گروه حوادث: پايان جاده عشق جايى بود كه او خود را رسانده بود. به «سهيل» فكر مى كرد و نگاههاى دخترى كه هميشه از او گريخته بود. حالا در ميان شعله هاى آتش بايد اين ماجراى تلخ را تمام مى كرد.۸ شب بود كه فريادهاى عباس در ميان شعله هاى آتش در ويلايى در رامسر شنيده مى شد. چند تن از ساكنان ويلاهاى مجاور خود را به ويلا رساندند. آنها از صبح همان روز پسر جوانى را ديده بودند كه به ويلاى پدرش آمده بود.پسر جوان در ميان شعله هاى آتش مى سوخت. نگاهش را به مرد همسايه دوخت. به ياد سهيل افتاده بود. چقدر زنده بودن با ارزش بود. چرا زندگى را از سهيل گرفته بود. به ياد مادر سهيل افتاد.
صداى آژير آمبولانس كه هر لحظه از ويلا دور مى شد، حكايت از اعزام متهم فرارى به بيمارستان داشت. مسؤولان بيمارستان رامسر، او را با آمبولانسى به بيمارستان سوانح و سوختگى رساندند. همسايگان اين ويلا كه در كوچه سادات خيابان آب گرم معدنى سادات شهر رامسر واقع است، با پدر عباس تماس گرفتند و گفتند عباس در آخرين لحظات خواسته است تا او را به سرعت به تهران برسانند.سرهنگ كشفى ـ معاونت كشف جرايم پليس آگاهى تهران ـ گفت : اكيپ اعزامى از اداره آگاهى تهران كه با دستور سردار طلايى ـ فرمانده انتظامى تهران بزرگ ـ و در پى تماسهاى متهم به قتل با خانواده مقتول پى برده بودند او به چالوس گريخته است و رد او را تا رامسر دنبال كرده بودند، لحظاتى پس از اين حادثه خود را به محل رساندند.
|
|
|
آنها پس از بررسى پى بردند متهم با خريدارى كردن مرگ موش، قصد خودكشى داشته است، ولى با ريختن يك گالن ۴ ليترى بنزين روى خود اقدام به خودسوزى كرده است.عباس صبح ديروز درحالى كه ۱۰۰ درصد دچار سوختگى شده بود، در بيمارستان سوانح سوختگى سارى بر اثر شدت سوختگى جان سپرد. اين درحالى است كه او در تماسهايش پس از قتل به تهديد خانواده مقتول ادامه مى داد و در آخرين تماس درحالى كه گريه مى كرد، مى خواست با مادر سهيل صحبت كند.به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز يكشنبه گذشته پسرى به نام عباس با شليك سه گلوله به سوى سهيل، برادر دختر مورد علاقه اش و دوست او، سهيل را به قتل رسانده و پس از آن متوارى شده بود.