|
نگاهى به فروش كتاب هاى عاشقانه و عامه پسند
رمان هايى كه زمينه ساز عادت كتابخوانى مى شوند
• فاطمه اميرى
|
|
|
پشت شوفاژ كلاس درس مدرسه راهنمايى مخفيگاهى بود براى اشياى ممنوعه كه بردنشان به مدرسه جرم بود. آينه تو كيفى كوچك، كرم مرطوب كننده دست و صورت و دفترچه شعرهاى عاشقانه كه روى جلدش پر بود از قلب هاى قرمز رنگى كه تيرى از وسط آنها گذشته بود. كتاب هايى كه به اعتقاد مسؤولان مدرسه خواندنشان براى ما حكم سم را داشت و منحرف كننده بود! در ميان ما كسانى بودند كه تجربه كتابخوانى شان درهمان دوران مدرسه محدود شد به كتاب هايى كه پشت شوفاژ كلاس جاى مى گرفت و دست به دست مى چرخيد و مثل رازى مشترك بين بچه هاى كلاس باقى ماند تا دوران مدرسه تمام شد. اما براى گروهى هم اولين قدم هاى كتابخوانى از همانجا برداشته شد. عطش به مطالعه كه آرام آرام در وجودشان خزيد و بعدها آنها را تبديل كرد به كتابخوان هاى حرفه اى كه «خوره كتاب» هيچگاه رهايشان نكرد! ••• \ ببخشيد شما جفرسون مور صاحب كارخانه هاى عروسك سازى نيستيد؟! - بله، ولى... \ احتمالاً امروز حال خوبى نداريد، چون عطر جردن را كه هميشه از آن استفاده مى كنيد به خودتان نزده ايد؟ ـ ببخشيد حتماً مى دانيد كه ساعت محبوب من هم كدام است؟ \ بله، البته؛ شما داراى كلكسيون ساعت هستيد و آن ساعت رولكس بند چرمى را كه يك الماس يك چهارم قيراطى دارد از همه بيشتر دوست داريد. ـ مى توانم بپرسم افتخار صحبت با چه كسى را دارم؟! \ ارادتمند شما، جانى دالر. جانى دالر شخصيت نمايش هاى عامه پسند. «كارگاه محبوب» بيش از يك دهه ـ از اوايل دهه چهل تا پنجاه ـ ساعت ۱۰ شب مردم كشور ما را پاى راديو ميخكوب مى كرد. اما علت اين همه محبوبيت براى يك شخصيت راديويى چه بود؟ جانى دالر فقط يكى از شخصيت هاى معروف ادبيات عامه پسند به شمار مى آمد. ادبياتى كه دامنه وسيعى دارد. از سوپرمن و مرد عنكبوتى گرفته تا تن تن و ماجراهاى آرسن لوپن و پاورقى هاى پليسى ـ جنايى را شامل مى شود وشخصيت هاى محبوب رمان هاى عشقى كه خواندنشان اشك به چشم خواننده مى آورد و همه اين كتاب ها خوانده مى شوند چون خوانندگان آنها «به دليل علايق خاصى كه در جريان خواندن ارضا مى شوند و خيال هايى كه به نمايش در مى آيند و زنده مى شوند به رمان عامه پسند روى مى آورند.» گلى امامى نويسنده و مترجم مى گويد: «هميشه كتاب هاى عامه پسند يك عده خواننده خواهند داشت. اصلاً به همين دليل است كه نوشته مى شوند. معتقدم اگر خواندن براى شخص عادت شود، بعد از مدتى كه بستگى به خود او دارد علاقه مند مى شود كه كتاب هاى تفكربرانگيزترى بخواند. ممكن است براى كسى كه تجربه خواندن ندارد، اين كتاب ها جذابيت داشته باشد، ولى اين جذابيت بتدريج از بين مى رود.بالاخره آدم به جايى مى رسد كه مى فهمد خواندن يك «آناكارنينا» معادل مطالعه ۵۰۰ كتاب عشقى عامه پسند است. به همين علت اگر كسى اين قبيل كتابهارا مى خواند كه خوانندگانش هم بيشتر در سنين نوجوانى قرار دارند، نبايد جلويش را گرفت، بلكه بايد به او آرام آرام فهماند كه كتابهاى خواندنى ديگرى هم هست. كتاب خواندن اصولى دارد كه بايد از خيلى كودكى در خانواده و مدرسه ابتدايى به كودك آموزش داده شود. اگر ما مؤسسات آموزشى داشتيم كه دانش آموزان را به خواندن كتابهاى غيردرسى راهنمايى مى كردند، آن وقت همين بچه ها بزرگتر كه مى شدند، مى دانستند چه چيزهايى بايد بخوانند و چه چيزهايى نخوانند.» پشت ويترين مغازه كتابفروشى پراست از پاك كن ها و مدادهاى رنگى، روان نويس و انواع دفترچه هاى يادداشت و كاغذهاى كادويى براق در طرحهاى مختلف، دو رديف بالاى ويترين جاى كتابها است. از همان پشت ويترين نگاهى مى اندازم و مى روم داخل كتابفروشى، كتابها را يكى يكى با عجله برمى دارم و ورق مى زنم. افسانه، چاپ هشتم، قيمت ۲۸۵۰۰ريال/ دختر مهاجر، چاپ سوم، قيمت ۳۰۰۰۰ريال/ عاليجناب عشق، چاپ ششم، قيمت ۳۲۰۰۰ريال/ افسون سبز، چاپ هفتم، قيمت ۲۹۰۰۰ريال/ شيرين، چاپ نهم، قيمت ۳۵۰۰۰ريال/ يلدا، چاپ نهم، قيمت ۲۹۵۰۰ريال/ و… فروشنده از اين كارم خوشش نمى آيد. مخصوصاً وقتى مى فهمد خريدار نيستم، با غيظ كتابها را از دستم مى گيرد و داخل قفسه مى گذارد. شوكه شده ام نه از برخورد فروشنده، از اين كه در بازار آرام و بى ادعاى كتاب در كشور كه گاه تيراژ سه هزار جلدى از يك كتاب سالها طول مى كشد كه به فروش برود، چگونه اين كتابها به چاپ هاى مكرر رسيده اند؟! فهيمه خضرحيدرى كه سالهاست در حوزه كتاب فعاليت مى كند، اين مسأله را ناشى از يك عقب ماندگى فرهنگى مى داند: درست است كه مطالعه ادبيات عامه پسند مى تواند عادت خوب كتاب خواندن را در سنين نوجوانى و سالهاى اول جوانى در مخاطب به وجود بياورد. اما اينجا بحث بر سر رسالتى است كه از كتاب انتظار مى رود و اين كه موجب ارتقاى آگاهى و سطح دانش مخاطب شود. اما متأسفانه اين اتفاق درباره اين قبيل كتابها نمى افتد. اما اگر مردم گرايش به مطالعه رمان هاى عامه پسند دارند و با استقبالشان موجبات چاپ هاى مكرر آنها را به وجود مى آورند، از روحيه آنها سرچشمه مى گيرد. ساده پسندى و سطحى پسندى مردم علت اين گرايش است. اين رمانها هم ساده اند و احتياج به تحليل و تفسير ندارند. پيچيدگى ندارند. براى خواننده روابط علت و معلولى، شخصيت پردازى و… مهم نيست. فقط مى خواهد ببيند آخر داستان چه مى شود . مطالعه اين كتابها براى خواننده جنبه فراغت و سرگرمى دارد. در حالى كه در يك رمان جدى و عميق مى تواند در شكل گيرى شخصيت فرد تأثيربگذارد. كسى كه لذت خواندن يك رمان خوب را درك كند، ديگر نمى تواند آن را كنار بگذارد. متأسفانه جوانها هم بيشتر دنبال رمانهاى ساده مى روند. كتابهاى عاشقانه و سرگرم كننده مى خواهند. شايد چون هيجان در جامعه ما كم است، آن را در كتابى كه مى خوانند، تجربه مى كنند. به نظر من اگر كسى حتى با همين رمانهاى سطحى و ساده پسند شروع كند، لذت مطالعه را درك كند و بعد سراغ ادبيات جدى تر برود، اين اتفاق خوبى است. اما اگر در جا بزند نتيجه اى عايدش نمى شود. چون با مطالعه بايد سطح آگاهى فرد بالا برود و زندگى او و ديدش به دنيا بهتر شود. اما اگر اين مطالعه در سطح همين رمانهاى عامه پسند باقى بماند، نفع زيادى به خواننده نمى رسد.» ||| كفش هاى غمگين عشق، عروس سياهپوش، پيمان، بامداد خمار، بازگشت به خوشبختى، هزار و يكشب عشق، پاييز را فراموش نكن و .... در قفسه كتاب خيلى از دخترهاى ۱۵ تا ۱۶ ساله اين نسل پشت سر هم صف شده اند: «دخترها عاشق رمان هاى عشقى هستند. چون دنيايى پر از آرزو براى آنها تصوير مى كند. تجربه عشقى كه در دنياى واقعى مجال پرداختن به آن را نمى يابند و در صفحات كتاب ها دنبالش مى گردند.» فرامرز مطيعى كتابفروش يكى از كتابفروشى هاى خيابان انقلاب مى گويد: «بهتر است به جاى عامه پسند بگوييم كتاب هاى بانوپسند. همان طور كه عده اى از آقايان هم دنبال كتاب هاى نويسندگانى مثل جان گريشام، مايكل كرايتون (نويسنده پارك ژوراسيك) و حتى آگاتا كريستى هستند.» زنان بيشتر طالب مطالعه كتاب هاى رمان، شعر، خوديارى (روانشناسى به زبان ساده) و سپس كتاب هاى علمى و مذهبى اند. گلى امامى نويسنده و مترجم معتقد است: «دخترها اصولاً به طور طبيعى و ذاتى موجوداتى رمانتيك هستند. رمان هاى عامه پسند هم تمركزش روى مسائل عشقى است و طبيعى است كه دخترها را بيشتر به خودش جلب كند.» نام يكى ـ دو انتشاراتى بيشتر از همه در چاپ كتاب هاى عامه پسند به چشم مى خورد. شماره يكى از آنها را كه مى گيرم احساس مى كنم ناشر از اين كه او را ناشر كتاب هاى عامه پسند مى نامم، دلگير مى شود. مدتى سكوت مى كند و بعد در جوابم مى گويد: «اين حرف ها يعنى كوبيدن بر همان طبل كهنه و تقسيم مردم به روشنفكر و عامه. رمان به گفته شما عامه پسند از مسائلى مى گويد كه مايه هاى زندگى معمول را تشكيل مى دهد. پول، مقام، زن مفاهيم همين زندگى روزمره هستند كه هيچكس حتى قشر روشنفكر نمى تواند ادعا كند اينها مسائل كم اهميتى اند. اصلاً يكى از علل پايين آمدن تيراژ كتاب در كشور ما گرايش به توليد كتاب هاى روشنفكرپسند است. درحالى كه از نيازهاى اكثريت مردم غافل مى شويم. واقعاً اگر كتاب هاى هرى پاتر در غرب اين قدر پرفروش مى شود، سعى مى كنند موفقيت اين كتاب ها را انكار كنند تا مبادا به چوب عامه پسند بودن رانده شوند؟!» اما توفيق همزمان شكل هاى گوناگون (از رمان عامه پسند) نشان مى دهد كه در ميان مردم، سطوح فرهنگى گوناگون، انبوه احساسات متفاوت و انواع الگوهاى قهرمانى محبوب وجود دارد.» به نظر حسن عابدينى نويسنده به هرحال الگوى قهرمانى خوانندگان رمان عامه پسند نوعى، سوپرمن است كه گاه در وجودشهسوار رمان تاريخى چهره مى نمايد و گاه در وجود كارآگاهى كه از مسببان تيره روزى خواننده تحقير شده انتقام مى گيرد. گاهى نيز رؤياى سوپرمن در وجود عاشق پيشه پاورقى هاى نويسندگانى تبلور مى يابد. اين آثار ضمن توصيف عصيان احساسى زنانى كه در پى كسب هويت و فرديت با محدوديت هاى اجتماعى مواجه مى شوند، آنان را به محترم شمردن سنت هاى مرسوم و سلسله مراتب اجتماعى فرا مى خوانند.» ||| ادبيات هر زمان به شكل هاى گوناگون متولد مى شود، اوج مى گيرد، ماندگار مى شود يا از ميان مى رود، اما كتاب هاى عامه پسند هميشه ماندنى هستند و جايگاه خود را در ميان سبك ها و شكل هاى مختلف ادبيات خواهند داشت. جايگاهى كه از رگ و ريشه و آرزوها و ناكامى هاى انسان ها پا مى گيرد. چه اشكالى دارد اگر زمانى از هيوم، كانت، پوپر و هابرماس خسته شديد، «سيگارهاى فرعون» را باز كنيد، آرام و آهسته با تن تن و كاپيتان هادوك راهى سرزمين مصر شويد و سرى به اهرام بزنيد، مطمئن باشيد از اين سفر خسته نمى شويد!
|