شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۵ رجب ۱۴۲۵
Sat, Sep 11, 2004
چشم انداز
سال دهم - شماره ۲۹۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
قهوه خانه هاى لندن
ايسلاروزراون
مترجم: حميده احمديان راد
181002.jpg
اشاره:
اغلب شرقى ها و به ويژه مسلمانان از تأثير فرهنگشان بر تمدن غرب ناآگاهند. درحالى كه به عنوان نمونه گشايش قهوه خانه ها در دوره عثمانى درغرب تأثيرات فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى عجيب و غريبى بر اين ممالك و چنانكه اشاره مى رود امپراتورى انگليس به جاگذاشت. قهوه خانه ها چنان كه «ايسلاروزراون» روزنامه نگار و نويسنده لندنى دراين مقاله به آن اشاره مى كند به محل تجمع هنرمندان و نويسندگان، تشكيل جلسات فراماسونها، گردهمايى هاى سياسى، معاملات بازرگانى و بانكدارى، سيستم پستى و مكان به امانت گذاشتن اسناد كمپانى ها تبديل شدند و تأثير آنها بر فرهنگ و حتى پوشش اين جوامع آنقدر گسترده بود كه ازناحيه عوام و مسيحيان متعصب خطر تلقى شد. به عنوان نمونه هايى كه صحت نظر نويسنده را اثبات مى كند مى توان به شكل گيرى بيمه معروف «لويدز» لندن درقهوه خانه اى دركنار دريا اشاره كرد و جالب اينكه قديمى ترين شواهد نيز حاكى از اين است كه پايه هاى اوليه بورس نيز در سال ۱۶۹۸ در دفتر قهوه خانه جاتان گذاشته شده است. اون دراين مقاله اثبات مى كند ملل ديگر ناگزير الگوهاى تمدن برتر را مى پذيرند. چنانكه اين شرايط در دوران اقتدار مسلمانان رخ داده بود.

هيچكس نمى تواند كاملاً با اطمينان بگويد چه موقع اولين قهوه خانه در لندن ظاهرشد. خيلى از قهوه خانه هاى قديمى موجودند. اما بسيارى هم براثر آتش سوزى بزرگ لندن در سال ۱۶۶۶ ويران شدند. اسناد احتمالى و دست نوشته ها هم با اين سرنوشت سهيم شدند.
بنابراين تمام آن چيزى كه ما اكنون دردست داريم مجموعه رنگارنگى از نامه ها، خاطرات روزانه مثل خاطرات مشهور «ساموئل پپيز»، اسناد كليسا، بايگانى مؤسسات مجاور قهوه خانه ها.
مثل «رويال اكسچنج» و بعضى اشارات مختصر به قهوه خانه ها در ادبيات هم عصرشان است.
اولين مدرك مبنى بر وجود يك قهوه خانه در پايتخت در سال ۱۶۵۲ پيداشد.
بناى اين قهوه خانه به مرد مستخدمى به نام «پاسكوارسى» از اهالى سواحل درياى آدرياتيك منسوب است. رسى به اتفاق كارفرماى سابقش دانيال ادواردز ـ تاجرى كه با كشتى با تركيه تجارت مى كرد ـ از مسير عثمانى به انگليس آمد. (ادواردز قهوه و كالاهاى لوكسى مانند آن را معامله مى كرد.) بعد از به هم خوردن رابطه صاحب كار و مستخدم، پاسكوارسى تيمى تشكيل داد و به اتفاق كارمند ديگر ادواردز و درواقع درشكه چى قديمش به بازرگانى روى آورد. اين دو شريك باورنكردنى تجارى تصميم گرفتند قهوه خانه اى در كرن هيل (cornhill) برپاكنند كه دربعضى اسناد به نام «كله ترك» (Turkصs head) شناخته مى شود. ادعامى شود اين نحوه ورود اولين قهوه خانه به مجمع الجزاير انگليس حدود صدسال بعد از گشايش نخستين قهوه خانه درتركيه بوده است.
به هرحال مقاله نويس دوره اليزابت فرانسيس بيكن در هيستوريا ويتاات موريتز (Historia Vitae et Morits) كه در سال ۱۶۰۵ منتشرشد به عموم درباره محتويات خطرناك قهوه هشدار داد. بنابراين به نظرمى رسد كه بعضى مخالفت ها دست كم قبل از گشايش اولين قهوه خانه واقعى به وجود آمده باشد.
آنچه مشخص است اين است كه ريشه خود قهوه ممكن است به منطقه مكا (Mocha) دريمن برگردد و اين قهوه هم تنها مى توانسته از مسير جهان اسلام و مسيرهاى بازرگانى مديترانه اى به بريتانيا راه پيداكرده باشد.
ملكه اليزابت اول درتمايلات پدرش به جاذبه هاى اسلامى شريك بود. او نه فقط موفق شد همسايگان اروپاييش را كه گاهى ناراضى نشان مى دادند واداركند ارتباطات ديپلماتيك محكمى با دوستان تازه پيداكرده اش، عثمانى و مراكش برقراركنند، بلكه روابط خوب بازرگانى و موافقت نامه دريايى با آنها را هم پايه گذارى كرد.
احتمال دارد كه اين روابط خوب زمينه جريان يافتن ناگهانى قهوه و ديگر كالاهاى لوكس آن زمان از مبدأ جهان اسلام و عمدتاً از راه لندن به سراسرانگليس را فراهم كرده باشد. بخش عمده آگهى هايى كه در روزنامه ها و مقالات آن زمان پيداشده به قهوه به عنوان «دانه قهوه تركى حقيقى» اشاره مى كند كه دلالت دارد بر اينكه سرآغاز ورود قهوه به بريتانيا نه فقط جهان اسلام بوده، بلكه بخصوص يا به وسيله عثمانى ها و يا از راههاى بازرگانى مديترانه اى صورت گرفته.
دوره پيدايش قهوه يا به قبل از تاريخى كه ما باور داريم پاسكوارسى زندگى مى كرده برمى گردد و يا شايد هم به خاطر صدها قهوه خانه اى كه درطول دهه هاى بعد در سراسر لندن جريان پيداكردند ذائقه انگليسى ها به قهوه متمايل شده باشد. نام هايى آمدند و رفتند و مالكانى تغيير كردند و كهنه جايش را به نو داد. با اين حال قهوه خانه ها مستقيماً از دوره بعد از اليزابت تا ابتداى قرن بيستم و بعد به شكل مدرنشان، جزو مكان هاى بسيار دوست داشتنى لندن باقى ماندند.
تعداد كمى از اين قهوه خانه ها را هنوز مى توان پيداكرد. اما شايد هيچكدام مثل پيشينيانشان نباشند. جنگ جهانى دوم و «يورش بزرگ» (Blitz) بيشتر اين بخش از تاريخ لندن را ربوده است.
اينكه بعضى ازاين قهوه خانه ها زمانى واقعاً به وسيله مالكان مسلمان راه اندازى شده باشند جاى تحقيق دارد. به هرصورت آنچه در اسناد مى توان پيداكرد شمارى از نام هاى بسيارجالب براى قهوه خانه هاست. بيش از ۵۷ قهوه خانه با نام «تركس هدياكله ترك» (Turkصs Head) درمدارك ثبت شده. همچنين در اسناد به نام قهوه خانه بيت المقدس برمى خوريم. اشكال مختلف «بلك مور» يا «يه بلك مورزهد» (Ye black morصs head)، «كاتاپه سيگار شرقى»، «كله عرب يا مسلمان»، (The saracenصs head) (براساس شهرتى كه ديكنز ايجاد كرد)، «قهوه خانه آفريقا و سنگال»، «سلطان زن»، «كله سلطان»، «قهوه خانه سليمان»، «مرات بزرگ» (Morat Ye great) و خيلى، خيلى مثال هاى ديگر را نيز مى توان در اسنادپيداكرد كه درميانشان اولين رستوران هندى لندن «هندوستانى» مربوط به سال ۱۸۱۰ نيز به چشم مى خورد.
هر قهوه خانه اى تاريخ جالب خودش را دارد. همه آنها مشخصاً از مدل قهوه خانه هاى عثمانى تأثيرگرفته اند. همين موضوع سؤالاتى را درباره منشأ دست كم چندمالك اول قهوه خانه به وجود آورده. قهوه خانه ها نه فقط قهوه عرضه مى كردند بلكه بعضى از آنها تنباكو و لوله هاى قليان هم به مشتريان تعارف مى كردند. چايى هم كه از درياهاى چين و همچنين در ابتدا ازطريق جهان اسلام راهش را پيداكرده بود، عرضه مى شد. گروه خدمه كه به نظرمى رسد تنها قسمتى از بدنشان را مى پوشاندند و بعضى اوقات پسر سياهى كه از هندغربى به قصد پناهندگى آمده بود، به عنوان ستاره اى براى جذب مشتريان به خدمت گرفته مى شد.
تابلوهاى خارج قهوه خانه و همراه آنها نمادهاى قهوه كه براى خريد مورداستفاده قرارمى گرفتند، تصوير افراد عمامه دار [پوشش سر مسلمانان آن دوره] را داشتند.
قهوه خانه بزرگ ترك (اين قهوه خانه به نام مرات بزرگ هم مشهور است) مربوط به سال ۱۶۶۲ در كوچه «اكسچنج» مثالى از اين قهوه خانه هاست. ظاهراً درداخل اين قهوه خانه مى شد تنديسى از خود سلطان المرات ششم ظالم ترين حاكمى كه بر امپراتورى عثمانى حكومت كرد را پيداكرد.
مشترى دراين قهوه خانه ها نه فقط با قهوه، چايى و تنباكو پذيرايى مى شد بلكه شكلات و رديفى از شربت ها نيز عرضه مى شدند. چنانكه در تبليغ «مركوريوس پابليكوس» (۱۲تا۱۹ مارس ۱۶۶۲) آمده بود: «ساخته شده در تركيه؛ ساخته شده از ليموها، گل هاى سرخ و بنفشه هاى خوشبو.» وقايع نويس ديگر آن دوره حدس زده بود كه «مرات» درواقع اسم خود مالك قهوه خانه است. «لندن گازت» (دو تا هشت سپتامبر ۱۶۵۸) آگهى اى براى يك قهوه خانه چاپ كرد كه درآن ادعامى شد اين قهوه خانه اولين مكان براى فروش چاى است: «عالى و تأييدشده توسط همه پزشكان، نوشيدنى چينى كه به وسيله خود چينى ها «چا» (Tcha) و توسط ديگر ملت ها «تاى» و بالاخره «تى» ناميده شده و با اسم مستعار «تى» در كله سلطان، قهوه خانه اى در سوييتينگز رنتز (Sweetingصs Rents) توسط رويال اكسچنج، لندن، فروخته مى شود.» نماد قهوه خانه، حامل سرپوشيده ونقابدار يك زن سلطان بود. صرفنظراز اينكه ريشه هاى اين قهوه خانه ناشناخته است، ممكن است بعد از ويرانى ناشى از آتش سوزى بزرگ لندن به محل مرات بزرگ منتقل شده باشد. چارلز ديكنز درشمارى از آثارش و به طور مشخص ليتل دريت (little dorrit) به قهوه خانه سلطانى اشاره كرده و اين موضوع بر ادامه حيات اين قهوه خانه ويژه در طول حدود ۲۰۰سال دلالت دارد.
«هندوستان۱۸۱۰» اولين خانه خوراك كارى دار لندن به وسيله «سك دين محمد» كه از راه بنگال به اينجا سفر كرده بود، راه اندازى شد. او ابتدا در ايرلند ساكن بود و در آنجا پس از ازدواج با همسر ايرلنديش به لندن سفر كرد و قهوه خانه اى با دكوربندى پيچيده را در ۳۴جرج استريت، خارج از ميدان «پرت من» شهر لندن ايجاد كرد. (حالااين مكان غذاى ژاپنى سوشى عرضه مى كند.) به نظر مى رسد دوران مالكيت و ثروت او تامدت زيادى ادامه داشته چون به شكل كاملاً موفقيت آميزى مؤسسه هندى حمامهاى بخار و شامپوزنى را در برينگتون پاويليون به راه انداخت. بعد از آن خيلى زود مأمور شامپوزنى شاه جرج ششم شد. رستوران «هندوستانى» هم آن طور كه در گزارشات به آن اشاره شده تا ۱۸۳۳ پا برجا بود.
اين قهوه خانه ها مدت چهارصد سال توفانى در لندن به راه انداختند. آنها نه فقط به عنوان اماكن اجتماعى كاربرد داشتند بلكه به محلى براى تجمع هنرمندان ونويسندگان و برپايى جلساتشان و نقل وانتقالات بازرگانى و بانكدارى تبديل شدند. فراماسون ها هم جلسات مخفى شان را در اين مكان برگزار مى كردند. حتى خيلى از قهوه خانه ها به موازات ارتباطات دريايى شان يك سيستم پستى براى جمع آورى وحمل نامه ها به خارج ايجاد كردند كه با هجوم سرويس پستى هم نقششان پايان نيافت. اغلب آنها دست در دست حمامهاى تركى لندن داشتند كه آنها هم به تصوير عمومى شهر لندن تبديل شدند. ويژگى هاى محلى مناطق هر چه كه بود مهارتهاى اديبانه داشت يا بيمارى شهرت، قهوه خانه به نقطه ثقل همه اين فعاليت ها تبديل شد. اين قهوه خانه ها حتى به عنوان محلهاى گردهمايى در موقع رخداد حوادث سياسى يا مذهبى شهرتى به هم زدند و بعداً در مقاطعى در ميانه تا اواخر قرن۱۷ به عنوان مراكز گفت وگوهاى خائنانه وتوطئه چينى مظنون بودند.
به هر صورت اين نكته روشن است كه روشنفكران و دانشمندان هم قهوه خانه ها را به منظور راه اندازى تازه ترين پروژه هايشان و ارتباط با مطبوعات مورد استفاده قرار مى دادند و شركتهاى بازرگانى دريا برد مثل كمپانى هند شرقى، آفريقاى كمپانى و لوانت كمپانى اغلب براى انبار كردن اسنادشان از قهوه خانه ها استفاده مى كردند. در قهوه خانه ها روزنامه، مجله و مقالات نيز پخش مى شدند. بسيارى متون ادبى درباره قهوه خانه ها و مسلمانان بويژه اعراب شمال آفريقا را به نگارش درآوردند. اگرچه مطلبى به كاملى «عرب خرافاتى» شكسپير ـ اگرچه اغلب اعراب چنين نبودند ـ را نمى بينيم. با اين وجود هنوز مى توان گفت مسلمانان به اندازه كافى زندگى تئودورها، استوارت ها و وارثان آنها را تحت تأثير قرار دادند و به بازيها، داستانها، مجلات و اشعار زمانه راه پيدا كردند. در حالى كه ادبيات يك اجتماع يكى از بهترين نمودهاى وضعيت فرهنگى آن است.
* نقل قولها از منبع Bryant Lillywhite London coffee house گرفته شده. (مؤلف)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |