پنجشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۳ رجب ۱۴۲۵
Thu, Sep 9, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفت وگويى با ايان تورپ «توفان» شناى استراليا
پاى صحبت «لوئيس فيگو»
گفت وگويى با ايان تورپ «توفان» شناى استراليا
مثل يك آتش ابدى
180741.jpg
ايان تورپ شناگر استراليايى در ۲۲سالگى به يك اسطوره بدل شده است و سابقه كسب ۵مدال طلاى المپيك و ۱۱مدال طلاى مسابقات جهانى شنا را دارد و از ۱۹۹۸ به اين سو هرگز در ماده ۴۰۰متر آزاد شكست نخورده و ركورددار جهانى اين ماده و ۲۰۰متر و ۸۰۰متر كرال است و در المپيك اخير در آتن نيز طلاهاى هر دوماه۲۰۰ و ۴۰۰متر را برد و با اينكه با كسب ۲طلا، يك نقره و ۲برنز جنگ تصاحب مدالها و ستيز تبليغاتى را به مايكل فلپس آمريكايى و ۸مدالى (شامل ۶طلا) ظاهراً واگذار كرد اما در فينال ۲۰۰متر چنان فلپس ۱۹ساله را در هم كوبيد كه به اين زوديها از ياد اين ورزشكار اهل بالتيمور آمريكا نمى رود و يك بار ديگر ثابت شد كه او در قلمرو شناهاى كرال سرعت و نيمه استقامت مرد شماره يك جهان است و بيهوده به او لقب «اژدر» و «اژدر افكن» و شايد هم «توفان» را نداده اند و اين پايان كار او نيست و او از حالا براى مسابقات شناى قهرمانى جهان ۲۰۰۵ نقشه مى كشد و حتى وعده ملاقات مجدد با پيترفان دن هوگن باند غول ۲مترى شناى هلند را براى المپيك۲۰۰۸ در پكن داده است و...
\ آقاى تورپ، برنامه هاى آينده تان چيست؟
> مى خواهم روى شناهاى سرعتى و كوتاهتر حساب باز كنم و از اين پس بيشتر روى آنها تمركز و مانور كنم.
\ اما شما در فينال ۱۰۰متر آزاد بازيهاى آتن شكست قاطعى در برابر فان دن هوگن باند از هلند و رولاند شومن از آفريقاى جنوبى داشتيد.
> به همين خاطر است كه مى گويم از اين به بعد مى خواهم تمركز و شركت بيشترى را در مواد سرعت و بخصوص ۱۰۰متر داشته باشم. برايم يك موقعيت و رقابت جويى جالب و تازه خواهد بود. در چنين شرايط و مقطعى از عمر ورزشى ام اين مسأله برايم يك چيز جديد و با ارزش نشان مى دهد. وقتى به اين سطح مى رسيد و افتخارات زيادى در كارنامه تان داريد، بايد حتماً با گزينش هايى از اين دست براى خود تنوع و تازگى ايجاد كنيد و از اين طريق رقابتها را براى خود شيرين سازيد.
\ در اين دوره از بازيها به دنبال يك «۳گانه» نادر و ناديده (تصاحب مدالهاى طلاى۱۰۰ و ۲۰۰ و ۴۰۰متر آزاد) بوديد. پس از فتح ۲طلا و يك برنز در اين مواد خودتان را موفق يا ناكام مى پنداريد؟
> اين محرز است كه ناكام نبودم. اين كار انرژى فراوانى را مى طلبد و من با فتح ۲۰۰ و ۴۰۰متر نشان دادم كه چقدر مهيا هستم.
\ با احتساب اينكه مى گوييد از اين پس روى مواد سرعتى بيشتر متمركز خواهيد شد، آيا به معناى رها كردن حداقل ۴۰۰متر يا ۸۰۰متر براى آينده نيست؟
> اصلاً. من حتى مى خواهم در صورت امكان و منطقى بودن دوباره درالمپيك۲۰۰۸ در پكن به دنبال اين سه گانه بروم. اما حقيقت آن است كه هيچ برنامه اى را فراتر از ۳ يا ۶ماه بعد به طور صريح و قطعى و نهايى نريخته ام و منتظرم ببينيم شرايط چطور پيش مى رود. اصولاً برنامه ام اين نيست كه ۴۰۰ و ۸۰۰متر را به كلى رها كنم. تااطلاع ثانوى روى ۱۰۰متر تمركز بيشترى خواهم كرد و براساس نتيجه اى كه مى گيرم، براى آينده دورتر تصميم گيرى خواهم كرد. اما هيچ آدم عاقلى حاضرنيست كه موادتخصصى اش را كه در آنها عنوان دار است، به كلى كنار بگذارد و من نيز همينطور.
\ آيا ازحاصل كارتان در ۱۰۰متر آزاد تا به حال راضى هستيد؟
> صددرصد. من درالمپيك آتن اين مسافت را در ۴۸‎/۵۶ ثانيه رفتم كه يك ركورد تازه شخصى براى من است و مدال برنز را بردم و به كسانى باختم كه چندين و چندسال است كه دراين ماده زورآزمايى مى كنند. يك سال ديگر بگذرد، مرا در اين ماده بسيارتواناتر خواهيدديد.
\ سقف توان و دستاوردى كه دراين ماده براى خود قايل ايد، به چه حدى مى رسد؟
> من زمانى زير ۴۸ ثانيه را براى خود به راحتى مقدور مى بينم و فكرمى كنم در يكى دو سال آينده پيشرفت محسوسى داشته باشم.
همه مى دانند كه ۱۰۰متر آزاد ازجذاب ترين مواد شنا است وبنابراين من نيز مى خواهم درآن به بالاترين حدممكن برسم.
\ درمورد مايكل فلپس چه نظرى داريد؟
> او فوق العاده كاركرد و تعداد مدال هايى هم كه برد نشانگر همين مسأله است.
اما تصور رسيدن به ركورد «۷مدال طلاى» مارك اسپيتز (درالمپيك ۱۹۷۲ مونيخ) كارى غيرممكن بود كه فلپس براى خود تعيين كرده بود و اگر من بودم به دنبال آن نمى رفتم زيرا يك شناگر را بيشتر فرسوده مى كند و در بعضى جاها لطمه هاى غيرقابل جبرانى را به او واردمى كند.
\ شما در رقابتهاى جهانى شناى ۲۰۰۱ صاحب ۶مدال طلا شديد. آيا تكرار اين روند را براى خودتان ممكن مى دانيد؟
> فكرنمى كنم. درطول عمرتان فقط يك بار روى مى دهد كه بتوانيد با استفاده از تمام شرايط و امكانات و قدرت خودتان و سقوط حريفان اصلى تان اين همه مدال ببريد و هرروزه چنين چيزى امكانپذير نيست.
نه اين كه من تلاش نكنم اما هرسال كه مى گذرد، شرايط ورزش جهان عوض مى شود و با دنيايى كاملاً متفاوت روبرو مى شويد و اوضاع به كلى نسبت به گذشته فرق مى كند وبايد خودتان را با جهانى جديد وفق بدهيد. براى من نيز چنين است. براين اساس گمان نمى كنم كه حتى اگر در رقابتهاى جهانى ۲۰۰۵ به دنبال اين تعداد طلا بروم، لزوماً موفق باشم و در ۲۰۰۷ و سپس المپيك ۲۰۰۸ اين كار چندبرابر دورتر و سخت تر خواهدبود.
\ قضيه رقابت شما با «فان دن هوگن باند» به كجامى كشد؟
> به او بسيار ارادت دارم. وقتى او در المپيك ۲۰۰۰ سيدنى مرا درحضور هموطنانم در فينال ۲۰۰ متر برد خيلى ها گفتند از او نفرت كرده ام و سايه اش را با تيرمى زنم! اصلاً اين طور نبود. او آن روز فوق العاده شنا كرد و امسال همان قضيه را در آتن در ۱۰۰متر آزاد تكراركرد.
وقتى او را امسال در ۲۰۰متر بردم و انتقام شكست سال ۲۰۰۰ را گرفتم، به سمتش رفتم و از او دلجويى كردم و خوش و بش كرديم. مى دانيد به او چه گفتم؟ گفتم براى سال ۲۰۰۸ آماده باشد. ما هردو به پكن خواهيم رفت و اميدوارم كه دوئل ما آنجا تداوم يابد.
\ درچنين شرايطى و درحالى كه اولين طلاى جهانى تان را در ۱۶سالگى و به سال ۱۹۹۸ كسب كرديد و الآن يك كيسه مدال داريد، ديگر چه انگيزه اى مى تواند برايتان باقى مانده باشد؟
> انگيزه زياد دارم. هرعنوان و مقام تازه اى، يك ورزشكار را به سمت خود مى كشد و صدها مدال هم كه برده باشيد، وقتى قدم به مسابقه بعدى مى گذاريد، انگيزه سرجا نشاندن مجدد رقبايتان شما را به پيش مى راند، زيرا اگر شكست بخوريد مدتها به خودتان لعن و نفرين خواهيدفرستاد. مبارزه هاى ورزش دراين سطح مثل يك آتش ابدى است و هرگز خاموش نمى شود. مگر اين كه خودتان خاموش شويد. چنان روزى زمان كناره گيرى است و تا آن روز وقت زيادى براى من مانده است. يعنى اميدوارم اين طور باشد.
پاى صحبت «لوئيس فيگو»
ستاره فوتبال پرتغال
روزگار نامراد فوتباليست هاى بزرگ
180690.jpg
* مترجم: وصال روحانى

لوئيس فيگو فاصله زيادى با ۳۳ساله شدن ندارد و با سابقه ۱۷ساله حضور در سطح ملى ازتيم هاى ملى نوجوانان و جوانان فوتبال كشورش (پرتغال) گرفته تا تيم هاى ملى اميد و بزرگسالان حق دارد كه از بازنشستگى در اين سطح بگويد.
اما فيگو درعين اين كه اخيراً از بازى در سطح ملى كنار كشيد، به گونه اى راه را بازگذاشته و گفته است كه شايد هم روزى به بازى در اين سطح بازگردد و دوباره ملى پوش شود. هراتفاقى كه بيفتد و چه فيگو دوباره لباس ملى را به تن بكند يا خير، نمى توان در تأثيرگذارى عظيم او برنسل هاى اخير فوتبال پرتغال ترديد كرد. او درزمينه باشگاهى نيز به بازى در سطح تيم هايى چون بارسلونا و رئال مادريد ارتقا يافت و با اين كه امسال آخرين فصل حضورش را در برنابئو مى گذراند و در پايان فصل از رئال جدامى شود اما همين حالا نيز خواستاران بسيارى دارد.
او از ۱۹۸۸ به اين سو به هرافتخارممكنى الا قهرمانى در جام هاى كلاسيك ملى در معيت تيم ملى بزرگسالان پرتغال رسيده است و فتح چندباره ليگ فوتبال اسپانيا و جام قهرمانى باشگاههاى اروپا وسوپرجام اين قاره و جام بين قاره اى نمونه هايى از آن است.
اما حضور او در پيكارهاى امسال جام ملتهاى اروپا با اين كه رقابتها در پرتغال برگزارمى شد، باعث شكسته شدن روند فوق و طلسم مذكور نشد و فقط نايب قهرمانى فيگو و يارانش را درپى داشت. ببينيم فيگو درباره خداحافظى مشروطش با ديدارهاى ملى چه مى گويد.
\ آقاى فيگو. شما و ياران تان فينال رقابتهاى يورو را ۰ـ۱ به يونان باختيد. درآن لحظات چه احساسى داشتيد؟
> حس كردم يك موقعيت عالى را ازدست داده ام و نه فقط من بلكه كل هم تيمى هايم و ساير نفرات تيم ملى پرتغال اين احساس را داشتند. واقعاً حيف شد . ما حداقل ۵هفته با اين جام زندگى كرده و همه لحظات و دشواريها و مسائل آن را حس كرده و با آن به پيش رفته و مشكلات را يكى پس از ديگرى حل كرده بوديم. بنابراين بايد هم از اين تلاش ازدست رفته و از اشتياق بربادرفته مردم احساس تأسف و افسوس مى كرديم.
\ با اين حال رتبه دومى و مقام نايب قهرمانى هم براى پرتغال آن قدرها هم دستاورد كم و كوچكى نبود.
> ولى براى كشورى كه ميزبان رقابتها است و جزو بزرگان فوتبال قاره محسوب مى شود و از ابتدا به صورت يكى از مدعيان اصلى پاى درميدان نهاده بود، چنين عنوانى كم و ناكافى است. اگر نامتان پرتغال باشد و پيكارها را ميزبانى كنيد و اين همه مهره خوب داشته باشيد، هيچ چيزى به جز اين برايتان پذيرفته نيست و ما صاحب اين مقام نشديم.
\ هميشه گفته شده بود كه اين آخرين فرصت نسل طلايى و مسن فوتبال پرتغال براى كسب يك عنوان قهرمانى درتورنمنت هاى بزرگ و كلاسيك بود كه به اين ترتيب ازدست رفت. آيا شما هم با اين نظريه موافق ايد؟
> گمان مى كنم صحيح باشد. من و روى كاستا و فرناندو كوتو به نسلى تعلق داريم كه در سالهاى ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱ جام هاى جهانى نوجوانان و جوانان را برديم و از آن پس افتخارات مان به سطح باشگاهى محدودشده و از رسيدن به مقامهاى ملى در سطح بزرگسالان بازمانده ايم.
اينكه تصور كنيم اين نسل مى تواند جام جهانى ۲۰۰۶ و يا يورو ۲۰۰۸ را به عنوان جبران ببرد، تصورخام انديشانه و دور از ذهنى است.
\ لابد به همين خاطر كاستا و كوتو هم مثل شما با بازيهاى ملى وداع گفته اند.
> اين فرصتى است كه آنها به نسل جوانتر سپرده اند و از اين بابت سزاوار تقديرند. اين به معناى تسليم شدن آنها و من نيست و فقط اعلام ورود نسل جديد و جوانتر فوتبال اروپا به صحنه است.
\ ولى در حرف هاى خود شما هنوز ابهام وجوددارد وبازنشستگى تان در سطح ملى منوط به اما و اگر است و راه بازگشت را به كلى مسدود نكرده ايد.
> آنچه من گفتم اعلام كناره گيرى است، اما اگر روزى پيش آيد كه حضور مجدد من در سطح ملى گرهى را بازكند، براى اين امر مهيا خواهم بود. با اين حال بعيد مى دانم كه فعلاً نيازى به اين قضيه باشد.
\ شما در دوره قبلى پيكارهاى يورو (۲۰۰۰) نيز تا نيمه نهايى پيش تاخته بوديد.
> آن دوره هم براى ما تلخ بود زيرا به نيمه نهايى رسيديم و در آن مرحله در يك بازى پاياپاى و فقط با يك پنالتى بحث برانگيز در وقت اضافى تسليم فرانسه شديم و نتوانستيم به فينال برسيم. شايد دستاورد ما درآن دوره باارزش تر بوده باشد زيرا ميزبان نبوديم و در زمينى بى طرف (هلند و بلژيك) بازى مى كرديم اما با كمترين فاصله از رسيدن به هدف بازمانديم.
\ و آن محروميت هاى تيمى و مجازات ها و مسائل و...
> تصميم داور درمورد اعلام پنالتى به ضررما اعصاب نفرات تيم پرتغال را خراب كرد و آن اعتراضات را موجب شد. بعداً چندتن از ياران ما را محروم كردند. اما اين قضيه صرفاً مولود آن شرايط دشواربود. مجموعه آن قضايا ازآن مسابقات تصويربدى را در ذهن ما به جا گذاشت.
\ و زمان به تندى سپرى شد.
> بله. وقتى يورو۲۰۰۰ را ازدست داديم، پيش خود فكرمى كرديم كه جام جهانى ۲۰۰۲ درپيش است و مى توانيم آنجا جبران مافات كنيم. درست است كه به اين هدف نرسيديم اما حالا چه؟ ۴سال از آن زمان گذشته و هركدام از ما به اندازه همين مدت پيرتر شده ايم و ديگر نمى توانيم به جام ۲۰۰۶ به همان شكل نگاه كنيم. زمان گرانى از دست رفته است و درست نيست كه باز اداى جوانترها را درآوريم.
\ دوسال و اندى بعد از گذشت جام جهانى۲۰۰۲ هنوز حذف قاطعانه و اسف بار پرتغال از آن پيكارها نقل محافل است. چرا آن اتفاقات افتاد؟
> نمى دانم. شايد بيش از حد خسته و اشباع شده بوديم. در مجموع جام بسيار عجيبى بود. تمام نفرات تيم بلافاصله پس از اتمام ديدارهاى باشگاهى و در پايان فصلى طولانى به كره جنوبى و ژاپن آمدند و هيچ كس توان لازم را نداشت و به لحاظ روحى هم از كشش لازم بهره نمى برد.
\ آيا بهانه موجهى است؟
> فكر مى كنم باشد. تقصير ما فوتباليست ها نيست. بايداز مسؤولان امر و آنها كه دستى در كارهاى اجرايى اين ورزش در سطح جهان دارند، اكيداً خواست كه از برنامه ها و حجم فعاليتها در طول سال به شكلى بكاهند كه اينگونه بازيكنان مطرح اين رشته خسته و كوفته نباشند و بتوانند در صحنه ديدارهاى ملى آنچه را كه در توان دارند، ارائه كنند. در حال حاضر به خاطر تعدد ديدارها در طول فصل، بازيكنان خسته ومصدوم مى شوند و طراوتشان به تدريج از دست مى رود و وقتى پاى به صحنه مسابقات ملى مى گذارند، ديگر اشتها و توان لازم را ندارند و ضرر اين قضيه به تيمهاى ملى كشورها مى رسد كه نمى توانند به نتايجى كه حق شان است، برسند. اگر اين قضيه تصحيح وترميم نشود، باز هم جامهاى ملى متعددى را خواهيم ديد كه در آن استعدادها و مهارتها به هدر مى رود و بسيارى از تيمها قادر به ارائه تمام توان خود نخواهند شد. آنها واقعاً بايد به داد ما برسند!
\ ولى خود شما و امثال شما با شركت در ديدارهاى باشگاهى متعدد و غيرقابل شمارش بر اين مشكل مى افزاييد.
> اين قضيه و انجام كارى در اين زمينه از حيطه اختيارات ما خارج است و ماتصميم گيرنده نيستيم. من به عنوان بازيكن تحت استخدام باشگاهم نمى توانم از حضور در مسابقات تيم خوددارى كنم و وقتى رئال مادريد در هر هفته ۲بازى دارد، من چه مى توانم بكنم؟ جز اينكه به ميدان بروم و اين كار را انجام بدهم؟ مشكل جاى ديگرى است و به مديران ورزشى و سران فوتبال و باشگاهها مربوط مى شود و با آنها است كه برنامه اى را بريزند كه از فشار و استرس موجود كه واقعاً وحشتناك است، بكاهند.
\ امسال و براى پيكارها يورو مشكلى تا اين حد نداشتيد.
> نه ولى باز هم اين مشكل وجود داشت و اصلاً نمى شد آن را انكار كرد. درست است كه ما از سه هفته پيش از شروع رقابتها به اردو رفتيم و تمرين مى كرديم و وقت موجود قدرى بيش از گذشته بود، اما تفاوتى نداشت چون بازيكنانى كه به اردوى ملى پرتغال آمدند و همچنين نفرات ساير كشورها از ليگهاى طولانى داخلى ومسابقات سنگين باشگاهى اروپا فارغ  شده بودند و طراوتى را كه گفتم، اصلاً نداشتند.
\ آيا فكر مى كرديد يونان آنطور بدرخشد و تيم كشور شما را دوبار ببرد و قهرمان شود؟
> اصلاً. چه كسى فكر مى كرد كه من بكنم؟ اين از آن شگفتى هايى است كه گاه به گاه در جامهاى بزرگ روى مى دهد و به هيچ روى قابل پيش بينى نيست. اين تيم نه فقط ما را برد بلكه فرانسه و چك را هم ناكام كرد و اين نشان مى داد كه ما به تيمى معمولى نباخته ايم. با اين حال عيب ما را بايد بيشتر دانست زيرا ما ميزبان بوديم و سايرين نه و از اين جهت عذر ما پذيرفته نيست.
\ اينك كه امسال شما و كوتو و كاستا از بازيهاى ملى كنار رفته ايد، سرنوشت پرتغال را در دور مقدماتى جام جهانى۲۰۰۶ چگونه مى بينيد؟
> شايد كار سخت باشد اما ما جوانان مستعدى مثل كوارسما و پوستيگا و نفرات كارسازى مانند كارواليو و دكوسوزا را داريم و لوئيز فيليپه اسكولارى (سرمربى برزيلى تيم ملى پرتغال) نيز پس از دوسال كار در اينجا با همه شرايط آشنا است و نيازها را مى شناسد و فكر نمى كنم كم بياورد و لااقل در ابتداى پيكارها غيبت من و سايرين محسوس نخواهد بود.
\ جدايى شما از رئال در پايان فصل جارى قطعى شده است. به كجا خواهيد رفت؟
> هنوز مشخص نيست ولى طبق قانون فيفا من و مديران برنامه هايم حق داريم از ژانويه (ديماه) به بعد با باشگاههاى متقاضى صحبت كنيم.
\ هم خودتان گفته ايد كه بازى در انگليس را دوست داريد و هم چندين و چندخواستار در اين كشور داريد. اينطور نيست؟
>چرا. اما اينك كه اوايل فصل جديد است و فقط به بازيهاى رئال و موفقيتهاى اين تيم فكر مى كنم، نمى توانم راجع به مسأله اى كه گفتيد به صراحت حرف بزنم.
\ ظاهراً يكى از آنها تاتنهام است.
> بله، آنها مرا براى فصل جارى هم مى خواستند اما امكانپذير نشد.
\صحبت رئال را كرديد. پس از شكستهاى بزرگ و پرسر و صداى تيم در فصل گذشته، اوضاع فعلى را چطور مى بينيد؟
> خوزه آنتونيو كاماچو (مربى جديد رئال) خوب كار مى كند. او طرفدار نظم و كار شديد است و ما سعى داشته ايم خودمان را در قالبهاى كارى او جاى بدهيم. فكر مى كنم از فصل پيش بسيار فراتر برويم.
\ درباره اضافه شدن اوون و وودگيت انگليسى و سموئل آرژانتينى به تركيب رئال چه نظرى داريد؟
> يك مشكل اصلى ما ضعف در خط دفاعى بود وهمه اميد داريم اضافه شدن ساموئل و وودگيت كه مدافعان توانايى هستند، اين قضيه را حل كند. اوون نيز بى نياز از تعريف من است.
\ و سؤال آخر؛ آقاى فيگو ۴سال و اندى پس از انتقال تان از بارسلونا به رئال مادريد وتبديل شدن به يك خائن (!) بزرگ از ديد اهالى بارسا آيا از آن كارتان پشيمان نيستيد؟
> اصلاً. به اينجا آمدم و تلاش كردم و نتيجه گرفتم و جامهاى متعددى را با رئال بردم. اگر منظورتان توهين هاى پايان ناپذير طرفداران بارسلونا به من طى اين مدت است، من از همان بدو انتقال نيز اين قضيه را مى دانستم و مطلع بودم كه اعتراضات و كم لطفى هاى زيادى به من خواهد شد. چون با آگاهى اين كار را كردم، از تمام چيزهايى كه گفتيد، جا نخورده ام و پشيمان هم نيستم.
* منبع: ديلى ميرر


|   شناسنامه   |   آرشيو   |