|
آن سوى خبر
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آن سوى خبر
اعلام برائت مسلمانان اروپا از تروريسم
مسلمانان اروپا كه به خاطر داشتن دينى مشترك با گروگانگيران عراق زير ذره بين قرار گرفته اند، در آستانه سالگرد ۱۱ سپتامبر مى كوشند از خشونت هاى جارى در برخى كشورهاى اسلامى فاصله بگيرند تا نشان دهند به عنوان مسلمان نيز مى توانند شهروندان خوبى باشند. از «مارسى» تا «ميلان»، از «برلين» تا «بيرمنگام»، مسلمانان با استفاده از آگهى، اعلاميه و اساسنامه مى كوشند وجهه ميانه رو و ميهن پرستانه اسلام را براى سومين سالگرد ۱۱ سپتامبر به نمايش بگذارند. همچنين از زمان قتل ۱۹۱ نفر در جريان بمب گذارى در قطارهاى مادريد در ۱۱ مارس امسال كه به گروهى مراكشى تندرو نسبت داده شد، مسلمانان اسپانيا كانون توجه قرار گرفته اند. تبليغات مسلمانان ميانه رو كه پس از ربوده شدن دو خبرنگار فرانسوى در عراق از فرانسه آغاز شد، به ايتاليا، انگليس و آلمان كه شمار زيادى مسلمان دارند، دامن گسترانده است. عنوان مانيفستى كه هفته گذشته در يكى از روزنامه هاى بزرگ ايتاليا چاپ شد و به امضاى ۳۰ مسلمان اين اين كشور رسيد، اين بود: افراطيون را منزوى كنيد تا كشورى امن تر و عدالت پرورتر داشته باشيم. هر بند از اين مانيفست ۶ ماده اى با عبارت «ما زنان و مردان مسلمان اروپا» آغاز مى شد و چهره هاى برجسته محلى مانند «ماريو شالويا» مدير اتحاديه جهانى مسلمانان و «محمدابراهيم شويطه» امام جماعت مسجد رم آن را امضا كرده بودند. گنجاندن عبارت «مسلمانان همسايه» به منظور ارسال اين پيام به ايتاليايى هاى عمدتاً كاتوليك صورت گرفته است: شما مى توانيد به من اعتماد كنيد. من مانند شما ايتاليايى هستم. اين مانيفست يك هزار كلمه اى اظهار مى دارد: «مسلمانان ايتاليا در مقابل تروريسم قاطع و متحد ايستاده اند و مخالف كسانى اند كه از قرائتى منحرف و تند از اسلام سوءاستفاده مى كنند كه يك جنگ تروريستى تمام عيار عليه تمام جهان و تمدن مشترك بشريت به راه انداخته است.» آن همچنين مى گويد كه مسلمانان ايتاليا براى قانون اين كشور «احترام اكيد» قائلند و در مقابل «استفاده از مساجد به عنوان پايگاه هاى جذب جوانان بمبگذار» هوشيار خواهند بود. همچنين شوراى مسلمانان بريتانيا كه برجسته ترين گروه فشار مسلمانان ميانه رو در انگليس است، قصد دارد يك راهنماى جيبى با عنوان «آشنايى با حقوق و وظايف مسلمانى» منتشر كند. اين كتابچه به ۲ ميليون مسلمان بريتانيا خواهد گفت كه در مقابل تهديد تروريسم عليه كشورشان هوشيار باشند و مظنونان خشونت طلب را به پليس معرفى كنند. در فرانسه، ربوده شدن دو روزنامه نگار فرانسوى توسط ارتش اسلامى عراق به نقطه اى عطف براى اجتماع ۵ ميليون نفرى مسلمانان اين كشور كه بزرگترين جمعيت مسلمان در اروپاست، تبديل شده است. درخواست شورشيان مبنى بر لغو قانون منع حجاب اسلامى در مدارس دولتى مى توانست تنش زيادى بين پاريس و مسلمانان ايجاد كند. در عوض، شوراى مسلمانان فرانسه كه دچار چنددستگى شده، يكصدا آدم ربايان را محكوم كردند و تلاش آنها براى شعله ور كردن مسأله حجاب را ناديده گرفتند. «محمد بشارى» يكى از سه مسلمان فرانسوى كه براى آزادى خبرنگاران به بغداد رفته بود، گفت: ما اجتماعى هستيم كه كاملاً فرانسوى است. رهبران ۳/۳ ميليون مسلمان آلمانى نيز كوشيده اند از افراطيون اسلام گرا فاصله بگيرند. «على قزل قايا» رئيس شوراى اسلامى آلمان گفت: البته ما از اين همه تروريسم و خشونت دلسرد شده ايم و ناگفته پيداست، دينى كه نامش به مفهوم صلح است، هرگونه عمل خشونت بارى را نفى مى كند. كسانى كه ادعا مى كنند به نام اسلام حركت مى كنند، به خود دين و مسلمانان لطمه مى زند و بنابراين ما بايد اين اعمال را محكوم كنيم و البته از آنها فاصله بگيريم. وقتى دولت ها با تروريسم مى جنگند، آن به نفع همه است. اسپانيا قريب به نيم ميليون مراكشى را در خود جا داده كه بزرگترين گروه مسلمان اين كشور است. از زمان حمله به قطارهاى مادريد، گروه هاى مختلف اسلامى از دولت سوسياليست اسپانيا خواسته اند براى همگرايى آنها در جامعه بيشترتلاش كند. «خوزه آنتونيو آلونسو» وزير كشور اسپانيا درباره قانون تازه اى براى نظارت بر امامان جماعت مساجد و خطابه هايشان براى مسلمانان نمازگزار سخن گفته است. اگرچه چند انجمن اسلامى خواستار مناظره درباره اين موضوع شده و بقيه دولت را به تلاش براى مهار پيام رهبران دينى مسلمانان متهم كرده اند و به نظر مى رسد در آستانه سالگرد يازده سپتامبر، اين موضوع به بن بست رسيده است. منبع: خبرگزارى رويترز مترجم: رضا اسدى
|
|
|
|
|
۱۱۰۰ روز پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
|
|
|
• ادامه از صفحه ضميمه ۱
ظهور و سقوط يكجانبه گرايى يكجانبه گرايى در شرايطى كه «شدنى » است وچندجانبه گرايى در شرايطى كه «لازم » است ، اصل اساسى سياست خارجى دولت بوش بعداز تحولات ۱۱ سپتامبر بوده است. جلب حمايت جامعه جهانى وشوراى امنيت در حمله به افغانستان وبى اعتنايى به جامعه جهانى ، قدرتهاى بزرگ وسازمان ملل متحد درحمله به عراق از مصاديق اين اصل در سياست خارجى آمريكا بوده است. واشنگتن در هنگام جنگ افغانستان موفق شد از طريق جلب همكارى ناتو و قدرتهاى بزرگ اروپايى و با اغماض روسها، جنگ عليه طالبان و القاعده را آغاز كند، اما هنگامى كه در جنگ عراق با مخالفت سه قدرت بزرگ اروپايى (آلمان، فرانسه و روسيه) و سه قدرت بزرگ منطقه اى جهان عرب ( عربستان ، مصر و سوريه) روبرو شد، بى اعتنا به شرايط موجود، اعلام كرد: حتى اگر انگليس نيز با آمريكا موافق نباشد، حمله به عراق انجام خواهد شد. آمريكاييها حتى تعبير ومفهوم «اجماع» در جامعه جهانى را نيز تغيير دادند. اجماع در مفهوم جديد آن به معناى توافق عام براى شروع يك اقدام بين المللى نبود . در واقع، مفهوم اجماع به يك مصلح حداقلى يعنى عدم مخالفت برخى بازيگران وهمراهى تعداد اندك ديگرى از بازيگران بين المللى با آمريكا تنزل يافت ومفهوم اجماع روز به روز تنگتر، محدودتر و منطبق تر با تعريف هاى ايالات متحده از تهديدات ، دغدغه ها ونگرانى هاى بين المللى شد. با اين وجود، آمريكا على رغم مخالفت اوليه با حضور ناتو در افغانستان ومخالفت با اعطاى نقش گسترده به اروپايى ها وسازمان ملل متحد درعراق، سرانجام هنگامى كه با افزايش هزينه هاى دفاعى ـ امنيتى درعراق و افغانستان مواجه شد، مجبور به پذيرش نقش ناتو، اروپايى ها و سازمان ملل متحد دراين دوبحران شد. در عراق ، آمريكايى ها، مجبور شدند كه قطعنامه انتقال قدرت را به تصويب سازمان ملل برسانند واز كوفى عنان تقاضا كنند تا نماينده ويژه جديدى را براى عراق تعيين كند ومذاكرات مربوط به انتقال قدرت وتشكيل دولت موقت عراق را ساماندهى نمايد. از طرف ديگر، آمريكا با نزديك شدن به آلمان وفرانسه وپذيرش برخى پيشنهادهاى آنان ، موفق شد ناتو را مأمور آموزش نيروهاى امنيتى عراق كند. در حالى كه در پى مخالفت شديد «ژاك شيراك» و «گرهارد شرودر» ، آمريكا در كشاندن ناتو به مأموريتهاى نظامى در عراق شكست خورد. در افغانستان نيز، ناتو به ايفاى نقش مشابهى پرداخت تا فشار سنگين وارده برآمريكا كاهش يابد. در درون آمريكا نيز، افزايش حجم مخالفت ها با يكجانبه گرايى دولت بوش، دموكراتها را بر آن داشت تا اساس حمله به سياست خارجى بوش در رقابتهاى انتخابات رياست جمهورى آمريكا را، ضرر و زيان هاى دور شدن از سازمان ملل متحد و متحدان اروپايى قرار دهند. «جان كرى» نامزد دموكراتها اكنون اساس انتقادات خود از سياست خارجى بوش را براين ادعا استوار كرده كه يكجانبه گرايى بوش باعث ايجاد شكاف بين آمريكا ومتحدان سنتى واشنگتن در اروپا شده واز طرف ديگر بوش با ناديده گرفتن نظرات وديدگاههاى قدرتهاى اروپايى و سازمان ملل متحد درباره معادلات بين المللى، باعث رنجش جدى آنها و تنها شدن ايالات متحده در رهبرى جهانى شده است. از ديدگاه كرى، آمريكا نمى تواند بى اعتنا به اروپا و سازمان ملل جهان را هدايت و رهبرى كند وهزينه هاى يكجانبه گرايى بسيار سنگين خواهد بود. شواهد و قرائن موجود نيز نشان مى دهد در صورت پيروزى دموكراتها، راهبرد يكجانبه گرايى حداقل در حوزه روابط با اروپا و سازمان ملل متحد دچار تغييرات اساسى خواهد شد وحتى اگر بوش نيز به پيروزى برسد، ناچار خواهد بود در جهت كاهش هزينه هاى سنگين دوبحران عراق وافغانستان، در رويه سابق خودتعديل هايى را انجام دهد. در واقع، اراده اتحاديه اروپا براى ايستادگى در برابر يكجانبه گرايى و نيازمندى آمريكا به مشروعيت سازى براى اقدامات خود در عراق و افغانستان از طريق رجوع مجدد به سازمان ملل متحد وشوراى امنيت، مانع از بازتوليد نظام تك قطبى موردنظر جورج بوش پدر در جهان بعداز ۱۱ سپتامبر شد. نظام تك قطبى ارائه شده توسط بوش پدر در اوايل دهه ،۹۰ داراى يك نظم سلسله مراتبى ومتشكل از يك ابرقدرت و بازيگر برتر (آمريكا) و تعدادى از قدرتهاى بزرگ (روسيه، اتحاديه اروپا، چين و…) قدرتهاى منطقه اى وكشورهاى متوسط وسرانجام كشورهاى كوچك و ميكروسكوپى مى شد. بوش پسر بااستفاده از فضاى ضدتروريستى بعداز ۱۱ سپتامبر در جهان، تلاش كرد ايده پدر را در چارچوب مبارزه با تروريسم احيا واجرا كند، ولى درمجموع، شرايط كنونى نشان مى دهد كه به دليل افزايش انتقادات داخلى از نومحافظه كاران ، اراده اروپا و ساير قدرتهاى بزرگ براى مقابله با يكجانبه گرايى آمريكاو نيز مخالفت هاى افكار عمومى جهانى بويژه در خاورميانه، آمريكايى ها درصدد ايجاد تغييرات اساسى دراين رويكرد و راهبردهستند.
|
|
|
|
|
وقايع نگارى يك حادثه تروريستى: ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
|
|
|
سه شنبه، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اندكى پس از ۹/۳۰ شب، بوش، مشاوران امنيتى ارشد خود را در يك پناهگاه در زيرزمين كاخ سفيد گردهم آورد. تنها ۱۳ ساعت از مرگبارترين حملات صورت گرفته در خاك آمريكا در كل تاريخ اين كشور گذشته بود. بوش و مشاورانش دور يك ميز در اتاق كنفرانس مركز عمليات اضطرارى رياست جمهورى نشستند. اين پناهگاه براى مقاومت در برابر حملات اتمى ساخته شده و در آن، كابينهاى خواب و غذاى كافى براى چند نفر و براى چند روز تأمين شده بود. «زمان دفاع از خود رسيده است.» اين را بوش به مشاورانش گفت. او مجدداً تعهدى را كه پيشتر در سخنرانى تلويزيونى خود به مردم از دفتر كارش در كاخ سفيد بيان كرده بود، يادآور شد و گفت: ما تصميم خود را براى مجازات كسانى كه به تروريست ها پناه داده اند، گرفته ايم و مجازات تنها براى تروريست ها نيست. وظيفه كسانى كه دور آن ميز نشسته بودند، اين بود كه نحوه مجازات را تعيين كنند. ساعت ۶/۳۰ صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بوش در فلوريدا صبح زود به دويدن در اطراف زمين گلف پرداخت. برنامه كارى رئيس جمهورى آمريكا در آن روز سبك بود و قرار بود در مدرسه ابتدايى «امابوكر» در كلاس دوم براى ۱۶ دانش آموز خردسال كتاب بخواند. شب پيش او با برادرش، «جب بوش» فرماندار فلوريدا «باب ماريگنز» فرماندار پيشين و برخى جمهوريخواهان ايالت شام صرف كرده بود. كاروان خودرو حامل رئيس جمهورى ساعت ۸/۳۰ صبح به طرف مدرسه راه افتاد. با نزديك شدن به مدرسه تلفن هاى همراه و پيجرهاى همراهان، پيغام هايى را از كاخ سفيد دريافت كردند كه در آن اشاره شده بود هواپيمايى به برج شمالى مركز تجارت جهانى برخورد كرده است. بوش بعداً گفت كه «كارل روو» مشاور ارشدش اين خبر را به او داد و گفت: به نظر، اين حادثه به علت برخورد يك هواپيماى كوچك دوموتوره بوده است. در واقع، اين هواپيماى «بوئينگ ۷۶۷» خط هوايى «آمريكن ايرلاين» بود كه به برج برخورد كرد. بوش بر پايه آنچه به او گفتند، فكر كرد كه اين تنها يك حادثه بود. او گفت اين به علت خطاى خلبان است و غيرقابل باور است كه كسى چنين كارى را انجام دهد، به طور حتم، خلبان دچار حمله قلبى شده است. در آن روز، همكاران اصلى بوش پخش شده بودند: «ديك چنى» و «كاندوليسا رايس» در دفاترشان در كاخ سفيد بودند. رامسفلد در پنتاگون در حال ملاقات با نمايندگان كنگره بود. پاول در حال صرف صبحانه با رئيس جمهورى جديد پرو، «آلخا ندرو تولدو» در «ليما» بود. «جورج تنت» رئيس سيا نيز با دوست صميمى خود، سناتور سابق «ديويد بورن» صبحانه مى خورد. ژنرال «هنرى شلتون» رئيس ستاد مشترك ارتش نيز در هواپيمايى به مقصد اروپا بود. «جان اشكرافت» دادستان كل در «ميلواكى» و «رابرت مولر» رئيس «اف.بى.آى» كه تنها يك هفته بود، به اين سمت منصوب شده بود، در دفتر كارش در مقر «اف.بى.آى» در خيابان «پنسيلوانيا» بود. در ساعت ۹/۰۵ دقيقه صبح، پرواز شماره ۱۷۵ «يونايتد ايرلاين» با برج جنوبى مركز تجارت جهانى برخورد كرد. بوش در كلاس درس نشسته بود كه «اندى كارد» رئيس كاركنان كاخ سفيد در گوشش اين خبر را زمزمه كرد: «دومين هواپيما به دومين برج برخورد كرده است. آمريكا مورد حمله واقع شده است.» بوش دقيقاً يادش است كه آن زمان چه فكرى كرد. آنها به ما اعلان جنگ كرده اند و من همان زمان تصميم خودم را گفتم كه ما به جنگ آنها مى رويم. ساعت ۹/۳۰ صبح در ليما، پاول به محض دريافت خبر اصابت دومين هواپيما، صبحانه خود را با رئيس جمهورى پرو پايان داد و تصميم گرفت به واشنگتن بازگردد. در واشنگتن، در هتل «رجيس»، جايى كه تنت در حال صرف صبحانه بود، يكى از همكارانش نزد او شتافت و گفت: آقاى رئيس، مشكل جدى پيش آمده است. در تمام تابستان، تنت مشغول بررسى حملات تروريستى احتمالى عليه آمريكا بود. هر جايى كه او مى رفت، گزارشهايى را دريافت مى كرد كه حاكى از آن بود كه خطر بزرگى در راه است. هيچ سازمان اطلاعاتى نتوانست زمان و مكان چنين خطرى را بگويد. جورج تنت به سناتور همراهش گفت: بايد بروم، اين بايد كار بن لادن باشد. در اولين دقايق، تنت عكس العملى را نشان داد كه اين احتمال را به وجود مى آورد كه اف. بى. آى و سيا تمام آنچه را كه براى جلوگيرى از حملات تروريستى مى توانستند انجام دهند، نكرده بودند. شنيده شد كه تنت گفته است در تعجبم كه اين حملات با آن پسرى كه آموزش خلبانى مى ديد، ارتباطى دارد يا خير. منظور او «زكريا موسوى» بود كه در آگوست به دنبال آموزش خلبانى در «مينه سوتا» دستگير شده بود. ساعت ۹/۳۰ صبح، بوش در برابر دوربينهاى تلويزيونى ظاهر شد و آنچه را كه اتفاق افتاده بود، يك حمله تروريستى و تراژدى ملى خواند. او تكان خورده بود و به زبان غير رسمى صحبت مى كرد. ساعت ۹/۳۲ صبح مأموران سرويس مخفى وارد اتاق ديك چنى در كاخ سفيد شدند و يكى از آنها گفت: بايد سريعاً اينجا را ترك كنيم، رادار نشان مى دهد كه يك هواپيما در حال حركت به سمت كاخ سفيد است. قبل از اينكه چنى بتواند پاسخى بدهد، مأموران امنيتى زير بازوهاى معاون رئيس جمهورى را گرفتند و او را به زيرزمين بردند و از آنجا از طريق تونل درازى به پناهگاه زيرزمينى بردند. هواپيماى بوئينگ ۷۵۷ پرواز شماره ۷۷ آمريكن ايرلاين كه به سمت كاخ سفيد در حال حركت بود، مسير خود را تغيير داد و به سمت رودخانه «پوتوماك» رفت و در ساعت ۹/۳۹ صبح به پنتاگون برخورد كرد. در تونل زيرزمين كاخ سفيد، چنى ماجرا را از تلويزيون تماشا كرد. مأموران مخفى، كاندوليسا رايس و ساير مقامات ارشد كاخ سفيد را براى جلسه اى با معاون رئيس جمهور به پناهگاه بردند. بر فراز آتلانتيك، شلتون رئيس ستاد مشترك ارتش به هواپيماى خود دستور داد تا به واشنگتن برگردد. در پنتاگون، رامسفلد در اتاقش احساس كرد كه ساختمان تكان شديدى خورد. به طرف جايى كه انفجار شده بود دويد و به كمك مأموران شتافت، اما يك مأمور امنيتى از او خواست تا محل را ترك كند. رامسفلد از آنجا به اتاق جنگ پنتاگون رفت. آمريكايى ها درجه تهديد را تا حد «دلتا» (بالاترين مرحله براى دفاع از تجهيزات و امكانات آمريكايى) بالا بردند. آنها همچنين به روس ها كه درصدد برگزارى يك تمرين نظامى در نزديكى مرزهاى آلاسكا بودند، پيغام فرستادند كه در برنامه خود بازنگرى كنند. پس از خروج بوش از مدرسه ابتدايى بوكر، كاروان خودرو او به سمت فرودگاه رفت. به محض اينكه او سوار هواپيماى «ايرفورس وان» شد، يك مأمور مخفى كه عصبى مى نمود به او گفت: «آقاى رئيس جمهورى شما بايد سريعاً بنشينيد.» هواپيما ساعت ۹/۵۵صبح ازجاى خود برخاست. اندكى بعد، بوئينگ ،۷۵۷ پرواز شماره ۹۳يونايتد در جنوب غربى پنسيلوانيا سقوط كرد. در سرگمى هاى اوليه صبح آن روز، گزارش هاى ترسناك، اما نادرست بسيارى مخابره شد. سقوط يك هواپيما در نزديكى كمپ ديويد و انفجار خودرو در محوطه وزارت امورخارجه ، انفجار در ساختمان كنگره و حركت هواپيمايى با سرعت زياد به طرف مزرعه بوش در تگزاس. مأموران مخفى دستور دادند تا رهبران اصلى كشور به پناهگاه امن منتقل شوند، اما برخى كسانى كه بايد در پناهگاه حاضر مى شدند، از مكان آن اطلاعى نداشتند و اين خود باعث سردرگمى و هراس شده بود. كاخ سفيد و برخى ساختمان هاى مهم به سرعت تخليه شدند. به كاركنان اين مراكز گفته شد هر چه سريعتر دفاتر خود را ترك كنند. به زنان گفته شد براى سريع تر راه رفتن، كفش هاى خود را از پاى درآورند. چنى از پناهگاه كاخ سفيد دستور داد تا رئيس كنگره «دنيس ماسترت» و سناتور«رابرت بيرد» سريعاً به محل امن انتقال داده شوند. در صورت وقوع حادثه اى براى رئيس جمهور و معاون وى، اين دو به ترتيب مسؤوليت ها را به عهده مى گرفتند. پس از آنكه پنتاگون مورد اصابت قرارگرفت، ساختمان كنگره آمريكا نيز سريعاً تخليه شد و رهبران اصلى آن به خارج از واشنگتن منتقل شدند. ساعت ۱۰/۳۲ صبح چنى هنگامى كه هواپيماى حامل بوش از فلوريدا در حال عزيمت به واشنگتن بود، با او تماس گرفت تا به او بگويد تهديدى عليه هواپيماى ايرفورس وان دريافت كرده است. هواپيماى بوش كماكان به سوى واشنگتن مى رفت كه در ساعت ۱۰/۴۱دقيقه چنى مجدداً تماس گرفت و از بوش خواست تا به واشنگتن برنگردد. رايس نيز درخواست مشابهى را برزبان آورد. چنى نگران آن بود كه تروريست ها مى خواهند سران كشور را از بين ببرند. چند دقيقه بعد، هواپيماى حامل بوش مسيرخود را به سمت لوئيزيانا تغيير داد. در همين حين ولاديمير پوتين رئيس جمهورى روسيه با كاخ سفيد تماس گرفت و خواهان صحبت با بوش شد. رايس با او صحبت كرد و پوتين به او گفت كه روسها به نشانه همدردى با امريكايى ها، داوطلبانه تمرين نظامى خود را لغو مى كنند. واشنگتن پايتخت آمريكا به نظركاملاً تخليه شده بود. كاخ سفيد و كنگره و تمام مراكز فدرال تخليه شده بودند و خيابانها تحت شديدترين تدابير امنيتى قرار داشت. چنى در پناهگاه از اين هراس داشت كه مردم كشورش و جهان تصور كنند كه دولت ديگر فعاليتى نمى كند. بوش در پايگاه هوايى با خبرنگاران صحبت كرد. به خبرنگاران گفته شده بود كه محل اقامت بوش را فاش نكنند. بوش در اولين سخنرانى خود در حاليكه چشمانش قرمز بود، مردد مى نمود، برخى كلمات را اشتباهاً از روى كاغذى كه در دستش بود، تلفظ كرد، اما وقتى در انتها گفت: ما به جهانيان نشان خواهيم داد كه اين آزمايش را پشت سر خواهيم گذاشت توانايى خود را بازيافت. بوش به سؤال هيچ خبرنگارى پاسخ نداد. در ساعت ۱/۳۰ بعدازظهر، هواپيماى رئيس جمهور به سوى پايگاه «نبراسكا» عزيمت كرد. در اين پايگاه، امكانات و تجهيزات امنى براى برقرارى ارتباط ويديويى با شوراى امنيت ملى در واشنگتن وجود داشت. بوش از اينكه به واشنگتن برنمى گردد، عصبانى بود و مى گفت آمريكايى ها مى خواهند بدانند كه رئيس جمهورشان كجاست. در ساعت ۳/۳۰ بعدازظهر، بوش توانست سومين تماس خود را برقرار كند. جورج تنت به بوش گفت كه مطمئن است بن لادن و شبكه او مسؤول اين حوادث هستند. بوش به تنت و سايرين گفت كه مأموريت اصلى، يافتن آنها و بازداشت آنها است. ساعت ۶/۳۴ بعدازظهر بر سر راه بازگشت به كاخ سفيد، بوش با هلى كوپتر به تماشاى خسارت هاى وارده به پنتاگون پرداخت سپس او به كاخ سفيد رفت تا با همكارانش در مورد متن سخنرانى خود مشورت كند. آن شب، سياست جديد آمريكا در مبارزه عليه تروريسم شكل گرفت و اين سياست بدون مشورت با چنى و پاول در پيش گرفته شد. بعد از نطق تلويزيونى، ساعت ۹ شب بوش با شوراى امنيت ملى جلسه برگزار كرد و پس از آن با عده اى از مشاورانش كه بعدها دولت جنگى او شدند، جلسه اى نيم ساعته داشت. پاول پس از بازگشت از «ليما» سريعاً اقدامات ديپلماتيك خود را شروع و با سران افغانستان و پاكستان تماس برقرار كرد و به آنها هشدار داد. بوش نيز گفت: اين فرصت بسيار خوبى است تا روابط خود را با برخى كشورها از جمله روسيه و چين بهبود ببخشيم. ساعت ۱۱/۰۸ شب پس از پايان اين ملاقات ها، بوش به محل اقامت خود بازگشت، اما او و زنش توسط مأموران سرويس مخفى بيدار شدند و مأموران آنها را سريعاً به پناهگاه بردند، چون گزارش شده بود كه هواپيماى ناشناسى در منطقه حضور دارد. بوش نيز مانند پدرش عادت داشت تا يادداشت هاى روزانه بنويسد. آن شب، او نوشت: پرل هاربور قرن ۲۱ امروز به وقوع پيوست و ما فكر مى كنيم كار بن لادن باشد. احتمالاً اهداف ديگرى هم در آمريكا هستند. اما من از مردم خواسته ام تا به زندگى عادى برگردند، ما نمى توانيم به تروريست ها اجازه بدهيم تا ما را به گروگان بگيرند. اميد من اين است كه اين حادثه اين فرصت را بوجود خواهد آورد تا جهان را عليه تروريسم متحد كنيم.
|
|
|
|