|
|
|
تا چند وقت ديگر پاييز مى آيد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حرف دل
مى نويسم... نيازى مرا وادار به نوشتن كرده است. مرا گمشده قرن ها سكوت و خاموشى مگردان. مرا به لحظات پرغرور و خاكستريت دعوت كن كه من به انتظار آن نگاه پرعطش خاموشت هستم... مرا به ديار آشنايى آنجا كه سكوت تنها راز خاموشى مان است فرا بخوان. مرا درياب كه باقيمانده اين وجود محتاج بودنت است. روحم را چون آينه غبار گرفته روزگارت ندان كه من پر غم تر از هر لحظه بودن گشته ام. مرا با عمق درياى چشمانت... با سبزى نگاهت و با پاكى افسانه قلبت غريبه نگردان... من در چنگ بادهاى ناملايم برزخ بى تو بودن لحظه اى با نابودى فاصله دارم... اين لحظه متعلق به توست... كه اگر آن را نربايى تا هميشه تنها خواهم ماند. ...
با زندگى دشمنى ديرينه دارم تو كارى مى كنى كه از زندگى گريزان باشم اكنون نمى فهمى چه مى گويم! وقتى كه بميرم، تازه مى فهمى... سارا اعتمادزاده
بى تو مهتاب شبى باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم شعر را فريدون مشيرى گفته ولى حرف دلم است. آزاده از ميبد
آن شب كه ماه براى دل من طلوع كرد. آن شب كه ستاره ها نورشان را فقط براى دل من به زمين مى فرستادند. آن شب كه آسمان تمام دل تنگى هايم را با خود برد. تازه فهميدم كه دلم حتى براى دل تنگى هايم هم بى تابى مى كند، آن شب چيزى را گم كرده بودم، چيزى كه اصلاً مهم نبود خوب است يا بد فقط جايش خالى شده بود. ياسمن آزادى ـ زاهدان
|
|
|
|
|
تا چند وقت ديگر پاييز مى آيد
دادگاه؛ تعطيل
|
|
|
تابستان امسال كم كم تمام مى شود. پليس هاى سرتاسر جهان نفس راحتى مى كشند چراكه معتقدند با رفتن جوان ها به مدرسه و دانشگاه، آمار دزدى ها و قانون شكنى ها به مراتب كمتر خواهد شد. *** دادگاههاى تابستانى يكى بعد از ديگرى تشكيل مى شوند. در رديف اول اين دادگاهها، در جايگاه متهمان، معمولاً جوان هاى بيست ساله اى نشسته اند كه معلوم نيست چگونه سر از آنجا درآورده اند. استفن مايكلى، جوان هفده ساله اى است كه در يك ماه تابستانه ۱۰ عمل غيرقانونى انجام داده: در خيابانها دعوا راه انداخته، به عابران پياده آسيب رسانده يا از فروشگاهها جنس دزديده. دادستان از او مى پرسد: «چرا» و او با لبخند جواب مى دهد: «فقط حوصله مان سر رفته بود.» يك جوان ۱۹ ساله هم ماه گذشته در ساحل تالبوت از تماس با دوستانش محروم شد چراكه در يك شب تابستانى براى وقت گذرانى ماشينى را دزديده بود و در خيابانها با سرعتى خطرناك ويراژ داده بود. پليس هارت فورد مى گويد: تابستان ها هر روز ۱۲۰ نامه تذكر به خانه ها فرستاده مى شود. اين نامه ها به نوعى كارت زرد پليس به جوان ها به حساب مى آيد. در صورت تكرار جرم، آنها به دادگاه احضار مى شوند. تابستان ها پليس هاى آمريكا و انگليس و بسيارى از كشورهاى جهان در حال آماده باش قرارمى گيرند. شهرهاى بزرگ در ترسى آرام فرومى روند. مسن ترها مى گويند تابستان ها كمتر جرأت مى كنند براى خريد يا پياده روى از خانه هايشان بيرون بيايند. پليس استراليا هم درگزارشهاى خود به اين نكته اشاره مى كند كه «به هرحال در تابستانها جوان هاى بيشترى در خيابان ها پرسه مى زنند و دنبال كارى مى گردند تا هرطور شده از كسالت بيرون بيايند.» در شهر كارديف انگليس، پليس ۲۰۰۰۰ اعلاميه ميان مردم پخش كرده و از آنها خواسته هنگام مواجهه با هر عمل غيرقانونى، پليس را در جريان بگذارند. «تماس هايى كه با ما گرفته مى شود بيشتر پيرامون آلودگى هاى صوتى جوان ها يا مزاحمت هاى خيابانى است. مردم از تجمع شلوغ جوان ها در گوشه خيابانها و پياده روها دلخوشى ندارند. بقيه تلفن هاى شكايت مربوط به دعواها، مزاحمت هاى خيابانى وسرقت ماشين هاست.» پليس ها در آماده باش تابستانى، نقاط داغ شهر را زيرنظر مى گيرند. نقطه هاى داغ اصطلاحاً به مكانهايى گفته مى شود كه بيشتر جوان ها در پرسه هاى خود سرى به آنها مى زنند و خطر درگيرى و دزدى و انواع قانون شكنى در آنها بيشتر است. نقطه هاى داغ ممكن است فروشگاههاى شلوغ مركز شهر باشد يا نقاط خلوت و ساكت اطراف شهر. پليس همچنين جوان هاى زير ۱۸ سالى را براى خريد سيگار يا مشروبات الكلى به مغازه ها مى روند و مغازه دارانى را كه حاضر به فروش اين قبيل كالاها به جوانها مى شوند، به شدت مجازات مى كند. در اقدامى موازى، اداره پليس براى كنترل قانون شكنى هاى تابستانى از مدارس مى خواهد كه شاگردانشان را با بليت هاى رايگان به مسافرت بفرستند تا مقدارى از انرژى نهفته آنها تخليه شود. اداره پليس با هماهنگى شهردارى، جوانان رابه رفتن به مراكز تفريحى تشويق مى كند و حتى ميان محله ها مسابقات قهرمانى فوتبال ترتيب مى دهد كه جوايز قابل توجهى دارند. در شهرهاى بزرگ جهان اين باور عمومى وجود دارد كه تعطيلى مدارس با افزايش ميزان جرم و جنايت رابطه مستقيم دارد. مردم معتقدند جوانانى كه به مدرسه نمى روند، گروههاى گانگسترى تشكيل مى دهند و سر خود را با اين قبيل كارها گرم مى كنند. پليس لندن همين هفته يك گروه ۶نفره دختر را دستگير كرد كه از مردم اخاذى مى كردند. افزايش ناگهانى ميزان جرم و جنايت در ماه اول تابستان اين تئورى را تا حدودى ثابت مى كند. اگرچه عده اى ديگر معتقدند اينگونه متهم كردن جوان ها كمى بى انصافى است. ما هميشه مى خواهيم جوانها را متهم كنيم. چرا هيچ كس افزايش جرم و جنايتهاى تابستانى را با هجوم هزاران توريست خارجى به شهرها مربوط نمى داند؟
|
|
|
|
|
اول سير شو بعد برو خريد
|
|
|
… يك هفته گذشت. چند عادت غذايى نادرست را دراين يك هفته ترك كرده ايد؟! حتماً بخاطر داريد كه درشماره قبل به مسائل مربوط به تغذيه و عادات بد، دراين مورد اشاره شد و قول داديم كه ادامه ماجرا را امروز به چاپ برسانيم. ۷ـ ننوشيدن آب كافى: مصرف آب يكى از نيازهاى بديهى انسان و ساير موجودات زنده است و عدم مصرف آن در حد كفايت متابوليسم بدن را در طى روز پايين مى آورد و حتى امكان اضافه وزن را ايجاد مى كند چون آب براى سوخت و ساز و كالرى سوزى ضرورى است. پس به دليل اينكه در كوير زندگى نمى كنيم و آب در همه جا در دسترس است (آنقدر در دسترس كه ساعتها بى هدف بر روى ماشين يا جلوى در منازلمان سرازير مى شود) تا مى توانيد آب بنوشيد! نياز بدن ما روزانه ۱۰ـ۸ ليوان آب است كه اگر به طور مرتب ورزش كنيم اين نياز افزايش پيدا مى كند. ۸ـ نخوردن ميوه و سبزيجات كافى: تنها راهى كه بدن، ويتامين و املاح مورد نياز را به دست مى آورد مصرف واقعى خود ميوه و سبزى است. با دنياى سبزيجات و ميوه ها بيگانه نباشيد و بدانيد كه براى مثال: ـ كلم بروكلى سرشار از ويتامينC، كارتوئيد و اسيدفوليك است. ـ هندوانه منبع فوق العاده ويتامينC و كارتونوئيد است. ـ يك برش از طالبى مى تواندتمام ويتامينA و ويتامينC مورد نياز روزانه را تأمين كند. ـ اسفناج و كلم ويتامين C و اسيدفوليك فراوان و پتاسيم و فيبر مناسب را تأمين مى كند. و... (البته بحث قيمت ونحوه دسترسى به اين مواد خارج از حدود مباحث تغذيه است و بايدمشكل آن هرچه زودتر حل شود در غير اين صورت مباحث تغذيه اى احتياج به تغييرات شديدى پيدا خواهند كرد!) ۹ـ خوردن پيش از خواب: اگر مى خواهيد خواب خوش ببينيد از اين كار پرهيز كنيد، خوردن غذاى زياد تند و ادويه دار و چرب و كافئين ۳ـ۱ ساعت قبل از رفتن به رختخواب كيفيت و مدت خواب را مختل مى كند و روز بعد خسته، كسل و فرسوده خواهيد بود. پس اگر نمى توانيد با سروصداى معده تان قبل از خواب كنار بياييد به سراغ ميوه ها برويد كه خطرى ندارند الا مشكل دستشويى شبانه! ۱۰ـ عادت خطرناك ! ديگر اين است كه در حالت گرسنگى شديد اقدام به خريد كنيم. حتماً شنيده ايد يا شايد در برخى مواقع خودتان اعتراف كرده باشيد كه: «آنقدر گرسنه ام كه سنگ هم مى خورم!» با گفتن اين جمله قصد داريم، شدت گرسنگى خود را به شنونده نشان دهيم و بگوييم ميزان گرسنگى ما در حدى است كه حاضر به قبول هرخوراك ناخوشايندى هستم. پس واى به حال خوراكى هاى رنگ و وارنگ وخوشمزه! اگر دراين شرايط انواع شكلاتها، نوشابه ها، سس هاى چرب ، چيپس ها و… در اختيارمان باشد چه خواهيم كرد؟ قطعاً تاجايى كه شرايط جيب وكيفمان اجازه دهد، به خريد ادامه مى دهيم.
پس سفارشى دوستانه: قبل از خارج شدن از منزل به قصد خريد، كمى خود را سير كنيد و نان و پنير خانه! را بخوريد و بعد تهيه مايحتاج را شروع كنيد. چرا كه اگر گرسنه به خريد برويد ممكن است چيزهايى تهيه كنيد كه براى رژيم غذايى تان مناسب نيست و ضرر اين گرسنگى لحظه اى ، مدتها با شما مى ماند! نكته مهمى كه توليد كنندگان موادغذايى و دست اندركاران اين امر به آن توجه دارند اين است كه : «مردم با چشمهايشان مى خورند و جمله ذكرشده ، ريشه كاملاً علمى و ثابت شده دارد و در مجموعه اى از آزمايشها به اثبات رسيده است. اساس كار اين است كه: اگر فكر كنيم تنوع بيشترى در يك ظرف آب نبات يا مواد غذايى موجود روى ميز يك رستوران هست، بيشتر خواهيم خورد. در واقع رنگ و ظاهر غذاها باعث مى شود تا شخص بيش از حد بخورد و يا زياده روى كند. در يك مورد آزمايش كه برروى افراد بزرگسال انجام شد ۶ رنگ مختلف ژله در كنار يكديگر در ظرفى تهيه شد و در اختيار آنها قرار گرفت و نتيجه حاصل از ميزان علاقه آنان به خوردن با وضعيتى كه هر۶ رنگ ژله بطور مجزا در يك ظرف گذاشته شده بود و در اختيار نمونه هاى موردآزمايش قرار مى گرفت ، بسيار متفاوت بود در حالت نخست ۶۹% اين علاقه نسبت به حالت دوم بيشتر بود هرچه رنگها بيشتر شود ، علاقه به خوردن غذاها هم بيشتر مى شود و حس تنوع تمايل به مصرف آن ماده غذايى را بالا مى برد. در آزمايش مربوط به ژله هاى رنگى ، حس لذت و رضايت از اينكه حداقل يكى از رنگها از نظر طعم با ذائقه ما متناسب است ، ميزان مصرف را بالا مى برد. در يك آزمايش ديگر، متخصصين علوم تغذيه در دو حالت متفاوت اشتهاى افراد را به مصرف «پاپ كورن» يا همان … فيل خودمان موردآزمايش قرار دادند. در حالت اول در يك بسته بندى كوچك و در حالت دوم در بسته بندى بزرگتر (يك سايز بزرگتر) آن را در اختيار افراد قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه: شرايط دوم باعث مصرف بيشتر پاپ كورن (به ميران ۵۰%) شد. آزمايش ومطالعه بعدى نشان داد كه اگر گرسنه يا سير باشيم تفاوت چندانى نمى كند. اگر همچون يك كارمند اداره مجبور باشيم ساعتها پشت ميز بنشينيم و در نزديكى ما ، يا روى ميزمان انواع مختلف غذا باشد، يا در ظرف آنها باز باشد يا داخل بسته بندى و محتويات آن به خوبى مشخص باشد، ميزان مصرفمان بالا خواهد رفت. بسيارى از ما، بطور منطقى وحساب شده به آنچه مى خوريم توجه داريم اما اشتباه زمانى صورت مى گيرد كه از ميزان آن غافل مى شويم. براى نمونه ممكن است تصميم بگيريم به عوض «چيپس سيب زمينى » ، «انگور» بخوريم ، چون سالم تر است ، اما در مورد ميزان آن بى توجه هستيم و فراموش مى كنيم كالرى حاصل از پرخورى در آن مشكل آفرين مى شود. بدن همه ما براى انجام كارهاى روزانه نيازمند به انرژى است. كه انرژى موردنظر از طريق مواد غذايى كسب مى شود وسه منبع اصلى تأمين آن عبارتند از: ۱ ـ كربوهيدراتها (۶۰%) ۲ ـ چربى ها (۳۰%) ۳ ـ پروتئين ها (۱۰%) كه روند تأثيرگذارى هركدام بطور مختصر به اين صورت مى باشد: ۱ ـ كربو هيدراتها ، آنها تأمين كننده انرژى هستند ومهمترين منبع توليد آن به حساب مى آيند و در مصرف اين مواد بايد توجه داشت كه : كربوهيدراتها خودچندنوع هستند. انواعى از آنهامثل نان، سيب زمينى ، ماكارونى و … منابع خوب و مناسب تأمين انرژى هستند و انواع ديگر مثل حبه قند يا تكه اى شيرينى و…گرچه باعث تأمين انرژى مى شوند اما اين انرژى خيلى سريع ايجاد شده وخيلى سريع از بين مى رود. ۲ ـ چربى ها، اين گروه از مواد غذايى نيز تأمين كننده انرژى است. آنها همچنين كمك مى كنند تا ويتامين A، Oو E موردنياز بدن جذب شود، اگرچه رسيدن چربى به بدن حياتى و ضرورى است اما نبايد بيش از حد مصرف شود چون نشستن آن در رگهاى خونى بسيار خطرناك است. ۳ ـ پروتئين ها ، اين گروه نيز درست مانند كربوهيدراتها ، حياتى هستند و وظيفه آنها توليد و نگهدارى سلول هاى بدن است و در همان حال منبع تأمين انرژى نيز هستند. خوب، حالا با يك غذاى چرب و چيلى و تكه اى شيرينى خامه اى بعد از آن چطوريد؟!
|
|
|
|
|
كوهنورد پشت احساس ايران
كوهنوردها هميشه غريبند. در غروب كوهستان تنها عشق رسيدن به قله است كه كوهنوردى را تا دل صبح اميدوار نگه مى دارد. اما اگر مثل محمد، تنها ۱۶۰ متر مانده به قله، بلغزى و بيفتى و ديگر نفس نكشى، ديگر اميد جايى براى ماندن پيدا نمى كند. فردا سالگرد مرگ «محمد اوراز» كوهنورد جوان ايرانى است كه سال گذشته در پاكستان جان باخت. او نه تنها، تنها ايرانى، كه تنها مسلمان صعود كننده به قله اورست بود. او همچنين پرچم ايران را بر فراز قله هايى چون قله لوتسه، ماكالو، چواير، آرارات و كاپوشى به اهتزاز درآورده بود و در سالهاى ۸۰ و ۸۱ به عنوان مرد سال كوهنوردى و قهرمان ملى معرفى شد. اما سال ۸۲ برايش به پايان نرسيد كه بتواند مرد آن سال هم شود، اما محمد مرد همه سالهاى كوهنوردى ما است. فردا يك سال از مرگ محمد مى گذرد، اما هنوز خبرى از نشان افتخارى كه قرار بود از طرف فدراسيون به خانواده او داده شود، نيست. سهم او از نامها فقط اسم استخرى است در نقده كه قرار است ساخته شود. تنها همين! و كمى بيشتر البته! نامى كه از ذهن ايران پاك نمى شود.
|
|
|
|