جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۳ - ۱۵ شعبان ۱۴۲۵
Fri, Oct 1, 2004
موسيقى
سال دهم - شماره ۲۹۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
خوانندگان
سينما
گزارش ويژه
گزارش زندگى
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ورزشى
اوقات شرعى
موسيقى
گوناگون
ارتباطات
هزارويك شهر
آرشيو
موسيقى پاپ ايران از ديروز تا امروز
راه رفتن
مرد مرده
183543.jpg
سال ۷۳ است، شايد هم ،۷۴ روز جمعه است و پيام هاى بازرگانى تمام شده. ناگهان از شبكه يك ، صداى يك خواننده معروف و البته ملعون لس آنجلسى پخش و باز به همان ناگهانى، پخش ترانه از وسطهايش قطع مى شود. خيلى ها فكر مى كنند در مملكت اتفاق خاصى افتاده، بعضى ها هم كه خوش خيال ترند مى گويند حتماً آن كسى كه مسؤول پخش موسيقى شبكه يك بوده، يك لحظه نوار را اشتباهى گذاشته و خلاصه اين وضع پيش آمده است. دو هفته اى مى گذرد و باز اين اشتباه تكرار مى شود. اما اين بار مجرى برنامه اجازه نمى دهد اوضاع خيلى بى ريخت شود و سريعاً اعلام مى كند: «سرودى كه شنيديد با صداى خواننده جوان كشورمان «خشايار اعتمادى» بود كه اميدواريم از آن لذت برده باشيد، با هم فيلم «گلابى گنديده» محصول سال ۱۸۰۲ را تماشا
مى كنيم.»...

گام اول
سال ۷۳ است، شايد هم ،۷۴ روز جمعه است و پيام هاى بازرگانى تمام شده. ناگهان از شبكه يك صداى يك خواننده معروف و البته ملعون لس آنجلسى پخش مى شود و باز به همان ناگهانى، پخش ترانه، از وسطهايش قطع مى شود. خيلى ها فكر مى كنند در مملكت اتفاق خاصى افتاده، بعضى ها هم كه خوش خيال ترند مى گويند حتماً آن كسى كه مسؤول پخش موسيقى شبكه يك بود، يك لحظه نوار را اشتباهى گذاشته و خلاصه اين وضع پيش آمده است. دو هفته اى مى گذرد و باز اين اشتباه تكرار مى شود. اما اين بار مجرى برنامه اجازه نمى دهد اوضاع خيلى بى ريخت شود و سريعاً اعلام مى كند: «سرودى كه شنيديد با صداى خواننده جوان كشورمان «خشايار اعتمادى» بود كه اميدواريم از آن لذت برده باشيد، با هم فيلم «گلابى گنديده» محصول سال ۱۸۰۲ را تماشا مى كنيم.» (نقل به مضمون)؛ براى ثانيه هايى همه هاج و واج همديگر را نگاه مى كنند. جوان ترها كمى شادند. حس مى كنند واقعاً زمانه عوض شده و بالاخره حرفشان به كرسى نشسته است. سعى مى كنند سؤالاتى را كه به ذهنشان رسيده خط بزنند. با خودشان فكر مى كنند: «يعنى اين آقا هه پارتى داشته؟ چقدر هم صداش شبيه فلانى است!».
كمتر از يك ماه از اين جريان مى گذرد كه آلبوم خشايار اعتمادى به بازار مى آيد خوب هم مى فروشد؛ دو سه روزنامه سريعاً با او گفت وگو مى كنند و خلاصه آرام آرام بقيه هم احساس مى كنند كه مى توانند يك خشايار باشند و يا حتى يك خشايار تحويل جامعه بدهند.
ناز انگشتاى بارون تو خوابم مى كنه
ميون جنگلا طاقم مى كنه...
شعر از احمد شاملو، موسيقى خوب، تنظيم قوى، در كنار يك صداى آشنا و حتى براى خيلى ها يك نوستالژى.
مهرداد كاظمى، حميد غلامعلى، عبدالحسين مختاباد و عليرضا افتخارى همه به نوعى در سال هاى قبل سعى كرده بودند كه فضاى موسيقى شان را به سليقه و ذهنيت جوان معاصر ايرانى نزديك كنند. براى رسيدن به اين هدف هم خيلى كارها كردند؛ كارهايى كه خيلى از آنها شايد پس از ظهور دوباره پاپ در ايران به چشم نيامد و حتى به اسم پاپ خوانها تمام شد. سال ۱۳۷۲ زمانى كه بهنام ابطحى، همكارى اش را با مهرداد كاظمى آغاز و سازهاى الكترونيك را وارد موسيقى ملى ايران كرد، شايد خيلى ها افزوده شدن موسيقى پاپ را هم به فهرست ديگر انواع موسيقى مجاز در كشور، پيش بينى مى كردند.
گام دوم
كم كم سرو كله همان خيلى هايى كه فكر مى كردند استعداد دارند و استعدادهايشان نيز همينطور بلا استفاده مانده، پيدا شد.
الآن سال ۷۴ ـ ۷۵ است. آنتن ماهواره ها روى پشت بام بعضى خانه ها ديده مى شود. تعداد ورودى هاى دختران به دانشگاه ها بيشتر از پسرها است و خلاصه اين طور به نظر مى رسد كه همه چيز دارد شكل عوض مى كند. راه هاى تازه اى دارد گشوده مى شود: Click on music؛ و يكى از اين راه ها موسيقى است.
قاسم افشار، حسين زمان، محمد اصفهانى، برادران خواجه نورى، عليرضا عصار، بيژن خاورى و حتى چند هنر پيشه جوان (!) فعاليتشان را آغاز مى كنند؛ اگر چه بعضى ها كمى سعى مى كنند كه شبيه خواننده هاى لس آنجلسى نخوانند، اما جالب اينكه بعضى ديگر، سعى شان درست در مسير عكس قرار دارد. با اين وجود هنوز جوان تر ها به صدا و حضور اين دسته هنرمندان آشكارا واكنش مثبت نشان مى دهند، چرا كه پس از سالها حالا مى توانند صداى برخى خواننده هاى مورد علاقه شان را به صورت مجاز بشنوند؛ «ممكن است كيفيت كمى پايين تر باشد، اما چه اهميتى دارد، فكر مى كنيم داريم با گرامافون گوش مى كنيم!!» اين را يكى از همين علاقه مندان مى گويد.
خشايار اعتمادى نيز در باره آن سال ها مى گويد: «واقعاً سخت بود، براى گرفتن مجوز هر ترانه بايد از هفت خوان رستم مى گذشتى، اما آنقدر عشق و انگيزه به كار زياد بود كه اين راه با دلگرمى طى مى شد. انرژى مثبتى كه از طرف جوان ها به ما داده مى شد، دليل خلق آثار تازه بود.»
اما آنچه به نظر مى رسيد، «خلق» نبود. مردم خواننده هاى نوپاى پاپ را به اسم «اونى كه شبيه فلانى مى خواند» مى شناختند. هر چند براى خيلى ها، همين بس بود اما واقعيت اين بود كه با گذشت كمتر از يك سال، خواننده ما، فقط شبيه فلانى مى خواند. ريتم، ملودى و شعر خواننده هاى اريجينال لس آنجلسى به مراتب قوى تر و جذاب تر بود. تنها تك و توك در ميان پاپ خوانهاى نوپا، كسانى پيدا مى شدند كه تقليد نمى كردند. هرچند آنها هم نامى براى سبك خودشان نداشتند. وقتى از «عليرضا عصار» كه در همان دسته خوانندگان محسوب مى شود، مى پرسى اسم اين سبك خواندنت را چه مى گذارى؟ مى گويد: «راستش نمى دانم سبك كارى من دقيقاً چيست؛ عده اى مى گويند دكلمه مى كند، بعضى ها هم مى گويند اصلاً اين خواننده نيست؛ اما خودم معتقدم كه پاپ مى خوانم، پاپ عصارى!»
يك گام در ابهام
محمد نورى، خواننده پركار و قديمى ايران مى گويد: «من راه مرحوم بنان، دلكش و ديگر دوستان را طى مى كنم، با كمى تغيير. اگر هم اسمش پاپ است، يك موسيقى اصولى است. هميشه با آهنگسازهاى خوب ايران مثل محمد سرير و گلپايگانى كار كرده ام. معتقدم كه بايد روى موسيقى پاپ هم به شكل جدى كار كرد تا اثرى ماندگار خلق شود.» با تمام حرمت و بزرگى اى كه براى پاپ به سبك محمد نورى مى توان قائل شد، اما اين پرسش هم هست كه آيا براى نسل پرجنب و جوش ايران امروز، گوش سپردن به اين نوع از موسيقى كه به هرحال بوى ديروز مى دهد تاكنون كفايت كرده است؟
دوى سرعت
سال ۷۷ است. يكسالى از آمدن دولت اصلاحات مى گذرد و ظاهراً براى پاپ خوان ها روزهاى آفتابى و شب هاى مهتابى فرامى رسد! خواننده هاى جديد، مثل برگ هاى رنگين پاييز از در و ديوار مى ريزند، البته بى هيچ تغييرى اغلب شان، همچنان به همان سبك و سياق قبلى، از حافظه جمعى مردم در بيادآوردن صداى «آن ورى ها» بهره مى برند.
خيل آلبوم هاى رنگ و وارنگ است كه در ويترين و قفسه فروشگاه هاى موسيقى چيده مى شود. ديگر حتى نمى توان انتخاب كرد! علاقه مند حرفه اى حتى فرصت نمى كند همه آنها را بشناسد...
خب حالا آنقدر تعدادشان زياد شده كه مسؤولين به اين فكر مى افتند كه جشنواره اى هم براى آنها برگزار و به بهترين خواننده  آن، تنديس ستاره طلايى اهدا كنند.
183471.jpg
يك روز چهارشنبه تابستانى است، چندتايى را مى شناسى و خيلى ها را هم نه. آن جلو روى سن، جشن مراسم افتتاحيه «جشنواره موسيقى پاپ» برپا مى شود تا مى رسد به اعلام نتايج، شهرام رهنما (كه به ياد پسر مرحوم استادش «بابك بيات» نام هنرى اش را «مانى» گذاشته است) به عنوان بهترين خواننده پاپ انتخاب مى شود. رهنما كم سن و سال است و در آلبوم «فصل پرواز» ترانه هاى خوبى اجرا كرده. بابك بيات حالا تجربيات چندين و چندساله اش را با مانى رهنما آزموده كه نتيجه كار هم مثبت درآمده است.
فراموش نكنيم كه جشنواره موسيقى پاپ تنها همان يك بار برگزار شد و ديگر هيچ وقت رنگ آن ستاره طلايى را كس ديگرى نديد.
پرش با مانع
در اين روند ظاهراً از يك مرحله اى احساس شد كه ديگر نمى توان اوضاع را همينطورى به امان خدا رها كرد و گذاشت هركسى، هر چيزى خواست بخواند.
كنسرت هاى بيژن خاورى، محمد اصفهانى و عليرضا عصار به هم مى خورد.
به حسين زمان مجوز اجرا داده نمى شود، به شادمهر مجوز انتشار. حسين زمان مى گويد: «ديگر عادت كرده ام به اينكه به اجراهايم مجوز ندهند، اما همچنان معتقدم كه بايد براى اهداف اجتماعى و سياسى از هنر بهره گرفت و من موسيقى را انتخاب كرده ام.»
شادمهر مى گويد: «اگر به آدم و حوا مجوز ندهند، مى روم، كانادا برايم دعوتنامه فرستاده است.»
يكى از گروه هايى كه در اين سال ها به «فشار» موسوم اند، كنسرت «اصفهانى» را در مشهد به هم مى ريزند. عليرضا عصار به سختى مجوز كنسرت هاى شهرستان خود را مى گيرد، اما همچنان هر شب يك خواننده جديد در تلويزيون لب مى زند و تنها اسم و فاميلش به بينندگان محترم گفته مى شود. خلاصه اينكه انگار، همه چيز سخت تر شده. وقتى در مورد اين نابسامانى با «فؤاد حجازى» نوازنده و آهنگساز حرف مى زنى، مى گويد: «فكر كرديد درست مى شود؛ ما خودمان را سنگ روى يخ نمى كنيم. حرف نمى زنيم، چون مى دانيم كه درست نمى شود. هيچ ضابطه اى وجود ندارد. كمترين بودجه به پاپ تعلق مى گيرد، توقع داريد اوضاع بهتر از اين باشد؟»
راه رفتن مرد مرده
مردم تقريباً متوجه شده اند كه كدام خواننده ها بهتر مى خوانند. از طرفى ترانه هاى شادتر را به آهنگ هاى سنگين تر ترجيح مى دهند. لاله زار به صورت كاملاً واضح موضع خود را اعلام مى كند كه ما روى آثار شاد سرمايه گذارى مى كنيم ولاغير. خيلى ها سردرگم مى شوند. خيلى ها نمى دانند چطور شاد بخوانند. خيلى ها هم نمى دانند، چون خواننده اريجينالشان هيچوقت ترانه شادى نخوانده است. خلاصه هركسى به شكلى سعى مى كند كه اثرى متفاوت عرضه كند بلكه بتواند بازار را به چنگ بياورد. يكى سياسى مى خواند، يكى از دعواى قرمز و آبى مى گويد و يكى اشعار ارزشى را با جاز همراه مى كند. تعادل عنصر گمشده پاپ ايران مى شود. يكباره تمام خواننده هاى پاپ از اوضاع مالى و حتى جانى (!) مى نالند، مى گويند انگيزه هايشان پايين آمده و فكرشان براى خلق اثرى متفاوت كار نمى كند. در اين ميان سروكله گروهى به نام «آريان» پيدا مى شود. يك گروه از دخترها و پسرهاى مستعد و جوان كه با آثارشان توجه بسيارى برمى انگيزند. «محسن رجب پور» تهيه كننده اين گروه ۱۱ نفره مى گويد: «ما على پهلوان را داريم كه تك است. مى خواند، مى نوازد، تنظيم مى كند و شعرها هم از آثار خودش است. همه اين كارها را هم خوب انجام مى دهد.»
دونه دونه دونه دونه دونه
پركنه؟ از شادى همه خونه هارو
دونه دونه دونه دونه دونه
پاك كنيم اشكاى روى گونه هارو
اولين ترانه آريان ملكه ذهن نوجوان ها و جوان هاى زيادى مى شود و تا دوردست ترين نقاط مخاطبان خود را مى يابد. آريان سدها را شكسته است و بى هياهو كارش را در گوشه اى انجام داده و حالا با كمك گرفتن از مهندسين ژاپنى به ميدان آمده است. سادگى و روانى اشعار، تازگى ملودى ها، همخوانى و مهمتر از همه، انسجام و هماهنگى گروهى آنها دليل موفقيتشان بود. آريان در طول اين سال ها تنها «گلزار» را از دست داد و اين اواخر «اميرحسين مستعد» نوازنده جنجال ساز گروه را كه به آلمان رفت.
آلبوم آخر آريان «آريان ،۳ تا بى نهايت...» اگرچه اثر خوبى است، اما به نظر مى رسد كه تجربه هاى دو آلبوم قبلى تا حدى در آن تكرار شده است و زمان آن رسيده كه از نو آريان خانه تكانى كند و دنبال ذائقه ديگرى بگردد.
راه هاى خاكى
سال ۸۳ است. به نظر مى رسد طرفداران پاپ ايران كمى از شنيدن ترانه هاى شش و هشت، ترانه هاى شاد، ترانه هاى عاشقانه، ملودى هاى غمگين و خلاصه از آنچه كه در بازار است، خسته شده اند! عده اى هم به در و ديوار مى زنند تا صدا يا نغمه جديدى پيدا شود؛ و خب، جوينده، يابنده است. راك، رپ، پاپ تلفيقى، پاپ عرفانى و ... پا به عرصه وجود مى گذارند.
«شاهكار بينش پژوه» مى گويد: «دوست دارم روى ترانه هاى ضدعاشقانه كار كنم. ثابت كرده اند كه مى توانند در جذب مخاطب كمك كنند.»
شاهكار را كه تا پيش از اين به عنوان ترانه سراى آثار پاپ مى شناختيم، اولين آلبوم رپ را با نام «اسكناس» راهى بازار مى كند. از سويى جشنواره هاى موسوم به زيرزمينى راك برگزار مى شود.
مجيد اخشابى پاپ تلفيقى مى خواند و سازهاى سنتى استفاده مى كند و فرمان فتحعليان پاپ عرفانى، اسپانسرها هم به سمت موسيقى پاپ مى آيند. البته اين بار كار بقيه گروه هاى موسيقى سخت مى شود. گروه هاى موسيقى كلاسيك، سنتى و ملى حامى مطمئنى ندارند. از اين وضعيت بسيار شاكى اند، معتقدند كه حرفشان جايى خريدار ندارد جز مركز موسيقى وزارت ارشاد، يعنى همان جايى كه مجوز تمام آلبوم ها را مى دهد. استادان موسيقى سنتى از اينكه آلبوم هايشان فروش نمى رود، گله مندند. نتيجه اين مى شود كه پاپ به عنوان موسيقى كه توانسته بيشترين حجم توليد را از آن خود كند هنوز نتوانسته در جشنواره موسيقى فجر حاضر شود.
تنها سال گذشته، جشنواره موسيقى جوان، بخشى را با عنوان «موسيقى علمى روز» تدارك ديد كه در آن گروه هاى پاپ به اجراى قطعات پرداختند. احتمالاً پيش آمدن اين موضوع هم با دبيرى «دكتر محمد سرير» كه خود از آهنگسازان پاپ كشور است، بى ربط نيست. جشنواره موسيقى جوان كه تنها راه ارتباط جشنواره هاى موسيقيدانان پاپ با مردم و داوران بود، هر سال شهريورماه برگزار مى شد. درحال حاضر روزهاى اول مهر را سپرى كرده ايم و هنوز خبرى نيست. محمدحسين همافر رئيس جديد مركز موسيقى مى گويد: قرار نيست كه جشنواره هاى رفع تكليفى برگزار كنيم. كارشناسان مشغول بررسى اند و ما تصميم داريم كه در شكل و شمايلى جديد اين جشنواره را برپا كنيم.» و از سويى مركز موسيقى حوزه هنرى نيز توليد آثار موسيقى پاپ را كنار گذاشته و عملاً هيچ مركز دولتى حامى اين موسيقى نيست.
يك دور ناتمام
حدود يك ماهى از آمدن آلبوم گروه «گپ» مى گذرد. بايد خيلى فكر كنى كه چرا اين گروه به فكر انتشار آلبوم افتاده است.
گپ يكى از ترانه هاى معروف لس آنجلسى را بى هيچ تصرف و تلخيص در اين آلبوم گنجانده است. هميشه نگاه كردن به پشت سر، كار بدى نيست و افسردگى نمى آورد. خوشحال بوديم كه تقليدهايى از اين دست مرده است. گپ در حال حاضر جزو دو آلبوم پرفروش بازار است. آن يك آلبوم ديگر «غريبه!» با صداى خواننده اى به نام فريدون است. فريدون پيش از اين در لس آنجلس مى خوانده و براى كسب مجوز اين كار ۴ سال صبر كرده است.
به نظر مى رسد كه بازى دارد از اول شروع مى شود....

|   صفحه اول   |   سياسى   |   خوانندگان   |   سينما   |   گزارش ويژه   |   گزارش زندگى   |   فرهنگ و هنر   | 
|   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   موسيقى   | 
|   گوناگون   |   ارتباطات   |   هزارويك شهر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |