پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۳ - ۷ شعبان ۱۴۲۵
Thu, Sep 23, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
مصاحبه اى با «ماركوفان باستن»، مربى جديد و نامدار هلند
منبع: سايت يوفا
مترجم: وصال روحانى
گفت وگو با بيل گيتس، معمار عصر ديجيتال
و ثروتمندترين مرد جهان
گفت و گو با محمدحسين
سليمى، استاد دانشگاه
مصاحبه اى با «ماركوفان باستن»، مربى جديد و نامدار هلند
بازيهاى تدافعى
قاتل فوتبال است
منبع: سايت يوفا
مترجم: وصال روحانى
182424.jpg
ماركوفان باستن معروف در ۴۰سالگى سرمربى تيم ملى فوتبال كشورش (هنلد) شده است و آن هم در شرايطى كه در گذشته هرگز يك تيم سطح بالا را رهبرى نكرده بود. با اين حال او شروع خوبى در اين پست داشت و چهارشنبه شب (۱۸شهريور) هلند را در اولين بازى اش در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ به پيروزى حساس ۰ـ۲ بر چك نايل ساخت. فان باستن هنوز به عنوان مهاجمى ضربتى و گلزن كه در نيمه دوم دهه ۱۹۸۰ و نيمه اول دهه ۱۹۹۰ در آژاكس و آث.ميلان گلهاى حساس و زيادى را زد و به عنوان مهاجمى كه در اوج كارايى اش ازناحيه مچ پا به شدت آسيب ديد و پس از دو سال معالجه بى نتيجه به سال۱۹۹۵ اعلام بازنشستگى كرد، در يادها مانده است. اما او كه در دو سال اخير مربى تيم «ب»  آژاكس بوده است، حالا بايد ثابت كند راه كسب نتيجه در بالاترين سطح ملى را نيز بلد است و اين اصلا ً كار آسانى نيست. اما او با اميدوارى هرچه بيشتر در اين زمينه و در خصوص مسؤوليتهاى تازه اش حرف مى زند.
\ آقاى فان باستن، به فوتبال چگونه نگاه مى كنيد؟
>  به چشم ورزشى زيبا و دلنواز. هدف من در تيم ملى هلند اين است كه مجرى فوتبالى قشنگ و تهاجمى باشيم. وقت آن رسيده است كه مهاجمان در يك بازى فوتبال بدرخشند و نه مدافعان.
\ كدام ابزار را براى رسيدن به اين هدف داريد؟
> ما ابزار به اندازه كافى داريم. فوتبال هلند هميشه مهاجمانى قوى داشته و الآن هم چنين است. خيلى ها آرزو دارند مهاجمانى مثل روبن و فان نيستل روى را در خدمت داشته باشند و يا اينكه نوك حمله شان ماكاى باشد. ما بيش از آنكه نفر بخواهيم، فكر مناسب براى اين كار مى خواهيم.
\ فكر؟
> منظورم بخشيدن روح تهاجمى لازم به اعضاى تيم است. يعنى يك تيم بداند كه كى و چگونه هجوم ببرد. خوشبختانه ما هافبك هاى تهاجمى خوبى نيز داريم كه سيدورف و فان بومل از آن جمله اند.
\ فضاى كلى فوتبال اروپا را چطور توصيف مى كنيد؟
> متأسفانه درپيكارهاى امسال جام ملتهاى اروپا فقط دو سه تيم را ديدم كه واقعاً و با تمام وجود تهاجمى بازى مى كردند و آنها پرتغال و چك بودند. بقيه همه دست به عصا بودند و حداقل نيم نگاهى به دروازه خودى داشتند.
\ هلند نيز همين طور؟
> بله، متأسفانه هموطنان من نيز همين طور. ما دراين رقابتها هيچگاه به طور جدى و اصيل و با خيال راحت حمله نكرديم و شايد فقط در بازى با لتونى كه احتياج شديد به فتح آن داشتيم، مثل خصلت فوتبال هلند و برابر با اصل مان ظاهر شديم.
\ آيا اين قضيه صحت دارد كه در بخش و تبصره اى از قراردادتان نيز تعهد به اجراى فوتبال تهاجمى وجود دارد؟
> بله صحت دارد. چون هم نظر و ايده من بود و هم خواست و گرايش هنك كسلر (رئيس فدراسيون فوتبال هلند). هر دو به اين نتيجه رسيديم كه آوردن اين قضيه در متن قرارداد هيچ ايرادى ندارد.
\ حتى در روزها و دقايقى كه به دفاع كردن احتياج داريد؟
> اين كه مى گويم حمله كردن، منظورم بافت كلى بازى مان است. يعنى به گونه اى باشيم كه بازى ما مبتنى بر حمله و تهاجم و با روحيات هجوم بردن باشد. بديهى است در لحظاتى كه به حفظ نتيجه و مراقبت از گل زده مان نياز داشته باشيم، چنين خواهيم كرد و به دفاع هم خواهيم پرداخت. مسأله اين است كه مردم ما را از بدو مطرح شدن مان درفوتبال بين المللى يعنى اواسط دهه ۱۹۶۰ به بعد به اجراى بازيهاى تهاجمى مى شناسند و چنين خصلتى را از ما مى خواهند.
آيا وقتى خودتان به استاديوم مى آييد، انتظار نداريد كه هلند را حمله ور ببينيد؟ به هرحال بازيهاى تدافعى قاتل فوتبال و محوكننده زيبايى هاى آن است.
\ آيا تجربه خودتان را براى رهبرى تيمى همچون ملى هلند و دراين سطح بسيار ناكافى نمى دانيد؟
> خود من نيز هميشه گفته بودم كه تا تجربه ام در اين سطح و حرفه به حد كفايت نرسد حاضر نيستم مربيگرى تيم هاى بزرگ را بپذيرم، اما حوادث جور ديگرى رقم خورد و اين قضيه بسيار سريع و متفاوت با چيزى كه من مى خواستم شكل گرفت.
حوادث يورو ۲۰۰۴ را مى گويم. مشكلى كه ديك ادووكات از مربيگرى تيم ملى استعفا داد و جست وجو و اقدامات عاجل كسلر و دستيارانش براى يافتن جانشين او و در پيش بودن بازيهاى مقدماتى جام جهانى همه به شكلى بود كه عامل وقت را از من گرفت و به قضيه، شتابى غيرمعمول بخشيد و آن را به جايى كشاند كه مى بينيد.
\ آيا مدرك مربيگرى پيشرفته داريد؟
> بله، من سال پيش در كلاس «A» مربيگرى يوفا شركت كردم و مدرك گرفتم.
\ تجربه كار مشترك تان با جان فانت شيپ در تيم «ب» آژاكس چطور بود؟
> بسيار خوب. ما كاملاً هماهنگ بوديم. كار را به شكل گروهى و تيمى انجام مى داديم و فكرمى كنم يك تيم كارى موفق را تشكيل داده بوديم. اگر مى بينيد كه فانت شيپ هم مثل من از آژاكس خارج شده و به اردوى ملى پيوسته، به همين خاطر است.
\ چگونه و كى با شما تماس گرفتند؟
> خيلى ساده. اين كار بلافاصله پس از كناره گيرى ادووكات صورت گرفت.
پرسيدند نظرت راجع به احراز اين پست چيست؟ من و فانت شيپ مطالعه كرديم و جواب مثبت داديم. واقعاً براى ما تعجب آور بود و انتظارش را نداشتيم، اما تصميم گرفتيم مرتكب اين ريسك بشويم.
\ براى ايده هاى خود چقدر ضمانت اجرايى و شانس تحقق قايل ايد؟
> به هرحال اهدافى است كه تعيين شده و بايد درهمان راه حركت كنيم و چاره اى جز پذيرش آن نيست. من خيلى روى اين نكته اصراردارم كه فوتبال بيشتر يك تفريح شيرين و بازى لذت بخش است و نه اين كه به چشم يك مأموريت به آن نگاه كنيد. اگر قرار باشد اكثريت به چشم يك اجبار به آن بنگرند و برخوردى مثل انجام وظيفه با آن داشته باشند، چيز زيادى از فوتبال به جاى نخواهدماند و اين اسباب تأسف خواهدشد. بگذاريد بازيكنان آزاد باشند و واقعاً فوتبال بازى كنند؛ آن هم يك بازى تهاجمى و زيبا.
فوتبال بايد لذت بخش باشد و نه توأم با اكراه و بدبينى.
\ آيا ميزان تعصب و همت ملى پوشان هلند را دراين چندسال كافى ديده ايد؟ آيا با تمام وجود براى تيم جنگيده اند؟
> بله جنگيده اند. اما حرف و خواست من اين است كه هركس لباس ملى را به تن مى كند، از آن لذت ببرد و تحت اجبار و فشار نباشد و از اين كه به ميدان رفته است، از ته دل شاد باشد.
درعين حال اين بدان معنا نيست كه من ارزش تعصب و سختكوشى را براى تيم ملى منكرباشم و ناديده بگيرم.
\ با مسأله كناره گيرى تعدادزيادى از ملى پوشان هلند پس ازاتمام رقابتهاى يورو چطوركنارآمده ايد؟
> من هيچ مشكلى با اين قضيه ندارم. اين نظر خود استم، برادران دى بوئر، اوورمارس و رايزيگر بود كه با بازيهاى ملى خداحافظى كنند و همين كار را نيز كردند. حتماً دلايلى دارند. من كارخودم را مى كنم و بايد تيم را به شكلى ترسيم و تدوين كنم كه جاى آنها پرشود.
\ خيلى ها مى گويند شما حتى از اين قضيه استقبال هم كرده ايد چون كار با جوانترها را به شدت برهمكارى با ميانسالان و نفرات معروف ترجيح مى دهيد.
> من استقبال نكرده ام اما اين كه كار با جوانترها را ترجيح مى دهم، صحت دارد.
من درآژاكس نيز از اين كه تيم هاى جوانان و «ب» باشگاه را به من سپرده بودند، رضايت داشتم زيرا باعث مى شدبا جوانترها سرو كله بزنم. اعتقاد راسخ دارم كه هلند به قدرى جوانان مستعد دارد كه به اين لحاظ و براى ارائه بازيهاى برتر و موردنظر كم نخواهدآورد.
\ شما برد حساسى رادر همان آغاز دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ در برابر چك كسب كرديد و تيمى را شكست داديد كه در رقابتهاى يورو بسيار درخشيده بود. آيا اين راتضمينى بر صعود تيمتان به دور نهايى مى دانيد؟
> اصلاً . براى صحبت و رايزنى و صدور رأى در اين زمينه هنوز بسيار زود است. ما يك بازى را برده ايم. فقط همين بازى برگشت مان با چك مانده است كه در پراگ خواهد بود. رومانى هم درگروه ما هست. بنابراين فعلاً هيچ چيز مشخص نيست و بايد پيش رفت و ديد كه چه مى شود. اما من كلاً به نتيجه نهايى خوشبين هستم و اصولاً هدف اول من رساندن تيم به دور پايانى اين جام است ولازمه اين كه موفق تشخيص داده شوم، همين مسأله است.
\ يعنى اگر به اين هدف نرسيد، بركنار خواهيد شد؟
> فكر نمى كنم. قراردادى هم كه با من بسته شده، تا پايان جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۸ است. فرصتى كه براى بازسازى تيم ملى هلند به من و رويكرد به جوانها داده شده، قدرى طولانى است.
\ دليل عدم استفاده شما از پاتريك كلاى ورت در دوبازى اخير تيم ملى هلند چه بوده است؟
> هيچ دليل خاصى نداشت. او تازه از بارسلونا به نيوكسل كوچ كرده و در آن تيم جا نيفتاده است. ديدم بهتر است به او فرصت بيشترى را براى وفق يافتن با شرايط جديدش در سنت جيمز پارك بدهم و پس از نيل به اين قضيه اورا دعوت كنم.
\ و سيدورف وكوكو؟
> به آنها هم احتياج دارم و از نسل قبلى به تعدادى از نفرات نيازمندم ودو نفرى كه نامشان را آورديد، از همان قبيل هستند.شايد در بين هافبك هاى فعلى هلند، آنها از بهترين ها باشند.
\ آيا مى دانيدبرخى از نفرات تيم شما به جوانى بيش از حد و نداشتن كفايت لازم متهم شده اند.به كلام صريح تر مى گويند براى آنهابازى كردن درتيم ملى هنوز زود است؟
> بالاخره بايد يك نقطه شروع براى همگان متصور باشد و اگر قرار باشد هميشه به دنبال عامل تجربه باشيم، در آن صورت هيچ وقت هيچ جايى براى جوانترها و تازه واردها متصور نخواهدبود.بايد ريسك كرد و از به كارگيرى جوانان نترسيد. اگر اين كار را نكنيد، دير يا زود خواهيدباخت. اين اعتقاد من است و شك نكنيدكه صحت دارد.
گفت وگو با بيل گيتس، معمار عصر ديجيتال
و ثروتمندترين مرد جهان
رمز پيروزى را مى گويم
آگاهى بخشيدن به كاركنان مؤسسه
182451.jpg
(بخش دوم و پايانى)
ترجمه: حامد بانصيرى
در بخش اول گفت وگو با بيل گيتس، از ويژگى هاى عصر اطلاعات و راز و رمز موفقيت گيتس و شركت عظيم او يعنى مايكروسافت سخن گفته شد. واپسين بخش گفت وگو عمدتاً به نگاه گيتس به اينترنت اختصاص دارد كه درپى مى آيد.
\ كتاب «سرعت انديشه» را براى چه كسانى نوشته ايد؟
> اين كتاب را براى كسانى نوشته ام كه راجع به كسب و كار فكر مى كنند: مديران عاملى كه در اين انديشه اند كه شركت هاى خود را چگونه به عرصه جديد وارد كنند، كاركنان فرهيخته اى كه در صددند با نوآورى خود شركت خود را برتر آورند و آنانى كه سازمان هاى خود را براى دنياى جديد آماده مى كنند. در اين كتاب تمركز اصلى بر ارائه چك ليستى از مواردى است كه بايد روى آن فكر شود. برخلاف كتاب «جاده پيش رو»، تمركز اصلى اين كتاب بر صاحبان كسب و كار است كه فرصت هايشان چيست. با توجه به پيشرفت هاى فن آورى در اين چند سال، مثال هاى جديد نيز آورده ام.
\ شما واژه و مفهومى را ابداع كرده ايد به نام «سيستم عصبى ديجيتالى» و آن را در كتاب خود توضيح داده ايد. منظورتان از اين مفهوم چيست؟
> دستگاه با سيستم عصبى ديجيتالى در بر گيرنده فرآيندهايى است كه كارايى، واكنش و توان پاسخگويى بهنگام سازمان ها را به دگرگونى هاى محيطى، چالش هاى رقبا و نيازهاى مشتريان فراهم مى آورد. اين سيستم در شركت چيزى نظير سيستم عصبى انسان است كه مى تواند جريان پالايش شده اطلاعات را به موقع به افراد مناسب در سازمان برساند. اين سيستم تركيبى است از سخت افزارها و نرم افزارهاى ويژه. در حقيقت دستگاه عصبى بازتاب دهنده اى است نسبت به خطر يا نياز. اين دستگاه اطلاعات لازم را در اختيار ما مى گذارد و ما بر پايه آن تصميم گيرى مى كنيم. سيستم عصبى ديجيتالى يعنى استفاده از فن آورى اطلاعات براى رفع نيازهاى مردم محيط در كار و خانه. اين سيستم را كار به اضافه تفكر به اضافه فن آورى كامپيوتر تشكيل مى دهد. درست مانند يك موجود زنده، يك سازمان وقتى عالى كار مى كند كه بتواند مانند سيستم عصبى كه اطلاعات را فوراً به بخشى از بدن كه به آن نياز دارد مى فرستد، اطلاعات را به جايى و افرادى كه نياز دارند سريعاً بفرستد. جريان اطلاعات به منزله خون زندگى بخش سازمان است.
\ از كجا مى توان متوجه شد كه اين سيستم در يك سازمان به خوبى كار مى كند؟
> سازمانهايى كه از يك نظام كارآمد اطلاعات برخوردارند هزينه جارى آنها نزديك ۳۰ درصد بودجه آنها است. يكى از علائم خوب كاركردن سيستم عصبى ديجيتالى آن است كه وقت مديران ميانى و كاركنان فرهيخته آزادتر مى شود و آنان مى توانند ضمن دسترسى داشتن به اطلاعات دقيق و درست، آنها را تجزيه و تحليل كنند واز كارهاى روز مره خلاصى يابند. علامت ديگر تعداد پيشنهادها و ايده هاى خوبى است كه از مديران ميانى و كاركنان فرهيخته  مى رسد و علامت ديگر كيفيت و محتواى جلسات است كه با آماده بودن اطلاعات از قبل، پربارتر مى شود.
\ در مورد بخش اول يعنى تأثير سيستم عصبى ديجيتالى يا نظام ديجيتالى اطلاعات بر چگونگى گذراندن وقت و كاركردن كاركنان فرهيخته و مديريت آنها بيشتر توضيح دهيد.
>سيستم عصبى ديجيتالى توانمندى هاى انديشه انسانى را افزايش داده و از كارهاى بدنى او كاسته است. كاركنان با رها شدن از انجام كارهاى روز مره و تكرارى، مى توانند به فعاليت هاى فكرى ويژه بپردازند و نظامها را توانمند تر سازند. كارهاى تكرارى و چرخاندن مداوم چرخ ريسندگى بزرگترين عامل سرخوردگى و نااميدى انسانهاى پوياست. در سازمان هاى نوين، كارگران مانند گذشته مهره هاى يك دستگاه نيستند، هر كدام بخشى از يك فرآيند هستند كه فرآورده هاى با ارزش را ساخته و تكميل مى كنند. من سخت اعتقاد دارم اگر شركت ها به كاركنان خود آگاهى و اختيار لازم و ابزار به كارگيرى آنها را بدهند، دستاوردهاى شگفت انگيز و آفرينشهاى چشمگيرى از آن جوانه خواهد زد. ابزار عصر ديجيتالى ميدان فعاليت و توان مغز و انديشه ما را گسترش داده است در حالى كه ابزار دوران صنعتى به كمك بازوان ما آمده بود. سيستم عصبى ديجيتالى ما را از كاغذ بازى مى رهاند و وقت كافى براى حل مسائل اصلى را در اختيار قرار مى دهد. سيستم عصبى ديجيتالى در پى آن است كه توانمندى هاى پرارزش فردى را به سود مشتريان به توانمندى هاى كارآمد سازمانى تبديل كند. شركت ها بايد زيربناى اطلاعاتى خود را به گونه اى برپا سازند كه كارهاى عادى و جريان اطلاعات به صورت خودكار و دوسويه برقرار باشد. تماس هاى فردى را بايد در زمينه هاى ارزش افزا و موقعيت هاى استثنايى به كارگرفت. اين كار وقتى ميسر است كه داده ها همواره آماده و در اختيار همه كاركنان باشد. همه بتوانند آنها را با هم بسنجند و در بهبود كارها از آن بهره گيرند. داده ها و عدد و رقم ها معدن پنهان اطلاعات هستند كه از آنها مى توان در الگوسازى پيش بينى و كمك به تصميم گيرى سود جست. داده هاى مستقل و جدا از هم، هرچند كارآمد هم باشند از ايجاد رفتار سازمانى بسيار برجسته ناتوان هستند. عدد ها روى كاغذ حالت ايستاده و مرده دارند. داده هاى ديجيتالى آغاز انديشيدن و حركت هستند. در شركت هاى عصر اطلاعات، تمام كاركنان فرهيخته بايد بتوانند سهم خود را در تنظيم سياستها و راهبردها ادا كنند. اساساً گذشتن ابزار كار خوب در اختيار كاركنان فرهيخته و برداشتن تنگناهاى ادارى از پيش روى ايشان اين پيام را نيز با خود دارد كه سازمان وقت آنها را بسيار با ارزش مى داند و بايد از اين منبع گرانبها به خوبى بهره بردارى كنند. ارزيابى كارهاى دستى آسان است اما نمى توان بازده كاركنان فرهيخته را به آسانى اندازه گرفت.
\ سازمان شما كاركنان فرهيخته دارد. چگونه آنها را ارزيابى مى كنيد؟
> ارزيابى شش ماهه كاركنان زير دست از وظايف سرپرستان و مديران است. هر كارمند از خود يك ارزيابى مى كند و به مدير ارائه مى دهد. مدير همه ديدگاههاى خود را لحاظ مى كند و با مدير بالادست مشورت مى كند. سپس نتيجه ارزيابى و نيز اهداف و برنامه هاى آينده به صورت رودررو با كارمند در ميان گذاشته مى شود. در گذشته تكميل فرم هاى لازم و وقتى كه بر آنها گذاشته مى شد دشوار تر و وقت گيرتر از خود ارزيابى بود. اما امروزه به كمك نظام ديجيتالى كار سريعتر شده است. براساس درصدهاى پيشنهادى مدير، سطح شغل و حقوق كنونى هرشاغل، پاداش موقت محاسبه و عرضه مى شود. البته حداقل و حداكثر پاداش در هر دوره را مديريت شركت تعيين مى كند.
\ سيستم عصبى ديجيتالى چگونه بركيفيت و محتواى جلسات اثر مى گذارد؟
> خلبانان مى گويند فرود خوب نتيجه خوب آماده شدن براى فرود است. قبل از جلسات اگر با پست الكترونيكى، داده ها را براى همه شركت كنندگان بفرستيم آنها با آمادگى بيشترى به جلسه مى آيند و مى توانند پيشنهادهاى بسيار سازنده اى ارائه دهند. حل مسأله اى كه گسترده و دشوار است نياز به رويكردى فراگير به همه جنبه ها و بخشهاى آن دارد. در مايكروسافت همه تصميم گيرى هاى بزرگ به صورت رو در رو و پس از بحث و بررسى هاى لازم گرفته مى شود، اما داده ها و پيش نيازهاى تصميم را دستگاه عصبى ديجيتالى از پيش آماده كرده و در دسترس همه گذارده است تا بتوانند پيشنهادهاى خود را براى غنى شدن مطالب ارائه دهند. نشست هاى غير سازنده و نشست هايى كه تنها براى به روز كردن وضعيت كنونى برپا مى شوند نشان از گردش كند اطلاعات در شركت دارند.
\ به پست الكترونيكى اشاره كرديد كه مى تواند در روان ساختن جريان اطلاعات در سازمان كمك كند. آثار اين روان سازى چگونه ديده مى شود؟
> استفاده از پست الكترونيكى براى انجام ارتباطات سازمانى و تبديل فرآيندهاى كاغذى به ديجيتالى از گامهاى بنيادين براى اين منظور است. پست الكترونيكى اين امكان را به افراد و مديران مى دهد تا بيشتر بگويند و بشنوند. چنين امكاناتى ساختار سازمانى را افقى تر و بهره گيرى از نظام اطلاعات را بيشتر مى كند. به نظر من هنگامى كه مديران يك شركت حداقل روزى ۵ تا ۱۰ پيام الكترونيكى بفرستند و ۲۵ تا ۵۰ پيام دريافت دارند مى توان گفت پست الكترونيكى را جدى گرفته اند. بد نيست به تجربه اى در اين زمينه اشاره كنم. در سال ۱۹۹۶ تصميم گرفتم وضع مصرف كاغذ را در شركت بررسى كنم. با شگفتى ديدم در آن سال بيش از ۳۵۰ هزار نسخه گزارش فروش تهيه كرده ايم. در اداره مركزى، واحد تداركات به تنهايى ۱۱۴ فرم به كار مى برد. من از موقعيت سازمانى خود استفاده كردم و دستور حذف همه فرم هاى غير ضرورى را دادم.
به جاى آن همه كاغذ، يك نظام الكترونيكى رشد كرد كه كار با آن ساده و براى كاربران دل انگيز تر بود. اطلاعات اين نظام بسيار قابل اعتماد تر است و به كاركنان اختيارات گسترده ترى مى دهد. اكنون شمار فرم ها از ۱۰۰۰ به ۶۰ فرم رسيده است: ۱۰ فرم مربوط به نيازهاى قانونى، ۱۰ فرم هنوز ديجيتالى نشده، زيرا هنوز ديجيتالى شدنش احساس نشده و ۴۰ فرم مربوط به كار با شركت هايى كه هنوز نظام كاغذى دارند. صرفه جويى از اين امر در آن سال ۴۰ ميليون دلار بود. اين در زمانى است كه هنوز مصرف كاغذ هر چهار سال يكبار دوبرابر مى شود. هنوز بيش از ۹۵ درصد اطلاعات در آمريكا بروى كاغذ ضبط مى شود و سهم ثبت الكترونيكى يك درصد است. وزن اسناد كاغذى مناقصه ها و سفارش هاى يك هواپيما به ۵‎/۳تن مى رسد هزينه چاپ كتاب هاى درسى مقطع ابتدايى آمريكا در سال ۹۷ سه ميليارد دلار و در مورد دانشگاهها ۷‎/۲ ميليارد دلار بوده است امروزه دفتر كار بدون كاغذ يك محل كار تمام ديجيتالى است.
\ به بحث اينترنت بپردازيم كه مهمترين وجه عصر ديجيتال است. شما در كتاب «جاده پيش رو» از اينترنت به عنوان «شاهراه اطلاعايت» تعبير كرده ايد منظورتان چيست؟
> بله، اينترنت شاهراه اطلاعاتى است. يك شبكه جهانى كه مستمراً تغيير مى كند و هيچ مرزى نمى شناسد. اينترنت رسانه اى است نوين كه ويژگى هاى تلفن، تلويزيون و ارتباطهاى نوشتارى را با هم دارد وتوان جست وجوى اطلاعات و پيوند دادن افراد داراى علائق و مفاهيم مشترك را ايجاد مى كند.
اينترنت فضاى جهانى تازه اى در زمينه بهره گيرى از اطلاعات، اشتراك مساعى و تجارت فراهم آورده است.
اينترنت دنياى سالهاى آغازين قرن بيست و يكم را شكل خواهدداد. همانگونه كه اختراع تلفن، اتومبيل و هواپيما دنياى ما را درقرن بيستم شكل داد. اينترنت انقلابى در راه و روش زندگى و كار ما ايجاد كرده و خواهدكرد. چه بسا تأثير درازمدت اينترنت بتواند معادل همه ابداعات مهم قرن بيستم باشد. اينترنت هنوز در دوران طفوليت خود به سرمى برد.
\رشد بسيار سريع اينترنت مشكلات و مسائلى را در پى داشته و خواهدداشت. اين مسائل چيست؟
> عمده ترين مسائل عبارت است از حفاظت از ماهيت خصوصى افراد، حفاظت از حق انحصارى نشر، حفاظت از تجارت جهانى، حفاظت از امنيت اينترنت و بالاخره حفاظت از فرزندانمان. باتوجه به اينكه اينترنت هرچه بيشتر به اين سمت مى رود كه راه اصلى براى افراد در مديريت مسائل مالى و ارتباطى آنها با پزشكانشان باشد، مسأله «خصوصى» بودن بيشتر اهميت مى يابد. در مورد حفظ حقوق اطلاعات مصرف كنندگان و توليدكنندگان نيز، هرچه دنياى ديجيتال از طريق اينترنت آسانتر و گسترده تر مى شودحكومتها و بخشهاى خصوصى بايد با اشتراك مساعى و همكارى، راههاى مناسب حفاظت از حقوق اطلاعات مشتريان و مصرف كنندگان در سراسر جهان را تأمين كنند.
در مورد حفاظت از تجارت جهانى، هرچه فعل و انفعالات تجارى از طريق اينترنت بيشتر مى شود، حكومتها و كسب و كارها بايد با همكارى يكديگر راههايى بيابند براى قاعده مند كردن وضع مالياتها از تجارت الكترونيكى بدون اينكه خللى در روند كار ايجاد شود. حفظ امنيت اينترنت نيز مهم است زيرا اقتصاد وابستگى شديدى به اينترنت پيداكرده است و از همه مهمتر حفاظت از فرزندانمان است زيرا اينترنت، آموزش را دگرگون كرده و به كودكان و جوانان فرصت داده تا استعداد و كنجاوى خود را بروز دهند و تاريخ گذشته و دنياى اطراف خود را بهتر و بيشتر بشناسند. اما در عين حال آنها مى توانند در معرض خشونت و موضوعهاى مبهم و تاريك و نامناسب نيز باشند.
\همانگونه كه اشاره كرديد بحث آموزش و اينترنت به عنوان يك فناورى نوين و جنبه ها و اثرات مثبت و منفى آن بويژه بر نسل جوان بسيار مهم است. در اين زمينه چه بايد كرد؟
> به نظر من فايده اصلى هر فناورى جديد، افزايش پتانسيل هاى بشريت است، همانگونه كه دستيابى به الكتريسيته، تلفن، اتومبيل و هواپيما در قرن بيستم دنيا را براى بيشتر مردم در دسترس قرارداد. فناورى همه چيز ما و از جمله تعليم و تعلم را تغيير داده است. براى من مهيج ترين جنبه فناورى جديد، پتانسيل آن به عنوان يك ابزار آموزشى براى نسل جديد است. هدف ما فراهم آوردن دسترسى به اينترنت براى هر كلاس و در هر مدرسه است . در اين صورت يك ارتباط آموزشى داريم كه در آن مدرسه، خانواده، بچه ها، موزه ها، كتابخانه ها و همسايگان بطور خلاق در اطلاعات و منابع مشاركت دارند. البته بچه هاى دهه پيش، نسل اينترنت هستند و اين نسل تنها يك شروع است. اينترنت مى تواند غيرقابل باورترين ابزار آموزشى باشد كه تاكنون پديد آمده است. البته معتقدم فناورى به تنهايى پاسخ نهايى نيست، پاسخ معلمان بزرگى هستند كه قادرند از فناورى بخوبى استفاده كنند.
\ ويژگى ها و مزاياى اينترنت چيست؟
> اينترنت دنيا را كوچك تر و ساده تر ساخته و مردم را به هم نزديك تر كرده است. توانايى ارتباطات و تبادل اطلاعات همزمان و در مسافتهاى طولانى فراهم آمده است. ارتباط مردم كشورها با يكديگر از طريق پايگاههاى اطلاعاتى و پست الكترونيكى و نظاير آن برقرار شده است. در بحث تجارت نيز سدهاى پشتيبانى و تدارك شكسته شده، زمان و مسافت كم شده، فرآيندهاى پيچيده تجارى ساده شده و خريد كالاها و خدمات مرز داخلى و خارجى نمى شناسد. اينترنت اين فرصت را به مردم مى دهد كه اطلاعاتشان را براى كار مورد استفاده قرار دهند و بهره بيشترى از فرصتهاى به دست آمده براى زندگى بهره ورتر ببرند. اينترنت مى تواند زندگى افراد غيرمفيد و غيرمؤثر را در سراسر دنيا قوى و غنى كند. اينترنت منبعى است براى دسترسى به اطلاعات و ارتباطات و دروازه اى است به سرزمين وسيع دانش، فرهنگ و هنر.
\ با اين روند آيا اينترنت همه چيز را تسخير خواهدكرد، حتى انسان را؟
> اينترنت جانشين انسانها نمى شود بلكه آنها را كاراتر مى كند. اين گفته «مايكل دل» بنيانگذار شركت «دل» است. بنابراين، موارد و موضوعهاى اساسى در اجتماع و تجارت باقى خواهدماند. هنوز شركتها به سودآورى نياز دارند، مردم به چارچوبهاى اجتماعى محتاج هستند و همانگونه كه قبلاً اشاره كردم، آموزش نيازمند معلمان بزرگ است. البته بسيارى از مردم مى ترسند كه رايانه واينترنت كارهارا يكسره ماشينى كند و دنيايى بيافريند كه پر از سردرگمى و كمتر صميمانه و انسانى باشد. با پيدايش تلفن نيز بسيارى گمان مى كردند ديدارهاى رودررو سخت كاهش خواهديافت. من ديد مثبتى به رخدادهاى نوين دارم.
اما در آينده با «فاصله ديجيتالى» و تقسيم ديجيتالى افراد و كشورها روبرو خواهيم بود. اول بار WILSON و KNOWLING در تحقيقى كه انجام دادند آشكارا بيان داشتند كه تقسيم ديجيتالى يك مسأله جهانى است. پل زدن و پركردن اين فاصله ديجيتالى بسيار مهم است. ناآشنايى مرم با رايانه يعنى «بى سوادى شبكه اى» بايد حذف شود، زيرا در سالهاى آينده، تركيبى از تجهيزات رايانه اى ارزان و قدرتمند براى دسترسى سريع و آسان به اينترنت ساخته و عرضه خواهدشد به گونه اى كه اينترنت از نظر عموميت و قدرت، منبعى مثل الكتريسيته خواهدبود. در حالى كه تا سال ۱۹۹۴تنها حدود ۵۰۰پايگاه شبكه اى در اينترنت وجودداشت، امروزه اين رقم به بيش از سه ميليارد صفحه رسيده است.
\ پس به نظرمى رسد يك الگوى جديد زندگى در پيش خواهيم داشت. شما در نوشته هايتان از آن به «الگوى زندگى شبكه اى» تعبير كرده ايد.
> بله، اينترنت روش تازه اى از زندگى را پديدآورده كه مى توان آ ن را «الگوى زندگى شبكه اى» ناميد. اين الگو به معناى دگرگون سازى طبيعت انسانى و يا بنيانهاى زندگى مردم نيست.
اما روى كسب و كار و مشاغل بشدت تأثير گذاشته است.
«الگوى كار شبكه اى» شغلها و فعاليتها را نابود نمى كند، آنها را به حركت وا مى دارد و جابه جا مى كند، يعنى شغل و حرفه مفهوم تازه اى پيدا مى كند. شغلهاى ساده حذف خواهدشد. در آمريكا ميليونها نفر نيز كار مى كنند بدون اينكه هر روز به دفتر اداره بروند. كار را در خانه با رايانه و پست الكترونيكى انجام مى دهند. رويكرد شغلهاى استوديويى كه روش شركتهاى بزرگ فيلم سازى هاليوود است نضج مى گيرد كه در آن تنها گروه كوچكى از كاركنان و مديران تمام وقت در زمينه هاى مالى، بازاريابى و پخش كار مى كنند. وقتى ساخت فيلمى تصويب مى شود همه نيروها از كارگردان تا هنرپيشه و… استخدام و سپس متفرق مى شوند. در اين زمينه شركتها مى توانند با «مهندسى مجدد» فعاليتها، آن دسته از فعاليتها را كه اصلى و مربوط به توليد محصولاتشان است نگه دارند و بقيه را به شركتهاى پيمانكار برون سازمانى واگذارند. اين الگو به تمام معنا مشترى محور خواهدبود. روش ساخت برپايه سفارش (BUILD TO ORDER) كه اينك در صنعت رايانه روبه گسترش است به زودى در ديگر صنايع و بويژه خودروسازى ، لباس دوزى، مبلمان و منزل و اداره هم پذيرفته و همگانى خواهدشد
گفت و گو با محمدحسين
سليمى، استاد دانشگاه
مسير ايران در
سومين انقلاب صنعتى
182433.jpg
يوسف ناصرى
زمانى كه قدرت بخار و موتورهاى الكتريكى اختراع شد و مبناى اولين و دومين انقلاب صنعتى قرارگرفت، ايران در مرحله اى از زيست تاريخى خود بود كه بيشتر مى توان از آن به عنوان «رفتن به تعطيلات»نام برد.
به اين ترتيب هرگز نتوانستيم همپا و همراه با كشورهايى كه در انديشه توسعه بودند، حركت كنيم و اين گونه كه اكنون در صف كشورهاى توسعه يافته نيستيم.
اينك نيز باگذشت سالها از شروع سومين انقلاب صنعتى كه همانا فناورى اطلاعات است، وضعيتى بهتر از قبل نداريم و گاه به نظرمى رسد با اين فكر كه هرگز به ديگران نخواهيم رسيد، به نظاره آنان نشسته ايم.
حال آنكه دكترمحمد حسين سليمى، استاد دانشگاه اميركبير در گفت وگوى حاضر مى گويد در بطن فناورى اطلاعات مى توان از راه هاى ميان بر استفاده كرد و فاصله با كشورهاى توسعه يافته را كم كرد. گفت وگو با او را بخوانيد.

\ علل بروز و ظهور انقلاب هاى صنعتى چه بوده و معمولاً عامل ايجادكننده صده و پيش برنده اين انقلابها برچه اختراع و ابداعى بنيان نهاده شده است؟
> انقلابهاى صنعتى ريشه در نوآورى هاى علمى و فناورى براى پاسخگويى به نياز جوامع بشرى داشته است و پايه گذاران علوم و فناورى هاى جديد با انتخاب الگوى نوآورى به رقابت با رقباى داخل و خارج از كشورشان مى پرداختند. فرهنگ نوآورى و رقابت هم ريشه در علم و فناورى داشت و وجود چنين فرهنگى باعث مى شد علم توسعه پيدا كند و از جايگاه ارزشمندى در آن جوامع برخوردار باشد و رابطه مراكز علمى با مراكز صنعتى گسترش پيدا كند و به نحوى اين بخشها، شركاى هم باشند. اگر صاحبان صنعت هم در محيط صنعت با مشكل مواجه مى شدند، آن را با محيط هاى دانشگاهى و تحقيقاتى در ميان مى گذاشتند و در جهت رفع آن، از آنها رهنمود مى گرفتند.
اولين انقلاب صنعتى در قرن هيجدهم با كشف «قدرت بخار» و در نهايت با توليد «موتور بخار» به وقوع پيوست و اين كشف بزرگ به عنوان اولين عامل اتوماسيون يا عامل مادى برقابليتهاى بشرى افزود. كارخانجات آن زمان به سرعت از توليد موتور بخار استفاده كردند و بدينگونه اولين كشتى ها و قطارهايى كه باموتور بخار به حركت درمى آمدند، ساخته شد.
اين اختراع باعث شد قابليتها و مهارتهاى انسانى توسعه يابد و ضمن استفاده كمتر از انرژى و كار انسانى، صرفاً با به خدمت گرفتن ماشين آلات و امكانات خلق شده، كارايى و اثربخشى بيشترى كسب شود.
دومين انقلاب صنعتى كه با اختراع«موتورهاى الكتريكى» شكل گرفت و توسعه پيدا كرد، براقتصادهاى محلى تأثيرگذاشت و در آن جوامع باعث ايجاد ثروت و بالا رفتن سرعت توليدشد. بسيارى از خطوط توليد، برقى شد و نيروهاى فكرى و مهندسان تلاش كردند فعاليتهاى صنعتى را به صورت فنى و مهندسى در بياورند.
در انقلاب صنعتى اول و حتى در مرحله قبل از آن يعنى انقلاب كشاورزى، نيروهاى به كارگرفته شده، عمدتاً نيروهاى كارگرى و با سطح سواد پايين بودند و لزومى هم نداشت كه آنها دوره هاى آكادميك و دانشگاهى را طى كنند. اما در انقلابهاى صنعتى جديدتر، ملاحظه مى كنيم كه نيروهاى پيش برنده اين انقلابها، نيروهاى تحصيلكرده و در مجموع، نيروهايى هستند كه نقش مديريت و مهندسى سيستمها را به عهده دارند.
سومين انقلاب صنعتى كه در نيمه دوم قرن بيستم شروع شده و شاهد تداوم و توسعه آن هستيم، موتور محركه آن «فناورى اطلاعات» (Information Technology) مى باشد و اطلاعات است كه دانش فنى را مرتب، توسعه مى دهد. الآن دانش فنى به عنوان ارزش تلقى مى شود و در حال حاضر، شركتهاى غربى مانند گذشته ماشين توليد نمى كنند. آنها طراحى ماشين را انجام داده و يا دانش فنى آن را توسعه مى دهند و به فروش دانش فنى مبادرت مى ورزند و ديگران آن ماشين را توليد مى كنند و مى سازند.
به هر ترتيب، همين انقلاب صنعتى سوم كه در آن به فناورى اطلاعات، توسعه مديريت اطلاعات و توسعه فن آورى اطلاعات توجه مى شود، اقتصاد جهانى را شكوفا كرده است و باعث شده كه عمدتاً دانش، پيش برنده اقتصاد باشد و چون اقتصاد مى داند كه اگر برروى فناورى اطلاعات، سرمايه گذارى كند، مى تواند به سرعت بالايى از رشد دست يابد، در نتيجه يك نوع تعامل ساختار يافته بين دانش و اقتصاد به وجود آمده است. در چنين وضعيتى، اقتصاد به توسعه دانش كمك مى كند و دانش هم پيشران اقتصاد مى باشد.
در اين مرحله، منابع انسانى، كاركنان يا عامل پيشران دانش به حساب مى آيند و مهمترين سرمايه يك شركت و مؤسسه صنعتى، همانا دانشمندان، پژوهشگران و متخصصان آن هستند. هم اكنون دانشمندان توسعه معتقدند كه مهمترين عامل توسعه در قرن بيست و يكم ، نيروى انسانى ماهر و زبده است.
\ چرا تأسيس شركتها و اهميت دادن به كارگروهى سازمان يافته در تمدن غربى محور پيشرفت تلقى شد و بدين طريق اين تمدن در ظهور انقلابهاى صنعتى، نقش برجسته اى را بازى كرد؟
> وقتى حجم كار زياد مى شود و شما مى خواهيد يك اقتصاد توسعه يافته داشته باشيد، ديگر كار به صورت فردى و با استفاده از يك يا دو نفر و چندنفر قابل انجام نيست. چون با افراد محدود و انگشت شمار تا حد معينى مى توان كالا توليد كرد و به حمل و نقل آن پرداخت و يا در توليد علم و فناورى نقش داشت.
تأسيس شركتهاى صنعتى و مؤسسات علمى و تحقيقاتى لازمه توسعه بود. در قالب يك نهاد و سازمان با وظايف مشخص و تعريف شده و با تقسيم وظايف مى توان به انجام موفقيت آميز كارهاى بزرگ نه تنها در حد و اندازه ملى بلكه در اندازه و مقياس بين المللى نائل شد. بدون دليل نيست كه بسيارى از شركتهاى بزرگ امروزى دنيا، به عنوان مثال در ۱۰۰كشور جهان، محصولات و خدمات خودشان را عرضه مى كنند.
\ چه عاملى باعث شد كه شركتهاى تأسيس يافته غربى، بيشتر و بيشتر توليدكننده و پيشتاز تحولات جهانى در انقلابهاى صنعتى بعدى باشند؟
> در اينجا بحث عرضه و تقاضا مطرح مى شود. فرض كنيد اولين بار در ايران بحث استفاده از يخچال مصنوعى مطرح مى شود. به اين دليل مى گويم مصنوعى، چون ايرانيان از يخچال طبيعى استفاده كرده اند. در ابتدا گروهى از ثروتمندان جامعه ما به علت آشنايى با اروپايى ها و رفت و آمد به اروپا اين محصول را خريدارى نموده اند. در آن زمان، اكثر مردم ما نمى دانستند كه اگر يك يخچال بخرند، چگونه و براى رفع چه نيازهايى از آن استفاده كنند. به هر حال، استفاده از يخچال، فرهنگ خاص خود را مى طلبد.
معمولاً يك فناورى جديد وقتى توليد مى شود نياز به فرهنگ سازى در زمينه بهره بردارى از آن وجود دارد و مردم بتدريج با آن آشنا مى شوند و در مراحل بعدى است كه تنوع محصول، رعايت شده و مثلاً يخچال هايى با سايز هاى مختلف و يا يخچال مسافرتى و… توليد مى شود.
به طور كلى، توليد كننده متناسب با نيازها و محيط جغرافيايى مصرف كنندگان بسته به اين كه در محيط شرجى و مرطوب زندگى مى كنند و يا در يك محيط خشك و گرم و يا در منطقه كوهستانى، محصولات جديدى عرضه مى كند.
بنابراين سازنده به نو آورى و تغيير در توليداتش توجه مى كند و چون نو آورى را به عنوان يك اصل اساسى و بستر فعاليت خود پذيرفته، محصولات جديد ش را متناسب با خواسته هاى مصرف كنندگان توليد مى كند. در اينجا پتانسيل براى تقاضا وجود دارد ولى توليد كننده محصول و فناورى با نوآورى، ابتكار وخلاقيت آن پتانسيل را به صورت بالفعل در آورده و متناسب با آن، كالاى خودش را توليد و عرضه مى كند و بر اين مبنا، موفق مى شود بازار هاى جديد را فتح كند.
\ شما تا چه حد همبستگى شديد جوامع غربى را در پيشبرد صنعت و تحولات پسينى مؤثر مى دانيد؟
> من ريشه اينگونه كاميابى ها را در يك عامل ديگر يعنى در برخورد تهاجمى غربيها با بازار مى دانم. آنها وقتى به مهارتها و قابليت هايى دست پيدا مى كنند، فعاليتهاى خودشان را در زمينه هاى مختلف همچون كيفيت و اندازه توسعه مى دهند. شايد در جامعه ما اين نقص فرهنگى وجود دارد كه يك آدم ماهر، چندان به توسعه كارش نمى انديشد و سعى مى كند در حد گذران زندگى كار كند. در حالى كه همين آدم با همين مهارت اگر در اروپا زندگى كند، به سرعت يك شركت معظم ايجاد مى كند و فعاليت خود را توسعه مى دهد.
\ آيا محدود بودن خواسته ها و روحيه قناعت طلبى ما به نوعى مانع توسعه فعاليت هاى ما مى شود؟
> بله؛ اروپايى ها بر خلاف ما چنين روحيه اى ندارند. كشور گشايى سياستمداران آنها هم به همين علت بر مى گردد. غربيها مى خواهند اقتصادشان توسعه پيدا كند و پشت سر نيروهاى جنگجو و نظامى آن كشورها، بازرگانان و شركتهاى اقتصادى آنها قرار دارند و آنها با فتح كشورهاى جديد، در جست وجوى منابع اوليه و يا در اختيار گرفتن با زارهاى آنها و در نتيجه در پى افزايش تقاضا هستند. در حقيقت آنها با هجوم به يك كشور مى توانند محصولات و خدمات صنعتى شان را به آنجا وارد كنند.
در سده هاى گذشته، كشورهاى اروپايى به استعمار بسيارى از كشورهاى آفريقايى و آسيايى روى آوردند و در پى تسلط بر بازارهاى جديد برآمدند. به عنوان مثال انگليسى ها،كشورى مثل هند داراى منابع و معادن بسيار غنى را مستعمره ساختند و چرخ صنعت كشورشان را به حركت در آوردند.
اما آيا امروزه آن رابطه بطور كلى ريشه كن شده و يا از بين رفته؟ به اعتقاد من، اينگونه نيست و صرفاً نوع برخوردها با كشورهايى كه مستقل شده اند، تفاوت پيدا كرده است.
الآن ريشه و علت اصلى حمله آمريكا به عراق به اين موضوع برمى گردد كه نفت براى اقتصاد آمريكا يك ماده حياتى است و آمريكايى ها مى خواهند نفت ارزان قيمت به اقتصادشان وارد كنند.
به هر حال، در دو سه دهه اخير، رشد قيمت كالاهاى توليد شده در كشورهاى توسعه يافته در حد چند درصد بوده است.
اگر قيمت نفت به شدت افزايش پيدا كند و يا رشد قيمت كالاهاى توليدى آنها مثلاً به ۳۰ يا ۴۰ درصد برسد، تمام مناسبات اقتصادى شان به هم مى خورد. بنابراين آنها از طريق وارد كردن فشار سياسى و يا تهاجم به كشورهاى نفت خيز، در صدد دستيابى به نفت ارزان قيمت هستند.
\ انقلاب صنعتى اول در انگليس به وقوع پيوست. اما كشورهاى تازه وارد به عرصه صنعت مانند ايالات متحده و ژاپن در چه فضايى از فرصتها استفاده كرده و در مراحل بعدى هم پيشتاز شدند؟
> در عصر كشاورزى، زمين نقش مهمى داشت ولى در انقلاب و موج اول صنعتى شدن، زغال سنگ و منابع طبيعى به عنوان ماده اوليه مورد استفاده قرار گرفت. در انقلاب صنعتى دوم هم، نفت و منابع انرژى نفتى اهميت فوق العاده و حياتى يافت و به همين دليل، اروپا، ايالات متحده آمريكا و ژاپن به دنبال تهيه نفت ارزان قيمت هستند.
در جنگ جهانى دوم، آلمان و انگلستان به شدت آسيب ديدند و بسيار ى از شهرهاى آنها با خاك يكسان شدند. در نتيجه كارخانجات انگليس دچار آسيب جدى شده و سطح توليدات به شدت كاهش يافت. اما آمريكا به لحاظ موقعيت جغرافيايى، نه تنها دچار لطمه جدى نشد، بلكه در همان دوره با فروش تسليحات نظامى به ثروت هنگفتى دست پيدا كرد و به همين علت توانست به سرمايه گذارى در فناورى هاى جديد و مدرن توجه كند و بتواند توسعه صنعتى اش را رشد بيشترى بدهد.
يك قاعده كلى پذيرفته شده اين است كه هر خيز و جهش صنعتى باعث مى شود ثروت ملى يك كشور حدود ۴۰ ـ ۳۰ درصد افزايش پيدا كند. بر همين اساس، آمريكا با وقوع جنگ جهانى دوم به كشورى پيشتاز در حوزه هاى اقتصاد و صنعت تبديل شد و زمينه را براى توسعه بسيارى از فناورى ها فراهم كرد.
\ شما بر جنگ جهانى دوم تأكيد مى كنيد ولى آمريكا از اواخر قرن نوزدهم، دست كم يك قدرت بالقوه بوده است.
> البته منظور من اين نبود كه بگويم صرفاً در جنگ جهانى دوم، ايالات متحده به چنين پيشرفت صنعتى دست يافت. چون در عمران و پيشرفت صنعتى آمريكا، بسيارى از بازرگانان و نيروهاى صنعتى انگلستان و ساير كشورهاى اروپايى كه به آنجا مهاجرت كردند، نقش تعيين كننده و بنيادى داشتند.
در چنين وضعيتى، ايالات متحده از دانش و فناورى كشورهاى اروپايى بهره گرفت و به نحوى متحد آنها محسوب مى شد و از آنجا كه داراى ذخاير و منابع غنى بود، زمينه براى شكوفايى اقتصادى آن فراهم آمد. اما در جنگ جهانى دوم با تضعيف بريتانياى كبير بود كه آمريكا به يك جهش صنعتى دست پيدا كرد و در اين زمينه از بقيه كشورهاى جهان پيشى گرفت.
\ چه دلايلى را مى توان ارائه كرد كه موفقيت ژاپن را در صنعتى شدن تبيين و توجيه كند؟ به هرحال، ژاپن تنها كشور كاملاً آسيايى است كه وارد جنگ جهانى دوم شد.
> ژاپن كشورى است كه دست كم پنج دهه زودتر از كشورهاى در حال توسعه و همسايگان آسيايى اش به توسعه صنعتى روى آورد و از پايه علمى و صنعتى نسبتاً مناسبى برخوردار شد. به بيان ديگر، ژاپنى ها زودتر از كشورهاى ديگر آسيايى از علوم و فناوريهاى جديد استقبال كردند.
در آن زمان، كشور ما جزو كشورهايى بود كه به اصطلاح، فحول و عقول جامعه ترديد داشتند كه آيا از علوم جديد استفاده كنيم يا نه؟ چون آنها اين علوم جديد را «علوم غربيه» مى دانستند و آن را متعلق به «اجنبى» مى دانستند. من شخصاً يادم هست كه در دهه هاى گذشته اين بحث مطرح بود كه آيا مدارس جديد و دانشگاهها باعث انحراف جامعه ما مى شود يا خير؟ در حالى كه ژاپنى ها با ترديد به اين علوم و فناورى ها و تأسيس مدرسه و دانشگاه برخورد نكردند.
علاوه بر اين، ژاپنى ها با استقبال زياد از اين علوم و فناوريها توانستند در علوم و فناورى هاى جديدتر پيشگام شوند و انصافاً در بعضى از زمينه هاى صنعت و فناورى در دنيا پيشتاز باشند.
البته ژاپن بعد از شكست نظامى از آمريكا در جنگ جهانى دوم، به شدت تحت كنترل و سيطره آمريكايى ها قرارگرفت و ژاپنى ها على رغم استعداد فوق العاده در توليد سلاحهاى نظامى، حق ورود به چنين فعاليتهايى را ندارند.
درحقيقت، ژاپنى ها تحولات صنعتى دنيا را زودتر از كشورهاى ديگر منطقه درك كردند و به موقع به بسيج امكانات در دسترس پرداختند.
البته از همان ابتدا، موتور توسعه ژاپن نه چيزى مثل نفت كه توليد علم و فناورى بود و ژاپنى ها با سختكوشى و روحيه سامورايى وارد محيط علم و صنعت شدند و توانستند ژاپن جديد را بسازند، مراكز علمى و تحقيقاتى بسيار قوى ايجاد كنند و به توسعه آن ها اهميت دهند.
\ روحيه سامورايى به چه صورت در مسير توسعه ژاپن قرارگرفت؟
> سامورايى ها يا ميجى ها كسانى بودند كه به خاطر دستيابى به اهداف و آرمانها حاضر بودند خودشان را فدا كنند. وقتى جهت گيرى اين آرمانها معطوف به توسعه ژاپن شد، آنها دانشگاهها و صنايع جديد را ايجاد كرده و توسعه دادند و به تعبير ديگر، شكوفايى علم و فناورى ژاپن، مديون تلاش و درك به موقع سامورايى ها است.
\ به چه علت، ژاپنى ها به اين درك دقيق از وقايع دنياى تحول يافته آن زمان نائل آمدند؟
> به نظر من، در اين زمينه روشن بينى و خودآگاهى مديران ارشد وقت ژاپن نقش كليدى داشته است. ژاپنى ها درك كردند كه در تمدن جديد، علوم و فناورى هاى جديد در توليد ثروت و توسعه صنعتى و اقتصادى نقش بسزايى دارد و بايد به سرمايه گذارى در اين زمينه ها توجه كنند. هرچند كه رسيدن به چنين دركى نيازمند پايه هاى فكرى خاص خودش مى باشد.
به هر ترتيب، آنها سعى كردند كه آگاهى زيادى در سطح جامعه ايجاد كنند و به ريشه كن كردن بى سوادى و اجبارى كردن آموزش روى بياورند. هنوز هم، تحصيل رايگان در بسيارى از دانشگاههاى ژاپن متداول است و توسعه علم در ژاپن به عنوان يك وظيفه ملى بر دوش دولت است.
ژاپن تعاملى همه جانبه با كشورهاى صنعتى برقرار كرد و بعد از جنگ جهانى دوم هم عملاً به متحد ايالات متحده تبديل شد و از كاراكتر و ويژگيهاى شخصيتى آمريكايى ها نيز تأثير پذيرفت.
ژاپنى ها در سالهاى بعد از جنگ به اين نتيجه رسيدند كه جامعه آمريكا به كالاهاى بسيار پيشرفته نياز دارد. بنابراين آنها با اتخاذ استراتژى توليد محصول با كيفيت ولى ارزان، بازار آمريكا را تسخير كردند و با چنين روشى به موفقيتهاى چشمگيرى دست يافتند.
\ آيا مى توان گفت ژاپنى ها برخلاف غربيها كه بر علوم بنيادى تأكيد داشتند، با تأكيد درپيدا كردن راه ميانبر توسعه اى به جبران عقب ماندگى ها همت گماشتند؟
> ژاپنى ها در مسير دستيابى به توسعه با آمريكايى ها يك تفاوت اساسى دارند. آمريكاييها با توجه به ثروت زيادى كه داشتند به سرمايه گذارى در علم و فناورى از طريق «تحقيق و توسعه» روى آوردند. اما ژاپنى ها در توسعه صنعتى كشورشان چون نمى توانستند با آمريكا در رابطه با توليد علم و فناورى از طريق «تحقيقات بنيادى» رقابت كنند، به ناچار با اتخاذ يك راه ميانبر يعنى از طريق «تحقيقات كاربردى» و با مبنا قراردادن اطلاعات و دانش فنى توليدشده در آمريكا و اروپا، تلاش كردند كه به موفقيتهاى قابل توجهى نائل شوند.
البته ژاپنى ها در سالهاى اخير به اين نتيجه رسيدند كه دستيابى به علوم و فناورى هاى نوين بدون سرمايه گذارى در تحقيقات پايه امكانپذير نيست. الآن كشورهايى مانند كره جنوبى و مالزى با سرمايه گذارى در تحقيقات كاربردى سعى مى كنند كه محصولات جديد صنعتى توليد كنند و وارد حلقه صادركنندگان اين نوع كالاها شوند. اين كشورها با چنين روشى مى خواهند در مرحله اول، استقلال نسبى در اين زمينه ها كسب كنند و در گام بعدى وارد عرصه رقابت فنى و علمى با كشورهاى توسعه يافته شوند و در تحقيقات پايه  سرمايه گذارى كنند.
\ به هرحال، ايران و كره جنوبى حدوداً به طور همزمان و قبل از مالزى به مونتاژ خودرو روى آورده اند ولى ما الآن از كره جنوبى و مالزى، خودرو وارد مى كنيم. البته فعاليتهاى صنعتى در كشور ما به خاطر چالشهاى عمده اى مثل جنگ ۸ ساله دچار گسست شده ولى در وضعيت فعلى چگونه مى توانيم از فرصتهاى پيش رو بهره كافى را كسب كنيم؟
> به نظر من، در رابطه با توسعه صنعت و فناورى، مشاركت و داشتن شريك خارجى به منظور توسعه صادرات و ارتقاى كيفيت محصولات در كوتاه مدت ضرورى است. ما اگر چنين سياستى را به عنوان سياست بلندمدت انتخاب كنيم، مسلماً دچار پسرفت خواهيم شد.
به عنوان مثال، متأسفانه ما در اين مدت حتى نتوانسته ايم مونتاژكار معروفى در جهان باشيم و اگر مثلاً در زمينه صنعت خودرو نتوانيم به توسعه تحقيقات در بخش موتور و بدنه بپردازيم، ظرف چند سال آينده نمى توانيم ادعا كنيم كه داراى صنعت خودرو هستيم.
جامعه ما يك جامعه رو به توسعه است و به دليل وضعيت جغرافيايى و وسعت كشور ما، نياز به خودرو در جامعه وجود دارد وحتى براى از رده خارج ساختن ماشين هاى فرسوده، به خودروهاى جايگزين نيازمند هستيم. بنا بر اين ما مى توانيم در زمان انعقاد قراردادهاى صنعتى با شركت هاى خارجى اين شرط را ذكر كنيم كه آنها ظرف مدت پنج سال، دانش فنى فناورى مورد نظر را به ما انتقال دهند.
\ ما كه در بومى كردن و توسعه صنايع موج دوم صنعتى شدن دچار مشكل بوده ايم، آيا قادر به ورود موفقيت آميز به انقلاب جديد صنعتى هستيم؟
> اگر زير ساخت ها را به وجود بياوريم و از راه هاى ميانبر استفاده كنيم، ما مى توانيم در برخى علوم و فناورى ها مانند فناورى نانو (Bio Technology) كه ظرف ۱۰ سال اخير ايجاد شده اند و يا به سرمايه گذارى زياد نياز ندارند، وارد شويم و به موفقيت هاى قابل توجهى نائل شويم.
\ ما به چه نحو مى توانيم از سد تحريم هاى اقتصادى ايالات متحده فراتر برويم و به انتقال، بومى كردن و توسعه فناورى دست پيدا كنيم؟
> بزرگترين نوآورى اين است كه ما بتوانيم نقطه ضعف را به قوت تبديل كنيم. الآن همه ما مى دانيم كه آمريكايى ها خواهان آن نيستند كه ما صاحب فناورى شويم و براى ما به طور مداوم محدوديت ايجاد مى كنند. به اعتقاد من، اگر مديريت ما قوى باشد،اين محدوديت ها را به قوت تبديل مى كند.
وقتى كه يك ملت تحت فشار سياسى مثلاً تحريم اقتصادى قرار مى گيرد، يا بايد تسليم چنين فشارى شود و يا اينكه راه هاى گريز از آن را پيدا كند.
الآن راه گريز ما اين است كه بتوانيم به ريشه هاى علم و فناورى دست پيدا كنيم. اگر مديران جامعه ما به اين مسأله واقف شوند كه راهى به جز دستيابى به علم فناورى نداريم، به طور اساسى در زمينه گسترش علم و فناورى سرمايه گذارى خواهند كرد. جوانان جامعه ما نيز استعداد فوق العاده اى در دستيابى به ريشه هاى علم و فناورى دارند ولى جامعه و مديريت كشور ما بايد توجه جدى به علم و فناورى داشته باشد و همه مابدانيم كه علم و فناورى نقش مهمى را در سرنوشت كشور ما بازى مى كنند.
متأسفانه هم اكنون در جامعه ما، علم و فناورى از جايگاه مهمى برخوردار نيست. در حالى كه علم و فناورى مى تواند بيشتر از صادرات نفت براى ما درآمدزا باشد.
مى دانيد كه ژاپنى ها مانند ما داراى ذخاير و منابع نفتى نيستند ولى به توسعه دست يافته اند.كره اى ها نيز درست است كه روابط نزديكى با آمريكا دارند و امنيت خود را با حضور نيروهاى آمريكايى در كشورشان تأمين مى كنند ولى حداقل آنها در انتقال علم و فناورى از آمريكا به كره جنوبى موفق بوده اند.
نگرانى عميق من اين است كه ما در زمان برقرارى روابط با كشورهاى ديگر به طور سازمان يافته از علم و فناورى آنها استفاده نمى كنيم.
در حال حاضر، ما با بسيارى از كشورها رابطه حسنه داريم ولى اساس استفاده از اين روابط بايد بر معادلات علم و فناورى باشد و نه صرفاً معادلات سياسى.
\ شايد اين مشكل به نگاه كوتاه مدت ما ايرانيان مربوط باشد.
> ما اگر نگاه بلندمدت داشته باشيم، مى توانيم كشورمان را نجات دهيم. يعنى ما بايستى به يكسرى علوم و فناورى هايى در ۳۰ سال آينده دست پيدا كنيم كه جايگزين مناسبى براى درآمد نفت باشد و از اين طريق بتوانيم براى نسل هاى آينده، ارزش افزوده علمى و فناورى ايجاد كنيم.
\ توسعه علوم و فناورى هاى نوين بدون همكارى هاى علمى بين المللى با كشورهاى پيشرو امكانپذير نيست. آيا ايجاد و تداوم چنين روابطى در موقعيت فعلى عملى هست؟
> توسعه علم و فناورى را نبايد از دريچه ارتباط سياسى و دولت ها نگريست و اصولاً چنين هدفى از زاويه سياسى و توسط سياستمداران چندان قابل تحقق نيست. تحقق چنين امرى بايد فارغ از هياهوى سياسى صورت بگيرد و بايد به عنوان يك سياست تلقى شود. ما نيازمند آن هستيم كه دستيابى به چنين هدفى از دريچه اقتصاد و يا از دريچه علم و فناورى عملى گردد. در اين صورت ما مى توانيم در قالب برنامه هاى بلندمدت، علوم و فناورى هاى مورد نظر را به كشورمان منتقل كنيم و به توسعه آن توجه نماييم.
\ على رغم اين تحريمى كه وجود دارد؟
> بله؛ به نظر من، راه هاى ميانبر متعددى براى توسعه علم و فناورى در كشور ما وجود دارد. به عنوان نمونه، ما اگر بتوانيم با ايرانيان خارج از كشور ارتباط برقرار كنيم، قادر خواهيم بود كه مانند چينى ها، علم و فناورى را به صورت ميانبر وارد كشور كنيم.
چينى ها به عنوان يك سياست تبيين شده، تصميم گرفتند از چينى هاى مهاجر شاغل در مراكز علمى، تحقيقاتى و صنعتى در آمريكا، اروپا و ساير كشورها به عنوان عاملين انتقال علم و فناورى به چين استفاده كنند.
چينى ها با اتخاذ چنين تصميمى موفق شدند يكسرى علوم و فناورى هاى جديد را به كشور چين انتقال دهند.
در زمان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ما ملاحظه كرديم كه بسيارى از كشورهاى جهان مانند آمريكا و اسرائيل در مسكو و شهرهاى ديگر جمهورى هاى شوروى سابق دفتر انتقال فناورى داير كردند، سفيران علمى زيادى را به اين دفاتر فرستادند و به صورت گزينشى و حساب شده از علوم و پيشرفت هايى كه طى ۷۰ سال حكومت كمونيستى حاصل شده بود، بهره گرفتند و آنها را به كشورهاى خودشان منتقل كردند. اما ما حتى اهميت چنين كارى را درك نكرديم و اين فرصت بزرگ را كه مى توانست يك نقطه عطف در انتقال علم و فناورى به كشورمان باشد، از دست داديم.
بنابراين توصيه من اين است كه ما سياست هاى بلندمدت در رابطه با توسعه علم و فناورى اتخاذ كنيم، اولويت هاى علمى و فناورى كشورمان را مشخص كنيم و بعد بتوانيم از طريق روش هاى ميانبر و با مديريت هاى بسيارى قوى و آگاه به اين علوم و فناورى ها دسترسى پيدا كنيم. اگر ما در اين زمينه ها آگاهانه عمل كنيم، مى توانيم شاهد يك تحول علمى و فنى در كشورمان باشيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |