شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۵ رجب ۱۴۲۵
Sat, Sep 11, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
سال گذشته ۳ هزار مورد فرار دختران در كشور گزارش شد
۲ ساعت بعد ازفرار تسليم تباهى مى شوند
گفت وگو با معاون امور اجتماعى سازمان بهزيستى
180990.jpg
• فريال طهماسبى

سن دختران فرارى به ۱۳ سال رسيده است.
معضل فرار دختران از جمله آسيب هاى اجتماعى است كه آينده و سرنوشت فرزندان برخى خانواده ها را با تهديد جدى مواجه كرده است و نقطه عطف آنكه، آمار منتشره حاكى از آن است كه سهم دختران فرارى بيش از پسران است.
اغلب كارشناسان آسيب هاى اجتماعى بر اين باورند كه ۹۰ درصد دخترانى كه از خانه فرار مى كنند از خانواده هايى هستند كه در حال طلاق يا نابسامان هستند و فرار دختران را زمينه ساز جرايمى چون فحشا، اعتياد، قاچاق مواد مخدر و سرقت مى دانند.
دكتر سيد حسن علم الهدايى، معاون امور اجتماعى سازمان بهزيستى در گفت وگوى حاضر به علت فرار دختران اشاره كرده وتأكيدمى كند حداكثر ساعتى كه يك دختر فرارى در مقابل دامهاى محيط اطرافش مى تواند مقاومت كند، تنها دوساعت است. او همكارى خانواده ها با ديگر نهادها را در جهت رفع اين آسيب اجتماعى يادآور مى شود. گفت وگو با علم الهدايى را بخوانيد.
\ آمار دختران فرارى ۲۰ درصد افزايش يافته است و اين خودنشان از وضعيت خطر درجامعه دارد. اصولاً چه شرايطى دست به دست هم مى دهد تا دخترى از خانه، دست به فرار بزند؟
> بحث فرار دختران را بايد از منظر يك آسيب اجتماعى تعقيب كرد. شايد ما فرار از خانه را به عنوان يك جرم ببينيم، ولى در واقع فرار دختران يك پديده اجتماعى است كه موجب به وجود آوردن مشكلات بعدى است. از منظر روان پزشكى، وقتى نوجوانى در معرض آسيب و ناراحتى قرار مى گيرد، به هر ترتيب مى خواهد، خودش را از اين معضل نجات دهد و راهى را كه انتخاب مى كند، اغلب دوباره سبب مى شود در معرض آسيب قرار گيرد. اين يك ويژ گى است كه از ۱۲ سالگى به بعد، در بچه ها، به خصوص دخترها، به وجود مى آيد. يعنى اگر ما فرار را در يك كنكاش علمى مورد بررسى قرار دهيم، مى توانيم آن را يكى از جدى ترين آسيب ها به خود تلقى كنيم. هر چند كه از نگاه دخترى كه در سن و سال پايين مرتكب عمل فرار مى شود، شايد اينگونه نباشد. او فكر مى كند خودش را از يك مشكل نجات مى دهد، در حالى كه واقعيت اين است كه «جابه جايى مشكلات» اتفاق مى افتد و البته نه تنها جابه جايى مشكلات، بلكه افزودن به مشكلات.
فرار يك مكانيسم روانى و ذهنى است كه براى رسيدن به امنيت درونى و رهايى از سلطه والدين صورت مى گيرد. گاهى نيز فرار از فشار اقتصادى يا حتى فشار اخلاقى است. ممكن است دخترى در خانه، مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته باشد و بخواهد با فرار، خودش رااز اين مهلكه نجات دهد. اغلب اوقات نيز نوجوان به دليل بى تجربه بودن، اطلاعات ناكافى و رؤياهاى كاذب فرار از خانه را به عنوان بهترين راه انتخاب مى كند. از منظر پزشكى، اين بچه ها از سنين پايين، مستعد آسيب رساندن به خودشان هستند، ممكن است اين آسيب جسمانى باشد يا روانى و يا جنسى.
\ چه ميزان از اين شرايط به كاركردهاى خانواده بر مى گردد و چقدر متأثر از ضعف كاركردهاى نهاد آموزشى مثل مدرسه است؟
> ما بايد در اينجا، نقش خانواده را در قالب اينكه يك خانواده آشفته باشد يا خانواده پويا، بسيار جدى تلقى كنيم. ببينيد! بچه ها در خانواده، به عنوان اولين كانون اجتماعى، جامعه پذيرى را تجربه مى كنند و ياد مى گيرند كه چطور زندگى كنند، چطور عاطفه خود را بروز داده و در نهايت چطور سازگارى در جامعه پيدا كنند.
نوجوانان در سنين بلوغ داراى انگيزه ها، تمايلات و كنجكاوى هايى هستند كه بسيار وضعيت روانى حساس و شكننده اى را ايجاد مى كنند. لذا ارتباط والدين با فرزندان در اين سن و سال، در سرنوشت آتى آنها و بروز رفتارها و عكس العمل هايشان بسيار مهم است. در بسيارى از خانواده ها كه فضاى خانه، بار عاطفى لازم را ندارد و رابطه ها تعريف شده نيست و اعتماد به فرد مقابل، معنايى ندارد، محيط مناسبى براى رشد هنجارهاى غير اخلاقى و غير اصولى خواهد بود. خانواده هايى هم كه دچار تركيبى از فقر اقتصادى و فقر فرهنگى هستند، كاملاً ناپايدارند، لذا نمى توانند نقش مؤثرى در سلامت فردى و اجتماعى فرزندان خود ايفا نمايند.
طلاق عاطفى ميان بسيارى از زن و شوهرها در جامعه ما، نيز خود عاملى است كه بايد بدان توجه كرد. زن و شوهر هايى كه در زير يك سقف زندگى مى كنند، ولى هيچ رابطه عاطفى و محبت بين آنها نيست، در ظاهر به شكل خانواده هستند ولى در اصل به صورت خانوار زندگى مى كنند. بار عاطفى در اين خانه ها، بسيار شكننده است. لذا فرزندان به خصوص دختران در اين خانواده ها، در جست وجوى عاطفه و امنيت، سر به فرار مى گذارند. گاهى وجود تبعيض و خشونت در خانه، ميان دختر و پسر، و نگرش پسر سالارى درخانواده، بستر اين فرار را مهيا مى كند.
\ در مورد مدرسه چطور؟
> مدرسه اصولاً و نهادهاى آموزشى، مكمل هاى خانواده هستند. سيستم رسمى آموزش ما در مدارس و حتى دانشگاهها اشكال دارد. در مدارس، تنها به آموزش مواد درسى مى پردازند. غافل از اينكه آموزش مهارتهاى زندگى در مدارس، مى تواند دانش آموزان را در يافتن راهكارهاى مناسب يارى رساند. مدارس ما نبايد مركز تبادل تجربيات منفى و ضد ارزش باشند. ما سيستمى نداريم كه معلم به دانش آموز آنقدر نزديك باشد كه او را حتى در مسائل خصوصى و خانوادگى و مشكلات ناشى از آنها كه اغلب گريبانگير دانش آموز است، يارى رساند. البته به تازگى كار مشتركى ميان آموزش وپرورش و سازمان بهزيستى در زمينه آموزش مهارت هاى زندگى در مدارس، در جريان است كه اميدوارم بتواند مقدارى از بروز آسيب هاى اجتماعى بكاهد.
\ شما فكر نمى كنيد عدم هماهنگى ميان آموزش هاى رسمى در مدارس و آموزش غيررسمى در خانواده ها، خود عاملى در بروز پديده فرار از خانه مى شود؟
> قطعاً. مدرسه بايد بتواند مكمل آموزش هاى خانه باشد. حالا اگر آموزش هاى رسمى و غيررسمى نتوانند همديگر را حمايت كنند، اگر نتوانند يكديگر را تكميل كنند، و در اين دو جايگاه، آموزش هاى متنافرى باشند و همديگر را دفع كنند، بچه ها دچار يك تعارض جدى مى شوند و همين تعارض ها در افراد، به خصوص سنين پايين، موجب فرار آنها از محيط متعارضى مى شود كه برايشان ايجاد شده است.
\ آيا علت فرار در مورد دختران و پسران يكسان است؟
> بله. ببينيد! اگر ما به بحث تفاوت هاى فردى توجه كنيم، هر فرد، در جايگاه خودش، با توجه به ويژگى هاى جنسيتى با ديگرى متفاوت است. دختران نسبت به مسائل عاطفى و هيجانى بسيار آسيب پذيرتر از پسران هستند. تحمل فضاى آشفته عاطفى و نابسامان خانه، وجود خشونت در رفتارها، تحقيرهاى عاطفى و ... براى دختر و پسر، سخت است، ولى براى دخترها، بسيار سخت تر. دختران از نظر رشد جسمانى، عاطفى و عقلانى خيلى زودتر از پسران به رشد يافتگى مى رسند. لذا از منظر بلوغ عاطفى، بسيار آسيب پذيرتر از پسرها هستند.
يك دختر از ۱۳ سالگى، به بعد، دوران بلوغ را پشت سر مى گذارد و روبه كامل شدن پيش مى رود كه دچار احساسات و عواطف شديدى است در مقايسه با يك پسر ۱۳ ساله كه احساسات و عواطفش هنوز خام است. لذا در اين سنين يك گفت وگوى نامناسب يا يك پرخاش، در او تأثير بدى مى گذارد و از آنجا كه آستانه تحمل دختران پايين تر از پسران است، با اين رفتارها، اين آستانه، بيشتر مخدوش شده و منجربه فرار از خانه مى شود.
\ آيا آمار فرار دختران در استان هاى خاصى در كشور بيشتر از ساير استان هاست؟ بدين معنا كه اصولاً تفاوت معنى دارى از نظر آمار دختران فرارى، ميان استان ها وجود دارد؟
> حتماً همينطور است. از آنجا كه سرزمين ما، از نظر جغرافياى انسانى، سياسى و اجتماعى بسيار متنوع است، فرهنگ هاو آداب و رسوم در آن نيز بسيار متفاوت است. آسيب هاى اجتماعى هم به لحاظ اولويت و خاستگاه بسيار متفاوتند. ممكن است يك مسأله اى در نقطه اى از كشور يك آسيب باشد و در نقطه ديگر، آسيب نباشد.
مثلاً خودكشى در ايلام بالاترين رقم را دارد و در تهران كمترين رقم. فرار دختران هم همينطور است. در تهران و كلانشهرها و اصولاً استان هاى مهاجرپذير، فرار زياد است. استان مركزى بعد از تهران، بالاترين ارقام را از نظر فرار دختران به خود اختصاص داده است. اين استان، داراى يك بافت كاملاً صنعتى است. خانواده ها، در آنجا بومى نيستند. اغلب براى كار، از اقصى نقاط كشور، در آن شهر جمع شده اند. لذا ارتباطات و تعاملات عاطفى و انسانى بسيار كم است. بنابراين فرار از چنين محيط هايى بيشتر از ساير استان ها اتفاق مى افتد. ولى در برخى از استان ها، مثل استان مازندران و زنجان، به علت سنتهاى خانوادگى و حساسيت ها، فرهنگ فرار وجود ندارد.
\ يك دختر فرارى در مقابل آسيب هايى كه در همان لحظه ورود به شهر ديگر او را تهديد مى كند، تا چه زمان مى تواند مقاومت كند؟ اغلب چه اتفاقى بعد از فرار براى اين دختران مى افتد؟
> بيشترين زمانى كه يك دختر فرارى بعد از خانه مى تواند مقاومت كند، حدوداً ۲ ساعت است. معمولاً اغلب آنها بعد از فرار، در پارك پرسه مى زنند، سپس به وسيله افراد فرصت طلب، مانند باندهاى فساد يا قاچاقچيان مواد مخدر، شناسايى مى شوند و بعد هم معلوم است، چه اتفاقى مى افتد. خيلى از اين دختران هم، با پسرهايى آشنا مى شوند كه فقط چند صباحى با آنها بوده و سپس در جامعه رها مى شوند.
\ سازمان بهزيستى چطور اين دختران را شناسايى مى كند و سپس چه اقدامى براى آنها صورت مى گيرد؟
>ما در سطح شهر، مددكار اجتماعى داريم كه آنها را شناسايى مى كنند، بخش ديگر افراد خيرخواهى هستند كه آنها را به ما معرفى مى كنند، بخش ديگرى از دختران توسط نيروى انتظامى و گروهى نيز توسط قوه قضاييه به ما ارجاع مى شود. مراكزى به نام اورژانس اجتماعى وجود دارد كه دخترانى كه به اين مراكز ارجاع مى شوند، ابتدا مددكاران ما با آنها صحبت مى كنند و خيلى سريع تشخيص مى دهند كه اين دختر آواره است يا نيست. بعد از اين گفت وگوى اوليه در مراكز سلامت كه البته در سطح تهران و شهرهاى بزرگ هم، ما آن را به صورت سيار داريم، از آنها نگهدارى موقت مى شودتا مدتى كه از سلامت جسمى و روانى آنها اطمينان حاصل كنيم و سپس با خانواده هايشان ارتباط برقرار مى كنيم و اگر دو طرف متقاعد شده بودند، اين دختران را به خانواده هايشان برمى گردانيم ولى اغلب اوقات شرايط مساعد نيست، مثلاً در بعضى استان ها، فرار مساوى با كشتن است. مثل غرب كشور و يا برخى استان هاى جنوب. لذا دخترانى را كه از آن استان ها فرار كرده اند تا مدتى تحت پوشش خود مى گيريم، تا وضعيتشان مناسب شود.
\ طبق آمار اعلام شده، حدود ۸۲ درصد دختران فرارى نمى خواهند به خانه هايشان برگردند و اغلب آنها براى دومين يا سومين بار دست به فرار زده اند. علت چيست؟
> البته بستگى دارد. اگر دختر بعد از فرار آسيب ببيند، قضيه خيلى پيچيده و مشكل مى شود، نه خانواده راحت پذيراى اوست و نه دختر روى برگشت به خانه را دارد. حتى اگر خانواده و دختر، هر دو متقاعد شوند، ولى بعد از بازگشت دختر به خانه، چون دوباره همان فضا حاكم است،ممكن است، براى دومين بار، دست به فرار بزند. خوشحالى ما زمانى است كه اگر دختر خيلى خوش شانس باشد، توسط پليس، مددكار اجتماعى و يا نيروى انتظامى، به مراكز سلامت تحويل داده شود تا بر اساس آموزش ها هوشيار شوند. ولى باز تأكيد مى كنم كه مشكل زمانى است كه دختر آسيب ديده باشد، لذا تمايلى براى بازگشت به خانه ندارد.
\ شايع ترين انگيزه اى كه از طرف يك دختر فرارى براى فرار خود از خانه مطرح مى شود، چيست؟
> بيشترين انگيزه اى كه از طرف خودشان مطرح مى شود، فرار از مشكل است. فرار از فضايى است كه عرصه زندگى را بر او تنگ كرده است. او فكر مى كند فضاى بيرون از خانه، به شكل خودكار مى تواند مشكلش را حل كند. غالباً همچون تصميم فرار بر اساس فشارهاى روانى است كه در خانه بر او تحميل مى شود، فرد بعد ازمدتى، دچار پشيمانى و ناراحتى مى شود.ولى برخى اوقات هم اتفاق مى افتد كه فرار، صرفاً براى تجربه آن چيزى باشد كه از اطراف شنيده اند. دختر خانمى ۱۵ ساله كه اتفاقاً از يك شهر مذهبى به تهران فرار كرده بود، در صحبت با مددكار اجتماعى خود نقل مى كرد كه «من هيچ مشكل خانوادگى نداشتم، تنها در اثر خواندن داستان هاى فرار در مجلات خانوادگى، دست به فرار زدم تا آن را خودم امتحان كنم. وقتى به تهران رسيدم، ابتدا سرگردان بودم و حدوداً بعد از دو ساعت، با جوانى سوار موتور شدم و با او رفتم.» بنابراين مى بينيد كه بعضى اوقات، فرار دختران تنها در اثر گفت و شنودهايى است كه از اطراف شنيده اند و قصد تجربه كردن آن را در خود حس مى كنند.
\ طبق آخرين آمار چه تعداد دختر فرارى را در مراكز سلامت، ساماندهى كرده ايد؟
> از سه هزار موردى كه در سال ۸۲ از فرار دختران در كشور گزارش شده است، ما يك هزار و ۲۲۹ نفر را در مراكز سلامت بهزيستى (يعنى زمانى كه دخترى فرار كرده و هنوز آسيبى نديده)، ساماندهى كرديم. آمار مربوط به تهران، ۲۴۳ نفر بوده است و در استان مركزى ۱۲۴ نفر. سمنان كه شهر صنعتى نزديك به تهران است ۶۴ مورد و همانطور كه اشاره كردم، مازندران و زنجان، كمترين رقم را دارا بوده است.
\ نگهدارى از هر دختر فرارى در مراكز بهزيستى، ماهانه چقدر هزينه دارد؟
> اين هزينه در استان ها و شهرهاى مختلف، متفاوت است. ولى به طور متوسط براى هر نفر، حداقل ۱۰۰ هزار تومان كه البته ممكن است همين رقم در استان تهران، بالاى ۱۲۰ هزار تومان باشد. در حال حاضر، خانه هاى سلامت ما ۳۲ مركز است و براى همين يك هزار و ۲۲۹ مورد، فقط حدود ۲۳ هزار خدمت ارائه داديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |