گروه حوادث:
۵ سال مزاحمت هاى خواستگار شرور با قتل برادر دختر پايان يافت.اين خواستگار شرور همان جوانى است كه ماه گذشته خبر جريمه ۲۰۰ هزار تومانى او به خاطر مزاحمت در صفحه حوادث روزنامه «ايران» به چاپ رسيده بود.پيگيرى هاى قضايى پنج ساله خانواده براى دفع شر اين خواستگار از صبح ديروز به تعقيب قاتل پسرشان تبديل شده است.
اين در حالى است كه سارا مى گويد: خانواده ام قربانى عشق يكطرفه و خيال بافى هاى پسر جوان شده اند و او هيچگاه به خواستگارش علاقه مند نبوده است.خانواده اين دختر ادعا مى كنند. وقتى از راه مذاكره و نصيحت نتوانستيم مانع از رفتارهاى شرارت آميز اين پسر شويم به قانون متوسل شديم ولى متأسفانه آنان هم ما را يارى ندادند.
> گفت وگو با مادر مقتول
مادر مقتول در گفت وگو با خبرنگار ما درباره حادثه گفت: حكم جلب او را گرفته بوديم. تا ۱۲ شب اعتبار داشت. رفتيم كلانترى گفتند الان مأمور نداريم. صبح براى دستگيرى اش اقدام مى كنيم. وقتى نتوانستيم مانع مزاحمت هاى او شويم از مجتمع ونك به كامرانيه رفتيم. پيش همه مى گفت دخترم نامزد اوست و ما نمى گذاريم با زنش ازدواج كند.
ولى دست از مزاحمت برنداشت، كاميون كاميون آجر مى فرستاد جلوى آپارتمان ما خالى مى كردند. شيشه ماشينم را شكست . مرا كتك زد. قاضى گفت بايد پزشكى قانونى بروى. گفتم اين همه مدرك دارم كافى نيست!
وى ادامه داد: دو روز بود كه به اين خانه آمده بوديم. روز قبل از حادثه زنگ زديم ۱۱۰ آمد، متوجه شده بوديم باز هم آدرس ما را پيدا كرده است. شنبه رفتيم كلانترى. حكم جلب و ورود به منزل با شكستن قفل اوليه خانه شان را داشتيم.
از اذيت هاى او شوهرم سكته كرد. قاضى از دخترم پرسيد آيا والدين ات نمى گذارند با خواستگارت ازدواج كنى. دخترم گفت اگر مرا مجبور به ازدواج با اين پسر بكنند خودم را مى كشم. پسرم سهيل ۲۲ سال داشت. در اين سال ها نمى دانم چرا هيچ كس به داد ما نرسيد. ۵ سال فرياد زديم كسى به ما توجه نكرد.
دختر مورد علاقه خواستگار سمج گفت: او تنها ۲ بار مرا ديده بود. يك بار در مقابل در آپارتمان و بار دوم جلوى خودرومان. نمى دانستم خواستگارم است. در اختياريه شمالى زندگى مى كرديم. وقتى در دانشگاه بودم هم برايم مزاحمت ايجاد مى كرد. گاهى اوقات تا كيلومترها مرا تعقيب مى كرد. طلا و جواهر و گل مى فرستاد از طريق همسايه ها يا در خانه مان مى انداخت هيچ وقت جرأت نكرد به خودم بدهد.اى كاش داده بود و مى ديد چطور در صورتش پرت مى كنم .اين اواخر به مرگ تهديد شده بودم. مى گفت: به صورتت اسيد مى پاشم.
مادر مقتول مى گويد: مدرك داشتيم رفتيم شكايت كرديم، قاضى حكم داد. گفتم آقاى قاضى اگر دختر خودت هم بود همين حكم را مى دادى، جواب داد دختر من اگر اين غلط ها را مى كرد همين طور حكم مى دادم. گفتم اگر مثل دختر من غلطى نمى كرد هم همين طور حكم مى دادى؟
به قاضى گفتيم اين پسر شرور است. جنايتكار است. گفت جرم بايد به وقوع بپيوندد تا من كارى كنم. يك پشه را هم نمى شود همين طور گرفت. گفتم بايد علل را از قبل شناخت در تشخيص هويت پرونده داريم اين مجرم است چرا جريمه مى كنى. او را با قرار وثيقه آزاد كرد.
دختر جوان ادامه داد: سال ۷۹ بود ما در طبقه دوم خانه اى در اختياريه ساكن بوديم. او يك سبد گل بدون هيچ نشانى برايم فرستاد. روى كارت نوشته شده بود تقديم به ...عزيز، دو ساعت بعد زنى زنگ زد و بعدها فهميديم مادر عباس ـ متهم فرارى ـ است. خواستگارى كرد چون من دانشجو بودم و مى خواستم درس بخوانم، نپذيرفتم. از آن پس آزار و اذيت ها شروع شد. او همه جا خود را نامزد من معرفى مى كرد. آمبولانس و پليس مى فرستاد در خانه ما در روزنامه ها آگهى مى داد كه ما گوسفند فروش هستيم ، به عمه ام زنگ مى زد مى گفت زن برادرت كه مادر من است فوت كرده. ما نمى دانيم تلفن تمام اقوام ما را چگونه به دست آورده بود.
عكس هاى مونتاژ شده چهره مرا روى عكس هاى مستهجن گذاشته و به ديوار ورودى خانه ما چسبانده بود. قاضى دادسراى رسالت ۵ ماه به او حبس داد ما خانه مان را عوض كرديم. او رنگ مى پاشيد به ماشينم، گل مى چسباند. نمى دانستم چه كار كنم. كلافه شده بودم.
لازم به يادآورى است خواستگار شرور كه به اتهام ايجاد مزاحمت براى دختر جوانى در مجتمع قضايى قدوسى تحت محاكمه قرار گرفته بود ، به ۲۰۰ هزار تومان جريمه محكوم شده بود.خبر اين پرونده در تاريخ ۱۱ مردادماه سال جارى در صفحه حوادث روزنامه ايران به چاپ رسيده بود.