دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۳ - ۱۱ شعبان ۱۴۲۵
Mon, Sep 27, 2004
كتاب و كتابخوانى
سال دهم - شماره ۲۹۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
پنج دهه پس از كودتا
ويژه نامه بكت
منتشر شد
182994.jpg
شماره ششم فصلنامه سمرقند اختصاص يافته است به ساموئل بكت. مجموعه چندويژگى در بكت او را در جهانى پرراز و رمز نگاه داشته است . دراين شماره سمرقند به بخش مهمى از سؤالات درباره زندگى وآثار بكت پاسخ داده شده است.
سه قطعه از آثار بكت براى اولين بار توسط دكتر منوچهر بديعى به فارسى ترجمه شده است كه دراين شماره سمرقند مى خوانيم. همچنين داستان «بيرون افتاده» از بكت با ويرايش تازه اى توسط ابوالحسن نجفى را مى خوانيم. اولين سروده وآخرين سروده بكت را دكتر ضيا موحد به فارسى آورده است . نمايشنامه «صداى پا» كه از نمايشنامه هاى معروف بكت است را مراد فرهادپور به فارسى ترجمه كرده است. در زمينه نقد وآثار بكت مقاله اى از «هيوكنر» كه از بكت شناسان برجسته درجهان به شمار مى رود توسط حسن ملكى ترجمه شده است. از ديگر مقالات ارزشمند اين شماره سمرقند ترجمه مقاله پيتر چايلدز است كه تحت عنوان «بكت و نگارش مدرنيستى » به قلم رضا رضايى مى خوانيم . نوشتارى از آلن روب گرى يه را تحت عنوان «ساموئل بكت ، يا حضور در تئاتر» با ترجمه دكتر صالح حسينى ارائه شده است. همچنين گفتار دكتر محمدتقى غياثى درباره «نويسنده ونوشتار در آثار بكت» و ترجمه هايى از خجسته كيهان، افشين معاصر وناهيد طباطبايى كه درباره وجوه ديگرى از زندگى و آثار بكت است اين شماره سمرقند را غنى تر و پرمحتواتر از شماره هاى گذشته كرده است. گفتنى اينكه شماره پاييز سمرقند اختصاص يافته به زندگى وآثار ازراپاند كه قرار است در اوايل آبان ماه منتشر شود.
درك حقيقت درونى در رمان انگليسى
182979.jpg
ترجمه : رؤيا بشنام
به طور كلى، مدرنيسم از تغييرات و جنبشهاى بنيادى زيبايى شناسى و ادراكات ادبى بديهى كه در هنرهاى تجسمى و ادبيات دوره بعد از جنگ جهانى اول به وجود آمد، نشأت گرفت . تى اس اليوت مى نويسد : « دنياى منظم، پايدار و معنى دار قرن نوزده نمى تواند آينه تمام نماى پوچى و هرج و مرج طلبى تاريخ معاصر باشد . » مدرنيست ها خود را در برابر سنت گرايان كلاسيك قرار دادند و در مقابل مطلق گرايى و محافظه كارى كلاسيك ها، نسبى گرايى و آوانگارديسم را پيش نهادند .
مدرنيست ها سعى كردند تسليم بار زيبايى شناسى رمان هاى واقع گرايانه كلاسيك ها نشوند . بدين صورت توانستند ابزارها و ترفندهاى جديدى را در شيوه رمان نويسى به نام خود ثبت كنند كه به طور اجمالى مى توان به مشخصه هايى از اين شيوه اشاره كرد :
تجزيه و تحليل بنيادى سير خطى روايى، از بين بردن قوانين و قراردادهايى كه پيش از اين در وحدت و انسجام پيرنگ و شخصيت داستان ، وقايع على و معلولى و مباحث مربوط به آن به كار مى رفت، استفاده از كنايه و ابهام براى به نقد كشيدن مفهوم فلسفى وادبى عمل و عكس العمل ، بكارگيرى لحنى كه از خود شناسى و كشف خود درونى مدد مى گرفت، مخالفت با سير منطقى درون گرا ، آوردن دلايل عينى و ملموس و گرايش به تحريف ذهنى كه بر ناپايدارى دوره بورژواى قرن نوزدهم ميلادى تأكيد داشت .
اما بدون شك ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى رسد كه رلف والدو امرسون ، فيلسوف و انديشمند قرن نوزده نويسندگان انگليسى و آمريكايى نفوذ و تأثير بسزايى گذاشت . چرا كه فلسفه مابعد الطبيعه او بر جنبش فكرى آن زمان تاثير شايان توجهى داشت . مقالات امرسون و ويرجينيا وولف درباره رمان، نقطه عطفى در شرح و بيان شيوه جديد به شمار رفت. وولف كه دختر سر لسلى استفن بود در مجلسى با امرسون ملاقات كرد و سپس به مطالعه و بررسى مقالات وى پرداخت. ويرجينيا در رمان ها و مقالاتش به دنباله روى از امرسون، به كشف و جست و جوى سؤالاتى پرداخت كه امرسون قبلاً روى آن ها كار كرده بود .
اما به رغم ترديد و تناقضى كه در آثار هر دو ديده مى شد، گويى هر دو از سبك سنتى رمانتيك هايى چون كالريج تأثير پذيرفتند به آن افزودند ؛ زيرا انعكاس پژواك آثار كالريج در آثار امرسون و وولف ديده مى شد . گرچه وولف شاعران دوره رمانتيك ، همچون بايرون و شلى را به سخره مى گرفت اما به اين منظور نبود كه انديشه و تفكر رمانتيك ها را زير سؤال ببرد.
وولف و امرسون، هر دو بر اهميت انديشه و تفكر در آثارشان تأكيد كردند. ذهن شان را براى درك احتمالات كاملاً باز گذاشتند.
امرسون در اين خصوص نوشت:
«ذهن تأثيرپذير بهترين ابزار براى درك و شناخت است . » رمانهاى ويرجينيا وولف نيز به گونه اى شاهد اين ادعا است . وى در اين باره نوشت :« گاهى كوچك ترين تأثير نيز مى تواند منجر به شگرف ترين درك و شناخت شود . »
وولف با رمان«خانم دالووى» كه داستان آن تنها در يك روز اتفاق افتاد ؛ نشانه هاى زيبا و متعددى را براى شناخت هر چه بيشتر خود و رمانش به كار برد . به طور مثال مى توان به تأثير و احساس خانم دالووى نسبت به گل ها كه به شناخت و نحوه نگرش او به ما كمك مى كند اشاره كرد .
از اين رو امرسون رمان هاى قرن بيستم را اين گونه پيش بينى و بيان كرد : « بگذاريد كوچك ترين ذره ، جوهره و هر حسى كه از اذهان و انديشه رمان نويسان بيرون مى ريزد ثبت كنيم و تأثيراتى را كه بر ما مى گذارند ناديده نگيريم .» بدين شكل نويسنده هاى مدرن كوشيدند از بيان واقعيات بيرونى براى درك حقيقت درونى شان استفاده نكنند ، بلكه با كشف و شهود و از طريق ذهن سيال شان به آن دست يابند .
هرچند آنها «نوع آورى» خود را مديون مارسل پروست و جيمز جويس مى دانستند و از آنها به عنوان پيشگامان شيوه جديد ياد مى كردند ؛ اما نقش خودشان نيز در استحكام سبك جديد از نظر پوشيده نبود . نويسندگان مدرن ، داستانهايشان را از قيد و بند نظم و توالى زمان و مكان رها ساخته اند . آنها شخصيت هايى ساختند كه مى توانستند در هر لحظه يا زمان سخن بگويند . شخصيت هايى كه تنها با حرف اول اسم شان به خواننده معرفى مى شدند، «نمايندگان انسان هاى بى هويت قرن بيستم». به اين گونه بود كه راوى رمان نو از چنين شخصيت هايى براى بيان روح سيالش در رمان مدد گرفت.
هنر نيز در عصر مدرنيسم كوشيد تا اين قرن را با فراگيرى موج هنرى ، به اتحاد و يكپارچگى دعوت كند . بدون شك چنين طرحى به پويش مستعد اروپا ، آن هم براى هويتى كه همواره در دنيا مورد توجه واقع بوده چشم دوخت و آن را طلايه دار جنبش هاى نوين دانست . به دنبال اين هدف نمايشگاه هاى آثار تجسمى به چهار رويه و الگوى زير در اين دوره تقسيم شدند : واقعيت و تحريف ، تجريد و معنويت ، زبان و ماده ، رؤيا و افسانه . در نخستين مقوله ، يعنى واقعيت و تحريف به اولين هنرمندى كه با آميختن بدوى گرايى ، سادگى و تركيب زبان تصويرى مستقل و خود مختار خود توانست سبك و شيوه جديدى را پايه گذارى كند به پابلو پيكاسو مى توان اشاره نمود .
پنج دهه پس از كودتا
اسناد سخن مى گويند!
182952.jpg
پژوهش و برگردان: دكتر احمدعلى رجايى و مهين سرورى (رجايى)
كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ كه به كارگردانى آمريكا و انگليس و همكارى وابستگان داخلى و مزدوران جيره خوار عليه دولت ملى دكتر محمد مصدق انجام شد، از مهمترين دوران تاريخ معاصر ايران است كه تأثير و نقش آن در وابستگى به بيگانگان در سال هاى پس از كودتا آشكار و روشن است، اما دولت آمريكا براى طفره رفتن از پاسخگويى به افكار عمومى جهانيان، همواره اصرار بر كتمان نقش خود به عنوان طراح اين اقدام استعمارى و ضد حقوق بشر داشت و سعى در معرفى اين حركت به عنوان يك حركت ملى و خودجوش داشته است. كتاب «اسناد سخن مى گويند!» از آن جهت مهم و خواندنى است كه مستند و برگردان ۵۰۸ سند رسمى سرى و به كلى سرى مأموران رسمى و غيررسمى دولت آمريكا است، كه تاريخ اولين سند، ۲۲ ژانويه ۱۹۵۱ (۲ بهمن ۱۳۳۹) و آخرين آن ۱۹۵۴‎/۱۲‎/۲۱ (يكم ديماه ۱۳۳۳) است. على اصغر تهرانچى در مقدمه اين كتاب نوشته است: تاريخ هر پديده اى، بخشى از هويت آن پديده است. بدون شناخت تاريخ پديده ها نمى توان به شناخت كامل آنها دست يافت. تاريخ ميهن ما، جزئى تفكيك ناپذير از هويت ايرانيان است. براى شناخت هرچه بيشتر خود، نيازمند بررسى بيشتر تاريخ كشورمان هستيم. آنچه امروز در ميهن ما مى گذرد، پيوندى اجتناب ناپذير با رويدادهاى حداقل ۸۰ تا ۱۰۰ سال گذشته دارد. آنچه در انقلاب مشروطه ميان مشروطه و مشروعه خواهان و در جنبش ملى شدن صنعت نفت بين دكتر مصدق و آيت الله كاشانى گذشت، بر مناسبات سياسى و موضع گيرى هاى ۲۵ ساله بعد از انقلاب سايه افكن بوده است. براى فهم آنچه اكنون شاهد آن هستيم لاجرم بايد به گذشته هاى نه چندان دور مراجعه كرد.
بررسى علمى اين گذشته و كنكاشى در زواياى تاريك و روشن آن از هر زاويه اى و در هر سطحى كه ممكن باشد ضرورى و مفيد است. اين كنكاش، براى نسل جديد، كه به دلايل گوناگون، با واقعيت هاى گذشته نه تنها آشنايى ندارد، بلكه با تحريف روبروست، بيش از هر قشر و گروه لازم است.ترجمه هاى متعددى از اسناد سرى و يا به كلى سرى خارج شده از طبقه بندى مربوط به فعاليت هاى مأموران رسمى و غيررسمى دولت انگليس در طى بيش از يك قرن در ايران منتشر شده اند، اما «اسناد سخن مى گويند» در نوع خود بى نظير و شايد اولين نمونه است.برگردان و انتشار اين اسناد گام مقدماتى در راه بررسى و شناخت عملكرد دولت آمريكا در ايران و نقش تعيين كننده آن دولت در سال هاى ۱۳۳۹ تا ۱۳۳۳ و سال هاى بعد تا ۱۳۵۷ است. اين اسناد به حق بايد مورد بررسى و موشكافى دقيق پژوهشگران دانشگاهى در حوزه روابط و حقوق بين المللى و علاقه مندان به ريشه ناكامى هاى جنبش ملى و مردم سالارى قرار گيرد.گردآورنده اين مجموعه اسناد، دفتر كارشناسى تاريخ اداره اطلاعات عمومى وزارت خارجه آمريكاست كه تأكيد دارد «هيچ گونه تغييرى در متن اسناد مجاز نيست و هيچ مطلبى را نمى توان بدون بيان محل حذف آن، از متن اسناد حذف كرد و هيچ مطلبى را نمى توان براى پنهان ساختن يا سرپوش گذاشتن آنچه ممكن است از سوى برخى به معناى نارسايى در رويه سياسى تلقى گردد، از سند حذف كرد.» با اين حال از قلم انداختن برخى اسناد به دلايلى كه گردآورنده ذكر كرده است، مجاز تلقى مى شود. آيا از مجموعه اسناد اين دوره، سندى حذف شده است يا نه، گردآورنده توضيحى نداده است.
علاوه بر پيش درآمد گردآورنده، سه مقاله تحليلى بر غناى اين مجموعه افزوده است، كه عبارتند از: مقاله تحليلى دكتر فخرالدين عظيمى (در معرفى و اعتبار اسناد اين مجموعه)، مهندس جهانگير حق شناس (رهروان شرمنده در پيشگاه حقيقت) و پيش گفتار پژوهشگر (دكتر احمدعلى رجايى).«اسناد سخن مى گويند» كه در شمارگان ۱۵۰۰ نسخه به وسيله شركت انتشارات قلم منتشر شده، كتابى است كه روشنگر زواياى پنهان و تاريك دولت دكتر محمد مصدق بوده و يك بار ديگر بر مظلوميت، مردمى بودن و شرافت مصدق و يارانش مهر تأييد مى نهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |