريه به شمار مى آورند.شوراى امنيت سازمان ملل متحد پنجشنبه گذشته خواهان احترام به حق حاكميت لبنان شد و از تمام نيروهاى خارجى خواست كه از لبنان خارج شوند. سازمان ملل متحد همچنين از دخالت خارجيان در امور داخلى لبنان انتقاد كرد.
اين درحالى است كه سوريه تنها كشورى است كه قواى قابل توجهى در لبنان دارد. هرچند كه شوراى امنيت مستقيماً از سوريه نام نبرده.سوريه از تمديد مدت رياست جمهورى لحود حمايت كرده است.در اين حال، به گزارش ايرنا «رفيق شلالا»، سخنگوى رياست جمهورى لبنان گفت: مجلس نمايندگان لبنان با تصويب تمديد رياست جمهورى «اميل لحود»، بار ديگر، اعتماد عملى خود را نه فقط به شخص لحود و مواضع وى، بلكه به استراتژى ملى كه لحود طى ۶ سال گذشته در پيش گرفته بود، به اثبات رساند.به گزارش شبكه تلويزيونى «الجزيره»، شلالا دستاوردهاى دوران رياست جمهورى لحود براى كشور لبنان را مهم و غيرقابل چشم پوشى توصيف كرد و گفت: ثبات امنيتى، بازپس گيرى حقوق لبنان، آزادسازى بخش بزرگى از خاك اشغالى لبنان و بازپس گيرى حق بهره بردارى از آب هاى متعلق به لبنان از جمله مهمترين اين دستآوردهاى داخلى است.
انگليس؛ اول ـ فرانسه؛ هفدهم
آمريكايى ها فهرست متحدان خود را اعلام كردند
براساس نتايج يك نظرسنجى، آمريكايى ها، انگليس را در رديف اول و فرانسه را در رديف هفدهم متحدان خود مى دانند.
به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزارى فرانسه، ۷۰ درصد از افراد مورد پرسش از انگليس به عنوان اولين متحد آمريكا نام برده اند.
اين در حالى است كه در نظرسنجى سال ۲۰۰۲ ميلادى، فرانسه در رديف هشتم قرار داشت. بر اساس نتايج اين نظرسنجى كه توسط مؤسسه «هريس اينتراكتيو» انجام گرفت، ۵۰ درصد از افراد مورد پرسش نيز كانادا را به عنوان دومين متحد آمريكا و به دنبال آن كشورهاى استراليا، اسرائيل، ژاپن، مكزيك، ايتاليا، كره جنوبى، اسپانيا و سپس آلمان قرار داده اند.همچنين ۱۵ درصد از افراد، فرانسه را به عنوان يك متحد نزديك دانستند، اما ۳۵ درصد از اين كشور به عنوان يك دوست و نه يك متحد نزديك نام بردند و همچنين ۳۲ درصد عقيده دارند اين كشور نه دوست است و نه دشمن و ۱۰ درصد نيز معتقدند كه فرانسه يك دشمن است.محبوبيت فرانسه در آمريكا در سال ۲۰۰۳ ميلادى پس از مشاجره درباره جنگ عليه عراق در رديف هجدهم قرار گرفت.
اين نظرسنجى در بين روزهاى ۱۰ تا ۱۵ اگوست (۲۰ تا ۲۵ مرداد) از بين ۱۰۱۲ آمريكايى انجام گرفت.
با اعلام تعداد قربانيان گروگانگيرى
روسيه
به عزانشست
• اقدامات تروريستى مغاير با آموزه هاى دينى و بشرى است
• شمار قربانيان گروگانگيرى روسيه به ۳۲۰ نفر رسيد
180282.jpg
گروه بين الملل ـ پس از آن كه پايان خونين گروگانگيرى در مدرسه شماره يك «بسلان» در روسيه به مرگ ۳۲۰ كودك و بزرگسال انجاميد، مردم اين كشور در ميان محكوميت بين المللى اين اقدام تروريستى، غرق در ماتم و عزا شده اند.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه سپيده دم ديروز بازديدى غير مترقبه از شهر بسلان داشت و گفت كه تمام مردم روسيه در غم خانواده هاى قربانيان سهيم هستند. اما مطبوعات روسيه، فرجام اين گروگانگيرى را بدترين سناريوى ممكن ناميدند. ديروز امدادگران همچنان دهها جسد را از سالن ورزش مدرسه كه محل نگهدارى گروگانها بود، بيرون بردند.
پوتين در خلال سفر غير منتظره اش به بسلان در جمهورى اوستياى شمالى گفت: همه روسيه در رنج شما شريك است و همراه با مردم اين جمهورى دعا مى خواند.
او از ۶۰۰ مجروح اين حادثه كه پس از يورش نيروهاى ضربت به بيمارستان انتقال يافتند، عيادت كرد. واحد حوادث غير مترقبه بسلان به «اينترفاكس» گفت كه دست كم ۳۲۰ نفر از جمله ۱۵۵ كودك كشته شده اند، همچنين شمارى از اطفال نيز مفقود شده اند. يك زن در بسلان به همه رهگذران نزديك مى شد و عكس دختركى را نشان مى داد و مى پرسيد: آيا مى توانيد كمكم كنيد؟ من به دنبال اين دختر مى گردم. ما او را در هيچ بيمارستانى نيافته ايم. او را نديده ايد. او خواهرزاده ام است اسمش «مدينا» است.
در اين ميان، پرسش هايى در باره نحوه يورش نيروهاى امنيتى وجود دارد. تلفات بالاى اين گروگانگيرى، محكوميت بين المللى بويژه عليه گروگانگيرها را به همراه داشت و «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا، يك هفته قبل از سالگرد يازدهم سپتامبر آن را يادآور تلخ تاكتيكهاى تروريستى دانست. پوتين تأكيدكرد كه نيروهاى ويژه قصد نداشتند براى آزادى گروگانها حمله كنند. او گفت: ما همه اقدامات احتمالى را در بسلان بررسى كرديم، ولى استفاده از زور برنامه ريزى نشده بود.
يك مقام امنيتى گفت كه چريك هاى چچن از سه روز قبل با پنهان كردن مهمات در ساختمان مدرسه براى اين گروگانگيرى آماده شده بودند. اين حمله كه در پى چند انفجار آغاز شده به سرعت به حمام خون تبديل شد و در حالى كه گلوله و خمپاره به سوى مدرسه شليك مى شد، كودكان گريه كنان پا به فرار گذاشتند.
يك بازمانده كه نوجوانى ۱۵ ساله بود، گفت: من نشسته بودم و صورتم را روى زانوانم و دستم را روى سرم گذاشته بودن. بعد سرم را بلند كردم و ديدم سربازانمان دارند تيراندازى مى كنند. سه نفر از آنها ما را تحت حفاظت گرفتند و نفر چهارم، ما را بيرون برد.
وزير كشور منطقه اعلام كرد كه اكثر قربانيان پس از فروريختن سقف براثر شدت انفجار ها مردند كه به گفته بازماندگان، به خاطر بمبهاى آويخته از سقف توسط گروگانگيرها بود.
رئيس نيروهاى امنيتى نيز گفت كه ۳۲ گروگانگير كه چند تبعه عرب در ميانشان به چشم مى خوردند، به هلاكت رسيدند و بيش از ۱۰ مأمور ضربت جان باختند. تاكنون هيچ گروهى مسؤوليت اين اقدام تروريستى را برعهده نگرفته است، ولى منابع سرويس امنيتى روسيه اعلام كردند كه «شاميل باسايف» جنگ سالار چچنى در اين ماجرا دست داشته است.
در اين حال، به گزارش بى.بى.سى، پوتين دستور داد تا مرزهاى اوستياى شمالى با جمهورى هاى همسايه مسدود شود تا از فرار افراد مرتبط با گروگانگيرى جلوگيرى به عمل آيد.
180168.jpg
وى وعده داد كه به خانواده قربانيان اين عمليات كمك خواهد شد و افزود كه به منظور كاهش فشار بر امكانات محلى در رسيدگى به وضع زخمى هاى حادثه، كمك هاى اضطرارى به محل ارسال شده است.
دو هواپيماى ترابرى روسى پرسنل و تجهيزات پزشكى لازم را به بسلان حمل كرده اند و انتظار مى رود به وضعيت كسانى كه در عمليات آزادسازى گروگان ها به شدت زخمى شده اند، رسيدگى كنند.
در همين حال به گزارش ايرنا، رئيس جمهورى روسيه پس از انجام سفر غير منتظره اش به «بسلان» به مسكو بازگشت.
رئيس جمهورى روسيه تشديد اختلافات قومى در قفقاز شمالى و همچنين ايجاد يك درگيرى گسترده در منطقه را از اهداف اصلى گروگان گير ها خواند.
در اين ميان، به گزارش ستاد عملياتى در امور نجات گروگان ها در رسانه هاى گروهى روسيه، فرزندان «تايموراز منصوراف» رئيس پارلمان جمهورى اوستياى شمالى نيز در شمار گروگان هاى مدرسه شهر «بسلان» بودند.
به گزارش پايگاه اينترنتى «اخبار روسيه» منصوراف به خبرنگاران گفت، پسرش كه زخمى شده بود به هنگام شروع عمليات آزاد سازى نيروهاى دولتى، موفق به فرار شد.وى افزود: در خصوص دخترش هيچ اطلاعى ندارد.از سويى، در پى ماجراى گروگانگيرى در اوستياى شمالى روسيه، وزارت خارجه آمريكا ديروز به اتباع اين كشور مقيم روسيه و آنهايى كه قصد سفر به اين كشور دارند، هشدار داد.به گزارش خبرگزارى فرانسه، در اطلاعيه وزارت امور خارجه آمريكا آمده است: امكان اينكه شهروندان آمريكايى قربانى حملات تروريستى شوند، وجود دارد.در اين اطلاعيه هشدار داده شده است كه امكان انجام چنين حملاتى عليه شهروندان آمريكايى زياد است و احتمالاً اين وضعيت مدت ها ادامه خواهد داشت. وزارت امور خارجه آمريكا همچنين بر اتخاذ اقدامات احتياطى و هوشيارانه از سوى آمريكايى هاى مقيم روسيه تأكيد كرد.
فاش كننده اسرار هسته اى رژيم صهيونيستى
درصدد دستيابى به تابعيت مراكشى يا فلسطينى است
گروه بين الملل ـ فاش كننده اسرار هسته اى رژيم صهيونيستى درصدد دستيابى به تابعيت مراكشى يا فلسطينى است.
به گزارش ايسنا، «مردخاى وانونو» كارشناس هسته اى رژيم صهيونيستى كه ۱۷ سال در زندان هاى آن رژيم به سر برد، در گفت وگو با شبكه تلويزيونى «الجزيره» افزود: به رغم آنكه من تاكنون دو بار از اسرائيل خواسته ام تابعيت اسرائيلى مرا لغو كند، اما اين دولت با درخواست من مخالفت كرده است و من همچنان تابعيت اسرائيلى دارم. وانونو تأكيد كرد كه درصدد دستيابى به يك گذرنامه مراكشى است، زيرا وى در اين كشور به دنيا آمده است و از سوى ديگر، اين احتمال قوى وجود دارد از «ياسر عرفات» رسماً بخواهد كه تابعيت فلسطينى به وى بدهد. وى اظهار داشت: من در نيروگاه هسته اى اسرائيل فعاليت داشتم و از نزديك شاهد توليد سلاح هاى هسته اى بودم؛ اما زمانى كه اسرائيل به صورت غيرمنتظره به نيروگاه هاى هسته اى عراق حمله ور شد، به اين نتيجه رسيدم كه ديگر نمى توان در برابر قدرت خطرناك اين دولت سكوت كرد، زيرا احتمال تكرار چنين فاجعه اى از سوى اسرائيل وجود داشت؛ بخصوص آنكه نيروگاه هاى هسته اى عراق در آن زمان سلاح هسته اى توليد نمى كرد.
عمليات ارتش آمريكا در شمال عراق
۸ كشته و ۴۰ زخمى بر جاى گذاشت
گروه بين الملل ـ نيروهاى آمريكايى ديروز در شمال عراق دست به عمليات وسيعى زدند كه هدفشان، شورشيانى است كه از سوريه نفوذ مى كنند.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، در عمليات صبح ديروز در حوالى «موصل» حداقل ۸ عراقى كشته و ۴۰ نفر مجروح شدند. لشكر دوم پياده نظام آمريكا در ساعت ۸ صبح عمليات شكار يك «گروه تروريستى» در منطقه را آغاز و يك نفر را بازداشت كرد. بنا به ادعاى ارتش آمريكا، شهر «طل عفار» به پناهگاه تروريست هايى تبديل شده كه از مرز سوريه وارد مى شوند.
يك گزارشگر خبرگزارى فرانسه گفت كه تانك هاى آمريكايى تحت حمايت هلى كوپترهاى توپدار وارد اين شهر تركمان نشين شدند و سپس، درگيرى شديدى درگرفت كه به مداخله جنگنده هاى اشغالگران انجاميد و يك بمب در حوالى شهر منفجر شد. سربازان آمريكايى پس از آن كه مورد حمله خمپاره قرار گرفتند، دو شورشى را به قتل رساندند.در اين حال، سخنگوى ارتش آمريكا گفت: همزمان با وقوع درگيرى هاى سهمگين ميان نيروهاى تحت امر آمريكا و شورشيان در روز شنبه، يك فروند هلى كوپتر ارتش آمريكا مجبور به فرود اضطرارى در نزديكى شهر «موصل» شد و دو خدمه آن مجروح شدند.
خبرگزارى رويترز از موصل به نقل از اين سخنگو بدون اشاره به نام وى گزارش داد: علت نشست اضطرارى بالگرد يو.اچ ـ ۵۸ مشخص نشده است.
در همين ارتباط، شبكه تلويزيونى «الجزيره» به نقل از يك پزشك عراقى، گزارش داد: بهانه آمريكايى ها براى حمله به اين منطقه وجود مقاومت مسلحانه است و اين نيروها شهر موصل را از ساعات اوليه ديروز در محاصره قرار دادند.
اين پزشك عراقى افزود: هواپيماهاى آمريكايى دائماً در حال پرواز هستند و اين منطقه را به يك مكان نظامى بسته تبديل كرده اند.
از سويى، ۳ گلوله خمپاره ديروز به محوطه محل استقرار سفارت آمريكا در عراق و دولت موقت اين كشور واقع در مركز بغداد اصابت كرد.
خبرنگار خبرگزارى فرانسه در بغداد با اعلام اين خبر افزود: اين انفجار همزمان با نشست مجلس ملى موقت عراق صورت گرفت.صداى چند انفجار شديد، محل اين گردهمايى را كه اعضاى مجلس موقت عراق در آنجا گرد آمده بودند، به لرزه درآورد و به محافظان امنيتى دستور داده شد تا نماينده هاى شركت كننده در گردهمايى را از پنجره ها دور كنند.
بسيارى از وزارتخانه ها و سازمان هاى دولتى و همچنين سفارت آمريكا در اين منطقه كه به «منطقه الخضراء» معروف است، قرار دارند.
ارتش اسلامى عراق مسؤوليت ترورنافرجام چلبى رابرعهده گرفت
ارتش اسلامى عراق مسؤوليت عمليات نافرجام تروراحمد چلبى رهبر حزب كنگره ملى عراق را بر عهده گرفت.
به گزارش ايرنا، شبكه تلويزيونى «الجزيره» قطر، ديروز با اعلام اين خبرافزود: ارتش اسلامى عراق در يك نوار ويديويى ادعا كرد موفق شده است يكى از همراهان چلبى را كه در جريان عمليات ترور مجروح شده بود، به اسارت خود در آورد.به گفته الجزيره، اين فرد كه توسط ارتش اسلامى عراق اسير شده است، درآن نوار ويديويى اظهار داشت سه نفر از دوستانش در حادثه مذكور كشته شدند.براساس اين گزارش، ارتش اسلامى عراق اعلام كرد: اين گروگان براثر جراحات وارده درگذشته است.احمد چلبى و همراهانش چند روز پيش در راه بازگشت ازنجف به بغداد مورد حمله مسلحانه افراد ناشناس قرار گرفتند. وى دراين عمليات آسيبى نديد اما چند تن از همراهان وى مجروح شدند.
يادداشت بين الملل
يادداشت
پكن، ميزبان احزاب آسيايى
سومين نشست احزاب آسيايى روز جمعه سوم سپتامبر به ميزبانى چين در شهر «پكن» گشايش يافت. بيش از ۸۰ حزب از ۳۰  كشور آسيايى، شمارى از سازمانهاى بين المللى و همچنين ۳۵۰ نماينده از احزاب سياسى آسيا از جمله برخى احزاب جمهورى اسلامى ايران نيز در اين نشست شركت كرده  اند. همكارى در زمينه هاى امنيتى، تجارى، اقتصادى، سياسى و توسعه اجتماعى به همراه تقويت مبادلات حزبى در قاره كهن و بزرگ آسيا از جمله محورهاى مورد بحث اين نشست عنوان شده است. اين در حالى است كه احزاب سياسى آسيا طى پنج دهه گذشته با عبور از يك دوره سنتى به مرحله مدرنى گام نهاده اند. بنابراين، كنفرانس احزاب آسيايى مى تواند در نوع خود به پديده نوينى در عرصه هاى سياسى واقتصادى تبديل شود. حزب كمونيست چين  كه ميزبانى اين نشست را برعهده دارد، معتقد است كه احزاب سياسى آسيا، به عنوان بازيگران عمده در صحنه سياست و اقتصاد مى توانند با مداخله مؤثر و تعامل با يكديگر راهى براى حل اختلافات ميان كشورها و چالش هاى فرامرزى بيابند. از ديد رهبران حزب كمونيست چين، احزاب آسيا در تعامل با يكديگر قادر به تأثير گذارى فعال در عملكردهاى دولت هاى خود هستند و مى توانند از آموزه هاى حزبى يكديگر استفاده كنند. به همين دليل، در نشست احزاب آسيايى در پكن، بار ديگر بر كنارگذاشتن اختلافات و يافتن زمينه هاى مشترك همكارى با رويكرد به گفت وگوهاى سياسى، تجارى و فرهنگى تأكيد شد. زيرا حزب كمونيست چين معتقد است كه مشورت و همكارى سياسى مستمر احزاب آسيايى باعث خواهد شد تا توان مقابله با چالش هاى امنيتى و اقتصادى با لا رود و از اين طريق به مفهوم جديدى از امنيت و همكارى امنيتى در آسيا دست يافت. بخصوص آنكه در فرايند جهانى شدن اقتصاد، همكارى هاى اقتصادى و اجتماعى دوجانبه، منطقه اى، بين المللى و چند قطبى شدن جهان، بيش از هر زمان ضرورت ايفاى نقش از سوى احزاب آسيايى را طلب مى كند. علاوه بر اين و با توجه به نقش و موقعيت تمدن آسيايى، بر قرارى ارتباطات ديپلماتيك و هماهنگ دولت با دولت از جمله وظايف احزاب آسيايى است كه به يك خواست عمومى تبديل شده است. در اين ميان، دولت چين اگر چه به صورت تك حزبى اداره مى شود و تسلط اين حزب بر تمامى چرخه هاى اقتصادى و عرصه هاى سياسى مشهود است، اما حزب كمونيست چين در يك اقدام كم سابقه، با افزودن واژه «بين المللى» اقدام به برگزارى اين نشست كرده است تا دست كم از آراى هشت حزب داخلى در برخى زمينه ها بهره گيرد و از خود يك چهره دموكراتيك سياسى نشان دهدو در مورد اينكه چين قصد دارد در برخى زمينه ها اقدام به اصلاحات سياسى كند، على القاعده نيازمند همكارى فكرى با هشت حزب داخلى و وحدت نظر با آنها است كه تنها در اين صورت، چهره دموكراتيك چين آشكار خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |