|
بازيهاى رايانه اى عمدتاً تنش آفرين و خشونت زا هستند
خلأ نشاط و تحرك در بازى كودكان
|
|
|
فاطمه اميرى با چشمان زيباى پرجست و جو همه جا را زير نظر مى گيرند. گاهى سر و صدا و شلوغى شان صداى همسايه ها را درمى آورد، اما از تمام حس و حال كودكى اگر فقط همين قيل و قال كردن كودكانه را هم از آنها بگيرند، ديگر چه باقى مى ماند؟! تقريباً هر روز موقع رفتن به محل كارم آنها را مى بينم كه درون پارك كوچك و جمع و جور جلوى مهد كودك نزديك پارك پخش شده اند يا در گوشه اى نشسته اند و حرفهاى كودكانه رد و بدل مى كنند، اما كمتر آنها را مشغول بازيهايى مى بينم كه بيشتر وقت دوران كودكى هم نسل هاى ما را مى گرفت. زو، گانيه، رنگ به رنگ، حتى لى لى و هفت سنگ! ما البته مى دانستيم اين بازيها را از چه كسانى بايد ياد بگيريم، از بچه هاى بزرگتر. اما اغلب كودكان امروزى اين بازيها را بلد نيستند. شايد مربى ها ترجيح مى دهند كودكان را به حال خود بگذارند و پدر و مادرها هم براى عقب نماندن از قافله «مدرنيته» اين بازيها را در شأن كودكان خود نمى دانند. اما بازى كردن، توانايى هايى را تقويت مى كند كه براى موفقيت در زندگى مهم است، مانند ريسك كردن، تمركز و برنامه ريزى شيوه كار. بنابراين كودكان حتى در بازيهاى به ظاهر بى اهميت، اغلب درسهاى مهمى مى آموزند. دكتر فاطمه قاسم زاده، مدرس دانشگاه و روانشناس مى گويد: «بازى براى همه گروههاى سنى هم در يادگيرى و آموزش آنها نقش دارد و هم در شكل گيرى روابط عاطفى و اجتماعى كودكان تأثير مى گذارد. در سالهاى قبل از مدرسه يادگيرى از طريق بازى انجام مى شود و در سنين بالاتر بازيها همچنان در يادگيرى كودكان تأثير مى گذارد، فقط شكل و نوع بازيها و علاقه مندى آنها تغيير مى كند. متأسفانه چه در خانواده و چه بيرون خانواده، جنبه هاى مثبت بازى را كمتر مى بينيم. خانه ها آپارتمانى شده اند و بچه ها در سنين پايين از بازيهاى پرتحرك محرومند كه اين مسأله هم در سلامت جسمى آنها اثر مى گذارد و هم در رشد عاطفى و اجتماعى شان و اختلالات رفتارى نظير كم توجهى، ناتوانى در يادگيرى، اضطراب را به وجود مى آورد. در مدارس هم به دليل كمبود فضا با همين مشكل مواجهيم. ندويدن، راه نرفتن و كم تحركى در مدرسه هم مشكلات ديگرى براى دانش آموزان ايجاد مى كند. يك مثال جالب برايتان بزنم. در مركز مشاوره اى كه من همكارى مى كنم، دانش آموز كلاس دوم ابتدايى از طرف مدرسه معرفى شده كه به نظر معلمان مدرسه داراى اختلالات رفتارى بود. وقتى او را ديدم، معلوم شد كه چون حياط مدرسه اى كه در آن درس مى خواند، به قدرى كوچك است كه او به راحتى در ساعتهاى زنگ تفريح نمى توانسته راه برود، بدود و جست و خيز كند. به همين دليل با سينه خيز از ميان بچه ها عبور مى كرده و از اين طرف حياط به آن طرف مى رفته و معلمها به نظرشان مى آمده اين دانش آموز داراى مشكل رفتارى يا اختلال خاصى است. درحالى كه مشكل اصلى در كمبود فضاى مدرسه بوده، من در كل برداشتم اين است كه بچه هاى ما از ثمرات مثبت بازيها بى نصيب شده اند.» | | | «جانى نيومان» يك لهستانى بود. زمانى كه همسالان او در حال بازى با توپ بودند، او بيشتر وقت خود را صرف رياضيات مى كرد. جانى در ۲۵ سالگى اعجوبه اى در رياضيات بود و كتاب معروف او «تئورى بازى و رفتارى اقتصادى» پيشگام نوعى نگرش جديد به بازى در اقتصاد، سياست و زندگى روزمره شد. جانى در سال ۱۹۵۶ كتاب «رايانه و مغز» را نوشت و كمتر از سه دهه بعد از مرگ جانى، نسل جديد رايانه ها وارد خانه هاى مردم شد و نوع زندگى و حتى بازيها نيز تغيير پيدا كرد. اينك بازيهاى رايانه اى جايگزين بازيهاى سنتى شده اند! دكتر نوش آفرين صدرا روانشناس كودك مى گويد: «درست است كه برخى از بازيهاى رايانه اى در خلق و آفرينش و بالا بردن قدرت تخيل كودكان تأثير مى گذارد، اما تعداد بيشتر بازيهاى موجود در بازار فوق العاده خشن هستند. در اين بازيها كودك خود را در نقش يك آدمكش مى بيند و اين كه چگونه ديگران را به قتل برساند و بعد با يك جعبه كمكهاى اوليه تن مجروح خود را مداوا كند. اين مسائل كه در بازيهاى خشن مطرح مى شوند، به مراتب مخرب تر از فيلمهاى دست چندم هاليوودى است كه در هر ثانيه يك يا چند نفر نقش بر زمين مى شوند و اتفاقاً در كشور ما تلاش زيادى براى جلوگيرى از ورود و پخش آنها مى شود.» | | | «باز كفشم پاره شد. اگر مادرم اين را ببيند، حتماً حسابى خدمتم مى رسد.» توپ به آهستگى به طرفش مى آمد. يكى جيغ مى زند: «شوت كن!» و او بى محابا شوت مى كند. كفش و توپ با هم به آسمان مى روند. توپ روى ديوار غلتى مى خورد، آرام و آهسته، همه چشمها متوجه توپ چرمى است. همه نگرانند. توپ به آرامى از روى ديوار به خانه اى مى افتد كه قتلگاه توپهاى بچه هاست. يك بدشانسى آن هم در بعد از ظهر گرم و طولانى تابستان. مرد صاحبخانه بيرون مى آيد. نعره مى كشد. بچه ها هر كدام به گوشه اى مى خزند: توپ، چاقو، گلدان شمعدانى شكسته و كفش پاره اى كه به گوشه اى افتاده و چشمان زل زده اى كه از پشت آنها مى توان به يك چيز پى برد: ادامه بازى! زمانى نه چندان دور بچه ها دور هم جمع مى شوند. گانيه، هفت سنگ، زو، فوتبال و ... بازى ها و دل مشغولى هاى خيلى از آنها بود.هر چند اين بازى ها هنوز هم در فرهنگ بازى بچه هاى مناطق محروم شهرها جاى خود را دارد،اما در بيشتر خانواده ها بازى هاى دسته جمعى جاى خود را به وسايل عجيب و غريب الكترونيكى داده اند. نسل اول بازى هاى رايانه اى به نام آتارى از ۱۴ سال پيش وارد خانه هاى ايرانى شد و تا امروز با Play Station 2 ادامه دارد. علاوه بر اين انواع بازى هايى كه با PCهاى معمولى مى توان آنها را انجام داد سر به صدها هزار نوع بازى مى گذارد كه دل مشغولى عده زيادى از كودكان و نوجوانان و حتى بزرگسالان شده است. دكتر اكرم ابراهيم كافورى روانشناس مى گويد: «تحقيقات نشان مى دهد كه بچه ها به شدت در حال چاق شدن هستند. چون تحرك ندارند. ما مى دويديم، گرگم به هوا بازى مى كرديم.اما بچه ها همه الان در آپارتمان هستند. بازى هاى رايانه اى يا بازى هاى نشسته انجام مى دهند. اين بازى هاى رايانه اى هم كشش زيادى در بچه ها ايجاد مى كندو گاه ۱۱ تا ۱۲ ساعت پشت كامپيوتر مى نشينند. چشمشان مشكل پيدا مى كند. قوز پيدا مى كنند و ده ها مشكل جسمى ديگر در آينده برايشان به وجود مى آيد.از طرفى بازى هاى خشن كامپيوترى خشونت را به بچه ها مى آموزد. اما بازى هاى ما خيلى آرام تر بود و جنبه هاى خشن نداشت. البته يك مقدار هم پدر ومادرها در اين قضيه مقصرند. قديم ها در خانواده ها تعداد بچه ها زياد بود و براى اينكه از سر و صداى آنها خلاص شوند، بچه ها را توى كوچه مى فرستادند و فقط موقع ناهار يا شام پيدايشان مى شد. اما الان بچه ها تعدادشان كم است. پدر ومادرها مراقبت شان زياد است.ترجيح مى دهند بچه ها را توى خانه نگه دارند. با رايانه بازى كنند اما توى كوچه نروند. الا ن پدر و مادرها خيلى حساس هستند. اما قديم اينطور نبود.البته آن موقع محيط هم تا اين حد ناامن نبود. بنابراين پدر ومادرها با خيال راحت بچه ها را رها مى كردند در كوچه. خود من يادم مى آيد فاصله مدرسه ابتدايى تا خانه ما خيلى زياد بود.كلاس اول ابتدايى اين فاصله را تنها مى رفتم و مى آمدم.اما حالا دم در مدرسه بچه ها را از اتومبيل پياده مى كنند. درست است كه اينطورى كمترخطرى بچه ها را تهديد مى كند اما در فرآيند يادگيرى آنها و در اعتماد به نفسشان اختلال ايجاد مى شود.» | | | وقتى ما بچه بوديم. براى تابستان لحظه شمارى مى كرديم. وقتى آخرين امتحان را مى داديم توى كوچه بوديم با يك توپ پلاستيكى و بيشتر بچه هاى كوچه در شوت زدن با هم مقايسه مى گذاشتيم. صبح تا شب، فقط ظهرها و قبل از اين كه پدرم از بازار بيايد مى شد مرا در خانه ديد... عاشق فوتبال بودم. خودم را آن موقع جاى اوزه بيو مى ديدم. اصلاً شما اوزه بيو را مى شناسيد، عجب اعجوبه اى بود...» هنوز هم بچه ها فوتبال بازى مى كنند، اما با توپ چرمى! ولى ديگر كمتر مى توان كودك يا نوجوانى را در حال بازى منچ، مار و پله و اسم و فاميل ديد. دكتر فاطمه قاسم زاده مدرس دانشگاه و روانشناس مى گويد: «به هر حال بچه ها انواع بازى ها را نياز دارند. در زندگى امروزه نمى توان به بچه ها گفت سراغ بازى هاى كامپيوترى نروند. اما دادن شناخت به آنها خيلى مهم است. واقعيت اين است كه امتيازاتى كه بازى هاى قبل داشت اين بازى هاى جديد ندارند.تحرك عنصر اصلى بازى هاى سنتى ما بود ولى بازى هاى كامپيوترى اين تحرك را ندارند. آن بازى ها اصلاً رقابت آميز نبودند، بچه ها احساس تنش نمى كردند. پياژه عالم بزرگ تعليم و تربيت كودك معتقد بود كه «بازى فعاليتى براى بچه ها به شمار مى رود كه به خودى خود خوشايند و دلپذير است.» در حالى كه الان بيشتر بازى ها رقابتى و برد و باختى است كه به جاى ايجاد شادى و نشاط در بچه ها، رقابت و تنش بين آنها به وجود مى آورد. ضمن اين كه بازى هاى گذشته بيشتر گروهى انجام مى شد و اين به رشد اجتماعى بچه ها بسيار كمك مى كرد. اما بازى هاى امروزى انفرادى شده اند.همانطور كه گفتم منظور من اين نيست كه بچه ها بازى هاى رايانه اى نكنند، بلكه بايد جايش محفوظ باشد. اما تمام وقت فراغت و سرگرمى كودك يا نوجوان به آن اختصاص پيدا نكند.» | | | واقعاً دو تا دگمه و دو تا، جوى استيك مى تواند جاى توپ فوتبال چرمى يا پلاستيكى و آسفالت داغ و غرغر همسايه ها را بگيرد يا وقت آن نشده كه دولت و خانواده ها قدم به پيش بگذارند و شرايط مناسب براى احياى بازى هاى سنتى و حتى توليد بازى هاى جديد براى كودكان فراهم كنند؟!
|