|
گفت وگو با دكترحسن شريفى، مديركل پشتيبانى پژوهشى وزارت علوم
در مسير پيشرفت چگونه بايد حركت كرد؟ گام اول توسعه علمى
فريال طهماسبى
|
|
|
افزايش شمار پژوهشگران و محققان در كشور يكى از معيارهاى توسعه علمى است و اين درحالى است كه اگر امروز جامعه ما اين رشد را تا ۷۰۰ نفر تجربه مى كند، همين رقم در كشورهاى پيشرفته حدود ۲۰۰۰ نفر است كه به گفته دكتر حسن شريفى، حتى به ۴۰۰۰ نفر هم رسيده است. اگرچه شاخص ۷۰۰ نفر ما را در رده كشورهاى در حال توسعه قرارمى دهد ولى اميد بستن به چنين رده اى براى پيشرفت در ديگر زمينه هاى توسعه كافى نيست. چراكه مدير كل پشتيبانى پژوهشى وزارت علوم تأكيد دارد اگر توسعه علمى به درستى در كشور انجام گيرد، مى تواند ديگر توسعه ها را هم شامل شود. گفت وگوى ذيل پيرامون پارامترها و زيرساخت هاى توسعه علمى و وضعيت آن در حال حاضر در كشور است.
\ هرگاه قرار است در مورد يك برنامه توسعه صحبت شود، عده اى از صاحبنظران بر وجهى از آن و عده اى بر وجهى ديگر از آن تأكيد مى كنند، بنابراين قبل از ورود به بحث اصلى، بفرماييد شما چه تعريفى از توسعه داريد؟ > استفاده از پتانسيل هاى موجود در جامعه، به نحوى كه بتواند مشكلات و معضلات موجود در جامعه را حل كند، سطح آگاهى، رفاه و آسايش عمومى جامعه را ارتقا دهد و اصولاً هر مكانيزم و ساز وكارى كه بتواند به فرايند پيشرفت كمك كند، همان توسعه است. به نظر من، وقتى بحث از توسعه مى شود نبايد آن را در يك محور خاص خلاصه كرد. بايد توسعه را همه جانبه ديد و بر روى همه وجوه آن تأكيد كرد. \ ولى اغلب انديشمندان بر توسعه علمى بيش از هر توسعه ديگرى صحه مى گذارند و آن را لازمه پيشرفت هر جامعه اى مى دانند. علت اهميت اين توسعه چيست؟ > علت آن اين است كه مبناى هر توسعه اى، دانايى، علم، دانش و آگاهى است. در واقع امروزه، آنچه بيش از هرچيز مدنظر است. (knowlage base) است يعنى توسعه بر مبناى دانايى. بنابراين اگر بخواهيم توسعه اقتصادى، اجتماعى و سياسى و ... داشته باشيم، اول بايد ابزارهاى مناسب را شناسايى كنيم و نسبت به فرايندها و ابزارها آگاهى كامل داشته باشيم. لذا در ابتدا مى بايست توسعه علمى صورت گيرد و بسترهاى دانايى و شناخت فراهم شود، پس توسعه هاى ديگر بر مبناى آن شكل بگيرند. از اين رو، توسعه علمى بيش از هر توسعه ديگرى لازم و ضرورى است چراكه پايه و اساس توسعه در كشور به حساب مى آيد. \ آيا توسعه علمى به تنهايى مى تواند همه توسعه ها را دربرگيرد؟ > من معتقدم به شرطى كه توسعه علمى به درستى انجام گيرد، قطعاً مى تواند بسيارى از مبانى توسعه را با خودش بياورد. البته ما در يك كشور در حال توسعه زندگى مى كنيم و مسائل خاص جامعه خودمان را هم داريم كه بايد در فرايندهاى توسعه در جامعه به آن مسائل توجه كرد. \ باتوجه به اهميت توسعه علمى، زيرساخت اين توسعه چيست و چطور بايد براى آن در يك جامعه نه چندان پيشرفته و در حال توسعه، بسترى مناسب فراهم كرد؟ > در حال حاضر، توسعه فناورى و رشد آن، مى تواند زيرساخت توسعه علمى باشد. دليلش اين است كه وقتى ما مى گوييم فناورى مى بايست مجموعه اى از علوم را در كنار هم قراردهيم و از اين مجموعه، آن را به يك توليد يا فرايندى تبديل كنيم كه بتواند منشأ يكسرى از تحولات يا خدمات باشد. بنابراين اگر ما بتوانيم با استفاده از آن دانش، زمينه ها يا زيرساختهاى فناورى را به وجود بياوريم كه از آنها محصولى توليد شود يا تأثيرگذار در فرايندهاى اجتماعى بوده و يا منشأ تحول اقتصادى شود، در آن صورت سازوكار منظم ودقيقى را فراهم كرده ايم. \ آيا ميزان توليد مقاله و انتشار آن در نشريات معتبر، جزيى از اين توسعه علمى است؟ > رشد مقالات علمى در مجامع بين المللى، خود يك معيار توسعه علمى است. وقتى در جامعه اى سطح مطالعه و آگاهى افراد افزايش پيدا مى كند و ميزان تعداد مقاله هاى منتشره در نشريات بين المللى رشد مى يابد، همگى نشان از رشد در زمينه علمى است. كشور ما درزمينه رشد مقالات علمى، داراى رتبه دوم درميان كشورهاى اسلامى است. ولى بايد دانست كه اين مورد، تنها بخشى از توسعه علمى است. چراكه رشد محققان و پژوهشگران نيز يكى از معيارهاى توسعه علمى است و در حال حاضر اين رشد در كشور ما به ۷۰۰ نفر رسيده است و اين درحالى است كه همين رقم در كشورهاى پيشرفته، حدود دوهزار نفر است و حتى در بعضى كشورها هم به حدود چهارهزار نفر رسيده است. لذا ما در اين شاخص در كنار كشورهاى پيشرفته نيستيم. از سوى ديگر تعداد دانشجويان در كشور نسبت به تعداد افراد كل كشور اندك است. در حال حاضر، جمعيت دانشجويى كل كشور به ازاى هر ۱۰۰هزار نفر جمعيت، حدود دوهزار و۵۰۰ نفر دانشجو است كه البته اين شاخص نسبت به ۵ سال پيش كه به ازاى هر ۱۰۰هزارنفر، ۵۰۰ دانشجو بود، رشد كرده است. به هرحال ما هم قبول داريم كه بسيارى از مسائل علمى در كشور رشد كرده و همين ابزارها ما را در جهت توسعه علمى پيشرفت مى دهد، ولى ديگر در اين زمانه، ما در جايى ايستاده ايم كه نبايد تنها مسائل داخل كشور را ديد و از رقابت در ميانهاى بين المللى از نظر علمى صرف نظر كرد. \ چه نهادهايى متولى ايجاد و گسترش توسعه علمى در كشور هستند؟ آيا دانشگاههاى ما مى توانند نقش برجسته اى را در اين راستا ايفا كنند يا به تنهايى كافى نيستند؟ > مسلماً يكى از اركان بسيار مهم در توسعه علمى، دانشگاه است. ولى بايد در درون دانشگاههاى ما هم، مديريت تحول به وجود بيايد. يعنى دانشگاههاى ما هم بايد در برخورد با مسائل جامعه تشخيص دهند كه آيا ملزم هستند فرايندها و مسائل اجتماعى را حل كنند يا صرفاً به مسائلى مى پردازند كه سطح آن از سطح جامعه بالاتر است؟ از سوى ديگر دانشگاههاى ما، بايد قدرت رقابت و حضور در عرصه هاى بين المللى را داشته باشند. وقتى مى گوييم فلان دانشگاه معتبر توانسته اين ميزان مقالات در نشريات بين المللى چاپ كند، باعث افزايش اعتبار آن دانشگاه مى شود، وقتى مى شنويم فلان دانشگاه، چند مورد از مسائل و مشكلات اجتماعى داخل جامعه اش را حل كرده، باعث مطرح شدن آن دانشگاه در سطح بين المللى مى شود و جامعه ما، همين را احتياج دارد. دانشگاههاى ما به عنوان نهادهاى متولى توسعه علمى مى تواند بسيار مؤثر باشند، اگر ويژگيهاى لازمه را كسب نمايند. توسعه علمى با كمك دانشگاه ها مى تواند آثار خودش را نمايان كند، ولى به شرط آنكه تنها در سطح بين المللى از نظر برخى پارامترها رشد كنيم كه در داخل كشور نيز تأثير مثبت در فرايندها و معضلات اجتماعى و اقتصادى داشته باشيم. آن وقت است كه توسعه علمى به واسطه همين نهادها محقق شده است. در حال حاضر در زمينه توسعه علمى، بسيارى از حلقه هاى مفقوده وجود دارد كه بايد اين حلقه ها به هم وصل شود و مشكلات و موانع آنها برطرف گردد. \ منظورتان از حلقه هاى مفقوده چيست؟ آيا در زمينه فناورى كه به گفته شما مهمترين زيرساخت توسعه علمى است، اين حلقه هاى مفقوده ديده مى شود؟ >يكى از اين حلقه ها كه به صورت مانعى جدى بر سر مسير تحقق توسعه علمى است، در زيرساخت آن يعنى مبحث فناورى است. اگر ما بخواهيم زمينه ها و زيرساختهاى فناورى را در مملكت تقويت كنيم، بايد آن را به قطعاتى كوچكتر تقسيم كنيم. به عنوان مثال، يك بحث جدى در فناورى، مالكيت فكرى است (intelectual property) تا وقتى مالكيت فكرى و كپى رايت در جامعه ما حل نشود، قطعاً چيزى كه ما به عنوان فناورى اطلاعات مى گوييم، محقق نخواهد شد. اگر بين چند نفر از محققين ما اختلافى بيفتد و يا از عقيده محققى سوء استفاده شود، مرجعى براى شكايت و رسيدگى نداريم. در نتيجه بسيارى از محققين ما ترجيح مى دهند نتايج پژوهشى خود را نزد خويش نگاه دارند و اين برخلاف نظام بين المللى در سطح دنيا است. يافته هاى تحقيقاتى كه منجر به اختراع يا ابداغ مى شود، بلافاصله ثبت مى شود و همين ثبت حق مالكيت براى فرد مى آورد و اين خود مبناى توسعه علمى براى آن كشور است. حالا در ايران ما هرچقدر نظام نوآورى و خلاقيت در جهت توسعه علمى به وجود بياوريم يا آن را تقويت كنيم، ولى تا وقتى اين موانع را در زيرساخت آن درست نكنيم، نمى توانيم آن را محقق كنيم و اين خود يكى از حلقه هاى مفقوده و به عبارتى يكى از موانع در مسير توسعه علمى است. وقتى اين موضوع حل شد، مى توانيم تشويق به سرمايه گذارى كنيم. در كشورهاى پيشرفته اى چون سوئد و نروژ، سرمايه گذارى ريسك پذير وجود دارد. آنها منتظرند شما طرح خود را ارائه دهيد و آنها سرمايه گذارى كنند تا پس از مدتى معلوم شود كه آن طرح سوددهى دارد يا نه؟ درحالى كه در ايران هيچ كس آن را به عنوان سرمايه گذارى ريسك پذير نمى پذيرد. ما بايد اين زيرساختها را در كشور تقويت كنيم و از طريق الگوسازى، آن را جلو ببريم. \ آيا توسعه علمى فقط بايد به توليد دانش منجر شود يا اينكه مى توانيم دانش كشورهاى پيشرفته را گرفته و در يك الگوسازى آن را در ايران كاربردى كنيم؟ > در واقع توسعه علمى بايد هر دو جنبه را شامل شود. هم از طريق نهادهاى متولى آن و ديگر ابزار، بايد توليد دانش كرد و هم از طريق الگوسازى و استفاده از تجربيات كشورهاى پيشرفته، دانش و تكنولوژى را در كشور خود كاربردى كنيم. البته بايد توجه داشت كه ما در اين الگوسازى از هر تجربه اى استفاده مى كنيم. اين الگو ممكن است در يك كشور پيشرفته باشد و ممكن است در كشورى باشد كه به تازگى پيشرفت كرده است. به عنوان مثال، مالزى بر اساس فرمولى پيشرفت كرد كه به جواب رسيد و يا كره، تحولى را شروع كرد كه ابتدا با توسعه هاى موضوعى پيش رفتند و چون موفق نشدند و به جواب نرسيدند. از روش توسعه محلى با تلفيق توسعه موضوعى كار را جلو بردند. بدين صورت كه پتانسيلها و استعدادهاى محلى را با تلفيق موضوعات كار كردند و به جواب رسيدند. مثلاً در جايى كه كارگران ارزان قيمت وجود داشتند، روى يك كارخانه سرمايه گذارى كرد كه احتياج به نيروى كار زياد داشت و حالا ما هم در ايران بايد از اين تجربيات الگو بگيريم و با استفاده از دانش و آگاهى آنها متناسب با مقتضيات جامعه خود، ابزارها را بشناسيم و با يك مديريت سطح بالا، آنها را به كار گيريم. \ با وجود رشد فزاينده اى كه در زمينه افزايش تعداد دانشجويان و محققين در جهت توسعه علمى داشته ايم چرا اين پيشرفت نتوانست در توسعه اقتصادى ما تأثيرگذار باشد. درآمد ناخالص ملى ما روند ثابتى نداشته و حتى بعضى اوقات روند نزولى طى مى كند. > درست است. هزينه هاى زيادى صرف رشد دانشجو و گسترش تحقيقات و علم و پژوهش شده است. ولى تأثيرى در اين فرايند كه شما ذكر مى كنيد، نداشته است. درآمد سرانه در كشورهاى پيشرفته، حتى به رقمى بالغ بر ۳۰ هزار دلار يا ۴۰ هزار دلار در سال به طور متوسط براى هر فرد مى رسد در حالى كه در ايران تا سال گذشته براى هر فرد ۱۵۰۰ دلار بود. اين مورد در تمام فرايندهاى اجتماعى ما تأثيرگذار است. چرا در كشورهاى پيشرفته با توسعه علمى خود به اكثر توسعه هايى چون اقتصادى و اجتماعى دست مى يابند و باوجود اينكه بعضى از آمار وميزان هاى ما مطابق فرم بين المللى است، ولى چرا ما به جواب نمى رسيم؟ همه اين مشكلات بر مى گردد به طرز استفاده هاى مطلوب، مديريت ما و ميزان بودجه تخصيص داده شده به هر فعاليتى و ... كه زير ساخت هاى اصلى را براى هر توسعه اى تشكيل مى دهند.
|