سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۱ رجب ۱۴۲۵
Tue, Sep 7, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
گفت وگو با دخترومادرخانواده
در مورد مزاحمتهاى قاتل فرارى
پس از قتل يك پسر جوان در ديباجى جنوبى آغاز شد
گفت وگو با دخترومادرخانواده
در مورد مزاحمتهاى قاتل فرارى
پايان خونين ۵ سال مزاحمت
خواستگار شرور
گروه حوادث:

۵ سال مزاحمت هاى خواستگار شرور با قتل برادر دختر پايان يافت.اين خواستگار شرور همان جوانى است كه ماه گذشته خبر جريمه ۲۰۰ هزار تومانى او به خاطر مزاحمت در صفحه حوادث روزنامه «ايران» به چاپ رسيده بود.پيگيرى هاى قضايى پنج ساله خانواده براى دفع شر اين خواستگار از صبح ديروز به تعقيب قاتل پسرشان تبديل شده است.
اين در حالى است كه سارا مى گويد: خانواده ام قربانى عشق يكطرفه و خيال بافى هاى پسر جوان شده اند و او هيچگاه به خواستگارش علاقه مند نبوده است.خانواده اين دختر ادعا مى كنند. وقتى از راه مذاكره و نصيحت نتوانستيم مانع از رفتارهاى شرارت آميز اين پسر شويم به قانون متوسل شديم ولى متأسفانه آنان هم ما را يارى ندادند.
> گفت وگو با مادر مقتول
مادر مقتول در گفت وگو با خبرنگار ما درباره حادثه گفت: حكم جلب او را گرفته  بوديم. تا ۱۲ شب اعتبار داشت. رفتيم كلانترى گفتند الان مأمور نداريم. صبح براى دستگيرى اش اقدام مى كنيم. وقتى نتوانستيم مانع مزاحمت هاى او شويم از مجتمع ونك به كامرانيه رفتيم. پيش همه مى گفت دخترم نامزد اوست و ما نمى گذاريم با زنش ازدواج كند.
ولى دست از مزاحمت برنداشت، كاميون كاميون آجر مى فرستاد جلوى آپارتمان ما خالى مى كردند. شيشه ماشينم را شكست . مرا كتك زد. قاضى گفت بايد پزشكى قانونى بروى. گفتم اين همه مدرك دارم كافى نيست!
وى ادامه داد: دو روز بود كه به اين خانه آمده بوديم. روز قبل از حادثه زنگ زديم ۱۱۰ آمد، متوجه شده بوديم باز هم آدرس ما را پيدا كرده است. شنبه رفتيم كلانترى. حكم جلب و ورود به منزل با شكستن قفل اوليه خانه شان را داشتيم.
از اذيت هاى او شوهرم سكته كرد. قاضى از دخترم پرسيد آيا والدين ات نمى گذارند با خواستگارت ازدواج كنى. دخترم گفت اگر مرا مجبور به ازدواج با اين پسر بكنند خودم را مى كشم. پسرم سهيل ۲۲ سال داشت. در اين سال ها نمى دانم چرا هيچ كس به داد ما نرسيد. ۵ سال فرياد زديم كسى به ما توجه نكرد.
دختر مورد علاقه خواستگار سمج گفت: او تنها ۲ بار مرا ديده بود. يك بار در مقابل در آپارتمان و بار دوم جلوى خودرومان. نمى دانستم خواستگارم است. در اختياريه شمالى زندگى مى كرديم. وقتى در دانشگاه بودم هم برايم مزاحمت ايجاد مى كرد. گاهى اوقات تا كيلومترها مرا تعقيب مى كرد. طلا و جواهر و گل مى فرستاد از طريق همسايه ها يا در خانه مان مى انداخت هيچ وقت جرأت نكرد به خودم بدهد.اى كاش داده بود و مى ديد چطور در صورتش پرت مى كنم .اين اواخر به مرگ تهديد شده بودم. مى گفت: به صورتت اسيد مى پاشم.
مادر مقتول مى گويد: مدرك داشتيم رفتيم شكايت كرديم، قاضى حكم داد. گفتم آقاى قاضى اگر دختر خودت هم بود همين حكم را مى دادى، جواب داد دختر من اگر اين غلط ها را مى كرد همين طور حكم مى دادم. گفتم اگر مثل دختر من غلطى نمى كرد هم همين طور حكم مى دادى؟
به قاضى گفتيم اين پسر شرور است. جنايتكار است. گفت جرم بايد به وقوع بپيوندد تا من كارى كنم. يك پشه را هم نمى شود همين طور گرفت. گفتم بايد علل را از قبل شناخت در تشخيص هويت پرونده داريم اين مجرم است چرا جريمه مى كنى. او را با قرار وثيقه آزاد كرد.
180555.jpg
دختر جوان ادامه داد: سال ۷۹ بود ما در طبقه دوم خانه اى در اختياريه ساكن بوديم. او يك سبد گل بدون هيچ نشانى برايم فرستاد. روى كارت نوشته شده بود تقديم به ...عزيز، دو ساعت بعد زنى زنگ زد و بعدها فهميديم مادر عباس ـ متهم فرارى ـ است. خواستگارى كرد چون من دانشجو بودم و مى خواستم درس بخوانم، نپذيرفتم. از آن پس آزار و اذيت ها شروع شد. او همه جا خود را نامزد من معرفى مى كرد. آمبولانس و پليس مى فرستاد در خانه ما در روزنامه ها آگهى مى داد كه ما گوسفند فروش هستيم ، به عمه ام زنگ مى زد مى گفت زن برادرت كه مادر من است فوت كرده. ما نمى دانيم تلفن تمام اقوام ما را چگونه به دست آورده بود.
عكس هاى مونتاژ شده چهره مرا روى عكس هاى مستهجن گذاشته و به ديوار ورودى خانه ما چسبانده بود. قاضى دادسراى رسالت ۵ ماه به او حبس داد ما خانه مان را عوض كرديم. او رنگ مى پاشيد به ماشينم، گل مى چسباند. نمى دانستم چه كار كنم. كلافه شده بودم.
لازم به يادآورى است خواستگار شرور كه به اتهام ايجاد مزاحمت براى دختر جوانى در مجتمع قضايى قدوسى تحت محاكمه قرار گرفته بود ، به ۲۰۰ هزار تومان جريمه محكوم شده بود.خبر اين پرونده در تاريخ ۱۱ مردادماه سال جارى در صفحه حوادث روزنامه ايران به چاپ رسيده بود.
پس از قتل يك پسر جوان در ديباجى جنوبى آغاز شد
جست وجوى پليس براى دستگيرى خواستگار شرور
180558.jpg
گروه حوادث:
خواستگار جوانى كه برادر دختر موردعلاقه اش را با شليك سه گلوله از پاى درآورده است، تحت تعقيب پليس جنايى تهران قرارگرفت.
اين متهم ۳۴ساله كه عباس نام دارد پس از شليك هاى مرگبارش متوارى شده و پليس تلاش دارد تا مخفيگاه او را پيدا كند.پليس در حالى كه پاتوق هاى وى را تحت نظر قرارداده به سرنخ هايى از محل اختفاى او دست يافته است.
حادثه تيراندازى ساعت ۱۲ و ۳۵ دقيقه ظهر ديروز ـ يكشنبه ۱۵شهريور ـ در خيابان ديباجى جنوبى اتفاق افتاد.
در حالى كه شليك هاى پياپى خواستگار كينه جو ساكنان منطقه را در وحشت و ترس فروبرده بود، يكى از همسايگان پليس را در جريان قرارداد.
وقتى اكيپ گشت پليس خود را به محل حادثه رساند، مأموران با مشاهده پسر جوانى كه اسلحه به دست در حال فرار بود، با تصور اينكه او همان عامل تيراندازى است، وى را بازداشت كردند.
جوان مجروح دقايقى بعد وقتى از شوك ناشى از حادثه خارج شد با اشاره به مسير فرار عامل جنايت خود را دوست مقتول معرفى كرد و گفت: پس از شليك عامل قتل به سوى عباس به سمت او حمله كرد كه دو تير به سوى من شليك كرد بعد اسلحه را در چند مترى من زمين انداخت و گريخت. بلافاصله اسلحه را برداشتم و او را تعقيب كردم كه توسط مأموران بازداشت شدم. مأموران كه متوجه اشتباه خود شده بودند خيابانهاى اطراف محل حادثه را به محاصره درآوردند ولى متهم موفق به فرار شده بود. در همين حال چند تيم از مأموران پليس با تحت كنترل درآوردن پايانه ها و راههاى خروجى تهران سعى كردند مانع از خروج او از شهر شوند.
> متهم كيست
۵سال قبل هنگامى كه خانواده هاى عامل جنايت و قربانى حادثه در يك مجتمع مسكونى همسايه بودند، عباس ـ متهم فرارى ـ به خواهر مقتول علاقه مند شده و خانواده اش را براى خواستگارى فرستاد. خانواده دختر پس از انجام بررسى ها پى برد خواستگار جوان با آنان از لحاظ اجتماعى سنخيتى ندارد و قادر به خوشبخت كردن دخترشان نيست بنابراين به او جواب رد داد.
خواستگار سمج كه تصور مى كرد در صورت مراجعات متعدد قادر به تغيير نظر و رأى خانواده دختر موردعلاقه اش است، به هر طريق ممكن سرراه او سبز شده و برايش پيغام مى فرستاد.
با ادامه اين وضعيت خانواده دختر كه از مزاحمت هاى گاه و بى گاه خواستگار سابق دخترشان به تنگ آمده بود با طرح شكايتى خواستار تعقيب قضايى او شد. اين شكايت به بازداشت و حبس خواستگار جوان منجر شد. خانواده دختر كه مى دانست او پس از آزادى از زندان بارديگر به آزار و اذيت آنها خواهد پرداخت، از فرصت استفاده كرده و محل زندگى شان را تغيير دادند.
اين ترفند از سوى خانواده دختر مؤثر واقع نشد چراكه تنها پس از چند روز پسر جوان آزاد شده و نشانى محل جديد سكونت آنان را شناسايى كرد. باوجود طرح شكايتهاى مختلف از سوى خانواده دخترجوان در كلانترى هاى ۱۲۳ و ۱۴۵ مزاحمت هاى خواستگار جوان ادامه يافت تا اينكه روز حادثه برادر اين دختر با گرفتن حكم جلب متهم به در خانه او مراجعه كرد.
وى سعى داشت با نشان دادن اين حكم او را وادار سازد تا ديگر مزاحمتى براى خانواده آنها ايجاد نكند. در حالى كه دو پسر جوان سرگرم بحث و گفت وگو بودند، ناگهان متهم اسلحه اى را به طرف قربانى حادثه نشانه رفت و بدون آنكه فرصت واكنشى را به او بدهد ماشه را چكاند.ساكنان اطراف خيابان ديباجى جنوبى كه با شنيدن صداى شليك گلوله ها از خانه بيرون ريخته بودند، مشاهده كردند متهم كه لوله تپانچه كوچك خود را به سمت حامد ـ دوست مقتول ـ نشانه رفته بود، دو گلوله نيز به وى شليك كرد. سپس با مشاهده انبوه مردم وحشت زده شده، تپانچه را به گوشه اى پرتاب كرد و گريخت.با گذشت ۳۰ ساعت از اين حادثه، پليس جست وجوهاى وسيعى را براى يافتن عامل تيراندازى آغاز كرده است.
حادثه ها
شناسايى جسدى در چاه خانه ويلايى
گروه حوادث: جسد پيدا شده در داخل چاه يك خانه ويلايى خيابان آفريقا متعلق به زنى است كه ۲ ماه قبل ناپديد شده بود.پيكر اين زن درحالى كه هيچ مدرك شناسايى به همراه نداشت، روز پنجشنبه ۵ شهريور سال جارى از داخل چاه يك خانه ويلايى بيرون كشيده شده بود.ساكنان اين خانه با توجه به اختلال در سيستم فاضلاب و استشمام بوى تعفن در تماس با شركتى خواستار اعزام خودروهاى مخصوص تخليه چاه شده بودند.وقتى كارگران مشغول تخليه چاه فاضلاب بودند، جسد زن ناشناسى كه مانتوى سياهرنگى به تن كرده بود و كفشهاى نوك تيزى به پا داشت، پيدا شد.ماجراى جسد شناور در فاضلاب به پليس گزارش شد و بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم بازپرسى دادسراى جنايى تهران به همراه مأموران پليس به تحقيق در زمينه چگونگى وقوع اين حادثه پرداختند. در اين بررسى ها مشخص شد صاحب خانه ويلايى به همراه خانواده اش از يك ماه قبل در اين مكان ساكن شده اند و چهار ماه قبل پس از خريدن خانه ويلايى آن را براى تعميرات در اختيار كارگران قرار داده بودند.با توجه به اينكه بررسى ها نشان مى داد عاملان جنايت هنگام كار در خانه ويلايى با كشاندن زن به آنجا او را به قتل رسانده اند، تجسسها براى شناسايى هويت قربانى جنايت و دستگيرى عاملان قتل آغاز شد. درحالى كه تمامى تلاشهاى پليس براى شناسايى هويت قربانى حادثه با بن بست مواجه شده بود، مأموران متوجه شدند خانواده زن ۵۲ ساله اى از ۲ ماه قبل با مراجعه به پليس آگاهى، ناپديد شدن او را گزارش كرده اند. در اين شكايت ادعا شده بود اين زن كه «محترم» نام داشت، نيمه شب ۲ ماه قبل، از خانه اى در منطقه قيطريه سوار آژانس تاكسى تلفنى شده و در حوالى ميرداماد پياده شده بود. براساس بررسى هاى پليس، اين زن كه سالها قبل از شوهرش طلاق گرفته و به تنهايى زندگى مى كرد در شرق تهران سكونت داشت.با مطابقت نشانى هاى ارائه شده از سوى خانواده زن ناپديد شده و جسد پيدا شده، پليس دريافت مشخصات يكسان است.پليس با شناسايى هويت اين زن در تحقيقات خود موفق به رديابى يكى از كارگران شده است كه در مرگ زن خيابانى دست داشته است.
مرگ پس از پرپر كردن گل ماشين عروس
جوانى با پرپر كردن گلهاى ماشين عروس، خشم همراهان مراسم عروسى را برانگيخت و در درگيرى با آنان جان باخت.به گزارش ايسنا، مهدى درحالى كه گلبرگهاى گلهاى ماشين عروس همچنان در دستانش بود، بعد از مشاجره لفظى با مرتضى كه از همراهان مراسم عروس كشان بود، درگير شده و با ضربات چوب مجروح مى شود و در راه انتقال به بيمارستان جان مى بازد.سروان راعى مدير دايره آگاهى بردسكن در گفت و گو با خبرنگار ايسنا درباره اين حادثه گفت: شب گذشته در پى كندن گلهاى تزئينى ماشين عروس، يك جوان به نام مهدى از توابع شهرستان بردسكن با فرد ديگرى به نام مرتضى درگير شده و با ضربات چوب به قتل مى رسد.سروان راعى افزود: مرتضى ابتدا با ضربات چوب، مهدى را مجروح مى كند و مقتول در راه اعزام به مشهد براثر شدت خونريزى فوت مى كند و قاتل نيز وقتى كه مى بيند چوب را به قلب مقتول زده است، قبل از رسيدن مأموران انتظامى از محل متوارى، اما پس از دو ساعت نامبرده در بردسكن دستگير مى شود.وى اظهار كرد: در اين درگيرى چهار تن دستگير كه سه تن از آنها مجروح شده اند.سروان راعى گفت: قاتل معتقد است به خاطر هتك حرمت به ماشين عروس چنين كارى كرده، اما در حال حاضر از كار خود پشيمان است و خانواده مقتول نيز از وى شاكى هستند.گفتنى است، قاتل پس از تشكيل پرونده، روانه زندان شده است.به گزارش ايسنا، چندى پيش يك روانشناس در آسيب شناسى افراد «مردم آزار» گفت: بزرگترين علت روانى مردم آزارى، عقده ها و كمبودهاى شخصى فرد آزاردهنده است. دكتر قاسم قاضى معتقد است: شخص آزار دهنده با آزار رساندن و ايجاد مشكل براى ديگران، سعى بر جبران اين عقده ها دارد.وى گفت: پنچر كردن لاستيك اتومبيل و خط كشيدن بر روى آن، از نمونه هاى آشكار مردم آزارى در كشور است. اين روانشناس افزود: حتى در بعضى مواقع افراد مردم آزار به خودشان هم رحم نمى كنند و خشم معطوف به خود دارند. اين حالت ريشه هاى روانى دارد كه به خاطر خطاى مرتكب شده، به خود آزار مى رسانند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |