اين هفته به سراغ بورسى مى خواهيم برويم كه يك فرق اساسى با بقيه بورس هاى لوازم و اجناس دارد.
اينجا پرنده پرنمى زند! برخلاف بقيه بورس ها كه مردم لاى دست و پاى هم گم مى شوند. اينجا روزهاى خلوت و آرامى را پشت سرمى گذارد. اگر عبور ماشين ها نباشد كه ديگر هيچ، در فضاى خلوت ساختمان هاى بلند معمولاً ادارى اين خيابان گم مى شويم. اگر گفتيد چه خيابانى را مى گوييم؟ جايى كه وقتى درخيابان انقلاب ترافيك به اوج خودمى رسد بازهم خلوت است؛ خيابانى موازى خيابان انقلاب: خيابان طالقانى. اما اين خيابان، بورس چه چيزى است؟ اگر از تقاطع وليعصر ـ طالقانى به سمت شرق بيايد، چندين مغازه صنايع دستى را خواهيدديد و اگر بازهم جلوتر بياييد، نزديك خيابان مفتح، روبروى سفارت سابق آمريكا چندمغازه صنايع دستى ديگر را.
درخيابان هاى عمود بر طالقانى هم مى توانيد از اين مغازه ها پيداكنيد؛ به هرحال اينجا خيابان طالقانى است؛ بورس صنايع دستى تهران.
اعتماد به نفس داشته باشيد!
جمله بالا را بيهوده ننوشته ايم. چون وقتى آدم ازجلوى اين مغازه ها ردمى شود، مى ترسد داخل شود و قيمت بپرسد. از بس كه آدم را ترسانده اند از قيمت اين چيزها. حالا بياييد با هم برويم داخل. در را بازمى كنيم، مغازه دار سرش به كار خودش گرم است. با احتياط به سراغ نزديكترين جنس داخل مغازه مى رويم، يكدست بشقاب و سينى قلم كارى شده. خوشبختانه قيمت ها روى اجناس خورده و لازم نيست با شرم و حيا، از صاحب مغازه دائماً قيمتها را بپرسيم! همين ظرف كوچك قلم كارى شده ۴۵هزارتومان...
نه يك لحظه صبركنيد انگار قيمت ها به ريال است بغل ۴۵ و سه تا صفر يك R انگليسى هم نوشته شده. يعنى فقط ۴۵۰۰تومان. به بغل دستى ها هم نگاه مى كنيد، قيمت هاى اين قلم كارى ها در همين حدود است وبسته به اندازه، قيمتش فرق مى كند. تمام ترستان مى ريزد و اعتمادبه نفس ازدست رفته دوباره برمى گردد. البته براى اينكه فكرنكنيد اينجا همه چيز ارزان است، مى توانيد به همين جام بزرگ قلم كاره شده دم درنگاه بيندازيد: يك ميليون و دويست هزار تومان!
يك بورس توريستى
مشترى هاى اينجا برخلاف بقيه بورس هاى تهران، بيشتر توريست ها و جهانگردها يا مسافران خارج كشور هستند تا مردم معمول...
كه البته شايد اين را هم بتوانيد گذاشت به حساب بى اعتنايى مردم ما به وسايل ساخت خودمان. به خانه هاى خودتان نگاه كنيد. شايد از آخرين مدلهاى فرانسوى درآن كاسه بشقابى پيداشود ولى از صنايع دستى خودمان چطور؟ اينجا روى بيشتر اجناس قيمت را به انگليسى نوشته اند اين يعنى تأييد همان كه اول گفتيم: بيشتر مشترى ها و يا درواقع مشترى هاى اصلى ـ خارجى هستند. چندلحظه صبركنيد بهتان مى گوييم. منظورمان ازمشترى هاى اصلى چيست. اگر به داخل يكى از اين مغازه ها برويد، يكى از چيزهايى كه همان لحظات اول چشمتان را مى گيرد، ظرف هاى آبى خوشرنگى است پر از طرح و نقش كه بدجور دل آدم را مى برد. اسمش هم ميناكارى است. خوب همه چيز آماده است تا شما قيمت را بپرسيد. ولى سعى كنيد زياد شوكه نشويد. يك ظرف خيلى خيلى كوچك به اندازه دو بندانگشت ۵هزارتومان و همين جور برويد بالا. مثلاً يك بشقاب ميناكارى شده بالاى صدهزارتومان و يك قندان ميناكارى شده هم ۱۵۰هزارتومان. وقتى شگفت زده از اين قيمتها از مغازه دار بپرسيد اينها را كسى هم از شما مى خرد؟ اين جواب را مى شنويد: «توريست ها خيلى ازاينها مى خرند.» چرا كه براى يك توريست كمتر از دويست دلار خرج برمى دارد كه واقعاً براى آنها پول زيادى نيست و چنين است كه اين ميناكارى دل انگيز به جاى خانه ايرانى، درخانه فرنگى ها جاى مى گيرد.
عصبانى نشويد
حالا نمى خواهد زود از مغازه بزنيد بيرون. اينجا كلى اشياى قشنگ و ديدنى ديگر هست. يكى همان ظرف هاى قلم كارى كه زياد هم گران نيست. تا دلتان بخواهد هم خاتم كارى مى توانيد پيداكنيد كه قيمت چندان زيادى هم ندارند. مثلاً يك صفحه شطرنج بزرگ خيلى زيبا كه جاى مهره هم دارد. حدوداً بيست هزارتومان. يا اصلاً مى توانيد برويد سراغ ترمه و پارچه هايى شبيه آن؛ و اينجاست كه با ۱۹۰۰تومان مى توانيد يك روميزى بيضى شكل با طرح و رنگ جذاب بخريد و با دوبرابر اين پول، يك روميزى بلند و مستطيل شكل. اگر بخواهيد روتختى تان هم رنگ صنايع دستى ايران و نقش و نگارهاى ايرانى به خود بگيرد، فقط ۱۳هزارتومان برايتان آب مى خورد؛ بدك نيست، نه؟ يا اگر از كيف دستى تان خسته شده ايد و با يك كيف دستى طرح گليم موافقيد، با ۸۵۰۰ تا ۱۲هزارتومان مى توانيد صاحب يكى از آنها شويد. البته همين طور كه داريد اينها را مى بينيد شايد دوباره چشمتان خورد به يك ساعت ميناكارى شده: ،۸۰ ۱۰۰ و ۱۲۰هزارتومان!
شهر، شهر ايرونه!
خوبى اين مغازه ها اين است كه حتى اگر جنس هم نخرى، چند دقيقه اى در يك فضاى سنتى خالص قدم مى زنى. جورى كه هوس مى كنى يك گوشه از خانه ات را هم با اين صنايع دستى، تزئين كنى و يا هروقت دلت از فضاى مدرن از نوع ساختگى اش در اين روزها، خسته شد، به آنجا پناه ببرى. حتى براى بچه ها يا خودتان هم مى توانيد لباس سنتى بخريد. ازهمان لباس هاى رنگارنگ و شاد عشايرى و روستايى. مثلاً براى بچه ها از ۸ تا ۱۹هزارتومان خرج دارد. اگر هم مى خواهيد يك پالتوى درست وحسابى بخريد كه سرما به هيچوجه نتواند نفوذكند، پالتويى با پوست طبيعى و با قيمتى درحدود ۵۰ـ۶۰هزارتومان مى توانيد بخريد كه درمقايسه با پالتوهاى نه چندان با كيفيت بوتيكهاى معمولى، خيلى خوب است.
البته اگر بخواهيد فرش زيرپايتان هم خيلى سنتى باشد گران برايتان درمى آيد.
مثلاً يك گليم تمام ابريشمى ۳مترى ۲۲۸هزارتومان و يك گليم با پس زمينه ابريشمى ۱۷۰هزارتومان.
از ياد نبريد
اينجا اينقدر چيزهاى جورواجور هست كه هرچه ما بگوييم تمام نمى شود. ازظروف شيشه اى بگيريد تا انواع سنگ هاى زينتى و كارهاى طلاكوب. مثلاًيك سماور طلايى يك ميليون و هشتصدهزارتومان! خلاصه هم جنس ها مختلف است و هم قيمت ها.
اما چندنكته:
نمى توانيم تبليغ كنيم اما محض اطلاع بگوييم: اول اينكه تا آخر ماه شعبان فرصت داريد از تخفيف ۳۰درصدى در بيشتر اين مغازه ها استفاده كنيد. ۳۰ درصد بدنيست!
دوم اينكه در اينجا هم مثل همه مغازه هاى ديگر، اول چندجا قيمت كنيد تا ارزانترين را پيداكنيد. مثلاً يك جنس صدوپنجاه هزارتومانى را دو مغازه آن طرف تر صدو ده هزارتومان مى فروخت و اين يعنى تا ۴۰ هزارتومان تفاوت قيمت!!
و سوم اينكه اگر براى كسى بخواهيد هديه اى بخريد، احتمال اينكه بتوانيد اينجا چيزهاى خوبى پيداكنيد كم نيست. باز چشم مان به آبى خوشرنگ ميناكارى ها افتاد تا اين ميناكارى ها كاردستمان نداده و كلى پول از جيبمان نرفته ازمغازه خارج شويم بهتر است. عجيب اينكه بيرون هم مثل داخل مغازه آرام و خلوت است!