يكشنبه ۵ مهر ۱۳۸۳ - ۱۰ شعبان ۱۴۲۵
Sun, Sep 26, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفت و گو با رئيس مؤسسه عالى بانكدارى
مصاحبه با حسين امينى استاندار سيستان و بلوچستان
گفت و گو با رئيس مؤسسه عالى بانكدارى
قلب برنامه چهارم را شكافتندمردم را فقط نبايد در مفاهيم
ذى نفع كرد
182925.jpg
(بخش دوم و پايانى)
دكتر محمد طبيبيان ، رئيس مؤسسه عالى بانكدارى در نخستين بخش گفت وگو به چگونگى تدوين برنامه چهارم پرداخت و آن را حاوى ويژگى هاى مثبتى دانست كه با بى مهرى مجلس روبرو شد. واپسين بخش گفت وگو نيز حول ايده هاى برنامه چهارم است كه اگر متلاشى نمى شد مى توانست آينده اى بهتر براى كشور ترسيم كند.
\ به هرحال رأى اكثريت براساس خط و ربط هاى سياسى بود و ... كه براى گروه هاى سياسى حامى آنها داشت.
> خب معلوم است كه اين طور بوده، وقتى كه اكثريت موضعى نداشته باشد عده اى مى توانند آنها را به سمت مطلوب خودشان هدايت كنند.
\ مجلس هفتم مجلسى نيست كه مستقل باشد تا بتوان گفت نمايندگان آن خالى الذهن و يا بى موضع هستند بلكه آنها وامدار گروه ها و جريانات سياسى هستند. بنابراين گرچه ممكن است اكثريت اين نمايندگان استراتژى نداشته باشند اما گروه ها و جريانات حامى آنها استراتژى دارند و منافع خاصى را پيگيرى مى كنند.
> بله اين نكته شما درست است. بايد آن را محدود به كسانى كرد كه وامدار اين گروه ها هستند.
\ آيا نبود ديدگاه كارشناس نزد اكثريت نمايندگان دليل بر وامدار نبودن آنها به اين گروه هاست؟
> در مورد اكثريت نمى دانم. اما حرف من اين است كه ما مسأله را به طور منطقى براى اين نمايندگان تشريح نكرده ايم. شايد در اين صورت هم نتيجه همان مى شد كه اتفاق افتاد. ولى اين وظيفه دولت و سيستم كارشناسى بود كه به اين ها، اين فرصت را مى داد.
\ قبلاً هم اين اتفاق افتاده بود كه يك مجلس برنامه را تصويب كند اما دولتى ديگر آن را اجرا مى كرد يا مجلس بعدى نسبت به آن، طرح هاى اصلاحى اوليه مى داد؟
> نه به اين ترتيب نداشتيم. طبق زمان اين مجلس بايد برنامه چهارم را تصويب مى كرد. اينطور نبوده كه اين مجلس در ميانه برنامه تشكيل شده باشد. در واقع اين فرصت از اينها دريغ شد. بله ممكن بود اگر اين فرصت هم به آنها داده مى شد باز هم خرابكارى كنند. اما اين فرصت حق آنها بود.
\ در اين صورت تدوين برنامه چهارم بايد به دولت بعدى محول مى شد.
> چه اشكالى دارد. مملكت كه تعطيل نمى شد. حتى اگر مجلس تصويب برنامه را طول مى داد، دولت مى توانست برنامه سوم را تمديد كند. اين به نفع دولت بود و مى توانست از پتانسيل هاى برنامه سوم استفاده بيشترى بكند.
\ بهرحال مجلس ششم حداقل چهار سال با مسائل كلان كشور درگير بود و تجارب زيادى را دراختيار داشته و از واقعيت هاى اقتصادى و ... كشور شناخت عينى داشت اما مجلس هفتم از چنين خصلتى برخوردار نبود. بنابراين، اين نظر شما معناى شروع از صفر يا بازگشت به نقطه قبلى دارد؟
> نه اينطور نيست. ببينيد وظيفه مجلس قانونگذارى است. تجربه، تخصص در حيطه دانشگاه و كارشناسان است. ممكن است يك جوانى يا كارمندى و ... از يك شهرستان بتواند رأى مردم را جلب كند و بيش از سخنرانى انتخاباتى هم چيز ديگرى نداند. خب اين كار متخصصين است كه به آنها تجربه را منتقل كنند و اگر ياد گرفت كه چه خوب و اگر ياد نگرفت دور بعد كنار مى رود. اصلاً پيش مردم خراب مى شود. پس از مجلس بايد در حد خودش انتظار داشت نه در حد كارشناس.
\ اجازه بدهيد به موضوع اصلى برگرديم، به نظر شما جرح و تعديل هايى كه در برنامه شد چه چشم اندازى را به ويژه در بحث خصوصى سازى، تجارت خارجى و شفاف سازى، تعامل با اقتصاد جهانى و ... ايجاد كرده است؟
> به نظر من، ما در حال حاضر در شرايط خطرناكى قرار داريم كه شايد آن را دست كم مى گيريم. يكى از نقاط اين شرايط آن است كه جامعه نشان مى دهد به تدريج نسبت به مسائل سياسى بى تفاوت مى شود به هرحال ميانگين ده درصد رأى دهنده نسبت به ميزان واجدين شرايط قرينه اى مستحكم براى اين ادعاست. به علاوه اينكه جوانان و دانشجوها در وضعيتى قرار دارند كه نگران كننده است. اخيراً نيز يكى از مقامات امنيتى كشور به درستى گفته كه مسأله فرقه گرايى، قوم گرايى و ... در بين جوانان و ... احساس مى شود. خب بى تفاوتى از يك طرف، ظهور چنين مسائلى از يك طرف و همين طور شيطنت ها و تهديدهاى خارجى نگران كننده است آن هم در شرايطى كه از بار دشمن ها هم هيچ كاسته نمى شود. ما عملاً در بحران هاى متفاوتى كه گرفتار مى شويم با همان ريتم دست و پا مى زنيم و متأسفانه براى كاستن بحران ها هم تلاش نمى كنيم بلكه نشان مى دهيم كه مى خواهيم با اين بحران ها مقابله كنيم. ما در واقع چندان متوجه نيستيم كه دنيا چگونه تغيير مى كند مثلاً همين اروپا را نگاه كنيد كه نسبت به ۲ سال پيش چه قدر در روابط خود با ما تغيير به وجود آورده است. الآن ما در دنيا كشورى هستيم كه شاخص توسعه انسانى ما كه مجموعه اى از شاخص هاى اقتصادى ـ اجتماعى را تشكيل مى دهد در حدود رتبه ۱۰۰ (صد) قرار دارد، اما دشمنان رتبه يك داريم.
خب اين وضعيت سالم نيست. يك كشور با رتبه صد در زمينه اقتصادى ـ اجتماعى در دنيا مگر چقدر مى تواند مانور بدهد. مسأله ما بايد اين باشد كه از رتبه صد به ۸۰ ، ۷۰ ، ۵۰ و حتى كمتر برسيم.
\ لايحه برنامه چهارم با وضعى كه تصويب شد اگر به بستر قوانين ديگر تبديل شود و بوروكراسى حوزه هاى مختلف متناسب با شرايط اين لايحه عوض شود رتبه ما از صد بالاتر خواهد رفت يا پايين تر خواهد آمد؟
> ببينيد در اين برنامه ايده هايى آمده بود كه اگر تصويب مى شد مقاومت كشور را افزايش مى داد. مثل خصوصى سازى و ذينفع كردن مردم به اين معناست كه اگر همگان از منافع كشور سهم داشته باشند از آن دفاع مى كنند اما اگر اكثريت مردم از اين املاك بى بهره باشند و به دليل قيمت بالا نيز نتوانند از طريق معمول به آنها دسترسى پيدا كنند، آن وقت چه انتظارى داريد؟ پس براى اينكه جامعه را مقاوم كنيم بايد با عجله مردم را در اقتصاد كشور ذينفع مى كرديم. اين يك سياست عقلايى است كه جلوى آن گرفته شد. مگر ما نمى گوييم ضابطه اصلى ما شرع است خب آقايان جواب بدهند كه در كجاى شرع آمده كه بانك ها، فولادسازى و ... بايد دولتى باشند. در شرع فقط انفال هستند كه بايد عمومى يا زير نظر دولت باشند. بنابراين ما اگر مى خواهيم با اين وضعيت مقابله كنيم يكى از تاكتيك ها اين بود كه جامعه مقاوم شود و راه اين نيز افزايش نقش مردم به ويژه در بخش اقتصاد است. مردم را نبايد فقط در مفاهيم ذينفع كرد. اگر قرار باشد در مقابل مفهوم مثلاً ملت ايران از آنها فقط فداكارى خواست، خب آنها پس از مدتى دچار بى تفاوتى مى شوند. بنابراين بايد براى آنها منافع ايجاد كرد و اينگونه احساس نكنند كه اين مفاهيم براى آنها فقط دردسرساز است.
\ آقاى دكتر! در موضوع تعامل با اقتصاد جهانى چه نظرى داريد خب مى دانيد كه ما فرصت زيادى نداريم، شايد يك دهه ديگر بتوانيم به اين روش ادامه دهيم به هر حال در مقابل يكسرى تحميل ها و اجبارها قرار خواهيم گرفت كه ممكن است بسيار زيانبار باشد. آيا رويكرد برنامه چهارم در اين باره صحيح است؟
> به نظر من رويكرد برنامه چهارم درست بود. مبنى بر اينكه ما بايد با اقتصاد جهانى تعامل كنيم.
\ آيا اصلاحات انجام شده در اين برنامه مى تواند مانع از تحقق اين امر شود؟
> بله مسلماً همين طور خواهد بود. اصلاً همين ديدگاه ها و همين نوع افراد بودند كه در دوره آقاى هاشمى كه ما مى توانستيم بدون جلب توافق ساير اعضا به عضويت سازمان تجارت جهانى درآييم مانع اين امر شدند. خب الآن ديگه ما را به سازمان تجارت جهانى (WTO) راه نمى دهند و براى ما بسيار پرهزينه است. البته ما مى توانيم اين هزينه را كاهش بدهيم و راهش هم اين است كه خودمان داوطلبانه تعامل كنيم يعنى طورى عمل كنيم مثل اينكه عضو WTO هستيم. درست است تريبون WTO و دادگاه هاى اين سازمان در اختيار ما نيست كه از آلمان، آمريكا، روسيه و يا هر كشور ديگرى كه در حق ما اجحاف مى كند شكايت كنيم اما مى توانيم طورى عمل كنيم كه كمتر آسيب ببينيم. در برنامه چهارم اين نكته پيش بينى شده بود اما مجلسى ها با آن مخالفت كردند. به هر حال بازى و حركت هاى سياسى جاى نگرانى دارد و واقعيت اين است كه حركات اين افراد نگرانى ها را تشديد هم مى كند. حركات بعدى آنها هم همين طور است مثلا كاهش دستورى نرخ سپرده بانكى را كه در برنامه شان گذاشته اند سيستم پولى را مختل مى كند و ... خب اين اقدامات به جاى اينكه كشور را در مقابل تهديدات خارجى مقاوم بكند نتيجه عكس دارد.
\ چهره هاى اصلى مجلس و حتى طراحان «سياست حذف» برنامه چهارم اعتقاد دارند كه مجلس هفتم مخالف خصوصى سازى نيست بلكه در شيوه عمل آن حرف دارد و مى گويند چه اصرارى است كه ما از بين ۲ نفر از شركت قابل واگذارى براى واگذارى كمتر از صد شركت كه مادر تخصصى هستند برنامه ريزى كنيم. در حالى كه به راحتى مى توان بيش از ۱۹۰۰ شركت را واگذار كرد اما كسى براى آنها اقدام نمى كند. آيا اين بحث منطقى است؟
> نه اين بحث منطقى نيست. اتفاقاً طرح شركت هاى مادر تخصصى كاملاً گمراه كننده است كه وزارتخانه ها آورده اند و در مجمع تشخيص مصلحت مطرح كرده اند. چون خيلى از اين شركت ها فقط اسم هستند و چيزى ندارند. بنابراين بحث بر سر اين نيست كه اول كدام يك واگذار شود. بلكه بحث اين است آنها كه با تجارت آزاد، بانكدارى و بيمه گرى آزاد و تعامل با اقتصاد جهانى و اساساً اصول اقتصاد آزاد مخالف هستند چه موافقتى با بخش خصوصى دارند يعنى اينها كه مخالف رفع انحصارات دولتى هستند ادعاهايشان مبنى بر عدم مخالفت با خصوصى سازى، تعارفى بيش نيست. خصوصى سازى كه فقط واگذارى اموال نيست هر چند اين هم هست اما مهم اين است كه مردم را تا جايى كه مى شود مالك كرد. خصوصى سازى يعنى اينكه پارادايم اقتصاد آزاد ومالكيت مردم پذيرفته شود. در قالب اين پارادايم تجارت بايد آزاد و راحت باشد نه اينكه آنقدر محدود شود كه بخش عمده تجارت به صورت قاچاق باشد. يعنى سرمايه گذارى آزاد و مالكيت مردم محترم شمرده شود و انحصارات دولتى جمع شود. اين نمى شود كه كسى ادعا كند موافق خصوصى سازى است اما اين مسائل را قبول ندارد.
\ برخى ها اعتقاد دارند اصلاً چه نيازى به واگذارى مالكيت هست، مى توان مديريت را به بخش خصوصى واگذار كرد. آيا اين مسأله را مى توان بخشى از خصوصى سازى دانست؟
> نه اين غارت اموال دولت است. به زبان ساده و روشن مديران خصوصى جز غارت كردن اموال دولتى هيچ كارى نخواهند كرد.
\ شواهدى هم بر اين نظر وجود دارد؟
> ببينيد اگر قرار است من به عنوان مدير در سود سهيم باشم اما ملك و اموال مال شما باشد چه كار مى كنم؟ خب سود را بالا مى برم تا سهمم بيشتر شود، منتهى از طريق عدم پرداخت هزينه استهلاك ماشين ها، عدم توجه به رفاه كارگران و ... البته اگر كارخانه متعلق به خودم بود هزينه استهلاك را جبران مى كردم و به كارگرها مى رسيدم و ... چون مى خواهم دوام داشته باشم بنابراين، اين استراتژى يا به وسيله كسانى پيش مى رود كه متوجه نتيجه آن نيستند يا به وسيله كسانى صورت مى گيرد كه مى خواهند كارخانه هاى دولتى را غارت كنند.
\ با توجه به وجود تنگناهاى قانونى براى فعاليت بخش خصوصى، خيلى از مخالفان خصوصى سازى ادعا مى كنندكه مخالف فعاليت بخش خصوصى نيستند اما اين موضوع چون مخالف قانون اساسى (اصل ۴۴) است با آن مخالفند. آيا اقدام مجمع تشخيص مصلحت براى بازنگرى اصل ۴۴ كه قسمت اعظم اقتصاد ايران را دولتى مى داند، مى تواند در اين زمينه راهگشا باشد؟
> به نظر من آنها نيت خوبى را پيگيرى مى كنند بخصوص مجموعه كسانى كه آنجا هستند مسائل كشور را لااقل مى بينند ولى احساس مى كنم اين مسأله به درستى كارشناسى نشده است. مثل همين شركت هاى مادر تخصصى كه در مجمع مطرح شده كه صرفاً اسم هستند و در واقع تاكتيك دستگاه هاى اجرايى است چون آنها نمى خواهند شركت هاى درست و حسابى شان واگذار شود.
\ بحث ديگرى كه مجمع دنبال مى كند تطبيق صدور ذيل اصل ۴۴ است كه طبق آن دولتى بودن شركت هاى مادر و بزرگ نبايد مانع توسعه شود.
> اين مسأله از زمان برنامه دوم مطرح بود و شوراى نگهبان در برنامه سوم تقريباً آن را پذيرفته منتهى الآن كه فضاى سياسى تغيير كرده ترديدهايى نسبت به آن ايجاد شده است. دليل اين امر هم اصلاً اقتصادى نيست. چون ذيل اصل ۴۴مى گويد موارد فوق به شرطى است كه مانع توسعه نشود و… خب مى دانيم كه مانع توسعه شده و دليلش هم همان رتبه صدى است كه ما در جهان داريم و جلو افتادن خيلى از كشورها از ماست كه قبلاً پشت سر ما بودند. مسأله توسعه هم اين نيست كه بگوييم ۶درصد رشد كرده ايم. ما بايد ببينيم بقيه كشورها چه كار كرده اند. منزلت خودمان را در بين جامعه جهانى بايد مبنا قرار بدهيم. من به عنوان كارشناس اقتصادى و حتى خيلى از مقامات اقتصادى هم ترديدى نداريم كه دولتى بودن اقتصاد به ضررمان تمام شده است.
\ پس چرا مقاومت هاى زيادى در مقابل آن وجود دارد؟
> برداشت من اين است كه در اين بحث دو نكته وجود دارد كه هر دو هم اشتباه است: ۱ـ عده اى فكر مى كنند كه اگر اصل ۴۴تغيير كند زمينه براى تغيير اصول ديگر فراهم مى شود و اين امر قانون اساسى را متزلزل مى كند. اين استدلال درست نيست به اين دليل كه قانون اساسى بايد حقوق مردم و وظايف حكومت را تعريف كند و حكومت را براى جواب دادن به مردم كارآمد كند و به مردم ثابت كند كه در چارچوب اين ميثاق مسائلشان بهتر حل مى شود. بنابراين اگر بخشى از اين قانون بخصوص اصل ۴۴ كه براى آن مبناى شرعى هم وجود ندارد به گونه اى تعديل شود كه مملكت بهتر اداره شود به نفع بقيه اصول خواهدبود. يعنى ما بايد آن چنان انعطاف داشته باشيم كه براى روان تر شدن سيستم و افزايش كارايى آن تغييراتى ايجاد كنيم. ۲ـ عده اى ديگر مى گويند واگذارى شركتهاى بزرگ به مردم عين اين است كه معاش مردم را از دست دولت خارج كنيد. اينها تصور مى كنند كه در اين صورت كنترل حكومت برمردم خدشه دار خواهدشد. اين استدلال هم درست نيست به اين دليل كه در عصر كنونى هيچ سيستم سياسى موفقى نبوده جز سيستم هايى كه امور مردم را به مردم واگذار كرده و خودنقش نظارتى ايفا كرده اند. ژاپن، آلمان، فرانسه، انگليس، هلند، سوئد و… از اين جمله اند و در مجامع بين المللى نيز با مسؤوليت زيادى عمل مى كنند چون از جانب يك ملت مقتدرى هستند. خب كشورى مقتدر است كه اقتصاد قوى داشته باشد و اقتصاد هم جز با مشاركت عموم مردم قوى نمى شود.
مصاحبه با حسين امينى استاندار سيستان و بلوچستان
سربازان ايجاد اشتغال و تأمين امنيت هستيم
182913.jpg
هر روز كه مى گذرد تصوير استان سيستان و بلوچستان از آنچه كه در ذهن ماست فاصله مى گيرد؛ استان سيستان و بلوچستان آنى نيست كه فكر مى كنيم. هشت سال كوشش دولت خاتمى براى ارتقاى سطح زندگى در اين استان اكنون به بار نشسته است.
استاندار سيستان و بلوچستان در گفت وگوى حاضر از ايجاد اشتغال، تأمين امنيت، كاهش ترانزيت موادمخدر و جلوگيرى از قاچاق سوخت در پهنه اين استان سخن مى گويد و آينده روشن سيستان و بلوچستان را بى هيچ اغراق و بزرگنمايى به تصوير مى كشد. گفت وگو با او را بخوانيد
| قبل از اينكه با شما ملاقات كنيم با استانداران بعد از انقلاب ساعتها حرف زديم استاندارى مثل حجتى كه اكنون وزير جهاد و كشاورزى است كسى كه از صبح تا نيمه هاى شب كار مى كرد و توجه جدى به زير ساخت ها داشت استاندار بعدى كسى است به نام محمود حسينى كه در فضاى بعد از دوم خرداد از فضاى بيرون وزارت كشور وارد استان شد و ضمن حفظ اولويت هاى زيرساختى توجه جدى به مسائل مربوط به اولويتهاى فرهنگى و اجتماعى مى كند. امروز كه ما با سيستان و بلوچستانى ها صحبت مى كنيم خاطره هر دو ماندگار است. آقاى حجتى به يك نحو و آقاى حسينى به يك نحو ديگر. شما كه آمديد از منظر استاندارى كه پس از اين دونفر وارد شديد اولويت شما چيست؟ آيا از نظر شما بايد به استان سيستان و بلوچستان توجه سخت افزارى كرد؟ يا بايد به آن توجه نرم افزارى كرد؟ شما كدام رامناسب تر مى بينيد؟
< اعتقاد من بر اين است كه يك انسان هر چقدر توانمند باشد بى نياز از تجربه گذشتگان نيست بر اين اساس با استانداران قبلى كه در اين استان حضور داشتند از جمله افرادى كه اسم برديد و استانداران ديگر و كسانى كه در سمتهاى معاون استاندار در اينجا حضور داشتند مفصل با تك تك آنها صحبت كردم، نقطه نظرات آنها را جويا شدم نقاط قوت هر كدام از اين استانداران و موارد و برنامه هاى خوب هر كدام از آنها راسعى كردم در برنامه هاى خودم لحاظ كنم و با توجه به تجربيات اجرايى گذشته و موقعيت امروز نسبت به سيستان و بلوچستان بتوانم برنامه ها را اجرا كنم.
ببينيد ما در سيستان و بلوچستان بايد كارها را به صورت جامع و به صورت عميق بررسى كنيم اگر در يك روز كارهاى روزمره مردم مدنظر است به نظر من مدير موفق آن است كه كارهاى بزرگ او را از كارهاى كوچك و روزمره مردم غافل نكند و پرداختن به مسائل روزمره تمام وقتش را به خود اختصاص ندهد و زيربنا و كارهاى درازمدت را از ياد نبرد. استان سيستان و بلوچستان احتياج به يك نگاه مهربان توسط همه مردم داشت يك احساس جدا ندانستن مردم از خودش. احساس اينكه جزو جدانشدنى ايران اسلامى هستند مردمى هستند كه در مواقع و در ايام مختلف نسبت به انقلاب از خودشان حساسيت نشان دادند، اعتماد مردم نسبت به نظام از بقيه استانهاى كشور كمتر نيست اگر بيشتر نباشد. مشاركت مردم سيستان و بلوچستان در برنامه هاى عمومى دولت بيشتر از استانهاى ديگر است. از طرف ديگر اين مردم نياز به آينده مطمئنى براى زندگى خودشان در اين استان هم دارد و اين نمى شودكه همواره با مردم احساس همدردى كرد. ولى براى فرداى اين مردم و براى آينده كودكان اين مردم برنامه ريزى نكرد با اين اعتقاد اولويت من كه از ابتداى ورودم به استان بيان شد، امنيت و اشتغال دودغدغه اصلى ما در استان سيستان و بلوچستان است. امنيت به جهت اينكه اگر امنيت نباشد سرمايه گذارى شكل نمى گيرد بخصوص امنيت روانى حاكم بر استان كه اگر مردم احساس ناامنى بكنند طبيعتاً در مراودات در روابط اقتصادى و در تجارتشان قطعاً نگرانى خواهند داشت و مهمتر از همه نگاه مردم بيرون از استان نسبت به استان سيستان و بلوچستان اگر نگاه امنيتى باشد، تصميمات امنيتى خواهد بود ما معتقديم در استان سيستان و بلوچستان حتى در ارتباط با مسائل امنيتى بايد يك نگاه نرم افزارى وجود داشته باشد و ما امنيت را با تكيه بر اعتماد به مردم بتوانيم ساماندهى كنيم. بحث سرمايه گذارى مقوله ديگر است، استان سيستان و بلوچستان جوانترين استان كشور است، بيش از ۴۹درصد جمعيت استان زير ۱۵سال هستند و جمعيت بسيار بالاى اين استان بخاطر عدم سرمايه گذارى و بخاطر نگاه امنيتى كه در گذشته وجود داشت باعث اين شده كه درصد بيكارى دراستان سيستان و بلوچستان بالاترين درصد بيكارى در كل كشور باشد. نرخ حدود ۳۰درصد بيكارى در پايان سال۸۰ زنگ خطرى جدى براى استان بود و امروز خوشبختانه شما شاهد اين هستيد كه بيكارى در استان سيستان و بلوچستان به زير ۲۰درصد كاهش پيدا كرده است اگرچه هنوز ما با ميانگين كشور فاصله داريم ولى اين نشاندهنده اين است كه آن نگاه مردم و آن همگرايى كه ايجاد شده، اين امنيت را با سرمايه گذارى در ارتباط دانستن و اين شرايط مناسب براى سرمايه گذارى ايجاد شدن باعث اين شده است كه در اين زمينه سرمايه گذارى هم ما بتوانيم توفيقاتى داشته باشيم. اشتغال را نمى توان با شعار، با حرف زدن و با ايجاد نكردن كار زيربنايى برطرف كرد و لازمه اين كار بود كه ما مطالعات جامعى داشته باشيم. شما ببينيد در استان سيستان و بلوچستان هر سال از قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دولت در زمينه مطالعه معادن اعتبار منظور كرده است. از روز ورود من به استان سيستان و بلوچستان گفته مى شد كه ما معادن مس، نفت، طلا، گرانيت و آنتى موان داريم ولى اينكه اين معادن در كجاى استان قرار  دارند و ظرفيت اين معادن و حجم ظرفيت اين معادن چقدر است مشخص نبود. شما قبول داريد كه سرمايه گذار با اين حرفهاى كلى حاضر به سرمايه گذارى نيست. ما بايد مطالعه جامع بكنيم و به او بگوييم كه مثلاً در فلان نقطه معدن وجود دارد وذخيره قطعى اين معادن حداقل اينقدر است كه توجيه اقتصادى داشته باشد تا بتوان استخراج و فرآورى كرد بنابراين لازمه اين كار اين بودكه در چندزمينه مطالعه جامع انجام دهيم براى معادن استان سيستان و بلوچستان براى اولين بار در طول تاريخ بيش از ۴‎/۵ميلياردتومان فقط براى اعتبار مطالعه هزينه شده است و امروز كه شما حضور داريد بنده با صراحت مى توانم بگويم كه معادن گرانيت در كجاى استان داريم، معادن آنتى موان در كجاى استان داريم كه ذخيره فعلى آنها تا الآن اينقدر است انشاءالله بيشتر هم بشود.
و امروز در جنوب و در شمال استان بيش از ۴۰گروه داخلى و خارجى در حال مطالعه هستند و تا ابتداى سال آينده دقيقاً مشخص خواهد شد كه ما در چه زمينه اى موادمعدنى مى توانيم براى استخراج و فرآورى سرمايه گذارى كنيم. كما اينكه در زمينه گرانيت مشخص شده است و به تبع اين مطالعه است كه امروز بزرگترين كارخانه گرانيتبرى خاورميانه به يارى خداوند در سيستان و بلوچستان با سرمايه گذارى بيش از هفتادميلياردتومان و اشتغال بيش از ۵۰۰نفر آغاز به كار مى كند كه قطعاً اگر اين مطالعات نبود ما نمى توانستيم سرمايه گذاران بومى و غيربومى را داشته باشيم. در زمينه گردشگرى بايد مطالعه جامع داشته باشيم در زمينه ميراث فرهنگى و صنايع هم همينطور. به سرمايه گذار صرفاً نمى توان گفت كه بيايد و در استان سرمايه گذارى كند و بايد موارد سرمايه گذارى، طرح توجيهى ارز برى طرح، ريال، جاى مواد اوليه و بازار مصرف را براى سرمايه گذار مشخص كرد. امروز خوشبختانه اقدام اساسى كه انجام شده ستاد جذب و هدايت و حمايت از سرمايه گذارى در استان تشكيل شده است، اين ستاد كه متشكل از بخش خصوصى بومى و ادارات دولتى است وظيفه اش سرويس دادن و خدمات دادن به سرمايه گذارى است. حال اگر لازم باشد در بخشهاى بعد ى اشاره خواهم كرد بنابراين اگر خلاصه عرض كنم دغدغه اصلى ما در استان مسأله امنيت و مسأله اشتغال است كه اين دومورد تأثير متقابل بر همديگر مى گذارند و امروز خوشبختانه ما در هر دوبعد با آمار و ارقام گرايشها و زمينه هاى مثبتى داريم بازتابهاى مثبتى داريم واقدامات مثبتى را شروع كرده ايم كه نمونه هايى از اقدامات سرمايه گذارى را كه در سال گذشته و امسال در استان صورت گرفته واقعاً نمونه است.
| شما از مقوله امنيت صحبت كرديد و اين شايد يكى از جدى ترين نيازمنديهاى استان سيستان و بلوچستان است اما ايجاد امنيت درگير تعامل و همكارى سازمانها و نهادهايى است كه به نظر مى آيد كنترل آنها و يا طراحى استراتژى و دكترين راهبردى در جهت همكارى با حضرت عالى به عنوان عالى ترين مسؤول اجرايى دولت را مى طلبد ولى اختيار و كنترل بسزايى از آنها يا در دست شما نيست يا استراتژى هايى كه آنها در خصوص امنيت در اين منطقه اعمال مى كنند با استراتژى حضرت عالى كه يك نگاه انسانى، مشاركتى و اعتماد به هموطنان بلوچ و درخواست از آنها براى مشاركت در طرحهاى ملى است به نحوى منافات دارد. شما براى حل اين مشكلات كه در سطح كلان در منطقه به صورت خاص دولت با آنها درگير است چه كرده ايد؟
< نگاه ما شايد با نگاه برخى از دوستان ما در قسمتهاى مختلف تفاوتهايى داشته باشد و در مديريت كلان كشور اين تفاوتها محسوس تر و ملموس تر باشد ولى در استان سيستان و بلوچستان شايد براى شما هم خوشحال كننده باشد.در اين بحران ما خوشبختانه داريم به يك وحدت نگاه و ديدگاه مى رسيم.جلسات متعددى كه با دوستان انتظامى، نظامى، امنيتى، اطلاعاتى و قضايى و روحانيون  منطقه داشتيم همه ما در اين امر اتفاق نظر داريم كه امنيت را در استان سيستان و بلوچستان بايد از موضع اقتدار نظام ولى با تكيه بر مردم برقرار كنيم.اگر در گذشته دور اقتضا مى كرد كه در سيستان و بلوچستان بايد امنيت را با نيروهاى مسلح آشكار حفظ كرد و شهروندان را از نگرانى بيرون آورد و امنيت شهرها و مناطق را حفظ كرد امروز خوشبخانه همه ما به اين مطلب اعتقاد داريم كه هم شرايط، شرايط بهترى شده وهم استمرار اين قضيه ايجاب مى كند كه ما بتوانيم با تكيه بر مشاركت خود مردم وبا تكيه بر همكارى خود طوايف و قبايل و بزرگان و ريش سفيدان ولى از موضع اقتدار جمهورى اسلامى موضوع امنيت را نهادينه كنيم. خوشبختانه شما حتماً در طول اقدامات خودتان ديديد كه امروز اين اعتماد ايجاد شده و نيروى انتظامى و دوستان اطلاعات با كمك و همكارى خود مردم اين امنيت را براى مردم حفظ مى كنند. مسأله بعدى كه گاه در مملكت نسبت به سيستان و بلوچستان برداشت اشتباه مى شود به صراحت عرض مى كنم كه ما در سيستان و بلوچستان مسائل امنيتى از جنس ضدانقلاب نداريم يا به ندرت داريم. مردم اينجا با نظام مشكلى ندارند. گروهها و قبايل سيستان و بلوچستان شايد گروههاى منتقد باشند ولى گروههاى درگير و با درگيرى مسلحانه نيستند و گروههاى محارب با نظام نيستند، مسائل ناامنى ما نوعاً دومقوله بيشتر نيست يكى درگيريهاى قومى است كه بخاطر سنتهاى غلطى كه از گذشته وجود دارد قبايل اختلافات خودشان را با درگيرى حل مى كنند و اعتقادشان اين است كه اگر از يك قبيله كسى كشته شد از آن قبيله تلافى كنند، يكى از دلايل بالا بودن آمار قتل در استان همين مسأله است. يعنى اينها با نيروى انتظامى و نظام درگيرى ندارند و اختلاف خودشان را به جاى ارجاع به مراجع قانونى از اين طريق حل مى كنند كه اين هم با صحبتهايى كه با ريش سفيدان و معتمدين و بزرگان قبايل صورت گرفته خوشبختانه حركت به سمت اين است كه اين سنتهاى گذشته را بايد كنار گذاشت و بايد متناسب باشرايط زمان اقدام كرد. بحث ديگر مسأله قاچاق موادمخدر است ما استانى هستيم كه هم مرز با افغانستان و پاكستان هستيم. بيش از هزار كيلومتر با اين دو كشور مرز مشترك داريم، مرز مشترك ما هم در قسمتهاى زيادى كوهستانى است و موقعيت جغرافيايى صعب العبور است. پاكستان هم كه همان طور كه اطلاع داريد توليد كننده اصلى مواد مخدر است و اين مواد مخدر بيش از مصرف آنجاست و قطعاً براى صادرات توليد مى شود كه استان سيستان و بلوچستان يكى از محورهاى اصلى عبور است ما به عنوان استانى كه در خط مقدم ورود مواد مخدر هستيم هم به خاطر جلوگيرى از ورود مواد مخدر به داخل كشور هم به خاطر جلوگيرى از ترانزيت آن مجبور به تشديد اين مبارزه هستيم.
در حقيقت ما بهاى جلوگيرى از ورود مواد مخدر به اروپا را نيز در استان سيستان و بلوچستان پرداخت مى كنيم و به اين جهت طبيعتاً درگيرى هاى ما از استانهاى ديگر در اين زمينه بيشتر است و اين درگيرى نوعاً جهت جلوگيرى از ورود مواد مخدر به استان و يا جلوگيرى از خروج مواد مخدر از استان به داخل كشور است.
ما در سال جارى موفق شديم بيش از ۵۰ تن موادمخدر مختلف را كشف كنيم و اين مواد نوعاً موادى هستند كه خيلى از آنها مثل مورفين يا حشيش در ايران مصرف ندارند يا در ايران بسيار كم مصرف مى شود و اين به اروپا صادر مى شود و ما براى اينكه اروپا معتاد نشود در اين منطقه شهيد مى دهيم و هزينه هاى بسيار بالايى پرداخت مى كنيم و متأسفانه مجامع بين المللى غير از تعريف هيچ كمك عملى درجهت مقابله با ورود يا كشت جايگزين در اين كشورها عملاً از خودشان نشان ندادند. بنابراين اين نگاه امروز ما در اين جهت است كه ما با مردم خود همسوييم و تلاش نيروى انتظامى و درگيريهايى كه ايجاد مى شود بخاطر اين است كه آرامش و امنيت شهروندان روستايى و شهرى ما حفظ شود. ما با مردم هيچ مشكلى نداريم.
خود مردم نيز خوشبختانه در اين جهت با ما همكارى مى كنند، اگر گروگانگيرى انجام مى شود همكارى مردم نيز در جهت رفع اين مسأله بسيار مؤثر بوده و اين نگاه با نگاه گذشته بسيار تفاوت دارد و كمك به امنيت پايدار با همكارى مردم و با اقتدار نيروهاى امنيتى مى كند.
| از مواد مخدر صحبت كرديم، البته ما در باره مشاركت و امنيت دوباره رجوع مى كنيم و سؤالاتى داريم ولى واقعاً مسأله مواد مخدر يك ابهاماتى را در ذهن ها بوجود مى آورد به اين معنا كه همان طورى كه فرموديد ايران محور ترانزيت مواد مخدر است اما نشست مواد مخدر در ايران بيش از نشست مواد مخدر در تركيه است و ما به نسبت تركها در گير مصرف بيشترى مى شويم، خيلى ها معتقدند اين حجم وسيع از ترانزيت بدون هماهنگى در داخل ايران امكانپذير نيست، آنهايى كه بدبين هستند معتقدند شايد دولت جمهورى اسلامى بخشى از درآمدهاى خود را از طريق ترانزيت مواد مخدر بدست مى آورد، تعدادى معتقدند چون ساختار مديريت در ايران متمركز است و مثل برخى از كشورهاى همسايه چند گانگى مديريتى ندارداگر با يك مركزى هماهنگ كنند مافياى مواد مخدر مى تواند صدها تن مواد مخدر را بدون دردسر از مرزهاى ايران خارج كند، شما به عنوان استاندار كه قطعاً شايد در برخى از شبها موقع خواب به دليل پراكندگى مشكلات خوابتان نبرد انصافاً نه صرفاً به عنوان استاندار بلكه به عنوان يك آدم مطلع آيا واقعاً دستهايى در كار است كه اين مواد مخدر به اين شكل گسترده از ايران رد مى شود و طبق فرموده شما ۵۰ تن كشف شده ولى قطعاً چند برابر اين ميزان از ايران خارج شده است، تحليل شما چيست؟
< شايد در شيوه مبارزه نگاههاى مختلفى وجود داشته باشد و من نيز معتقدم كه اين شيوه مبارزه پاسخگويى جلوگيرى از ورود و پاسخگوى جلوگيرى از توزيع مواد مخدر نيست. بالاخره توليد بيش از چهار هزار تن موادمخدر در افغانستان به نحوى بايد از كشور خارج شود، مافياى مواد مخدر، مافياى بسيار قدرتمندى در دنيا است و سود مواد مخدر بسيار بالاتر از سود نفت و سود اسلحه است و درآمد مالى مواد مخدر بسيار بسيار بالا و در حد چند صد ميليارد دلارى است. اما من اطمينان دارم و حداقل در سيستان و بلوچستان اين اطمينان و شهادت را به جنابعالى مى دهم كه با تمام توان دوستان ما چه با توزيع داخل و چه با بحث ترانزيت مقابله مى كنند و حتى اين را در گذشته هاى دور شنيده ام كه پيشنهاداتى براى ترانزيت از ايران بوده و گروههاى مافيايى اعلام كرده اند كه ما حاضريم در ايران توزيع نكنيم ولى اجازه ترانزيت به ما بدهيد ولى مسؤولين جمهورى اسلامى بخاطر اهداف انسان دوستانه هيچ وقت با اين پيشنهاد موافقت نكردند. هر چند نظر بنده شايد اين باشد كه حال كه اروپا مصمم به مبارزه جدى نيستند تا كى ما بايدتاوان آنها را پرداخت كنيم و چرا خطر مبارزه با ورود مواد مخدر به اروپا را ما بايد در سيستان و بلوچستان قرار دهيم.
| ايجاد حس مشاركت در استان يك اولويت جدى است يعنى هم شما و هم ديگران كه روى آن تأكيد مى كنند مخصوصاً جنابعالى كه استاندار دولت اصلاحات هستيد، و دولت اصلاحات با شعار ايران براى همه ايرانيان برسر كارآمد اما ما شاهديم على رغم بهبود نسبى شرايط منطقه پس از دوم خرداد، نگاه سنتى و غالب نگاه بى اعتمادى به برادران اهل سنت و ايرانيان بلوچى است و آنها مثل همه ايرانيان ديده نمى شوند، نمونه آن حس اين است كه در بافت مديريتى به آنها بهاى چندانى داده نشده است. حتى در زمينه هاى فرهنگى شاهد اين هستيم كه چهره بلوچ هاتخريب مى شود. در تمام فيلمهايى كه در خصوص مواد مخدر ساخته مى شود قاچاقچى ها بلوچ هستند و حتى از نظر مذهبى باورهاى آنها موردتوجه قرار نمى گيرد صدا و سيماى استان سيستان و بلوچستان اجازه نداده است كه تا به حال هيچ برنامه مذهبى بلوچى و هيچ برنامه مذهبى حنفى باتوجه به اكثريت جمعيت يا حداقل ۵۰ درصد جمعيت استان كه آنها اين حق را داشته باشند كه برنامه هاى مذهبى در تلويزيون براى آنها پخش شود، حتى در نامگذارى خيابانها، آيا بهتر نيست به جاى اسامى مذهبى كه مى تواند تحريك برانگيز هم باشد از اسامى ايرانى استفاده كرد، آيا گذاشتن نام رودكى، حافظ، سعدى، فردوسى، اسجدى و اين همه ميراث تاريخى كهنى كه وجود دارد به نظر شما نمى تواند به پيوندهرچه بيشتر هموطنان بلوچ ما با ما كه واقعاً ميراث مشترك داريم و آنها درمرزطمع كشورهاى دشمن هستند و همان طور كه فرموديد از طرق مختلف به دنبال به هم ريختن اين همزيستى هستند كمك كند؟ جناب استاندار در بخش اجرايى، در بخش فرهنگى و در بخش اقتصادى شما واقعاً چه راهكارهايى را پيش رو گرفتيد تا واقعاً كمك كند؟
< موارد متعددى در باره آنها مطرح است، شايد بعضى از اين موارد هم درست باشد من در ابتداى پذيرش مسؤوليت كه هم خدمت مقام معظم رهبرى و هم خدمت رئيس جمهور رسيدم به جناب خاتمى عرض كردم كه اعتقاد من بر اين است كه در سيستان و بلوچستان با شناختى كه دارم و بانيازمنديهايى كه سيستان و بلوچستان دارد ديدگاه جنابعالى و شعارهاى جنابعالى را بايد از موضع اقدامات اقتصادى و عمرانى انجام داد و مردم سيستان و بلوچستان بايد در عمل ببينند كه دولت اصلاحات مشكلات آنها را حل مى كند و به آنها بها مى دهدو در اقتصاد استان آنها را مشاركت مى دهد. اگر مى گوييم ايران براى تمام ايرانيان اين بدين معنى است كه مردم استان بايد در اقتصاد استان مشاركت داشته باشند، فرمايش جناب آقاى خاتمى نيز اين بود كه دقيقاً  حرف شما را قبول دارم و معتقدم كه ما بايد به عنوان نماينده دولت اصلاحات اين بها را به مردم بدهيم و زمينه مشاركت را فراهم مى كنيم و مردم را در اين امر سهيم مى كنيم و بهاى مناسبى را دولت اصلاحات براى استان سيستان و بلوچستان قائل است. در ارتباط با بحث فيلمها، اين بحث، بحث درستى است، اعتقاد من بر اين است كه مردم اين استان اگر از مردم ساير استانها بيشتر معتقد به نظام نباشند كمتر نيز نيستند. متأسفانه در خارج از استان سيستان و بلوچستان چهره كدرى از استان منعكس شده است و هميشه نيمه خالى ليوان منعكس شده است. يعنى در صحبتهاى قبلى عرض كردم كه ما چون در خط مقدم مبارزه با موادمخدر قرار داريم اگر برخوردى انجام شود در تمام مطبوعات و در تمام شبكه هاى صدا و سيما منعكس مى شود كه كشفيات اين قدر بودو اين تعداد قاچاقچى دستگير شدند ولى هيچ وقت بررسى نشده كه اينها چه تعدادى بومى هستند و چه تعدادشان افراد غيربومى هستند كه تجارت رادر اين منطقه انجام مى دهند، يا اگر فيلمى درباره مبارزه با موادمخدر ساخته شده طرف مقابل نيروى انتظامى لباس بلوچى و لباس بلند بر تن داشته است، چه تعدادى از افرادى كه موادمخدر را به داخل كشور ترانزيت و حمل و نقل مى كنند افراد استان هستند؟ قطعاً افراد غيراستانى به مراتب بيشتر از افراد استانى هستند. اين را ما قبول داريم و در مورد آن با جناب آقاى لاريجانى صحبت شده است. در مورد اين مطالب بيان كرده ام كه چرا نبايد زيباييهاى استان سيستان و بلوچستان را بازگو كنيم همان طورى كه در ارتباط با استانهاى ديگر از جمله استان جنابعالى كه سرودهاى گيلكى پخش مى شود، موسيقى استان سيستان و بلوچستان موسيقى بسيار متينى است. فرهنگ اين استان فرهنگ بسيار خوبى است. چرا اين مسائل نبايد پخش شود، كه خوشبختانه آنها نيز قبول داشتند، بانيروى انتظامى هم در اين مورد صحبت كرديم و براى دبير ستاد مبارزه با موادمخدر و وزارت ارشاد اين مطلب را مكتوب نوشته ايم كه در فيلمها بايد رعايت اين موضوع بشود كه در ساخت يك فيلم نبايد به مردم يك استان و شهرستان توهين شود.
الآن هم باهمكاريهاى كه وجود دارد صدا و سيما در حال مطالعاتى است. هم از نظر موسيقى استان و هم فرهنگ استان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى در حال بررسى است و برنامه هايى در حال تهيه است تا از صدا و سيما پخش گردد كه قطعا ًمتفاوت با عملكرد گذشته خواهد بود.
در ارتباط با مسائل خيابانها و اسامى تحريك آميز قطعاً نگاه ما اين است كه اسامى كه انتخاب مى شود اسامى مشتركى باشد و مورد قبول برادران بلوچ و برادران سنى و برادران شيعه باشد و اينها همگى به پيامبران و ائمه اطهار اعتقاد دارند و اسامى كه گذاشته مى شود اسامى اى نيست كه مورد مخالفت برادران بلوچ و برادران سنى باشد ولى استفاده از اسامى شعرا طبيعتاً  با توجه به تعداد زياد خيابان و مدارس و دانشگاه و غيره كه داريم مى توانيم از همه اين عناوين استفاده كنيم. در بحث مديريتها كه اشاره كرديد، من در بدو ورود به استان كه جناب آقاى موسوى لارى براى معارفه بنده تشريف آورده بودند در آنجا در جمع برادران شيعه و سنى عرض كردم، شما اطلاع داريد كه در استان سيستان و بلوچستان قوميتهاى مختلفى هستند، برادران بلوچ، برادران فارس، برادران شيعه، برادران سنى، برادران خراسانى، برادران سيستانى، يزدى و كرمانى، عمدتاً اقوام غالب اين استان را تشكيل مى دهند و متأسفانه بعضاً  اختلافات سليقه اى و فكرى بين آنها وجود دارد و بعضى ها متأسفانه به اين قضايا دامن مى زنند. صحبت اوليه من اين بود كه من به عنوان نماينده دولت آقاى خاتمى فراتر از مسائل قومى و قبيله اى به استان فكر مى كنم و خواهش من از دوستان اين است كه از من نخواهند كه درگير چرخه اختلافات قومى و قبيله اى در استان شوم بلكه فراتر از مسائل قومى و قبيله اى از موضع دولت اصلاحات از تمام توان خودم براى خدمت به تمام استان استفاده كنم، هم براى بلوچستان و هم براى سيستان و در انتخاب مديران به هيچ عنوان بلوچ بودن يا غيربلوچ بودن، شيعه بودن يا سنى بودن ملاك نخواهد بود، اينكه خط كش بگذاريم كه در بحث مديريتها چه تعداد شيعه باشند و چه تعداد سنى بحث اشتباهى است. اصولا ً القاى اين مطلب به مردم سيستان و بلوچستان كه سالهاى سال شيعه و سنى در كنار همديگر زندگى كردند با يكديگر ازدواج كردند، در مراسم غم و شادى همديگر به راحتى شركت مى كنند. ما متأسفانه بعد از انقلاب به جاى اينكه اين روحيه را تقويت بكنيم بعضاً  از موضع خيرخواهى و بعضاً از موضع كج سليقگى اختلافات را تشديدكرده ايم. با صراحت بگويم با توجه به شناخت گذشته اى كه از استان دارم و با مطالعات عميقى كه قبل از ورود به استان داشتم و با اين كاركرد دوساله معتقدم كه توده مردم اين استان هيچ حساسيتى ندارند بلكه متأسفانه خواص در مواقع مختلف مثل انتخابات، مثل شوراى شهر، مثل انتخابات مجلس و مثل برخى از مسؤوليتها و مديريتهايى كه پيش مى آيد به اين قضيه دامن مى زنند و به اعتبارى، يك عده مى خواهند اين مسائل را نردبانى براى پيشرفت خودشان بكنند. شما اگر به سوابق انتخابات مجلس شوراى اسلامى در اين استان بنگريد ملاحظه مى كنيد كه هم شيعه و هم سنى اين شعار تفرقه را داده اند . يعنى نماينده شيعه گفته اگر من بروم فلان قوميت را در مديريت حاكم مى كنم و سنى هم گفته اگر من بروم حق شما را خواهم گرفت. مگر ما در استان خراسان چند درصد مديريتهاى استان خراسان را خراسانى ها بر عهده دارند و اصولاً تقسيم مديريتهاى يك كشور بر مبناى مديريتهاى قومى بسيار خطرناك است فكر سهم خواهى كه هر كدام مى گويند كه ما چند درصد جمعيت كشور هستيم و بايد چنددرصد از مديريت سهم داشته باشيم بسيار خطرناك است.
| جناب استاندار بسيارى از بلوچها معتقدند كه سرمايه داران بسيار قدرتمندى در پاكستان و دبى و مناطق ديگر وجود دارند و بطور معدود بلوچ هايى كه آمده اند و سرمايه گذارى سنگين كرده اند اينها درواقع يك نوع Tester آزمايشگاهى هستند. بلوچ هاى ديگر نظاره گرند كه حكومت با آنها چگونه برخورد خواهد كرد. اگر حكومت به آنها ميدان داد، آنها را تحويل گرفت و پرس  وجو نكرد كه اين پول را از كجا آورده است و حال اگر استاندار و نماينده مقام معظم رهبرى، اگر نهادهاى امنيتى اطلاعاتى، اگر نيروى انتظامى اگر سازمان مديريت و برنامه ريزى همه دست به دست هم بدهند و از آنها استقبال كنند بقيه هم آرام  آرام نزديك مى شوند. پس شما در اينجا اعلام مى كنيد كه سياست شما سياست جذب اين سرمايه گذاران است و از فردا همان طورى كه هميشه بوده در شما به روى سرمايه گذاران باز است. مى شود از شما اين انتظار را داشت كه اگر رئيس دفتر شما به شما گفت يك سرمايه گذار آمده و يك مديركل شما اول كدامشان را مى پذيريد؟
< قطعاً اول سرمايه گذار را مى پذيرم. يعنى در اينجا اين صحبتها بود كه آثارى درآن مترصد بوده يعنى وقتى شما آمار و ارقام سرمايه گذارى در سنوات گذشته را با تسهيلاتى كه در سنوات گذشته داده شده با اقدامات و موافقت اصولى كه در سال گذشته و امسال داده شده، خود اين حاكى از اين است كه اين نگاه با نگاه گذشته درسرمايه گذارى بسيار بسيار فرق كرده است.
امروز با افتخار خدمت شما عرض مى كنم كه اگر در گذشته تسهيلات استان برگشت داده مى شد و بطور متوسط كمتر از نيمى از تسهيلات تكميلى استان بيشتر سرمايه گذارى نمى شد امروز ما با كمبود تسهيلات مواجه هستيم. امروز من خدمت جناب آقاى خاتمى جناب آقاى ستارى فر و جناب آقاى جهانگيرى مكتوب اعلام كردم كه ما فقط به تسهيلات براى سرمايه گذارى احتياج داريم و به تسهيلات بانكى كم بهره نياز داريم علاوه بر اينكه سهم خود را مصرف كرديم بيش از ۴۰۰ ميلياردتومان متعاقباً پشت نوشت هم استفاده كرده ايم.
در هيچ مقطعى از تاريخ اين تصور نبود كه در سيستان و بلوچستان اين قدر افراد براى سرمايه گذارى دخيل شوند. در سال ۸۱ ، ۶۲۴ موافقت اصولى در استان صادر شده است. اين ۶۲۴ موافقت اصولى سرمايه گذارى ۴۹۷ميلياردتومانى را مى طلبد. پيش بينى ما اين است كه با اين كار
۱۸ هزارفرصت شغلى در استان ايجاد مى شود. اگر ما در سال گذشته توانسته ايم اين اقدامات را انجام دهيم حاكى از اين است كه آن چيزى را كه در ابتداى ورود اعلام كرده بوديم و آنچه كه به آن اعتقاد داشتيم در عمل هم پياده شده است. افراد زيادى از افراد بومى در اين سرمايه گذاريها مشاركت مى كنند هم كارخانه سنگبرى كه عرض كردم افراد بومى و غيربومى با هم مشاركت داشته اند، هم دو كارخانه سيمانى كه موافقت اصولى گرفته شده و مشغول هستند افراد بومى استان هستند. حتى در شهرهاى مختلف گرايشهايى داريم و حتى افراد بومى كه در خارج استان هستند در حال تست كردن و گرفتن موافقت اصولى هستند و همين امروز توسط مديرعامل سايپا كه اينجا بودند يك كارخانه روكش صندلى ماشين با ظرفيت ۷۰۰ هزاردست روكش صندلى افتتاح شد و همزمان كلنگ  قطعه سازى با ظرفيت ۷‎/۵ ميليون قطعه در سال و سرمايه گذارى ۵۵ ميليارد در اين استان به زمين خورده است.
اين استانى كه صبغه تاريكى داشت و هيچ كس جرأت نمى كرد وارد اين استان شود و اگر وارد استان مى شد احساس مى كرد كه كتك مى خورد و گرفته مى شود و نمى شود سرمايه گذارى كرد، اكنون از تهران، از خراسان، از اصفهان، از استانهاى ديگر از مردم بومى استان به راحتى سرمايه گذارى مى كنند. اين حاكى از اين است كه اين صحبتها و اين رويكردها اثر خود را گذاشته است و افق جديدى براى استان باز كرده است و به نظر من استان سيستان وبلوچستان در آستانه يك تحول اساسى است نتيجه اين تحول اساسى را در يكى دوسال آينده خواهيد ديد هم از بعد زيربنايى كه اكنون دولت اقدامات اساسى انجام مى دهد يعنى ما در سال گذشته ۱۱۵۶ پروژه عمرانى را با اعتبار ۱۸۰۰ ميلياردريال در اين استان افتتاح كرديم هم پروژه هاى زيربنايى كه به آن خواهيم پرداخت.
| جناب استاندار بحث سرمايه گذارى بحث بسيار مهمى است كه شما به آن اشاره فرموديد وجزو دو اولويتى است كه شما درابتداى ورود به استان به آن اشاره كرديد در سفرى كه ما به چابهار داشتيم آنجا متوجه شديم كه به يكباره قطار منطقه آزاد چابهار دچار توقف و ايستايى است ، سياستهاى بازرگانى درخصوص واردات وصادرات باعث شده كه چابهار كه روزى براى مسافران تهرانى ـ اصفهانى، رشتى و هرايرانى جاذبه داشت كه به آنجا بروند، خريد وهزينه كنند به تبع هزينه، چرخ اقتصادى منطقه بگردد، امروز تقريباً به يك منطقه سوت و كور تبديل شده است. آيا اين سرمايه گذاريها صرفاً در چابهار است واگر در چابهار بوده چرا چابهار با اين مشكل روبرو شده وآيا شما در مراكز ديگر سيستان وبلوچستان هم سياستهاى تشويقى براى جذب سرمايه گذارى را داريد واگر داريد خواهش مى كنم براى خوانندگان ما توضيح دهيدكه اين اقدامات در چه زمينه هايى دارد صورت مى گيرد؟
< چابهار همان طور كه شما فرموديد پتانسيل هاى زيادى دارد، منطقه آزاد يكى از خصوصيت هاى چابهار ومزيت هاى آن است. شيلات چابهار به تنهايى يك مزيت بسيار فوق العاده ومنحصر به فرد است . هم از بعداشتغال وهم از بعد درآمدزايى. شما حتماً ديديد يك لنج با ده نفر به دريا مى رودوبعداز مدتى با چند تن ماهى برمى گردد ودر ساحل ماهى آنها را كيلويى ۷۰۰ الى ۸۰۰ تومان مى خرند واين منبع محدود هم نيست، زيرا ما به درياى آزاد متصل هستيم . درابتداى انقلاب ميزان صيد ۲۰۰۰تن از كل منطقه چابهار بود تا سال گذشته ۵۷ هزارتن در سال برداشت داشتيم ومن خدمتتان عرض مى كنم كه تا سال آينده به اميد خدا به برداشت صدهزارتنى خواهيم رسيد، تعداد بسيار زيادى لنج جديد در منطقه وارد شده است. هرلنج بطور متوسط ۱۰ تا ۱۵ نفر را مشغول مى كند و ما دنبال نوسازى ناوگان صيادى در آن منطقه هستيم چون ناوگان فعلى از يخ استفاده مى كند وسردخانه ندارد مجبور است تا يك عمقى در دريا پيش روى كند و برگردد كه يخ آن تمام نشود. الآن در حال نوسازى هستيم كه اينها مجهز به سردخانه شوند كه بتوانند تناژ بيشترى از ماهى را صيد كنند وبا خود به ساحل بياورند. كارخانجات كنسروسازى بشدت در حال گسترش است ، در كنار آن ميگو است كه روزگارى براى خانواده ها دست نيافتنى بود. امروز ما چهارهزار هكتار سايت براى پرورش ميگو در چابهار، آماده كرده ايم حال قيمتهاى سال گذشته مقدارى به اين بخش لطمه زد ولى من مطمئنم كه حتماً ما مى توانيم دراين بخش هم موفق باشيم اداره شيلات با كمك كارشناسان داخلى و خارجى تلاش دارد تا بتواند ضايعات را به حداقل برساندو رشد مقدار ميگو را از نظر گرم بالا ببرد جاذبه هاى گردشگرى چابهار را هم كه شما مشاهده كرده ايد ساحل چابهار را شما درهيچ جاى ايران نمى توانيد پيدا كنيد. هم ساحل صخره اى وهم ساحل شنى چابهار ۸ ماه از سال براى مردم قابل استفاده است كه متأسفانه ناشناخته مانده است . خليج گواتر وگل فشانى كه درآنجا وجود دارد. من در كمتر جاى ايران شنيدم كه يك كوهى به جاى آتشفشان از آن گل خارج شود.
| باتشكر ازاينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد..


|   شناسنامه   |   آرشيو   |