|
هيچ؛ سهم تهرانى ها از تاريخ شهرشان!
• حميدرضا حسينى
|
|
|
شايعات بسيار نگران كننده اى درباره فروش عمارت مسعوديه به يكى از نهادهاى اقتصادى كشور به گوش مى رسد. در اين مورد فقط مى توان دست به دعا برداشت و آرزو كرد كه چنين شايعه اى صحت نداشته باشد فرض كنيد كه يك روز عالى قاپوى اصفهان بشود دفتر كار فلان مدير استانى، چهلستون بشود شعبه فلان بانك يا فلان مؤسسه اعتبارى، كليساى جلفا بشود مدرسه يا حوزه علميه مسيحى و كاخ هشت بهشت را هم بفروشند به يك شركت خصوصى براى فعاليتهاى ادارى يا تجارى و درب ساير آثار تاريخى نصف جهان را هم ببندند به جهت رعايت جوانب امنيتى يا عمليات مرمتى! آن روز چه اتفاقى رخ خواهد داد و مردم ـ خصوصاً گردشگران ـ چه حالى خواهد شد؟ آن اتفاق سالهاست كه در تهران رخ داده و آب از آب تكان نخورده! گويى هيچ كس تاريخى بودن تهران را به رسميت نمى شناسد و كسى مايل نيست كه تهرانى ها را دربهره گيرى از ميراث فرهنگى شهرشان شريك سازد. به گواهى تاريخ، شهررى در جنوب تهران كه حالا جزيى از منطقه ۲۰ شهردارى است سابقه ۶هزار ساله دارد و قيطريه در شمال تهران با گورهاى باستانى اش، سابقه تمدن در اين منطقه را به ۳۲۰۰ سال پيش بازمى گرداند. شهر نيز در ميان اين دو، بنيانى دارد از دوره صفوى (سده دهم تا دوازدهم هجرى) و افزون بر ۲۰۰ سال است كه پايتخت كشور لقب گرفته و مگر نه اينكه تمام تحولات سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى ايران در دو سده گذشته از روى كارآمدن قاجاريان و تأسيس نهادهاى جديد و جنبش مشروطه گرفته تا كودتاى ۱۲۹۹ و ملى شدن نفت و كودتاى ۲۸ مرداد و خيزش ۱۵ خرداد و فروپاشى رژيم پهلوى همه و همه در تهران چهره بسته است؟ لابد كه از اين همه حادثه، مرده ريگى براى شهروندان باقى مانده تا به مثابه شناسنامه شهرشان در دست گيرند و به همگان بگويند شهر ما فقط دود و ترافيك و برج نيست، شهر ما تاريخ دارد و فرهنگ و ميراثى از اين دو. اما كجايند آن مرده ريگها؟ آثار تاريخى تهران اكنون بر سه دسته اند: اول آنها كه تحت اداره سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى قابل ديدن براى مردم اند. دوم آنها كه تحت اداره سازمان مزبور غيرقابل ديدن اند و سوم آنها كه در دست ادارات مختلف براى مردم و حتى گاه براى متوليان ميراث فرهنگى غيرقابل ديدن اند. دست بر قضا زيباترين، مهمترين و شهره ترين آثار تهران در دسته دوم و سوم جاى دارند: يعنى گروه ناديدنى ها! هرچند كه آثار دسته اول خود با نابسامانى هاى فراوان مواجه اند، اما چون به هرحال مانعى براى ديدار مردم از آنها وجود ندارد، چندان محل مناقشه نيستند. اما آثار دسته دوم كه طيف وسيعى از جاذبه هاى تاريخى ـ فرهنگى تهران را شكل مى دهند، سالهاست كه تقريباً بدون دليل موجهى از دسترس مردم و حتى پژوهشگران به دور مانده اند. مهمترين اين آثار مجموعه كاخهاى گلستان است كه بى شك سرآمد همه آثار تاريخى پايتخت به شمار مى رود. گلستان جايى است كه به مدت ۱۳۵ سال مركز فرمانروايى سلسله قاجار بوده، هفت شاه قاجارى و دو شاه پهلوى در آن تاجگذارى كرده اند، كلكسيون معمارى و هنرهاى وابسته به آن در دو سده گذشته تلقى مى شود و هزاران برگ از اسناد تاريخى ايران، دومين آلبومخانه سلطنتى جهان بعد از آلبومخانه سلطنتى انگلستان، كتابخانه بيوتات با صدها نسخه خطى بى نظير و صدها قطعه تابلوهاى هنرى و اشياى عتيقه و جواهرات سلطنتى در گنجينه هاى آن نگاهدارى مى شود. گفته شده كه فقط ارزش مادى آثار موجود در گلستان برابر با ارزش جواهرات بانك مركزى يا حتى فراتر از آن است. عمده بخشهاى اين مجموعه بى نظير كه پهلو به پهلوى بزرگترين آثار تاريخى ايران مى زنند، براى مردم غير قابل بازديداند. بخشهايى مانند تالار سلام، تالار آيينه، عمارت بادگير، تالار برليان، موزه مخصوص، طبقات فوقانى شمس العماره، آلبومخانه، كتابخانه بيوتات سلطنتى، چادرخانه و سينما. حالا مى توان حدس زد كه با اين همه، جايى براى ديدن مانده يا نه؟ مديران سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى و مجموعه گلستان در برابر اعتراضهاى چند ساله مردم و مطبوعات كمبود بودجه و نيروى انسانى را علت تعطيلى كاخها مى دانند، اما هيچگاه به اين پرسش پاسخ نمى گويند كه چرا برخى از همين اماكن غير قابل بازديد را پس از مرمت، چندين و چند بار با حضور مديران و خبرنگاران و با تبليغات زياد افتتاح كرده اند و قول بازديد قريب الوقوع مردم از آنها را داده و باز در آنها را بسته نگاه داشته اند؟! به علاوه، اگر قرار باشد اصلى ترين جاذبه تاريخى تهران با كمبود بودجه روبرو باشد، پس بودجه هاى اختصاص يافته به ميراث فرهنگى تهران در كجا هزينه مى شود؟ به نظر مى رسد شهروندان تهرانى حق داشته باشند از سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى بخواهند اگر نمى تواند بعد از ۲۵ سال در مهم ترين اثر تاريخى شهر را به رويشان باز بگذارد، بهتر است از خود سلب مسؤوليت كرده و كار را به مردم ـ يعنى صاحبان اصلى ميراث فرهنگى ـ بسپارد. در هر حال بسته بودن بخشهاى مهمى از كاخ گلستان مانند آن است كه حافظيه شيراز يا عالى قاپو اصفهان را تعطيل كنند و بگويند بودجه نداريم! باغ و عمارت مسعوديه كه كمتر شهروندى نامش را شنيده، از ديگر آثار پر اهميت و ناديدنى تهران است. اين مكان متعلق به ظل السلطان (مسعود ميرزا) فرزند ناصرالدين شاه و حكمران اصفهان بود كه در دوره پهلوى به وزارت معارف واگذار شد و سپس آموزش و پرورش اختيارش را به دست گرفت. در دهه ۷۰ سازمان ميراث فرهنگى (سابق) مسعوديه را خريد، مرمت كرد و يكى از اداراتش را در آن مستقر ساخت. در حال حاضر بازديد مردم از مسعوديه و حتى ورود به محوطه آن براى شهروندان عادى ممنوع است و اخيراً شايعات بسيار نگران كننده اى درباره فروش اين كاخ به يكى از نهادهاى اقتصادى كشور به گوش مى رسد. در اين مورد تنها مى توان دست به دعا برداشت و آرزو كرد كه چنين شايعه اى صحت نداشته باشد! خانه هاى تاريخى تهران نظير خانه امام جمعه، خانه قوام الدوله (وثوق) و عمارت كوشك نيز كه از سالها پيش در دست ميراث فرهنگى بوده اند، مانند مسعوديه يا محل استقرار يكى از دواير سازمان مزبوراند يا بلا استفاده مانده اند. در هر دو صورت مردم را به درون آنها راهى نيست و باز چنين است اثرى مانند برج طغرل از آثار سده پنجم هجرى در شهررى و در مجاورت گورستان ابن بابويه كه طى سالهاى گذشته مردم فقط توانسته اند پوسترهاى آن را ببينند. به اين آثار ناديدنى بايد بناهايى را افزود كه هر از چند گاهى براى مرمت تعطيل مى شوند و اين تعطيلى خارج از برنامه زمانى مشخص به مدت نامعلوم ادامه مى يابد. براى مثال مى توان از كاخ نياوران نام برد كه سال گذشته براى مرمت تعطيل شد و با اين كه قرار بود چند ماه پيش بازگشايى شود، به علت عدم پيش بينى دقيق زمان لازم براى سرعت و برخورد با مسائل جديد تاكنون بسته مانده است. مسائلى كه عدم پيش بينى آنها ناشى از قصور پيمانكار و دقيق نبودن مطالعات اوليه است و نتيجه اى جز محروميت غيرقابل توجيه مردم براى ديدن كاخ و ضرر ناشى از عدم فروش بليت ندارد. اكنون نوبت دسته سوم است، يعنى آثارى كه در دست ساير ادارات دولتى قرار دارند شايد تعدادشان افزون بر ده ها اثر باشد. باغ نگارستان به عنوان يكى از قديمى ترين باغ هاى موجود در تهران با ابنيه تاريخى برجسته از سال ها پيش در دست دانشگاه تهران است. عمارت عشرت آباد و قصر فيروزه كه از شاخص ترين كاخ هاى قاجارى هستند، در ميان پادگان هاى نظامى قرار گرفته اند و حتى بازديد متوليان ميراث فرهنگى از آنها تابع مقررات سختى است. برخى عمارات قاجارى يا پهلوى را مى توان به فهرست آثار درون پادگان ها اضافه كرد كه شهره ترين و جنجالى ترين آنها كاخ احمد شاهى در سعدآباد است. ساختمان مجلس شوراى ملى در ميدان بهارستان كه نخستين مجلس قانونگذارى قاره آسياست و محل وقوع حوادث بسيار مهمى چون جنبش مشروطه، انقراض قاجاريه، ملى شدن نفت، قيام ۳۰ تير، ترور حسنعلى منصور، وقايع منتهى به پيروزى انقلاب و ... با اين كه در ۲۵ سال گذشته هيچ كاربرى خاصى نداشته، همواره به روى مردم بسته بوده. طبيعى است كه با انتقال مجلس شوراى اسلامى به ساختمان بهارستان، ورود به محوطه اين نخستين پارلمان آسيا و گهواره مشروطه باز هم دشوارتر و محدودتر خواهد شد. در كنار مجلس، ساختمان مسجد و مدرسه سپهسالار قرار دارد كه يادگارى است از دوره ناصرى و شاخص ترين اثر تاريخى ـ مذهبى تهران و از آن فراتر برجسته ترين نمونه معمارى عصر قاجار. اداره مدرسه برعهده مؤسسه عالى شهيد مطهرى است و نه فقط بازديد از آن منتفى است، بلكه عكسبردارى از نماى خارجى اش هم ممنوع است. البته مردم در مراسم مختلف و هر روز به هنگام نماز، امكان ورود به مدرسه را مى يابند، اما فقط براى شركت در مراسم يا برگزارى نماز و بدون امكان ديدن جايى غير از شبستان. مدرسه چهارباغ اصفهان نيز وضع مشابهى دارد، يعنى به عنوان مدرسه علميه امام جعفر صادق (ع) مورد استفاده قرار مى گيرد، اما توليت آن به مردم اجازه مى دهد تا يك روز در هفته بدون محدوديت به ديدن اين بناى تاريخى بروند و شايد بد نباشد كه مديريت مدرسه عالى شهيد مطهرى تجربه مدرسه چهارباغ را مدنظر قرار دهد. بدين ترتيب در ميدان بهارستان كه بالقوه مهمترين محور گردشگرى فرهنگى ـ تاريخى تهران است، تمام آثار موجود يعنى مسجد و مدرسه سپهسالار، مجلس شوراى ملى، باغ نگارستان و عمارت مسعوديه غيرقابل ديدن هستند. چند كاخ از كاخ هاى سعدآباد كه پيشتر موزه بود، اكنون دردست رياست جمهوى است، ساختمان منحصربه فرد شهربانى قديم به وسيله وزارت خارجه خريدارى شده، بازديد از مسجد امام و مسجد جامع در بازار تهران به عنوان قديمى ترين مساجد شهر با محدوديت هاى جدى روبروست، مدارس بسيار قديمى مانند مدرسه ميرزا قنبر على، مدرسه ميرزا ابوالحسن معمارباشى و مدرسه مروى نيز همين گونه اند و آموزش و پرورش سال هاست كه قول داده دارالفنون را براى ايجاد موزه مرمت كند، اما تاكنون اين پروژه را به اتمام نرسانده و اين نخستين نهاد آموزشى جديد در ايران از ديد شهروندان به كنار مانده است. راستى آيا در تهران اثر تاريخى ـ فرهنگى ديگرى براى بازديد مردم و گردشگران هست؟! در همه شهرها به دلايلى برخى از آثار تاريخى غيرقابل بازديدند، اما در تهران بيشتر آثار و مهمترين آنها چنين اند. عطش شهروندان تهرانى يا اساساً هر ايرانى يا خارجى براى ديدن ميراث پايتخت ايران هنوز فرو ننشسته است و شهروندان ناگزيرند كه فقط با حسرت از برابر يادمان هاى تاريخى شهرشان عبور كنند. بدين ترتيب سهم تهرانى ها از تاريخ شهرشان هيچ است، هيچ!
|