جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۳ - ۱۵ شعبان ۱۴۲۵
Fri, Oct 1, 2004
گزارش ويژه
سال دهم - شماره ۲۹۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
خوانندگان
سينما
گزارش ويژه
گزارش زندگى
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ورزشى
اوقات شرعى
موسيقى
گوناگون
ارتباطات
هزارويك شهر
آرشيو
آكواريوم
براى آنها كه پشت كنكور ماندند
گردش در بورس صنايع دستى تهران
پزشك خانواده
آكواريوم
پيرانا PIRANA
حتماً حرف و حديثهاى زيادى در مورد اين گونه گوشتخوار شنيده ايد و شايد آرواره هاى قوى و دندانهاى تيزش دليل بدنامى اين گونه باشد. البته خيلى هم بى ربط نيست اين گونه بسيار تهاجمى است و به هيچ عنوان نمى توان آن را با گونه هاى ديگر نگهدارى كرد. اما همين مشخصه ترسناك و برنامه پيراناها علاقه مندان زيادى را براى نگهداريشان جمع كرده است.
پيراناها بدنى نقره اى كمى مايل به زرد دارند. در بالغها قسمت پايين پهلوها و باله مخرجى نارنجى رنگ است. نگهدارى اين ماهى نسبتاً مشكل است از گوشت خام، ماهى و حشرات و ... تغذيه مى كند. بهترين دما براى زندگى پيرانا بين ۲۳‎/۵ تا ۲۸درجه سانتيگراد است. اين ماهى از رودخانه هاى آمريكاى جنوبى به خصوص آمازون آمده است.
براى آنها كه پشت كنكور ماندند
روز از نو روزى از ...
183483.jpg
وقتى كه روزنامه هاى قبول شدگان آزمون سراسرى منتشر شد، يك روزنامه خريد و سعى كرد در نهايت خونسردى در پياده رو دنبال اسمش بگردد. صفحه را پيدا مى كند و بعد از آن ستون و بعد از آن... مردم عادت كرده اند كه اين روزها از ديدن اين صحنه ها زياد شوكه نشوند. يكى دو تا شكلات را كه در دهانش آب مى كند و از دست يك پيرزن يك ليوان آب خنك مى گيرد و مى نوشد، تازه احساس مى كند كه بايد به فكر بدبختيهايش باشد. خودش را جمع و جور مى كند و مانتوشلوار خاكى اش را مى تكاند.
به خانه كه مى رسد، يك اتاق كليددار را نشان مى كند و خود را در آن حبس مى كند. پدر و مادر مى دانند كه حداقل تا چند روز نمى توانند او را درست و حسابى ببينند، اما اين زمان هم به سر مى آيد و بالاخره زندگى بيرون از اتاق جريان خواهد داشت. بعد از اين مدت دوباره قبولى در كنكور تنها نكته اى است كه به آن فكر مى شود. دوباره استارت درس خواندن زده مى شود، اما اين دفعه به كمك كاتاليزورهايى به نام كلاسهاى كنكور.
آماده به خدمت
وقتى برگه هاى تبليغاتى و تبليغات تلويزيونى مؤسسات كنكور مثل خزه دور و بر يك پشت كنكورى را پر مى كند و در ابتداى امر چيزى جز موفقيت ـ قبول شدن داوطلب در كنكور و خلاصه فقط به فكر پشت كنكورى بيچاره بودن به چشم نمى آيد، نتيجه مشخص است. شما احساس مى كنيد كه اگر مى خواهيد در شهريور سال آينده بعد از خريدن روزنامه عكس العملى متفاوت با امسال داشته باشد، حتماً بايد در يكى از كلاسهاى آمادگى كنكور ثبت نام كنيد، اولين تلاش براى ثبت نام آگاه شدن از شرايط كلاسها است.
اولين منشى كه گوشى را بر مى دارد، اطلاعات بسيارى در اختيار شما مى گذارد. (البته بعد از اينكه با تمام وجود براى شما ابراز همدردى كرد و از قبول شدنتان در كنكور تأسف خورد.) منشى مى گويد: آخرين روزهاى ثبت نام است و شما بايد تصميمتان را فوراً بگيريد و مى افزايد كه مؤسسه متبوعش با برگزارى كلاسهاى جامع و كنكورهاى پى در پى تمام شرايط براى راهيابى به دانشگاه را فراهم كرده است. تلفن يكى ديگر از مؤسسات را مى گيرى كه در تبليغاتش ذكر شده هفتاد نفر از صد نفر اول رتبه هاى آزمون سراسرى در كلاسهاى آن مؤسسه شركت كرده اند.
طى تماس با اين مؤسسه هم متوجه مى شوى كه اساتيد برتر تهران در اين مؤسسه جمع شده اند تا بهترين روش تدريس را اجرا كنند، بهترين تستهاى ممكن را طراحى نموده و از شما امتحان به عمل آورند.
خلاصه تصور اينكه همه در اين مؤسسه جمع شده اند تا شما بالاخره دروازه هاى سيمانى دانشگاه را فتح كنيد، تمام ذهنتان را پر مى كند. خانم منشى هم از شما با احترام دعوت مى كند كه به يكى از دفاتر مؤسسه كه به خانه تان نزديكتر است، سر بزنيد و شرايط ثبت نام را جويا شويد.
روز واقعه
وارد دفتر آموزش كه مى شوى، با شما مثل ميهمان ويژه يكى از بهترين هتلهاى ايران برخورد مى شود. بعد از كلى تعارف و احوالپرسى و جويا شدن سوابق تحصيلى و علاقه مندى براى ادامه تحصيل نوبت به مراحل ادارى ثبت نام مى شود. به كمك مشاور مؤسسه و بررسى كارنامه آزمون سراسرى، دروسى كه در آنها كمى ضعيف هستى، شناسايى و براى هر كدام از آنها كلاس فوق العاده، دبير خارق العاده و آزمونهاى اعجاب انگيز در نظر گرفته مى شود. بعد كه مشاور عزيز كارهايش را انجام داد، نوبت به حسابدار محترم آموزشگاه است كه با بازى انگشتانش روى ماشين حساب جگر شما را خون كند. رقم نجومى كلاسها كه به اطلاع شما مى رسد، آمادگى براى هر نوع ضعف و افسردگى را پيدا مى كنيد، اما يادآورى غصه هاى روز اعلام نتايج اصلاً ارزش آن را ندارد كه در كلاسها ثبت نام نكنيد.
به هر ترتيب كه شده، پول كلاسها را جور مى كنى، اما مدتى نمى گذرد كه...
شما بايد زمان زيادى را در كلاسها بگذرانيد، تحمل ساعتهايى را كه به خاطر نيامدن يا ديرآمدن استاد از دست مى دهيد، كم كم غير ممكن شده است. پرداختن وجه براى كوچكترين خدمتى كه از طرف مؤسسه ارائه مى شود هم كه ديگر واقعاً عصبى كننده است. از چند برگ فتوكپى گرفته تا جزوه ها و كتابهايى كه براى دنبال كردن درسهاى استاد ناچاريد آنها را تهيه كنيد، همه و همه بدون پول مهيا نمى شود. هزينه هاى رفت و آمد و ترافيك و چراغ قرمز را تحمل كردن هم كه ديگر عادت شده است. در اين هياهوى كلاسهاى كنكور در ابتداى سال تحصيلى جديد و سلسله مراتب خنده دارى كه يك دانش آموز (حتى ممتاز) براى دانشجو شدن بايد طى كند، تنها اين نكته بيشتر از همه ذهن را مشغول مى كند كه: تا كى كنكور حكم ماراتنى را ايفا خواهد كرد كه هر دونده براى قهرمانى آن ناچار است دوپينگ كند.
گردش در بورس صنايع دستى تهران
راسته
توريست ها
اين هفته به سراغ بورسى مى خواهيم برويم كه يك فرق اساسى با بقيه بورس هاى لوازم و اجناس دارد.
اينجا پرنده پرنمى زند! برخلاف بقيه بورس ها كه مردم لاى دست و پاى هم گم مى شوند. اينجا روزهاى خلوت و آرامى را پشت سرمى گذارد. اگر عبور ماشين ها نباشد كه ديگر هيچ، در فضاى خلوت ساختمان هاى بلند معمولاً ادارى اين خيابان گم مى شويم. اگر گفتيد چه خيابانى را مى گوييم؟ جايى كه وقتى درخيابان انقلاب ترافيك به اوج خودمى رسد بازهم خلوت است؛ خيابانى موازى خيابان انقلاب: خيابان طالقانى. اما اين خيابان، بورس چه چيزى است؟ اگر از تقاطع وليعصر ـ طالقانى به سمت شرق بيايد، چندين مغازه صنايع دستى را خواهيدديد و اگر بازهم جلوتر بياييد، نزديك خيابان مفتح، روبروى سفارت سابق آمريكا چندمغازه صنايع دستى ديگر را.
درخيابان هاى عمود بر طالقانى هم مى توانيد از اين مغازه ها پيداكنيد؛ به هرحال اينجا خيابان طالقانى است؛ بورس صنايع دستى تهران.
اعتماد به نفس داشته باشيد!
جمله بالا را بيهوده ننوشته ايم. چون وقتى آدم ازجلوى اين مغازه ها ردمى شود، مى ترسد داخل شود و قيمت بپرسد. از بس كه آدم را ترسانده اند از قيمت اين چيزها. حالا بياييد با هم برويم داخل. در را بازمى كنيم، مغازه دار سرش به كار خودش گرم است. با احتياط به سراغ نزديكترين جنس داخل مغازه مى رويم، يكدست بشقاب و سينى قلم كارى شده. خوشبختانه قيمت ها روى اجناس خورده و لازم نيست با شرم و حيا، از صاحب مغازه دائماً قيمتها را بپرسيم! همين ظرف كوچك قلم كارى شده ۴۵هزارتومان...
نه يك لحظه صبركنيد انگار قيمت ها به ريال است بغل ۴۵ و سه تا صفر يك R انگليسى هم نوشته شده. يعنى فقط ۴۵۰۰تومان. به بغل دستى ها هم نگاه مى كنيد، قيمت هاى اين قلم كارى ها در همين حدود است وبسته به اندازه، قيمتش فرق مى كند. تمام ترستان مى ريزد و اعتمادبه نفس ازدست رفته دوباره برمى گردد. البته براى اينكه فكرنكنيد اينجا همه چيز ارزان است، مى توانيد به همين جام بزرگ قلم كاره شده دم درنگاه بيندازيد: يك ميليون و دويست هزار تومان!
يك بورس توريستى
مشترى هاى اينجا برخلاف بقيه بورس هاى تهران، بيشتر توريست ها و جهانگردها يا مسافران خارج كشور هستند تا مردم معمول...
كه البته شايد اين را هم بتوانيد گذاشت به حساب بى اعتنايى مردم ما به وسايل ساخت خودمان. به خانه هاى خودتان نگاه كنيد. شايد از آخرين مدلهاى فرانسوى درآن كاسه بشقابى پيداشود ولى از صنايع دستى خودمان چطور؟ اينجا روى بيشتر اجناس قيمت را به انگليسى نوشته اند اين يعنى تأييد همان كه اول گفتيم: بيشتر مشترى ها و يا درواقع مشترى هاى اصلى ـ خارجى هستند. چندلحظه صبركنيد بهتان مى گوييم. منظورمان ازمشترى هاى اصلى چيست. اگر به داخل يكى از اين مغازه ها برويد، يكى از چيزهايى كه همان لحظات اول چشمتان را مى گيرد، ظرف هاى آبى خوشرنگى است پر از طرح و نقش كه بدجور دل آدم را مى برد. اسمش هم ميناكارى است. خوب همه چيز آماده است تا شما قيمت را بپرسيد. ولى سعى كنيد زياد شوكه نشويد. يك ظرف خيلى خيلى كوچك به اندازه دو بندانگشت ۵هزارتومان و همين جور برويد بالا. مثلاً يك بشقاب ميناكارى شده بالاى صدهزارتومان و يك قندان ميناكارى شده هم ۱۵۰هزارتومان. وقتى شگفت زده از اين قيمتها از مغازه دار بپرسيد اينها را كسى هم از شما مى خرد؟ اين جواب را مى شنويد: «توريست ها خيلى ازاينها مى خرند.» چرا كه براى يك توريست كمتر از دويست دلار خرج برمى دارد كه واقعاً براى آنها پول زيادى نيست و چنين است كه اين ميناكارى دل انگيز به جاى خانه ايرانى، درخانه فرنگى ها جاى مى گيرد.
عصبانى نشويد
حالا نمى خواهد زود از مغازه بزنيد بيرون. اينجا كلى اشياى قشنگ و ديدنى ديگر هست. يكى همان ظرف هاى قلم كارى كه زياد هم گران نيست. تا دلتان بخواهد هم خاتم كارى مى توانيد پيداكنيد كه قيمت چندان زيادى هم ندارند. مثلاً يك صفحه شطرنج بزرگ خيلى زيبا كه جاى مهره هم دارد. حدوداً بيست هزارتومان. يا اصلاً مى توانيد برويد سراغ ترمه و پارچه هايى شبيه آن؛ و اينجاست كه با ۱۹۰۰تومان مى توانيد يك روميزى بيضى شكل با طرح و رنگ جذاب بخريد و با دوبرابر اين پول، يك روميزى بلند و مستطيل شكل. اگر بخواهيد روتختى تان هم رنگ صنايع دستى ايران و نقش و نگارهاى ايرانى به خود بگيرد، فقط ۱۳هزارتومان برايتان آب مى خورد؛ بدك نيست، نه؟ يا اگر از كيف دستى تان خسته شده ايد و با يك كيف دستى طرح گليم موافقيد، با ۸۵۰۰ تا ۱۲هزارتومان مى توانيد صاحب يكى از آنها شويد. البته همين طور كه داريد اينها را مى بينيد شايد دوباره چشمتان خورد به يك ساعت ميناكارى شده: ،۸۰ ۱۰۰ و ۱۲۰هزارتومان!
183495.jpg
شهر، شهر ايرونه!
خوبى اين مغازه ها اين است كه حتى اگر جنس هم نخرى، چند دقيقه اى در يك فضاى سنتى خالص قدم مى زنى. جورى كه هوس مى كنى يك گوشه از خانه ات را هم با اين صنايع دستى، تزئين كنى و يا هروقت دلت از فضاى مدرن از نوع ساختگى اش در اين روزها، خسته شد، به آنجا پناه ببرى. حتى براى بچه ها يا خودتان هم مى توانيد لباس سنتى بخريد. ازهمان لباس هاى رنگارنگ و شاد عشايرى و روستايى. مثلاً براى بچه ها از ۸ تا ۱۹هزارتومان خرج دارد. اگر هم مى خواهيد يك پالتوى درست وحسابى بخريد كه سرما به هيچوجه نتواند نفوذكند، پالتويى با پوست طبيعى و با قيمتى درحدود ۵۰ـ۶۰هزارتومان مى توانيد بخريد كه درمقايسه با پالتوهاى نه چندان با كيفيت بوتيكهاى معمولى، خيلى خوب است.
البته اگر بخواهيد فرش زيرپايتان هم خيلى سنتى باشد گران برايتان درمى آيد.
مثلاً يك گليم تمام ابريشمى ۳مترى ۲۲۸هزارتومان و يك گليم با پس زمينه ابريشمى ۱۷۰هزارتومان.
از ياد نبريد
اينجا اينقدر چيزهاى جورواجور هست كه هرچه ما بگوييم تمام نمى شود. ازظروف شيشه اى بگيريد تا انواع سنگ هاى زينتى و كارهاى طلاكوب. مثلاًيك سماور طلايى يك ميليون و هشتصدهزارتومان! خلاصه هم جنس ها مختلف است و هم قيمت ها.
اما چندنكته:
نمى توانيم تبليغ كنيم اما محض اطلاع بگوييم: اول اينكه تا آخر ماه شعبان فرصت داريد از تخفيف ۳۰درصدى در بيشتر اين مغازه ها استفاده كنيد. ۳۰ درصد بدنيست!
دوم اينكه در اينجا هم مثل همه مغازه هاى ديگر، اول چندجا قيمت كنيد تا ارزانترين را پيداكنيد. مثلاً يك جنس صدوپنجاه هزارتومانى را دو مغازه آن طرف تر صدو ده هزارتومان مى فروخت و اين يعنى تا ۴۰ هزارتومان تفاوت قيمت!!
و سوم اينكه اگر براى كسى بخواهيد هديه اى بخريد، احتمال اينكه بتوانيد اينجا چيزهاى خوبى پيداكنيد كم نيست. باز چشم مان به آبى خوشرنگ ميناكارى ها افتاد تا اين ميناكارى ها كاردستمان نداده و كلى پول از جيبمان نرفته ازمغازه خارج شويم بهتر است. عجيب اينكه بيرون هم مثل داخل مغازه آرام و خلوت است!
پزشك خانواده
خطرناك مثل ايدز
ترس از واژه هپاتيت، از آن ترسهاى مدرن و معاصر است كه بلافاصله بعد از شيوع طاعون مانند ايدز به چشم مردم دنيا آمد ولى بايد گفت هپاتيت در مقايسه با ايدز اصلاً بيمارى جديدى نيست و سوابق ابتلا به آن خيلى قديمى تر است. هپاتيت همان چيزيست كه قبلاً با عنوان زردى يا يرقان از آن ياد مى شد.
هپاتيت در اصطلاح علم پزشكى يعنى التهاب بافت كبد. هپاتيت يك بيمارى ويروسى است كه دست كم هفت ويروس مختلف در ايجاد آن نقش دارند. جدا از اين هفت مورد، دانشمندان انواع جديدى از ويروسها را يافته اند كه هنوز قدرت بيمارى زايى آنها دقيقاً تعيين نشده است. اصلى ترين انواع ويروس هپاتيت عبارتند از: هپاتيتA، هپاتيت B، هپاتيتC و هپاتيتD. از بين اين ۴ نوع كه اصلى ترين و معروفترين انواع بيمارى هاى هپاتيت را ايجاد مى كنند ويروس هپاتيت A از راه دهان و دستگاه گوارش از طريق آب و مواد غذايى آلوده وارد بدن مى شود، دقيقاً مثل بيمارى هايى نظير وبا، حصبه و مسموميتهاى غذايى؛ دوره نهفتگى اين نوع هپاتيت تا زمان بروز علايم كلينيكى آن ۶ـ۲ هفته است و بيمار صرفاً در همين مدت ۶ـ۲ هفته و مدت كوتاهى از شروع كلينيكى بيمارى مى تواند بيمارى را منتقل كند. اين انتقال هم از طريق آلوده كردن آب و مواد غذايى است.
علايم اين هپاتيت مشابه بقيه انواع هپاتيتها شامل ضعف، خستگى، گيجى، تهوع و سردرد است. به دنبال اين علايم، زردى بروز مى كند كه پوست و سفيدى چشم رنگ زرد خاصى پيدا مى كند. ولى هپاتيتA بيمارى غير قابل درمان و نگران كننده اى نيست. اين بيمارى با تزريق ايمونوگلوبولين و يا از قبل با واكسيناسيون قابل درمان و پيشگيرى است. اصلى ترين دليل كم خطر بودن هپاتيت A اين است كه اين بيمارى ناقل مزمن ندارد. به طور كلى انتقال يك بيمارى از طرف ناقلين مى تواند به دو شكل باشد. يا ناقل عاديست يا مزمن.
در حالت مزمن عامل بيمارى زا مدتها و شايد تا پايان عمر در بدن بيمار باقى مى ماند و بيمار همواره مى تواند ديگران را آلوده كند حتى اگر در ظاهر سالم باشد. هپاتيت A خوشبختانه ناقل مزمن ندارد و منجر به نابودى بافت كبد نخواهد شد.
برخلاف هپاتيتA، هپاتيتBو همچنينC انواعى از هپاتيت هستند كه از الگوى انتقال بيمارى ايدز پيروى مى كنند. اين دو نوع هپاتيت از راه تماس خون و مخاط منتقل مى شوند و مراقبتهاى خاصى را مى طلبند. دوره نهفتگى هپاتيتB ۴ هفته الى ۶ ماه است ولى برخلاف هپاتيتAمى تواند مزمن شده و باعث تخريب كامل بافت كبدى شود. چنين بيمارى با هپاتيت Bمزمن تازمان مرگ مى تواند از همان راههايى كه حتماً مى دانيد (مثل استفاده از سرنگ آلوده، دريافت فراورده هاى خونى آلوده، ارتباط جنسى و...) بيمارى خود را منتقل كند. خوشبختانه هپاتيت B واكسن مؤثرى دارد و در صورت تشخيص به موقع با تزريق ايمونوگلوبولين مى توان آن را درمان كرد.
ولى خطرناكترين نوع هپاتيت، هپاتيتCاست. اين بيمارى درست مثل هپاتيت B منتقل مى شود ولى دوره نهفتگى آن ۵ـ۱۰ هفته است. هپاتيت C واكسن مؤثرى ندارد و درمان با ايمونوگلوبولين بعد از تشخيص ابتلا به آن چندان مفيد نخواهد بود. نيمى از كسانى كه دچار هپاتيت C مى شوند دچار مرگ بافتهاى كبدى خواهند شد. آمار مرگ و مير در اثر ابتلاى هپاتيتC از تمام انواع ديگر هپاتيت بالاتر است.
ويروس هپاتيت D، به تنهايى بيمارى زا نيست ولى در بيمارانى كه به هپاتيت B مبتلا مى شوند به بيمارى قبلى افزوده شده و باعث وخيم تر شدن وضعيت بيمار مى شود.
هپاتيت از جمله بيمارى هايى است كه از مادر به جنين منتقل مى شود و مى تواند عواقب بسيار خطرناكى را به دنبال داشته باشد.
هپاتيت مثل ايدز بيمارى خطرناكى است ولى در مقايسه باايدز به مراتب كم خطرتر است و شانس نجات بيماران مبتلا به اين بيمارى بالاتر از ايدز خواهد بود. ولى براى عدم ابتلا به آن بهترين راه همان پيشگيرى است. بخاطر داشته باشيدكه پيشگيرى از اين بيمارى ها بسيار ساده تر است.
فال قهوه
بعضى وقتها دورى براى مشخص شدن ميزان محبوبيت واجب است. خيلى ها مى گفتند مردم به فال علاقه دارند، اما ما باورمان نشد تا اينكه دو هفته به صورت اتفاقى ستون فال قهوه از صفحه حذف شد و تلفنها به صدا درآمد. بنابراين فال قهوه خيلى راحت به صفحه بازگشت. احتمالاً توضيح بيشتر لازم نيست و مى توانيم برويم سر اصل قضيه.
اين هفته شما را با آهويى كه ته فنجان قهوه مى نشيند، آشنا مى كنيم. آهو در فرهنگ عبرى و عربى، سمبل پاكى و نجابت است. وقتى كه آهو ته فنجان قهوه بنشيند، شما مى توانيد به زندگى خصوصى خودتان افتخار كنيد. مفهوم اين نشانه، داشتن همسرى وفادار است كه هميشه در فكر موفقيت و پيشرفت شما است. اگر امروز كه آهو ته فنجان قهوه شما مى افتد، همسرى نداريد، اصلاً نگران نباشيد. اين به هر حال نشانه خوبى است. مثلاً اينكه به زودى همسر مورد نظر را پيدا مى كنيد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   خوانندگان   |   سينما   |   گزارش ويژه   |   گزارش زندگى   |   فرهنگ و هنر   | 
|   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   موسيقى   | 
|   گوناگون   |   ارتباطات   |   هزارويك شهر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |