سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۱ رجب ۱۴۲۵
Tue, Sep 7, 2004
ضميمه ۳
سال دهم - شماره ۲۹۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
يادداشت
بازخوانى ماجراى ۱۱سپتامبر
چگونگى ربودن همزمان چندهواپيما و اصابتشان به برجهاى ۱۱۰طبقه نيويورك و ساختمان پنتاگون، با گذشت ۳سال ازحادثه يازدهم سپتامبر همچنان در پرده ابهام قراردارد. اينكه چطور هواپيماربايان توانستند از پيشرفته ترين و مجهزترين حلقه هاى سازمانهاى امنيتى و اطلاعاتى جهان عبوركنند و ۴هواپيما را بربايند.
آيا اساساً هواپيماها ربوده شده بودند، چرا كه در هيچيك از هواپيماها گزارشى حاكى از مقاومت و برخوردى كه ميان خدمه هواپيما و هواپيمارباها باشد، به برج مراقبت پرواز گزارش نشد؟ چگونه سرويس هاى اطلاعاتى و امنيتى آمريكا تكه هايى از پاسپورت «محمدعطا» يكى از هواپيماربايان را درميان ويرانه هاى برجهاى دوقلوى نيويورك پيداكردند. اما اثرى از جعبه سياه هواپيما نيافتند؟ چرا تصاوير برخورد هواپيماى مسافربرى با ساختمان پنتاگون در سانسور خبرى كامل قرارگرفت و به غير از تصاويرى از ويرانى يك ضلع پنتاگون، تصوير ديگرى پخش نشد و حتى به خبرنگاران و آتش نشانان نيز اجازه نزديكى به ساختمان پنتاگون داده نشد؟
اين سؤالات و سؤالات ابهام آميز ديگر سبب شده است كه چگونگى وقوع حوادث يازدهم سپتامبر و عوامل مظنون به دست داشتن دراين حوادث در پرده اى از رمز و راز باقى بماند.
ابهامات پيرامون چگونگى وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و عوامل مظنون به دست داشتن دراين حادثه موجب طرح فرضيه هاى متفاوتى درمورد وقوع اين رويداد شده است.
درهمين حال، طرح اين فرضيه ها كه هريك برپايه يك سرى اطلاعات و شواهد مستدل و منطقى استواراست، روايت رسمى دولت آمريكا ازعوامل مظنون به دست داشتن دراين حادثه را سست و بى بنيان كرده است، روايتى كه مبناى اقدامات تلافى جويانه و توسعه طلبانه مقامات كاخ سفيد پس از حادثه يازدهم سپتامبر قرارگرفت. دولت آمريكا از همان لحظات اوليه پس از حادثه، سازمان القاعده به رهبرى اسامه بن لادن ناراضى سعودى را مسؤول حمله به برجهاى مركز تجارت جهانى نيويورك و ساختمان پنتاگون معرفى كرد. اين درحالى است كه نگاهى به ساختار امنيتى و اطلاعات آمريكا نشان مى دهد كه عملياتى با چنين پيچيدگى و ظرافت به تنهايى از گروه بن لادن ساخته نبوده است.
تعدادى از محققين و روزنامه نگاران اروپايى و آمريكايى با ارائه اسناد و شواهدى بر اين نكته تأييد كرده اند نه جناحى ازدستگاه حكومتى آمريكا بطورمستقيم در حوادث يازدهم سپتامبر نقش داشته است.
عده اى ديگر از آگاهان به مسائل آمريكا نيز معتقدند حتى اگر نقش بخشى از حاكميت آمريكا دراين حادثه را ردكنيم، دراين نكته ترديد نيست كه دولت آمريكا از احتمال وقوع چنين حادثه اى بى اطلاع نبوده است.
بهره بردارى اى كه آمريكا ازحادثه يازدهم سپتامبر كرد و بهانه اى براى حمله به افغانستان و عراق شد و مبارزه با تروريسم به محور سياست خارجى و امنيتى آمريكا براى تسلط بر نقاط استراتژيك جهان قرارگرفته است.
فرضيه دخالت بخشى از حاكميت آمريكا درحادثه يازدهم سپتامبر و يا آگاهى ازاحتمال وقوع چنين حادثه اى را به حقيقت نزديكتر مى كند. ازجمله محققينى كه براين زمينه دو كتاب نوشته است.
گرهارد ويسنوسكى نويسنده آلمانى مى باشد. وى در دو كتاب به نام هاى «عمليات يازدهم سپتامبر ـ آغاز حمله به كره زمين» و «افسانه يازدهم سپتامبر در جست وجوى واقعيت» سناريوهاى ادعايى دولت ايالات متحده در ارتباط با وقايع يازدهم سپتامبر را ردكرده است.
اين نويسنده آلمانى براين نكته متذكرمى شود اين حادثه شروع سياستى حساب شده براى امنيتى سازى فضاى داخلى آمريكا و اتخاذ سياست تهاجمى درخارج است.
ويسنوسكى معتقداست دولت آمريكا امكان دستيابى به اين اهداف را مگر به بهانه حوادث يازدهم سپتامبر و مبارزه با «شبح تروريسم» نداشت.
محقق ديگرى كه روى تناقض گوييهاى مقامات آمريكايى در مورد چگونگى حمله به برجهاى دوقلوى نيويورك و ساختمان پنتاگون با هواپيماهاى مسافربرى در روزهاى اول پس از حادثه كار تحقيقاتى وسيعى انجام داده، «تيسارى ميسان» نويسنده فرانسوى است. اين نويسنده دركتاب درزمينه وقايع يازدهم سپتامبر به نام هاى «دروغ بزرگ» و «پنتاگيت» به چاپ رسانده است كه از جمله پرفروش ترين كتابها در سال ۲۰۰۲ در فرانسه بوده اند. فرضيه تيسارى ميسان در مورد حادثه يازدهم سپتامبر بيشتر روى تناقض گويى هاى مقامات آمريكايى در مورد برخورد هواپيماى مسافربرى بوئينگ ۷۵۷ به ساختمان پنتاگون متمركز است. اين نويسنده فرانسوى معتقد است كه تحليل عكسهاى ماهواره اى، مصاحبه با اولين گروه آتش نشان هايى كه به منطقه پنتاگون رسيده اند وشواهد ديگر اين فرضيه را تأييد مى كند كه برخورد هواپيماى مسافربرى به خود ساختمان پنتاگون دروغ است.
حدود ۴۰ دقيقه بعداز برخورد اولين هواپيماى مسافربرى به برج شمالى مركز تجارت جهانى نيويورك ازانفجار ديگرى در ساختمان پنتاگون خبر داده شد. خبرگزارى رويترز در اولين گزارشها از اين حادثه، از ميزان صدمات وارده به ساختمان پنتاگون براثر برخورد وانفجار يك هلى كوپتر خبر داد. «پال بكال » مشاور حزب دموكرات در تماس تلفنى با آسوشيتدپرس نيز اين خبر را تأييد كرد اما وزارت دفاع آمريكا با انتشار اطلاعيه اى، خيلى زودخبر تصادم هلى كوپتر با ساختمان پنتاگون را رد و اعلام كرد: هواپيماى مسافربرى از نوع بوئينگ ۲۰۰ـ ۷۵۷ به ساختمان پنتاگون برخورد كرده است اما برخلاف برجهاى دوقلوى آتش گرفته و در حال فروپاشى نيويورك كه تمامى رسانه هاى خبر ى جهان پوشش خبرى وتصويرى كاملى از اين حادثه انعكاس دادند، خبرنگاران اجازه تصويربردارى از ساختمان پنتاگون را نيافتند وتنها صحنه اى كه براى تصويربردارى مجاز بود اجسادى بودند كه دركيسه هاى پلاستيكى در كنار هم رديف شده بودند. ايجاد اين محدوديتها براى تصويربردارى وتهيه خبر از محل وقوع برخورد هواپيما با ساختمان پنتاگون، حاكى از تلاش دولت آمريكا براى پنهان كردن چگونگى حمله به پنتاگون بوده است . همين سانسور خبرى موجب طرح فرضيه هايى شد كه برخورد هواپيماى مسافربرى بزرگى چون بوئينگ ۷۵۷ با پنتاگون را از اساس دروغ دانستند.
اولين ابهامى كه در چگونگى برخورد هواپيماى مسافربرى با پنتاگون مطرح شده، چگونگى عبور اين هواپيما از سيستم رادارهاى پيشرفته است.رادارهاى دفاع هوايى منطقه پنتاگون با دريافت رمز عبور، فقط به هواپيماهاى دولتى اجازه ورود به حريم منطقه را مى دهند به عبارت ديگر ، هيچ هواپيمايى بدون ارسال كد رمز به پايگاه ضدهوايى نمى تواند از ديوار آتش ضدهوايى ها بگذرد. در طرح امنيتى حفاظت از كاخ سفيد وپنتاگون كه در فاصله نزديكى از هم قرار دارند پنج توپ ضدهوايى بربام پنتاگون مستقر بوده اند كه در طول ۲۴ ساعت از مقر وزارت دفاع حراست مى كردند. دو اسكادران از جنگنده هاى اف ۱۶ و اف اى ۱۸ متعلق به پايگاه نظامى رئيس جمهور واقع در «سنت آندرو» در آماده باش به سر مى بردند. لذا عبور از اين موانع متعدد امنيتى نمى توانست كار گروهى هواپيماربا باشد.
اما نكته خيلى مبهم تر، ميزان صدمات وارده به ساختمان پنتاگون است كه با اندازه هاى هواپيماى مسافربرى غول پيكر ۷۵۷ اصلاً تطابق ندارد. هواپيماى بوئينگ ۷۵۷ ظرفيت ۲۳۹ مسافر دارد. طول اين هواپيما ۵۲ متر، طول بالها۴۲ متر و وزن هواپيما به علاوه بار ومسافر، ۱۰۴تن است. باتوجه به ارتفاع كم ساختمان پنتاگون، راحت ترين و آسيب پذيرترين هدف براى كوبيدن هواپيما به اين ساختمان، سقف وسيع پنتاگون است . ساختمان پنتاگون از لحاظ وسعت، بزرگترين ساختمان ادارى جهان است . سؤال اصلى اينجا است هواپيمايى با وزن ۱۰۴ تن و سرعت ۹۰۰كيلومتر در ساعت چگونه به سينه ديوارى به ارتفاع ۲۶ متر كوبيده است. اين هواپيما براى برخورد با ديوار پنتاگون بايد در ارتفاع بسيار پايين و از بزرگراه خيابانى كه به پاركينگ ساختمان پنتاگون منتهى مى شده است عبور مى كرد تا به ديوار پنتاگون برخورد كند. در تصاوير بازسازى شده از ديوار ويران شده پنتاگون با اندازه هواپيماى غول پيكر مسافربرى ۷۵۷ فقط برخورد دماغه هواپيما با ديوار ساختمان مى توانسته موجب اين ميزان خرابى بشود. اگر بخواهيم روايت مقامات رسمى آمريكا را از اين حادثه بپذيريم ، بايد قبول كنيم كه هواپيما پس از برخورد دماغه اش در جا متوقف شده ودر نتيجه بالها هيچگونه صدمه اى به ساختمان وارد نكرده اند.
متخصصان صنعت هوانوردى معتقدند، ضربه حاصل از برخورد هواپيماى بزرگى مانند ۷۵۷ با سرعت ۹۰۰ كيلومتر در ساعت با سوخت ذخيره شده در بالهايش حتماً توأم باانفجار عظيمى بايد باشد اما ميزان صدمات وارده به پنتاگون در تصاوير گرفته شده، اين را نشان نمى دهد. قابل توجه تر اينكه در اين عكسها، هيچ اثرى از بقاياى هواپيما ديده نمى شود. «اد پلاگر » از مسؤولان آتش نشانى يك منطقه واشنگتن يك روز پس از حادثه يازدهم سپتامبر در كنفرانس خبرى به صراحت به اين نكته اشاره كرد كه پس از خاموش شدن آتش بقايايى كه حاكى از انفجار يك هواپيماى بزرگ باشد نديده است. تيه رى ميسان با اشاره به اين تناقض گوييها در كتاب «دروغ بزرگ» بر اين نكته تأكيد مى ورزد كه نوع صدمات واردآمده به پنتاگون تنها در اثر برخورد يك موشك و نه يك هواپيما مى تواند ايجاد شده باشد. وى در مورد چگونگى برخورد هواپيماهاى مسافربرى به برجهاى مركز تجارت جهانى نيويورك به نكات قابل توجهى اشاره مى كند و احتمال هدايت اين هواپيماها را از روى زمين مطرح كرده است. اين نوسنده فرانسوى معتقد است بدون هدايت از زمين، امكان زدن هواپيماهاى مسافربرى به برجهاى نيويورك وجود ندارد.
ميسان در دلايل اثبات فرضيه خود مى آورد: هواپيماها براى اينكه برج و هدف را به خوبى ببينند و نشانه روند، بايستى ارتفاع خود را به مقدار قابل توجهى كاهش مى دادند تا درست رودرروى هدف قرار بگيرند. نماى شهر از ارتفاع بالا چيزى شبيه نقشه راهنماى شهرى است. بنابراين براى اصابت هواپيما به نقطه مؤثر برجهاى دوقلو، هواپيما بايستى در ارتفاع بسيار پايين هر لحظه تغيير موقعيت دهد ومانور بسيار ظريفى را به نمايش گذارد. عرض هر يك از برجهاى دوقلوى نيويورك حدود ۷۵متر بود و طول بالهاى بوئينگ ،۷۶۷ ۵۵متر است. تصاوير ويدئويى از حادثه نشان مى دهد كه هواپيما درست در وسط برج فرو مى رود. با توجه به قدرت مانور اندك بوئينگ ،۷۶۷ به اعتقاد خلبانان پرتجربه، اين هدف گيرى براى خلبانان مجرب هم باور نكردنى است. اين در حالى است كه در گزارشهاى رسمى دولت آمريكا، هواپيماربايان دوره هاى كارآموزى خلبانى را گذرانده بودند.
ميسان معتقد است اگر روايت رسمى دولت آمريكا را از وقايع يازدهم سپتامبر بپذيريم، پس هواپيماها بايد از روى زمين هدايت مى شده اند. براى اين كار نيز روشى مطمئن وجود دارد و آن استفاده از امواج راديويى هدايت گر هواپيما است؛ امواجى كه از محل هدف منتشر شده و هواپيما را به صورت خودكار به سمت خود هدايت مى كند. به همين دليل، از گروه هواپيماربايان بايستى فرد يا افرادى از روى زمين بخشى از عمليات را هدايت مى كردند. در چنين صورتى، نيازى به خلبانان كارآزموده در داخل هواپيما نيست، فقط كافى است كه يك الى دو نفر از هواپيماربايان پس از در دست گرفتن كنترل هواپيما، آن را به حالت پرواز اتوماتيك درآورند و پس از آن، هدايت هواپيما از روى زمين ممكن مى شود. به اعتقاد تيه رى ميسان، وزارت دفاع آمريكا با استفاده از تكنولوژى به نام «گلوبال هاوس » قادر است هواپيماى در حال پرواز را تحت كنترل مركز هدايتگر زمينى يا هوايى خود درآورد. هواپيماى بوئينگ نيز احتمالاً  تحت چنين شرايطى به صورت كنترل از راه دور و شبيه هواپيماى بدون خلبان به سمت هدف هدايت شده است. البته اين فقط برخى محققين و روزنامه نگاران اروپايى و آمريكايى نبودند كه در روايت مقامات آمريكايى از چگونگى برخورد هواپيماهاى مسافربرى به برجهاى ۱۱۰طبقه نيويورك و ساختمان پنتاگون و واكنشهاى پس از آن شك و ترديد ايجاد كردند. از جمله اولين كسانى كه نظر كارشناسى در مورد حادثه يازدهم سپتامبر داد، «حسنى مبارك»  رئيس جمهورى مصر بود. مبارك پيش از ورود به عرصه سياست، خلبان بوده است و بارها در مسيرى كه هواپيماربايان، هواپيما را ربودند و به برجهاى مركز تجارت جهانى نيويورك و پنتاگون كوبيدند، پرواز كرده است. شبكه خبرى «سى ان ان »در همان روزهاى اول پس از حادثه، مصاحبه اى با او ترتيب داد. رئيس جمهورى مصر در اين مصاحبه گفت كه هيچ ساختار اطلاعاتى در جهان وجود ندارد كه بتواند بگويد چگونه عده اى با ربودن هواپيماى مسافربرى همراه با مسافرانش به برجهاى دوقلوى نيويورك حمله مى كنند و پنتاگون را هدف قرار مى دهند. كسانى كه چنين اقدامى را مرتكب شدند، بايستى اين برنامه ها را مكرر از قبل تمرين كرده باشند. مبارك به اين نكته اشاره مى كند كه ساختمان پنتاگون براى يك خلبان، ارتفاع زيادى ندارد و براى هدايت يك هواپيماى مسافربرى به سوى هدف نه چندان مرتفعى نظير پنتاگون، آن هم با پرواز در ارتفاع پايين، بايستى بارها و بارها اين مسير به صورت تمرين طى مى شد تا خلبان با موانع متعدد در مسير پرواز كاملاً  آشنا شود. با توجه به تدابير و تأسيسات امنيتى پيچيده اى كه در اطراف و فضاى پنتاگون وجود داشته است،
آيا مى توان باور كرد كه ربودن هواپيماى مسافربرى و برخورد آن با پنتاگون تنها كار افراد وابسته به بن لادن باشد؟
دولت آمريكا تاكنون در برابر شبهه هايى كه در مورد چگونگى وقايع يازدهم سپتامبر مطرح شده، سكوت كرده است، گويا مى داند وارد شدن به اين عرصه، تناقض گويى هاى آنها را در مورد چگونگى حادثه يازدهم سپتامبر بيشتر آشكار مى كند. سياست رسمى دولت آمريكا اين است كه اين حادثه همچنان در پرده اى از رمز و راز باقى بماند تا همچنان براى مدت نامعدودى از اين حادثه تحت عنوان مبارزه با تروريسم بهره بردارى كند. به همين دليل، با وجود گذشت سه سال از حادثه يازدهم سپتامبر، از صدها نفرى كه پس از اين حادثه در داخل خاك آمريكا دستگير شدند، از نتايج تحقيق و بازجويى حتى محاكمه يك نفر آنها، خبرى منتشر نشده است.
گروهى ديگر كه در روايت رسمى دولت آمريكا از چگونگى رخداد حادثه يازدهم سپتامبر و عوامل مظنون به دست داشتن درآن، ترديدهاى جدى را مطرح كردند، از زاويه بهره بردارى كه دولت بوش از اين حادثه كرد، آن را مورد بحث و بررسى قرار دادند. يكى از اين افراد «ريچارد كلارك» از مشاوران سابق دولت بوش است.
وى در كتابى به نام «در برابر تمام دشمنان» پرده از روى رويدادهايى كه پيش و پس از حمله ۱۱ سپتامبر در كاخ سفيد گذشته برمى دارد.
كلارك در اين كتاب شرح مى دهد كه چگونه بوش، او را براى پيداكردن رابطه مابين عراق و ۱۱ سپتامبر زيرفشار گذاشت. اين مشاور سابق كاخ سفيد در كتاب خود مى نويسد: «رئيس جمهور مرا به اتاقى كه چند نفر ديگر در آنجا نشسته بودند، برد و گفت: از تو مى خواهم كه به هر شكلى شده، رابطه اى مابين عراق و يازدهم سپتامبر پيدا كنى.» او در ادامه مى افزايد: معنى حرف جرج بوش اين بود كه من با گزارشى در مورد اينكه صدام حسين پشت اين حمله، ايستاده است، باز كردم. به او گفتم: «ما پيش تر همه اطلاعات را بررسى كرده ايم و اين كار را با چشمان كاملاً باز انجام داده ايم، اما رابطه اى بين عراق و حمله تروريستى پيدا نكرده ايم. كلارك در كتابش مى نويسد: بوش به سوى من آمد و با ترديد گفت: «عراق! صدام! رابطه را پيدا كن.» كلارك در مصاحبه با شبكه تلويزيونى «سى. بى.اس» در معرفى كتابش گفت: جرج بوش در حوزه اى كه ما مى توانستيم اقدامات پيشگيرانه خود را براى متوقف كردن حمله تروريستى به كار اندازيم، ماهها چشمش را بر روى اين تهديدات بسته بود و گويى كه هيچ خبرى نيست. بوش تا روز يازدهم سپتامبر هرگونه هشدارى در مورد القاعده را ناديده گرفت. در تابستان سال ،۲۰۰۱ سازمان سيا به او گزارش داده بود كه زمزمه هايى در رابطه با حمله به منافع آمريكا در جريان است.
«اسكات لوكاس» از جمله محققين انگليسى است كه در زمينه حادثه يازدهم سپتامبر و واكنش آمريكا به اين حادثه در حمله به افغانستان و عراق كتابى تحت عنوان «خيانت به كرامت» نوشته است. نويسنده و استاد دانشگاه «بيرمنگام» معتقد است كه دولت آمريكا از احتمال وقوع اين حادثه خبر داشتند و دستگاههاى امنيتى فرانسه، روسيه، رژيم صهيونيستى و استراليا به آمريكا خبر داده بودند كه چنين حادثه اى در حال وقوع است. اين نويسنده انگليسى در اين نكته تأكيد مى ورزد كه دولت آمريكا از حادثه يازدهم سپتامبر به عنوان يك فرصت استفاده كرد؛ فرصتى براى به اجرا درآوردن سياست خارجى خود. دولت آمريكا قصد براندازى دولت صدام حسين را داشت كه حادثه يازدهم سپتامبر اين اقدام را توجيه كرد.
نگاهى به تناقض گويى هاى جنگ افروزان كاخ سفيد در مورد حمله به برجهاى مركز تجارت جهانى نيويورك و ساختمان پنتاگون و بهره بردارى كه از اين حادثه براى توسعه سياستهاى سلطه طلبانه جهانى آمريكا انجام گرفت، به اندازه كافى، گوياى اين واقعيت است كه حادثه يازدهم سپتامبر آنطور كه دولت آمريكا روايت مى كند نيست. اگر در فرضيه دخالت مستقيم عواملى از دستگاه امنيتى و اطلاعاتى آمريكا در حادثه يازدهم سپتامبر ترديدى وجود داشته باشد در آگاهى مقامات آمريكا از وقوع اين حادثه ترديدى نيست. كميسيون تحقيق حادثه يازدهم سپتامبر نيز در گزارش چندصد صفحه اى خود، هر چند سعى كرد اتهامى را متوجه دولتمردان آمريكا نكند اما به اين نكته تأكيد ورزيد كه دولتهاى كلينتون و بوش در واكنش به هشدارهاى وقوع چنين حادثه اى سهل انگارى ورزيده اند.
بهره بردارى اى كه دولت بوش از حادثه يازدهم سپتامبر كرد و ريچارد كلارك در كتاب خود به آن اشاره كرد، نشان مى دهد بى توجهى به هشدارهاى امنيتى از وقوع حادثه يازدهم سپتامبر با آگاهى كامل صورت گرفت و جورج بوش منتظر فرصتى براى عملى كردن شعار پدرش در يك دهه پيش براى ايجاد نظم نوين جهانى به رهبرى آمريكا بوده است. يازدهم سپتامبر، آن فرصتى بود كه در اختيار مقامات آمريكايى قرار گرفت كه با امنيتى كردن فضاى داخل جامعه آمريكا و مرعوب كردن متحدان و ترساندن منتقدين و مخالفانشان در عرصه نظام بين الملل، اهداف توسعه طلبانه جهانى خود را به پيش ببرند.
يادداشت
عواقب حمايت از افراط گرايى اسرائيل
درافشانى

در شرايطى كه فضاى ملتهب سياسى در فلسطين تحت تأثير اعتصاب غذاى زندانيان فلسطينى، طرح عقب نشينى از غزه، اما و اگرها درباره تشكيل دولت ائتلافى جديد با مشاركت حزب كارگر است، موافقت «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل با ساخت ۵۰۰ واحد مسكونى جديد در ۴ شهرك يهودى نشين در كرانه باخترى رود اردن، بيش از همه ، نگاهها را متوجه تحولات جديد در مناقشه فلسطين كرده است. ساخت ۵۰۰ واحد مسكونى جديد كه طبق گزارش وزارت مسكن اسرائيل، ۶۰۰ واحد مسكونى ديگر به آن افزوده خواهد شد، با مقوله رشد طبيعى در شهركهاى يهودنشين كه هميشه مقامات اسرائيلى به آن تمسك مى جويند، توجيه شده است.
با اين حال، ساخت واحدهاى جديد، بيش از همه اين گمان را تقويت مى كند كه شارون از اين طريق درصدد جلب آراى يهوديانى است كه با مخالفت با طرح عقب نشينى اسرائيل از غزه، نخست وزير اسرائيل را متهم به امتيازدادن به فلسطينى ها كرده اند.
واقعيت آن است كه شهرك سازى در كرانه باخترى رود اردن كه اول بار، بانيان اين طرح، تئورى پردازان و كارگزاران جناح چپ در اسرائيل بودند، سياستى است كه با بلعيدن اراضى فلسطينى ها در سرزمين هاى اشغالى سال ،۱۹۶۷ ضمن گسترش فضاى حياتى اسرائيل، فلسطينى ها را با مشكلات و تنگناهاى عديده اى كه مى تواند به مهاجرت و يا وخامت اوضاع جمعيتى و اقتصادى آنان منجر شود، روبرو كرده است. اسكان يهوديان افراطى و غالباً مذهبى در شهركهاى يهودى نشين كه اغلب مسلح و از ديدگاههاى نژادپرستانه و ضدفلسطينى برخوردارند، سياست خزنده اسرائيلى ها را در محروم تر كردن فلسطينى ها نسبت به حقوق و مايملك خود نشان مى دهد.
با اين همه، سياست اسرائيل و عملكرد دولتهاى اسرائيلى در حداقل سه دهه گذشته با برخورد آنها نسبت به مسأله شهرك سازى و اسكان يهوديان در اراضى اشغالى، سنجيده شده است. از اين رو، با اعلام موافقت شارون و «ايهود اولمرت» معاون وى با ساخت و سازهاى جديد در شهركهاى يهودى نشين در كرانه باخترى رود اردن، مى توان نتيجه گرفت كه نخست وزير اسرائيل درصدد جلب رضايت جريانات افراطى يهودى و اعضاى مخالف خود در حزب ليكود برآمده است.
با اين حال، آنچه در اين باره قابل توجه است، سكوت معنى دار آمريكا در قبال اين مسأله است. ساخت وساز در شهركهاى يهودى نشين كاملاً  در فاز مخالف نقشه راه محسوب مى شود؛ طرح صلحى كه رئيس جمهورى آمريكا پس از جنگ و اشغال عراق آن را ارائه كرد. سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا هرچند محتاطانه از موضعگيرى در قبال ساخت واحدهاى مسكونى توسط اسرائيل در شهركها طفره رفته است ولى اين امر مى تواند چراغ سبز كاخ سفيد به نخست وزير اسرائيل براى اجراى اهداف و مقاصد خودتلقى شود. بى تفاوتى آمريكا نسبت به اين مسأله، ضمن آنكه انعطاف پذيرى شايد طبيعى واشنگتن را در برابر خواسته هاى تل آويو به اثبات مى رساند، در عين حال، مى تواند ناشى از نيازهاى رئيس جمهورى آمريكا به آراى يهوديان در انتخابات رياست جمهورى آتى در اين كشور باشد؛ نيازى كه نه تنها جورج بوش، بلكه رقيب دموكرات وى نيز درصدد جلب اعتماد و كسب آراى لابى صهيونيستى در مراكز قدرت در ايالات متحده آمريكا هستند.
از اين رو، بى شك دولت آمريكا كه مشوق اسرائيل به در پيش گرفتن سياستى يكجانبه گرا در سرزمينهاى اشغالى و عليه فلسطينى ها است، بايد نسبت به عواقب چنين سياستى كه با رويكرد خشونت آميز فلسطينى ها كه همه چيز خود را از دست رفته مى بينند، بيشتر انديشه كند.
انرژى، چرخه كربن يا اتم
• بقيه از صفحه ضميمه ۱

۴ـ مخالفان برنامه هسته اى ايران مدعى هستند كه بايد روى انرژى گاز به عنوان يك منبع در دسترس و ارزان براى تأمين انرژى تكيه كند. اما مطالعات محققان «ام آى تى» نشان مى دهد كه هزينه توليد انرژى از طريق گاز و نفت، با توليد از طريق نيروگاههاى هسته اى برابرى مى كند. فراموش نكنيم كه چرخه توليد انرژى از طريق نفت و گاز داراى مضرات زيست محيطى است.
از طرف ديگر، ايران طى ۲۰ تا ۳۰ سال آينده به عنوان بزرگترين منبع تأمين گاز اروپا و آسيا درخواهدآمد و بايد از منابع گازى خود حفاظت و از مصرف بى رويه آن در توليد انرژى خوددارى كند.
۵ـ هنگامى كه كشورهايى مانند آمريكا و روسيه، على رغم حيازت منابع عظيم نفت و گاز، از انرژى هسته اى استفاده مى كنند، چه دليلى وجود دارد، ايران منابع غيرقابل تجديدخود را صرف توليد انرژى كند؟
منابع:
۱- M. Sahimi & P. Mojtahedzadeh & K. Afrasiabi, زIran needs nuclear powerس, weekly Article index MTU. October 14, 2003.
۲‎/ Atomic Enerjy Ajency, nuclear power plants information 31 January 2004.
۳ـ خبرگزارى رويترز، شهريور ۸۳
۴ـ خبرگزارى فرانسه، شهريور ۸۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |